نقد و بررسی کتاب های جدید

نقد و بررسی کتاب های جدید
پیش نویس
       نه تنها در گذشته های تاریخی کتاب های تاریخی زیادی نوشته شده،  و باید آنها را بررسی نمود،  مانند در اینجا،  بلکه در این زمان و در آینده نیز کتاب های زیادی نوشته شده و خواهد شد که همچنان نیازمند بررسی می باشند.  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  و باید تا می توانیم با زندگی و مسائل مختلف حرفه ای برخورد کنیم،  منجمله مطالعه کتاب و نوشته ها،  و حتی دیدم فیلم و مستند.  غفلت از درک سه موضوع مهم این قرن،  یعنی "آزادی، تخصص، ادب"،  باعث می شود،  یک ملت و کشور برای همیشه از نقش روزگار نابود شود،  و به جمع کشورها و ملت های از بین رفته در تاریخ بپیوندند.
تصویر انوش راوید در یک اثر تاریخی در اینجا،  عکس شماره 3506.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو در علم جستجوگر و کنشگر باشید،  واکنشگرا نباشید،  عکس شماره 1621.
برگه 743 زمستان 1395 پیوست تمدن های کهن ایران و جهان است.
 . . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . . 
سمبلهای دروئیدی
   نظر انوش راوید:  نوشته زیر ترجمه خلاصه ای از نوشته ای با نام "سمبلهای دروئیدی در ماسونری و ادیان یهودی- مسیحی"،  به قلم مایکل تساریون است،  که توسط شخصی ناشناس بنام فانوس ترجمه شده،  و در اینترنت منتشر شده است.  بدلیل اهمیت این نوشته آنرا در ارگ ایران باز نویسی می کنم،  و در پائین نوشته های آن با خط قرمز،  نظر خودم را بیان می کنم.
      جوانان باهوش متخصص ایران،  بی خیال و بی اهمیت نسبت به موضوعات تخصصی اطرافتان نباشید،  و به هر چیزی دقت نمایید،  بدانید که در این زمان،  امپریالیسم نو بیش از هر زمان،  کشور و ملت ایران تهدید می شود،  نمونه این مهم را در کشور های منطقه می بینیم.  ضمن درک و دانش آزادی اندیشه و قلم،  نسبت به نقد و نظر مطالب تخصصی خود اقدام کنید.
      خلاصه کتاب و کل مطلب این نوشته و کتاب می خواهد ثابت کند،  بخشی از روحانیون مردمی،  که بیش از ده هزار سال پیش در نزدیکی قطب شمال زندگی می کردند،  بنام آریایی خوانده می شدند،  و آنها دین و آیینی داشتند،  که به آن دروئیدی می گفتند.  سپس این مردم با تغییر آب و هوایی طی هزارها به مناطق جنوبی و تمام جهان رفتند،  و دین و آیین خود را در نهاد دینهای دیگر منتقل کردند و بجا گذاشتند،  که تا به امروز باقی است.  در کتاب سند های تاریخی و باستان شناسی ارائه نشده،  و فقط حرف و عکس های معمولی است.
تصویر مایکل تساریون،  عکس شماره 8655. 
   توجه:  در زیر،  نوشته های کتاب ترجمه فانوس است،  و زیر نوشته ها نظر های خودم را با خط قرمز نوشته ام. 
سمبلهای دروئیدی در ماسونری و ادیان یهودی- مسیحی
      در کتاب ریشه های ایرلندی تمدن نشان داده ام،  که سمبل ها و سنت هایی که به یهودیت, مسیحیت, معبدی ها و ماسونری نسبت داده میشوند،  از ایرلند ریشه گرفته اند.  این سمبلها و سنت ها در آغاز مورد استفاده پیران دروئید در غرب قرار میگرفتند,  کسانی که زمانی در سراسر دنیا به نام آریا شناخته میشدند.
   نظر انوش راوید:  این نشانها همه ریشه در تمدن کهن جی دارند،  گویا این نویسند چیزی از تمدن های کهن ایران نمی داند.  مشروح در لینک زیر:
       نام ایرلند در اصل از کلمات سرزمین آری یا سرزمین آریا Ari/Arya Land گرفته شده است.  در استفاده کرده اند  سرزمین نژادگان یا نجبا « و همچنین » سرزمین غربی « توضیح این نام از .
   نظر انوش راوید:  ایرلند در شمال غرب اروپا و اریان در جنوب شرق آسیا همه ریشه در نام ار یا به آوای دیگر ایر دارند،  و لند به معنی جزیره و ان نیز جایگاه واژه های ایرانی هستند،  مشروح در لینک زیر:
تصویر ملکه الیزابت جوان همراه با دروئید بزرگ در مراسم دروئیدی امروزین،  که چیزی بیش از آتون پرستی نیست،  و از اصول باستانی و حقیقی دروئیدها مطلقاً دور است.
فرضیه ما
ریچارد کلی هاسکینز:  ده فرمان دروئیدها تقریباً به طور کامل با ده فرمان موسی یکی است.
       کار بر روی کتاب ریشه های ایرلندی تمدن را از سال 2005 آغاز کردم،  و هر دو جلد کتاب در نوامبر 2007 منتشر شد.  تحقیقات من درباره نقش ایرلند در تاریخ جهان از سال 1981 و پس از مطالعه اولیه اساطیر ایرلند باستان آغاز شد.  تا امروز معدودی از نظریات من مورد قبول نویسندگان و محققین قرار گرفته است.  هیچ یک از این نظریات مورد مطالعه دقیق یا چالش به جای تجدید نظر طلبان تاریخی قرار نگرفته است.  با این وجود در دورانی به سر میبریم،  که احتمال دارد در نهایت نظریات من مورد تایید قرار بگیرند.  کشفیات باستان شناسی اخیر به تغییر زیربنایی آنچه اکنون به عنوان تاریخ غرب مورد قبول قرار دارد کمک خواهد کرد.  مدام در مورد دروغها و سفسطه هایی که حقایق مربوط به گذشته ما را پنهان کرده اند اغماض میشود. محقق بیطرفی قرار بگیرد:
   نظر انوش راوید:  البته ایجاد طرح جدید در تاریخ کار سختی است،  زیرا همه چیز را بهم می ریزد،  از آکادمی تا سیاست،  ولی در نهایت علم بر جهل پیروز است.  من نوشته "سمبلهای دروئیدی در ماسونری و ادیان یهودی- مسیحی" را در ارگ ایران مورد نقد و بررسی قرار می دهم.
  ــ  عناصر تمدن مدرن از دوران ماقبل سیل بزرگ ریشه گرفته اند,  دورانی بسیار قدیمی تر از آنچه به عنوان طلیعه تمدن شناخته میشود.  پس از تخریب آتلانتیس و سایر تمدنهای ماقبل تاریخی،  تقریباً حدود 13500 سال پیش, عناصر فرهنگی باقیمانده به بریتانیا و اسکاندیناوی منتقل شدند.
   نظر انوش راوید:  سند های این مورد بسیار کم است،  سندهای تمدن کهن جی،  در موهنجدارو و شهر سوخته و کنار صندل و غیره بسیار زیاد است،  همچنین انسان های اولیه آثار زیادی از 8 تا 14 هزار سال پیش در شمال آفریقا گذاشته اند.
  ــ  محافظین و منتشر کنندگان دانش مربوط به دوران ماقبل سیل کاهنانی بودند،  که به نام دروئید شناخته میشوند. دروئید به معنای خدمتگذار یا نگهبان حقیقت است. دروئیدها کاهنانی با حضوری جهانی بودند و حضورشان محدود به اروپای غربی نمیشد. در مصر به اسم آمون پرستان شناخته میشدند. کیهان شناسی و روحانی گری هند, مصر, ایتالیا, یونان و سایر کشورها بومی و منطقه ای نبود و همه از بریتانیا و اسکاندیناوی ریشه گرفته بود.
   نظر انوش راوید:  آثار مصر براحتی نشان می دهند،  که ریشه از جنوب ایران و خلیج فارس دارند،  در اروپا هیچ نشان دیده نمی شود.
  ــ  ایرلند گهواره مابعد سیل بزرگ برای عناصر تمدن بود و نه مصر. این عناصر از بریتانیا و اسکاندیناوی به سراسر جهان گسترش یافتند. این واقعیت بحث برانگیز از آن رو مدام مورد انکار قرار گرفته است که به حدسیات درباره آتلانتیس, عمر حوادث بزرگ و آخر زمانی گذشته, و تاریخ انسانهای پیشرفته ماقبل آدم دامن میزند. افشاگری در چنین مورادی اصول زیربنایی علم و دین دوران مدرن را تخریب میکند. به علاوه, به دلیل از میان بردن همه گیر دروئیدها و سرکوب و مثله کردن طولانی و عمدی سنتهای اجتماعی و سمبلهای دینی شان, حقایق مربوط به دروئیدهای بریتانیایی تا حد وسیعی ناشناخته مانده است
   نظر انوش راوید:  ترفند اسرار دین های باستان است،  که خیلی موضوعها را ناشناخته بگویند،  و وانمود کنند ناشناخته است،  تا همیشه اسراری برای سادگان داشته باشند.
  ــ  ارتباطاتی بسیار کهن بین بریتانیا و مصر وجود داشته است. بسیار پیش از اولین سلسله های رسمی مصر،  بیش از 4000 سال پیش،  آریایی های غربی به خاور میانه و خاور دور مهاجرت کردند،  و با پایه گذاری تمدن هایی در این مناطق, تمدنهای موجود را غنی تر کردند.  بقایای آنها در شمال مصر و مناطقی واقع در شرق این ناحیه یافت شده است.  آنها معماران اصلی اهرام جیزه و بسیاری از معابد مقدس حاشیه رود نیل بودند. آنها پرستش آمون- را, اوزیریس, هوروس, و ایسیس خدای ایس در مناطق نوردیک را با خود به ارمغان آوردند. آریاییهایی که اکنون به مشرق زمین آمده بودند،  سرزمین اجدادیشان را به دلیل خرابی های عظیمی، که در دوران ماقبل تاریخ رخ داده،  عالم اسفل و جهنم  وجهان زیرین میخواندند. حتی واژه هایی مانند، سرزمین مردگان بود، اشاره به همین تخریب های عظیم ماقبل تاریخی در مغرب زمین دارد.
   نظر انوش راوید:  سریع نتیجه گیری شد،  طی هزارها حرکت تمدن را نمی شود به یکباره و در جمع آریایی نامید،  و از خرابی عظیم نام برد،  بدون اینکه آثاری باشد.  خود بخود به این ترتیب،  بزرگان آکادمی تاریخ،  اینگونه نوشته ها را نمی پذیرند.
  ــ  بسیاری از مهاجرتهایی که به جزایر بریتانیا انجام شده عمدتاً بازگشت بوده است. در طول دورانی نامیده شده, وقایع آخر زمانی عظیمی که به دنبال وقایع عامل ویرانی دوران بلایا،  که اصطلاحاً آتلانتیس رخ دادند, عامل جابجایی ساکنان اولیه بریتانیا بودند. این جابجایی اجباری به مقصد قاره ای انجام شد،  که باریکه هایی از خشکی راه ارتباطی آن بودند. این قاره ها زیر امواج غرق شدند.
   نظر انوش راوید:  این نتایج فاقد سند است،  سند باستان شناسی برای تاریخ نگاری مراحل رشد و تکامل طی دوران تاریخ را دارد،  و نمی شود سریع از آن گذشت.
  ــ  دروئیدها آریایی بودند، این واژه عمداً به شکلی اشتباه تفسیر شده است، و نام یک نژاد خوانده شده. این واژه در واقع به گروهی روحانی اشاره دارد. این کلمه همچنین نام واقعی ایرلند است. کلمه آریا میتواند از اِری, خداوند زمین که مورد پرستش دروئیدها بوده مشتق شده باشد. به لحاظ ریشه شناسی لغات, آری و اِری به عنوان ریشه های معادل انگلیسی کلمات زیر شناخته شده اند: منطقه, زمین, تارا, مری, هرا, بنارس, ارمنستان, آرامی, اشرافیت:
area, terra, Tara, Mary Hera, Benares, Armenia, Aramaic, and aristocracy
   نظر انوش راوید:  از ابتدا شما مشخص نکردید،  که آریایی منظورتان روحانیون دروئیدی است،  یا مجموعه ای از مردم در طی زمان،  یا نام مکان.  در کشور هندوستان تعریف دیگری برای آریایی دارند،  همچنین در ایران و افغانستان و ازبکستان تعریف های جدایی دارند،  جالب است بدانید که ازبکها خود را آریایی می دانند.
