قصه تکراری استعمار

قصه تکراری استعمار

      استعمار و امپریالیسم یک داستان نیست،  یک جاندار خبیث است،  جانداری که ریشه در تاریخ 500 ساله ایران و جهان دارد.  ماجرای آن در ایران،  با پیش استعمار و اشغال جنوب ایران بدست پرتقالی ها شروع شد،  و تا به امروز،  که امپریالیسم نو است،  بشدت اوضاع را در کنترل دارد.  این جاندار خبیث برای اداره و کنترل جهان و کشورها،  نیازمند ابزار بوده و می باشد.  مهمترین این ابزار دروغ گفتن و نوشتن در تاریخ،  و ایجاد عوامل نفوذی برای این دروغها است،  که بتوانند با انواع ترفندها این دروغها را بخورد ملتها دهد،  تا بتواند متعاقب آن حکومت ها برپا کند،  و منابع و منافع ببرد.

     جوانان باهوش ایران باید این دستها را بشناسند،  تا بتوانند خود را از چنگال این جاندار خبیث نجات دهند،  من سعی کرده ام در ارگ اطلاعات لازم را برسانم،  و تا نجات ایران از دروغ و دونگ،  خود و یارانم ادامه
خواهیم داد.  زیرا اینبار با وجود تکنولوژی های نوین،  زمانه و دنیا با ما سازگار است،  و نخواهیم گذاشت که این جاندار خبیث،  با دروغ و دونگ های بیشتر،  بتواند ایران عزیز ما را به چنگال کثیف گیرد.

      چند روز پیش یکی از کتاب های تاریخی دبیرستان را باز کردم،  موضوع داخلی آن درباره تاریخ 200 سال گذشته ایران بود،  اما در ابتدای کتاب نوشته بود،  که اسکندر مقدونی و چنگیز مغول و… ایران را گرفتند،  و ایرانی را کشتند و چه ها که نکردند.  ببینید در همان ابتدای کتاب سیستم آموزشی ایران،  می خواهند بگویند،  که ملت ایران ذلیل و خوار و ضعیف و شکست خورده بوده،  در همان ابتدای کتاب می خواهند جوان ایرانی را بکوبند و روحیه او را ضعیف کنند،  و می خواهند داستان برای استعمار شدن ایران درست کنند.  ولی کور خوانده اند،  امروزه جوان ایرانی هوشیار است،  و دیگر اغفال این ترفندها نمی شود.

   عکس از یک مقاله نشریه امرداد درباره دروغ اسکندر مقدونی اهل مقدونی کذایی در کشور یونان،
در این مقاله باز هم پرت و پلاها و دروغ و دونگ های بی سند و مدرک تکرار شده است.  با اینکه آنها می دانند اصل این داستان چه بود،  و با وبلاگ و وبسایت من و بانوی گرامی پرنیان حامد آشنا هستند،  اما چه کنند،  دارند روزنامه نگاری و کارشان را می کنند،  و وظیفه محوله را انجام می دهند،  شاید هم مثل نویسنده مقاله کم سوادند.  البته در چهار چوب قوانین آزادی اندیشه و قلم،  می توانند هر موضوعی را بنویسند،  و هر شخصی نیز برابر با قوانین نشریات پاسخ گوید.  عکس شماره 7838.

   عکس نشریه امرداد،  در این شماره نیز کوروش بزرگ را پدر ایران خوانده است،  و نگفته چگونه بوده،  که بعد از 200 سال خاندن بزرگ او توسط یک جوان بی نام نشان،  از یک سرزمین کوچک بی اهمیت،  که از چند هزار کیلومتری آمده،  نابود شده است.  پس اگر نتوانسته خاندان خودش را گونه ای بنا کند،  که به این سادگی از بین نرود،  چگونه می تواند پدر ملت باشد.

   مهم:  این ضد و نقیض گویی در دو ماه نشریه را،  براحتی بدون هیچ دانش و تحقیق و تحلیل می گویند.

    پرسش از عموم مردم:  آیا ملت ایران پدر می خواهد،  یا خودش می تواند با مرام انسانی و دانایی،  پدر و صاحب و اختیار دار خودش باشد؟

   توجه:  کوروش بزرگ،  بزرگ مردی در تاریخ ایران است،  همانگونه که اسکندر مقدونی بزرگ مردی در تاریخ ایران است،  و از دوره های تمدنی و تاریخی ایران هستند،  مشروح در اینجا.  باید آنها را با واقعیت های تاریخی نگریست و دانست،  نه بیشتر و نه با دروغ و دونگ خارجی.  تاریخ یک علم است،  یک احساس نیست.

تاریخ یک علم است

      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  رشد و تکامل دارد، تغییرات پیوسته و نا پیوسته دارد،  ولی با بقیه علوم یک تفاوت کلی دارد،  و آن این است،  که تاریخ یک ابزار هم می باشد.  ابزاری در دست دشمن،  هر دشمن یک ملت یا یک کشور،  و آنها از این ابزار به نفع خودشان استفاده کرده اند،  و تاریخ شده،  ابزار تاریخ یا در واقع نرم افزار یا تاریخ.  بویژه در دست استعمار و امپریالیسم،  که بمنظور سبک کارش، چند قرن است در تاریخ دروغ و دونگ گفته است.  از ابزار تاریخ نیز دینها هم طی هزاران سال بهره برده اند،  آنها بمنظور اهداف دینی خودشان گفته و نوشته اند.  پس تا اینجا متوجه شدیم،  که تنها علمی که مهمترین ابزار یا نرم افزار است تاریخ می باشد.  علوم دیگر هم ابزار هستند،  با این تفاوت که آنها صرفا ابزار یا ابزار سازند،  ولی تاریخ نرم افزار است.

