پرسش و پاسخ های شماره 21

پرسش و پاسخ های شماره 21
پرسش و پاسخ درباره اسکندر مقدونی با بانوی پژوهشگر گرامی پرنیان حامی
 
 
   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبسایت است.
 نظر و پرسش خواننده وبلاگ 1680:  درود و سپاس از نوشتار شما. من فکر می کنم در لوح BM 36613 که از Arses, son of Ochos سخن آمده است و در ترجمه ها «شاه الکساندر» را آوردند بیشتر ارتباط به داستان کهرم داشته باشد تا لوحی که شما بدان اشاره کردید. الکساندر این متن بی ارتباط به کهرم نیست. (البته این نام با تخریب هایی اینچنین آمده n-/dar\-ri-is که وقتی با الواح دیگر مقایسه می کنیم کاملا بخش پایانی A-lek-sa-an-dar-ri-is می باشد)
    کاملا مشخص است که این لوح مرتبط با زمان اردشیر دوم پسر داریوش دوم (اخوس) می باشد. از طرفی می توان برداشت کرد که اول اردشیر شاه بوده، بعد الکساندر شاه شده و بعد معابد بازسازی شده است. می دانیم که بعد از اردشیر دوم، اردشیر سوم و داریوش سوم هم از هخامنشیان روی کار آمدند پس مشخص است که پادشاهی از الکساندر پس گرفته شده و به هخامنشیان برگردانده شده و معابد بازسازی شده است. وقتی با داستان های کهن ایرانی مقایسه کنیم، به نوعی ابتدا شاه ایران بر روی کار بوده و سپس کهرم (الکساندر) شاه شده و معابد را آتش زده است و سپس دوباره ایرانیان پادشاهی را پس گرفتند و معابد را بازسازی کرده اند.   می خواستم نظر شما رو هم بدونم.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما بر لوح . BM 36613نام شخص در بند 8 به صورت:
8' […….. mA-lek-sa-a]n-/dar\-ri-isآمده است،  این شخص به استناد لوح:
  (BM 40591 = 81-4-28, 136)،  بند 11
11’ [EN.NUN šá gi-né-e šá TA ITI MN EN TIL ITI APIN MU 7.KAM mA-lek-sa-an-da]rLUGAL /A\ [mKI.MIN mSe-lu]-ku l[úGAL ERÍN.MEŠ]
Diary from month ? to the end of month VIII, year 7 of] king [Alexand]er, son of idem; Seleucus (being) g[eneral.]
پسر شخصی به نام ایدم است،   این الکساندر پسر ایدم است نه فیلیپ!   
آن یکی الکساندر پسر الکسی است بر روی همه لوحها بی شرمانه ترجمه کرده است الکساندر 331 ق.م و می گویند این لوحها مطلق به یونانی است که ایران را فتح کرد واقعا بی شرمانه است که الکساندر در زمان اخوس همان الکساندر در زمان داریوش سوم باشد .
به استناد آثارالباقیه ابوریحان بیرونی و یک حساب کوچک ، کهرم و جنگ یادگار زریران 36 سال قبل از کوروش کبیر بنیانگذار هخامنشی بود لذا کهرم با هخامنشی کاری نداشته با داریوش مدی شجره ابوریحان بیرونی درگیر شده است نه داریوش سوم هخامنشی این درهمی را به عمد بر سر تاریخ اوردند.  فاصله الکساندری که یونانی ها در باب او گفتند که همان کهرم تاریخ ما است با اسکندر که در تاریخ ما امده است 266 سال است و اعمال اسکندر که در تاریخ ما ثبت شده است با اعمال الکساندری که یونانی ها ثبت کردند زمین تا آسمان تفاوت دارد لذا:
" اسکندر تاریخ ایران ، الکساندر یونانی نیست "
     در باب فرضیه شما حکومت گرفته نشد که پس داده شود در ایران اولین جمهوری جهان پایه گذاری شد که به آن ملوک الطوایفی می گوییم یکی از این ملوک احتمالا خود هخامنشی ها بودند.  فراموش نکنید هیچ سندی در باب شخصی به نام داریوش سوم  موجود نیست.  همه شاهان هخامنشی لوح شجره نامه دارند چنین شجره لوحی از او موجود نیست دو سکه که به او نسبت می دادند مطلق به داریوش دوم بود و محل قبر او مشخص نیست.  لذا اگر سند همان لوح مورد نظر شما را بپذیریم اسکندر می تواند خود اردشیر دومی باشد که یکباره به اهورا میترا سوگند می خورد و دارا پسر داراب می تواند داریوشی باشد که از پسران داریوش دوم بوده است (انچه مکتوب شد تنها فرضیه ای است که باید بر روی آن پژوهش شود و نیاز به اسناد بیشتری دارد لذا  از دوستانی که به این موضوع علاقه دارند تقاضا دارم با پیشنهادات خود مرا یاری دهند،  با سپاس). 
   پرسش 1681:  سلام و درود،  نظرتون درباره چالشتر (Chaleshtor) چیه؟میشه تاریخشو بگید؟
   پاسخ انوش راوید:  تا چند روز دیگر.
   پرسش 1682:  این علامت Ξ در زبان های iberi=e , lykich=ih موجود است،  استاد گرامی ,  iberi در زبان اوراراتویی ( ارمنی ) به معنی پادشاه نیست؟
   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما دو زبانiberisch , lykich  زبانهای همسایه شرقی زبان فنقی می دانند که الفبای زبان یونانی از ان گرفته شده است متاسفانه زبان ارمنی نمی دانم لغت به معنی شاه هست یا خیر اما در هیچ یک از این زبانها هم سکه الکساندر خوانده نمی شود چرا که در زبان iberi=e  نام به صورت الاندر و در زبان , lykich=ih نام به صورت الیه اندر خوانده خواهد شد،  اگر در سال 330 ق.م میلاد بوده است فقط و فقط با زبان محلی شمال سوریه این سکه الکساندر خوانده می شود.
   پرسش 1683:  درود بر استاد پرنیان حامد گرانقدر،  اگر زحمتی نیست در مورد نژاد موبور و چشم آبی اروپایی و پیوند شون با ایران مطلبی بنویسید،  در برخی مطالب اشاراتی پراکنده شده بود….
   پاسخ پرنیان حامد: درود بر شما کوتاه آنکه در سه نژاد مشهور اروپا قبل از رومیان یعنی سلتها، گالیرها و بلگها چشم آبی و موی بور دیده نمیشود. الان هم در آلمان به این فرضیه رسیده اند که نژاد  و تمدن سلتها مجموع چند نژاد و تمدن بوده و با گوش دراز های گالیر هیچ وجه نژادی مشترک نداشتند.
   انوش راوید:  قبلاً در وبلاگ نوشته ایم،  که مردم شهر اروپا پایتخت اشکورات البرز،  به قاره اروپا رفتند،  و نام شهر خودشان را به قاره اروپا گذاشتند.  اور به معنی شهر+ پا به معنی بلندی و طول،  که منظور شهر در کوهستان بوده است.  در منطقه ییلاق جنت رودبار آثار گبرستان های زیادی وجود دارد،  که مور تهاجم وسیع جویندگان گنج قرار می گیرند،  این آثار می توانند بخش بزرگی از این مردمان را گویا باشد،  ولی بدون تحقیق های علمی و در دست جویندگان گنج و خریداران بی ارضا مانده است.
   نظر و پرسش 1684:  سلام،  چقدر مطالب شما جذاب و روشنگره واقعا خسته نباشید میگم،  امیدوارم در مورد کل تاریخ ایران این راه رو ادامه بدید و روشنگری کنید. به نظرم بسیاری مسائل مشکلات و کینه ها و درگیری های کشور ما با این راهی که شما در پیش گرفتید حل میشه و ارامش و صلح و دوستی در کشور ما برقرار میشه.  به شخصه قانع شدم که حمله اسکندر به ایران که گفته شده یونانی یا مقدونی و فرزند فیلیپ بوده و ایران رو ویران کرده یه دروغ بوده و خیلی مشکلات و عذابهای فکری من رفع شد درود بی نهایت بر شما.  خیلی دوست دارم کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" مطالعه کنم از کجا گیر بیارم؟  اگه پی دی افشو دارید برام ایمیل کنید، واقعا مشتاقم مطالعه کنم، سپاس.
   پاسخ انوش راوید:  مطمئنا ادامه خواهیم داد،  ولی امیدواریم جوانان باهوش متخصص ایران هم چنین کنند،  بمنظور تهیه کتاب در سخن وبلاگ در اولین پست توضیح نوشته ایم،  امیدوارم PDF آن جهت دانلود آزاد گرد آوری شود.
   پرسش 1685:  سلام و خسته نباشد،  گفته شده پادشاه ایلام بعد از شکست دادن بابل لوحی ه قانون حمورابی روش نوشته شده به ایران اورد که در شوش کشف شد. چقدر این گفته صحت داره؟  سپاس
   پاسخ پرنیان حامد: با سلام لوح قانون حمورابی از شوش پیدا شد لذا یا حمورابی پادشاه شوش بوده است،  یا اگر پادشاه بابل بوده است،  باید روایت بالا را بپذیریم به هر تقدیر آن لوح از زیر خاک شوش بیرون آمده است.
   نظر و پرسش 1686:  با سلام و خسته نباشید، ممنون از این همه زحمت و تلاش، که اینهمه مطلب رو در اختیار گذاشتین. اگه می شه آدرس دفتر یا شماره تماس بدهید،  من چندین پرسش درباره ایران باستان دارم که باید از نزدیک بگویم، خیلی ممنون.
   پاسخ انوش راوید:  همانگونه که در بالا گفتم،  امیدواریم جوانان باهوش متخصص ایران هم چنین کنند،  آدرس من در روستای زیبا:   کلیک کنید:  چلاسر و جل،  قبل از آمدن زنگ بزنید،  گه گاه به گردش های علمی تاریخی می روم،  جهت گرفتن شماره تلفن یکبار دیگر ایمیل بزنید.
   پرسش 1687:  سلام . 1 ـ  ایا سکه در زمان ماد ها ساخته شده بوده است؟
  2 ــ  سوال بعد اینکه ایا شما قبول دارید نخستین شاه ماد نامش میداس بوده است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام
1-قدیمی ترین سکه (به شکل سکه امروزی ) یافت شده در دنیا مربوط به لیدی و قدمت آن حدود 2500 سال است
2-به استناد شجره نامه کتزیاس  نام اولین پادشاه ماد ارباکیس و دومین پادشاه مائوداکس….
به استناد شجره نامه هرودوت نام اولین پادشاه ماد دیوکس….
لغت مید + آس یعنی تکخال ماد ها احتمالا لقب ان شاه بوده است.
 
 
   عکس سر درب یکی از موزه های خیابان شانزلیزه شهر پاریس کشور فرانسه،  که کاخ اکتشاف یا palais de decouvert است.  در آن سر درب بزرگترین پادشاهان جهان را گذاشته اند،  منجمله کوروش بزرگ با یک سرباز هخامنشی،  و یک شیر دیده می شود،  عکس شماره 5693.
   پرسش 1701:  سلام خدمت استادگرامی،  در ایران پیش از اسلام موسیقی نقشی بسیار مهم در زندگی مردم ایران داشت به طوریکه در نبرد "ایسوس"و شکست شاهنشاه داریوش سوم هخامنشی و آتش کشیده شدن ایران به دست اسکندر گجستک 320 نوازنده و موسیقیدان زن ایرانی اسیر وی شد چرا؟  به اسکندر گجستک میگفتند و تکلیف 320نوازنده ورقاصه چه شد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما اسکندر تنها در متون ساسانی گجستک است و علت آن تنفر دولت ساسانی از اشکانیان و سرسلسله آنان و اختلاف مذهبی و نژادی بین این دو دسته است،  نه در شاهنامه فردوسی و یا در تاریخ طبری، بلعمی، آثارالباقیه و….،  سخنی از گجستک بودن این شخصیت نیست.
   در باب جنگ ایسوس و روایات یونانی ها از ورود شخصی به نام الکساندر به ایران و رفتن او تا هند و افغانستان که خود روایتی است،  که از درهمی دو شخصیت تاریخی به وجود آوردند آنقدر اشکالات زمانی و مکانی و… وجود دارد،  که باور این روایات را به شدت مشکل می سازد به نمونه ای از این سخنان توجه کنید:
   بهار 334 :  حمله به آسیا (آریانوس)،  زمستان 334 : اسکندر در گوردیوم (آریانوس)، بهار 333 : ترک گوردیوم (آریان).  نوامبر 333:  نبردایسوس (آریان)،  حمله 10 روزه به کشور عربستان (پلوتارک اریانوس سترابو).