  ازبک =  از + بک =  پرستنده آتش.
  از = آز = آذر = آزریا = آریا = پرستندگان خورشید.
  بک = بغ = مخ، مغز، مغ = دانا، حکیم، روحانی.
  ــ  امروز به زبان آریایی های باستان به عنوان زبانهای آرامی و عبری اشاره میشود. زبان شناسهای مزوّر و به اصطلاح متخصصین درباره این زبانها فریبمان داده اند. این زبانها سامی و زاییده یهودیان اولیه یا کنعانیان نیستند. برعکس, 55 حرف الفبای عبری بر پایه الفبای ایرلندی باستانی یا الفبای آریایی قرار گرفته اند. به طور ویژه, الفبایی که عبری نامیده میشود الفبای مقدس اساتیدی است که در بریتانیا و مصر به سر میبردند. این حروف الفبای غیر هیروگلیفی کاهنان بود, الفبای مقدس ایبارو ها که اجداد معتقدان به دین امروزین یهودیت نبودند. آنها خردمندانی بودند, معمارانی بودند که تمدنهای عالی و برجسته ای را بنا نهادند که در نهایت به دست کسانی به پستی کشیده شد که سمبلهای مقدسشان را مصادره کردند, به فساد کشیدند و به ناحق نمایندگی کردند. به نقل از تونی بوشبی محقق, شکل 555 حرف الفبای عبری ایبارو،  بر پایه سایه های مار مانندی طراحی شده بود، که با گذر نور خورشید از سنگ قله هرم بزرگ جیزه تشکیل میشد, سنگ قله ای که امروز گم شده است. این حروف به 55 ورق تاروت که منشأ ایرلندی دارند, و به 55 راه خط درخت کابالایی حیات نسبت داده شده اند.
   نظر انوش راوید:  زبان آرامی زبان ایرانی است،  و ریشه در حروف هیروکلیف جی دارد،  این زبان از خوزستان طی هزارها به تمام جهان رفت،  و در مکان و زمان تغییرات داشته است.
  آرام = آ + رام = رام اول، رام بالا.
  آ = حرف اول الفبا = اول، بالا.
  رام = رامهرمز، رامسر، رامش ، آرامش. 
 ــ  اجازه دهید در اینباره که درخت مقدس هزاران سال پیش از یهودیت و مسیحیت برای اساتید بریتانیایی, نوردیک و اروپایی شناخته شده بود تردید به خود راه ندهیم.
  ــ  نامها و کلماتی مانند اسرائیل, بنی اسرائیل, یهودی, جهود, یهوه, آدونیا, آتون, آمون, الوهیم, مسیح, عیسی, کریست, یوشع, اسحاق, داود, سلیمان, موسی, هیرام و غیره, در اصل القابی دروئیدی یا آریایی بودند. بعضی از این نامها عنوان اعضای بلندمرتبه کالج های دروئیدی بودند. این کلمات عمداً کپی برداری و به اشتباه ترجمه شدند و درباره استفاده و معنای آنها توضیحات اشتباه داده شد تا حقایق مربوط به ریشه ادیان را پنهان کنند. کلمه لاوی تغییر یافته کلمه لویان است و اشاره داره به گروهی از اساتید که پیرو لو بودند و در میان رودان زندگی میکردند. مراسم, سنتها و عناوین آنها بعداً در نوشتن کتاب عهد قدیم مورد استفاده قرار گرفت. کلمه لاوی همچنین ارجاع دارد به درخت بارانک که برای آریایی های باستان در مغرب زمین مقدس بود. درختهایی مانند بارانک و سرخدار و بعضی درختان دیگر سمبل های شناخته شده آریایی ها بودند.
   نظر انوش راوید:  تمدن نویسایی و ریختگری و …  بدلایل جغرافیایی در هزاره اول خورشیدی ایرانی،  از جنوب ایران شروع شده و سپس به تمام جهان رفته است.
اسرائیل = اس + را + ایل =  خاندان روش پاک،  خاندان با ایمان،  به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.
  ــ  ادیان یهودی- مسیحی کپی برداریهای تقلبی از آیین دروئیدها و آمون پرستی هستند. عمده اصول, تعالیم, عبارات و سمبلهای ادیان امروزی نتیجه کپی برداری های تقلب آمیز عمدی هستند و بر اساس الهیات آریایی باستانی و خدا- ستاره شناسی بنا شده اند. عملاً هر رفتار و کلامی که از اعضای معتقد و حنیف این دینها میبینیم یا میشنویم طوری طراحی شده که این حقایق مناقشه برانگیز مخفی نگاه داشته شوند.
   نظر انوش راوید:  دینها نیز مانند همه جوانب تمدن رشد و تکامل داشتند،  مانند لینک زیر:
  ــ  کپی برداری های انجام شده از سنت های دروئیدی و آمون پرستی ممکن است با نام آتون پرستی خوانده شوند. آتون پرستی عمده ترین پایه اصول یکتاپرستی موجود در الهیات ادیان ابراهیمی است. این که خبرگان و متخصصین مدرن کف بر دهان می آورند و این نکته را انکار میکنند حقیقت امر را تغییر نمیدهد. حقیقت این است که مسیحیت آنچنان که بسیاری از محققین ناآگاه گفته اند, به دست یهودیان مساوات طلب, یا فرقه اینسیان , مندائیان, رواقیون, یهودیان اسکندریه, یا گنوسی های اسکندریه ایجاد نشد. بیشتر این فرقه های شرقی شاخه هایی از آتون پرستی باستان بودند. میتوان همین ادعا را درباره میترائیسم و تلمودیسم داشت. یهوه یهودی که با نام آدونای نیز شناخته میشود چیزی جز آتون, خدای نور نیست.
   نظر انوش راوید:  همه ریشه در تمدن های ایرانی دارند.
  ــ  امپراتورانی که مسیحیت را کدگذاری و تاسیس کردند اعضای فرقه های خورشید پرست بودند که خود سلولهای بیرونی تری از لژهای سرّی تر آتون پرستی بود. اعضای رده بالای دودمان های رومی کلودی, پیسو و فلاویان با صدوقیان و فریسیان همکاری تنگاتنگی داشتند تا دین مسیحیت را پایه گذاری کنند. نخبگان آتون پرستی از قدرت گرفتن دینهایی که بر پایه اصول مساوات طلبانه و دروئیدی بودند وحشت داشتند. برای سرکوب حریفان و تقویت سلطه امپراتوری, به تهیه و تدوین نسخه های دروغین و فریب آمیزی مانند نسخه های پاول و مارسیون پرداختند تا مسیحیت را با بر پایه خدایان و قهرمانان خورشیدی باستانی متعدد ایجاد کنند. عناصر عیسی مسیح طراحی بصری و سمبلهای نجومی کتاب مقدس این نکته را بدون هیچ شبهه ای ثابت میکند. در عین حال خدای انجیل چنان که بیشتر مورخین به اشتباه گفته اند, همان یهوه یا خدای یهودیان نبود. خدای مسیحیت خدای مخصوص کاهنان و فرعونهای فرقه خورشید پرستی بود که خود نوادگان اشرافیت از آنها نام برده بنی اسرائیل هیکسوس بودند و با کدگذاری رمزی در کتاب عهد قدیم با عنوان شده است. این کلمه از ایسا مشتق شده است, خدای آریایی های مغرب زمین و آمون- را, خدای نوادگان شان, یا همان شاهان باستانی مصر.
   نظر انوش راوید:  درباره رفتن دین و آئین مهاریسم و میترایی به اروپا،  در وبلاگ گفتمان و لینک زیر نوشته شده است.
  ــ  این همدستان توطئه که به نادرست یهودی نامیده شده اند و عملیات قیصرها و امپراتورهای روم را مدیریت میکردند, آتون پرست بودند. آنها به طور خاص رهبران انجمن ملچیزدک یا اخناتون بودند. آنها  سنتهای شفاهی فریسی ها و صدوقی هایی بودند از رده های بالا که حافظ آنچه به اصطلاح خوانده میشود بودند؛ سنتهایی که گفته شده در کوه سینا به اجدادشان منتقل شد. نخبگان جادوگری به نام گائونی هم شناخته میشدند. به منظور پنهان نگاه داشتن هویت خود, شروع به است. حرف جی پسران خورشید استفاده از عبارت فراماسون کردند که به معنای G که از سمبلهای ماسونی است اشاره به همین دار و دسته لوسیفری فوق سرّی دارد. نوع نگارش دیگر حرف جی g سمبل انجمن برادری مار یا دربار اژدها است که آتون پرستان و گائونی ها به آن تعلق دارند
   نظر انوش راوید:  درباره آوا و معنی جی یا ژی در تمدن کهن جی نوشته ام.
  ــ  دیندار و امروزی ندارند. عبارات و القابی از این دست،  یهودیان،  گائونی ها هیچ وجه اشتراکی با اشاره به فرقه ها و باورهایی ندارند که ما به طور عمومی و در اولین برخورد به آنها منتسب میکنیم. این القاب اشاره دارند به گروهی از جادوگران که بازمانده فرقه های فاسد خورشیدپرستی باستان لوسیفری ها بودند. اعضای خاندان سلطنتی انگلستان یهودی هستند هرچند متعلق به دین پروتستان هستند. پاپ و اسقف هایش و کاردینال هایش همه یهودی هستند هرچند به دین کاتولیک متعلق هستند. واژه تودور از کلمه جودا یا یودا گرفته شده است, همانطور که واژه انگلیسی با معنای قاضی Judge , واژه انگلیسی با معنای آموزگار Tutor و واژه توتنی . این حقایق بر اعضای انجمن های ماسونی و سایر زیرشاخه های یهودی-آتونی آشکار شده اند. برای آنها تعلقات دینی معنای چندانی ندارد و تنها پوششی است که به فریب دادن توده های ناآگاه جهان کمک میکند
   نظر انوش راوید:  جهت اطلاع بیشتر به لینک زیر مراجعه شود:
  ــ  پایه گذار آتون پرستی فرعون اخناتون یا آمن هوتپ چهارم بود. در تاریخ یهودیت نام رمز او موسی, زادوک و ملچیزدک است. او برخلاف آنچه نود و هشت درصد نویسندگان و مورخین جهان نوشته اند روشنگری نکرد. برعکس, خودبزرگ بینی بود که به تخریب مصر پرداخت و بسیاری از عجایب آن را بیرحمانه از میان برد. او در نهایت خلع قدرت و تبعید شد. چنان که رالف الیس محقق نوشته است, قدرت گرفتن عقاید یکتاپرستانه اخناتون و شاخه انحرافی الهیات خورشیدی همزمان شد با پدیده ستاره شناسی مهم انتقال خورشید از نشان گاو به نشان قوچ.
   نظر انوش راوید:  دو نشان گاو و قوچ سابقه بسیار طولانی تر در ایران دارند.
  ــ  آتون پرستان اخناتون اعضای اشرافیت هیکسوس یا به اصطلاح شاهان چوپان بودند،  به عقیده من این شاهان جنجالی از تبار سیتی ها یا گیلیک اسکاتلندی بودند. به عبارت دیگر, از غرب آمده بودند. در طول دوران فجایع بزرگ طبیعی و پس از این دوران, اجداد آنها که آریایی خالص بودند از بریتانیا به اروپای شمالی و شرقی گریختند, و سپس از آن نواحی به سمت شرق و به طرف سوریه, فلسطین, چین, ژاپن, پاکستان و هند حرکت کردند. اگرچه سیتی های متاخرتر با آریاییهای دوران کلان- سنگی نسبت داشتند, تعدادی از آنها دچار فساد اخلاقی و معنوی شدند. امروزه تعداد اندکی از مورخین و باستان شناسان متعلق به روایت رایج و رسمی, با اکراه پذیرفته اند که کلتی سلتی های غربی که به اشتباه به این نام خوانده شده اند در خاور میانه و خاور دور نیز اقامت گزیده بودند. به لحاظ تاریخی این مهاجرت در دوران متاخرتر اتفاق افتاد, در حدود 600 پیش از میلاد به بعد. دانشگاهیان امروزین جرات آن را ندارند که مهاجرت قدیمی تر مربوط به دوران کلان- سنگی و از غرب به شرق را بپذیرند یا تایید کنند. چنان که گفتیم این مطلب باعث ایجاد پرسش های بسیاری میشود که متخصصین همیشه و با تحقیر مورد بی اعتنایی قرار میدهند.
