پاسخ به پرسشها و شبهات موزه ای

پاسخ به پرسشها و شبهات موزه ای
پیش گفتار
      با اینکه در ابتدای وبسایت ارگ،  و سخن وبلاگ،  کاملاً توضیح نوشته ام،  که این وبلاگ برای همه نیست،  و ویژه اشخاص علاقمند پیگیر کننده است،  ولی باز عده ای با انواع ترفندها سعی دارند،  بگویند که درباره این موضوع و آن موضوع،  انوش راوید دروغ می گوید،  و پرت و پلا هایی از این دست می گویند.  در این صفحه به اینگونه شبهات ترفندی دشمنان تاریخ ایران،  درباره نوشته و عکس اشیای موزه مجازی وبسایت ارگ ایران پاسخ می گویم.  عده ای از آنها وظیفه شبه افکنی دارند،  و عده ای نیز اغفال شده هستند،  که در سیستم آموزشی ایران نتوانسته اند،  رشد و تکامل مغزی و معرفتی و علمی داشته باشند،  و یا فسیل شده حافظه محوری هستند.
تصویر شماره 3377.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگوی تاریخ مند و اندیشه ورز شوید،  لوگو شماره 1607.
تفاوت پرسش و شبهه
      در این باره تفاوت های چندی بیان شده است،  مهم ترین را در اینجا می نویسم.  حقیقت جستجوی برای شناخت،  پرسش است،  و پرسشگر با بیان پرسش و سؤال،  می کوشد تا موضوع و مطلبی را بشناسد،  و آن را درک و فهم کند،  یا به مفهومی گردونه یادگیری را در اندازه درک و دانش خود بگرداند.  در حالی که هدف از شبهه،  ایجاد تردید و شک در دل مخاطب است،  و شبهه گر می کوشد،  تا در بنیاد های فکری و علمی شخص تردید افکند.  در حقیقت تفاوت شبهه و پرسش را باید در کارکرد و اهداف آن دانست.
      در این تارنما به نوعی سعی می کنم،  آموزش تاریخ مندی و اندیشه ورزی ارائه دهم،  و یادآوری کنم،  جوانان ایران با سادگی مسائل را نپذیرند،  و درباره آنها تخصصی تحقیق و تحلیل کنند،  بویژه در مورد تاریخ و تاریخ اجتماعی،  که پایه سرنوشت سازی است.  اما شبهه افکنان سعی می کنند،  که در مقابل این موضوع قرار گیرند،  ولی کارشان کمک بیشتر به آشکار شدن دست های استعماری می شود.  متوجه شدم،  بیشتر شبهه افکنان در این وبلاگ،  از هواداران مرحوم ناصر پورپیرار هستند.
      کارکرد پرسش فهم و شناخت است،  در حالی که شبهه برای این طرح می شود،  تا مخاطبان خود را به چالش بکشاند.  از سوی دیگر در شبهه،  باطل به طور عمدی و خواسته حضور دارد،  و شبهه گر با آمیختن حق و باطل می کوشد،  کلام باطل خود را با رنگ و لعابی از حق به دیگران منتقل کند.  من در چند سال وبلاگ نویسی با هزاران پرسش روبرو بودم،  و به آنها پاسخ دادم،  و دیدم پرسشگران برای یافتن پاسخ همکاری می کنند.  ولی در این میان نیز صدها شبهه مطرح گردیده است،  که بسان تخریبگر عمل کرده اند نه فراگیر.  معمولاً پرسش ها را اشخاصی با نام و نشان مشخص،  و با ادب مطرح می کنند،  ولی اکثر شبهه افکنان بدون نام و نشان و بدون ادب می باشند،  زیرا قصد آنها گردانیدن گردونه یادگیری نیست،  بلکه تخریب مذبوحانه و موذیانه است.
   جالب:  شبهه افکن در همه جا وجود دارد،  و در کل آنها دشمنی آشکار با آزادی اندیشه و بیان و رشد و تکامل دارند.  شبهه افکنان ندانسته باعث تقویت،  و بازدید بیشتر تارنمای ما می شوند،  و این خیلی عالی است.
   پرسش از عموم:  آیا شبهه افکنی،  یکی از کار های بیماران و افراد سایکوپت است؟
   مهم:  آنهایی که از واقعیت های تاریخی می ترسند،  و دائم می خواهند بگویند که ایرانیان از هر کس و غریبه،  و از همه شکست خورده و ضعیف بودند،  و مردان ایران را کشته و زنانش را به بردگی برده اند،  این عده دچار بیماری بدی هستند،  مشروح در:
تصویر از حمله شیر به گاو تزئین شده در تخت جمشید،  عکس شماره 2135.