پرنیان حامد: مگر چنین چیزی ممکن است !؟
ژانویه – اوت 332 : محاصره صور (آریان ، پلوتارک)،
پرنیان حامد:  یعنی 2 ماه بعد از حمله به عربستان تازه صور را محاصره کرده است؟
سپتامبر – اکتبر332 : محاصره غزه (دیودوروسسیسیلی)،  14 نوامبر :332اسکندر به عنوان فرعون مصر درممفیس تاجگذاری میکند .
پرنیان حامد:   لذاالکساندر یک ماهه مصر را فتح کرده است؟!  و لشکر ایران از نبود او در منطقه هیچ استفاده ای نکرده است؟ مگر چنین چیزی ممکن است؟‌
زمستان 332 : سفر به سیوا(آریان)،  7  آوریل 331:   بنای اسکندریه.
پرنیان حامد:  : جشن بنیانگذاری این اثر به تاریخ 30 ژانویه 331 (25 تیبی) است.  لذا الکساندر پنج ماهه شهر اسکندریه و فانوس اسکندری را ساخت و به سیوا نیز رفته است.  و لشکر ایران از اول سال 332 تا اوریل 331 یعنی یک سال و نیم در بین النهرین هیچ استفاده ای از نبود آنان در منطقه نکرده است؟ مگر چنین چیزای ممکن است؟
…………………………………………………………….
سخن کوتاه :
ژانویه- مه 330 :  توقف در تختجمشید (پلوتارک) اواسط مه : آتش گرفتن تخت جمشید (کنتکورث).  زمستان 325 : اسکندر در کارمانیا (کرمان) (آریان).
پرنیان حامد:  مگر چنین چیزی ممکن است که 2300 سال پیش لشکری از تخت جمشید حرکت کند در راه و در حال جنگ به همدان برود از آنجا سیستان و بلوچستان را فتح کند،  سر راه گرگان و شمال ایران را فتح کند، به خراسان برود از آنجا به کوههای افغانستان در حال جنگ ازدواج کند خانه و بنا بسازد به هند برود و 5 سال بعد در کرمان ایران باشد؟  یک ساختمان 5 طبقه امروز با اینهمه تکنولوژی حداقل 2 سال وقت لازم دارد مگر ممکن است اینهمه شهر را 5ساله ویران و ساخته باشد اصلا طی کردن  این راه  5 ساله در آن زمان  در حال جنگ غیر ممکن است.
   لذا گرامی  این تاریخ های اصلی که تناقض دارد مدارک و اسناد،  لوح های بابلی و سکه ها هم که تناقض دارد  حال نمی دانم با روایت اسارت 320 زن ایرانی که روایتی فرعی است چه کنم؟  شما به تناقض های اصل ماجرا توجه بفرمایید شما سنگ های تخت جمشید را ببینید که اثر آتش سوزی بر آنها نیست شما سکه ها و لوحها را ببینید.  شما تاریخ راویان یونانی را ببینید، هیچکدام در زمان الکساندر نبودند قدیمی ترین آنها 50 ق.م 280 سال با واقعه فاصله دارد،  من اگر از روی اسناد تاریخ ایران ادعا کنم،  این سرگذشت دو شخصیت تاریخی است که درهم شده است،  سخنی گزافه نیست.  پاینده باشید.
   نظر انوش راوید:  عزیزان بارها گفته ام قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر شدن است،  اما می بینم امروزه ایرانیان در همه جای دنیا و در هر منزلت و شخصیت،  مثل آب خوردن در هر مورد اظهار نظر و تخصص می کنند.  به این ترتیب بنظر شما آخر چه می شود؟
   پرسش 1702:  سلام خدمت استاد گران قدر،  دررابطه با سوالی که عرض کردم.جوابی ندیدم.  منظور ثروت بیکران هخامنشی که توسط داریوش در نزدیکی همدان دفن شده به دلیل حمله اسکندر مقدونی که در تاریخ نوشتند،  البته سوالات متعددی دراین تاریخ مجهوله که بعد به یکی یکی انم میپردازیم.  ممنون از تلاش شما.
پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  یاختریش،  بلخ نیست هند استان،  هند امروزی نیست،  کرمان شما هم کرمان امروزی نیست،  کرمانشاه استبرای اسناد بیشتر به کتاب اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  به قسمت مکانها رجوع کنید،  (بر همین وبلاگ کپی شده است،  بر ارشیو وبلاگ 4 صفحه مکانها را مطالعه کنید) موفق باشید.
 
   توجه:  دانلود کامل مکان ها جغرافیایی،  صفحه 251 تا277 ،  و مکان های نامبرده در تاریخ ایران واقعاً در کجای مرزهای ایران امروز می باشند،  صفحه 33 تا 53 ،  کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" در:
   نظر بی ادبانه یک…. 1703:  خیلی شنگول هستید استاد.  تاریخ شکمی حرف زدن و قصه کچل مم سیاه سر هم کردن نیست.
   پاسخ پرنیان حامد:   با سلام و سپاس از نظر شما سوالی داشتم،  اسناد ارائه شده  سکه و لوحهای بابلی و کتیبه های هخامنشی و …..  یا تاریخ طبری و ابوریحان بیرونی و شاهنامه فردوسی،   قصه حسن کچل است؟  یا شاید منظور شما این است که متون پهلوی ساسانی چون بندهش و یادگار زریران و … داستان حسن کچل را بیان کردند،  من اطلاع نداشتم  متاسفانه با این جمله شما مورخین یونانی چون هرودوت و کتزیاس و … را هم زیر سوال بردید،  برای من بسیار جالب است بدانم چه شد که ناخوانده و ندانسته روز بیستم مرداد 92 تصمیم به مکتوب کردن چنین نظری بر  وبلاگ کردید؟  چنانچه پاسخ بفرمایید کمک بزرگی به اینجانب کرده اید،  با سپاس.

   پرسش 1704: آیا ذولقرنین کوروش است یا اسکندریا کس دیگری؟
   پاسخ پرنیان حامد:  ذوالقرنین یک لقب است یعنی فاتح شرق و غرب در تاریخ ما فریدون ، کیخسرو(هوخشتره ) کوروش کبیر و اسکندر ( 73 ق.م ) ذوالقرنین هستند . ذوالقرنینی که دیوار ساخت اسکندر است با لقب میتری دات از نژاد ماد ها 
   نظر 1705:  وبلاگتان خوب ونظراتتان قابل تامل است در بسیاری موارد آن با شما موافقم.
   پاسخ پرنیان حامد: با سپاس از شما پاینده باشید.

پرسش 1708:  پسوند"os" یا "ios" به چه معنی هست و فقط مخصوص یونانی هست؟
مثلن helios ،  اینجا ios پسوند هست؟ و اگر هست به چه معناست؟  این پسوند با واژه های دیگه هم اومده؟           
   پاسخ پرنیان حامد:  گرامی مطلبی است که هنوز نمی توانم در باب انقضاوتی روشن داشته باشم اما آنچه اگاهی دارم در اختیارتان می گذارم شاید کمکی بهشما باشد.
Us  که در لغت helius آمده استپسوندی است که در نام های فراوانی چون Julius kavus illius cyrus و….. نیز به کار رفته است.  در شجره نامه آشوریان ابوریحان بیرونی نامپادشاهان به اوس ختم می شود در این شجره نامه حتی نام پادشاهی به صورت میثریوس آمدهاست که شاید میترا (میثره) باشد.  لذا تا به اینحا شما این پسوند را از من بهعنوان پسوندی آشوری و نه یونانی بپذیرید.  در میان نام پادشاهان ایرانی نیز این پسونددیده می شود مانند:
   1 ــ  کیکاوس ، که هرودوت اورا کایوس کای اوس میخواند و من نیز نام این شاه را به صورت کی اوس می بینم کی اول را بی مورد به اول اناضافه کردیم لغت کاوس و تفکیک ان کی اوس پادشاه اوس خواهد شد.
   2 ــ  منوچهر که این نام تصور می کنم کلید حل اینمشکل باشد (لابد تعجب کردید)،  این نام در اوستا به صورت مانوش چیثر آمدهاست و آن را به نژاد مانوش تفسیر کردند!
مان در پارسی باستان به معنی خاندان است واین نام = مان اوش چیثر خواهد شد به معنی خاندان اوش و لغت را با اجازه شما بهلاتین می نویسم خودتان ببینید چه خواهد شد :
Man us cisar   کی سر (سزار ) خاندان اوش یا اوس = منوچهرتاریخ ایران و شاهان دیگر چون
3.Dârayavauš =  داریوش که او را darius می نویسند و یا4.Ku-ra-áš = کوروش یا کی رش مورخین بعد ار اسلامکه ان را cyrus می نویسند و همانکی اور اوس است (اور به معنی پایتخت است) و …….
مرا به این تصور می دارد که این پسوند مان(خاندان) اوس یا اوش و نشانگر نژاد انان است و کوه مانوش را در شما غرب ایران امروزمی دانم و وقایع تاریخ ایران تا زمان اشکانی را از کرمانشاه امروزی تا کردستان واذربایجان لذا به استناد سخن دیودور سیسیلی که از کتیبه نینوس و سمیرامیس در حدودغرب اذربایجان امروزی یاد می کند و همچنین اذربرزین مهر را در شمال غربی ایران حدسمی زنم لذا خاندان اوس را از این نواحی و شروع شجره نامه اشوری ابوریحان را کهتاریخ ان خیلی پیش از خاندان اشوری در نینواست را هم از این مکان می دانم . همچنینگفته تاریخ ایران را که فریدون(نماد یک سلسله ) کشورش را بین سه پسر(نژاد) تقسیمکرد تور(اشوریان) ایرج (ایر های اران) روم (رومیه مدائن و کرمانشاه) نیز از خاطرنمی برم.  Helius   نیز که خدایایونی (خاندان تورانی)  آشوری) خیونی یاهیونی یاایونی ه، خ، ا ، در زبان پهلوییک علامت دارد و این لغت همان ایونی است) یکی از خاندان های آشوری است و دقیقاهمان صفات ایزد مهر را دارد و در زبان آنان هلی، الی، اله، الهه خاندان اوس استدر زبان خود خاندان اوس نام او میثره یا میترا است (این سخنان بر وبلاگ گفتمان همگفته شد).  امید است این سخنان بتواند به شما کمکی بکند .اگر کمک دیگری از دست من بر می اید در خدمت شما هستم،  پاینده باشید.
   نظر 1710:  مطلبی که در پائین میخوانید نظر یک آقایی است در بلاگ من که وب های آقای راوید را به ایشان معرفی کرده ام ایشان اینگونه جواب داده اند:
  "سلام دوست گرامی.رفتم وب ایشان را دیدم در واقع ایشان دنبال یک مکتب جدید،  هستند و صد در صد هم فکران ایشان که به گذشته و وطن پرستی علاقه ای ندارند قبول می کنند.مگر تاریخ درس ریاضی هست که فرمول جدید به کار برد. من به هیچ وجه به همچین افرادی نظر نمی دم، چون می دانم چه هدفی را دنبال می کنند ومقصودشان اطلاعات تاریخی نیست،! بلکه بیشتر سیاسی می باشد.  مثل این آقا زیاد داریم که وب 13 برایم فرستاد آدرسش را به شما هم می دهم.  موفق باشید"
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  به ایشان بفرمایید ما به هیچ گروه و دسته ای وابسته نیستیم. مسئله نیز فرمول جدید نیست مسئله همان فرمول کهنی است که نام آن تاریخ ایران و مکتوب در همین کشور از زمان کهن است،  اما ایشان و امثال ایشان حتی نمی دانند بر این تاریخها چی مکتوب است و حال هم که زحمت حواندن تاریخ واقعی کشورشان را برایشان کشیدیم ما را متهم به وطن و فرهنگ و تمدن فروشی می کنند ایشان اگر وطن دوست هستند یک بار تاریخ مکتوب در کشور خودشان را بخوانند و ببیند بر این صفحات چه چیزی مکتوب است و به جای استناد به خارجی برای تاریخ کشور خودشان از جمه شاهنامه فردوسی ارزش قائل شوند تا ایشان را محکوم به وطن فروشی و تمدن فروشی نکنیم.  با سپاس
   پاسخ انوش راوید:  در پرسش و پاسخ 35 در اینجا.  
