جلسه بازخوانی تاریخ ایران

جلسه بازخوانی تاریخ ایران
پیش نویس
      بمنظور طرح هایی برای آینده یک کشور،  برنامه نویسان اجتماعی و سیاسی و اقتصادی آن کشور،  باید از تاریخ درست و واقعی بدانند.  این نیاز را جمعی از اساتید جامعه شناسی دریافتند،  و تقاضای بازخوانی تاریخ ایران را در جلسات گروه درس جامعه شناسی داشتند.  آغاز این مهم را فعلاً  در اختیار من قرار دادند،  امیدوارم اساتید تاریخ ایران و جهان نیز برای بازخوانی تاریخ ایران به این جلسات بپیوندند،  و گفتگو را در اختیار بگیرند.
تصویر انوش راوید در یک منطقه تاریخی،  در اینجا،  عکس شماره 3491.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو،  در علم جستجوگر و کنشگر باشید،  واکنشگرا نباشید،  در اینجا،  عکس شماره 1621.
برگه 737 تاریخ آذر 1395 پیوست تاریخ عمومی ایران است.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
گفتار آغاز جلسه
      با درود و ابراز خوشحالی،  که با زحمات استاد قلمکاری پور و دیگر عزیزان،  کار گروه علمی خوبی شکل گرفته است،  و امیدوارم بیش از پیش احساسات و تمایلات باقی مانده از سیستم آموزشی،  مانند کپی پیس ها کم شود.  البته در این گروه اساتید و دانایان زیادی درباره تاریخ و جامعه شناسی و غیره هستند،  و همانطور که قبلاٌ گفتم برایم ابراز نظر و گفتن و نوشتن در حضور گرامیان سخت است،  و باز امیدوارم عزیزان دانا،  با دید کنشگری وارد کارزار بحث های هفتگی شوند.
      در سیستم آموزشی بما یاد نداند،  که علوم انسانی مهمترین و پایه ای ترین علم برای بقای یک ملت و کشور است،  و این علم ابتدای راه است،  و برای رشد و تکامل آن پایانی وجود ندارد.  فقط در سیستم آموزشی ایران یاد داده اند،  علم همین چند جمله درهم و برهم است،  که می گوییم،  با همین ها بیست بگیرید،  و مغرور شوید،  که خیلی می دانید،  و بروید پی کارتان.
      وقتی من دانش آموز دبیرستان بودم،  حدود نیم قرن پیش،  با پدر بزرگم درباره تاریخ خیلی بحث می کردم،  پدر بزرگم درس خوانده مکتبخانه بود.  من از حمله اسکندر و این و آن به ایران می گفتم،  و مطابق روحیه بچگانه ام می گفتم،  ایکاش آن موقع من بودم،  و از ایران دفاع می کردم.  پدر بزرگم می گفت،  اینها دروغ است،  اصلاً در تاریخ ایران اینگونه نبوده،  جریان چیز دیگری بوده.  من با او بحث می کردم،  و می گفتم،  نه شما اشتباه می کنید،  در کتاب های مدرسه ما نوشته،  و او آخرش می گفت،  امان از دست انگلیس های پدرسوخته.
      بلاخره روزگار گذشت و مهندس آبکی شدم،  در اینجا، و کارم بیشتر در نقاط مختلف ایران بود،  و با روستائیان گوشه کنار خیلی سروکار داشتم،  و خیلی سریع متوجه شدم،  دید افراد پیر بی سواد مکتب و مدرسه نرفته روستاها،  با دید پدر بزرگم یکی است.  برای همین و با سابقه صحبت با پدر بزرگم،  مطالب مختلف صحبت با این پیران،  از قبیل واژه ها و تاریخ روستاها و غیره،  خود بخود بخش تفریحی من شد،  تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران.
      از زمان پیدایش وبلاگ نوشتن مطالب در وبلاگ را با عنوان جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران شروع کردم،  و تا کنون بیش از ده وبلاگ فیل شده و یا حذف شده دارم.  این درصورتی است که حتی یک اهانت و یا یک نوشته غیر قانونی در وبلاگم وجود ندارد،  فقط درد همان جنبش برداشت دروغها از تاریخ است.  حتی یکبار از اداره امور خاص تلفن کردند،  و گفتند فقط بنویس دروغ های تاریخ،  که من آنرا ارگ ایران کردم.