رالف الیس, مصطفی گادالا, و احمد عثمان, از تجدیدنظر طلبان امروزی که دنباله رو نوابغی چون ویلیام بومونت هستند به این نتیجه رسیده اند که کسانی که در کتاب مقدس به اصطلاح و  بنی اسرائیل خوانده شده اند همان آتون پرستان هیکسوس بودند که ابتدا در آغاز یهودی سلسله هجدهم و سپس در دوران اخناتون از مصر رانده شدند. من در این مورد با این صاحب نظران کاملاً هم عقیده هستم و اضافه میکنم که آتون پرستان هیکسوس در اصل سیتی و اهل مغرب زمین بودند. من همچنین معتقدم همسر اول اخناتون, نفرتیتی و دخترش مریتاتن سیتی بودند.
افسانه تبعید و اسارت بنی اسرائیل
  ــ  بنی اسرائیل سیتی-آتون پرست- هیکسوس از صفحه زمین پاک نشدند و هیچ دورانی را نیز در اسارت نگذراندند. آنها سلسله ای فوق ثروتمند از فراعنه مصر بودند که ارتباطاتی بسیار قوی در سراسر جهان داشتند. پس از سقوط اخناتون بازماندگان آنها به سرزمینها آبا و اجدادی در غرب مهاجرت کردند تا یک امپراتوری جدید را پایه گذاری کنند. آنها از بریتانیا بر نایبان خود در آتن, روم, تانیس صان الحجر در شمال شرقی دره رود نیل-مترجم, اسکندریه , یهودا،  بخش کوهستانی جنوب فلسطین-مترجم,  و سایر نقاط حکمروایی میکردند. امپراتوری بریتانیا بدون هیچ شکی امپراتوری آتون پرستان است, سرزمینی که خورشید، آتون، هرگز در آن غروب نمیکند. پایه گذاران امپراتوری و کسانی که آن را پابرجا نگاه داشته اند قرنها است که آشوب ایجاد میکنند و عامل رنج و عذابی باور نکردنی در سراسر جهان بوده اند. کار ما افشای این اشرافیان روانی است و تخریب این صنعت ضد انسانی. تا زمانی که هویت لوژ سیاه به درستی آشکار و سپس تخریب نشود, فعالیتهای عمومی یا سیاسی و اصلاحات مدنی تاثیر گذار نخواهد بود.
   نظر انوش راوید:  البته مطالب تا حدودی درست است،  اما الکی هم نمی شود با پرستش و دین و آیین این چیزها،  دست آورد های بزرگی مانند بریتانیای قرون جدید داشت،  سابقه بسیار مهمتر تاریخی فرهنگی لازم دارد.  در هرصورت به این ترتیب،  سلسله هخامنشیان ایران نیز تاریخ متفاوت خواهد داشت،  که نیازمند بررسی های عمیق است.  نباید تاریخ نویسی تبدیل به ترفند هایی مانند ما و فرازمینی ها شود.
***
  ــ  ورود آتون پرستان توسط وقایع نگاران ایرلندی و اسکاتلندی ثبت شده است. اسنادی وجود دارد که در آنها به این مهاجمین تحت عنوان ملطی اشاره شده و رهبرشان شاه میل خوانده شده است. باور رسمی بر این است که ملطی ها در حدود 600 پیش از میلاد از اسپانیا به ایرلند سفر کردند. من معتقدم درباره این تاریخ ها به عمد اشتباه شده است. هجوم آتون پرستان احتمالاً حدود یک هزار سال پیش از این زمان رخ داد. دلیل دستکاری در این تاریخ این است که مورخین تشویق شده اند زمان هجوم گیلیک ها به ایرلند, سرکوب دروئیدها, و ایجاد مسیحیت را به دوران مابعد قدرت گرفتن روم،  700 پیش از میلاد، مربوط کنند و نه به ماقبل آن. چنان که قبلاً نیز گفتم, اجداد ملطی ها، سیتی ها، اصالتاً ایرلندی بودند. آنها مدتها پیش از دوران اخناتون و آتون پرستان و در پی فجایع طبیعی عظیم به اروپا و خاور میانه مهاجرت کرده بودند.
  ــ  ملطی های آتون پرست از میان بردن دروئیدها را امری مشکل یافتند و در نهایت از مامورانشان در روم و سایر نقاط درخواست کمک کردند. به عقیده من فعالیتهای امپریالیستی اسکندر کبیر, سزار ژولیوس آگوستوس, و سایر خونخواران رومی و یونانی اقداماتی مزدورانه بوده که هزینه آن به دست آتون پرستان رده بالای مستقر در انگلستان تامین میشده و مدیریت آن نیز با همان آتون پرستان بوده است. همین گروه مافیایی بریتانیایی هزینه تاسیس کلیسای مسیحی بیزانسی را در قسطنطنیه و در نهایت در رم تامین کرد.
   نظر انوش راوید:  نوشتید  "امپریالیستی اسکندر کبیر"  امپریالیسم تعریف خاصی دارد،  که به اسکندر و آن زمان نمی خورد.  مدارک ما نشان می دهد،  که اسکندر ایرانی بود،  و به اروپا رفته،  از نظر ما و با مدارک و آثار ایرانی،  این رهبری در آن دوران،  از درباره های ایران بوده است،  نه از آن جزیره دور افتاده.
   مسیحیت شکل تغییر یافته آئین دروئیدی بود و هنوز هست و جای این مکتب بی پیرایه را که زمانی در سراسر جهان شناخته شده و مورد احترام بوده مصادره کرده است. به علاوه, راهبان آتون پرست ایرلندی که مسئول از میان بردن آیینهای دروئیدی بودند تبدیل شدند به مربیان اشرف زادگان بریتانیا و اروپا که عضو انجمن معبدی بودند. این دو شاه مرووینجی: مرووی دوم و داگوبرت دوم تعالیم اولیه خود را در ایرلند دیدند. این راهبان آتون پرست همراه با دست پرورده های معبدی و سیسترسی آئین های مثله نگهبانان خود شده دروئیدی شدند. این دومین دلیل است بر این واقعیت که عناصر مشرکانه در اصول و نمادهای مسیحیت یافت میشوند. این موضوع همچنین دلیلی است بر رقابتهایی که در نهایت منجر به درگیری هایی بین طرفداران سفت و سخت پاپ و گنوسی هایی مانند کلیسای سلتی ایرلند شد, و درگیریهایی که بین طرفداران پاپ و شوالیه های معبد ایجاد شد.
  ــ  اعضای بریتانیایی, فرانسوی, آلمانی و سوئیسی سلسله های مرووینجی آتون پرست بودند و هنوز نیز هستند. انجمنهای مخفی قدرتمندی همچون انجمن صهیون, شوالیه های معبد, فراماسونها, رزکراسی ها، ایلومیناتی و غیره همه به دست نخبگان اشراف زاده )و سایر نهادهای پنهانکار مانند حلقه رومی یا کالج کاردینالها، که یا به لحاظ تباری و یا به لحاظ ایدئولوژیکی با یهودان هیکسوس- آتون پرست دوران باستان وابسته اند تشکیل شده و اداره میشوند. اعضای این گروه ها هستند،  شاهزادگان نور یا لوسیفریان.
  ــ  زاده فکر امپریالیستهای آتون پرستی نظم نوین جهانی، معماری کنترل امروزین و به اصطلاح است که نوشته های من به افشایشان میپردازد. عمده سمبل ها و نشانهای کمپانی های بزرگ و آنها معماری کنترل است که نظم نوین جهانی. دین نشان فرقه لوسیفری آتون پرستان را دارد ساخته شده, نظم کهنی که در دوران قدیم از دست دادند.  نظم کهن جهانی  برای جایگزینی فرقه جادوگران گائونی یا راس الجالوت, شاهزادگان یا برادران نور یا همان آتون به کمک ابزار سیاسی و اعتقادی مردم را کنترل میکنند. ادیانی که گسترانده اند به کار کنترل کردن احساسات انسان و آرام کردن روحیه شورشی او می آید, و همزمان سازمانهای سیاسی به انسان حس کورش کرده و اسیر خیال واهی تغییرات مثبت نور آتون برتری و قدرت میدهند. انسانی که اجتماعی و پیشرفتهای تکنولوژیکی است از نظر روانی محبوس شده است. در نتیجه, هیچ تهدیدی از طرف او متوجه مهره های صاحب قدرت این نظام نمیشود, کسانی که انسان را همچون مهره بی ارزش سرباز در صفحه بازی شطرنج ژئوپولتیکی خود قربانی میکنند.
  ــ  معماران امروزین کنترل چنان که بعضی مسیحیان نظریه پرداز توطئه میگویند, دست پرورده های یک ناشناس نیستند. آنها اعضای پذیرفته شده انجمن های برادری سرّی هستند که دین سرّی توسط همان لوژ سیاهی درست شده که نهاد کلیسای مسیحیت را بنا نهاده است. در نتیجه, مسیحیانی که تلاش میکنند پرده از کارهای انجمن ها سرّی بردارند تا حدی وسیعی نسبت به حقایق حیاتی مربوط به آئین مورد پرستش خود جاهلند. ندانستن اینکه همان دینی که به آن تعلق دارند توسط همان آتون پرستانی بنا و تامین هزینه شده که انجمن های سرّی را اداره میکنند, آنها را ناتوان کرده است. آتون پرستان موذیانه جامعه را دچار تفرقه کرده اند تا یک گروه ناآگاه را به جان گروه دیگر بیندازند. مادامی که این دو نیمه متضاد اما مکمل, بدون خرد مشغول کشمکش هستند وجود آتون پرستان مخفی می ماند .
  ــ  ادیان ابراهیمی, منجمله مسیحیت کاتولیک و پروتستان, صهیونیسم و ماسونری همه نامهای آتون پرستان یا لوژ سیاه ایجاد شده اند. در نتیجه, تنها کمپانی تجاریی هستند که توسط کسانی که دچار تعصب دینی یا سیاسی نیستند میتوانند با موفقیت به مبارزه با هوشمندی نابکاری بپردازند که دیرزمانی است انسان را طعمه خود قرار داده است.
   نظر انوش راوید:  باید استعمار و امپریالیسم را بدرستی شناخت و آهنگ روند رشد و تکامل آنها را متوجه شد،  و این مهم را شوخی نگرفت،  بویژه ما ایرانیان و مردم قاره کهن،  که بیشترین صدمه را دیده و داریم می بینیم.
خدمتگزاران آتون
      به زودی جهان درخواهد یافت که تمدن در نیمکره شمالی و پیش از هزاره دهم پیش از میلاد وجود داشته است, و دانشی که بشر در دوران اخیر به دست آورده چیزی جز بخشی از خرد ماقبل سیل بی تعصب و روشن ذهن در دانشگاه های سراسر دنیا ممکن است به متخصصین بزرگ نیست زودی بپذیرند که عناصر اولیه تمدن در سرزمین های غربی ریشه گرفتند, و رابطه ای دورادور اما بسیار کهن بین ملل شرق و غرب وجود داشته است. ممکن است بالاخره حقایق مربوط به ریشه های یهودیت و مسیحیت را تصدیق کنند و با نور افکندن بر مافیای شرور آتون پرستان که دیرگاهی است عملیات دینها و دولتهای جهان غرب را مدیریت میکند آنها را رسوا کنند. باید امیدوار بود .
  ــ  ارسطو تایید میکند که فلسفه از یونانیان به گُل ها یا همان دروئیدها نرسید, بلکه یونانیان دریافت کننده آن بودند. نه تنها نویسندگان یونانی اعتبار فلسفه بریتانیای باستان را قدر مینهند, بلکه کسان دیگری نیز هستند که بین این فلسفه و هند باستان, جایی که جزایر بریتانیا به نام جزایر مقدس غرب نامیده میشد, و یکی از این جزایر را با نام بریتاشتان یا تختگاه و مکان وظایف دینی میشناختند, ارتباطی یافته اند. هندوها این جزایر را سرزمین پیتریس یا پدران نوع بشر مینامیدند, و مردم ولز خود را قدیمی ترین نژاد میدانند.  جان دنیل, کتاب فلسفه بریتانیای باستان, 1852
     نسلهای متعدد از روسای آتون پرستان هیکسوس-سیتی و نوادگانشان جادوگری خود را پشت پرده سلسله ها و فرقه های شناخته شده تر ادامه داده اند. این سلسله ها و فرقه ها شامل موارد زیر میشوند:
 ــ  هارونی ها،  ــ  لِوی ها یا لاوی ها،  ــ  انجمن ملچزدیک،  ــ فرزندان زادوک یا نخبگان صدوقی،  ــ  گائونی ها یا شاهزادگان نور،  ــ  کالج کاردینال ها و انجمن های مربوطه مانند شوالیه های مالت, اُپوس دِئی و شوالیه های کلمبوس و غیره،  ــ  شوالیه های معبد،  ــ  فراماسون ها،  ــ  رزکراسی ها،  ــ  انجمن سنت مایکل و سنت جرج،  ــ  انجمن گارتر.