   نظر 1711:  سلام . شاید یکی از دلایلی که ساسانیان را منتسب به خاندان هخامنشی کرده اند،  متن صلحنامه شاپور دوم با کنستانتوس رومی باشد. این متن:
   "نیاکان من قلمرو خود را تا رود استریمونو حدود مقدونیه گشترش داده بودند. من در جلال و عظمت و فضیلت بر همه نیاکانم برتری داشتم و وظیفه ی خود می دانم که ارمنستان و میانرودان را که به حیله و تزویر از نیاکانم به در کردند, با ستانم"
   خاندان هخامنشی قلمرو خود را تا مقدونیه (سکودرا) گسترش داده بودند ولی بعید از که ساسانیان نسلشان به دارا برسد زیرا از اردشیر پاپکان تا دارا 5 نسل است و اشکانیان اگر به تواریخ کنونی 500 و اندی و حتی سلوکیان 300 سال باشند, بیش از 800 سال می شود که نمی تواند 5 نسل باشد. سپاس
  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خاندان ساسانی خود را به بهمن کیانی منتسب کرده اند  چیزی در باب هخامنشی مکتوب نیست و تصور نمی کنم بتوان ثابت کرد این خاندان لهراسپی همان خاندان هخامنشی باشد. مقدار حکومت خاندان اشکانی در تاریخ ایران 266 سال است.  و فاصله  زمانی حکومت اسکندر و اشکانی در این تاریخ 14 سال است. آنچه  در زیر از قول طبری مکتوب است حساب دیگر تاریخ ها نیز تایید می کند.
   طبری می گویید "در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود"  نقل از ابن خلدون،  پاینده باشید.
   نظر و پرسش 1712:  عرض سلام وخسته نباشید ،ببینید تناقضاتی در تاریخ وجود داره که حکومتها از ان بنفع خودشان استفاده میکنند مثل تحریف تورات وانجیل و…… .اما مساله ای که اینجا مطرح میباشد ریشه و منشا حمله ی مقدونی به ایران از کجا نشات میگیره مگه اون زمان توی ایران تاریخ نویس نبوده که اروپاییان این همه دروغ وسمبل رو سرهم کنند شما میبینید که شاهان ایران در زمان هخامنشی ا ن فتوحاتشون رو فورا بصورت کتیبه حک میکردند ویا فتوحات جدید رو جایگزین قبلی میکردند. حالا این سوال مطرحه که ایا اسکندر این کتیبه ها رو ندیده وبفکرش نزده که چنین کتیبه ای هم خودش در هر مکانی که فتح میکرده درست کنه یا سواد نداشته؟  بعدشم حمله ی مغول کمی شبیه اسکندره این رو چطور توجیه میکنید .ممنون.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . میدانید قدمت تمدن  اروپا و قدمت قدیمی ترین دیوار و ساختمان در این منطقه  چقدر است؟ حداکثر 100 ق.م و ایا می دانید این قدمت تمدن 100 ق.م را مدیون چه کسانی هستند؟ رومیان و ایا می دانید این رومیان چند معبد مهری در اروپا ساختند؟  بیش از 100 معبد . حال اگر ثابت شود روم باستان قبل از ورود رومیان به اروپا (100 ق.م )  رم ایتالیا نبوده  که بر اسناد تاریخ هم  مکتوب است روم همان رومیه مدائن است تکلیف تمدنشان و داستان ها رم ایتالیا با قدمت 3000 سال چه می شود ؟  آیا می دانید قدمت قدیمی ترین ساختمان در آتن چقدر است؟ 2700 سال آیا میدانید اگر ثابت شود قبل از این تاریخ در این محل تنها یک مشت آدم وحشی از قوم گریش زندگی می کردند و ایونی ها که یکی از خاندان آشوری بودند پس از حمله هوخشتره و از میان بردن آشور باعث شد که این گروه به این منطقه مهاجرت کنند و فرهنگ و تمدن و زبانشان را مدیون این گروه هستند چه ابرو ریزی برایشان است؟
    من نگفتم الکساندر وجود نداشته! گفتم الکساندری که سرگذشت او را مورخین یونانی نوشتند در تاریخ ما عینا ثبت شده است قصر شاه را هم سوزاند تا هندیجان ایران هم رفت  نام او در تاریخ ما کهرم است و اسکندر شخص دیگری است که 266 سال بعد آمد و کارهای دیگری کرد.
    ببخشید آیا ساسانیان اصلا اثری از اشکانیان در این کشور باقی گذاشته اند که کتیبه سر سلسله آنها باقی مانده باشد؟
   در باب مغولان با وجود آنکه از محدوده تحقیقات من خارج است،  تنها از خود بپرسید اگر چنگیز پسر بهادر که خود را از نوادگان ساسانی می داند از حدود ترکمن صحرا مغول و انیرانی است آقامحمد خان قاجار از همین منطقه که به جای کتاب سوزاندن نسلها را سوزاند و چشمها را کور کرد،  چطور ایرانی محسوب می شود؟. این ماجرای انیرانی و ایرانی نظر شخصی مورخی است که می نویسد مورخ مسلمان است چنگیز قران می سوزاند لذا دیو انیرانی محسوب می شود.
   اسکندر ماد نژاد است و به آیین دیویسنا ( مهری) لذا مورخ پارس نژادی که به ایین مزدیسنا است او را گجستک انیرانی می نامد.
    حال  با توجه به نقشه امروزی من بگویم سنی های خراسان به شیعه های تهرانی حمله کردند بیایند حکومت را در دست بگیرند این چی محسوب می شود؟ فتح ایران بدست خارجی های مغول؟ می دانید وسعت ایران در آن زمان تا کجا بوده است به استناد کتیبه ساسانی و مکتوبات مانی در غار تورفان تا وسط چین امروزی از این وسط دو تا قوم به هم حمله کردند چه ارتباطی به نژاد زرد دارد و همچنین لغت مغ استان کجایی است؟ مغ ها مال کدام کشور بودند؟  پاینده باشید.
   پرسش 1713:  استاد سلام.  آیا لغت شمس نمی توانسته از نام خدای خورشید در بین النهرین  (Shamash)    گرفته شده باشد؟
   پاسخ پرنیان حامد:درود بر شما چرا گرامی دقیقا همین است شمس همان ایزد مهر است و مثلا نام شمسی دارد یعنی مهر آ داد که امروز آن را مهرداد می خوانیم.
   پرسش 1714:  نظر شما را در مورد قوم لک میخواستم بدانم!!  شما انها را قومی جداگانه  میدانید یا زیر مجموعه کرد ها!! آیا کرد ها هم پرسر هستند؟؟
   پاسخ انوش راوید:  در پرسش و پاسخ 35 در اینجا.  
   نظر 1715:  تروی به مدت 9 سال یونانیان طول کشید که به سرزمین خود بازگردند ! این نمی تواند به بین النهرین ربط داشته باشد . همچنین بین النهرین جزیره جزیره نیست که بخواهند با کشتی های زیاد به جنگشان رفت . توسیدید در جایی دیگر اورده که اسپارتیان و لیدیان از خویشاوندان یونانیان هستند ولی یکی نیستند . نمی دانم که ترجمه گریکها بوده یا خود یونانیان است . مهر افزون
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما از بابل تا  یونان آن زمان 9 سال طول نمی کشیده است اما از غرب ترکیه تا یونان بیش از 9 سال طول می کشید؟ گرامی این سخن شما که رد سخن خود شماست! بین النهرین دور تر است لذا ممکن تر (اما این یونان شما هم یونان امروزی نیست) جنگ بر کنار رودخانه ای است که شمالی ها گروهی که آن را یونانی می دانید،  آن را خانت و در مخل وقوع جنگ که جنوب باشد ….. نامیده می شود چنین رودی بین ترکیه و یونان موجود نیست. لغت دریا و جزیره که در تاریخ ایران هم موجود است و نشانگر رود و ساحل آن است می تواند در این اثر نیز بدین مفهوم باشد سخن از عهدی می کنید که چشمه برای انسانها رود بوده است. اولیس و منلاس دو فردی هستند که بازگشت انها به طول انجامید،  علت آن هم ذکر شده هر دو گم و اسیر شدند اولیس که سعی داشته به خلاف جهت رودخانه رو به بابل حرکت کند آب کشتی های او را می برد و اسیر می شود  اسپارت ها و لیدی ها هر دو از نژاد ایونی بین النهرین هستند ربطی به گریک ندارند،  پاینده باشید.
  نظر 1716:  با سلام به عرض میرساند که کلمه (فر ) کلمه ای کردی  وبه معنای (زیاد) است مانند فرزانه که از دو کلمه (فر ) و ( زانا ) تشکیل شده و (زانا ) یعنی دانا  و معنی فرزانه میشود (زیاد دانا)
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشتید چنانچه در گویش شما کلمان دیگری که به آن اشاراه می شود قابل ترجمه است لطف بفرمایید از ما دریغ نکنید،  یک سوالی داشتم و آن اینکه این لغت فر در گویش شما  فره گفته می شود؟  پاینده باشد.
 
 
   عکس بخشی از کتیبه ای که به مکعب الحمرا شهرت یافته است،  این اثر مهم تاریخی سه سال پیش در استان حائل مرکز کشور عربستان کشف شده است.  این اثر با جمع دیگری از آثار باستانی تازه کشف شده آن کشور،  در نیمه دوم 2012 و نیمه اول 2013 در اروپا و آمریکا،  با نام جاده های عربستان بنمایش گذاشته شده،  می توانید از اینترنت اطلاعات بیشتر بدست آورید.  بنا به گفته کارشناسان و مسئولان عربستانی و غربی،  در این کتیبه آثار باستانی ایران و مد (ماد) بخوبی دیده می شود.  عکس شماره 4638.
پرسش 1717:  سلام،  می خواستم بپرسم پسوند ( اسپ ) که آخر بعضی اسامی می آید به چه معناست مثل گشتاسپ یا لهراسپ و
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام احتمالا نشانه نژاد خاندان و یا محل است. و احتمالا از خاندان اسفیان = اسپیان فریدون سرچشمه می گیرد.   یکی از نامهایی که در این رابطه نظر مرا به شدت به خود جلب کرد نام "توم اسب" است،  که در زبان پهلوی تبدیل به تهماسب و در اروپا تبدیل به توماس شده است.
   نظر و پرسش 1718:  سلام . محمودی دامغانی در کتاب اخبارالطوال ص 38 , نوشته که کیخسرو پیش کردها پرورش یافته است. این متن:  "وزیر ( بریان – ابریان ) پسرک ( منظور کیخسرو ) را از شهر بیرون برد و برای او در کرد های کوه نشین دایه گرفت و کیخسرو نزد انان رشد کرد , وزیر به پادشاه ترکان گفت دختری زایید که او را کشتم و شاه از او پذیرفت."  تفاوت این متن با نوشته هرودوت این است که کوروش ( به سانسکریت سئوسروس ) از یک زن  سکایی به نام سپاکو که به زبان آنها معنی سگ ماده شیر خورده است.   سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از ارائه این سند. هرودوت نیز نوشته است یک زن سکایی به او شیر داد نه یک سگ ماده! سک در این نوشته ها همان قوم سکایی است. اما سند شما مسئله دیگری را نیز تایید می کند و آن اینکه سکستان و زرنک طبق این سند نیز باز در کردستان ایران است و نه در سیستان و بلوچستان.  البته در باب کی خسرو که تبدیل به کوروش شده است بازهمان سوال کتاب مطرح است پسر شاه  قدرتمند پارس چرا به دست این و آن آواره است؟  سیروس هرودوت نمی تواند کوروش کبیر باشد این همان هوخشتره در تاریخ است.
   نظر و پرسش 1719:
ابهام زدایی' درباره کیانه مردم هشترود از استان آذربایجان'
   با درود فراوان و سپاسگزاری از صمیم قلب از شما،  من به شما به عنوان یک ایرانی افتخار میکنم و دست شما رو می بوسم که برای ایران و ایرانی ها زحمت می کشید و می نویسید.  خیلی خوشحال هستم که با وب شما اشنا شدم و ذهنم از پرت و پلاها و دوگانگی ها و سرخوردگی ها کم کم داره پاک میشه،  سرخوردگیها بخاطر دروغهای که درباره مردم و کشورمون به کذب گفته شده و شما پرده برمیدارین و حقایق رو برملا میکنین برای شما و خانوادتون آرزوی تندرستی و شادی یه روز افزون از خداونده مهربان را دارم.