      علوم انسانی و بویژه علم تاریخ،  از ابتدای پیدایش استعمار در اختیار کامل آنها قرار گرفت،  تا بدینوسیله بتوانند جهان را کنترل کنند،  و به هیچ وجه اجازه غیر از سبک کار خودشان در تاریخ نویسی را ندادند،  اگر کسی قبول نداشته باشد،  درست مانند آدم کر و کور می ماند،  که نمی تواند اخبار های مختلف را گوش دهد و ببیند.  البته قبل از اینکه استعمار تاریخ را در اختیار بگیرد،  دین های مختلف منجمله و مهمتر از همه یهود و سازمان های مختلف یهود،  این کار را می کردند،  و خیلی زود از عوامل استعمار شدند،  و بیشتر آنها در کار تحقیق و کاوش تاریخی قرن گذشته در ایران بودند.
      اما بناگاه یک سیل،  سیل یک رودخانه،  بازی تاریخ نویسی استعمار را بهم ریخت،  و پشت سر آن یک بزرگ مرد تاریخ بنام دکتر یوسف مجید زاده تاریخ را دگرگون کرد.  سیل جیرفت تمدن کهنی را از دل خاک بیرون آورد،  که شوک بزرگی به تاریخ نویسی استعماری بود. در این سیل معلوم شد،  که تمام تمدن جهان از یک نقطه آغاز شده،  و سپس طی هزارها به تمام جهان رفته است.  با این وجود معلوم شد،  آغاز زبان و نویسایی و فرهنگ و دانش و همه چی،  از یک منطقه حاره ای در جنوب ایران بوده است.
      بسرعت با تمام قدرت دست بکار شدند،  و کاوش های منطقه را تعطیل کردند،  و استاد باستان شناسی ایران،  استاد یوسف مجید زاده را کنار گذاشتند.  با تمام وجود سعی کردند،  این منطقه را نادیده بگیرند،  و کم اهمیت کنند.  اما غافل از توانایی و قدرت ملت ایران،  در تاریخ دوستی،  ایرانیان خودشان بدون هرگونه یاری دولتی و مادی،  تا توانستند از این تمدن مهم گفتند و نوشتند.  ملت ایران در پخش و نشر تمدن جیرفت،  ثابت کردند که توانا هستند،  و بخوبی می توانند از یک نقطه،  تاریخ نویسی نوین ایرانی را شروع کنند.
      من نیز در یک جمعبندی مناطق باستانی،  کنار صندل، تپه یحیی، شهر سوخته و شهداد، و کلاً منطقه یک چهارم ایران در جنوب شرق را،  تمدن کهن جی نامیدم،  و تاریخ نویسی را بر پایه آغاز این تمدن گذاشتم،  یعنی بشر را از آغاز این تمدن شروع به پیگیر کردم.  توجه نمایید،  می گویم تمدن،  ممکن است بشر در آفریقا و اینطرف و آنطرف پیدا شده باشد،  در چند ده هزار سال پیش،  ولی هیچ آثار تمدنی جز نقاشی غار نگذاشته است،  اما در تمدن کهن جی با یک تمدن بزرگ و شکوفا روبرو هستیم.
تصویر 8624 ،  مشروح در اینجا.
تاریخ و آینده
      درباره علم تاریخ زیاد گفته و نوشته اند،  در جستجو بنویسید "علم تاریخ" کلی اطلاعات بدست می آید،  می گویند "هر ملتی که از تاریخ بدرستی بداند،  آینده را دارد،  و ملتی که آینده را داشته باشد،  حال را دارد"،  یا مثلاٌ  "تاریخ چراغ راه آینده است".  همه این نوشته های در اینترنت زیاد است، و می شود پیدا کرد.  اما بحث ما چگونگی بررسی های علمی تاریخ،  و یا تاریخ علمی نیست،  بحث ما برای این است،  که بدانیم و بفهمیم آنچه که بما گفته اند،  و بجای تاریخ بخورد ما داده اند،  ممکن است دروغ باشد،  و باید تاریخ را باز نویسی کرد،  تاریخ مانند همه علوم رشد و تکامل دارد.
      روزی با یکی از اساتید عزیز گفتگویی داشتم،  در ضمن گفتگو ایشان بمن گفتند،  که نادر شاه هندوستان را گرفت یا اشغال کرد.  ناگه من حرف این عزیز را قطع کردم،  از این قطع صحبت خیلی هم ناراحت شدم،  و موضوع دیگری را مطرح نمودم.  زیرا نمونه زیاد دیده بودم،  که با دانستن دروغ و اشتباه از تاریخ نویسی استعماری،  همه تحلیلها و دانشهای دیگر،  که بر اساس دروغهای تاریخی است،  کج چیده و اشتباه شده است.