    و سایر سلسله های قدرتمند آسیایی, خاور میانه ای, اروپایی و بریتانیایی معتقدم اعضای شاخه های شرقی تنها همدستان آتون پرستان نبودند. قدرت آنها به عقیده من اعضای خانواده های برجسته سرزمین های غربی مانند وسپیان, تیتوس, کلاودیوس, پوپیا, کنستانتین, تئودوسیوس, و یوستینیان را نیز اغوا کرده بود. چندین عضو سلسله فلاویان روم برای مثال به دلیل ارتباطشان با نوادگان اخناتون به قدرت رسیدند. اعمال این افراد توسط حلقه ای از آتون پرستان تامین هزینه و مدیریت میشد که وجود و حضورشان تا دوران اخیر تا حد زیادی ناشناخته مانده بود.
  ــ  سرپرست اعظم سازمان میترایی پاتِر پارتوم یا پاپ نامیده میشد, و در رم, ناحیه واتیکان اقامت داشت،  فلاویو باربیرو, انجمن سرّی موسی.
   ــ  امپراتور تیتوس فرزند امپراتور وسپیان  7 تا 79 پس از میلاد،  از سلسله فلاویان بود.  بنا به برخی اسناد واقع در نوشته های تاسیتوس, سوئتونیوس, و جوزیفوس, وسپیان با نخبگان یهودی مانند تیبروس جولیوس الکساندر گماشته, و باسیلیدس کشیش الکساندری ارتباط داشت. به نقل از بعضی محققین, وسپیان و متحدین شرقیش دینی را ایجاد کردند که بعداً تبدیل به مسیحیت شد. توطئه گران بزرگ پس از پایه گذاری دین جدید به تحقیر و از میان برداشتن آیین ها و فرقه های رقیب پرداختند. جانشین وسپیان, فرزندش تیتوس 79 تا 81 پس از میلاد،  به غارت یهودا  سرزمین های جنوبی فلسطین-مترجم،  پرداخت, اقدام به قتل عام یک میلیون تن یا بیشتر کرد, و محتویات خزانه مقدس معبد اروشلیم را تحت حفاظت به روم منتقل کرد. معتقدم فلاویان ها تنها خدمتکاران نخبگان آتون پرستی بودند که برخی فرقه های قدرتمند اسکندریه و یهودا را خطری برای سلطه خود می دیدند. آنها از ایجاد دینهای عرفانی جدید که بر پایه الهیات دروئیدی و آمون پرستی بنا میشد وحشت داشتند. با وحشت از کاهش قدرت خود, نوکران رومی و رومی- یهودی خود را به کار نگارش نوشته های پولس و سایرین گماشتند. این نسخه ها به قصد کپی برداری تقلب آمیز و تخریب اصول باستانی نوشته شد تا دین جعلی جدید که امپراتوری را تثبیت میکرد پابرجا شود. چنان که در کتاب نشان خواهم داد, رومی های طرفدار آنها همکاری نزدیکی با نخبگان پنهانکار صدوقی اهل یهودا داشتند تا قیام ها را سرکوب کنند و به گسترش یگانه پرستی و قدرت امپراتوری کمک کنند. این گروه ها توسط عالی رتبه ترین آتون پرستان بریتانیا هدایت میشدند. ریشه های ایرلندی تمدن, جلد دوم.
   ــ  مشرکان عقیده داشتند که خورشید خدای مسیحیت است, زیرا رو به جهت طلوع خورشید دعا میکنند و روز نیایش شان یکشنبه، معنای معادل انگلیسی یکشنبه روز خورشید است- مترجم است،  پدر ترتولیان.
تصویر راهبان ایرلندی در حال نیایش خورشید
   ــ  کاهن اعظم صدوقی که به دست رومی ها به مقام خود رسیده بود به دست متعصبین به قتل رسید و کارزار ترور عظیمی علیه سایر صدوقی هایی که همداستان رومی های شده بودند به راه افتاد.  بیجنت و لِی, کتاب میراث ماسونی.
  ــ  جای هیچ شکی وجود ندارد که حضور مردان تعلیم دیده در مصر که رابطه نزدیک خود را با امپراتوران حفظ میکردند به محبوبیت فرقه های مصری در دربارهای امپراتوری کمک میکرد. دکتر مارگریتا تاچِوا.
  ــ  کلادیوس نیز نسبت به دین مصری نظر مساعد داشت, همچنان که نرون…که معلمی مصری به نام کائرومون داشت. این معلم به گستردن دانش مصری در روم پرداخت… وسپاسیان مجسمه بزرگی از نیل را به روم اهدا کرد. همراه با پسرش تیتوس, شب قبل از غلبه بر یهودا، سرزمین های جنوبی فلسطین- مترجم در سال 71 میلادی را در معبد رومی ایسیس صبح کرد. احتمالاً تیتوس همان فرعون ناشناسی گاو تصویر شده است، آپیس است که در کاتاکومب های اسکندریه مقابل. اریک هورنانگ, کتاب افسانه سرّی مصر.
  ــ  امپراتور وسپاسیان تمام آثار هنری دینی یهودی را که پیش از او در انبارهای معابد نگهداری شده بود مصادره کرد. از جمله این آثار یک تورات ارزشمند نیز بود. سپس تمام قلمرو یهودی را ملک امپراتوری روم خواند و تایید سنا را برای این اقدام خود به دست آورد… جوزیفوس چنین ثبت کرده که وسپاسیان تورات فوق را نزد خود نگه داشت و این موضوع را که تورات چندین بار از خاخانم جسوس کونوبلین پس گرفته شده و مجددا به معبد بازگردانده شده بود فاش کرد… معبد بزرگ اروشلیم دیگر وجود نداشت و یهودیان از سرزمین خود, گنجینه خود و دارایی های مالی خود محروم شده بودند.  تونی بوشبی, کتاب تقلب انجیل.
  ــ  رومی ها هیچ نفرتی نسبت به یهودیان نداشتند و آنها را نسبت به یونانیان صاحب مبالات بیشتر در زمینه های دینی و اخلاقی می دانستند. رومی ها میدانستند که یهودیت دینی باستانی است و این نکته احترام آنها را بر می انگیخت. یهودیان میان رومیان به اخلاقمند بودن شهرت داشتند و به آنها آزادی شدند. خدا-ترس کسی بود که تمامی آداب » خدا-ترس « کامل دینی داده شده بود. بسیاری از رومیان یهودیت را به جای می آورد به جز ختنه شدن… شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه یکی از امپراتوران فلاوین احتمالاً به یهودیت گرویده بود هرچند بعدها کنستانتین به مسیحیت گروید.  ریچارد ای. گابریل, کتاب مسیح مصری
  ــ  او را به روم آورده اند, اما برخلاف سنت رایج, و به دلیل حق قانونی شان نسبت به امپراتوری, به او خوشامد گفته میشود و از تمام اتهاماتش مبرا میشود. او و خانواده اش با شکوه و جلال در روم زندگی میکنند, در قصر بریتانیایی که امپراتور به آنها داده است.  تونی بوشبی, از بخشی از کتاب تقلب انجیل که درباره رفتار با شاه بریتانیایی, کارادوک, پس از دستگیری او نوشته شده است.
  ــ  نتیجه گیری منطقی چنین نشان میدهد که هدف از این استراتژی جایگزینی کامل طبقه حاکم امپراتوری روم با بازماندگان خاندان دینیی بود که از خرابی اورشلیم و معبد آن جان سالم به در برده بودند. این هدف پس از سه قرن محقق شد, سه قرنی که در پایان آن تمام دینهای باستانی حذف شده بودند و مسیحیت جایگزین آنها شده بود, و اشرافیت اولیه رومی عملاً از میان برده شده بود و اعضای خاندان اصالت راهبی که تمام قدرت و ثروت امپراتوری را ضبط کرده بودند جایگزین آنها شده بود.  فلاویو باربیرو, کتاب انجمن سرّی موسی.
تاق تیتوس در روم برای یادبود غارت اورشلیم افراشته شد, غارتی که به دست نیروهای رومی در سال 70 میلادی انجام شد و طی آن مقدس ترین مقدس ها مورد تجاوز قرار گرفته بود و شمعدان مقدس و تومارهای تورات تاراج شده و به روم منتقل شده بود. امپراتور تیتوس دستور به قتل عام بیش از یک میلیون یهودی را صادر کرد. حتی امروز نیز یهودیان معتقد از گذشتن از سر تاق سر باز میزنند. جابجایی سمبل های مقدس و باستانی یهودیت به معنای جابجایی جغرافیایی یهودیان یا آتون پرستان از خاور میانه به اروپا است.
   نظر انوش راوید:  باید مراقب بود در دام ترفند های استعمار و امپریالیسم نیافتاد،  آنها همیشه نقشه هایی مهم با طرح های بلند مدت دارند.
آریایی ها
      اگرچه راهبان آتون یکتاپرست بودند, آتون پرستی شعبه فاسدی از سنتهای مقدس قدیمی تر بود. این دین بر پایه آمون پرستی و آئین دورئیدی قدیمی تر بنا شده بود. حقایق مربوط به آمون پرستی و دروئید ها به عمد توسط ایدئولوژیستای نسلهای بعدی آتون پرستان پنهان شده اند, توسط کسانی که به اصطلاح مورخین را تامین مالی و هدایت میکردند تا حقایق مربوط به مصر و ایرلند, و معنی بسیاری از کلمات و القاب مهم را دچار انحراف کنند.
      یکی از مهم ترین سو تفاهم ها و نگارش های اشتباه مربوط به لقب آریایی است،  ریشه این کلمه بسیار جالبتر از چیزی است که تصور میکنیم. تا همین امروز هم ایرلند در تلفظ زبان بومی اسکاتلند اِیری و اِری خوانده میشود. این کلمات از کجا آمده اند؟ این کلمات در واقع ارجاع مستقیم دارند به الهه بسیار کهن و اولیه ای که اِری یا آری نام داشت. در بسیاری موارد کلماتی که ریشه آری, آرا, اِری و غیره دارند, دلالت ضمنی دارند بر سرزمین ایرلند یا نیمکره غربی. معنا یا دلالت ضمنی این کلمات همچنین مردانی از مغرب زمین است و سرزمین مقدس شان و الهه محبوب شان.
   نظر انوش راوید:  همانطور که در بالا گفتم آریا و آریایی تعریف های متعدد در کشور های مختلف دارد.
   ــ  الهه ها در تمام سرزمین ایرلند یافت میشدند. کوهها, رودها, دره ها, دیوارها همه شواهدی بودند بر حضور آنها. در حدود قرن یازدهم میلادی ایرلند تقریبا همه جا با نام اِیری شناخته میشد, نامی که از الهه اِیرو گرفته شده بود, یکی از سه الهه: اِیرو, بانبا, و فولا… همه تفهیم شده بودند که هر کس قصد ورود به ایرلند دارد اگر میخواهد ثروتمند و موفق شود باید به این الهه احترام بگذارد. مری کاندرن, کتاب مار و الهه
  ــ  در مورد سرزمین اولیه آریا به نظر محققینی چون ایگناتیوس دانلی, آنا ویلکز, کانر مکداری و کامینس بومونت تکیه میکنم که تاکید داشتند سرزمین آبا و اجدادی آریایی ها در مغرب قرار دارد. دانلی به قاره آتلانتیس و پیش از سیل بزرگ اشاره کرده و من این نظر را کاملا میپذیرم. سرزمین های شمال غربی- یعنی بریتانیا, اسکاندیناویا, ایسلند, گرینلند و احتمالا شمالگان- به عقیده من باقیمانده های آتلانتیس مفقود شده هستند. شواهد کافی برای این ادعا وجود دارد, هرچند این شواهد مدتهای طولانی توسط دانشمندانی سرکوب شده اند که ترجیح میدهند پرسش های پر از سماجت مربوط به انسان و تاریخ حقیقی او هرگز پاسخ داده نشوند.
   نظر انوش راوید:  ریشه الهه ها در ایران است نه ایرلند.
