پرسش و پاسخ 23

پرسش و پاسخ 23
       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.
   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.
عکس دروازه برفی ملل تخت جمشید در تهران،  عکس شماره 7202.
   پرسش 1823:  سلام خسته نباشید اگه امکان داره میشه کمکم کنید ممنون میشم، پدر بزرگ دوستم یه خالکوبی داشته به صورت عکسی که واستون فرستادم که بعدش تو یکی از کتابای خطی پدر بزرگش این خالکوبی رو میبینه. مردی تو اون عکس بوده که تو دستش گل بوده و تو دست دیگه اش یک چیزی شبیه شلاق بود و زیر پایی مرد حیواناتی بودن که سر تعظیم اورده بودن و گردنبدش هم همون عکسی بوده که واستون فرستادم بوده و در اطراف عکس نوشته هایی به صورت خطی وجود داشته. این خانواده فوق مذهبی هستن و من میخوام بدانم این نشان ها چه معنایی دارند.
دو عکس ضمیمه است:
عکس خالکوبی های ارسالی،  عکس های شماره 6439.
   پاسخ پرنیان حامد:  تصور می کنم نماد ایزد مهر است.  Shamash as a sun disk
عکس شماره 6615.
   ــ  مهر،  گرد آورنده مردم است،  و کشتکاران را با چشم هایی که برهم نهاده نمی شود،  می پاید.
   پرسش 1824:  درود بر اقای راوید و خانم حامد گرامی.  از انجا که کتاب درخت اشوری متعلق به قبل از میلاد باید باشد, از منطقه ی تخارستان کهدارای مشک و کافور و خز بوده یاد شده است. ایا منظور تخارستان کنونی است؟
_ همچنین در جایی امده :  به سوی بحر ورکش میروم از مرز هندویان،  مرز خوزستان منظور است؟  خدانگهدار.
   پاسخ پرنیان حامد:درود بر شما نمی توانم به این سادگی در باب این متن قضاوت کنم.  تنها می توانم بگوییم نمادهای این داستان از  زمان کهن بر روی اثار باستانی ایران و بین النهرین  دیده می شود،  و انچه به درستی  نمی دانیم مفهوم داستانی است که در همه جا بازنویسی و حکاکی شده است نمی دانیم این بز و این درخت نماد چیست و نوشته حاوی چه پیامی است،  که اینگونه بادقت در مکانهای مختلف  دست به دست، بازنویسی و حکاکی شده است.
   عکس یکی از دو قوچ و درخت زندگی گورستان سلطنتی شهر اور،  قدمت 2600 ق.م،  محل نگهداری اتاق 56 موزه بریتانیا در لندن،  و دیگری موزه دانشگاه  پنسیلوانیا در فیلادلفیا، ایالات متحده آمریکا،  عکس شماره 5560.
عکس قوچ و درخت زندگی شهر سوخته قدمت حداقل 3000 ق.م.
   پاسخ انوش راوید:  در آثار تمدن کهن جی و سنگ نگاره ها کهن دهتل بز بفراوانی و قوچ کمتر دیده می شوند،  حتی یک انمیش سفالی در شهر سوخته از بز وجود دارد،  البته بنظرمن،  بز نشان متفاوتی از قوچ است.
   پرسش 1825:  درود بر خانم حامد.   بنده در تاپیک اقای صلح دوست به نام "ایا یونان باستان, یونان امروزی است "سندی ارائه دادم که در نام یونان (اکدی : یامانا) در ان امده بود.  مفسرین انرا قبرس تفسیر میکنن. ولی طبق الواح اکدی راس الشمره, نام قبرس امروزی, به اکدی , آلاشیا بوده است و نه یونان. اگر میشود ان سند را در وبلاگ بگذارید و نظرتان را راجب ان بگویید. فریگیه و کیلیکیه و شام هم نامشان بصورت جدا امده و نمیتوانند یامانا (یونان) باشد.
در یک سند (شایدم بیشتر) آشوری از اشوربانیپال, نام کشور ایونیه (یونان) به چشم می خورد که به قبرس تفسیر شده! اما در زبان اکدی نام قبرس, آلاشیا بوده است و این را الواح اکدی یافت شد در مصر تایید می کند. همچنین نامهای کیلیکیه, فریگیه و سرزمین های شام نیز آمده است. لذا این یونان کجا می تواند باشد؟
این سند ( نام کشور دومی, یامانا = یونان:
   در یکی از نامه های بایگانی سلطنتی اشور که تاریخش بین 669 و 652 پیش از میلاد است نام پادشاهی هایی که اشوریان مستقلشان می شمارد ولی ظاهرا تابع اشور بوده اند آمده است.  سپس دیاکونوف ان فهرست را به قرار زیر تفسیر کرده اند.
….خیلاکو (کیلیکیه)
یا [ما] نا (دیاکونوف: یونان, در اینجا ظاهرا جزیره قبرس است)
ملید (ملی تنا در بخش علیا فرات, در زمان اسارخادون و بعد هم مستقل بوده است)
[ …. ] ( ؟ )
شیبارتو ( ؟ )
ایسکالونا (اسکالون در فلسطین, به اشور ملحق نشده بود)
اودومو (ادُم , ایدومیه در ماورای اردن )
معابا (مو آو در ماورای اردن )
اما [ نا ] (آمن در ماورای اردن)
اتیوپی (هرگز تحت سلطه اشور نبوده است)
[ …. ] ( ؟ )
ماد ( مادای) (پادشاهی ماد – بر حسب فهرستی که اشغال می کند مستقل بوده )
کشور [ ماناییان (؟) ] ( در سرا سر قرن هفتم مستقل بوده )
کرانه دریا …. ( قبایل مستقل کلده در کنار خلیج فارس )
زین پس متن ضایع شده است . ( دیاکونوف )
موفق باشید
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  : اگر یمنو اکدی = یونا پارسی در کتیبه بیستون منظور یونان امروزی است، کجای تاریخ نوشته داریوش اول تا سال سوم حکومتش یونان امروزی را فتح کرد؟ یا باید تاریخ را عوض کنند یا باید دست از سر این یونا = یونان امروزی بردارند،  این مفسرین هر چه دلشان خواسته در جهان تفسیر کردند.  این  یمنو، یونا اصلا یونان امروزی نیست. یک جایی همین اطرف ایران است،  اسکندر هم از همین مکان آمد که نه مقدونیه امروزی است نه یونان امروزی.
   پاسخ انوش راوید:  یامانا همان مانا می باشد،  درست مانا "من نار" است،  طایفه ای و فامیلی بنام مننار،  هم اکنون وجود دارد،  من نار به معنی من های آتش پرست است،  من = یه من = یمنو = چهار چارک خلیج فارس = مرد = واحد وزن = چهار چارک = چهار زن،  و نیز نار = انار = سرخی آتش.  ما،  با معما های سخت روبرو نیستم،  بعد از آخرین دوران یخبندان،  از اواخر هزاره اول خورشیدی ایرانی،  مردم سواحل خلیج فارس بسمت شمال حرکت کردند،  و نام های خود را نیز بردند،  و در طول هزاره ها آوای آنها اندکی تغییر کرد و در جهان پخش شد.  اگر مسئله پیچیده شده است،  دلیل بر حمق و بی سوادی عده ای جوینده گنج و جاسوس است،  که بنام تاریخ دان فرنگی،  تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران و جهان را درهم کرده اند.
   مهم:  عزیزان جوانان باهوش ایران،   فکر نکنید که خارجیها سواد داشتند و درست گفتند و نوشتند،  آنها هیچ نبوده و نیستند،  اسنادی که از آنها باقی مانده است،  درهم و فاقد ارزش می باشد،  باید در تاریخ واقعی ایران بگردید،  و اسناد پیدا کنید.  هر کدام از خارجی ها می خواهند با تعبیر و تفسیر های الکی،  برای کشور خودشان تاریخی دست و پا کنند.
   عکس آجر مونومنت ایزیرتو در موزه شرق توکیو،  مربوط به تمدن مننا یا مانا، عکس شماره 6315.  این همان بز در سنگ نگاره های کهن ایران است.
   پرسش 1826:  درود. ایا سیستان در اطراف دماوند بوده؟  این متن مینوی خرد را ببینید;  و تن سام در دشت پیشانسه نزدیک کوه دماوند است. مینوی خرد برگه ی ۸۰ بند ۲۰  دشت پیشانسه که کابل هم در انجاست در اطراف دماوند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما در اطراف دنباوندی است نه دماوند امروزی نیست. بلوچان یکی از هفت کوهیاران هستند حدود کردستان امروزی است (به احتمالی هم دنباوند کوه دنا امروزی است)
   ادامه پرسش:  همچنین میشود بگویید سدویس چگونه دریای عمان است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  سدویس : میان فراخکرد و پهلوی پودیگ را دریایی گرفته که دریای سدویس خوانند. بند این دریا به ماه و باد پیوسته است به افزایش و کاهش ماه بر اید و فرو رود.  از آن روی که گردش ان به نیمروز است بند دریای سدویس نیز به سدویس ستاره بسته است که دریاها و ناحیت نیمروز در پاسبانی اوست. در دریای سدویس دو باد وزد یکی فورد آهنج و یکی بر آهنج است (بندهش)  
وقتی پودیگ خلیج فارس است با توضیح بالا لاجرم سدویس باید دریای عمان باشد.
   ادامه پرسش:  مینوی خرد برگه ی ۸۰ : مینوی خرد پاسخ داد که کنگدژ در سوی مشرق نزدیک (دریاچه) سدویس گمارده شده است در مرز ایرانویج.  به هر حال جای میخواندم کنگدژدر نیمروز است. اما به هر حال کنگدژ نزدیک دریای عمان هم نیست همانطور که در شرق ایران هم نیست. ممنون
   پاسخ پرنیان حامد:  لغت اصلی در متن اصلی چیست خاور یا باختر؟  احتمالا خاور و به معنی غرب است که مترجم شرق ترجمه کرده است. کنگدژ از روی متون دیگر غرب ایران نشان داده می شود اما کنار سدویس نمی تواند باشد! مگر آنکه سدویس هم  یک نام و دو دریا باشد (یک جا دریاست یبن پودیگ و فراخگرد = اقیانوس ها جای دیگر دریاچه است توجه دارید دریاچه سدویس ممکنه دریای سدویس نباشد.) این را نمی دانم باید دنبال سند بگردیم این دریا و دریاچه چه مفهومی و چه تفاوتی  دارد.
   پرسش 1827:  درود. چندی پیش پرسشی در مورد رود کارون کردم که نشانش ندادید
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما پرسشی در این باب ندیدم دوباره بفرستید با سپاس.
   ادامه پرسش:  اما به نظر میرسد اوله رود همان کارون باشد که نام دیگرش مسرگان رود است. (مسرگان نام یکی از ۷ کوهیاران هم هست). با توضیحاتی که در جغرافیای حافظ در مورد رود مسرگان امده دیگر شکی نمیماند که منظور از اولای همان کارون است.
