مطالب مهم روستا های امروز ایران

تاریخ مدیریت روستایی در ایران
پیش گفتار
      تاریخ مدیریت روستایی،  یکی از مهمترین بخش های تاریخی یک کشور تاریخی و وسیع مانند ایران است،  که به آن خیلی خیلی کم پرداخته شده،  ولی باید برای آینده پیش رو،  این تاریخ مهم را دانست،  و از تجربه های تاریخی آن،  برای آینده ای بهتر بهره گرفت.  در گذشته نه چندان دور همین یک قرن پیش تا عمق تاریخ روستاهای ایران 70 تا 80 درصد جمعیت را تشکیل می دادند،  و روستاها در تولید و اقتصاد خودکفا بودند،  و مازاد تولید را به شهرها ارسال و سپس بخارج صادر می شد.  ولی می بینیم از وقتی پول نفت به ایران آمد،  بجای اجرای مدیریت بهتر،  امروزه روستاها در بحران تولید و اقتصاد بسر می برند.
تصویر مغازه علافی در سلیمان آباد تنکاین،  عکس شماره 3426.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
تصویر لوگو عمیق درباره دانایی نوین و قدرت تشخیص اندیشه کنید،  در اینجا،  عکس شماره 1619.
این صفحه اطلاعات و موضوعات عمومی روستایی
منبع:  اطلاعات و تحقیقات شخصی. 
ادامه پیش گفتار
      تقریباً همه مردم مدیریت را امری از بالا می دانند،  ولی مدیریت درست و خوب از پائین است،  و از پائین هرم جمعیتی شکل می گیرد،  و هر چه به بالای هرم می رود،  سیستم کنترل و طبقه بندی و فنون مدرن قرار می گیرد.  در امروز ایران مدیریت از پائین شکل نگرفته،  و مدیریت از بالا اصل شده،  که باعث می شود،  جمعیت بزرگ مردم از بخش مدیریتی کنار گذاشته شوند.  خودبخود این وضع باعث گران شدن خدمات و بخش دولت،  و عدم توجه به کار درست می شود.  نباید همیشه چرخ را از اول اختراع کرد،  باید با مطالعه و تحقیق و پیگیری یاد گرفت.
این صفحه پیوست مطالب مهم روستاهای ایران است. 
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
تصویر انوش راوید در یک قلعه تاریخی،  عکس شماره 7653.
تعریف مدیریت روستایی
      مدیریت روستایی مهمترین عامل ادامه حیات یک کشور بزرگ است،  که بیشترین تولید خالص و ناخالص،  و کار آن کشور،  بر اساس تولیدات و اقتصاد روستایی قرار دارد.  در طول تاریخ روستاها مکان های خاص با شیوه زندگی و فعالیت خاص،  با شرایط تاریخی و جغرافیایی ویژه همان روستا بودند،  و الگوی مدیریتی مجزا و منطبق،  با شرایط اجتماعی و تولیدی بوم شناختی حاکم بر آن روستا بود.
      از ابتدای پیدایش پول نفت و سپس اصلاحات ارضی بی برنامه کلان در ایران،  مدیریت سنتی روستایی ایران از بین رفت،  و بجای آن مدیریت از بالا و مرکز جای آنرا گرفت.  سپس سازمان های جهانی و داخلی،  طرحها و برنامه های جدید روستایی نوشتند،  و دستور عمل هایی برای روستاها صادر کردند،  و ناآگاهانه و گاه آگاهانه،  سیستم مدیریت روستایی سنتی را بطور کلی از بین بردند.
      طرح هایی مانند مدیریت جدید روستایی مثلاً برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی،  این اهداف عبارتند از:  «تامین نیاز های اساسی، افزایش تولید و امنیت غذایی، کاهش فقر، افزایش درآمد، حفظ محیط زیست، توسعه فرصت های شغلی، افزایش مشارکت و اعتماد به نفس» و می گویند،  این اهداف مبتنی بر اصول بنیادی است،  که هیچ کشوری نمی تواند آنها را نادیده بگیرد،  یعنی برآیند این اصول و اهداف باید منجر به عدالت،  به ویژه عدالت مکانی شود.  یا بطور کلی هدف کلان مدیریت روستایی، حرکت برای رسیدن به وضعیت مطلوب با استفاده از توان های بالقوه و بالفعل موجود در روستاها،  همسو با بهبود وضعیت جامعه روستایی است.