   اما سوالم درباره مردمانه آذری زبان هشتروده که گویش ترکی دارند و اما چهره و سیمای ایرانی  'خودم متولد تهران هستم ' اصالتن هشترودی 'در شناسنامه مادر و پدرم نوشته شده تابعه از مرکز چاراویماق 'قره گنای علیا' به ترکی.  با توجه به اینکه چهره من و خانوادم و فامیلم،  نشان از تبار اریایی داره'  اما  زبانه ما ترکی هست،!  و بدیهیه زبان آریاییها پارسیه این رو میدونم در زمان هخامنشیان یک هنگ از منطقه ما  'مراغه'  شیزه قدیم'  که
مراغه کنونی در چند کیلومتری ماست،  و الان زبان مردم شهر مراغه ترکیه و چهرشون هم مثل ما نشان از آریایی بودنشون داره ' میدونم یک هنگ از منطقه ما برای جنگ با یونان همراه ارتش خشایار شاه به یونان رفتن ..'در نتیجه منطقه باستانی با مردمان از تبار ایرانی هستیم "قلعه ذهاک؛ اژیدهاک" هم در منطقه هشتروده که احتمالن به اشکانیان مربوطه"
   آیا من از تبار ایرانی' ایرانی هایی که در 2000 سال پیش در اینجا بوده اند !؟  و زبانه مادریم تعقیر کرده؟ مثلن افغانی هایی که شبیهه چینی ها هستند بی شک،  زبان مادریشون فارسی نبوده اما در طوله زمان زبانشون شده فارسی و زبان مادری شون رو در طی چندین نسل از دست دادن ! ناگفته نمونه مادربزرگم و سالخورده هایی از اقوام که ازشون تحقیق که کردم گفتن که جزو خاندان شادیان بودن و گویشى داشتن که شبیه فارسی بوده' و از اون
گویش خیلی کم تو ذهنشون مونده' چنتا کلمشو پرسیدم' که شبیه فارسى بود اما با تلفظ خاصی
   در تحقیق سوالى از اقوام و قدیمی ها که داشتم 'گفتن که هنوزم در چند روستا در اطراف روستای هاى خودمون زبان تاتى رو صحبت میکنن 'که خوده شما گفتین که تاتی یک گویش مربوط به قبل از اسلامه' یک جور شعر مانند هم در زبانه ترکیه اقوام خودم هست که از قدیم سینه به سینه گفته شده که در اون شعر در یک جملش داد و ستد با یک تات زبان انجام میشه' حالا استاد بنظر شما زبان من فارسیه شادیانی که گفتم بوده در اصل 'که در طول زمان طی ارتباط با اقوام ترک تغییر کرده؟ یا من زبانم ترکی بوده در اصل و مادر بزرگها و پدربزرگای ما در منطقمون 'اون زبان شادیانیه فارسی رو از همسایه هایه فارسسشون در طی زمان یاد گرفتن؟ و اگه من در اصل ترک هستم چرا
چهره ام شبیه اىرانی هاست' حتی کمی بور هستم "
  ــ  در اخر آیا ترکها اریایی هستند؟   با سپاش فراوان از زحمتی که می کشید.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . هشترود و میانه پایتخت هیرها ( روستای هیر و گردنه هیر ان ) و شما از نسل هیربدان هستید به محل زندگی شما نیز که با پسوند مکانی , کان مشخص شده است در تاریخ به صورت هیرکان اشاره شده است.  نژاد اصلی و اولیه خاندان شما از کاس هاست و علت بوری موی شما این است.
    ــ  کاسپ ها یا کوسیان در هزاره سوم ق.م  مردمی سفید پوست با چشمانی کبود و موهای بور در دره سفید رود و گیلان امروز بوده اند که مذهب انان میترایی بوده و به پرورش اسب اشتغال داشته اند. آنان سپس به قزوین (کاس پین) و همدان رفته اند که پیش از مادها مرکز انها بوده و کارکاسی  نامیده می شده است.  نژاد مو بور چشم کبود در فومن,اسالم , تالش, آذربایجان, لرستان (تیره کاکاوند, حسنوند, بومیان نور آباد,) و…. همه از فرزندان کاسپ ها می باشند (احمد حامی).
   پاسخ انوش راوید:  تورک، و پارس، رومی،  و سی گونه قوم های دیگر همه ایرانی هستند،  و همه از بازماندگان تمدن کهن جیرفت هستند،  و هیچ تفاوتی با هم ندارند،  بارها در میان مطالب وبلاگ توضیح داده ایم،زبان همگی در 7 هزار سال پیش،  جیرفتی بوده است،  که اکنون در روستاهای دور دست استان هرمزگان با آن حرف می زنند،  با
گذشت زمان و دخالت پرسر های دینی،  تغییرات در زبان و گویش و خط باعث تغییرات در آوا شده است،  همه این زبانها از یک ریشه هستند،  مشروح بزودی.
   عکس یکی از کتیبه های بابلی،BCHP 1: Alexander Chronicle (obverse; **)  مشروح در اینجا،  عکس شماره 6132.
   پرسش 1720:  سلام . یک پرسش،  درباره جنگ های سلوکیان و کوشانیان چه نظری دارید؟  آثار کوشانیان در شرق است و نه غرب!
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام آثار کاشی ها یا کوسی ها که همان کاسها هستند،  از غرب تا شرق هستند بسته به تفسیر مفسر از غرب به شرق کشیده می شود.
   پاسخ انوش راوید:  در کتاب افغانستان در مسیر تاریخ،  نوشته میر غلام محمد غبار،  بمنظور ایجاد تاریخ مستقل  برای افغانستان،  البته جدا از تاریخ کل ایران،  به وضوح دیده می شود،  که کوشانیان افغانساتان،  همان ادامه کاس ها یا با آوا های مختلف مانند گز، غز یا آز و.. هستند.  این کتاب از روی نوشته های تاریخ نگاران استعماری انگلستان در قرون 18 و 19 و 20 نوشته شده است.  عزیزان کشور های ایران و افغانستان  تاجیکستان،  دچار اشتباه و اغفال نشوید،  جدا کردن های تاریخی،  تاریخ نویسان دشمنان ایران و ایرانی را بشناسید و افشا کنید.
   نظر و پرسش 1721:  سلام آقای راوید من تصادفی به نوشته های شما در اینترنت برخوردم و گشتی از روی کنجکاوی زدم محقق عزیز شما که همه چیز را دروغ میپنداری و برای جلب نطر جونان به هوش ایرانی هر از گاهی اشاره میکنی ایرانی اگر هوشمند بود که این وضع کشورش نبود باید الان یکی از ممالک پیشرفته باشیم حال انکه آخر صف ایستاده ایم اگر همه این وقایع تاریخی دروغ است پس ایران پهناور ما چطور به گربه کوچک ملوسی مبدل گشت شما چند کتاب منتشر کردید که الان در محافل علمی از آن بعنوان منبع تاریخی استفاده میشود؟ من کتاب تاریخی کم و بیش خوانده ام و علاقه مند ولی حداقل در مورد اسلام  که با شمشیر حتی در خود عربستان پیش رفت و در قرآن نیز به آن اشاره شده چطور مینویسید یک دروغ بزرگ است نکند قرآن را نیز دروغ میپندارید؟ اگر میخواهید هردوی ما به سنگ تبدیل شویم بگویید آن هم دروغ است فقط شما راستگوید! پس این اطلاعات را از کجا میاورید جان برادرمنابع تاریخی داریم که قبل از کلیسا و این داستانها که میگویید نوشته شده آنها را نیز دروغ میپندارید؟ یا برای خودتان دکان باز کردید لطفا به من بیسواد کمی آموزش دهید من قرآن و انجیل و اوستا و تورات و بسیاری از کتب تاریخی را برای خوشکلی در کتابخانه منزل دارم لطفا بگویید به کجا مراجعه کنم  تا دروغ بزگ تاریخ را ببینم در ضمن از اینکه تاریخ دروغ هم دارد با شما هم نظرم ولی شما از اون طرف پشت بام افتادید!!! نه؟
   پاسخ انوش راوید:  مشکل شما در اتفاقی و کنجکاوی است،  نه از روی تخصص،  و این مشکل حاصل کار و ترفند سیستم آموزشی ایران است،  که اجازه نداده بچه های ایران به تخصص و تخصصی تر بودن فکر کنند.  عدم وجود تخصص در جامعه باعث می شود،  مملکت عقب افتاده بماند،  و دشمنان و استعمار گران بتوانند هر دروغ و دونگ و حقه بازی را بخورد ملت بدهند،  در تاریخ و سیاست و اقتصاد و غیره براحتی آدم غیر متخصص و گم گشته در علم و دانش اغفال می شود.  از نوشته شما پیداست تا تخصصی گفتن فاصله زیادی دارید،  بمنظور اینکه بتوانید مسائل مطرح شده در وبلاگ را متوجه شوید،  باید سالها در یکی از گرایش های علم جغرافیا ـ تاریخ کار و تحقیق کنید. امیدوارم بزودی بعد از مطالعه کامل وبلاگ،  نظرات و پرسش های تخصصی شما را ببینیم.
   نظر و تقاضا 1722: سلام در روی یک تپه ای واقع در یکی از روستاهای بسیار کهن کاشمر گورستان ناشناخته ای وجود دارد. با توجه به تحقیقات محلی که کردم ریش سفیدان انجا به من گفتند که منسو به گبرهاس. در این رابطه اطلاعات حقیر کم است و می خواهم بیشتر بدانم خواهشمندم کمک و راهنمایی ام بفرمایید با کمال تشکر.
   پاسخ انوش راوید:  ایران پر است از قبرستان های تاریخی،  که به آنها گبرستان می گویند،  99 درصد این گبرستانها لایه شناسی و باستان شناسی علمی و قانونی نشده اند،  ولی از طرف جویندگان غیر قانونی گنج،  کاوش هایی در آنها صورت گرفته است.  در همین دو کیلومتری روستای ما،   چلاسر و جل یک گبرستان بسیار قدیمی وجود دارد،  که غارت شده است،  بارها از مسئولین خواستم که آنرا شناسایی علمی کنند ولی اهمیت ندادند.  در هر صورت وظیفه جوانان باهوش علاقمند است،  که نسبت به شناسایی و صورت برداری آنها اقدام کنند،  زیرا این گورستان های تاریخی،  زبان تاریخ ایران هستند،  که همچنان بسته مانده اند.
   پاسخ پرنیان حامد:درود بر شما آیا عکسی از این گورستان دارید؟  گبرها یعنی آتش پرستان می توانند میترایی ها باشند می تواند زردشتی ها باشند،  آیا علامتی از شیر سنگی و یا چلیپای میترا در آنجا موجود است؟  قدمت آن را چقدر گفتند؟  با کمال میل به شما کمک می کنیم اما از راه دور چشم ما شما هستید،  اطلاعاتی که می بینید بنویسید،  شاید بتوانیم به شما کمک کنیم با سپاس.
عکس اثر تخریبی جویندگان غیر قانونی گنج،  مشروح در تاریخ گنج و گنج جویی، عکس شماره 5788.
   پرسش 1723:  سلام .خسته نباشید. شما در یک جا وجود حمله اسکندر مقدونی به ایران را منکر می شوید و در یک مقاله دیگر بر مقاومت اریوبرزن با اسکندر سخنرانی می کنید. اگر اسکندری نبوده که به ایران حمله کند پس اریوبرزن به چه کسی جنگیده است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شما بفرمایید بنده منکر چی شدم که خودم اصلاً اطلاع ندارم؟  این فقط و فقط در اثر بی دقتی در خواندن است.  آنچه گفتیم این است:
    نام الکساندر که مورخین یونانی در باب آن نوشتند در تاریخ ما به صورت کهرم آمده است،  و با اسکندری که نام او در تاریخ ما امده است 266 سال اختلاف زمان دارد،  لذا الکساندر یونانی ها نمی تواند اسکندر ما باشد،  و مفسرین برداشتند این دو سرگذشت را با هم یکی کردند . الکساندر یونانی ها پس از حمله به هندیجان ایران مرد.  اسکندر ایرانی به اروپا رفته است این دو نفر هیچ ارتباطی به هم ندارند.
    اریوبرزن کیست؟  آیا شما می توانید برای اریوبرزنی که می گویند به سال 320 ق.م بود،  سندی بیاورید (سکه، کتیبه، شجره نامه، ….)؟ ‌من اما می توانم برای اریوبرزنی که می گوییم به سال 73 ق.م بود،  و نه 320 ق.م میلاد سند کامل بیاورم.  چرا توجه نمی کنید به آنچه می خوانید؟‌
   پاسخ انوش راوید:  همیشه از ایرانیان گله مند هستم،  که مطالب را نمی خوانند یا کم می خوانند یا دقت نمی کنند،  و دائم برایشان شبه و پرسش پیش می آید،  که چندان بر اثر کم دانشی نمی باشد.  در تاریخ آمده است اسکندر با آریو برزن جنگید،  ولی در هیچ کدام از آن تاریخ ها نگفتند،  که این اسکندر خارجی بوده است،  یک جنگ داخلی مطابق همه تاریخ بر سر دین (تعهد) و دین و تغییر آنها بوده است،  یا یک جنگ داخلی شده.