     جغرافیای حافظ جلد اول ص ۱۶۳ . نهر المسرقان : و این نهری است در بلاد خوزستان که از نواحی تستر (شوشتر) می اید. طول تستر هفتاد و شش درجه است و بیست دقیقه و عرض, سی و یک درجه و سی دقیقه. و این آبی بزرگ است و میگذرد بر عسکر مکرم که طول ان هفتاد و شش درجه و سی و پنج دقیقه است عرض سی و یک درجه و پانزده دقیقه. و از انجا که سرچشمه این رود در سپاهان در بندهش امده, لذا در زمان ساسانی, ۲ سپاهان وجود داشته, یکی بیستون و یکی هم که چهارمحال بختیاری که نزدیک اصفهان بوده. نظر شما و دوستان چیست؟ با سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  اوله رود: را سرچشمه از سپاهان است به خوزستان بگذرد به دجله فرا ریزد.  او را در سپاهان مسرگان رود خوانند (بندهش)
از کجا بدانیم سر وته این رود ها در ان زمان چگونه بوده است (مورخ اسلامی خیلی دیر است فایده ندارد) شاید کرخه باشد چه می دانیم سر و ته کرخه کجا بود و چقدر اب داشته مکافات بعدی این است که دائما روی تاریخ نوشته شده روی آنها سد بستند مسیر آنها را عوض کردند. همین هرودوت نوشته کوروش وقتی می خواست از کنگدز رود بگذرد آب اسب او را برد عصبانی شد رود را به 40 -50 تکه تقسیم کرد و هزار نمونه دیگر از این تقسیمات رودی و عوض کردن مسیر آنها. لذا استناد به رودها کار درستی نخواهد بود برای همین هم در کتاب بیشتر به کوهها استناد شد. کوه را نمی توان به این سادگی کند یا عوض کرد پیشنهاد می کنم شما نیز بیشتر وقت خود را صرف تحقیق روی کوهها کنید تا رودها. موفق باشید 
   پرسش 1828:  درود. سپاسگزارم این سندی که در مورد مکان لیدی دادید خیلی مفید بود.. همچنین اوردید که هرودوت هم اورارتو را برای لیدی مشخص کرده.  ادرسش رو میتوانید ارائه دهید؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما صفحه 60 توضیح داده است که  کرسوس برای جنگ با کوروش به ناحیه کاپادوکیا که پتریا نام دارد لشکر کشید  آشور ! را ویران کرد و بدین ترتیب مردم آشور را که هیچ گناهی به او مرتکب نشده بودند بدبخت کرد.  صفحه 128… به رود دیگری می رود موسوم به دجله همان رودخانه ای که سابقا نینوا در کنار آن بود!صفحه  129  …ارمنستان که در بالای آشور واقع است صفحه 116 آشور چندین شهر بزرگ دارد که معروفترین و مستحکم ترین آنها بابل بوده که بعد از سقوط نینوا مقر حکومت به آنجا انتقال پیدا کرد
………………
 نه به محل لیدیه کار دارم نه به افسانه های شاه و پریان هرودوت که بعد از این گفته (که باز سرگذشت  پدر بزرگ  کرسوس را با سرگذشت خود او قاطی کرده تحویل داده است. عینا کاری که با کوروش و هوخشتریه کرده است)
 اینجا نوشته شاه لیدیه با لشکرش وارد محلی شد مردم بی گناهی که کشت اسمشان آشوری بود بالای این منطقه اسمش ارمنستان است همه هم در راستای رود دجله هستند. ( لغت هیتی که نینوا امروزی باشد در این گفته ها مصرف نشده است)
کتیبه بابلی هم بدون افسانه های شاه و پریان دقیقا همین منطقه را مشخص کرده است.
In the month of Nisannu, Cyrus, king of Persia, called up his army and crossed the Tigris below the town of Arbela. In the month of Ajaru he marched against the country U[…], defeated its king, took its possessions, put there a garrison of his own. Afterwards, his garrison as well as the king remained there.
در ماه نیسانو کوروش شاه پارسیا ارتشش را جمع کرد از دجله  بالای شهر اربیل گذشت،  (این همانجایی است که  مورخین می گویند کوروش می توانست به سوی جنوب و بابل برود اما تصمیم گرفت به پادشاه لیدیه حمله کند) در ماه اجارو به سوی کشور (itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k     
 این کتیبه و این هم لغت دقیق ان ارمنستان است که همانگونه که در بالا می بینید روی تفسیر ها … می گذارند چون به نفع مفسر  نیست)
شاه  را کشت = کرسوس و نیروی خود را در آنجا گذاشت ……
درست روی سالنامه بابل قبل از فتح بابل و بعد از شکست استیاک است لذا بهانه های مفسر در باب شخص دیگر و جای دیگر به کلی مردود است. (لغت هیتی که در لوحهای دیگر مصرف شده است  که در کنار فرات است هم مصرف نشده لغت اورارتوی ارمنستان کنار دجله امده است)
…………………………………………………………………………………………….
این کتیبه نبوپولسر که این هم تایید می کند نینوا و آشور کنار دجله بوده است:
Nabopolassar Chronicle 3 
The eleventh year [615-614]: The king of Akkad mustered his army, marched along the bank of the Tigris, and in the month Ajaru he encamped against Aššur.
شاه بابل از کناره دجله بالا رفته و در کنار این رود با آشوریان جنگیده است لذا نینوا آن زمان نینوای امروزی نیست کنار دجله بوده است.  این چند سند دیگر هم که محل نینوا در آن مشخص شده:
The twelfth year [614-613]: In the month Âbu the Medes, after they had matched against Nineveh [lacuna], hastened and they captured Tarbisu, a city in the district of Nineveh. They went along the Tigris and encamped against Aššur.
و یا
he fourteenth year [612-611]: The king of Akkad mustered his army and marched to Assyria. The king of the Medes marched towards the king of Akkad and they met one another at […]u. The king of Akkad and his army crossed the Tigris; Cyaxare
این  را هم ببینید
Sfard, the old name of Sardes.
 سفارد یا سپارد اسم باستانی  شهر سارد  است. عجب شباهتی دارد به این نام  Sparda در کتیبه بیستون
had a son Alyattes, who was to succeed his father
   به قیصر خزر بود نزدیکتر ………. وز ایشان بدش روز تاریکتر
   به مرز خزر مهتر الیاس بود……….            که پور جهاندیده مهراس بود (شاهنامه فردوسی)
  پرسش 1829:  پذشخوارگر طبق بندهش, به طبرستان و گیلان پیوسته است. خب تا اینجا را دقت داشته باشید.
گیلان طبق متون یونانی مانند پلوتارک و پلینی, در شمال کشور البانی قرار دارد. به روایتی دگر, بین سرزمین امازون ها و البانی قرار دارد و به این حال گیلان در شال قفقاز قرار داشته! حال گیلان غربی که شما میفرمایید در این صورت به مشکل برمیخورد. مگر اینکه بگوییم این گیلان دیگری است. در یک سندی که اقای دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد ارائه دادند مبنی بر کتیبه ای که روی ان, گئوبروه (گوبریاس), نیزه دار داریوش به گئوبروه ی پذشخواری شهرت داشته است. البته میدانیم که این شخص پارسی است اما به طبق گفته ی دیاکونوف, در کتیبه ی dar.nrc جمله ی gaubruva patishuvarisباید به معنی پیشوای خاندان پای سخوریان (هم نام پتشخوار مادی) باشد. و از انجا که خودتان میدانید, گئوبروه اهل پارس بوده است. لذا پذشخوارگر باید در پارس باشد. نظر شما چیست؟ مشکل مکانی باعث شده تمدن های غربی به شرق بپرسش و پاسخ ویژه80
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اصلا اصراری ندارم که حتما گیلان غرب باشد! در کتاب فقط نوشتم مراقب باشید جز استان گیلان، گیلان های دیگر هم بوده که یک نمونه آن همین امروز در نقشه هم هست = گیلان غرب در استان کرمانشاه.
. متاسفانه نتوانستم حدس بزنم کدام قسمت گفته مورخین در نظر شماست چنانچه ان را کپی کنید کار ساده تر می شود . اما شاید توضیح پایین کافی باشد.
نقشه جغرافیا:
یک رشته کوه ممتد از دریای سیاه به خلیج فارس می رود مردم جنوب شرقی آن به این کوه ابرسین می گویند مردم جنوب غربی به آن زاگرس می گویند شمالی ها به آن قفقاز می گویند حال بسته به آنکه چه گروهی در چه زمانی حاکم بوده است نام کوه تغییر می کند.  قبل از هوخشتره و فتح نینوای باستان در کنار دجله تا سرپل ذهاب اسم کوه قفقاز است پس از پیروزی هوخشتره اسم کوه تا مرز ارمنستان ابرسین است و…..
(آلبانی امروزی تفسیر مفسر است الانی است،  چنانچه توضیحات مشکل شما را حل نمی کند اصل متن را کپی کنید نمی توانم ندید بیش از این قضاوت کنم کار خوبی نیست).  اینها همه از تیره پارس هستند یعنی از تیره ماد نیستند.
Intaphrenes, son of Vayâspâra, a Persian;
Otanes, son of Thukhra, a Persian;
Gobryas, son of Mardonius, a Persian;
Hydarnes, son of Bagâbigna, a Persian;
Megabyzus, son of Dâtuvahya, a Persian;
Ardumaniš, son of Vakauka, a Persian.
سوالی هم من دارم بر فرض نوشته مورخ یونانی را بپذیریم محل آمازون و آلبانی را هم از مفسر بپذیریم آنوقت این گیلان و پتشخوار کوهی که می گویید باید یکجایی غرب یونان امروزی باشد:
1. چه ربطی به قفقاز پیدا می کند؟ (و به این حال گیلان در شال قفقاز قرار داشته) خودتان هم از علامت (!) استفاده کرده اید اما بنده هم به شدت دچار همین علامت شدم.
2. یعنی کبریاس (پارس نژاد) که توسط آقای دیاکونوف  به پیشوای پتشخوار تفسیر شد (به علت شباهت اسمی با ماد نژاد !) پیشوای گیلان و پتشخواری است که در آلبانی یعنی غرب یونان امروزی بوده است؟ (حال دیگر واقعا مجبورم از این علامت! استفاده کنم)  عجیب است مگر داریوش اول هخامنشی یونان را فتح کرده بود و به غرب آن آلبانی دست یافته بود که نیزه دار او کبریاس پیشوای آلبانی بوده باشد؟‌
3. مسمغان پتشخوارگر، هفت کوهیاران، فریدون، جمله تکراری نزدیک بابل در تاریخهای مکتوب، لغت از قوم کردان بود،  را چه کنیم؟ همه را بفرستیم آلبانی  و ایتالیا؟
   قسمت آخر نوشته شما : (مشکل مکانی باعث شده تمدن های غربی به شرق بپرسش و پاسخ ویژه80)
 متاسفانه کامل به دست ما نرسیده است اما به شما خاطر نشان می کنم کل وقایعی که  مورخین یونانی ، ایرانی و… نوشتند مربوط به این قسمت است
عکس نقشه شماره 6618 .
این همان مکانی است که در متون ما به منطقه چهار دریا مشهور است. این همان مکانی است که مورخین یونانی در باب آن در ارتباط با قفقاز دائما آدرس می دهند.  باختریش آن نه در افغانستان است و نه در آلبانی همان ایل بختیاری ایران است (می دانید که من بختیاری هم  نیستم لذا مطمئن باشید اگر دفاع می کنم از غیرت ایلی سرچشمه نمی گیرد حقیقتی است جلوی چشم همه ماست).  و وقتی مفسر به زور می خواهد آن را به افغانستان یا آلبانی ببرد همان می شود که از یکطرف باید کوههای قفقاز را بکند ببرد افغانستان از اینطرف بکند ببرد آلبانی و در آخر کبریاس را حاکم آلبانی و احتمالا به زودی شمشیر زن  رم ایتالیا اعلام کند!
ویل دورانت گویا پرگاری برداشته سوزن آن را روی بیت المقدس امروزی گذاشته دایره ای زده و گفته این دایره مهد تمدن  بوده است. ایشان بدون توجه به آدرس های مورخین یونانی و تاریخ ایران و قدمت آثار باستانی یافت شده در کوههای زاگرس و شرق آن،  با تفسیرهای دلخواه شخص خودشان محل سوزن پرگارشان را به دلبخواه و بدون سند انتخاب کرده اند!