      داستان این طرح های و برنامه ها خیلی زیاد است،  اینها بدون در نظر گرفتن سابقه تاریخی و اجتماعی و جغرافیایی روستاها،  و توانایی نیروی اجرایی و محیطی و میدانی،  شروع به کار و اقدام هایی کردند،  که گاه در بسیاری موارد ناتمام ماند،  و خود و بخود تجربه تاریخی تولیدی روستاها را بهم زدند،  و باعث حذف تجربه تاریخی سنتی از واقعیت روستا شدند،  که در نهایت با گذشت زمان و پایان نسل هایی،  که خاطره سبک کار و تولید روستا را داشتند،  روستاها محتاج به آورده های تخصصی و فنی و مالی از شهرها و بالا دستها را پیدا کردند،  آورده هایی که ناشیانه باعث تداخل در سبک کار و تولید،  و بود و باش تاریخی بودند.
تاریخچه مدیریت روستایی
      قبل از تصویب قانون تشکیلات ایالات و ولایات در سال ۱۲۸۵ هجری،  روستاها در دوره های ساختار تاریخی اجتماع وابسته به نوع ساختار زمان خودشان بودند.  از دوره صفویه تا زمان اصلاحات ارضی وابسته به تشکیلات فئودالی بودند،  و قبل از آن تا عمق تاریخ،  وابسته به سیستم سازمان قبیله ای بودند.  در این دوران ها اداره روستاها برابر با قوانینی کار و تولیدی بود،  که در همه دوران های تاریخی با تغییرات اندکی،  خیلی اندک همراه بودند،  زیرا بالا دستها می دانستند ادامه حیاط آنها نه وابسته به معادن طلا و نقره و ثروت های غارتی است،  بلکه وابسته بکار و تولید روستا است،  و می دانستند دست بردن در این شیوه تاریخی،  باعث از هم پاشیدن آن می شود،  و متعاقب آن از بین رفتن همه چیز خواهد بود.
      اولین دستکاری در مدیریت روستا با تصویب قانون تشکیلات ایالات و ولایات بود،  و ده به عنوان کوچک ترین واحد حکومتی پذیرفته شد،  و کدخدایان به نمایندگی مالکان روستا،  در روستاها ایفای نقش می کردند،  و به توصیه مالک در پاره ای امور مانند سرباز گیری، سرشماری ها، اخذ مالیات و غیره در خدمت کارگزاران دولتی بودند،  و در همین سال ها قوانین مربوط به امور مدیریت روستاها تغییر کرد،  و قانون کدخدائی در سال ۱۳۱۴ و قانون عمران روستایی در سال ۱۳۱۶ به تصویب رسید.
      سپس مهمترین دستکاری در مدیریت روستا،  اصلاحات ارضی در ایران بود،  که بدون طرح و برنامه و در نظر گرفتن دانش تاریخی انجام شد.  قبل از این تاریخ مالکان که اکثر آنها از دوران صفویه تا آن زمان کم و بیش،  مدیران و صاحبان اصلی روستا بشمار می آمدند،  و اداره امور روستاها را در دست داشتند،  کنار زده شدند.  با اجرای اصلاحات ارضی در سال ۱۳۴۰ که طی سه مرحله اجرا گردید،  اقتدار مالکان کاسته شد،  و نیرو های دولتی در قالب سپاه بهداشت، انجمن ده، خانه انصاف و خانه فرهنگ روستایی در روستاها حضور یافتند.  برای پرکردن خلا مدیریت مالی،  که با کوتاه کردن دست مالکان در روستاها بوجود آمده بود،  شرکت های تعاونی روستایی نیز شکل گرفتند.