   ــ  آریایی ها نه بومی اروپا بودند و نه آسیای مرکزی, بلکه وطن اصلی آنها در دوران پارینه سنگی جایی نزدیک به قطب شمال قرار داشت و سپس از آنجا به طرف جنوب و مناطقی در آسیا و اروپا مهاجرت کردند. دلیل مهاجرت آنها یک انگیزه ناگهانی و غیرقابل مقاومت نبود, بلکه شرایط اقلیمی موطن اصلی شان دچار تغییرات نامطلوب شده بود. اوستا حاوی مطالبی است که این نکته را تایید میکنند, اما محققین این محتویات را بی ارزش خوانده اند, محققینی که کارشان بر اساس نظریه هایی بود که تاریخ تمدن انسان را به دوران مابعد یخبندان محدود میکردند عقیده داشتند محتویات اوستا با محتویات ودایی تناقض دارد. اما امروز به کمک داده های گسترده تری که کشفیات علمی جدید در اختیار ما قرار داده, میتوان نشان داد که سنت های اوستایی حاوی حقایق تاریخی واقعی است که مورد تایید وداها هم قرار دارد . " ال. بی. جی. تیلاک, کتاب سرزمین وداها در شمالگان
  ــ  قطب شمال توسط چندین دانشمند برجسته به عنوان محتمل ترین مکان آغاز حضور زندگی گیاهی و حیوانی روی زمین مطرح شده است, و من معتقدم میتوان در باستانی ترین کتابهای نژاد آریایی, وداها و اوستا, شواهدی قابل قبول یافت مبنی بر اینکه کهن ترین سرزمین آریایی های جایی در اطراف قطب شمال بوده است. همان منبع
   نظر انوش راوید:  در اینباره تحقیقات ایرانی هم صورت پذیرفته است،  در لینک زیر،  اما بمنظور کار علمی،  یعنی یافتن اثرات تاریخی و باستان شناسی،  نیازمند کار زمان بر دقیق همراه با سرمایه گذاری های زیاد است،  تا نتیجه علمی حاصل شود.
   ــ سفر داستانهای حماسی از میان یک گروه از مردم به گروه دیگر, و ریشه گرفتن آنها در میان گروه های مختلف مردم نشان میدهد که اکثریت اسطوره های زیربنایی از یک منبع نشأت گرفته اند. آلفرد روزنبرگ, کتاب اسطوره قرن بیستم
   ــ  اسطوره خورشید با تمام انشعاباتش به شکلی خودجوش و در مرحله ای از رشد عمومی انسان ایجاد نشد, بلکه در جایی خلق شد که ظاهر شدن خورشید یک واقعه کیهانی مهم و دارای معنای بسیار عمیق بوده, در شمالی ترین نقطه زمین. تنها در آنجا است که سال به دو نیمه کاملاً دقیق تقسیم میشود, و تنها در آنجا است که خورشید سمبلی است از درونی ترین اعتماد انسان به تجدید حیات, و ماده اولیه متشکله جهان. از همین رو امروز فرضیه های قدیمی تبدیل به یک احتمال میشوند؛ منجمله این فرضیه که از یک مرکز خلقت در شمال, که میتوانیم بدون فرض گرفتن اینکه این قاره زیر آب غرق شد, آن را آتلانتیس بنامیم, دسته های بزرگی از جنگجویان با انگیزه های درونی همیشگی و محکم مردمان شمال به سفر به نقاط دوردست و فتح پرداختند. این دسته های مردان آتلانتیسی در کشتی های قو شکل و اژدها شکل خود به آبهای مدیترانه سفر کردند. همان منبع
دروئیدها
راهبان بلند مرتبه ایرلند- آریایی های اولیه- عموماً دروئید نامیده میشدند.
 ــ  کلتی های واقعی نژادی بلندقد و روشن پوست, جنگجو و ماهر بودند که قلمرو خود را هم با فتح و هم با نفوذ صلح آمیز به سراسر اروپای میانی, سرزمین گل ها, اسپانیا, و جزایر بریتانیا گسترش دادند. آنها ساکنان اولیه و ماقبل تاریخی این مناطق را از میان برنداشتند اما زبان, هنرها و سنت های خود را به آنها تحمیل کردند و بدون شک از آنها نیز بسیار آموختند, مخصوصا در زمینه دین. از میان این نژادها, کلتی ها واقعی یک طبقه اشرافیت تشکیل دادند.  تی. دبلیو. رولستون, کتاب اساطیر و افسانه های نژاد کلتی ,1911
  ــ  اگرچه واژه دروئید محدود به منطقه ای خاص است, دین آنها ریشه هایی عمیق داشت و از دوردست بود. ریشه های دین آنها قدمتی به اندازه مجوسان پارسی, کلدانی های آشور, و برهمن های هندوستان داشت. شباهتهای نزدیک این دینها در ادراک متعالی و وعده های تسلی بخش چنان فراوان بود که شکی باقی نمی ماند که این ملت ها که در فواصل جغرافیای عظیم از هم به سر می بردند, همه از یک ریشه و از یک دین, دین و ریشه نوح و بنی آدم ماقبل سیل بزرگ بودند. دبلیو. ویندوود رید, کتاب پرده ایسیس.
  ــ  از آنجا که شاهان بدون مشورت دروئیدها اقدامی نمیکنند, در واقعیت این دروئیدها هستند که حکمرانی میکنند. جان کریسوستام, اسقف مسیحی قسطنطنیه در قرن پانزدهم.
   ــ  و این آنها هستند که حکمروایی میکنند, و شاهانی که بر تخت طلا نشسته اند و در قصرهای مجلل زندگی میکنند تنها وزرای آنها هستند و خدمتکار افکار آنها. گفتار دیون کریسوستام, فیلسوف یونانی درباره دروئید ها.
   ــ  دروئیدها فیلسوفانی عالی و هوشمند بودند که تشکیلات حکومت و دین را اداره میکردند, و اسرار تاریک معابد را در اختیار داشتند. دبلیو. ویندوود رید, کتاب پرده ایسیس.
عصر بلایای طبیعی
   ــ  در پایان عصر پلیستوسن, در حدود ده هزار سال پیش, حادثه ای رخ داد که طی آن پستانداران گیاهخوار درشت اندام آمریکای شمالی و جنوبی و استرالیا منقرض شدند. در آمریکای شمالی به تنهایی, بیش از 32 نوع پستاندار منقرض شد…درباره دلایل این انقراض نظرات محتلفی مطرح شده است.
   نظر انوش راوید:  در این باره مستند های زیادی ساخته شده است و در یوتوب در اختیار است.
  ــ  آر. دبلیو. گراهام , کتاب تکامل اکوسیستم جدید در پایان پلیستوسن جهان از تمدنهای ماقبل سیل بزرگ بی اطلاع است, صرفاً از این رو که این تمدنها امروز وجود ندارند. چنانکه عمده اساطیر و افسانه ها ذکر میکنند, قاره ای که محل استقرار این تمدنها بود طی یک واقعه عظیم آخرالزمانی تخریب شد و این نظریه اکنون به تایید علم نیز رسیده است. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه بین 10 هزار تا 13هزار و پانصد سال پیش از میلاد سیاره ما گرفتار وقایع آخرالزمانی مخرب و با وسعتی تصور نکردنی شد. فاجعه تخریب توسط چندین قبیله و ملت ثبت شد و در افسانه های اولیه ایرلندی نیز از آن گفته شده. به دلیل اثرات مخرب آن بر خاک-کره ما, زمین بلایای بسیار دید. فجایع طبیعی قابل توجهی همچون سونامی ها, زمین لرزه ها, آتشفشان ها, و خشکسالی و قحطی هایی به 3 و 6 و 8 هزار سال پیش از میلاد تکان داد. خشکسالی موکنای یونان, , درازای قرن, جهان را در سالهای فوران ترا در منطقه دریای اژه, سونامی استورگا در اسکاندیناوی, خشکسالی های سراسر منطقه صحرا در آفریقای شمالی, بالا آمدن سطح اب در نواحی مدیترانه, تحلیل رفتن رود ساراسواتی در دره ایندوس در پاکستان, و قحطی طولانی عصر برنز در بریتانیا تنها چند نمونه از فجایع طبیعی عظیمی هستند که اولیه رخ دادند  عصر بالایای بزرگ طبیعی  میدانیم در دوران مختلف و پس از.
   افسانه های سراسر جهان که از سقوط ماقبل تاریخی آتلانتیس و لموریا میگویند, فصلی واقعی و به طرزی استثنائی هراسناک از تاریخ نوع بشر را ثبت کرده اند. خودآگاه ما ازحادثه آتلانتیس, بازدید بیگانگان, و دستکاری ژنتیکی آسیب های عظیم روحی دیده است.
   نظر انوش راوید:  نیازمند سند علمی درباره رابطه زمین شناسی و تمدن دوران های گفته شده هستیم.
   ــ  سیل بزرگ که برای مردم عموما داستانی گنگ و مه آلود است, در واقع بازدیدهایی بسیار وحشت آفرین را در میان مه آلودگی خود پنهان کرده است, و خرابی هایی که جزایر بریتانیا و سرزمین های اسکاندیناوی نامیده اند  عصر رانش قاره ها  از آنها رنج بردند ریشه در چیزی بسیار عظیم تر از آنچه زمین شناسان دارد. این واقعه فراتر از پدیده شکاف برداشتن یخها بوده است. این واقعه ناگهانی, به شدت سریع و بسیار مخرب بوده است. کامینس بومونت.
بی نظمی قدیم جهانی
  ــ  متن دیگری وجود دارد که نشان میدهد ابوالهول وقف خدای را-آتوم, یا خورشید مغرب شده بوده است
و در نتیجه با سرزمین هایی که خورشید در آنها غروب میکند, با مکان مردگان و با کشور ریشه های اجدادی شان ارتباط دارد. ادوارد اف. مالکوفسکی, کتاب پیش از فراعنه.
   ــ  در کتاب ریشه های ایرلندی تمدن به وقایع پس از بلای طبیعی عظیم و جهانی پرداخته شده و نشان داده شده که خشم طبیعت به طور وِیژه در بریتانیا و اسکاندیناوی خرابی های بزرگ به بار آورد. این سرزمین ها چنان به سختی ضربه دیدند که با نام سرزمین مردگان از آنها نام برده می شد. این هجوم طبیعت چنان دهشتناک بود که ارشدان غربی و ساکنین بومی و اولیه بریتانیا و اسکاندیناوی ناچار شدند سرزمین خود را به مقصد اروپا و آسیا ترک کنند. ارشدان غربی هر جا می رسیدند همچون خدایان حقیقی به آنها خوشامد گویی میشد. بیشتر مورخین از آنها و مردم شان با نام کلت ها  سلت ها  نام برده اند, اما عناوین زیر دقیق تر هستند:
   ــ  آریایی ها, آریا, آریو, آری و غیره،  ــ  گات ها،  ــ  نوردیک ها،  ــ  هندواروپایی هایی،  ــ  سفیدپوستان.
      مردم قدیم اسکاتلند, اهالی شبه جزیره ایبری , و سیتی ها بازماندگان این اجداد دوران کلان سنگی هستند. دروئیدها اعضای فرقه های فراموش شده ستاره پرستی , خورشید پرستی , و ماه پرستی بودند و تمامی گروهی که خردمندان دوران باستان از وجود ارشدان مغربی و اهمیت آنها مطلب بودند تمامی حرفه ها را به کار می گرفت. گروه نه تنها شامل دینداران بود, بلکه فلاسفه, قضات, معلمین, مورخین, شاعران, موسیقی دانان, پزشکان, ستاره شناسان, پیامبران و مشاورین سیاستمداران اعضای آن بودند،  پیتر برسفورد الیس, کتاب دروئیدها.
      نژاد ارشدان در دانش هایی مانند هندسه, نجوم, و جهت یابی, و در شبه علومی مانند طالع بینی و رمل پیشرفت فراوانی کرد. در تاریخ اروپا و آسیا از ارشدان دوران کلان سنگی با این اسامی نام برده شده است:
   ــ  شمسو هور – پیروان هوروس –  فنیقی ها – آرکادی ها –  سومری ها – سوم آری –  کلدانی ها – مغان – کابیری ها – کاب آری-  آمون پرستان.