محل سوزن پرگار ایشان به استناد کلیه مورخین جهان و کلیه آثار  باستانی یافت شده سر قله دنا در ایران است نه بیت المقدس! (امان از دست بنی اسرائیل و این قوم یهود)
 بنده حاضرم شعاع دایره ام را کمی بزرگتر کنم اما هر چقدر هم آن را بکشم به آلبانی و رم ایتالیا و افغانستان امروزی نمی رسد! اقیانوس جنوب و قطب شمال را که نمی توانم در دایره مهد تمدن جای بدهم!
روحت شاد که در آثارالباقیه مکتوب کرده ای.  ما ایرانیان، نوادگانت پیامت را دریافت کردیم، آن را ملاک برداشت هامان قرار خواهیم داد و نمی گذاریم ایرانمان را ویرانه ی خالی از سکنه جلوه دهند.
  آری در قومی چون بنی اسرائیل که چندین مرتبه در ایشان قتل واقع شده و به اسارت برده شده اند دور نیست که چنین اختلافات روی دهد, و بهتر این است که این بحث ها را کنار بگذارند و به کار دیگر مشغول شوند تا آنکه بامداد رستاخیز رسد (اثارالباقیه ، ابوریحان بیرونی).
 
 
 
عکس اسکلت های سه هزار ساله مشهور به «دو عاشق» از تپه حسنلو،  عکس شماره 6299.
      این اسکلت ها، که دو نفر در آغوش یکدیگر را نشان می دهند،  در سایت باستانی حسنلو در آذربایجان غربی یافته شده اند.  تخمین زده می شود این افراد در قرن 52 یا 53 خورشیدی ایرانی زندگی می کردند.  به جز تخته سنگی که در بالای سر شخص سمت چپ قرار دارد،  هیچ شیء دیگری به همراه این دو اسکلت یافته نشده است. مرجع:
http://www.penn.museum/blog/fun/fun-friday-image-of-the-week/fun-friday-image-of-the-week-the-lovers
   پرسش 1830:  سلام. انچه در مورد دیودور گفته اند این است که او روایت های قبل از میلاد تاریخ روم را خلاصه نویسی کرده و اگر از ایتالیا نبودن روم سخن گفته لطفا آدرس و ترجمه ی آن بند را محبت کنید. با سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام متاسفانه یک بند مشخص نیست که من به شما آدرس بدهم نتیجه خواندن کل تاریخ اوست آدرس های روم و نینوای  باستان او با رم و نینوای امروزی مطابقت ندارد . تاریخ را مطالعه بفرمایید سپس در باب برداشت های شخصی شما ، تفسیر های مفسرین و برداشت های اینجانب با هم سخن خواهیم گفت و اسناد دیگر را به ان ضمیمه خواهیم کرد .
   ــ  پایان‌نامۀ «سورنا فیروزی» دانشجوی کارشناسی ارشد باستانشناسی دانشگاه تهران را هم مطالعه بفرمایید،  (بر تالار هم میهن توضیخاتی از آن با عنوان "یافته‌هایی نو پیرامون سنگ‌نگارۀ سرپل ذهاب" آمده است،) بزرگترین امیدم به این باستان شناس آینده کشورم است، ایشان اگر بتواند تنها  و تنها یک  نشان دیگر ارائه دهند،  آنوقت از روی مکتوبات همان  ایونی ها و مکتوبات ایرانی  به شما،  و با ذکر متر و حتی سانتی متر دقیقا می گویم روم باستان کجا بود،  نینوای باستان کجا.  الکساندر سوریه ای از کجا به کجا رفت.  اسکندر اشکانی از کجا تا کجا.  و گریک های نیمه لخت جزایر اژه در این زمان از ترس جانشان سر کدام درخت و از برگ کدام درخت تغذیه می کردند،  و حتی خود دیودور کجای جهان امروز نشسته بود،  تاریخ می نوشت، (هرودوت و کتزیاس و هومر که وسط ترکیه و عراق امروزی نشسته بودند،  گریک چه ادعایی دارد نمی دانم ؟)
   ادامه پرسش:  همچنین ترجمه ان بند سند نبونید که می گویید لیدی در دریاچه وان بوده را می نویسید؟ مرسی
پاسخ پرنیان حامد:
crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].از دجله گذشت بالای اربیل در کوهای اژارو به سوی کشور اورارتو تاخت
16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k
      این جمله هایی است که در لوح نبونید پس از توضیح  شکست پادشاه ماد و قبل از فتح بابل نوشته شده که مورخین نوشتند کوروش در این زمان مشغول فتح لیدیه بوده لغت kur/Ú-\[raš-tu il-li]k در این لوح رسما نام کشور ارمنستان است Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina) این نام    Ú-\[raš-tu
   پرسش 1831:  سلام به انوش راوید و بانو پرنیان حامد. من جریان گائوزو را فهمیدم خب….ولی جریان لیوبانگ که امپراطور کشور چین بوده است را هنوز مبهم است برا ی من در سریال جومونگ هم از لیوبانگ به عنوان امپراطور کشور چین نام میبرند. لیوبانگ که بوده است اگر اطلاعاتی دارید برایم بنویسید در پرسش ها و پاسخ ها. با تشکر
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام این توضیحی که در باره این شاه آمده که تفسیر مفسرین است :
   گائوزو یا لیوبانگ، اولین امپراتور سلسلهٔ هان بود. سلسله‌ ای که او تاسیس کرد، هان نام گرفت. در دوران او چین همچنان یکپارچه ماند. گائوزو در سال ۱۸۸ پیش از میلاد، یعنی تنها پس از هفت سال سلطنت، درگذشت.
   به من بگویید اینها بر اساس کدام مکتوبات نوشته می شوند؟ وقتی اسناد مانی که در خوزستان به دنیا آمده است از غار تورفان چین پیدا می شود، احتمال این را نمی دهید که اینها مکتوبات شاهان خوزستان بوده،  که از طریق همان افرادی که اسناد مانی را بردند،  به این مکان انتقال پیدا کرده است؟
   سریال که سند نیست.  سریال بی سندترین چیز ممکنه در این جهان است. همان آدرس نوشته های سغدی که  ارسال شده را نگاه کنید.  با اختلاف 300-400 ساله زمانی  تازه نوشته دسته ای که به داخل رفتند چهار سال اول از آنها خبر داشتم دیگر خبری ندارم هنوز هم بر نگشتند.  یک کمی فکر کنید یعنی چی؟ یعنی آنقدر صعب العبور است که در زمان ساسانی از همان سغدی که می گویید رفتند طرف پکن چهار سال اول توانستند قاصد بفرستند دیگر قاصد هم  نمی تواند بیاید! آنوقت به همین سادگی می گویید خاقان چین روزی دو سه تا پیغام برای مهرداد می فرستاد،  که من بیایم سلوکیان را بیرون بریزم؟
    گائوزو را برداشتیم نصف کردیم شد شاه اوزیه = خوزیه،  حالا سلسله هان را هم به زبان پهلوی که در آن برای (ه ،خ ، اَ) یک نماد می نوشتند بخوانید ببینم نمی شود سلسله خان ها؟ این دیگر نه نیاز به سند دارد نه نیاز به تفسیر علمی و نه ….  یک سفر تشریف ببرید خوزستان از مردم  عادی کوچه و بازار بپرسید "خان" یعنی چی؟
   پاسخ انوش راوید:  تاریخ نویسان قرن 19 و 20 ،  همانگونه که اسکندر ایرانی را با الکساندر یونانی درهم کرده اند،  چین استان ایران را نیز با تاریخ کشور چین درهم کرده اند،  از بی سوادی یا سوء استفاده های سیاسی و ملکی و تاریخی بوده است.  وظیفه جوانان باهوش متخصص ایران است،  ابتدا ترفند های دشمنان تاریخ ایران را بشناسند،  و سپس دروغ های تاریخ را افشا کنند،  و بدنبال واقعیت های تاریخی بگردند.
   پرسش 1832:  درود. ایا در دین زرتشتی ازدواج استقراضی وجود داشته است؟ در این تاپیک در صفحات اخر شخصی در این مورد بحث می کند و انرا نفی می کند. خواستم شما نیز آنرا بخوانید و نظرتان را بدهید . ادرس:
http://forum.hammihan.com/thread97982-12.html
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . من یکبار نظرم را در صفحه دیگری از هم میهن " ازدواج با  محارم"  به صورت کلی نوشتم.  پسند اجتماعی در زمانهای مختلف متفاوت بوده و طرح چنین مباحثی تنها سوء استفاده از پسند امروزی اجتماع برای تحریک شماست .
      یک روزی در دنیا ازدواج با محارم کار بسیار پسندیده ای بوده،  که به علت اختلالات ژنتیکی و دستورات صادر شده از سوی مذاهب امروز این کار مردود کامل است و در اجتماع منفور است.  امروز به من و شما بگویند ازدواج با محارم به علت پسند اجتماعی که اکتساب هر دوی ماست حال هر دوی ما بد می شود.  اما قدیم چنین نبوده و حال کسی از این کار به هم نمی خورده،  و دستور مذهبی هم در این باب نبوده است.
      عینا مسئله ازدواج استقراضی است،  که باز در این جستار مطرح کرده اند . همین الان در ایران زنانی که ازدواج می کنند مهریه می گیرند مادرانشان هم شیربها می گیرند بسیار هم کار خوبی محسوب می شود چون اجتماع و سیستم امروزی در این منطقه ایجاب می کند.  من الان به شما بگوییم زنان ایرانی دارند خود فروشی می کنند می توانید دفاع کنید؟  آیا جز اینکه بگویید اجازه شرعی  دارند و پسند اجتماعی است،  توضیح منطقی انسانی دیگری در این باب دارید؟  یک زن رسما خود را در قبال مقداری پول که به آن مهریه می گویند می فروشد و مادر او هم برای این کار مقداری پول می گیرد باور ندارید تشریف بیاورید در دفاتر اسناد رسمی ازدواج  کشور تان  به شما نشان بدهم.
    حال در آن زمان پسند اجتماعی چه بوده،  مشکل چه بوده که این قانون را گذاشتند آیا برداشت ما از این قانون بعد  هزار و چهارصد سال درست است یا خیر،  آیا مکتوبات یعد هزار و چهاصد سال درست به دست ما رسیده یا خیر  و….. در همین بحثی که آدرس دادید همین الان دو برداشت مختلف از متون می شود.  لذا  با توجه به هزاران سوال دیگر که در میان است تنها می توانم به شما خاطرنشان کنم مطرح کردن چنین بحث هایی برای تحریک بی مورد شما و سوء استفاده از پسند امروزی جامعه است.
   پاسخ انوش راوید:  جوانان باهوش متخصص تاریخ ایران …،  بیایید تاریخ را بطور کلی از تمدن کهن جی بخوانید و دوباره در ذهنتان پرورش دهید،  و سپس بخش و گرایش مورد نظرتان را بصورت حرفه ای ادامه دهید،  بدین ترتیب براحتی می توانید دروغ های تاریخ را نادیده بگیرید و دور بریزید.
      در قاره آمریکا،  اینکاها و آزتکها،  و بومیان جزایر اقیانوس آرام،  ازدواج با محارم داشتند،  تا اینکه از چند سده گذشته با ورود مسیحیت،  کم کم این نوع ازدواج کنار گذاشته شد،  و از آنجا که از نظر تحقیقات من،  این مردمان مهاجران تمدن کهن جی بودند،  براحتی می توان نتیجه گرفت،  این نوع ازدواج در تمدن کهن جی جریان داشته است.  همانگونه که آثار مختلف این تمدن کهن،  در تمام مظاهر تمدن های بعد از آن وارد شده،  مانند بز و میش و نشانه های فروهر و غیره،  که بسیار است،  این نوع ازدواج هم می توانسته در ادامه به تمدن های بعدی برود.