      اما این نهادها به جهات متعدد،  منجمله عدم درک از ناسیونالیسم تاریخی روستا،  نتوانستند خلا بوجود آمده ناشی از عدم حضور مالک را جبران کنند،  که هیچ،  بلکه با ورود پول نقد جدید به روستا،  ساختار مبادلات تاریخی بهم ریخت،  و عشق پول جای ملیت و حمیت روستایی را گرفت.  پس از پیروزی انقلاب اسلامی،  شوراهای روستایی بدون بازوی اجرایی تشکیل شدند،  و برای حل مشکل ناشی از عدم حضور مدیر اجرایی در روستاها،  خانه همیار و دفتر عمران روستایی بوجود آمد،  که توفیق چندانی حاصل نکردند،  و متعاقب آن،  قانون تاسیس دهیاری خودکفا در سال ۱۳۷۷ به تصویب رسید،  تا بتواند به عنوان یک تشکیلات اجرایی در روستاها ایفای نقش نماید،  که آن نیز مشکلات خاص عدم دانش و بینش لازم را داشت و دارد.
      امروزه دهیاری ها به عنوان سازمان اصلی مدیریت روستایی،  نقش مهم و تاثیرگذاری در تامین خدمات عمومی،  و به سامان کردن زندگی روستایی دارند.  این سازمان تعامل نزدیک و همیشگی با زندگی مردم دارد،  ولی تا آنجا که من دیدم و می دانم،  تخصص و موارد لازم برای قرن جدید را ندارند.  قانون تاسیس دهیاری ها خودکفا،  در یک ماده و ۳ تبصره، در ۱۳۷۷/۰۷/۱۴ به تصویب مجلس شورای اسلامی و پس از ۲ سال،  در تاریخ 21 بهمن 1380 در اساسنامه تشکیلات و سازمان دهیاری ها به تصویب رسید،  این مقررات در کنار قانون تشکیلات شورای اسلامی کشوری،  زمینه های قانونی لازم برای شکل گیری و تحقق نهاد جدید مهمی در جامعه روستایی کشور تکمیل شد.  به طور کلی دهیاری سازمانی است،  که بخش هایی از مدیریت محلی روستا را برعهده دارد،  و ظاهراً نهادی مستقل است،  که به اتکای مشارکت های اهالی روستا، در چارچوب مدیریت محلی فعالیت می کنند.  ولی مهمتر از همه آن سابقه تاریخی اندیشه و دانش در دهیاری جدید وجود ندارد.
      از اواخر قرن گذشته،  و بویژه از ابتدای قرن 21 کشور ایران وارد تمدن جدید در ساختارهای تاریخی اجتماع گردیده است،  این شکل از تمدن ایرانی سبک کار متفاوت از گذشته های تاریخی،  یعنی قرن بیست و ماقبل های آنرا می طلبد.  باید بررسی های دوباره کاملاً علمی و حساب شده برای درک از روستا و تولیدات روستایی انجام شود،  که امروزه حدود 30 درصد از مجموع غذای ایران است،  و دیگر هیچ تولید،  مانند صنایع دستی روستایی ندارند.
      از نظر من که بیش از سی سال است،  در روستا ها زندگی می کنم،  و با روستا و روستائیان و تولید و همه چیز روستا دیده و سروکار داشته ام،  و مقالاتی درباره دوره های تاریخی و تاریخ اجتماعی دارم،  شکل جدید تاریخی برای روستا و تعریف جدید تولید روستایی دارم.   این طرح حذف روستا و یا ده از جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران است.  در غیر از این حذف،  با هر بازی و کار و برنامه هیچ نتیجه ای در نهایت نخواهد آمد،  و روز بروز روستاها بیشتر بصورت حاشیه نشین های شهرها در می آیند،  حتی اگر در دور دست هم قرار داشته باشند،  همه روستاها محتاج شهرها خواهند بود.  باید توجه داشت،  عدم دقت در این مورد،  هرگز نمی توان ادامه راه و حیات کشور در قرن 21 را بخوبی دانست.
      این حذف روستا،  باید تبدیل شدن روستا به مالکیت جمعی تولید و ملک،  و یا شرکت های تعاونی کار و تولید باشد،  و مفهوم ده یا دهات تاریخی تغییر در نام و ماهیت تولید و اقتصاد و اجتماع و…  می شود.  هم اکنون و در آینده بیشتر،  باشندگان تمام نقاط ایران،  از نظر فرهنگی و زندگی،  بدلیل انفجار اطلاعاتی و ارتباطی،  با هم تفاوتی نداشته و نخواهند داشت،  در هر کجا ایران.  با یک دید و گردش ساده،  این مسئله بخوبی پیداست،  و باید آنرا در هدف و استراتژی و امنیت منظور کرد.