      نادر شاه هندوستان را نگرفت،  وی مانند یک پیکان وارد حکومتی دهلی شد،  و سپس حتی پشت جبهه خودش را خالی دید،  و متوجه خطر و جمع شدن نیروهای هندی شد،  چیز های برداشت و فوری خارج شد،  و به نوعی هند را به انگلستان سپرد.  بیشتر نیروهای نادر از عشایر پشتون نواحی مرزی هند بودند،  که در آن زمان در جغرافیای نوپای سیاسی صفویه نبود،  هرچند در گذشته ها،  در جغرافیای قبیله حکومت های وابسته به تاریخ ایران بودند.
      این نمونه را یادم آمد نوشتم،  که ببینید نادر را خیلی بزرگ کردند،  و سپاه او را کامل ایرانی گفتند،  تا گرفتاری های بعدی استعمار کشور هندوستان را بسر ایران و ایرانی و شاه ایرانی خالی کنند،  بهمین سادگی میشود،  تاریخ نویسی استعماری.  برای آن هم کلی کتاب نوشتند،  و کلی داستان ساختند،  و براحتی یک دشمنی بین هندی و ایرانی برای سبک کار استعماری خود درست کردند.  ما باید اینگونه را که در تاریخمان زیاد است،  شناسایی کنیم،  و اقدام به حذف آنها نماییم،  و تاریخ واقعی را بنویسیم.
       یکبار دیگر تکرار کنم،  این جلسات برای این نیست که بگویم این و آن پادشاه چه کردند،  و کشور ها را گرفتند و سر بریدند و غارت کردند،  از این دست نوشته ها در کتاب ها و اینترنت فراوان است.  این جلسات برای ایجاد فلسفه جدید به دید تاریخ و تاریخ اجتماعی است،  فلسفه ای که می گوید چشم و گوش بسته نباشید،  و در قرن جدید که کارهای تخصصی و فوق تخصصی را می طلبد،  کار و سبک زندگی تخصصی پیدا کنیم،  تا از کاروان آینده عقب نیافتیم،  زیرا جهان دارد زیر پایمان با سرعت حرکت می کند.
با سپاس از توجه شما
 پرسش از عموم:
  1 ــ  آیا درباره حکومت های تمدن های مناطق جنوبی و شرقی ایران در هزاره های اول و دوم قبل از میلاد می دانید؟  یا فقط آنچه را که لازم دانسته اند بدانید می دانید؟
   در انتظار پاسخ:  ……..
  2 ــ  فاصله قرنهای بعد از تمدن کهن جی تا دوران هخامنشیان،  منطقه فارس و کرمان و خراسان سیستان و بلوچستان چه تاریخ و سرگذشتی داشته است؟
   در انتظار پاسخ:  ……..
   توجه:  نقاط تاریک بدون سند و مدرک در تاریخ زیاد داریم،  نباید عجله کرد و فوری آنها را یافت،  زمان می برد،  همان زمانی که از پدید آمدنش با کنار گذاشتن تحقیقات جیرفت و دکتر یوسف مجید زاده ممانعت کردند.  در این روزگار ما می توانیم دروغ های تاریخ را بررسی نماییم،  و سپس بدنبال واقعیت ها بگردیم،  هر چند که هم اکنون نیز مقدار زیادی واقعیت داریم.
ادامه جلسه
      این جلسه حدود دو ساعت زمان برد،  و خیلی مفید واقع شده،  در زیر به گزیده ای از آنها اشاره می کنم.  در ابتدای جلسه استاد گرامی دکتر قلمکاری پور فرمودند:
   دکتر قلمکاری پور:  با سلام خدمت دوستان،  کمتر از یکسال است که از طریق فیس بوک و بر اساس یک پیام ساده،  و میشود گفت اشتباهی،  با آقای انوش راوید آشنا شدم.  خیلی زود صحبتهایمان گرم شد،  و از طریق اسکایپ با یکدیگر در تماس بوده و هستیم.  از طریق ایشان با پارادیگم دیگری از خوانش تاریخ ایران آشنا شدم،  و همچنین با سرورانی آشنائی پیدا کردم،  که هر کدام را دریائی از معرفت دیدم و میبینم،  از جمله سرکار خانم حامد.
در این مدت، بدون هیچ تکلفی هرگاه در مقابل مسئله ای قرار گرفتم،  بسرعت به سراغ استاد انوش راوید رفتم،  و از ایشان آگاهی خواستم،  و ایشان هم بدون هیچ منتی،  ساعتها وقت خودشان را در اختیار بنده قرار دادند،  که از ایشان کمال امتنان را دارم.