      علت این نوع ازدواج،  یکی دور و پرت بودن محل های زندگی خانواده،  و دیگری عدم آگاهی از ایجاد نقص ژنتیکی بود،  که در هزاره های چهارم و پنجم خورشیدی ایرانی به آن پی بردند،  و به مرور منع آن صادر شد.  در مطلب شهر کوتوله های شهداد نوشتم،  که ممکن است این کوتوله ها از ازدواج فامیلی،  و ادامه پیدا کردن یک ژن ناقص در خانواده بوجود آمده باشد.  یک نمونه دیگر هم در حال حاضر دیدم،  کم شنوا بودن پیران روستای کهن میمند،  که در جای خودش توضیح نوشته ام.  در اروپای قرون وسطی نیز شهرک هایی در حاشیه شهر ها برای کوتوله ها وجود داشت،  و تعداد آنها خیلی زیاد بود،  در چند قرن گذشته که دین مسیحیت به تمام معنای آن رعایت می شود،  دیگر کوتوله ای بدنیا نیامد.
"در قرن 21 قرن علم و دانش،  نگذارید علم تاریخ مورد سوء استفاده سیاسی قرار گیرد و تحریف شود"
   عکس کوتوله ها و سنگ نگاره ای از کوتوله ها در کشور ارمنستان،  حدود 2500 سال پیش،  عکس شماره 4165.
   پرسش 1833:  سلام . در مورد گرد بودن زمین , در اوستا مهر یشت زمین را گوی پیکر نوشته که میشود کروی مانند. در مورد غسل زرتشتیان با ادرار گاو (گمیز), این کار برای بهداشت است و ادرار گاو خاصیت ضد عفونی کنندگی دارد.  بعد از ان نیز خود را با اب میشستند. اینکه در ایران باستان بیماریهای واگیردار دیده نشده, به خاطر رعایت نکات بهداشتی است .
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شما عصبانی نشوید بنده دقیقا می دانم موضوع چیست ولی بر آن سایتی که ذکر شد چنین توضیحی نیامده است آنجا  از این موضوع برای کوبیدن تمدن و فرهنگ و مذهب ایران استفاده کرده است،  آذری ها هم بی توجه دور او جمع شدند غافل از اینکه توهین مستقیم به اجداد خودشان است.
   پاسخ انوش راوید:  در روم باستان نیز از ادار برای پاک و سفید کنندگی استفاده می کردند،  در این مورد چند فیلم مستند با آثار بجا مانده دیده ام.
   پرسش 1834:  با عرض سلام و خسته نباشید. خیلی خوشحال شدم که شما نیز همانند خودم به تاریخ و بخصوص تاریخ ایران علاقه ی فراوانی دارید. من هم بابت بعضی از دروغ ها ناراحتم ولی حمله ی مغول را نمیتوان دروغ پنداشت زیرا که اسناد و دلایل بسیاری این بحث را ثابت کرده اند به طور مثال زبان ترکی که خودش از ایران و مثل پیاز سر بر نیاورده و این زبان بازمانده ای از زبان مغول هاست. و مثال دیگر قیافه ی بعضی افراد در بعضی شهر ها مانند زنجان و همدان و قسمتهایی از ارومیه و اردبیل و تبریز است(شهر های سردسیر) که متاسفانه شبیه به مغولها هستندو بسیار مثال دیگر که در اینجا نمیگنجد. خدانگهدار.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ما هیچ آشوبی را تا به این لحظه انکار نکردیم، فقط موضوع این است که انقلاب داخلی ایران حمله خارجی به کشور نمی تواند باشد. چنگیز پسر بهادر که خود را از نوادگان ساسانیان می دانستند،  از مغ استانی که  ازبکستان است با آن مرز های آن زمان  اگر خارجی است آقا محمد خان قاجار چرا ایرانی است؟ بسته به اعتقادات  مورخی که قلم در دست دارد یک سری تاریخ مکتوب شده مورخ وابسته به  خلفای عباسی  معلومه می نویسد انیران وحشی بود که زد خلفای عباسی را از بغداد بیرون ریخت. حال من سند بیاورم مورخ نوشته باشد چنگیز مردی قد بلند بود و بسیار شجاع و دلیر بود،  رضایت می دهید 10 دقیقه بشینید فکر کنید چه بلایی و به چه علتی دارند به سرتان می آورند؟ علت آن را حدودی در پرسش و پاسخ ویژه 81 پرسش 1812 نوشتم.
    ژن نژاد زرد غالب است. الان در امریکا هم هر امریکایی زن زرد بگیرد فرزندش زرد و چشم بادامی خواهد شد آیا این بدان مفهوم است که چینی ها امریکا را فتح کردند؟  تعداد اندکی که شما از این نژاد در ایران شماردید دقیقا سند آن است که نژاد زرد ایران را فتح نکرده است نژاد زرد اگر فاتح ایران و حدود صد سال حکومت کرده باشد تعداد زرد پوستان ایرانی باید خیلی بیش از این باشد.  ژن غالب کامل است. زبان ترکی خودش در ایران و مثل پیاز سر بر آورده  و ریشه از زبان پهلوی پارتی دارد،  که پس از مهاجرت به شرق دچار دگرگونی های دیگری شده است،  و با ریشه اصلی فاصله گرفته است،  و با ورود شرقی ها باز به موطنش بازگشته است. نکند می خواهید بگویید ریشه زبان ترکی چینی است؟
   10 دقیقه بدون تعصب و داده های گذشته را فراموش کنید،  به آنچه گفتم فکر کنید با سپاس از شما.
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است،  درباره پرسش شما بارها پاسخ داده ام،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران مراجعه نمایید.   
   پرسش 1835:  با درود بر شما و دستانتان که این نوشته ها را نگاشته اند. پدرم به من دو چیز آموخت. یک خوب جنگیدن دو خوب خواندن. من و فرزند من و نسل من برای شما مردم وطن و خاکمان جان میدهیم. این دروغ است که کسی بتواند بر ایران بتازد. اینجا هیچ وقت تسلیم کسی نشد و نخواهد شد. این را در دوران معاصر خود و جنگ با عراق دیدیم. ما در مقابل جهان ایستادیم. و باز می ایستیم. درود اهورامزدا بر شما
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و این اندیشه نیک تان دفاع از نام خلیج فارس، دریایی که می خواهد از مرز های کشورمان جدا کنند، ‌وظیفه اساتید این کشور است سرباز جنگجو نمی تواند در مقابل جنگ و دسیسه  فرهنگی  با اسلحه دفاع کند. حال وظیفه تک تک ما ایرانیان است که تاریخ با ارزش کشورمان را احیا و کلیه تفسیر های بدروغ را از آن  جدا کنیم و حقیقت آن را بیابیم باشد که دیگر نتوانند از تفسیر های غلط سوء استفاده کنند،  این مهم را شروع کردیم سند هم  فراوان است به لشکر ما بپیوندید تاریخ و تمدن کشورمان را نجات بدهیم. درود اهورایی بر شما پهلوان کشورم و بر فرزندان و نسل شما باد .
   پرسش 1836:  چه جور تونستی ….. را از زمین اسمون پیدا کنی به هم ببافی که اسمش ….. و همه دنیا به هخامنشی و اشکانی منتهی کردی اینجور که تو مگی خدا یک کلمه هخامشی است که از خ+ د+ا تشکیل شده که خ ان از خشایار گرفته شده د آن از داریوش و ا آن از اشکانی اینجوری امریکا هم جز مستعمرات ایران به شمار می اید به این صورت که امر یا امیر و کا که از کاکای شیرازی کرفته شده یعنی برادر شاه ؟=…………
   پاسخ پرنیان حامد:  انتظار داشتید  امریکا مستعمره فرهنگی و تمدنی  کجا باشد وقتی قدمت  تمدن  و فرهنگ بین النهرین  حداقل هفت هزار سال است قدمت تمدن و فرهنگ امریکا 200 – 300 سال ؟
(قدمتش خیلی پایین تر از ان است که بخواهد برادر شاه باشد امر + ی + کا  اشتباهتان این است که  "ی " وسط را انداختید این  با ان قدمت فرهنگی و تمدنی نوچه شاه هم نمی شود چه رسد به برادر شاه)
 به هخامنشی چی کار داشتیم خود هخامنشی 2500 سال قدمت دارد،  بقیه 4500 سال را چه کردید ؟
   خدا با لفظ آ خوانده می شود،  اشکانی با  اَ ،  شوخیتان گرفته!  حداقل از لفظ درست استفاده کنید.  یک کمی هم برای خودتان احترام قائل می شدید مجبور نباشیم به سخنتان دست ببریم،  و به جای لغات ناشایستتان نقطه چین بگذاریم.
   عکس شماره 7205 ،  متن طنز تاریخی عکس:  اسفند ماه هر سال مردان دلیر و قوی ایران زمین،  از پنجره ها آویزان می شوند و شیشه ها را تمیز می کنند،  و فرشها را می تکانند،  و زنان با تدبیر دستورات لازم را می دهند.
"ستاد آماده کردن مردها برای خانه تکانی"
  آقایون هم درد ایرانی خسته نباشید!
 
       تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  و نیز با این سرعت و کار کرد اینترنت،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف وبلاگ،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  * همچنین اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.
   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.
   عکس رقص های آئینی،  یکی بر بوم سنگ از تیمره حدود 12 تا 14 هزار سال پیش،  و دیگری بر تکه سفال مکشوفه در اطراف چشمه علی شهر ری،  متعلق به سده 45 خورشیدی ایرانی،  که در موزه لور فرانسه نگهداری می شود.   یک مراسم در دو تمدن با فاصله زمانی حدود 10 هزار سال،  عکس شماره 5953،  از محمد ناصری فرد،  اینترنت.
   ــ  تیمره = تی = T + مره = مرو، مروه.
   نظر 1837:  سلام آقای راوید از وبلاگ خیلی عالیتون ممنونم
   پاسخ انوش راوید:  درود، و سپاس، عزیزم اگر به تاریخ و تاریخ اجتماعی علاقمند هستید،  لطف نمایید بعد از مطالعه وبلاگ، درباره موضوعات و مسائل مطرح شده پرسش هایی مطرح نمایید.  ما سعی می کنیم علاقه جوانان عزیز را،  به تاریخ و تاریخ اجتماعی واقعی ایران علاقمند نماییم،  پرسش و نظرات شما،   نسبت به آن گروه سنی و تحصیلی،  برای کار ما کمک بزرگی است.
   پرسش 1838:  درود به شما.  می خواستم راجب تاریخ الموت و قلعه حسن صباح اطلاعاتی داشته باشم.  آیا در وبلاگ شما در این مورد چیزی نوشته شده است.
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ  در:   کلیک کنید:  تاریخ اسماعیلیان
   پرسش 1839:  سلام استاد راوید و استاد حامد،  درمورد یزدگرد سوم بنویسید درمورد مرگش و جریان رفتن به مرو. تحقیقات شما چی میگن؟  ایا درست است که یزد گرد در مرو به دست اسیابان کشته شد.؟! تحقیقات جدیدتان چه میگویند، هر اطلاعاتی که به دست اوردید لطفا در پاسخ به پرسش ها بذارید، تشکر از شما دو عزیز.
   پاسخ پرنیان حامد: با سلام  آنگونه که از شاهنامه فردوسی برداشت می شود خاندان های ایران خیلی دلخوشی از شاهان ساسانی نداشتند  به خصوص پس از جریان بهرام چوبین. گویا ماهوی سوری نیز که دل خوشی از شاهان ساسانی نداشته  دستور کشتن آخرین شاه ساسانی را داده و خود به تخت نشسته لشکر عرب در این زمان در تیسفون بوده است سپس بیژن نامی لشکر کشیده به جنگ ماهوی و او را کشته است و سپس اعراب وارد شدند و بیژن برای آنکه با ماهوی متحد نشده بود و باعث ورود اعراب شده بود دیوانه و پس از مدتی خودکشی کرده است.