      درصورت عدم توجه به این مهم،  روستاها مانند روستای جل و چلاسر خودمان خواهند شد،  بیایید برای روستاهای این اطراف روستا را معنی کنید،  روستائیان سابق زمین فروشان و بنگاه دارن زمین. مهاجران از همه نقاط،  درس و دانشگاه در تمام نقاط،  مرغ و تخم و همه چیز از بیرون،  و کلی از این دست ماجراها.  بیایید اگر می توانید،  اینگونه روستاها را در گیلان و مازندران و تقریباً تمام ایران تعریف ده و روستا کنید.  گفتم عدم دقت فوری در حذف این واژه از جغرافیای سیاسی و اجتماعی ایران،  و جایگزینی آن با شرکت های تعاونی و سرمایه ای،  صدمات جبران ناپذیری خواهد داشت،  این نظر شخصی است و نیاز به بررسی علمی مجلس محترم دارد.
      توجه نمایید،  منظورم تبدیل کل روستا به شرکت تعاونی و یا سرمایه ای است،  و هر شخص بنا به سرمایه و کار خودش می تواند بهره ببرد.  منظور مزارع اشتراکی نیست،  که نمونه های آن در بعضی کشور بوجود آمد،  و شکست خورد.  زیرا اینگونه مزارع اشتراکی تداخل در ذات بشر امروزی دارد،  مگر اینکه آدمها همان آدم های دوران کشاورزی نو پدید،  و قبایل اولیه در ساختار تاریخی اجتماع شوند.   
قبض نجومی برای آب مریخی
      ما در روستای زیبای جل چلاسر زندگی می کنیم،  جایی که می توانست منبع درآمد کشاورزی و بومگردی ایرانی بسیار خوب باشد،  اما مدیریت های ضعیف،  اینجا را چیزی کرده،  که من آنرا جنوب شهر دهلی می نامم.  برای مثال این نوع مدیریت در قبض آب های خانگی روستایی اینجا دیده می شود،  پدر 90 ساله من تنها در خانه اش جنب خانه ما تنها زندگی می کند،   این پدر 90 ساله تمام 24 ساعت را در داخل منزلش و در رختخوابش می گذارند.
      اما برای او در نیمه اول اردیبهشت یک قبض نجومی آب آمد،  بمقدار مصرف 165 متر مکعب،  که در قبض به لیتر نوشته اند،  به مبلغ 2728000 ریال،  برای مصرف یک ماه و نیم،  یعنی مبلغ نجومی تر برای آب مریخی،  از قرار 1500 تومان حدود نیم دلار برای یک لیتر آب غیر تصفیه معمولی مسکونی در روستایی،  که در شمال ایران و منطقه پر آب قرار دارد.  درصورتیکه مقدار مصرف ماهانه او بین 7 تا 10 متر مکعب است.
تصویر قبض فوق دوره 1 – 95،  عکس شماره 8608.
      براحتی متوجه شدم که اشتباه در خوانش کنتور،  یا رد و بدل کردن یاداشت از چک لیست مأمور به کامپیوتر شده است،  زیرا شماره کنتور رقم 65 را نشان می داد،  نه رقم 216 را در قبض.  برای همین جهت اصلاح اقدامی نکردم،  و به اداره آب نرفتم،  و گفتم مطابق معمول خیلی از قبضها و کار های بانکی و این چیزها،  در قبض بعدی آنرا درست می کنند.  در تاریخ اول اردیبهشت 1395 مأمور خوب و دوست عزیز من آقای مجتبی،  برای قرائت مجدد کنتور آمد،  به او گفتم که هم شماره کنتور من را زیاد نوشته اید،  بجای 67 نوشته اید 97 و هم شماره کنتور پدرم را نجومی نوشته اید.  برای قرائت جدید کنتور هر دو خانه،  بالای سر او بودم،  و شماره ها را بدرستی در چک لیستش یادداشت کرد،  و مأمور آب آقای مجتبی گفت:  من همه را درست می نویسم،  اشکال از جای دیگر است.