   پرسش 1724:  درود،  سوالی سالهاست ذهن مرا درگیر کرده و به خاطر حساسیتم در انتخاب منبع و نویسنده (به دلیل تحریف یا سانسور)، تا به حال پاسخ دهنده معتبر پیدا نکردم. اما قلم شما بسیار مرا مجذوب کرد و احساس کردم با کلامی معتبر روبرو شده ام.  هر چه بیشتر تاریخ را دنبال کردم، احساس کردم کوروش بزرگ آیین مهر داشت. نام ناپدری اش هم مهرداد بود. آرامگاهش 7 طبقه است و مرامش به شاهان هخامنشی بعد از خود شباهت ندارد: (در جنگ در ازدواج در ازادی انتخاب دین..) از مردم برخاسته بود. به عقیدۀ من (درست یا غلط) آخرین دارندۀ فـرّ بود.  اما از درب و دیوار تخت جمشید و جهان گشایی داریوش پیداست که او زرتشتی بود.  احساس غیر قابل اثباتی به من میگوید داریوش با زیرکی کوروش را کُشت! دو پسرش را کُشت. با دو دخترش ازدواج کرد. چون 4-3 نسل قبل از خود به پادشاهی پسر عموهایشان حسادت میکردند!  به نظر شما حسّم بمن دروغ میگوید؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما موضوع تنها حس نیست اسناد تاریخی دقیقا همین فرمایشات شما را اثبات می کند،  حتی تفسیر خود کتیبه بیستون نیز ما را به همین نتیجه رساند که در کتاب مکتوب است.  آیین کوروش میترایی بود و با وجود آنکه باید سپاسگزار داریوش برای عمرانی که در ایران کرد باشیم اما هر دو پسر کوروش را او کشته است،  که باعث نارضایتی مردم و شورش های پی در پی شده است.  البته در هر انقلاب و کودتایی خون ریخته می شود و داریوش پس از این خونریزی در ایران کارهای عمرانی فراوانی انجام دارد.  اما اینکه بگوییم چون داریوش شاه است کودتا نکرده است کمی  غیر منطقی است.
   پاسخ انوش راوید:  امید است هر چه زودتر حس را به دانش تغییر دهید.
   پرسش1725:  سلام،  در زبان اوستایی منوچهر تبدیل به مانوش چیتر یا مانوش چیثر و همچنین میترا با میثره و یا آشور با آثور یکی است ایا برای تبدیل یک اسم از زبانی به زبان دیگر قاعده خاصی دارد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام تبدیل نیست دگر خوانی است،  و مقررات  کامل دارد.  دگر خوانی اول از زمان ساسانی و زبان پهلوی است،  که لغتی که مانوش چیثر بود،  را به منوچهر تبدیل کردند و اینگونه خواندند.  مشکل بعدی آن بود که برای چند صدا در زبان پهلوی حدود یک علامت نوشته می شده است،  لذا امروز ما می توانیم آنها را به صورت های مختلف بخوانیم مثلا هـ ، خ ، اَ در این نوشتارها یک صورت دارند،  بنابر این لغتی چون هروم را می توانید خروم یا اروم نیز بخوانید،  یا خیونی همان هیونی یا اَیونی می شود،  حال شما بفرمایید ما اثری از قوم هیونی یا خیونی در جهان نمی بینیم،  اما یک قوم مشهوری به نام ایونی ها در جهان موجودند،  چرا این لغت را ایونی نخوانیم که خیونی یا هیونی  بخوانیم،  و خودمان را گیج کنیم و تاریخ کشورمان را تبدیل به افسانه کنیم؟
   نظر 1726 :  با توجه به نداشتن دندان جسد به اصطلاح کوتوله در حالی که جنس مینای دندان بسیار قویتر از استخوان جمجمه است و دیرتر از بین میرود و کم عرض بودن فک پایین که در اناتومی کودکان مشهود است این جسد یک بچه آدم و قد طبیعی است.  میتوانید به کتابهای آناتومی مراجعه کنید آدم بالغ حتی اگر کوتوله باشد دارای تناسب فک پایین با بالاست. ممنون.
   پاسخ انوش راوید:  بمنظور تحقیقات و نظرات علمی در این باره،  ابتدا بهتر است از سایت دهکده کوتله های شهداد دیدار کنید.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،   مردمی در جهان امروز نیز موجودند که به آنان نانیسم می گوییم این افراد بالغ متاسفانه دچار بیماری اختلال رشد بوده و قد آنان به اندازه کودکان و رشد فک و دندان آنان نیز بسیار غیر طبیعی است (در بسیاری موارد اصلا دندان ندارند)، ‌ و این دگرگونی متاسفانه ژنتیکی است،  و از طریق ژن انتقال پیدا می کند لذا وجود کوتوله ها (نانیسمها) و غول پیکران (اگرومگالیسم) در قدیم نه افسانه است و نه مسئله ای غیر قابل قبول،  وجود آنان از طریق علم امروز قابل اثبات و نمونه های آنان در جهان امروز قابل مشاهده هستند.  یکی از این موارد در تهران سر دروازه دولت کنار داروخانه سال های سال جارو می فروخت،  که متاسفانه فوت شد دختران او به علت سلامت همسر او همگی سالم اما پسران او همه همچون پدر کوتاه هستند لذا شخصا نیز آنان را به چشم دیده ایم جای تعجب نیست و افسانه هم نیستند.
   ادامه پاسخ انوش راوید:  در جنگل های شرق کشور کنگو،  مجاور کشور های روآندا و بورند،  قبایل آدم کوتله ها زندگی می کنند،  دو سه ساعت در میان عکس هایم کشتم،  فعلاً پیدا نکردم تا چند روز دیگر.  این کوتله درست مانند انسان ها می باشد،  فقط با قد های تا حداکثر 90 سانتیمتر،  از مردم فراری هستند و در میان جنگلها زندگی می کنند،  و به نوعی حفاظت شده می باشند.
 
انسان فلورسی
      انسان فلورسی با قامت 90 سانتیمتری،  با نام علمی  Homo floresiensis گونه ‌ای منقرض‌ شده از انسان است.  بازمانده‌ هایش در جزیرهٔ فلورس کشور اندونزی به دست آمده ‌است.  کم‌ترین قدمت نمونه‌ های به دست‌ آمده حدود ۱۲۰۰۰ سال است.
   عکس جمجمه فلورسی در موزه تاریخ طبیعی آمریکا،  عکس شماره 7154،  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید Homo floresiensis.  جهت دیدن عکس های از مردم کوتله کنگو و آفریقا،  در اینترنت بنویسید Pygmy peoples.
 
   تقاضا 1727:  دوستان کسی دوست داره تو این جمع که یه سریال ساخته بشه در مورد هخامنشیان یا نه؟
   پاسخ پرنیان حامد:  منظور شما از سریال دقیقا چیسست؟  و اسناد شما برای این سریال کدام است؟‌
   پرسش 1728:  سلام و درود، چند مورد از سوالاتم را با شما در میان میگذارم:
 1- آیا میتوان ادعا کرد که اعتقاد انسان به خدا/ خدایان از ترس آغاز شد؟ نمونه اعتقاد به خدایان در باور مردم سومر باستان مانند آنچه که در افسانه گیل گمش میخوانیم؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و درود می توان چنین ادعایی کرد.
   ادامه پرسش:  2- با توجه به تندیس هایی از زنان که سنگی و دارای اندام زنانه برجسته بودند، نقش زنان را قبل از ایجاد تمدنها یعنی حدودا قبل از هزاره8 پیش از میلاد چگونه بوده؟ (سکس- زایش و بارآوری- کار> آیا میتوان نتیجه گرفت که چون زنان در ان دوران هم نمادی از زایش و سکس بودند و هم در کشاورزی و خانه داری نقش اسای داشتند در آن دوره مادرسالاری برقرار بوده لااقل تا زمان قوت یافتن تمدن و شکل گیری شبکه قدرت سیاسی واحد و متمرکز در جوامع ابتدایی؟
   پاسخ پرنیان حامد:  در آن زمان مادر سالاری زن سالاری بوده است. این نمونه آن در ایلام:
           اعیلامی ها (از حدود 2600-644 ق.م) :  زن در اعیلام مقامی عظیم داشت.  هیچ مرد خانواده سلطنتی شایسته سلطنت شمرده نمی شد مگر از اعقاب ملکه نخستین خواهر شاه و بنانگذار سلسله بوده باشد.  در واقع این زنان خاندان سلطنت بودند که حق فرمانروایی را به ارث می بردند ولی در عمل مردان خاندان سلطنتی وظایف ایشان را به عنوان فرمانروا انجام می دادند (مهرداد بهار).
   ادامه پرسش:  3– به نظر من با آنچه که در اریحای باستانی میبینیم، و مقایسه آن با دیوارها و دژها و خندق هایی که در قرون وسطی میبینیم با توجه به اینکه در اریحا همین ایده ها اما با ابزار سنگی و ساده به اجرا رسیدند، میتوانم نتیجه بگیرم که رمز اصلی موفقیت انسان و اساس تفاوتی او در این دو دروه تاریخی"ابزار" بوده است؟ با تشکر و ارزوی تندرستی برای شما.
   پاسخ پرنیان حامد:  به هر تقدیر یکی از علل پیشرفت انسانها ابزار بوده است،  حتی می توان گفت انسان اولیه با ساختن نیزه سنگی توانست حیوانات را شکار و خود را از گشنگی نجات بدهد مسئله ای که در تاریخ مطرح است آنکه اولین ابزار جهان و اولین تمدن های بزرگ جهان در کجا  بوده است؟ دیگر نقاط تنها کپیه و مهاجرت گروه متمدن اولیه را نشان خواهد داد.  پاینده باشید.
   پرسش 1729:  سلام و یا درود! خسته نباشید. من از بچگی ناخوداگاه درگیر تاریخ ایران باستان شدم الان بیست سال سنم و به شدت ذهنم درگیر اینه که چرا اسکندر مغول و اعراب به ایران حمله کردند و از این موضوع به شدت ناراحت بودم تا اینکه وبلاگ شما رو خوندم کمی اروم شدم ولی باز این اندیشه ذهنمو راحت نمیذاره و همیشه درگیرشم . ممنون میشم جواب من رو بدین.
   پاسخ انوش راوید:  درود،  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  دوران احساس و تصور نیست،  مشروح در مقاله قرن سنت گریزی
  پرسش 1730:  اقای راوید من مقاله هاتون رو خوندم.الان یه مشکل دیگه ای که دارم. نمیتونم جواب اونایی رو که میگن به ایران حمله شده رو بدم. ممنون میشم راهنمایی کنید؟
   پاسخ پرنیان حامد:درود بر شما نگفتیم حمله نشده!  فقط پرسیدیم اگر امروز کرمانی  به کردستان حمله کند حمله داخلی محسوب می شود یا حمله خارجی؟ حمله اورمانجی های بختیاری به کرمانجی های آن نمی تواند حمله الکساندر مقدونی از کشور مقدونیه  امروزی به کشور ایران امروزی  تفسیر شود. سوالاتی که نمی توانید پاسخ بگویید در نظرات وبلاگ بنویسید پاسح بگوییم،  پاینده باشید.
پرسش 1732:  با سلام و درود فراوان و خسته نباشیده جانانه.  واقعن دست مریزاد ' زنده باشید،  2 هفته قبل سوالی درباره آذربایجان و تاریخش داشتم مثل اینکه آپ نشده ' لاجرم دوباره می گم.  قبلن از توجه و پاسختون سپاسگزارم.
    طی مطالعه در بلاگ حماسی و پارتیزانه شما، به این موضوع برخوردم که جناب آقای راوید گرانقدر فرموده بودند 'نسبه ساکنان کنونیه آذربایجان از اقوام مهاجره شمال شرقی دریای خزر هستند!  این یعنی آذربایجانی ها اصالت ایرانی ندارند؟!!؟  من خودم اصالت آذری دارم و زبان مادریم ترکیه.