   شهر مروی که روی تاریخ نوشته شده نمی تواند در شرق ایران باشدمرو محل ماهوی سوری نژادی است که سورستان در دیگر اسناد حدود سرپل ذهاب ایران است و این منطقی است که پس از جنگ این دو سردارایرانی  اعراب توانستند از تیسفون وارد ایران شوند.  تاریخ طبری هم دو بار از فتح خراسان با فاصله 30 سال سخن گفته است،  که منظور شرق و شرق تر است،  نه خراسان امروزی.  اما این گفته ها نیاز به سند و تحقیق بیشتری دارد،  که امید دارم در این باب بررسی های بیشتری بشود.
   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه بانوی گرامی پرنیان حامد،  جز ما و جوانان عزیز متخصص مطالعه و پیگیری کننده این وبلاگ،  گمان نکنم شخص دیگری پیدا شود،  که درباره واقعیت های تاریخ تحقیق و تحلیل کند،  بنا به تحکم سیستم آموزشی وامانده،  دانشگاه ها و دانشگاهیان مربوطه در ایران،  فقط می توانند گفته ها و نوشته های خارجی را،  که در ادامه مهندسی تاریخ و تاریخ اجتماعی برای پیشبرد اهداف استعمار و امپریالیسم است،  بگویند و بنویسند.  می دانیم تاریخ نیاز به تحقیق دارد،  ولی تحلیل هم می خواهد،  وقتی می گویند اعراب یا به درست آن تازیها،  که برابر تاجیها است،  در دم دروازه های تیسفون هستند،  شاه نمی تواند چند هزار نفر و بار بنه را بردارد،  و چند هزار کیلومتر به شرق برود،  تا در مرو کمک جمع کند یا بیاورد،  ولی آن دانشگاهی هایی که این حداقل تحلیل را ندارند،  پس مانده های همان وامانده هستند،  و امیدی به آنها نیست.
      بزودی مقاله ای با عنوان "مرگ یزدگرد ساسانی" می نویسم،  و در آن بوضوح مشخص می کنم،  مرو در غرب و حدود شهر مریوان است،  (مرو، ماری، مروی، مری).  فقط می مانم با فارسی زبان های مرو و سرخس کشور ترکمنستان چه کنم،  که خود را از بازماندگان چند هزار نفری همراهان یزدگرد می دانند و به این دلخشوند. 
   نظر 1840:  با عرض سلام و خسته نباشید و درود بر آقای راوید و بانوی ارجمند پرنیان حامد، در استان آذربایجان غربی نزدیک شهر سردشت آبشاری به نام شلماشی و کوهی به نام هومل (هومر) وجود دارد که تاییدی بر تحقیقات شما است، و در ژاپن شهرهایی با نام ساکا و ساگاتا (سکا)وجود دارد و ضمنا" یقه پیراهن مجسمه مرد پارتی (موجود در موزه ایران باستان) همچون یقه لباس مردم چین – کره – … میباشد (یقه وی شکل انگلیسی)
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از اطلاعات با ارزش شما که در اختیار ما گذاشتید  پاینده باشید.
   تقاضا 1841:  سلام خسته نباشید دانشجوی ارشد مدیریت فرهنگی هستم و برای پایان نامه نیاز به تاریخ قوانین فرهنگ کار و کارگر در ایران و اروپا دارم لطفا اگر ممکن است چند کتاب در این مورد معرفی نمایید تشکر.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شاید  لوحهای پرداخت های کارگران در تخت جمشید به شما کمک کند چرا که در این لوحها حقوق کارگران،  روز های کاری، سرکارگران و کارگران، حقوق کارگران زن و…. مشخص شده است.
   پرسش 1842:  سلام و خسته نباشید بخاطر اینهمه تلاش برای شناساندن تاریخ ایران زمین، مایل هستم در مورد شما و اینکه تحصیلاتتان در چه رابطه ای است بدانم و تخصص در چه زمینه ای دارید.  باتشکر سربلند باشید
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به پست http://www.cae.blogfa.com/post/11  مراجعه بفرمایید پاینده باشید
   پاسخ انوش راوید:  جهت اطلاع از کار و تخصص من،  به لوگوی ستون کناری وبلاگ "پارچه های ضد امواج الکترومغناطیس"  رجوع نمایید،  و صفحات را پیگیری نمایید.
   نظر 1843:  باسلام،  یک روز داشتم با شخصی اهل دره شهر ایلام و ساکن تهران بود درباره مسائل تاریخی و فرهنگی گفتگو می کردیم چند مطلب جالب گفت که من اینجا برایتان مینویسم:
 1. می گفت که در فرانسه عدد دو را مانند اهالی شهرشان (دوو) تلفظ می کنند.
 2. در تورات یا انجیل خوانده بود که عیسی را به صورت ایسو نوشته است که ایسو در زبان محلی آنجا (لری) به معنی شخصی پر مو یا مو بلند می باشد.
 3. در لرستان شهری است به نام رومشکان که می گویند رومیان در آنجا شکست خوردند (به نظر من رومشکان یعنی روم اشکانیان) که مانند رومیان دارای موهای بور و چشمان آبی هستند.
 4. در آن شهر یک بنای قدیمیست که باستان شناسان انرا به ساسانیان نسبت میدهند ولی به گفته خودش خیلی قدیمی تر است و در آنجا لوله کشی آب پیدا کردند و در ادامه می گفت که در کودکی در انجا بازی میکردند و بشقاب هایی سالم در آنجا بود. با آنها بازی می کردند و آنها را می شکستند که بعدها دولت آنها را جمع آوری و از آنها مراقبت کردند و می گفت که ای کاش آنها نمی شکستیم..!!
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و همه بزرگوارانی که چنین اطلاعاتی را در اختیار ما و خوانندگان این وبلاگ می گذارید مطمئن باشید تک تک گفته های شما و دیگر دوستان  اسنادی است،  که در بن بست ها به یاری ما خواهند آمد،  اما واقعاً ای کاش بشقاب ها را نشکسته بودند.
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است.  در همین نزدیک ما در چلاسر و جل و جاده دوهزار،  تا همین چند سال پیش شکستن بشقاب و کاسه گبری تفریح بچه ها بود،  و امروزه آنها که جوانانی شده اند،  بشدت افسوس می خورند!
   ادامه پاسخ انوش:  یکی از فاتحین اصلی فرانسه شوالیه های گوت بودند،  در واقع شوالیه های گوت بختیاری بودند،  آنها در گوت زندگی می کردند،  گوتها با رومیان بمنظور اشغال کامل فرانسه در نبرد بودند،  و از آنها گنجی در شهر .*. جنوب کشور فرانسه باقی مانده،  و گویند کشیش کلیسای شهر بخشی از آن گنج را در زیر زمین های کلیسا یافته بود،  در هر صورت هنوز جویندگان گنج چشمی به آن دارند،   تا یکی دو ماه دیگر فیلم مستند آنرا گیر می آورم،  و توضیح بیشتر می نویسم. * بدلیل اینکه می خواهم مقاله را بنویسم،  نام شهر را در آن ذکر می کنم.
   ادامه پاسخ پرنیان:  این هر دو شاهد عینی سند بی لیاقتی سازمانی به نام میراث فرهنگی در ایران است،  که نمی دانم چرا اصلا در آن را تخته نمی کنند،  خودشان را خلاص کنند،  از طرفی در کتاب های درسی بچه ها می نویسند "میراث فرهنگی شناسنامه یک ملت است" از این طرف شناسنامه ملت ایران  را دادند دست همان بچه ها بشقاب بازی کنند! تفو بر تو چرخ گردون تفو.
   انوش راوید:  البته این سازمان نسبت سازمان های مشابه کشور های همسایه افغانستان و عراق و پاکستان،  بهتر است،  کشور هایی که تاریخ مشترک با ایران دارند.  در کل بنظر من وظیفه جوانان باهوش هر شهر و دیار است،  که باید با هر تدبیری می دانند،  از آثار تاریخی خودشان حفاظت کنند،  و آنها را معرفی نمایند،  در پاسخ های دیگر توضیح بیشتر نوشته ام.  
   پرسش 1844:  باسلام، درمورد داریوش گفتید که او پر سر و مزدایی بود پس چرا یک معبد مهری به نام تخت جمشید را می سازد، آیا این نشان نمیدهد که او میترایی بوده است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکانی که داریوش برای ساختن ساختمان  قبر خود انتخاب کرده بود مکانی بود که از دیر باز مکانی مقدس بوده است (کوه رحمت) و در آن معبدی نیز بوده است (بسیار کوچک) داریوش و پسرانش این معبد را وسعت داده و عظمتی را که شاهد آن هستیم در این منطقه بر پا کردند.  داریوش اول نیز پادشاهی است که خیلی  با احتیاط مزدایی را به رسمیت شناخته است.  شما عکس قبر او را ببینید، چلیپای میترایی که بالای آن فروهر مزدایی است (این سخنان بارها بر این وبلاگ بررسی و تجزیه تحلیل شده است).
   پاسخ انوش راوید:  رشد و تکامل تاریخ اجتماعی،  در ساختار های تاریخی اجتماع را در نظر داشته باشید،  در ضمن داریوش یک پرسر بود در:
   نظر 1845:  هرودوت در توضیح ساخت کانال سوئز , هم خلیج عربستان و هم دریای اریتره را برای دریای سرخ ذکر کرده. پس اریتره فقط اقیانوس هند و خلیج پارس نیست.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کجا چنین چیزی آمده؟  فقط نوشته دریای سرخ و خلیج عرب، عربها هم دنبال خلیج شان می گردند،  این سند خلیج شان تشریف ببرند اسم خلیج عدن  را بگذارند خلیج عرب!
Chapter 158
[1] Psammetichus had a son, Necos, who became king of Egypt. It was he who began building the canal into the Red Sea, which was finished by Darius the Persian. This is four days' voyage in length, and it was dug wide enough for two triremes to move in it rowed abreast.
[2] It is fed by the Nile, and is carried from a little above Bubastis by the Arabian town of Patumus; it issues into the Red Sea. Digging began in the part of the Egyptian plain nearest to Arabia; the mountains that extend to Memphis (the mountains where the stone quarries are) come close to this plain;
[3] the canal is led along the foothills of these mountains in a long reach from west to east; passing then into a ravine, it bears southward out of the hill country towards the Arabian Gulf.
[4] Now the shortest and most direct passage from the northern to the southern or Red Sea is from the Casian promontory, the boundary between Egypt and Syria, to the Arabian Gulf, and this is a distance of one hundred and twenty five miles, neither more nor less;
[5] this is the most direct route, but the canal is far longer, inasmuch as it is more crooked. In Necos' reign, a hundred and twenty thousand Egyptians died digging it.
.. Necos stopped work, stayed by a prophetic utterance that he was toiling beforehand for the barbarian. The Egyptians call all men of other languages barbarians.
Chapter 159
[1] Necos, then, stopped work on the canal and engaged in preparations for war; some of his ships of war were built on the northern sea, and some in the Arabian Gulf, by the Red Sea coast: the winches for landing these can still be seen..
این هم اسناد دیگرهرودوت  در تایید سخن بالا  نوشته خلیج عرب دریای سرخ :
Chapter 11
[1]Now in Arabia, not far from Egypt, there is a gulf extending inland from the sea called Red , whose length and width are such as I shall show:
[2] in length, from its inner end out to the wide sea, it is a forty days' voyage for a ship rowed by oars; and in breadth, it is half a day's voyage at the widest. Every day the tides ebb and flow in it.
[3] I believe that where Egypt is now, there was once another such gulf; this extended from the northern sea towards Aethiopia, and the other, the Arabian gulf of which I shall speak, extended from the south towards Syria; the ends of these gulfs penetrated into the country near each other, and but a little space of land separated them.