گردنبند هخامنشی و یک شبه افکن
      مطابق معمول اشخاص علاقمند به ایران و تاریخ ایران،  نوشته ها و عکس هایی از وبلاگ مرا جایی در اینترنت باز پخش می کنند،  و گاه مورد غضب دشمنان تاریخ ایران،  یا گمراه شدگان تاریخی و اجتماعی قرار می گیرد.  عکس زیر از موزه مجازی هخامنشی،  توسط شخص علاقمندی در اینترنت منتشر شد،  بلافاصله یکی از آنگونه افراد بی نام و نشان شبهه افکن،  در زیر آن نوشت:  "انوش راوید اطلاعات غلط میدهد".
      طی چند مورد نظر شبهه افکن و پاسخ من در زیر آن عکس،  عزیزان علاقمند خیلی زود متوجه ترفند شبهه افکن شدند،  و زیر آن عکس از درستی مطالب من نوشتند.  به این بخش کاری ندارم،  می دانم همگان در اینترنت و یا روزمره با این مسئله برخورد دارند،  حتی آن شبهه افکنان نیز،  با شبهه افکن تر از خود،  مسئله شبهه افکنی در کار خود دارند،  می روم سر اصل موضوع تاریخی گردنبند.
   تصویر گردنبند طلایی به جا مانده از ملکه ایران باستان،  مربوط به سده 47 خورشیدی ایرانی،  یعنی زمان سلسله هخامنشیان،   در موزه اوستیای شمالی روسیه نگهداری می شود.  تکه هایی که در مستطیل مشکی نشان داده شده،  تصویر شیر هایی است،  که در حال حمله به شکار می باشند.  این تصویر با شیر هایی که در پلکان آپادانا در تخت جمشید دیده می شود،  یکسان است.  عکس شماره 5606.
   تعریف فنی گردنبند:  این گردن آویز طلایی که مربوط به قرن پنجم قبل از میلاد است،  در سال ۱۹۷۱ از  داخل قبری که مربوط به اقوام سکا بود کشف شد.  این گردن آویز بخشی از وسایلی بوده است،  که در مراسم تدفین به همراه مرده دفن می شده است.  قطر دایره گردن آویز ۳۰ سانتی متر و وزن آن ۱۱۴۰ گرم است.
      این گردن آویز در چهار لوله های توخالی از طلا پیچ خورده،  در کمان متحدالمرکز،  به شکل یک هلال متصل با هم،  و در سه ردیف ساخته شده است.
      در ردیف اول زندگی عادی مردم به تصویر کشیده شده است.  اسب ها و گاوها به چرا مشغولند،  فردی گاوی را می دوشد،  کره اسبی شیر مادرش را می خورد،  سگ های گله استراحت می کنند.
      در ردیف وسط دو مرد،  کماندان هایشان را کنار گذاشته اند،  و احتمالا در حال دباغی کردن پوستی هستند.  شکل و لباس این دو مرد اطلاعات کاملی را در مورد زندگی ۲۵۰۰ سال پیش اقوام هخامنشی به ما می دهد.
      ردیف سوم با حیوانات اساطیری پوشیده شده است،  اگر به گوشه ها نگاه کنیم در اول ردیف،  سگ های شکاری تصویر شده،  بعد حمله شیر به گراز و آهو است،  و بزرگ ترین نقش در وسط این ردیف حمله دو شیردال به اسبی را نشان می دهد.
      در این گردن آویز از انواع فنون طلا سازی،  از جمله ریخته گری،  ملیله کاری و لحیم کاری استفاده شده است.  در این قرن نمی توانند چنین ظرافتی در اینهمه نقش بکار ببرند،  این کار فوق العاده هنری، سابقه چند هزار ساله فنی می خواهد،  و از توانایی مردم غیر از مناطق دارای تاریخ شکوهمند کهن خارج بوده است.  در زمانی که این گردنبند ساخته می شد،  مردم اروپا که آنها نیز اقوام اولیه از مناطق جنوبی و ایران بودند،  توانایی ساخت ظروف سفالی بدون چرخ سفالگری را داشتند.  از تاریخ ایران بدرستی بدانید و به ایران و ایرانی افتخار کنید،  درود بی کران به همه مردم ایران در طول تاریخ،  که اساس و پایه تمدن را گذاشتند.