      در همین پرس و جوها بود،  که از ایشان تقاضا کردم،  تا با تکیه بر آنچه که تا کنون در وبلاگ خود انتشار داده اند،  با ساده نمودن  "بازخوانی تاریخ ایران"  برای تازه کارانی همچون من،  امکان فهم این وقایع پنهان مانده از چشم ما را مهیا سازند،  و ایشان با همان صداقت همیشگیشان پذیرفتند.
      من در این نخستین جلسه با آرزوی اینکه بتوانیم جایگاه واقعی کشورمان را آنچنان که لایق آن هستیم بدست آوریم،  و بدینسان در نزد گذشتگانمان فرزندانی خلف و در مقابل آیندگانمان پدرانی مسئول،  باشیم؛  از استاد راوید تقاضا میکنم،  که آنچنان که باید ما را آموزش دهند.
با سپاس پیشاپیش،  بیژن قلمکاری پور
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از لطف شما،  آماده هستم هر چه می دانم،  هر چقدر که کم هست به اشتراک بگذارم،  جهان دارد وارد تمدن دیگری می شود،  غفلت و کوتاهی از دانستن این تغییرات،  ایران را یک مرحله مهم در تاریخ اجتماعی  جهان عقب می اندازد،  و باعث صدمات غیر قابل جبران می شود،  با ترکیب تاریخ های واقعی و جامعه شناسی،  می توانیم ابزار نفوذ به سیستم را پیدا کنیم،  و شاید کاری شود.
   دکتر قلمکاری پور:  دقیقا استاد راوید،  زمانه ما را ناگزیر کرده است،  که چه بخواهیم و چه نخواهیم، آستین ها را بلا بزنیم و تلاشمان را بکنیم.  باشد که نتبجه بخش باشد.
      در مدت جلسه هیچ پاسخ به دو پرسش بالا نرسید،  و بوضوح نشان می دهد،  که دست هایی سعی کردند نگذارند ایرانیها از آغاز تاریخ تمدن ایران و جهان چیزی بدانند.  فقط در ادامه و حاشیه جلسه خواهید دید،  که در عوض ایجاد دید به یک مهم در تاریخ،  عشق داستان گونه ای از تاریخ در جوان های ایران ایجاد کرده اند،  که البته این عشق الکی سبک کار استعمار،  با وبلاگ ارگ ایران دچار شوک اساسی و ریزش شده است.
   پرسش های رسیده درباره موضوع اصلی جلسه:  ببخشید  بر  چه  اساسی گفته  میشه  در  جیرفت  یک  تمدن  بزرگ  و  شکوفا  وجود  داشته؟.  آقای راوید این دکتر یوسف مجید زاده را چه کسانی از کار برکنار کردند؟ چه دسته و گروهی بودند؟  در این منطقه چه کسانی زندگی میکردند؟ آیا همه از یک نژاد بودند؟ چه سرزمینهائی را در دست داشتند؟  آیا یکی از دیگری قدیمی تر بوده یا همزمان بوده اند؟   از مردمانشان چه میدانیم؟   چه زبانی داشتند؟ چه اعتقاداتی؟ چه نظام سیاسی؟ و… و؟.  پس استاد راوید در جنوب شرق ایران است که در واقع ابتدای آشنائی ما با ساکنان فلات ایران شروع میشود صحیح است؟
   پاسخ انوش راوید:  تعداد دیگری پرسش از همین دست رسید،  برای آنها قبلاً پاسخ داده بودم،  و در ارگ ایران هستند،  جهت اطلاع لینک هایی در زیر می نویسم.  همانطور که در بخش تماس با ما نوشتم،  امیدوارم عزیزان قبل از هر پرسشی و نظری،  سئوال خود را در جستجو های ارگ ایران بنویسند،  مطمئن باشند پاسخ خود را خواهند یافت،  زیرا در طی بیش از ده سال وبلاگ نویسی،  هزاران پرسش قبلاً رسیده است،  و پاسخ داده شده و در وبلاگ هستند.
در حاشیه جلسه
      بعد از 20 دقیقه از انتشار متن آغاز جلسه،  هیچ نظری نرسید،  متوجه شدم عزیزانی مشغول خواندن متن آغاز جلسه هستند،  که در ابتدای همین صفحه است.  ولی عده ای را  که در ده سال وبلاگ نویسی می شناختم،  متوجه شدم چندان از آن متن سر در نمی آورند یا اهمیت نمی دهند،  و برابر با ذهن کپی پیسی حافظه محوری بازمانده از سبک کار سیستم آموزشی،  همان مطالب قدیمی و اشتباه دار تاریخی را،  که در سیستم آموزشی یاد گرفته اند،  بدون درک از  "در علم جستجوگر و کنشگر باشید،  واکنشگر نباشید"،  منتظرند،  تا به موضوع هایی بر خلاف احساس آنهاست،  پاسخ دهند.  بمنظور گرم شدن و ایجاد ترکیب برای جلسات بازخوانی تاریخ،  و جلسه کنشگر و واکنشگر،  پرسش و پاسخ زیر را نوشتم.