   این رو می دونم که از نظر چهره و ژنتیک نه خودم نه فامیل هام، نه هیچ کدام از مردم آذربایجان،  تا جایی که میدونم'  شباهتی به مردمان ناحیه شرق دریای خزر نداریم'  که اونها معمولن شبیهه نژاد زرد و چشم بادامی هستند'  البته به ندرت دربین آذری ها افرادی که ترکیبی از چشم بادامی و ادمهای شبیه خودمون رو دیدم، شاید از هر 5000 نفر 1 نفر،  اما میدونم زبانه خیلى از اقوام شرق دریاى خزر، نوعی از زبان ترکیه،  بیشتر مردم فکر میکنن چون زبان مردم آذربایجان ترکیه، پس از نژاده مغول یا ترکمن … هستند! چیزی که برای خود منم سوال بود از دوران راهنمایی و یجوری خودم رو ایرانیه کامل نمیدونستم، حتی شده بود که مثلن یه همکار افغانی که داشتم دم از افتخار فارس بودنش میزد و به من میگفت شما که زبونتون ترکیه! پس شما هم ایرانی نیستین!!
      به شخصه مونده بودم اصالتم، زبانم کجاییه!؟  و این موضوع سالها دغدغه من بود، و میدونم خیلی از هموطنای آذری زبانم که چهره و ژنتیک ایرانی دارن اما زبان ترکی، این دغدغه اونها هم هست.!  و حق هم دارن.!!  تا اینکه خودم رو اینطور اروم کردم که زبانه ما در طی گذر زمان دستخوشه تغییر شده و از پارسی به ترکی تغییر کرده!!  مثالشم این طور میزدم که مثلن افغانی هایی که 'کاملن واضح و تابلو چهره و ژنشون از نژاده زرد و مغولیه!!  چطور شده که زبون مادریشون فارسیه!؟ اینجا بود که تقریبن مطمعن شده بودم، یک همچین حالتی هم براى ما آذربایجانی ها پیش اومده باشه. که زبان مادریمون تغییر کرده باشه مثل افغانی های چشم بادامی، منتها بطور بر عکسه افغانی ها!!
   چون فهمیده بودم که زبان مادری در طی زمان میتونه تغییر کنه و این موضوع شدنیه به دوستام و خانواده و فامیل هم مطرح میکردم چیزی که فهمیده بودم و مثال افغانی ها رو که میزدم قبول میکردن!..  کم کم کنجکاویم به چگونگیه این تغییره زبان جلب شد،  و از افراده سن و سالداره فامیل و… مخصوصن مادر بزرگم که سوال میکردم دیدم. که مادر بزرگم یه کلماتی و بیان میکنه از بچه گیاش که وقتی دقت میکنی!! ترکی نیست و فارسیه!!  اما مادر بزرگ فارسی بلد نیست، با اصرار به خاطرات کوچیک بودنش برگشت و دیدم که میگه یه جور زبان رو حرف میزدن که اسمش زبان "شادیانی"  که ظاهرن اسم طایفه هم بوده،  زبان "شادیانی" فارسیه با گویش و لهجه عجیبى! شاید مثل لری!!  مادر بزرگ چن نفر از فامیل و اسم برد که به این زبان بلدن حرف بزنن، من سره فرصت میخام باهاشون صحبت کنم.
   استادان گرامی خدا خانواده محترمتون رو نگر داره براتون، مادر بزرگ من رو هم 100 سال دیگه سایش بالا سرم باشه، العان مادربزرگ نزدیک به 100 سالشه،  و میگه در کودکی زبان شادیانی بین خودشون رواج داشته، العان انگشت شمارن کسایی که بلدن طبق اماری که مادر بزرگ به من داده.  استاد جدا از این، چون پیگیر بودم، چند وقت پیش تو نت به کتاب استاد شادروان احمد کسروی برخوردم، که در باره زبان و گو یش مردم آذربایگان هست، بی شک شما میدونین که شادروان استاد احمد کسروی 80 سال پیش طی تحقیق از مردم در آذربایگان پی به این موضوع بردن، که زبان اصلی مردم آذربایگان ترکی نبوده، و پرده از رازهای چگونگی تغییر کردن زبان برداشتن، البته من کتاب و نخوندم هنوز، و تا چند هفته پیش هم اطلاعی از بودن این کتاب نداشتم. خیلی خوشحالم که حدسی که منم درباره تغییر زبانم داشتم، شادروان احمد کسروی هم داشتن، لابد دغدغه ایشان هم بوده.!  و اما  سوال؟؟؟
   استاد ایا شما با توجه به این موضوع که اطلاع دارین، زبان مردم آذربایگان تغییر کرده و زبان اصلیشون پارسیه، قبلن تو قسمتی از وبلاگتون فرمودین که نژاد مردم آذربایگان، ایرانی نیست و از مهاجران شرق دریای خزر هستن؟؟!  یا اینکه چیز دیگه ای هست ..؟!؟ مثلن طبق آزمایشات ژنتیک، که صورت گرفته مشخص شده آذربایجانی ها نسبه ایرانی ندارن؟!؟
لطفن بفرمایید کدوم نظریه درسته، فقط زبان در اذربایگان تغییر کرده و از پارسی به ترکی برگشبه؟ یا زبان ترکی زبان اصلیه ما اذری هاست اما، مثلن زبان "شادیانی که مادر بزرگم و طایفه شادیان به آن آشنا بوده اند، برای انها زبانی فرعی بوده و مثلن انها هم به مانند ما که از کودکی هم ترکی و هم فارسی را با هم یاد گرفته ایم، آنها هم در کنار زبان ترکی، زبان شادیانی که گونه ای از گویش پارسی است را هم اموخته بودند .؟؟؟!  با سپاس فراوان از اساتید بهترین وبلاگ در بین تمام وبلاگ های پارسی زبان.
   پاسخ انوش راوید:  با درود  سپاس از توجه شما،  پاسخ شما را داده بودیم،  در یکی دو آخرین پرسش و پاسخ های وبلاگ گفتمان تاریخ است در http://cae.blogfa.com
تاکنون چنین چیزی را نگفتم: (('نسبه ساکنان کنونیه آذربایجان از اقوام مهاجره شمال شرقی دریای خزر هستند!))  لطفاً لینک آنرا بگویید،  مردم آذربایجان از قوم آز یا آذ هستند،  و از مردم تمدن کهن جیرفت می باشند،  که بعد ها روحانیون مد یا ماد از این قوم بودند،  و اصالت ایرانی دارند.
      در ضمن و مهم،  حتماً زبان مادر بزرگ عزیزتان را که من بسیار مشتاق دیدار ایشان هستم،  به هر ترتیبی که می توانید حفظ کنید و ضبط نمایید و یاد داشت بردارید،  شما وظیفه دارید آنرا نگهداری کنید،  و نگذارید بطور کامل از بین برود از دیگران کمک بگیرید.
      در باره پرسش شما بزودی یک پست با عکس و سند می نویسم،  البته دو سه هفته زمان می برد،  بطور خلاصه بگویم،  تمام مردم ایران و جهان از دو تمدن بزرگ،  که در حاشیه خلیج فارس تشکیل شد،  بوجود آمدند و گسترش یافتند.  اولین تمدن آتلانتیس بود،  که در 14 تا 12 هزار سال پیش بوجود آمد و تا قفقاز و ترکیه گسترش یافت،  و تا قاره آمریکا و اروپا هم رفت،  بومیان کلوویس قاره آمریکا و سپس بازماندگان سرخپوست آمریکای شمالی از آنها بوند و هستند،  ولی بر اثر سرمای 12 هزار سال پیش در ارتفاعات و مدارات بالا از بین رفتند،  در وبلاگ توضیح دارد.  سپس در 7 هزار سال پیش تمدن پیشرفته جیرفت پدید آمد،  و با گرم شدن زمین،  بتدریج طی چند هزار سال مردم تمدن کهن جیرفت،  در ایران و جهان پخش گردیدند.
    با پراکنده شدن مردم در جغرافیای وسیع،  گویش های مختلف هم حاصل شد،  و با افزایش جمعیت از 4 هزار سال پیش،  دین ها هم بوجود آمدند.  دین ها برای اینکه مردم چندان از کار و دعای آنها سر در نیاورند،  در زبان دست بردند،  مدها زبان مانند آذری را بنا کردند،  ایشتاریها عربی و داریوشی ها دری و غیره.
      در طول تاریخ چند هزار ساله و مهاجرت های متعدد،  زبانها هم جابجا شدند،  و لهجه ای مختلف پدید آمد،  اما بطور کلی شاهنامه فردوسی از سی گونه زبان و خط در جغرافیای ایران نوشته است،  که همگی در یک راستا و از زبان اصلی ایرانی،  در تمدن کهن جیرفت بودند.
      آن مردمی که قیافه ای مغولی یا منگولی دارند،  باقی مانده مردم تمدن آتلانتیس هستند،  که چند هزار سال در سرما و در چند قبیله پراکنده باقی مانده بودند،  و بعلت سرما تغییر قیافه ای پیدا کردند،  و بعداً بعضی توسط مردم مهاجر تمدن جدید،  به استپ های گبی و سیبری رانده شدند،  و بعضی در مردم جدید طی مراحل تاریخی جذب شدند.
      این داستان ها سر دراز تحقیق و تحلیل دارد،  ولی و مهم،  به هیچ عنوان نباید گوش به حرف فاشیست ها و شونیزم ها و عوامل استعمار داد،  فقط بدنبال تخصص باشید و بس،  هیچ تفاوتی بین آدمها وجود ندارد،  جز سواد و دانش،  هیچ تفاوتی بین من که خیال می کنم پارسی هستم،  با آن یکی که اویغور است،  وجود ندارد،  و برای من هیچ مهم نیست،  من عاشق آدم های متخصص هستم،  تخصص در هر رشته،  حال می خواهد مغول باشد یا عرب و ایرانی یا هر جایی،  و بیزارم از آدم های هر دمی بدون درک از تخصص. از قول من حتماً دست مادر بزرگ گرامی را ببوسید.
   پرسش 1733:  سلام و درود خدمت جناب آقای راوید و سرکار بانو حامد،  باره دوم است که با شما تماس دارم چون تازه آشنا شدم با شما،  باره اول سوال کرده بودم درباره تاریخ و زبان شهرستان هشترود،  سپاس از بانو حامد و شما برای جواب هاتون.  استاد اکنون میخام چند نکته رو باهاتون در میان بزارم و بی شک تبحر و تجربه شما،  یا حرفام رو تایید میکنید،  یا اینکه تفکر من بی پایه و اساس خواهد بود.
  1 ــ  درباره اسم سایت شما که cae است،  به گفته شما تلفظ پارسیش میشه [ کی ] یا [ کیژا]،استاد شاید. هم ( کی+آ ) هم بشه تلفظ کرد.  به خاطر شباهت مفهومی بهش اشاره خواهم کرد، به فرموده ی شما معنی ( کی) انرژی و نیرو میشه!؟
   استاد من در گذشته مدتی کاراته کار میکردم و استادمون به ما آموزش میدادن در مبارزه کاراته همزمان با ضربه زدن و ضربه خوردن، یک جور فریاد و نعره ی خاص بزنیم. که همزمان با فریاد باید بازدم رو به شدت از انتهای ریه ها به بیرون هدایت میکردیم، و قسمت مرکز بدن و انتهای شکم رو منقبض کنیم' به گفته استاد باعث آزاد کردن انرژی و بالا بردن نیرو میشد، و استاد میگفت مرکز ثقل و قدرت انرژی نهفته بدن در مرکز بدن جایی بین نقطه اتصال انتهای شکم با پاهاست، که این نقطه بنام نقطه چی معروف شده !
  نقطه مرکز بدن بنام نقطه چی، شاید هم در انتها حرف. "ن" داشته که میشه ( چی+ ن= چین> مرکز بدن انسان)  و چین استان مرکز ایران و ایران مرکز جهان و شروع تمدن !
استاد در ادامه اسم سایت cae, به معنای انرژی ! همونطور که مطلع هستید هر ضربه و حرکت در کاراته نام خاص خودش رو داره و نام فریاد همراه.  با بازدم شدید که برای بدست آوردن انرژی و نیرو از مرکز بدن انجام میشود!؟ ( کی + آ ) میباشد!، همچنین برای تضعیف روحیه حریف هست! گرفتن انرژی و نیروی حریف و یا ایجاد تداخل در نیرو و انرژی حریف!! به حر حال تکنیک ( کی+آ) و نام کی+آ ، در رشته ورزشی کاراته به شدت با نیرو و انرژی سر و کار دارد، انگار که با فریاد کی و به اصطلاح کی+آ. زدن یا کی+آ کشیدن،  انرژی پتانسیل بدن استخراج می شود،!!
   استاد راوید میخام بگم شاید کلمه ( کی ) که در کاراته بطور عملی انرژی تولید میکند! از زبان پارسی در قدیم رفته رفته به ژاپنی انتقال یافته است؟!