     تنها کافی است کلمه فنیقی را با کلمات ایرلندی یا ایرلند- اسکاتلندی جایگزین کنید تا تمامی رشته هایی که اسطوره خواران فریبکار رشته اند پنبه شود و تاریخ واقعی جهان را ببینید. چنان که در مقدمه جلد اول کتاب نیز توضیح داده ام, کلمه کلتی یا سلتی را توصیفی دقیق از ایرلندی های کلان سنگی یا بازماندگان اروپایی شان نمی دانم. تحقیقات عملی جدید قویاً این ایده را که عبارت کلتی تنها دست ساخته پروپاگاندا پردازان و اسطوره خواران بوده تایید میکند. تاریخ غیر دقیق ایرلندی های به دست کسانی که سرزمین آنها را ویران و مستعمره کردند نوشته شده است:
   ــ  پس از اینکه مسیحیان سالها به از میان بردن کتب و کتابخانه ها پرداختند, سنت جان کریسوستام, پدر یونانی کلیسا با افتخار اعلام کرد هر گونه ردی از فلسفه و ادبیات دنیای باستان از صفحه زمین پاک شده است. هلن اِلِربی, کتاب نیمه تاریک تاریخ مسیحیت.
   ــ  دو تجاوز شاه هنری به ایرلند مملو از خونریزی و بی رحمی بود و منجر به یکسان شدن بناها با خاک و تخریب نهایی تقریبا تمام متون باقی مانده ایرلندی غیر مسیحی شد.  جرج راولینسون.
   ــ  هیچ یک از منابع نوشتاری کلتی به دست دروئیدها نگاشته نشده است… در ایرلند حجم عظیمی از دست نوشته های شاعرانه/دروئیدی وجود دارد که بخش عمده آن منتشر نشده و هنوز ترجمه نشده باقی مانده است." آر. جِی. استورات, کتاب شاعران کلتی, دروئیدهای کلتی
"اولین گروه مبلغین مسیحیت دریافتند که دین بومی ریشه کن شده است, و به دلیل اقامت در بناهای خالی دروئیدها, به خود نام کالدی را دادند.  پروفسور تاد.
آریایی ها در شرق
  ــ  مهابهاراتا از قهرمانی هندی, آرجونتا, میگوید که هنگام بازدیدش از کوه مِرو شاهد گذر روزانه خورشید و ماه از چپ به راست بود. چنین مطلبی نمی توانسته از مناطق استوایی ریشه گرفته باشد, چرا که تنها در شمالی ترین نقاط زمین قرص خورشید به موازات خط افق حرکت میکند. در این کتاب دعایی نیز خطاب به آدیتیا ها آورده شده است برای آنکه تاریکی طولانی بر ما غلبه نکند, و از آگنی درخشان خدای ودایی آتش در هند گلایه شده که بیش از حد در تاریکی طولانی مدت درنگ کرده, و تمام اینها را تنها میتوان به شبهای قطب شمال نسبت داد. آلفرد روزنبرگ, کتاب اسطوره قرن بیستم, 1800
    چه گوت های غربی با سیتی های اولیه یا مهاجرین اولیه آریایی نسبت داشته باشند یا فرزندانشان باشند و چه نه, به هر حال موفق شدند به مصر, هند و چین برسند. شواهد باستانشناسی اخیر نشان از غربی های سفیدپوستی دارد که در دره ایندوس در پاکستان, در کوش در هندوستان, و در منطقه چرچن و تاریم در چین ساکن بوده اند.آزمایشاتی که بر روی مو, البسه و وسایل مردان زنانی که مدتها پیش در این نقاط مشرق زمین دفن شده بودند انجام شده به روشنی تبار آنها را از دانمارک, نروژ و سوئد نشان میدهد.
   ــ  پزشکانی که در شانگهای مومیایی موبور کشف شده چینی را بررسی کردند به نتایج گیج کننده ای رسیدند. این زن هر کسی که بوده در ماهیچه هایش رد کلسترول بسیار بالا دیده می شد و رد عنصر فلزگونه و سفید- نقره ای رنگ انتیمون در ریه هایش، چارلز برلیتز, کتاب جهان حیرت انگیز و عجیب.
  ــ  هنگامی که ویکتور مِیر, استاد مطالعات چینی دانشگاه پنسیلوانیا, و جی. پی. مالوری از چین بازگشتند, به همکاران خود درباره آنچه مشاهده کرده بودند گفتند: مومیایی های 4000 ساله در وضعیتی عالی که در ماسه های صحرا خشک شده بودند؛ زنان سفیدپوست و قد بلند با موهای بور بافته شده و خالکوبی؛ مردان سفیدپوست قدبلند با ریش قهوه ای؛ کودکان ریزنقش سفیدپوست با چشمان آبی؛ پارچه های پیچازی و کلاه هایی که از پشم نرم خشک ساخته شده بود… سفیدپوستان در زمین های بایر چین 4000 سال پیش چه می کردند؟  موریس کاترل, کتاب مسیح, شاه آرتور و سفر جام.
   نظر انوش راوید:  در این باره به لینک زیر مراجعه نمایید:
 جات ها یا نخبگان سیک ساکن شمال هند احتمالا نوادگان آریایی ها هستند یا بازماندگان مهاجرین سکایی متاخر تر. مورخین و مردم سیک همیشه گفته اند که نژادشان از غرب به هند آمد.
تصویر جنگجوی سیک
  ناگهان در حدود 2400پیش از میلاد نقش برجسته هایی در مصر خلق میشود که مردانی با پوست روشن, موی روشن سرخ رنگ و چشمان آبی را نشان میدهند. در نقاشی مقابر تبس تصویر چهار نژاد از مصری ها دیده میشود: زردپوستان, سیاهپوستان, لیبیایی ها و مصری ها. مصری های با پوستی سرخ رنگ تصویر شده اند. لیبیایی ها همیشه با ریش تصویر شده اند و با پوستی روشن و چشمانی آبی.
   نظر انوش راوید:  در این مورد رجوع نمایید به لینک زیر:
   ــ  خود مصری ها ادعا میکنند که اجدادشان غریبه هایی بودند که در زمانهای بسیار دور در حاشیه نیل ساکن شدند. آنها فرهنگ سرزمین مادری شان, هنر نوشتن, و زبانی پالوده را با خود آوردند. آنها از جهت غروب آفتاب آمده بودند و مردمی بسیار کهن بودند. دیودوروس سیسولوس, مورخ یونان باستان.
   ــ  هیچ کس نمیداند این مردم سفیدپوست چشم آبی که بودند, یا از کجا آمده بودند… الیوت اسمیت عقیده داشت این مردم چنان درجه ای از هوش داشتند که بناهایی را در حاشیه نیل بسازند که جهان مدرن از دیدن آنها غرق حیرت میشود.  جرالد او-فارل, فریب توتانخ آمون
   نظر انوش راوید:  می دانیم و خوبم هم می دانیم،  ولی آکادمی غرب نمی خواهد بداند.  
   واژه یهودی در طول تاریخ به معنایی که امروز دارد به کار نمیرفت. این واژه برای اشاره به آریایی ها و به کار میرفت. به همین دلیل است که واژه های یهودی در شرق دور یافت میشود. پیروان  مردان درخت  دین یهود به گوشه های دور افتاده خاور دور سفر نکرده بودند, بلکه آریایی ها به این مناطق سفر کرده بودند. چنان که اچ. وستروپ در کتاب پرسش سمبل باستانی توضیح میدهد:  مستقر کردن یهودیان در فلسطین در دوران کوروش و جانشینانش بیشتر شبیه به اشغال کردن است تا بازگرداندن به وطن. واضح است که تعداد زیادی از آنها در آن سوی فرات ساکن بودند و هرگز به منطقه یهودا مهاجرت نکردند. طبقه حاکم آنها شاید به دلیل ربطشان با پارس ها, عنوان فریسی ها را داشتند… نامهای آنها شباهت زیادی با نام خدایان برهمن دارد: برهما و محبوبه اش سارا-ایسواتی, پسرش ایکشواکا, و نوه اش یادو. خرابه های معبد صلح یا تُخت سولمی در کشمیر کشف شده اند, و نامهای زیادی از انجیل و آسیای غربی, برای مثال یوکلیا, داوید, آرابی, کوش, یاوان و غیره هم نامهای بومی منطقه ایندوس هستند.
      متاسفانه وستروپ و بسیاری دیگر از نویسندگانی که سمبلهای نژادهای باستانی را بررسی کرده اند همان مردمی بوده اند که امروز به همین نام شناخته میشوند. کسانی که فریب این یهودیان  معتقدند پروپاگاندا را نخورده اند و جستجوی عمیق تر داشته اند میدانند که این نظر نادرست است.
آریایی های ایران
   ــ  در کوه های زاگرس و روبروی دشت دجله, نژادی روشن مو زندگی میکرد که با گوت ها شباهت داشت. این نژاد در نقطه ای که بعدها آشور نامیده شد ساکن ماند.  سی. لئونارد وولی, کتاب سومری ها
   نظر انوش راوید:  هر اروپایی یا در کل غیر ایرانی،  می خواهد درباره تاریخ تحقیق کند و بنویسد،  باید زبان فارسی را بلد باشد و در تمام ایران بگردد،  در غیر اینصورت نوشته هایش خیلی اشتباه می شود.  گوت یعنی سیاه چادر و گوتها بختیاری های امروزی بودند.
آدمی به این فکر می افتد که ایرانیان همه جادوی خود را دروئیدها آموختند،  پلینی
تصویر حلقه قدرت با حیوانات ترکیبی شاخدار
  این حلقه نشان بالاترین درجه خویشاوندی و قدرت روحانی در ایران باستان بود. ایران سرزمین آریایی ها بود و نام امروزین آن نیز به معنای آریایی است. این حلقه عطیه ایی از طرف خدای بزرگ, اهورامزدا دانسته میشد. توصیفات دقیقی که از اهورا و شاهان پارس وجود دارد نشان میدهند که منشاء غربی داشته اند. پارس ها ریشه غربی داشتند. اجداد آنها, ایلامی ها و مادها همپیوندی نزدیک با سیتی ها داشتند.
   ــ  از قرن ششم پیش از میلاد به بعد, ایران به دست پارس های آریایی گسترشی عظیم یافت.  در دوران آرشام یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ هندواروپایی طلوع کرد: اسپیتاما زرتشت یا ساراتوسترا. او که نگران سرنوشت اقلیت کوچک آریایی بود مبدع ایده ای شد که به تازگی در غرب نوردیک رو به احیا است: محافظت از نژاد با ازدواج درون گروهی. از آنجا که اشرافیت آریایی حاکم کم تعداد و پراکنده بودند, زرتشت تلاش کرد دستوراتش را با ایجاد جمعی از صاحبان ایمان که حلقه ایدئولوژی آنها را به هم وصل کرده بود تحکیم کند. اهورامزدا, خدای ابدی نور تبدیل شد به ایده ای آسمانی و نگهبان آریایی ها در هر نقطه ای که باشند. اهورامزدا برخلاف خدایان مشرقی و حتی خدایانی که بعدها در روم پرستیده میشدند, معبد و مأوایی نداشت و تنها شاهدی بر کمال دانسته میشد. دشمن او اهریمن است که درگیر جنگی همیشگی با او است برای سلطه بر جهان.  آلفرد روزنبرگ, اسطوره قرن بیستم 1930 ,
   نظر انوش راوید:  برای این دو جمله،  نگران سرنوشت اقلیت کوچک آریایی و اشرافیت آریایی حاکم کم تعداد و پراکنده بودند، سند ارائه کنید،  به این ترتیب و شاید با این ترفند دارید با تاریخ ایران بازی می کنید.
  ــ  نویسندگان یونان باستان برای تفکیک آشوری ها از آرامی ها یا سوری ها, آشوری ها را لوکوسوری مینامیدند که معنای آن سفیدها یا موبورها است. منظور مجزا کردن آنها از سوری های تیره پوست و تیره مو بود که هنوز در بین النهرین سکونت دارند.  دکتر هرمان هوه, حقیقت خالص, ژانویه 1800
   شوشیناک, یکی از قدیمی ترین شاه- خدایان ایران. قدمت فرقه او به هشت هزار سال پیش میرسد. سرپوش او شاخهایی تزئین شده دارد. سرپوش شاخدار در نهایت تبدیل به تاج شد. صورت این شاه- خدا به وضوح اندامی غربی دارد.
     نظر انوش راوید:  این شاخها و تزئینات رهبرای و خدایان با شاخ به تمدن کهن جی بر می گردد،  و از این منطقه به بین النهرین و سپس به همه جهان رفته است،  به آثار جیرفت در برگه موزه مجازی بروید. 