   نظر یک شخص بی نام:  درباره دروغ حمله مغول گفته های شما را قبول ندارم سند و مدرک ندارد.
   پاسخ انوش راوید:  آنهایی که درباره حمله مغول از کشور مغولستان گفته اند مگر سند دارند؟  یک سند نشان دهید؟  اگر کتاب جهانگشا را می گویید "سند"،  یک خط درست حسابی که بشود بعنوان سند از آن کتاب استخراج کرد بگویید؟
      درباره اینکه چنگیز خان فرزند بهادر از پهلوانان و رؤسای یک ایل ایرانی بوده،  و دین مغ های را داشتند،  به اندازه کافی سند گذاشته ایم،  و مشغول گردآوری سند های بیشتر هستیم.  مهمتر از همه تمام نسل های بعد از او،  خودشان را گور و از نوادگان بهرام گور می دانستند،  مانند تیمور گورکانی و یا بابری های هندوستان،  مشروح در اینجا.
   ــ  بلافاصله پرسش های مغولی آغاز شد.
   پرسش میلاد:  تعریف مشخصتون رو میگید از سند؟  چطور جهانگشا یا جامع التواریخ یا ده ها منبع دست اول تاریخ مغول سند نیست؟
   پاسخ انوش راوید:  هیچ کدام از اینها سندیت ندارند،  همه داستان است و بس،  آنها را بخوانید اگر سند در آنها دیدی،  برای من هم بگویید،   آنها حرف و داستان هستند.  در ضمن بسیاری از تاریخ سنتی خطی ایران،  که از مغول می گویند،  منظورشان مغول کشور مغولستان نیست،  در لینک های مربوطه وبلاگ توضیح کامل است.
   ــ  در این پرسش،  دقیق مشخص است،  که این فرد وبلاگ را نخوانده،  و فکر می کند کشف جدید کرده،  او نمی داند،  که طی ده سال وبلاگم،  چند هزار نفر زود تر از او این پرسش را کرده اند.
      این کتابها سند علمی نیستند،  از روی یکدیگر با کلی غلط و ضد و نقیض نوشته شده است،  و نه نویسنده آنها معلوم است،  و نه تاریخ و تقویم مشخص دارند.  هیچ برگه تأیید بعنوان سند تاریخی از هیچ دانشگاه و مرکز تحقیقات تاریخی معتبر ندارند.  شما یک برگه تأیید از آنها نشان دهید،  یا اگر آنها را بعنوان سند تاریخی قبول دارید،  آنها را در یک وبلاگ ریشه یابی نمایید،  و سعی کنید یک سند تأیید مانند عکس سند زیر از یک دانشگاه برای آنها بگیرید.
تصویر سند تأیید کتاب دکتر حمید شفیع زاده از دانشگاه اصفهان،  عکس شماره 8210.
      در ادامه پرسشها که نه،  نظرات پرکنده بی سند،  دو سه نفر نوشتند:  در آواز های سنتی و داستانهای فولکلور مغولستان از چنگیز هست.  از کتاب شادروان پیرنیا و سفرنامه ی یک صفیر چینی به مغولستان برای مذاکره.  تو سیرت جلال الدین دقیق نحوه هجوم ارایش ارتش مسیر ارتش ورود از دروازه ها و همه و همه گفته شده با اطلاعات باستانشناسی هم مطابقت داره.  اسناد چینی رو هم بررسی کردید؟  تعریفتون از سند علمی رو بگید لطفن.
   پاسخ انوش راوید:  از پرسیدن این پرسشها کامل متوجه می شوم،  وبلاگ مرا نخواندید،  و حتی در اینترنت درباره آنها پرسوجو نکردید،  چون عشق به داستان خوانی از تاریخ دارید.  یکبار دیگر بگویم،  فکر نکنید اولین نفر هستید،  که این پرسشها در ذهنتان شکل گرفته است،  قبل از شما هزاران نفر این پرسشها را داشتند و پاسخ گرفتند.
      عزیزان می دانم هیچ کدام متن اول مرا نخوانید،  و نمی دانید برای چه جلسه تشکیل شده،  و منظورمان چیست،  بخوانید،  شما حتی وبلاگ و موضوعات مربوطه را نخوانید،  فقط عشق این دارید،  که بگویید هستید،  بودنتان بروی چشم،  ولی با اینجوری درهم و برهم بودن،  در همین آینده نزدیک،  بدست تمدن های جدید،  دخل ایران می آید.