   2 ــ  درباره ورزش باستانی زورخانه ای چرا آن را به حضرت علی نسبت میدهند !؟  اگر حضرت علی باستانی کار بوده و به زورخانه می رفته چرا در کشور عربستان زورخانه ای وجود ندارد!  استاد راوید شما گمان نمیکنید، این هم یک دروغ است، که مردم باور دارند که ورزش باستانی از کشور عربستان به ایران آمده.؟!
   پاسخ انوش راوید:  درست می فرمایید،  من قبلاً درباره فنون رزمی نوشته ام،  که از ایران رفته است،  به تاریخ هنر های رزمی مراجعه شود.  کی و ژن هم همان انرژی هستند،  ژن فیزیک تولید کننده انرژی مانند ژنراتور،  و کی نرم افزار تبیین انرژی است مانند کیوان، کیخسرو.  در ضمن چین یا سین یا سان (یا خورشید دوره های هزاره چهارم خورشیدی ایرانی به بعد)،  مرکز کائنات حساب می شد،  و بسوی آن دعا می کردند،  خدای سین یا چین یا خورشید را ری یا رای می گفتند،  ری همان بلند و طولانی است،  که در ری کردن برنج خودنمایی می کند،  زیرا مسیر و فاصله تا سین زیاد بود،  و خدای آن هم بلند و بالا بود،  و در وسط جهان قرار داشت.
   پاسخ به 2 ــ  از دوران پیدایش استعمار،  کشور های قاره کهن از یکدگر جدا شدند،  در گذشته تمام قاره کهن در یک راستای فرهنگی قرار داشتند،  و ورزش باستانی و هنر های رزمی و شمشیر زنی و غیره مانند پنیر زنی و ماست زنی و کشاورزی و دامداری،  با یک فرهنگ در جریان بود.  حال اگر در یکی دو قرن گذشته،  به این و آن نسبت می دهند،  تحقیق و تحلیل علمی نیست،  در هر صورت حضرت علی همان نقش رستم تاریخی ایران را داشته است.
   پرسش 1734:  سوالم  درباره آتلانتیسه که شما فرمودین جزو تمدن ایران بود،  العان پس گذشت قرنها پس از یخ بندان آخر میگذره و خیلی از دریاچه های ایران خشک شدن،  مثلا دریاچه قم الان چقدرش باقی مونده …!  ظاهرن قسمت بزرگی از مرکز ایران که العان خشک و کویریه، زمانی دریاچه بودند.  استاد با این تفاسیر شما فکر میکنید، اتلانتیس، که از تمدن های ایران است، هنوز هم زیره آب است؟  یا اینکه آبی در کار نیست و آتلانتیس العان یک قسمت از ایرانه کنونی است،؟ ممکن است اینچنین باشد و ما ندانیم و اهالی ان منطقه بر روی بازمانده های آتلانتیس شهر جدیدی بنا کرده باشند؟  یا اتفاقاته دیگری که ممکن است اتفاق افتاده باشد.  مثلن العان آتلانتیس را باید در زیره خاک و شن های روان جستجو کرد!؟
   پاسخ انوش راوید:  من در سفر نامه های قدیمی حدود 5-1354 ، در میان کویر ایران بدنبال دقیانوس و آتلانتیس خیلی گشتم،  ولی در دوره ای که آتلانتیس وجود داشت،  مرکز ایران تا ارتفاع 1350 متر زیر آب بود،  و خلیج فارس نیز حاشیه کوچکی بود،  در نتیجه میان کویر ایران نمی تواند باشد،  ولی در زیر آبهای خلیج فارس امکان دارد.  فعلاً تمام این حرفها نظریه هایی است،  که مشغول گرد آوری معلومات و مستندات برای علمی نمودن آن هستم،  فعلاً به مقالات دوران یخبندان کوچک و غیره مراجعه نمایید.
فرهنگ کلوویس  Clovis culture
      فرهنگ کلوویس (کلاویس)،  که گاهی اوقات به عنوان فرهنگ لئو  Llano گفته شده است،  در سال 1920 تا 1930 میلادی،  ابزار های سنگی در شهرستان کلوویس نیومکزیکو کشف گردید،  و نام بومیان 13000 سال پیش قاره آمریکای شمالی،  در محافل علمی از لئو به فرهنگ کلوویس تغییر کرد.  بعد از پایان آخرین دوره یخبندان تا دوران ناپدید شدن این فرهنگ،  ده ها سایت از این فرهنگ در قاره آمریکا کشف شده است.
   عکس تعدادی ابزار فرهنگ کلوویس،  جهت اطلاع بیشتر در جستجو ها بنویسید Clovis culture،  عکس شماره 7019.
      عکس موزه ملی تاریخ بلغارستان،  این موزه بزرگترین موزه بالکان است،  و بخش بزرگی از آن درباره دوران سلسله هخامنشیان است،  امیدوارم جوانان باهوش ایرانی،  در هر کجای دنیا هستند،  آثار ایرانی در موزه ها و فرهنگها و فولکلوریک و غیره را جمع آوری و گزارش نمایند و در اینترنت منتشر کنند،  عکس شماره 5789.
   پرسش 1735:  سلام . کنیشکه در کتیبه اش از مملکت سکیته نام می برد. این نام که همان مملکت اسکیت است در ان زمان در حوالی افغانستان بوده؟  سوال دیگر اینکه در یک کتیبه از پاتروکلس (که ایرانی بوده) امده که نذری به ایزد جیحون تقدیم کرده است. ایا این دلیل انست که جیحون در شرق ایران بوده است؟ مرسی
پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر بانو، هیچکدام سند در شرق بودن سکایه و رود جیهان و سیهان کشور ترکیه در افغانستان نخواهد بود.  اسکیت ها به استناد همان تاریخ هرودوت در غرب ایران امروزی و ایزد جیحون که اناهیتا است،  نیست،  در غرب ایران امروزی است.
   نظر انوش راوید:  در دوران تمدن کهن جی در هزاره اول و دوم خورشیدی ایرانی،  جی و سی = تمدن جی و سی + هون = خروشان. در کل می شود جی خروشان که از جی (جیرفت) گذر می کرد،  یا سی خروشانکه از سی (به احتمال میناب یا روستای سیریگ) عبور می کرد.
   پرسش 1736:  سلام من یه تحقیقی دارم درمورد اینکه ایا داستان رستم وسهراب واقعیت داشته یانه فقط یک افسانه است؟ ایا رستم میدونسته که سهراب پسرشه؟ ازتون میخواستم که درمورد این موضوعات هم مطلب بذارید چون واقعاً به جوابشون نیاز دارم .هرچقد توسایتتون گشتم پیدانکردم.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما این سایت مربوط به اسکندر است. اما آنچه فردوسی نوشته است حقیقت دارد،  تنها باید رمز یابی شود،  آنچه از آن سخن می گویید نماد هایی از سلسله های مختلف در تاریخ هستند. لذا رستم و سهراب به صورت دو انسان حقیقت خارجی ندارند. در بندهش خاندان رستم به تورانیان می رسد،  و اگر رستم ها به اجبار با پسرانشان سهرابها در گیر شده اند،  نشان یکی از جنگ های اقوام تاریخ ایران است.
   پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  تحلیل داستان رستم و سهراب
   پرسش 1737:  درود استاد. خدا قوّت. در جایی خواندم ممکنه که ضحاک شاهنامه همان آستیاگ (اژی‌دهاک) آخرین امپراطور ماد و فریدون هم همان کوروش باشد. و اساساً این دو مقوله یکی باشند. خواستم نظر شما رو هم در این رابطه بپرسم. آیا کورش همان فریدون شاهنامه است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  خیر گرامی نه ضحاک  1000 سال آخرین پادشاه ماد است و نه فریدون یک شخصیت تاریخ به نام کوروش است،  آنچه در شاهنامه فردوسی آمده است نشان سلسله های حکومتی در ایران با ارقامی چون 1000 سال اکد ها و 700 سال سومریان و… است، هیچکدام نماد های شاهنامه تا زمان داراب یک فرد نیستند، علت هم مشخص است،  اسناد کم بوده و گنجاندن 7000 سال تاریخ ایران در 60000 بیت شعر،  که نابغه کشورمان فردوسی بزرگ موفق به این کار شده است،  نمی تواند شامل سرگذشت تک تک شاهان باشد،  تنها با نماد سرسلسله ها اتفاقات مهم در آن مکتوب است.  فراموش نکنید اشک نماد یک سلسله حکومتی با نام اشکانیان است که نشان  یک شخص نیست. 
   پرسش 1738:  با سلام استاد  سوالی مدتهاست که ذهن مرا درگیر نموده،  آیا هوخشتره می تواند همان هوشیدر باشد؟  زیرا اگر حرف خ حذف گردد، آن زمان این 2 در واقع یک اسم خواهند بود.  همچنین در بهمن یشت، فصل 5، بند 5 اشاره شده که «کشتن مردم آشور و ویران کردن مسکن آنان و مغاک های نهان آنان» به وسیله هوشیدر انجام خواهد شد.جالب تر آنکه در زند بهمن یشت هم می خوانیم در زمان هوشیدر،خورشید10 شبانه روز می ایستد و طبق تواریخ یونانی، در جنگ ماد و لیدی نیزخورشید گرفتگی شده.
   پاسخ پرنیان حامد: با سلام تفسیر جالبی است و مقایسه با اسناد بسیار جالب،  اما اشکالات آن:
1 حرف خ را حذف کنیم هوخشتره تبدیل به هوشتره می شود تفاوت حروف (ت ، ر، ه ) با (ی ، د ، ر) را چه کنیم؟
2. هوخشتریه به معنی شاه خوب را چگونه به هوشیدر به معنی ناجی تفسیر کنیم.
تکرار می کنم اوستا مجموع سخنان چند زردشت است لذا این هوشیدر می تواند هوشیدر زردشتی باشد که قبل از زردشت زمان گشتاسپ بوده است هوشیدر اگر 1000 سال بعد از زردشت ذکر شده است هوخشتره هوشیدر فریدون خواهد بود.
فردوسی در باب فریدون می گویید :
* پرستیدن مهرگان دین اوست……………….تن اسانی و خوردن ایین اوست *
* کنون یادگار است از او ماه مهر ……………بکوش و به رنج ایچ منمای چهر *
   هوشیدر دیویسنا ( ایین مهر)  این ممکن است اما نمی تواند هوشیدر مزدیسنا باشد،  پاینده باشید.
   پرسش 1739:  آیا کتابی که درست و واقعی باشد درباره زندگی کوروش بزرگ سراغ دارید تا بمنظور تحقیقم بخوانم و استفاده نمایم؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام شما می توانید از کلیه کتب در باب کوروش استفاده کنید، مهم این است که یک محقق با چشم باز تحقیق می کند،  در باب آنچه با عقل و منطق مغایرت دارد باید بیشتر بیاندیشید. متاسفانه در باب کوروش کبیر سند زیادی نداریم،  جز از منشور او و دو جمله ای که داریوش در بیستون در باب آنان گفته است چندان سند دست اولی نیست.  شما می توانید افسانه های یونانیان در مورد او را که سند دست دوم محسوب می شود مطالعه کنید، اما بدانید که باید بسیار دقت کنید،  که:  1. راوی دشمن اوست نه دوست او 2. یونانی ها  در باب شاهان ایران دچار اشتباهات زمانی فراوان شده،  و در بعضی موارد کوروش و هوحشتریه را با هم مخلوط کرده اند و…. موفق باشید.
   پرسش 1740:  با سلام آقای راوید. راستش استاد من در حال تحقیق درباره مذهب میترائیسم در ایران باستان هستم و میخواهم که اطلاعاتی درباره مغ ها قبل از زرتشت به دست بیاورم اما منبع خوبی ندارم و تقریبا همه جا اطلاعات کمی از این قشر جامعه هست در حالی که میدونم قشر بسیار با نفوذی بوده اند به همین جهت خواهشمندم اگر منبعی در این باره سراغ دارید که می تونه اطلاعاتی در این ضمینه به من بده لطفا به من معرفی کنین. با تشکر بدرود.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مغ ها در آیین میترایی بغ گفته می شدند،  اگر دسترسی دارید بغ مهر مهندس  احمد حامی را مطالعه بفرمایید. اگر می توانید سخن را به صورت پرسش های کوتاه بیان بفرمایید،  شاید بتوانم کمکی برای منبع به شما بکنم. پاینده باشید.
   پرسش 1741:  با درود،  از چه زمانی به منطقه ی بندر گز انزان می گفتند؟ چرا؟ ایا انزانی های منطقه ی بندر گز اولین انزانی ها بودند یا از انزان ایذه به منطقه ی بندر گز امدند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما تا آنجا که من از ایل بختیاری سوال کردم انزان گز می توان محل دوم ییلاق و قشلاق خاندان ایذه باشد، انزان منشور کوروش ایذه است.
