بررسی های نوین کتاب های درسی

بررسی های نوین کتاب های درسی
پیش گفتار
      سیستم آموزشی برابر با فرمولها و قوانین علمی قرن 21 ،   بقای یک کشور و یک ملت در قرن جدید را تضمین می کند،  عدم داشتن چنین سیستم آموزشی،  امید به داشتن یک کشور واقعی در این قرن توهم است.  در این صفحه نظرات و نوشت های هواداران وبسایت ارگ ایران،  و دیگر پژوهشگران را در ادامه نامه به آموزش و پرورش پست می کنم.
تصویر تنبیه یک دانش آموز در مکتبخانه دوران قاجاریه،  عکس شماره 3484.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو ذهن کپی پیس باقی مانده از سیستم آموزشی را کنار بگذارید،  عکس شماره 1613.
برگه 729 پائیز 1395 پیوست تاریخ آموزش و پرورش در ایران است.
. . . ادامه دارد . . .
اشتباهات کتاب های درسی سهو است یا سیاست؟!!!
      چشمت را ببند و باز کن،  در فاصله همین پلک به هم زدن هزاران هزار مقاله علمی و پژوهشی به دنیای اطلاعات افزوده می شود.  سرعت تولید علم و عالم بالا رفته،  و اینترنت و شبکه های مجازی بستر را برای این تکثیر قارچ گونه فراهم کرده است.  هر کس با استفاده از چند مقاله و کپی پیست و سر هم بندی آنها نظریه ای صادر میکند،  که اغلب ریشه محکم علمی و حقیقی ندارند.
      اهل فن به این باور رسیده اند،  و خانه عقل خود را بر این تار عنکبوت بنا نمی کنند،  و همچنان کتاب را منبع مطمئن تری برای برداشت اطلاعات می دانند.  اما نه اعتمادی از روی فراغت و چشم و گوش بسته،  بلکه دست به عصا و با احتمال خطا،  که نگارنده ها همه انسان اند و انسان همیشه احتمال خطایش هست.
      اما بی شک اغلب ما نگاهی شبه پیامبر گونه به نگارنده های کتاب های درسی داریم،  و ذهنمان از کودکی عادت کرده،  که آنچه در کتاب های درسی می خوانیم،  همچون وحی منزل بپذیریم.  همین نگاه،  دقت و کنکاش خانواده ها را بر محتوای آنچه که در مدرسه به کودکانشان انتقال می دهند،  در سایه آسوده خیالی فرو برده.
      این در حالی ست که با تغییرات پی در پی کتاب های درسی،  نظارت ضعیف بر محتوای آنها،  نبودن سازمان نظام معلمین و کمبود نگارنده های کتاب های درسی،  همیشه احتمال اشتباه در آنها هست.
      چندی پیش از دکتر حسن‌رضا یوسفوند در نشریه فرهنگی و اجتماعی لور مقاله ای خواندم،  که به انتقاد از اشتباهی فاحش در یکی از کتاب های درسی پرداخته بود.
       مولفان کتاب درسی جغرافیای استان‌شناسی استان ایلام،  زبان لکی را به عنوان  یک زیر مجموعه از گویش‌ها و لهجه‌های دیگر کردی قرار داده اند،  که از نظر دکتر یوسفوند تمایز های جغرافیایی برای نشان دادن اجزا و عناصر یک قوم تقسیم بندی درستی نیست،  بلکه باید از روش های دیگری که تمایز های قومی را بهتر نشان می دهد استفاده کنیم.
      سورانی، کرمانجی، هورامی،  به بعد قومی و گویشی زبان مربوط می شود،  نه بعد جغرافیا.  این نوع تقسیم بندهای نامتناسب در کنار هم باعث آشفتگی می شود.
      همچنین زبان لکی، ‌ که زبانی ست با هویت مشخص،  فقط در جنوب تکلم نمی‌شود،  بلکه در نقاط دیگر ایران پراکنده‌اند،  و هر چند با دیگر گروه های قومی کُرد از قبیل سورانی، هورامی، کرمانجی  دارای اشتراکات فراوانی می‌باشند،  اما عنوان اطلاق کردی جنوبی صحیح به نظر نمی‌رسد،  زیرا جدا از تفاوت در قواعد و دستور،  بسیاری از مردمان لک هم خود را کرد نمی‌دانند.
      از نظر ایشان زبانی که به تازگی آن را  "کردی ایلامی" می خوانند،  ترکیبی از زبان های لکی و مینجایی است.  این تقسیم بندی باید بر اساس واقعیات "لرستان فیلی" با محوریت تاریخی زبان لکی، اصلاح شود.