      چند روز نیز بگذشت و در 16 تیر 95 قبض های جدید آمد،  دیدم بجای درست نوشتن و درست کردن قبض،  یعنی باید می نوشتند قرائت کنونی 65 همان شماره زیاد و غلط و مصرف نجومی 216 را نوشته اند،  که این موضوع بخوبی نشان می دهد،  آنها نیاز به کنتور هوشمند و مدیریت و مهندسی مجدد صدور قبض دارند،  زیرا در این قبض دقیق در خوانش کنتور،  و نوشتن در چک لیست مأمور آب،  نظاره می کردم،  و حتی عکس هم از شماره کنتور گرفتم،  ولی همان شماره اشتباه نوشته شد.
تصویر قبض دوره 2 – 95،  عکس شماره 8609.
      می دانم به اداره آب روستایی می روم،  با نشان دادن قبضها و شاید هم کمی بحث و چاشنی آن،  مشکل حل می شود،  همانگونه که خیلی ها اینکار را کردند و خواهند کرد.  اما چرا باید انفرادی هر بار ایرانیها یک کار را از اول انجام دهند،  و چه وقت افرا د جامعه باید درک از اجرای مدیریتی عمومی داشته باشند.  منظور من از نوشتن این متن بعنوان یک وظیفه شهروندی است،  زیر مثلاً این مشکل مدیریتی،  می تواند با یک دستگاه خوانش کنتور رفع گردد،  و هم زمان در اینترنت هم منتشر شود،  تا دارنده کنتور نیز از وضعش آگاهی بهتر یابد.  موضوعی که می تواند به این راحتی برطرف شود،  چرا باید اینچنین در هم و برهم باشد.  می شنویم و می بینیم،  که در اینجا صدای خیلی ها از وضع نوشتن و صدور قبض آب مسکونی روستایی درآمده است.
      ضمن سپاسگزاری از زحمات مسئولین روستای چلاسر و جل،  و کارمندان آب روستایی در شهر،  آرزوی بهبود هر چه بهتر کار و تلاش آنها را دارم.  در ضمن باید تدبیر و کاری انجام شود،  که آموزش هایی درباره مدیریت عمومی جامعه هم داده شود،  تا در این دوران سخت گذر از استعمار و امپریالیسم،  کار های جاری محلی و منطقه ای،  راحتتر و کم بهاتر گردد.
 
چرا تصاعد زیاد
      در شمال کشور ایران آب فراوان است،  و نیاز به تولید ندارد،  فقط کار مقدمات اولیه شبکه نیاز است،  و برق برای پمپ آب.  وقتی آب زیاد داریم،  و می توانیم مصرف بیشتری انجام دهیم،  و به تولید کشاورزی جانبی مانند سم پاشی و دام و طیور و سبزیجات خانگی بپردازیم،  البته نه بمنظور آبیاری باغ و زمین،    چرا باید تصاعد آب بسیار بالا باشد،  که هم از درآمد اداره آب و شبکه کم شود،  و هم مردم در تنگنا و مضیقه های مختلف قرار گیرند.
      اینکه در یک جای کم آب و کویری تصاعد زیاد در آب وجود داشته باشد،  شاید شرایط محیط چنین ایجاد می کند،  ولی در جایی مانند چلاسر و جل چرا چنین است.  اینگونه تصاعدها و برنامه ها دستور از یکجا،  و بدون در نظر گرفتن شرایط محیطی است.  امیدوارم مورد توجه قرار داده شود،  و هر منطقه مدیریت خاص خودش را داشته باشد،  بدین جهت مطالعه مهندسی مجدد را پیشنهاد می کنم.   