      مشکل ما این نیست،  که چه بودیم و چه کردیم چه بلایی سرمان آمده است،  مشکل ما عدم داشتن یک تاریخ نوشته شده واقعی و درست برای ایران است.  بدون دانش تاریخ واقعی،  ما ملت نخواهیم توانست آینده را بسازیم،  آینده را برنامه نویس های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی ترسیم می کنند،  و با دانستن دروغ از تاریخ،  بکلی به اشتباه می روند و خطا می شود.
      قرن قرن تخصص و تخصصی تر بودن است،  قرار نیست که همه مردم همه چیز را بدانند،  در این زمان امکان ندارد.  من بارها نوشته ام،  برای یک درصد باهوش متخصص می گویم،  و نیازی نیست توده مردم از همه چیز،  همه چیز را بدانند.
      تاریخ نویسی نوین ایرانی،  سند های معتبر علمی مورد تایید باستانشناسی جدید را می خواهد،  حرف و داستان زیاد است،  تا دلمان بخواهد،  در قرن تخصص و تخصصی تر بودن،  اینها را بعنوان سند نمی پذیرند.  عزیزان بمنظور جمع بندی های دقیق تاریخ نیازمند سند های درست و حسابی هستیم،  لطف نمایید تا می توانید اطلاعات علمی تاریخی گرد آوری نمایید،  و برایم ارسال کنید،  مطمئن باشید بی پاداش ملی نمی مانید.
      عزیزان پرسشهای خود را هر زمان مطرح کنند،  پاسخ می دهم،  البته اگر پرسش اساسی باشد بهتر است به آدرس وبلاگ بفرستند،  تا حتماً بدستم برسد.  البته اول در جستجو های وبلاگ پرسشتان را بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید.  یاد آوری نمایم پرسشهای تخصصی تر را نزد استادان دیگر می فرستم و پاسخ آن زمان می برد.
      عزیزانی که ادعا می کنند سند و منبع درباره موضوعات تاریخی مورد نظر ارگ ایران،  منجمله حمله مغول و عرب به ایران وجود دارد،  لطف نمایند برایم ارسال نمایند.  من که 45 ساله تاریخ می خوانم این سندها را ندیدم،  لطف نمایید برایم ایمیل کنید،  چه لینک باشد،  یا کپی سند فرقی ندارد،  بفرستید تا حرف شما ثابت شود.  فقط خواهش،  اول دقت کنید این اسناد واقعی و دقت علمی داشته باشند،  داستان رو داستان نباشند،  یعنی برابر با قوانین علم باستان شناسی و تاریخ نویسی قرن جدید باشد،  مثلاً حداقل تأیید یک دانشگاه یا یک آزمایشگاه را داشته باشد.
   پرسش فرد بی نام:  یک سوال آیا کوروش رو پادشاه ماساژت کشت جناب راوید؟  دوما مگر در زمان کوروش گور دخمه نبودن چطور ناگهانی تبدیل به بارگاه شده؟ ممنون میشم توضیح بدین؟
   پاسخ انوش راوید:  نمی خواهد ممنون باشید،  اینهمه تکرار می کنم،  جستجوگر و کنشگر باشید،  اینهمه می گویم،  در بیش از ده سال وبلاگ نویسی،  اشخاص دیگری بودند،  که این پرسشها را کردند،  فکر نکنید کشف جدید کردید.  بروید در جستجوهای وبلاگ پاسخ خود را بیابید،  با این جوانانی که روح جستجو و و کنشگری ندارند،  آینده ایران فاجعه است.  واکنشگرا نسبت به موضوع ها نباشید،  جستجوگر و کنشکر باشید.
   ــ  چند بار باید تکرار کنم،  ما در قرن 21 هستیم،  باید دانش و دانایی مان برابر با اصول فنی این قرن باشد،  تاریخ را باید فنی بدانیم،  نه داستان روی داستان،  که این کتاب و آن کتاب چنین نوشته.  اصول علمی و فرمولها و قوانین علمی قرن 21 با علم در قرون گذشته تفاوت دارد،  حتی در این زمان می توانند با کمترین اثر رد ژنتیک گذشتگان را بگیرند،  که در همین چند سال پیش امکان نداشت،  یا ظروف و آثار را دقیق تاریخ گذاری کنند.