       رضا حسنوند،  معروف به شوریده لرستانی،  محقق و پژوهشگر زبان و ادبیات لکی،  نیز چنین اشتباهی را ناشی از اطلاعات اندک نویسنده در حوزه زبان‌شناسی می داند،  که بدون کمترین تحقیقات و پژوهش‌ های علمی به خود اجازه اظهار نظر می دهند،  و خود را متخصص زبان‌شناسی و گویش و لهجه می دانند.
      اما با تحقیق بیشتر متوجه شدم،  که این مشکل تنها یک اشتباه زبانشناسی نیست چون در بخشی از همین کتاب (استان شناسی ایلام، پایه دوم متوسطه) آمده،  که اکثریت ساکنان استان ایلام به زبان کردی صحبت می‌کنند،  و بخشی نیز به زبان لری و عربی صحبت می‌کنند.  در صورتی که ایلام با توجه به اسناد تاریخی استانی لرنشین است،  و فقط بخاطر وجود چند روستای کردنشین در آن،  اکثر مردم این استان را کرد خواندن جای تعجب دارد.
      همچنین در  کتاب استان شناسی کرمانشاه به عده اندکی از اهالی محترم ترک اشاره شده است،  ولی به  لر هایِ لک و کلهر نیمه جنوبی کرمانشاه اشاره نشده،  بلکه آنها را نیز کرد نامیده اند.
      کتاب درسی منبع دانشی ست،  که قرار است در طول یک سال تحصیلی به دانش‌آموزان آموخته شود،  و آنها را برای ساختن فردای کشور آماده کند.
      نباید از کنار چنین اشتباهاتی آن هم در فرهنگ قومی،  که باعث بروز اختلاف می شود ساده گذشت.
      این کتاب که در شناسنامه آن دو پدیدآورنده حقوقی (وزارت آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی) و 6 پدیدآورنده حقیقی ذکر شده است،  احتمال سهو بودن چنین اشتباهی را بعید می کند.
      اگر عمدی در کار نباشد،  ناگزیر این احتمال پیش می آید،  که در تدوین کتاب های درسی قصوری صورت می گیرد،  یا تالیف آنها به دست ناکارشناسها انجام می شود.  با این تفکر نگاهی به روند تالیف کتاب های درسی می اندازیم.
      مطالب کتاب های درسی ابتدا توسط  مؤلفان به‌صورت دست‌نویس به دفتر تالیف کتب نظری ارائه می‌شود،  و در چند مرحله تایپ، بازخوانی و نمونه‌خوانی می‌شود،  و به تأیید مولف می‌رسند.
      هر صفحه از محتوای کتاب‌ های درسی که آماده می‌شود،  روی سایت سازمان پژوهش قرار می‌گیرد،  تا کارشناسان و معلمان نظرات خود را در خصوص آن اعلام کنند.
      از زمانی که دست‌نویس مؤلف ارائه می‌شود،  تا آماده‌سازی آن بین 2 تا 3 هفته طول می‌کشد.  برخی کتاب های درسی تا 7 بار نیز خوانده می‌شوند،  و سپس به بخش انجام کار های گرافیکی فرستاده می شود.
      با چنین اوصافی نباید رخنه ای برای بروز چنین اشتباهاتی در روند تالیف کتاب های درسی پیش بیایید.
      بر اساس «برنامه درس ملی» که یکی از ابعاد تحول بنیادین و مهندسی فرهنگی کشور است،  با هدف سامان دادن به از هم‌گسیختگی کتاب ‌های درسی و محتوا و قالب تقلیدی کتاب‌ها،  نوسازی و بومی‌سازی آنها تغییراتی در کتاب های درسی  با توجه به مبانی فلسفه تعلیم و تربیت و استفاده از تجربه‌ های جهانی و تحقیقات کارشناسان داخل کشور صورت گرفت،  که یکی از این تغییرها کتاب استان‌شناسی در پایه دوم متوسطه است،  که جایگزین کتاب جغرافیای استانی شد.
      کتاب های استان شناسی با توجه به نیاز های منطقه‌ای، تاریخ، ادبیات و فرهنگ هر استان و با کمک مسوولان استان‌ها تالیف شده است.
      جای تعجب است چنین کتاب هایی با وجود چند مولف و نظارت دقیق بر آن و نگارنده های بومی،  چگونه نظر های غیر علمی و غیر کارشناسانه در آنها اعمال می شود.
      تالیف کتاب های درسی نیاز به تربیت نیرو های متخصص دارد،  چرا که باید به وجوه مختلفی از جمله نیاز های فردی، اجتماعی، فرهنگی و اقتضای روحی دانش‌آموز توجه ویژه شود،  و در این راستا صلاحیت علمی معلمان مولف مورد ارزیابی و ارزشیابی قرار گیرد.
      این مهم همتی ملی می طلبد،  که مردم با چشم و گوشی باز و مسئولانه تر مسیر تحصیل فرزندان خود را رصد کنند.
مریم نظری ــ استان لرستان ــ پائیز 1395
 
 مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در مدنی ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.