طرح نو کشتگری
    غرب مازندران با 6500 کیلومتر مربع وسعت،  در طول تاریخ یکی از مهمترین مراکز تولید گوشت و لبنیات بود،  اما امروزه با وجود "حباب ویلا سازی" وضع بگونه ای افسونی دگرگون شده است.  یک قرن پیش و در دوره پادشاهی قاجار،  غرب مازندران فقط با 50 هزار نفر جمعیت،  یکی از مهمترین صادر کنندگان لبنیات و پوست و ذغال به اروپا بود،  از اسکله چوبی در کریم آباد تنکابن،  محصولات تولیدی با کشتی به باکو،  و سپس از آنجا با قطار به اروپا فرستاده می شد.  در زمان رضا شاه پهلوی به منطقه غرب مازندران رسیدگی فوق العاده شد،  و بنیاد شهر های امروزی بنا گردید،  و محصولات دیگر مانند چای و مرکبات به صادرات این منطقه افزوده شد،  ولی بیشتر به داخل ایران می رفت.  در دوره دوم پادشاهی پهلوی،  غرب مازندران رونق گرفت و توریست داخلی و خارجی هم به این سرزمین افزوده گردید،  اما با باز شدن پای گردشگران داخلی،  افرادی که پول زیاد تر از اندازه داشتند،  علاقمند شدند ویلا و باغ در اینجا بخرند.  سپس از زمان جنگ تحمیلی،  مهاجرت های مردم عادی برای زندگی دائمی به این سرزمین آغاز شد،  و نیز در ده بیست سال گذشته،  با سختی معیشت در تهران و شهر های بزرگ،  به این روند افزوده شد.
      در این میان عده زیادی که پول زیاد تر داشتند،  قطعه زمین یا باغ در اینجا خریده اند و آنرا رها کردند،  ادامه این روند به اقتصاد لرزان منطقه صدمه غیر قابل جبران خواهد خورد،  اقتصادی که امروزه نه بر اساس تولید خوراکی یا صنعتی یا معدنی،  بلکه بیشتر بر پایه فروش زمین،  دریافت حقوق کارمندی و بازنشستگی و کمک های دولتی،  لنگ لنگان در جریان است.  لازم است در این شرایط آینده نگری داشت،  جوانان این سرزمین بجای گفتن و نوشتن چند جمله یا جوک محلی و رضایت و خوشی الکی از آنها،  باید استراتژی مشخص تدوین شده با طرح های زیر بنایی،  برای خدمت به سرزمینشان داشته باشند.  بنظر من بمنظور ارتقاع برنامه های اقتصادی،  یکی هم باید "طرح نو کشتگری" را آماده و پیاده نمود،  یعنی زمینها و باغ هایی که توسط افرادی خریداری و رها گردیده و بیشه بی حاصل شده اند،   و باعث از بین بردن اقتصاد اصلی و تاریخی غرب مازندران،  و یا به تحلیلی سومالیایی گردیده است،  شناسایی کنند،  و در نشریات از این موضوع بنویسند،  و ضمن جمع بندی در تاکتیک های مناسب،  نمایندگان مجلس و دولت را در جریان بگذارند،  تا نسبت به بر طرف کردن این مشکل،  قانونی بتصویب برسد،  مانند احیاء و آباد کردن اجباری یا وکالتی آنها.
   تصویر باغ های چای خریداری شده توسط تهرانی های پول نفتی،  که رها شده و سومالیایی گردیده است،  عکس شماره 4523.
طرح نو احیا
      غیر از روستاها در شهر های ایران نیز همین وضع جریان دارد،  که باید درباره آنها یک تصمیم قانونی گرفته شود. 
   عکس از باغ بزرگ بمساحت بیش از ۲۲ هزار متر مربع،  بنام "باغ دامپزشکی"  که سالها در وسط تهران رها شده بود،  و بعلت عدم قانون "طرح نو احیا" یا "طرح نو کشتگران"،  هچ کس نمی توانست نسبت به بازسازی آنها کار کند،  عکس شماره 8392.
    مهم:  کشور ایران در کمربند خشک جهانی قرار دارد،  و خشک تر می شود،  و نسبت آب و کشاورزی به مردم خیلی کم است،  و ایران حدود 50 درصد غذا و خوراکی را وارد می کند.  پس باید به مهم "طرح نو احیا" یا "طرح نو کشتگران" اهمیت داد،  و اهمیت داد خیلی زیاد.  عدم توجه،  حتی به یک هکتار از اراضی خوب و مستعد ایران،  خیلی بد است،  و خود بخود مسئولیت عواقب آن بعهده نمایندگان محترم مجلس ایران می شود.
تصویر طرح خشکی در ایران را جدی بگیرید،  عکس شماره 8379.
 
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.