   توجه:  این روزها در اینترنت پر از افراد بی نام و نشان است،  اکثر آنها ده ها نام الکی دارند،  و سعی می کنند به همه جا سر بزنند،  و جو های سازنده را بگمراهی بکشانند.  در مدت وبلاگ نویسی با این افراد زیاد برخورد داشتم،  مانند لینک زیر.
چند پرسش و پاسخ دیگر
      درباره واژه های پارسی به عربی گفته شده بود،  بنظر من،  تمام این واژه ها و زبان و نویسایی از یک جا و با یک مردم شروع شده،  و سپس به تمام جهان رفته،  و ابتدا بصورت لهجه هایی درآمده،  و سپس با ظهور تمدن های مختلف زبان های جدید ساخته و پردخته شد.  گفته شده از زمان نمرد مردم گویش های مختلف پیدا کردند.  در هرصورت تمام وزبانها ریشه مشترک در یک ملت دارند،  مشروح در اینجا،  مانند دو مثال زیر:
   شطرنج = شت رنگ = تخته رنگ شده.
   شت = چوب، درخت، تخته + رنگ.
   هندسه = اندازه = اندا + زه = مرز کشی زمین.
   اندا = اند = هند = زمین های جلگه ای،  جنوب خوزستان و سند و پنجاب.
   زه = حاشیه، زه کشی زمین.
      اطلاع بیشتر در لینک زیر:
   پرسش از عموم:  درباره تومان مغولی گفته شده،  که برابر با ده هزار است،  لطف نمایید سند واقعی ارائه دهید؟ 
   در انتظار پاسخ:  ……..
   نظر انوش راوید:  سیستم آموزشی با کمک استعمار و صهیونیسم،  تمام تاریخ،  بویژه تاریخ ایران را پر از دروغ های بی سند و مدرک کرده،  و با چاپ کتاب های بی سند تر،  به اغفال مشغول است،  تا بگویید ایرانی ها در طول تاریخ شکست خورده بودند.
مشروح در لینک زیر:
      در باره تاریخ نویسی عربی،  وقتی می گویم تاریخ نویسی عربی،  بعضی درک نمی کنند،  یعنی چه،  گویا تاکنون وهابی بگوششان نخورده،  تلویزیون کلمه، العالم، صبح اسلام، وصال حق و غیره را که 24 ساعته دارند برای ما تاریخ سازی می کنند را نمی بینند،  که هیچ،  بگوششان هم نخورده است.  مستند زیر ذره ای از این تاریخ سازی هاست.  ففط همه ما ایرانیها ادعا داریم،  که خیلی می دانیم و فقط و فقط شخص خودمان می دانیم و دانای کل هستیم.  هرچه زمان می گذرد،  بیشتر می فهمم که هیچ نمی دانم.
    بیش از 50 تلویزیون به زبان های مختلف ایرانی،  دارند مطالب بی سند و مدرک تاریخی را در ادامه سبک کار استعمار و امپریالیسم،  بخورد شنوندگان ساده می دهند،  و باعث شستشوی مغزی آنها می شوند.  جوانان باهوش ایران مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری در اینجا نیافتید.
لوگو مراقب باشید در دام تاریخ نویسی استعماری نیافتید،  عکس شماره 1606.
   توجه:  با اینکه از دوستداران تاریخ حمله مغول و عرب و غیره،  تقاضای سند کرده بودم،  هیچ سند ارائه ندادند.  می دانم که فقط همان حرف های بی سند و مدرک استعمار نوشته کلاسیک قرن بیست هست،  و دیگر هیچ.  از این عزیزان می خواهم درباره آنچه را که سند می نامند،  با روح جستجوگری و کنشگری پیگیر شوند،  خیلی زود متوجه خواهند شد،  که این ها سند نیستند،  و داستان و جعل می باشند،  و توسط اساتید و خیلی از وبها بطور کامل رد شده اند.
آینده در حال
       بارها گفته و نوشته ام،  ساده نباشید،  و اغفال این مقدار علم و دانش،  که برای شما گذاشته اند نشوید،  چه بسا ترفند و دروغ در آنها زیاد باشد.  علم پایانی ندارد،  برای علم جستجوگر و کنشگر باشید،  بگردید و بفهمید واقعیت ها چه بوده.  بدترین حالت برای اینکه یک کشور و یک ملت را بدبخت کنند،  تعلیم و دادن حالت واکنشگرانه توده ها به مسائل است.  مانند همین موضوع های دروغ های تاریخی،  که عده ای منتظرند نسبت به آنها واکنش نشان دهند.  این نشانه های خوب برای آینده نیست، هم اکنون آینده از حال پیداست،  عدم درک و توانایی جستجوگری و کنشگری باعث می شود،  متوجه نشوید،  که بدترین حالت واکنشگری است.