[4] Now, if the Nile inclined to direct its current into this Arabian gulf,why should the latter not be silted up by it inside of twenty thousand years?
Chapter 102
2] This king, the priests said, set out with a fleet of long ships from the Arabian Gulf and subjugated all those living by the Red Sea, until he came to a sea which was too shallow for his vessels.
   پاسخ انوش راوید:  البته در نوشته های کهن از ارب و اربته و اربیا نوشته اند،  که منظور تمدن کهن جی است،  ار + پسوند رب،  می شود ا وابسته به ب،  که این ار همان ایر و ایران است،  توضیح در اینجا.  این تاریخ خیلی ساده است،  اما عده ای نمی خواهند بپذیرند،  و در ادامه ترفند های استعمار و امپریالیسم داستان های خودشان را از تاریخ می گویند،  که خواه ناخواه علم بر جهل پیروز می شود.  هیچ نسخه و نوشته بیش از 1100 سال پیدا نمی شود،  که ارب را عرب نوشته باشد،  می دانید رو کنید.
   مهم:  ملت های عرب و پارس و ترک و کرد و لر و… در طول تاریخ با یکدیگر دشمنی نداشته اند،  گاه برخورد تمدنها در ساختار های تاریخی اجتماع،  بین آنها جنگ و نبرد ایجاد می کرد.  امروزه همه چون ما،  در دام ترفند های استعمار و امپریالیسم هستند،  فقط باید به آنها تفهیم کرد،  که همه ما از یک ریشه تمدنی بنام ار هستیم.
   پرسش 1846:  با سلام من از روستای راک شهرستان دهدشت استان کهکلویه و بویراحمد هستم، باتوجه به قدمت این منطقه و حتی طرز پوشش و کلاهایی که هنوز بر سر میذارن و آثار تاریخی که از زیر خاک درمیارن و به غارت میبرن و همچنین ساختمان هایی که هنوز آثارشون هست ولی کسی تحقیقی نکرده و هیچی در موردش نمیگن، میخوام بپرسم ببینم چیزی هست یا اصلا میتونید اطلاعاتی به من بدید. باتشکر از شما
   پاسخ انوش راوید:  در همین نزدیکی خانه ما تپه های است بنام سیاهگلچال،  که آثار تاریخی زیادی منجمله گبر های فراوان دارد،  جویندگان گنج آنها را باز کرده،  شکسته و بغارت برده اند.  من حدود 20 سال پیش جهت آن به سازمان های مربوطه رفتم،  هیچ نتیجه ای نداد،  امروزه با وجود اینترنت،  از آنها در اینجا نوشته ام.  ما نبابد فقط منتظر باشیم،  که دیگران و از جا های دیگر برای ما تحقیق کنند و بگویند و بنویسند،  این عادت که از سیستم آموزشی وامانده بما رسیده،  باید فراموش شود.  خود شما یک وبلاگ باز کنید،  و عکس ها و مطالب را در آن قرار دهید،  و در فیسبوک و دیگر جاها وبلاگ تان را معرفی کنید،  و در آن تقاضای های خود را مطرح نمایید،  مانند شناسایی ها تاریخی و غیره،  سریع اینکار را بکنید.
   پرسش 1847:  سلام. ببخشید حضور حضرت علی (ع) و امام حسن و حسین (ع) در جنگ قادسیه چقدر اعتبار تاریخی دارد با وجود اینکه خیلی ها حضور این بزرگواران را رد کرده اند؟
   پاسخ انوش راوید:  از نظر من اصل قادسیه زیر پرسش است، از آنجا که بعضی از موضوعات تاریخی دین است، زیاد نمی شود آنها را شکافت،  باید به مراجعه دینی مراجعه نمایید.  صدام حسین نیز اغفال دروغ قادسیه شد،  و خود و کشورش را نابود کرد.
   پرسش 1848:  با سلام، آیا زبان در علم هایی چون فیزیک، شیمی، ریاضی و… از زبان کهن جی گرفته شده به عنوان مثال (کی) K= انرژی جنبشی (نیرویی که در حال حرکت است) و یا (جی) G= انرژی گرانشی زمین (نیرویی که رو پایین است یا به طرف پایین می رود)
پاسخ انوش راوید:  گویند نظریه جنبشی برگرفته از ابتدای نام دانشمند نظریه پردازش بنام:  جي ويلارد گيبس J.willard Gibbs  می باشد،  و همینگونه بقیه نظریه ها و فرمولها را می گویند.  اما در واقع اینگونه نیست،  همانطور که قبلاً گفتم،  زبان علم،  پایه در زبان تمدن کهن جی دارد.  شهر های این تمدن با حروف الفبا بودند،  که امروز بیشتر آن بویژه در الفبای انگلیسی است،  زیرا زبانی که توسط مردم جی به انگلستان برده شده،  خالص تر مانده است،  این شهرها با اضافه شدن پسوند و پیشوند امروزه هم وجود دارند،  مانند:  جی در جیرفت، یو در دهیو، تی در دهتی (دهتل) دی در دیگون و دیده، سی در سیریگ و… اما بسیاری از آنها در منطقه جنوب و جنوب شرقی ایران،  از بین رفته یا بطور کلی تغییر نام داده اند،  و در جا های دیگر از هزاره های دیگر سر از خاطره های تاریخ تمدن بر آورند،  مانند:  کی+ اف = کیف پایتخت اوکراین، تی تیران و… این شهرها بترتیب خاصی از مکان و علم و… در پهنه جغرافیا چیده شده بودند.  این تحقیقات نیازمند کار زیادی است،  بدلایلی، فعلاً نمی توانم مطالبی از این موضوع در اینترنت بنویسم،  و فقط همین اندازه می گویم،  که جوانان باهوش علاقمند،  به تحقیقات مستقل در این باره بپردازند.
   نظر و پرسش 1849:  باسلام به آقای راوید امیدوارم همیشه موفق باشید، اول از همه می خواستم چند تا انتقاد کنم از وبلاگتون که هنوز بعضی از قسمت های وبلاگ مشکل دارد و بعضی عکس ها هم چنان فیلتره؟!!.. بعد من نظرات زیادی گذاشتم و ایمیل کردم ولی در وب نگذاشتین. شاید هم اشکال در ارسال بوده باشه ولی من دوباره آنها رو می فرستم.  با این حال خیلی وبلاگ جالب و آمورنده دارین. بخش موزه مجازی وبلاگ خیلی جالب بود باز هم از آثار قدیمی بگذارید و همچنین درباره شاهنامه بیشتر بگذارید.
   پاسخ انوش راوید:  بمرور هفته ای چند پست را باز سازی می کنم،  تا دوباره فیلتر کنند،  در ابتدای هر پرسش و پاسخ نوشته ام،  اگر پرسش شما در متن وبلاگ نبود دوباره ارسال نمایید.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما همه  نظرات با ارزش شما که به دست ما رسیده است بر وبلاگ گفتمان باز شده است،  همین الان نظری از شما جلوی من است،  که قبلا بر وبلاگ برای اطلاع خوانندگان  باز شده است،  این نظر شما:
   ــ  سلام، در باب واژه سلوکی که در ایمیلی بود من کمی اطلاعات دارم ، در روم باستان به خدای خورشید، سل (SOL) می گویند مانند HELIOS در یونان باستان. سلوکی= پادشاهان خورشید گرد
   قبلا همراه با پرسشی بود که همراه با پاسخ آن پرسش بر وبلاگ گفتمان باز است اما باز هم اگر تصور دارید نظراتی از شما بر وبلاگ باز نیست،  (که با این وضع اینترنت جای تعجب نیست که نظرات به ما نرسد) ارسال بفرمایید،  پاینده باشید.
   پرسش 1850:  درود. رود مهران آورده شده از هند برآید و به دریای چین میریزد. ایم رود کجاست؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما احتمالا کرخه یا یک رودی که در این حوالی بوده و امروز نیست (به شما پیشنهاد کردم وقت خود را به جای بررسی رود ها به بررسی کوهها بگذارید رود خشک می شود).
   ادامه پرسش:  همچنین در احسن التقسیم آمده رود های اهواز : چند نهرند که از کوه ها سرازیر می شوند و در حصن مهدی فراهم آیند و در (شرق) آبادان به دریای چین (خلیج فارس) ریزند (و دجله در غرب آن ریزد. آبادان جزیره ای در میان آنهاست) احسن التقسیم حلد اول ص 33،  صراحتا خلیج فارس را دریای چین نامیده اند. پس چین همان خوزستان است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  دو سال است می نویسم چین خوزستان است،  همه اسناد هم تایید می کند
   عکس بانویی روستایی از چین دو هزار سال پیش،  و خوزستان امروزی،  مشغول تهیه نان با ساج،  همسر او نیز که فقط دستش در عکس پیداست،  به او کمک می کند،  عکس شماره 5954 از اینترنت.
 
 
   عکس تنديس بانوی پارتی با قدمت دو هزار سال،  در شهر هاترا (الحضر) کشور عراق،  که مورد آماج بی اعتنائی و نامهربانی و سرانجام تخريب قرار گرفته است،  عکس شماره 5353.  این تنديس چه چيزها از اقتدار حکومت اشکانیان ديده،  و خود يادواره هنر و خلاقيت ايرانيان باستان است.
   پرسش 1851:  درود. در باب درخت اسوری . قضیه ی درخت نخل و بز, درخت نخل نماد سرزمین اشور است و بز نیز نماد فرهنگ چوپانی ایرانیان است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اگر بز نماد آشور است روی کاسه جیرفت که تمدن آن خیلی قبل از آشور است چه می کند؟  همچنین تکلیفی هم برای مجسمه اور که  قدیمی تر از شروع  تمدن آشور است معلوم کنید؟
   نظر 1852:  سلام. یامانا , گریک نیست. در اکدی حرف " و " وجود ندارد و به جایش " م" استفاده میکردند. مانند داریاووس به بابلی شده داریاموس. الاشیا نام باستانی قبرس است و در تورات بصورت الیشه امده که از فرزندان یاوان ( یونان ) امده است.  یامانا در بیستون, ایونیه در غرب ترکیه است که در زمان کوروش ضمیمه ایران بود ولی یامانا در سند اشوربانی پال غرب ترکیه نیست چون ان زمان گومریان ان مناطق را در دست داشتند و اشور هیچوقت ان مناطق را در دست نداشت. لذا در بین النهرین است.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما و از اسنادی که در تایید سخنان ارائه می دهید چنانچه سند آشور بانی پال را در اختیار و امکان ارسال آن را  دارید  برای اطلاع عموم بر وبلاگ باز خواهیم کرد.
   نظر 1853:  سلام بانو حامد .  بنده هیچکدام از مکانهایی که دیاکونوف برای شهر های مادی معین کرده را قبول ندارم. اول بگم که البانی که گیلان شمالش بوده, البانی اروپا نیست و مکانی در شمال اذربایجان است. پذشخوازگر در حوالی کرمانشاه است و انجا مرز پارس و ماد است و قبلش هم مرز عیلام و ماد با نام الی پی بوده است. لذا اگر پذشخوار هم پارس باشد و هم ماد چیز عادی است. مکان ها را دیاکونوف درست ننوشنه. مثلا در اسناد اشوری, شهر اروختی (هرهویتی اوستایی) را در ماد شرقی کعین کرده که باید حوالی ارمنستان باشد . نیسایا را در جلگه قزوین موشته که حوالی بیستون و همدان است. شهر گابای (جی) مرکز پارتاکانا را اصفهان امروزی نوشته با اینکه نام شهر بیت – گابایا را به بیت باگای تغییر داده چون این شهر در ماد غربی بوده. نیسایا, آریا (اریان) جزو کشور خروسان در الواح اشور امده و از شباهت نام خروسان و خراسان, ویکیپدیا گمان کرده اشوریان شرق ایران را هم فتح کرده اند.