      این گردن آویز در موزه شهر کیف مرکز جمهوری اوکراین نگهداری می شود.  در فیلم زیر می توانید این گردن آویز تاریخی را در محل نگهداری آن ببینید.
فیلم کوتاه از آوردن و نگهداری گردنبند در موزه کیف اوکراین،  کلیپ شماره 152.
   پاسخ به یک شبهه افکن ساده ــ  من اطلاعات غلط نمی دهم،  ملت را با داده ها و اطلاعات غلط مملو کرده اند،  تا استعمار و امپریالیسم به مقاصد شوم خودش برسد.  بخش هایی از تاریخ ایران را دزدیده و بنام اروپا کرده اند،  تا از آن نرم افزاری برای هویت استعماری خود ایجاد کنند.  سیستم آموزشی ایران از میانه قرن گذشته سعی کرده کاری کند،  که توانایی درک تاریخی از ایرانیان گرفته شود،  و حافظه محوری جای آنرا بگیرد.  بارها سفارش کرده و می کنم،  تاریخ مند و اندیشه ورز شوید.
      در دروغ های تاریخ و بمنظور تاریخ غیر ایرانی درست کردن،  برای اوکراین و اروپا،  گفته اند گردنبند سکایی است،  و گاه سکایی را غیر ایرانی گفته اند.  اغفال ترفندها نشوید،  درست فکر کنید،  و دست آورد های تاریخ ایران را بدیگران واگذار نکنید.  دشمنان با ترفند های زیاد نمی خواهند بگذارند جوانان ایرانی از واقعیت سر در آورند،  تا همچنان فکر کنند ایرانی شکست خورده از همه بوده است،  با مطالعه وبلاگ من پا و ذهن را جلو بکشید.
برای محیط دمکرات احترام قائل شوید،  من حرف خودم را می زنم،  و عده زیادی متوجه می شوند.
پرسش و پاسخ درباره گردنبند
      تعدادی پرسش و پاسخ در رابطه با گردنبند عکس شماره 5606 از موزه وبسایت ارگ ایران،  سالن مجازی هخامنشی.
   پرسش 6521 پارسا:  این اثر به هیچ عنوان هخامنشی نیست،  زیرا در هنر هخامنشی چیزی بنام خشونت وجود ندارد.
   پاسخ انوش راوید:  در آثار هخامنشی خشونت هم وجود دارد،  مانند عکس بالا که از تخت جمشید است،  و مهمترین خشونت هخامنشی در کتیبه بیستون است.
    ادامه پرسش:  این همه آثار ایرانی در موزه های مختلف دنیا با نام ایران به نمایش همگانی در آمده اند! پس نیازی نیست که بخواهند این اثر را از عمد غیر ایرانی بخوانند.
   پاسخ انوش راوید:  در سایت های خارجی و اوکراینی،  این اثر را سکایی گفته اند،  و سکایی ها نیز اقوام ایرانی بودند،  فقط مشکل ما با قوم گراهاست،  که سکایی را غیر ایرانی می خوانند.
   ادامه پرسش:  شما از کجا فهمیدید که اثر از ملکه ایران باستان بجا مانده؟!
   پاسخ انوش راوید:  پس مال سبزی فروش سر کوچه ماست!  من نگفتم در همان سایت های خارجی که این اثر را معرفی کرده اند،  نوشته اند مال ملکه سکایی است،  و در همه همان سایتها سکایی را ایرانی نوشته اند،  منجمله ویکی پدیا.  تاریخ را با دقت و ریشه ای بخوانید،  نه سطحی و فکر کنید خیلی می دانید.
   ادامه پرسش:  این دو نقش را در هنر هخامنشی برای ما تفسیر کنید؟
   پاسخ انوش راوید:  در عکس زیر شماره 8599 مشخص است،  و با دقت در توانایی هنری آن،  متوجه می شوید،  که همانند جام ارجان بهبهان ساخته و نقش شده است،  که در هیچ جای دیگر جهان نمونه وجود ندارد.
   تصویر از نماد اصلی زمان هخامنشیان گل نیلوفر آبی دوازده پر یا لوتوس بسبک کار تخت جمشید در گردنبند،  عکس شماره 8599. 
   جوانان ایران اجازه ندهید تاریخ ایران را با انواع ترفندها بغارت ببرند،  و مراقب ترفند های شبهه افکنان حرفه ای و آماتور باشید،  آنها نمی خواهند که ایرانیان از شکوه تاریخ خود مطلع شوند.
تصویر شماره 8600.
. . . ادامه دارد . . .
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.