      آینده از حال شکل می گیرد،  و حال نیز از گذشته و سرنوشت شکل گرفته است،  تا قرون قبل از پیدایش استعمار و دخالت آنها در رشد و تکامل کشورها،  آینده ها نیز دستخوش تغییرات شد.  بیشتر این تغییرات بخاطر دستکاری استعمارگران در تاریخ و تاریخ گذاریها بود.  آنها با در دست داشتن امکانات وسیع علمی، دفتری، اداری، دانشگاهی، و مهمتر از همه بازار آثار عتیقه و باستانی و کتب خطی،  آنچه از تاریخ می خواستند گفتند و نوشتند و نشر دادند.
      یک مثال بزنم،  که بخشی از آنرا در ابتدای همین برگه نوشتم،  گفتند نادرشاه هندوستان را گرفت،  ولی نگفتند گرفتن یک کشور دولت می خواهد، تشکیلات اداری و فرهنگی می خواهد،  و ترفند های دینی و مسلکی نیاز دارد.  نادرشاه که این چیزها را نداشت،  اصلاً نداشت،  درست همین مثال برای اعراب و مغول که به ایران حمله کرده،  وجود دارد،  هیچی نداشتند،  نه سواد و نه صنعت پیشرفته تر و نه هیچی،  بنابراین امکان نداشته بتوانند کشوری،  یا حتی یک سرزمین کوچک را اشغال کنند.
      در جستجو ها بزبان انگلیسی بنویسید "بایگانی اداری استعمار بریتانیا در هندوستان"،  ده ها و صدها سالن اسناد از تشکیلات دولتی انگلیسی از قرنهای 18 تا 20 در آنجا وجود دارد،  ولی حتی یک برگ نوشته از سیستم نادر شاه در هند یا مغول و این و آن در ایران وجود ندارد.  فقط تاریخ ایران را پر کردند از داستان روی داستان،  و اغفال کردن عده ای بچه و ساده،  بدون درک و دانش از جستجوگری و کنشگری در علم.
تصویر ستارگان و نیمکت،  عکس شماره 8472.
   جالب:  اگر بما انسانها بگویند 300 میلیارد ستاره در جهان وجود دارند،  باور می کنیم،  ولی اگر بگویند،  در پارک یک نیمکت به تازگی رنگ شده،  حتماً آنرا لمس می کنیم،  تا مطمئن شویم،  قوانین مورفی.
جلسات تاریخی و اجتماعی
       در یک پیشنهاد برای گرفتن جلسات اجتماعی و تاریخی توسط استاد دکتر بیژن قلمکاری پور،   برای گروه درسهای جامعه شناسی،  این جلسات را قبول کردم،  و با ساختارهای تاریخی اجتماع آغاز کردم،  که جلسه ای بسیار موفق و خوب بود.  در زیر فهرست این جلسات را که همه در یک راستا می باشند می نویسم،  امیدوارم یک درصد باهوش متخصص،  با پیگیری آنها پرسش های خود را مطرح نمایند،  تا گردونه یادگیری بچرخد،  و همه اشخاص میزان دید جدید بیابند.
جلسات تاریخی و اجتماعی انوش راوید در گروه حرفه ای درسهای جامعه شناسی
1
ساختار های تاریخی اجتماع
2
پیش جلسات بازخوانی تاریخ ایران
3
تقویم و تاریخ گذاری در ایران
4
کنشگری و واکنشگری در ایران
5
تاریخ نویسی استعماری و درک آثار
6
هزاره های اول و دوم خورشیدی ایرانی
 
7
هزاره های سوم و چهارم خورشیدی
 
8
هزاره پنجم خورشیدی ایرانی
 
9
هزاره ششم خورشیدی ایرانی
 
10
نیمه اول هزاره هفتم خورشیدی
 
11
نیمه دوم هزاره هفتم خورشیدی
 
 
پنج جلسه برای هزاره هشتم خورشیدی
 
   توجه:  بدون درک و دانش از واقعیت های تاریخی،  یک درصد باهوش متخصص ایران،  که حال و آینده ایران را در اختیار دارند،  نخواهند توانست بدرستی برنامه و طرح و نقشه بمنظور امور مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصاد و غیره بریزند.  امیدوارم هر چه زودتر این عزیزان جستجوگر و کنشگر،  به آگاهی های لازم تاریخی برسند،  در غیر اینصورت آینده ای بسیار ناخوشایند خواهیم داشت،  که هم اکنون وجود آن پیداست.
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.