   ــ  در سال 1802 تعداد زیادی لوحه گلی در بایگانی قصر بوغازکوی, پایتخت هیتی های باستان در شمال دشت آناتولی کشف شد. این الواح حاوی اولین اشاره مکتوب به نام میترا هستند که علاوه بر خدای آسمان نگهبان و محافظ قراردادی خوانده میشود که بین هیتی ها و همسایه شان میتانی ها بسته شده است. تاریخ این قرارداد حدود قرن چهاردهم پیش از میلاد است. ام. جی. ورماسرن, میترا, خدای مقدس.
  ــ  دیانت هندواروپایی بر پایه بندگی نیست. شامل هیچ یک از التماس و استغاثه های بندگان منکوب شده خدای صاحب قدرت نیست, بلکه بیشتر مبتنی است بر جامعه ای رضایتمند و پر اعتماد و متشکل از خدایان و انسان ها است… کریشنای خدا در باگاواد گیتا آرجونای انسان را دوست خویش میخواند. برترین خدایان, زئوس پدر خدایان و انسان ها نامیده میشود… این نکته را در نام خدایان نیز میتوان مشاهده کرد،  برای مثال ژائوس پیتر, خدای هندیان, و ژوپیتر, خدای رومیان،  هر دو حاوی واژه پیتر به معنای پدر است.
 زرتشت پایه گذاری شد انسان اخلاقمند را دوست اهورا مزدا, خدای عالمگیر و سراسری میداند, خدایی که در دوران هخامنشی تبدیل به خدای امپراتوری پارس شد. افلاطون میگوید انسان اهل میانه روی و است » دوست خدا « کنترل نفس بیش از هر چیز دیگری . " پروفسور هانس اف. کی. گونتر, رفتار دینی
هندواروپایی ها
خدا-انسان های شاخدار
      واژه سیتی از ریشه ساکا گرفته شده. از همین ریشه کلمات انگلیسی با معنی مقدس, آیین دینی, حکیم, حماسه و گوزن stag nda saga sage, ,sacrament sacred, گرفته شده است. این کلمه ریشه ای خود به احتمال زیاد نسخه ای از نام خدا- گوزن باستانی ایرلند است. این خدا- گوزن با نامهای سرنونس یا هرن هم شناخته می شود.
   نظر انوش راوید:  راه دور نروید،  در آنجاها آثار تاریخی برای این موضوع نیست،  به آثار تاریخی و باستان شناسی تمدن کهن جی مراجعه نماید،  تا براحتی متوجه این موضوع شوید.  جالب اینجاست اینهمه نویسنده غربی هیچ چیز درست از تاریخ و باستان شناسی ایران نمی دانند،  و همش به بیراهه و اشتباه می روند.
  ــ  بعضی از شمن های سیبری لباس گوزن می پوشند و شاخ گوزن بر سر خود می گذارند. احتمال دارد که گوزن حیوان مقدس تمدنهای قطبی بوده باشد و در عصر یخبندان به جنوب حرکت کرده و به نواحی مدیترانه ای رسیده باشد… این مراسم شمنی تشابهات بسیاری با مراسم سیتی های باستان دارند. در واقع در مقابر متعددی از سیتی های آسیا, مخصوص ا سیتی های شرق آسیا و از جمله در منطقه پازیریک در شرق آلتای, مجسمه های مردان و حیواناتی یاف شده که با شاخ گوزن تزئین شده اند, و حتی تزئیناتی به شکل شاخ گوزن برای سر اسب کشف شده است . " ژان مارکل, زنان سلتی
تصویر فرش پازیریک
     حیوانات شاخ داری مانند گوزن, بز و قوچ برای سیتی ها, گوت ها و بزرگان دروئید سرزمین های غربی مقدس بودند. تصویر گوزن نر و آهوی ماده در نشان های خانوادگی بسیاری از خاندان های مهم دیده می شود .
تصویر سفال باستانی با نقش بز- ایران
   ــ  خدای هوروس اغلب هم با شاخ قوچ و هم با شاخ بز نمایش داده می شد.  فرانک هیگینز, فراماسونری باستان
تصویر باکوس یا دیونیسوس
   باکوس یا دیونیسوس به شکل بز- خدای شاخ دار. او نسخه یونانی- رومی از هرن یا سرنونس آریایی بود, خدای شاخداری که اسطوره خواران مسیحی شیطان نامیدندش. معابد و تصاویر سرنونس در سراسر بریتانیا و اروپا به شکلی نظام مند تخریب شد .
تصویر قوچ-خدای مندس
   قوچ- خدای مندس, شهر باسانی مصر. به دو جفت شاخ هم قوچ و هم بز, قرص خورشیدی, و مار نگهبان دقت کنید. در اساطیر سومری, خدای انکی با تصویر سمبلیک بز شاخدار نشان داده میشد. انکی  ارباب زمین   در سنت های بابل با نام اییا شناخته میشد. باور بر این است که کلمه انکی به معنای باشد. از این جهت انکی شبیه است به خدای ایرلندی جنگل, هرن .
   نظر انوش راوید:  در آثار هزاره های ایران پر است از آثاری با شاخ های قوچ و بز به قدمت این آثار در هیچ کجای دنیا دیده نمی شود،  ولی با ترفند های استعمار و امپریالیسم و نابود کردن آثار تاریخی قاره کهن بدست داعش و ماعش،  می خواهند به تاریخ قاره صدمه بزنند،  تا در نهایت همه چیز را برای اروپا بگویند.
سیتی ها, آتون پرستان و معبدی ها
دین دروئیدی نه تنها در بریتانیا حاکم بود, بلکه در تمام مشرق زمین نیز.
  ــ  ادوارد وان کنیلی, کتاب خدا معتقدم دسته ای از سیتی های غربی زمانی متحدین نزدیک آتون پرستان مصر بودند. دلایلی وجود دارد برای اعتقاد به اینکه این سیتی ها خود تون پرستان مصر بودند. آتون پرستی هم ریشه ادیان ابراهیمی است و هم ریشه فراماسونری, از همین رو از به کار رفتن سمبل های سیتی و آتونی توسط شوالیه های معبد تعجب زده نمی شویم
   نظر انوش راوید:  پایه تمدن ها در حوزه خلیج فارس گذاشته شده بود  به سپس طی هزارها به تمام رفته بود،  آثار این منطقه بسیار کهن تر از همه جاست.  
نشان شوالیه های معبد
    به نظر من نشان اصلی معبدی ها, در شوالیه که سوار بر یک اسب هستند و رو به سوی غرب دارند, یادواره ای است از ایجاد ارتباط خونی بین سیتی- هیکسوس ها یا سیتی- آتون پرست ها. آنچه صلیب دوتایی لورین نامیده میشود به نظر من نشان ماسونی مهم دیگری است که دلالت ضمنی بر همین ارتباط دارد. جالب این است که شارل دو لورین که متعلق به خاندان فرانسوی لورین بود ظاهراً حامی اصلی ادام وایزهاپت و ایلومیناتی او بود. ایدئولوژی های سیاسی و اجتماعی وایزهاپت کسانی مانند روسای سابق جمهور امریکا, جان ادمز, بنجامین فرانکلین, و توماس جفرسون و بسیاری افراد مهم دیگر را تحت تاثیر قرار داده است. سمبل های ایلومیناتی یا به عبارت بهتر, سمبل های آتون پرستی در اسکناسهای آمریکا و در معماری و طراحی بسیاری از شهرهای امریکا دیده میشود .
توماس جفرسون, جان ادمز و بنجامین فرانکلین
   جالب این است که نام رمزی بنجامین فرانکلین موسی بوده است. طرح شخصی او برای اسکناس یک دلاری آمریکا تصویری است از بنی اسرائیل در حال ترک مصر در سفر خروج.
شارل دو لورین
   شارل دو لورین حامی اصلی ایلومیناتی بود. محققینی که تصور میکنند ایلومیناتی ضد سلطنتی بود به طرز اسفناکی در اشتباه هستند. اگرچه سعی شده تصویر عمومی که از اعضای نخبه انجمن های سری در دست است آنها را چنین نشان دهد, این موضوع کاملا از حقیقت به دور است. خاندان های سلطنتی اروپایی قدرت پشت انجمن های سری مهم جهان بوده و هنوز هستند. منافع آنها هرگز در سرنگونی دینهای سختگیر یا حکومتهای سلطنتی نبوده است, یا آزاد سازی بشریت.
صلیب لورین
   صلیب لورین یا صلیب دوگانه. معتقدم این صلیب دلالت ضمنی دارد بر اتحاد بین آتون پرستان باستان که تا امروز توسط خانواده های سلطنتی جهان و انجمن های سری عمده حفظ شده است. آتون پرستی ریشه ادیان ابراهیمی است. این صلیب همچنین ممکن است سمبلی باشد از مسیح و اخناتون, یا به عبارتی مسیح و مسیحی که پیش از مسیح وجود داشت. برگ سه پر به دروئید ها ارجاع دارد.
    یک نشان خانوادگی اروپایی که حاوی برگهای بلوط دروئیدی  13 برگ در هر طرف, صفحه شطرنجی ماسونی, سر شیر, سه نوار دروئیدی, صلیب دوگانه لورین, ققنوس آتون پرستان, و تاج و هرم آتون پرستان است
   نظر انوش راوید:  در ادامه رشد و تکامل تمدن،  دینها نیز مانند بقیه موارد،  از یکدیگر انرژی و سابقه می گرفتند.
اسرائیل و عیسی, دو کلمه ایرلندی
  ــ  البته که اسرائیل وجود داشته است! این نام در پایان عصر برنز در بنایی مصری برای اشاره به مردم کنعان استفاده شده, مردمی که نیروی نظامی فرعون مِرنِپات با ورود به فلسطین علیه شان جنگید. اما این همان اسرائیلی نیست که در کتاب مقدس از آن نام برده شده است. توماس ال. تامپسون, گذشته اسرارآمیز: باستان شناسی کتاب مقدس و اسطوره اسرائیل.
   کلمه اسرائیل از سه بخش تشکیل شده است: ایس, را, و ال. هر بخش ظاهر اً به یکی از سه فرقه بزرگ و مهم دوران باستان, یعنی ستاره پرستی, خورشید پرستی و زحل پرستی اشاره دارد. البته ممکن است ترکیب این سه بخش اشاره ای داشته باشد به اتحاد بین سیتی-آتون پرستان و هیکسوس-آتون پرستان .
   نظر انوش راوید:  اسرائیل = اس + را + ایل =  خاندن مقدس،  در بالا توضیح دادم.
   ــ  ممکن است ریشه واژه ایس  ایسا یا اسا یا همان خدای خورشید دروئیدهای باستان باشد،   واژه را ممکن است اشاره آمون را داشته باشد که خدای حورشید مصریان باستان بود. بنابراین کلمه  اسرائیل احتمال دارد ترکیب نامهای دو خدای مهم خورشید باشد. در چنین حالتی پسوند در اصل به معنای پیام آور یا  بنی اسرائیل  معنای پیام آور یا خدمتگزار داشته باشد, و در چنین حالتی مامور ایسوس و را بوده است. کلمه اسرائیل نشان میدهد که ارتباطاتی بین آمون پرستان مصر و دروئیدهای بریانیا و اسکاندیناوی وجود داشته است.
  ــ  نامهای قهرمانان مذکر قدرتمند, همچنان که خود خدا, غیر سامی هستند… و سابقه شان به قدیمی ترین تمدنهای شناخته شده خاور نزدیک و در واقع کل جهان میرسد.  جان الگرو, مردم برگزیده.
  ــ  بناهای بزرگ اثبات میکنند، که در دوران اولیه سلسله های فراعنه, در مصر سفلی شکل دیگری از خدا – خورشید به نام را مورد پرستش بوده است. از ریشه ها و تاریخ اولیه این خدا هیچ اطلاعی در دست نیست،  و هنوز توضیح قانع کننده ای برای معنای نام او ارائه نشده است. به نظر نمیرسد این نام مصری بوده باشد.  ای. اِی. والیس باج, توتانخ آمون: آمون پرستی, آتون پرستی و یکتاپرستی مصری.
   نظر انوش راوید:  گفتم تا زبان فارسی بلد نباشید،  و به ایران سفر نکنید،  و با افراد سن و سال دار روستاهای دور دست ایران صحبت نکنید،  نمی توانید تاریخ را بدرستی درک کنید.  را = رای = ری = بلند، بالا، مسیر راه،  راه خورشید،  جاده ری،  جاده شرق به غرب،  را به معنی خورشید نیست،  به معنی راه خورشید است.