   یا مثلا بطلیموس مکان کاسپیان را بین باکتریا و سریکا نوشته, از این روی کاسپ های شرقی اختراع کرده که با سکاها در یک ساتراپی بوده اند! مثلا پاتشوارا (پتشخوارگر) در اسناد اشوری نزدیک پارتوکا (پارت) ذکر شده و نزدیک روآ, در حالیکه روآ در یک سند اشوری, جفت یک شهر در حوالی اذربایجان امده و نه رشته کوه البرز امروزی! همچنین یک هاتف اشوری نگران بوده قبایل ماد از پشت سر از پاتشوارا به اشوریان حمله کنند! حال چگونه پاتشوارا را حوالی سمنان فرض کرده اند?!
   نمونه بسیار است. پارتاکانا اصفهان امروزی نیست و دیودور نوشته دجله و فرات سرزمین ماد و پارتاکنا را مشروب میسازد. و میدانیم شاخه های فرعی دجله, زاگرس را ابیاری میکند مانند رود دیاله. نمونه زیاد است که سر حوصله باید بررسی شود.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شماچرا این زحمتی که کشیدید، این همه سند را به صورت یک مقاله مجزا ارسال نمی کنید با نام خودتان بر وبلاگ باز کنیم؟ این اسناد ارزنده شما را اینجا باز خواهیم کرد اما حیف نیست که در میان پرسش و پاسخ ها  پنهان بماند؟ مقاله ای بنویسید بر وبلاگ ارسال کنید با سپاس.
   پرسش 1854:  درود بر خانم حامد و اقای راوید .  خانم حامد بنده توقع داشتم شما هر حرفی را ندیده قبول نکنید. ازدواج استقراضی وجود ندارد. تعریف از خود نباشد, بنده بر متون دینی و حقوقی مزدیسنی تسلط بالایی دارم. در ایران باستان ۵ نوع ازدواج وجود داشته است. در ان تاپیک کذایی بنده با شناسه ی morteza _abadani پاسخ …و دار و دسته را دادم. در ماتیکان هزار دادستان و وندیداد چبزی از این نیست . … رفته برا من اجازه شوهر برای طلاق زن و بعد از ان چکر زنی او را نوشته! در حالیکه ازدواج چکر زنی یا چاکر زنی به معنی استقراضی نیست. بلکه زنی که بیوه شود و بخواهد ازدواج کند, نمی تواند بصورت پادشاه زن ازدواج کند و باید به عنوان چاکر زن ازدواج کنه و اگر از شوهر اولش پسری نداشته باشد, یک از پسرانی که از ازدواج دوم نصیبش میشود, به شوهر اولش برای حفظ نسل متوفی سپرده میشد. این ازدواج استقراضی نیست و این مطالب از کشفیات غیاث ابادی وطن فروش است که ایرانیان را بی ناموس زن کرایه بده داره جلوه میده. موفق باشید.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما یک بار دیگر پاسخی که بر این وبلاگ دادم را بخوانید از شما سپاسگزارم که اینگونه با این وطن فروشانی که گفتید مبارزه می کنید اما توجه داشته باشید اینها می خواهند از همین غیرت شما سوء استفاده کنند پس آرام باشید و با خونسردی کامل از آقایان در مورد اصل جریان سوال بفرمایید و اصل را با اصلی که الان جلوی همه ماست مقایسه کنید  نگذارید شما را وارد جز کنند و بعد با یک سند نصفه نیمه سخن خود را به کرسی بنشانند و یا از ظاهر مسئله سوء استفاده کنند (جریان عینا موضوع شاش گاوی است که سود آن را می دانیم اما از ظاهر آن سوء استفاده می کنند)  راه مبارزه را به صورت کلی در پاسخ قبلی به شما آموختم. از آقایان بخواهید توضیح دهند مسئله مهریه در ایران که تنها بازی با لغت است و در عمل خودفروشی زنان است به چه علت الان مورد قبول جامعه است و به آقایان بفهمانید بسته به ایجاب جامعه قوانین صادر می شود (اگر توضیحی برای مهریه این خودفروشی شرم آور زنان در جامعه نداشتند اینجا بنویسید پاسخ بدهم چرا، خواهید دید که رسما این خود فروشی لازم و در شرایط  فعلی اجتماع حتی واجب است و هیچ ایرادی ندارد دو هزار سال دیگر امثال آقایان در باره ما  چه خواهند گفت)  پاینده باشید.
  (چکر زن چیزی شبیه به صیغه و  صیغه هم در اسلام رواست آقایان طبق معمول  برای تحریک شما سخنان  پرت و پلا را به هم بافته اند سوء استفاده می کنند).
   نظر 1855:  سلام. در مورد لیدی و ارمنستان تاریخ دانان مطالبی گفته اند و ان اینکه در کتیبه ی نبونید در قسمت حمله کوروش, واژه ی luنیامده که به لودیه تفسیر شود و بلکه اسم ان مکان خوردگی دارد و تنها واژه ی u امده که شاید اورارتو باشد. در سایت livius هم کلمه ی اورارتو در پرانتز امده و تنها u در ان خارج پرانتز است. پس نمیتوان کاملا مطمئن بود که ان مکان اورارتو است. همچنین از شاهان لیدی همچون گوگو (هرودوت: گیگ) اسم اورده شده که. لیدی در زمانشان فتح شده توسط کیمریان. در حالی که در آن زمان اورارتو دست اشور و یا مستقل بوده است. مورخین یونانی نیز محل یونیه و سارد را غرب فریگیه و کیلیکیه گفته اند.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بله صد البته به اینجا که می رسد مفسر شروع می کند (یک تفسیر دیگر هم بود همین جا زحمت شما را کم می کنم خودم می نویسم: نوشته این قسمت منظور جنگ لیدی نیست یک جنگ دیگر کوروش قبل از جنگ لیدی در ارمنستان  است)
   اول آنکه : این لغت اوا خوانی به زنگ زرد یعنی کشور ارمنستان Armenia (Akkadian Uraštu; Old Persian Armina
  دوم آنکه محل مشخص شده است : شهر اربیل بالای دجله کشور ارمنستان
این لوح نبونید:
16 šap-la-an uruAr-ba-'-il ídIdiqlat i-bir-ma ina itiAiiari ana kur/Ú-\[raš-tu il-li]k
crossed the Tigris below Arbela. In the month Ajaru, he marched to the land of U[rartu].
 
  یک سوال دارم چرا کوروش در منشورش که نام همه کشورهای بزرگ را که فتح کرده می برد نامی از لیدیه در آن نیست که هیچ حتی نام Ammananum a که به کلکیه تفسیر می شود) که شما می گویید شرق لیدی است و حتما باید جزو قلمرو او باشد و نبونید از آن نام می برد را نمی آورد؟ 
  پاسخ :  چون لیدی که مورخین یونانی هم نوشتند محل امروزی آن که مفسر تفسیر می کند نیست. نینوا هم آنجا که امروز اسمش نینوا است نیست همه مورخین و لوحها تایید می کند نینوا کنار دجله بود اسم جایی که نینوای امروزی است روی لوح ها هاتی یا هیتی آمده است.
   نظر و پرسش 1856:  درود. در متون تاریخی , امده که مازندران شام و یمن است .یک پرسش من این است که اشور هم باید لحاظ شود . چون نام سوریه از اسور گرفته شده. مرحوم صادق هدایت جلوی نام مازندران در متن پیش رو, نام اشور را با علامت سوال اورده که ۱۰۰% همان اشور است. در کتاب پهلوی گزارش گمان شکن در رد عقاید یهود و تورات در جایی امده:
این نیز که او (ادونایی – یهوه) به یک شب صد و شصت هزار از سپاه دلیر مازندران (اشوریان?) به مرگ سخت بکشت. (گزارش گمان شکن , صادق هدایت, بخش چهاردهم , بند ۲۹)
صادق هدایت در پاورقی این قسمت اورده :
پس فرشته خداوند بیرون امده صد و هشتاد و پنج هزار از اردوی اشور را زد و بامدادان چون برخاستند اینک جمیع انها لاشهای مرده بودند (کتاب اشعیاء باب ۳۷) و از انجا که در داستان بیژن و منیژه محل زندانی بیژن در توران در منطقه ای در مازندران در نزدیکی چینستان است, لذا توران و چین مناطق غربی هستند.
ایا اینکه مرحوم بهار سر کوه ابرسین را در چین نوشته اند به این دلیل نبوده که ایشان ان کوه را کوه هندوکوش فرض کرد و از روی گمان, سر انرا چین نوشتند.
ایا جاهای دیگر بندهش که نام چین امده, اسم خوزستان امده? مثلا در مورد مردمان سرزمین سین و کوه اسپروز? شاید چین استان, خوزستان نباشد و جایی دیگر در غرب ایران باشد.همچنین سرزمینی به نام کوس در شاهنامه امده که در حدود مازندران بوده و احتمالا کاسیان هستند.
ز امل گذر سوی تمیشه کرد…….. نشست اندر ان نامور بیشه کرد
کجا کز جهان کوس خوانی همی. …..جز این نام نیزش ندانی همی
امل تاریخی ایران, امل کنونی نیست چون مازندران, مازندران کنونی نیست. یا علی
   پاسخ انوش راوید:  نام های همزمان با مهاجرت مردمان جابجا شده اند،  احتمالاً در ابتدا چین در استان کرمان بوده، سپس در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به مناطق استان میسان عراق رفته،  و سپس در هزاره پنجم به مرکز ایران، و در هزاره ششم به کشور چین.  بعد از این هزاره دیگر هر گوشه جهان داری تمدن شده بود،  و امکان جابجایی نامها وجود نداشت.  تاریخ نگاران قدیمی،  بنا به نوشته های کهن،  یا یاد های گذشتگان،  اسامی را بدون تحلیل ذکر کرده اند.  بمنظور مستند کردن این گفته باید درک از کلیت این وبلاگ داشت.
   پرسش 1857:  درود. منظور من از گرازان و گرجستان, این نبود که گرجستان کجا بوده, بلکه این بود که انها. ارمنستان را خراب کرده اند. همچنین بنده شکی ندارم که توران در غرب است. رود ارنگ در اطراف سرزمین مردمان بی سر یعنی اسروشه به معنی بی شاه امده که به ساکنان دجله و فرات امده است.  در جایی از اوستا یکی از اقوام تورانی در اطراف رود رنگها زندگی میکردند که رنگها همان اروند= دجله است. در مورد مصر هم در کارنامه اردشیر پاپکان امده که پسر کرم دارای لشگری از تاجیکان و مصریان بوده است و اطراف ارنگستان بوده است.  مرحوم صادق هدایت در پاورقی ارنگستان را شهری در جنوب ذکر کرده.  لذا گفته ی بندهش مبنی بر توضیح رود ارنگ که از دشت سوریان به مصر میرود کاملا درست است. شما چه نظری دارید.? شاد باشید
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما به کل آنچه نوشتید در کتاب اشاره شده است،  شاد هستم از دیدن هم وطنان دقیقی  مثل شما پاینده باشید.
   نظر و پرسش 1858:  سلام. اینکه در تاریخ بروسوس, نام زرتشت به عنوان نخستین شاه ماده است را تاریخ شناسان رد کرده اند. نمونه اش دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد است که این موضوع را حلاجی کرده و اورده که نوشته های بروس بابلی توسط ۳ واسطه به دست ما رسیده و از این سه واسطه یکی از انها نام اوکسیارت (زرتشت) را قبل از شاهان اورده و سوء تفاهم انرا شرح داده است. همچنین نام اوکسیارت (زرتشت) یک نام عام است که حتی پدر رخشانک والی باکتریا دارای ان بوده. هر کس نامش زرتشت بوده دلیل نیست که منظور زرتشت پیغمبر باشد. البته من هم معتقد به زرتشت های مختلف هستم و پوریوتکیشان را همان مجوس اقدم در فصل ۱۸ آثار ابوریحان میدانم. همچنین بنده متن افسانه کهن یوشت فریان را که در تاپیک گذاشتم با اینکه متنی مزدایی است, نمیدانم چرا عده ای انرا به دوران ماد نسبت میدهند!