     هر تاریخ نویسی خود بخود در انبوه داده های این نرم افزار تاریخ گم می شود،  ولی باهوش های غیر وابسته،  در ادامه مطالعات شان متوجه واقعیت هایی در تاریخ می شوند.  آنها گاهی در گذشته خود،  از داده های نرم افزار تاریخ دروغی استفاده کرده اند،  و بعد متوجه شده اند،  که چه حقه بازی بوده،  و دست به اصلاح می زنند.  ولی گاهی این اصلاحات امکان پذیر نمی باشد،  زیرا در کتابی و نوشته ای و جایی غیر قابل دسترسی است،  فقط باید آنقدر وجود علمی داشته باشند،  که تغییرات در علم را بپذیرند،  نه اینکه فسیل شده در نرم افزار
های دروغ باشند.

      من نیز تا قبل از کتاب بانوی گرامی پرنیان حامد و وبلاگ گفتمان تاریخ،  صرفاً اسکندر را سرسلسله اسکانی یا اشکانیان می دانستم،  و از کرونولوژی آن چیزی نمی دانستم.  سال 1356 یکی از عمو های من که سرهنگ تاکتیکی ستاد ارتش بود،  به کنفرانس تحقیقات تاکتیکی جنگ های تاریخی دعوت بود،  که البته خود او یکی از برپا کنندگان اصلی بود.  عمویم مرا نیز که جوان 22 ساله و به تاریخ و ارتش علاقمند بودم،  با خود به این کنفرانس برد.  در این کنفرانس چندین مقاله در رابطه با دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران ارائه شده،  نه صرفا بدلیل اسناد تاریخی،  بلکه بدلایل نظامی این عملیات را غیر ممکن می دانستند.

       قبل از این تاریخ پدر بزرگ های من بوضوح حمله هایی را که من در وبسایت ارگ دروغ شمرده ام،  در آن زمان،  آنها را نیرنگ انگلستان و دروغ می دانستند،  زیرا هر دوی آنها از تحصیل کرده های دوران خودشان بودند،  در اینجا،  و بطور کلی در دوران مکتب خانه و جوانی شان،  هیچ چیز در این باره در ذهن خود و مردم و حتی فولکلوریک بیاد نداشتند و نمی دانستند.  پس براحتی متوجه می شویم،  که این اسکندر و چنگیز و… وجود داشته اند،  اما یک حمله خارجی نبوده،  بلکه یک جنگ داخلی برابر با همه جنگها داخلی بوده است.

      تا اینجا من می دانستم،  و تا دو سال پیش در وبلاگ و گاه نشریات نوشتم،  ولی بانوی گرامی پرنیان حامد تحقیقات وسیع انجام دادند،  و از میان کتاب های تاریخی داخلی،  اصل ماجرا را بیرون کشیدند.  بنابر این بمنظور هماهنگی اطلاعات،  گاه مجبور می شوم نوشته هایی که از ده سال پیش تا دو سال پیش بوده باز نویسی کنم،  و گاه امکان آن نیست.  همانگونه که گفتم تاریخ یک علم است،  و علم گاهی با کوچکترین موضوعی قابل تغییر است،  هم اکنون که این را تایپ می کنم،  اخبار تلویزیون دارد انفجار یک موشک ناسا را نشان می دهد،  موشکی که خسارات فراوان داشت.  این خسارت ممکن است،  از اشتباه در محاسبه چند سیم باشد،  مانند آن که در چند سال پیش هشت فضانورد را کشت.  پس هر آن علم تغییر می کند،  ولی ما باید بتوانیم این تغییرات را درک کنیم،  و در گذشته و دروغ فسیل نشویم.

   عکس انوش در دهانه غار عبادتگاه مهری روستای ورجوی شهر مراغه،  در دورانی نه چندان دور جاهلان
آثار این غار را نابود کرده اند،  مشروح
در اینجا،  عکس شماره 7842.

      تا ذهن دمکرات نداشته باشیم،  هیچی نخواهیم شد،  حداقل در محیط های مجازی نباید اندیشه و قلم یکدیگر
را به بهانه های مختلف بشکنیم و ببندیم،  از این اقدامات ضد دمکراتیک استعمار و امپریالیسم بهره می برد.  وظیفه هر ایرانی روشن فکر وطن دوست است،  این حداقل دمکراسی را پاس دارد.

کلیک کنید:  فهرست ایران و ایرانیان

کلیک کنید:  تحلیل شاهنامه فردوسی

کلیک کنید:  ساختار های تاریخی اجتماع

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا

    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

کلیک کنید:  تماس و نظر

این نوشته در عمومی ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.