  ــ  در کتاب پیدایش, فصل 32 , آیه های 27 و 2859 آمده که نام اسرائیل توسط خدا به یعقوب بنی اسرائیل فرزند اسحاق و نوه ابراهیم اعطا شد. در همین کتاب آمده که نام برادر دوقلوی بزرگتر او عیسو بود. عیسو همچنین به نام اِدوم به معنای سرخ رو هم نامیده میشد. در واقع عیسو به نقل از کتاب عهد قدیم, جد کسانی بود که اِدومی  مردمی که به نقل از عهد عتیق در سرزمین اِدوم زنگی میکردند- مترجم خوانده می شدند. در هر صورت آیا میتوان فرض کرد که ریشه نام عیسو سلتی یا سیتی باشد؟ آیا شکلی از کلمه اِسوس, خدای بزرگ گِیل ها, گوت ها یا آریایی ها است؟ جالب این است که کتاب پیدایش از عیسو به عنوان یک شکارچی ماهر یاد میکند.
   نظر انوش راوید:  کتاب پیدایش در اوایل هزاره هفت خورشیدی ایرانی تدوین شده ولی قوم اسرائیل نامی بسیار کهنتر در هزاره های قبلتر دارد.  عیسی = اسا = دست به آسما، دعا کنند،  به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.
   این توصیف مجدداً ما را به اِسوس و هِرن برمیگرداند, خدایان حیوانات و جنگل در مغرب زمین. چنین به نظر میرسد که داستان برادران دوقلو, یعقوب اسرائیل و عیسو از اساطیر غیر یکتاپرستان کهن تر گرفته شده باشد. یک داستان مهم و باستانی مصر از درگیری بین دو برادر دوقلو,هوروس و ست می گوید. کلمه هوروس اشکال مختلفی به خود گرفته است, از جمله هِرو, هور و ها. این کلمه به معنای محدوده یا حلقه است. این کلمه به لحاظ ستاره شناسی به معنای افق است, محدوده ای که خدای خورشید روزانه و سالانه از کنار آن عبور میکند. کلمات انگلیسی ساعت, افق و هوروسکوپ horoscope ,horizon hour, نیز از نام همین خدای مصری خورشید گرفته شده اند.
   ایسوس در حال بریدن درخت. او نجاری بود که داستان عیسی آنچنان که در کتاب مقدس آمده تا حدودی بر اساسش پرداخته شده است. او بدون شک کهن الگویی بود که خدایان زمین و خورشید مصری و مسیحی دوران بعدتر, مانند اوزیریس و هوروس و غیره بر اساسش ساخته و پرداخته شدند. ایسوس خدای مصلوب شده نیز بود که با بازوانی گسترده به طرفین تصویر میشد. بدن او با نیزه ای سوراخ شده بود و خون او زمین را جوان و تازه کرده بود. او همراه با تارانیس و بِل تثلیث دروئیدی را تشکیل میداد. بِل در بابل با نام بعل مطرح شده است و در کنعان با نام بِل. نام او به معنای سفید یا روشن است. شهرهایی مانند بلفاست و بلگراد یا شهر سفید با استفاده از اسم او نام گذاری شده اند.
    یکی از نامهای مستعار هوروس ایوسا یا ایسوس بود. حروف انگلیسی آی و جِی قابل تبدیل به هم هستند. اگر حرف آی با حرف جِی جایگزین شود کلمات جیوسا و جیوساس را خواهیم داشت, کلماتی که ریشه نام عیسی در کتاب مقدس هستند. عیسی نسخه ای از هوروس است که خود نسخه ای از ایسا, هِسوس, اِسوس یا اسای ایرلندی بود. نسخه های متعدد از این نام و تلفظهای مختلف آن تغییری در این حقیقت ایجاد نمیکند که این نامها اشاره دارد به کهن الگوی مهم ترین خدا-خورشیدهای دوران باستان:
  ــ  هئوس یا اسوس سلتی خدای اسرارآمیز گُل های باستان بود. شکل ایرلندی آن آئسار بود به معنای آن کس که آتش را شعله ور میکند, و به معنای خالق. و آئسار اتروسکی, گاو-خورشید مصری آسی , آذر او ایرانی, آئسیر اسکاندیناوی. و ائسوار هندو را به ذهن متبادر میکند. در باگاوادگیتاصحبت از شده است جیمز بانویک, دروئیدهای ایرلندی و دین قدیمی ایرلندی, که درون هر میرایی اقامت دارد 1980
    حقیقت حیرت انگیز این است که در حالیکه یهودیان صدوقی هرگز با نام مسیح آشنایی نداشتند, نام او مدتها پیش از حادثه به یاد ماندنی تپه های جلجتا جایی که گفته شده عیسی ناصری به صلیب کشیده شد –مترجم برای بریتانیایی ها آشنا بود. حقیقت غیرقابل انکار این است که دروئیدها برای اولین بار این نام را به جهان عرضه کردند… اینکه چگونه کشیشان دروئید مدتها پیش از دیگران این نام تقدیس شده را میدانستند برای خود رازی مانده است. نام یسِو در تثلیث دروئیدی جایگاه خداوند را دارد.  اف جاوت, نمایش حواریون مفقود شده.
   ــ  کنستانتین حاکم معنوی نیقیه بود و در نهایت تصمیم گرفت خدایی جدید معرفی کند…به منظور درگیر کردن تمام دسته های بریتانیایی, دستور داد نام خدای بزرگ دروئید, هسوس, با خدا- منجی شرقی, کریشنا پیوند یابد و سپس هسوس کریشنا مسیح معادلی است که در فارسی برای کریست یا کرایست, برگرفته از نام کریشنا استفاده میشود – مترجم نام رسمی خدای جدید رومی شود.  تونی بوشبی, ریشه های ساختگی کتاب عهد جدید, مقاله منتشره در مجله نکسوس, شماره 10
  ــ  هوروس و اوزیریس همراه با فرعون. فرعون مانند عیسی انسانی از گوشت و پوست و ساخته خدا بود. او تجلی هوروس بود. اوزیریس نام خورشید بود پس فرو رفتن آن در افق به دنیای زیر زمین. هر صبح وقتی خورشید مجدد اً متولد میشد نام او هوروس یا میشد. وقتی خورشید به » آنکه برخاسته « جایگاه سالانه خود در ابتدای زمستان میرسید به نام اوزیریس خوانده میشد. وقتی اوج میگرفت و به جایگاه خود در آغاز بهار میرسید مجدد اً هوروس نامیده میشد. وقتی خورشید به جایگاه خود در زمان اعتدال بهاری و پاییزی نامیده میشد » مصلوب « میرسید .
   ــ  دروئیدها پیراهن سفید میپوشیدند و شاعران و نقالان دروئید لباس آبی. دروئید اعظم پیش سینه ای طلایی مزین به دوازده جواهر میپوشید, مشابه پیش سینه ای که کشیش اعظم بنی اسرائیل به تن میکرد. نمونه این پیش سینه همراه با یک اسکلت در یکی از مقابر استون هنج کشف شده است. فردریک هابرمن, رد پای اجداد ما.
   سمبل ها, نشان ها و اصطلاحاتی که مورد استفاده مردم مشرق زمین بوده از دروئیدها وام گرفته شده است, از آئین های ستایش اجرام آسمانی گرفته شده که ایرلندی ها به حد کمال مطالعه کرده بودند و سپس به دست دروئیدها به سراسر جهان منتقل شد. این مسافرین اولیه باعث حیرت قبایل مورد بازدیدشان می شدند. مردم باستان دروئیدها را می شناختند و محترم می داشتند, و در جستجوی حقیقت به آموزشگاه های آنها مراجعه میکردند. سمبل های چند خدایی و ارجاع به آئین های خدای مونث ریشه یهودی ندارند و خاخام های یهودی نمی توانستند دلیل حضور خدای مونث را در متون دینی شان توضیح دهند. نمونه توصیف خدای مونث در این متون:
  ــ  او از یاقوت با ارزش تر است: و هیچ یک از خواستنی ها قابل مقایسه با او نیست. طول روز در دست راست او است؛ و در دست چپش ثروت و افتخار. روش او مطلوب بودن است, و راه او صلح. برای آنان که به او تکیه میکنند درخت حیات است, و هر کس با او می ماند شادی از آن او است.
آئین دروئید ها و یهودیت و مسیحیت
  ــ  دروئید اعظم شالی روی شانه اش می انداخت که روحانیون کاتولیک و انگلیسی امروز روی شانه خود می اندازند, که همان شالی است که تا مدت کوتاهی پیش از این دانشجویان دانشگاه های ما موظف بودند هنگام امتحان هایشان روی شانه خود بیندازند.  دبلیو. وینوود رید, شال ایسیس: یا اسرار دروئیدها.
  ــ  پاپ رم دقیق ا شبیه به کاهن بزرگ و سکولار روم باستان است, و عنوان آنها به لاتین نیز یکی است: پونتیفکس ماکسیموس. سیستم اداری او هم احتمالاً تقلیدی است از سیستم دفتر دروئید اعضم, که چنان که توصیف کرده ام, بر امور دنیوی و کلیسایی سلطه داشت, و سنایی متشکل از دروئیدهای بلندمرتبه گرد او را گرفته بودند. درست همان طور که کاهنان گرد پونتیفکس ماکسیموس را, و کاردینال ها دور پاپ را. همان منبع.
   حقایق مربوط به ریشه های غربی عناصر اصلی تمدن به شکلی سرّی و پوشیده در انجیل و سایر متون یهودی- مسیحی ذکر شده است. در واقع عناصر دروئیدی در متون و سنت های دچار فساد شده ادیان خورشید پرستانه که آیین های اجداد باستانی نژاد قدیمی تر را غارت کرده و سپس از آن تقلید کرده بودند دیده می شود. چند مثال بسیار واضح آن از این قرار است:
– نوح و کشتیش – خشم خدا نسبت به نوع بشر – موسی و بوته سوزان – نام یهوه – دوازده قبیله بنی اسرائیل.
– مار برنجین)و خداوند به موسی گفت، مار آتشینی بساز و آن را بر نیزه ای بردار، و هر گزیده شده ای که بر آن نظر کند خواهد زیست. پس موسی مار برنجینی ساخته بر سر نیزه ای بلند کرد و چنین شد که اگر مار کسی را گزیده بود به مجرد نگاه کردن بر آن مار برنجین زنده می شد( در بیابان
– درخت حیات و نیکی و بدی – ارجاعات به کوه زیتون و درخت انجیر – باغ جتسیمانی – یهودا و حلق آویز شدنش از درخت – موسی و برافراشتن دایره ای از دوازده سنگ در جلجال و سینا – داوود و گولیات – داستان تولد مسیح و سه مرد خردمند حاضر در صحنه تولد
   حقیقت این است که کسانی که به اصطلاح بنی اسرائیل کتاب عهد قدیم خوانده شده اند در واقع فراعنه ثروتمند مصری بودند تحقیقاتی که در یک و نیمه دهه اخیر درباره اجداد یهودیان انجام شده این نکته را به اثبات رسانده است. به لطف نوشته های کسانی مانند احمد عثمان, مصطفی گادالا, و رالف الیس, نظریه های نابغگان قدیمی تر مانند زیگموند فروید, کارل ابراهامس, امانوئل ولاکاوسکی, کامینس بومونت, کانر مکداری و غیره تایید شده است. ما اکنون نام واقعی کسانی که بنی اسرائیل یا یهودی خوانده میشوند، یا به اصطلاح دوازده قبیله را میدانیم،  میدانیم که زمانی بود که این افراد همان فراعنه هیکسوس بودند،  که مصر شناسان دهه ها است بر سرش مشاجره دارند . پایان
   نظر انوش راوید:  من مسائل امروز جهان را تنها مسائل سخت دینی نمی دانم،  و نمی خواهم هیچ دین و مرام را مقصر شرایط تاریخی و امروز جهان بدانم،  این داستان نیازمند بررسی های زیاد است.  بنظرم بیشتر باید اطلاعات خود را درباره، استعمار و امپریالیسم، سرمایه داری بی هویت و سرمایه داری سنتی، ثروت شرقی و ثروت غربی و اینقبیل مسائل مهم اجتماعی و سیاسی بالا برد،  و مراقب بود گمراه نشد.
 تقریباً درباره همه مطالب این کتاب در وبلاگم نوشته ام البته با دید تاریخ نویسی نوین ایرانی که می توانید با مراجعه به لینکهای معرفی شده و لینک های دیگر و یا فهرست وبلاگ آنها را بیابید،  خاطر نشان کنم تاریخ نویسی نوین ایرانی اول کار تاریخ نویسی است و نوشته های من نیز نیازمند کار بیشتر با یاری همه عزیزان متخصص است.
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.