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام ببخشید اما من اصلا با مفسر و به اصطلاح شما تاریخدان امروزی هیچ کاری ندارم. اصل سند را نوشتم خود دانید. با  سه واسطه به دست ما رسیده؟ ببخشید مکتوبات الکساندر مقدونی با صد واسطه هم بیشتر به ما رسیده! به اینجا که می رسد تاریخدان فراموش می کند اشاره کند؟
   پرسش 1859:  درود. اشاراتی بر گرد بودن زمین داشتید که صابیان انرا میدانستند. من خواستم بگویم علاوه بر ان در مهر یشت کرده ۲۴ بند ۹۵, زمین گوی سان نامیده شده که ثابت کرده زمین مانند گوی, دایره ای بوده است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما با سپاس سند شما برای بار دوم برای اطلاع خوانندگان  بر وبلاگ باز می شود.
   پاسخ انوش راوید:  دریانوردان تمدن کهن جی توانستند به پرو و مکزیک بروند،  و از آنجا بواسطه جریان گلف استریم به انگلستان بروند،  حتماً در دانش ایرانیان کهن،  گرد بودن زمین وجود داشته است،  در پست های مربوطه توضیح نوشته ام.
   پرسش 1860:  سلام خانم حامد و اقای راوید.. من میخواستم جواب سوالی که سالها برایم بی جواب بود را بگویم. شاید برای خیلی ازتاریخ دوستان میهمنان بوده… من همیشه باخودم میگفتم چرا در گذشته مثلا دوره هخامنشی را هیچ مورخ ایرانی شرح نداده با خودم میگفتم آنها کجا بودند… یا اشکانی را هم همین طور مثلا قلمرو یا تعداد شاهها شاهان خوزستان ….و… یا دوره ساسانی را مثلا اسلام و ایران وا عراب و ایران و جریانات تاریخ طبری همه برام سوال بود.. ولی الان معتقدم دانشمندان ما همان ارسطو یا ارسطو ازتالش است یا فیثاغورث … و دیگر دانشمندان دیگر که در جا های مختلف خواندم همه در قلمرو ایران هستند. سالها دانشمندان ما برایم سوال بود که چرا اسمی از انها نیست… ولی الان جوابش را برای خودم پیدا کرده ام … موفق و پیروز باشید…
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام امید دارم دیگر هموطنان  نیز تا دیر نشده است به این موضوع پی ببرند تا بتوانیم از تمدنی که  دارند از ما می دزدند دفاع کنیم. خوشحالم که در دو سال گذشته توانستم تناقضات را بر این وبلاگ به بحث بگذارم تا بتوانید پاسخ برخی سوالاتی که سالها ذهن تان را به خود مشغول کرده بود بیابید. پاینده باشید.
   پرسش 1861: سلام اقای راوید در منطقه شهرستان زرند در استان کرمان منطقه ای کوهستانی وجود دارد به نام گرگاک که در این منطقه گور های قدیمی یافت شده اند که مردم ان منطقه به گورها میگویند: "گور کافرو" اگر میتوانید اطلاعاتی درباره انها به دست بیاورید.. من سعی کردم به انجا برم ولی وقت نکرده ام هنوز…. با تشکر.
   پاسخ انوش راوید: در چند پرسش قبلی نمونه پاسخ را نوشتم،  وظیفه هر جوان باهوش متخصص است،  که درباره منطقه تاریخی و خاندانی خودش تحقیق کند و بگوید و بنویسد،  فورآً بدین منظور یک وبلاگ ایجاد نمایید،  و عکس ها و مطالب و گفته های پیران محلی را در آن بنویسید،  خیلی زود اطلاعات خوبی گرد آوری خواهید کرد.  تمام ایران پر از آثار تاریخی فراموش شده است،  و در انتظار جوانان باهوش می باشند،  تا آنها را به همه بشناسانند.
   پرسش 1862:  سلام.آقا دست مریزاد. واقعا جای سپاس. تشکر داره این حرکت شما. من یه سوال داشتم و اونم اینه که ما قبلا فامیلمون "پلویی نجف آبادی" بوده "نجف آباد اصفهان" و تا پدربزرگ پدرم رو میدونم که توی نجف آباد زندگی میکردند ولی طبق چیزهایی که من شنیدم میگن نجف آباد توسط شیخ بهایی حدود چهارصد ساله که بوجود اومده و مردمانش همه یا به اونجا تبعید شدن در زمان صفویه و یا مهاجرت کردند. حالا من به دنبال اصل و اصالت خودم هستم.  شما میتونید کمکی بکنید؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تصور نمی کنم قدمت نجف آباد اصفهان فقط چهارصد سال باشد! محبت بفرمایید قسمت اول نام خانوادگی تان" پلویی" را به لاتین بنویسید بتوانم دقیقا بخوانم. اگر ربطی با گروهی دیگر در آن  پیدا کردم برای شما بنویسم،  پاینده باشید.
   پاسخ انوش راوید:  دلایل جغرافیایی و زمین شناسی و آب و هوایی،  در طول تاریخ کمی شهرها را جابجا کرده است،  ولی اصالت آنها همیشه حفظ شده است،  شاید از نظر تاریخی،  نسبتی با پل های انگلیسی یا مارکو پلو وجود داشته باشد.
   پرسش 1863:  سلام اقای راوید عزیز سوالی دارم درمورد هندوانه شب یلدا …این حقیقت دارد که هندوانه شب یلدا از ترفند های غربی هاست تا ما بخوریم و مریض بشویم.؟؟ و پیشینه ای در تاریخ ندارد؟/… با تشکر
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مگر اروپا هندوانه داشته یا اصلا می دانستند هندوانه چیست؟ باور بفرمایید سال 1995 در آلمان نمی دانستند هندوانه چیست و تنها تکه های کوچکی از هندوانه به صورت بسته بندی در سوپر مارکت ها به عنوان میوه عجیب و گران قیمت فروخته می شد.  چه کسی تا به امروز از خوردن ویتامین ث در زمستان مریض شده؟  این پرت و پلا ها را چه کسانی شایعه می کنند؟ می خواهند بقیه هندوانه ها را صادر کنند که یورو بگیرند به جای ریال؟ هندوانه، زعفران، زیره، زرشک، …. پیشینه تاریخی در ایران ندارد !  پیشینه تاریخی در اروپا دارد که تا 10 سال پیش اصلا  نمی دانستند چنین چیز هایی در جهان وجود دارد؟
   پرسش 1864:  باسلام،  1. ایا هرکول (هراکلس ،به لاتین Hercules) می توان آرکیلیوس خواند؟ آر= ایر، کی + ایلیوس= شاه پسر خورشید.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . خیلی مشکل . لغت را اگر در خواندن دگر گون می کنید 1. باید مطابق با تغییر یکی از خوانش ها باشد   2.  باید منطق و سند لغت جدید را داشته باشید. شما الان هـ را  به جای " اَ فتحه"  تبدیل به  "آ ا با کلاه" کردید  از آن ایر نتیجه گرفتید  (ار . ارمنستان نتیجه می گیریم آن را از همان خاندان ایر تصور می کنیم تا اینجا را یکجوری می پذیریم)  سپس ک = کی = شاه گرفتید در این صورت ایل  "اوول" برای شما می ماند نه ایل اوس که شاه ان کی اوس  = کاوس است! آنوقت پسر را در ترجمه لغت از کجا آوردید؟  لغت شما می شود ار شاه اوول.
نتیجه آن شاه پسر خورشید نیست شاه ایل اوول است خوب حال چه نتیجه ای می خواهید بگیرید آیا سندی دارید که این دگر خوانی در آن به ما کمکی می کند؟ ارش خاندان اوول بخوانید مقایسه کنید با اش خاندان اوس می شوند دو نفر از دو خاندان یکی هرکول است یکی اشیل  باز هم یکی نمی شوند،  مگر آنکه هومر در موقع مکتوب کردن اشتباه کرده باشد (که تصور نمی کنم اوستا بی مورد اعمال آنها را در یک نام گنجانده دو نفرند)
"آشیل = آس ( تکخال ) + ایل + اوس " هرکول = اَرس  + اوول "
   پرسش 1865:  با سلام خدمت استاد گرامی. در مورد اصل و نسب خاندان مادی مطالب ضد و نقیضی وجود داره که خواستم از حضورتون بپرسم. در بسیاری از منابع نوشته‌اند که ماندانا (دختر ارشتی‌ویگه)، از ملکه آریه‌نیس (دختر آلیات، شاه لیدی) زاده شده؛ در حالی که به نظر می‌رسه زمان ازدواج ارشتی‌ویگه و آریه‌نیس، ماندانا بوده و حتی پدربزرگش هووخشتره را هم دیده.  براستی مادر ماندانا چه کسی بوده؟ با سپاس از شما
پاسخ پرنیان حامد:  با سلام متاسفانه هرودوت شجره نامه درستی از مادها ارائه نداده است و تاریخ را مطابق با شجره نامه او، بدون استناد به دیگر مورخین یونانی و بدون کمک گرفتن از تاریخ خود ایران تنظیم کرده اند که حال دچار مشکل و تناقض  شدند.  به هر تقدیر این نوشته هرودوت :
They persuaded Alyattes to give his daughter Aryenis to Astyages, son of Cyaxares
 [Histories 1.74]
این هم پاسخ پرسش شما :
. Cyaxares was still alive in the summer of 585, when he signed a peace treaty with the Lydians, with whom he had been fighting for five years. A diplomatic marriage was arranged to celebrate the treaty: Aryenis, a sister of the Lydian king Croesus, was married to the Median crown prince Astyages.
Aryenis was not Astyages’ first wife. His daughter Mandane was married to the Persian king Cambyses before 576 BCE –when the future king Cyrus the Great was born- and Mandane must have been born before, say, 590. It seems inevitable to assume that Astyages had another wife.
  قسمت بالا برداشت از تفسیر   livius  است همانگونه که می بینید غیر ممکن است  مادانه دختر ارینیس باشد
امیتیس هم که نمی تواند دختر استیاک باشد این هم درهمی مفسر در این باب در همان سایت :‌
The Babylonian historian Berossus (third century BCE) tells us that after the fall of Aššur in 614, an alliance between the Medes and the Babylonians was cemented by another royal wedding: the Babylonian crown prince Nebuchadnezzar married Amytis, the daughter of Astyages. This is impossible, because it would suggest that Astyages was almost hundred years old when he was dethroned.
   به تاریخ ایران و شجره نامه های اثارالباقیه  که رجوع نکردند برایمان تاریخ نوشتند حداقل رجوع می کردند به همان مورخ یونانی کنار دستی می دیدند یک شاه این وسط اضافه باید باشد که روی شجره نامه کتزیاس یونانی هم هست  بعد قلم بر می داشتند تاریخ نگاری می کردند که حالا به این همه تناقض بر نخورند!
استی براس = 40 سال (کیاکسار هرودوت  )
اسپنداس =25 سال  ( هرودوت از قلم انداخته )
اس تی گاس = 35 سال (استیاک هرودوت )
 
   عکس منار جام،  در مناطق کوهستانی ولایت غور کشور افغانستان.  این منار که به منار غور هم معروف است،  در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده،  ۶۵ متر ارتفاع دارد،  و در ۲۰۰۲ مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در فهرست میراث فرهنگی جهان شد.  این بنا بعد از قطب منار در دهلی نو، هندوستان بلندترین مناره خشتی جهان است،  عکس شماره 5361.
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , , , , , , , , , , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.