   پرسش 1742:  سلام . در شهرستانهای ایرانشهر نوشته شده که زرتشت اسپنتمان از شهر امل بوده است. در این باب چه نظری دارید؟ سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  شهرستانهای ایرانشهر بند 60 (توجه دارید که از بند 55 به بعد نوشته:  کوست ئی اتورپاتکان = به جانب اذرپادگان  که بند 60 نیز شامل ان است ):
60.شترستان ئی ریه …..کرت ،زردشت ئی سپیتامان از ان شترستان بود
شهرستان ری را ……ساخت زردشت پسر سپیتامان از ان شهرستان بود
جایی نه از شمال سخنی است و نه از آمل نوشته ریه که همان ریگا است جانب آن هم رسما آذرپادگان است.
و توجه دارید که شهرستان ایرانشهر که تقریبا سالم است، تنها در دو یا سه بند زدگی دارد که بر حسب اتفاق روزگار اینجا نیز همچون اوستا نام سازنده شهرستانی که زردشت در آن متولد شده است تراشیده شده است. به استناد همین کتاب نیز رسما در غرب ایران امروزی بوده،  و با آمل و بلخ و ری در تهران امروزی هیچ ارتباطی ندارد  "به جانب اذرپادگان"  پاینده باشید.
   پرسش 1743:  در جایی خواندم قبیله قریش همان قبیله کوروش است درسته؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام قریش که به زبان فارسی همان گریش باشد بیشتر به ایونی های ارابی (یهود) نزدیک است تا به کی اورش پارسی. کوروش از هفت لنگ خاندان بختیاری است. ایا منظور ایشان از نوشتن این کتاب این است که نگهبانان کعبه قبل از اسلام خاندان بختیاری بودند؟  در اینصورت حضرت محمد که خود را از ابراهیم می دانستند چرا با آنان مخالف بوده است؟ خود خضرت ابراهیم به استناد تاریخ طبری کرد کردستان ایران بوده است که می شود کرد بختیاری. لذا قریش در مکه مشکل بتواند با کوروش و خاندان بختیاری ارتباطی داشته باشد. به هر تقدیر باید بیشتر تحقیق کنیم.
   پرسش 1744:  لطفاً مغ را ریشه یابی و تعریف کنید؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  Magian   maguš  ( کتیبه بیستون) moy (زبان پهلوی) نام یکی از خاندان های مادها در ایران،  هرودوت در باب خاندان های ایرانی چنین می نویسد:
   مادها :  بوزها, پارتاکن ها , استروخات ها, اری زانت ها , بودین ها, مغ ها
   پارسها :  پاسارگادی ها , مرفی ها, ماسپیان ها , پانتالی ها ,دروزی ها , ژرمن ها,
پارسها همچنین چهار قبیله چادر نشین داشتند،  که عبارتند از : ساگارتی ها , مرد ها, دروپیک ها, داآن ها.
   پرسش 1745:  درباره شاهنامه پرسشی داشتم اینکه قدیمی ترین نسخه و دقیق ترین آن کجاست؟من خودم در اینترنت گشتم می گویند در فلورانس ایتالیا می باشد که در مورخ 614 نوشته شده است که در آن ادبیات جدیدی پیداشده به عنوان مثال زمین را زمی نوشته است.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  دستنویس های شاهنامه فردوسی:
دستنویس  کتابخانه اکسفورد 852 ه.ق= =1448 میلادی
دستنیس کتابخانه برلین 894 ه.ق = 1489 میلادی
دستنویس کتابخانه پاریس 844 ه.ق = 1441 میلادی
دستنویس کتابخانه استانبول 731 ه.ق = 1330 میلادی
دستنویس کتابخانه فلورانس 614 ه.ق = 1217 میلادی
دستنویس دارالکتاب قاهره 741 ه.ق = 1341 میلادی
دستنویس کتابخانه لندن 675 ه.ق = 1276 میلادی
دستنویس لنینگراد 733 ه.ق = 1333 میلادی
دستنویس لیدن 840 ه.ق = 1437 میلادی
دستنویس واتیکان  848 ه.ق = 1444 میلادی
دستنویس باقی مانده در ایران بایسنغری  829 ه.ق
   اگر نظر شخصی من را می خواهید، دقیق ترین آن شاهنامه ای است که از ایران خارج نشده چند نسخه آن به دست مردم رسید و تحریف در آن ممکن نشد "دستنویس باقی مانده در ایران بایسنغری  829 ه.ق " به هر تفدیر هر شخص نظر شخصی خود را دارد دستنویس های شاهنامه و سالهای آن در اختیار شما خودتان تصمیم بگیرید،  پاینده باشید.
   پرسش 1746:  سلام. وبتون عالیه!! یه چیزی اونورتر از عالی!! دستتون درد نکنه. فقط یک خواهش، این مطلب رستم و سهراب شما خیلی از واقعیت های تاریخی رو می گه،درباره شاهنامه بیشتر بنویسید، بازهم متشکرم…..
   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از شما شاهنامه فردسی ناجی زبان فرهنگ و تاریخ ایران است سعی می کنیم درباره شاهنامه بیشتر بنویسیم،  پاینده باشید.
   پرسش 1747:  سلام،  من کماکان منتظر پستی در رابطه با چالشتر از طرف شما هستم،  ولی چند پرسش داشتم و اون اینکه آدم و حوا یه چه معناهستن،  و اگر بخوایم اولین تمدن رو در نظر بگیریم باید گفت بشر نخستین بار در مکه پا به زمین نهاد که میخواستم بدونم آیا اینکه بعد از طوفان نوح حضرت نوح علیه السلام فرزندان خودشو در جهان پخش می کنه حقیقت داره یا نه  و اینکه آیا اثری از موجودات فضایی در تمدن های بشری بوده یا خیر یا اینکه این موجودات همان اجنه هستنممنون میشم پاسخ بدید.
  پاسخ پرنیان حامد: با سلام اگر حضرت آدم در عدن بودند عدن مکه امروزی نیست.  بررسی نشانهایی که در کتب مختلف در باب مکان حضرت آدم امده است جنوب ایران را نشان می دهد.  در باب طوفان بررسی شد در وبلاگ مطالعه بفرمایید. اثری از موجودات فضایی در اسناد بدست آمده نیست در اینکه نسل بشر گاهی دچار اشتباهات ژنتیکی از جمله کوتوله (نانیسم) یا غول پیکر (اگرومگالیسم) شده است هیچ شکی نداریم و در اینکه ادیان دشمنان خود را دیو و جن می نامیدند دلیل بر وجود دیو و جن نیست. هر کس به آیین زردشت نبود دیو نامیده شده است از دید مومنان آن روز دیوها انسانهای بدی بودند که این بدی و بی اعتقادی آنها بر اثر مرور زمان آنها را تبدیل به موجودات غیر عادی و افسانه ای کرده است.
   پاسخ انوش راوید:  درباره چالشتر،
  چشم می نویسم.
   پرسش 1478:  ببخشید استاد امکانات اینترنتی من بسیار محدود هستش سرعت نتم بی نهایت افت کرده بنده رو ببخشید اگه مشکلاتی در ارتباطم با حضرت عالی هست شرمندم.  خیلی مایلم نظر شخصی و قلبی حضرت عالی رو درمورد ماهیت ادیان و مذاهب بدونم ! سالهاست که دارم در مورد نحوه ی پیدایش ادیان تحقیق می کنم و دنبال جواب منطقی و صحیح میگردم به دور از خرافات و اون چیزایی که تا به حال به صورت مورثی به من و شما منتقل و یا بهتر بگم خورانده شده.  چراهای زیادی هست که ذهن منو به خودش مشغول کرده که بابتش سفرهای زیادی به شهرهای مختلف کشور داشتم مثل قم مشهد و ملاقات با آیت الا های صاحب نظر و مراجع بزرگی که جواب درستی نتونستن بم بدن تا جایی که یکی از این بزرگان خیلی دوستانه و بالبخندی پر معنا بهم گفت : تا اینجا اومدی ، واسه آرامش خودت بهتره برگردی همون کاری رو انجام بده که قلبت میگه از هیچ مرجع و عالمی هم لازم نیست پیروی کنی… و در آخر این شعرو برام خوند رهی جز مسجد و میخانه میجویم ، که می بینم/گروهی خودپرست اینجا و جمعی بت پرست آنجا!
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به هر تقدیر افرادی  در زمانهای دور بودند که کارهای بزرگی انجام داده اند  و هر قومی سعی می کند آنها را به خود نسبت بدهد و بر اثر گذشت زمان کارهای این افراد انقدر دچار افسانه و بزرگ گویی می شود که هویت اصلی آنان نیز برای مردم زیر سوال می رود.  در راه اثبات اشتباهات تفسیر مکان هایی که در تاریخ آمده است به عتوان یک پژوهش گر تاریخ تنها می توانم به شما خاطر نشان کنم که محلی را که برای این پیامبران تا به امروز به ما گفتند نمی تواند درست باشد،  به طور مثال حضرت ابراهیم را طبری که خود مجتهد شیعه است،  نوشته از قوم کردان بود (کردستان) و اسماعیل زبان عربی بلد نبود!
    از انجایی که من صلاحیت پاسخ گفتن به اینگونه سوالات را ندارم،  به شما پیشنهاد می کنم ادامه جستجوی خود را در باب یافتن مکان اصلی این پیامبران بگذارید،  و در باب نتایجی که بدست می آورید حتما قبل از هر سخنی با یک مجتهد شیعه کشورمان مشورت و از ایشان سوال بفرمایید موفق باشید.
   پرسش 1749:  با سلام در نوشته های شما خواندم که (مان) به معنی خاندان است. آیا توجه کردین که چرا به کشور ژرمنی ، آلمان میگوییم؟!آل= خاندان ، مان=؟ ، آلمان= خاندان مان ، احتمالا یکی از خاندانان کرد باشد؟
  پاسخ پرنیان حامد:  آنچه از حفاریات راس شمره بدست نشان می دهد که فنقی ها به ایزدی به نام ال خدا می گفتند.  فنقی ها خود مهاجرینی از خلیج فارس به آن منطقه بودند.  میدانید که در زمان قدیم به خدای واحد اعتقاد نداشتند.  به خاندان اشرافی ایزدان یا ال می گفتند ال + مان یعنی از خاندان اشرافی، از نژاد برتر، از خاندان ایزدی، بعد ها که یکتا پرست شدند خاندان ایزدی مفهومی نداشت،  لذا ال را امروزه خاندان ترجمه می کنیم.
  ال = ایزدی و مان = خاندان = خاندان ایزدی = نژا برتر.
   آلمان ها  ( اله مان ) که ژرمن ها (مردم کرمانشاه ) هم  خاندانی از آن بودند از گروه برتران حاکم بودند.  در زمان هخامنشی ژرمن ها (کرمانشاهی های امروزی) از نژاد پارس محسوب شده اند، که باز ال مان بودند 

   پرسش 1750:  با سلام خدمت آقای راوی،دشما در وبلاگتان نوشتید که حمله اسکندر به ایران دروغ است، اگر این طور است پس چه کسی کتاب اوستا را آتش زد ومطالب علمیش را از بین برد و در زمان ساسانیان بیشتر مطالب کتاب را دوباره بازنویسی کردند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چه کسی گفت دروغ است؟  نوشته شد اسکندری که اسم او در تاریخ ما است الکساندر یونانی ها نمی تواند باشد سند هم اورده شد.  نوشته شد آنچه اسکندر سوزاند اوستای تقلبی بود سند هم آورده شد. نوشته شد ساسانی هایی که به مکتوبات آنها استناد می کنید دشمن اشکانیان بودند لذا نیک اندیش باشید یک طرفه به قضاوت نروید تامل کنید بخوانید تحقیق کنید چه کسی چه چیزی را سوزانده و چرا.
   ادامه پرسش:  می خواستم بپرسم آیا در ایران باستان دانشمند ایرانی هم وجود داشته است،اگر وجود داشته پس چرا ما نامی از آنها نمی دانیم و کتابی از آنها نداریم،منظور من دانشمندانی است که مثل دانشمندان یونانی درباره ریاضیات، فلسفه، پزشکی، ستاره شناسی و… کتاب نوشته باشند و یا اختراعی کرده باشند، و اگر چنین دانشمندانی نداشتیم دلیلش چه بوده است؟
   ادامه پاسخ:  کدام دانشمند یا مورخ greek  است؟
هرودوت که متولد کشور ترکیه امروزی است، کتزیاس که متولد کشور ترکیه امروزی است، هومر که متولد کشور عراق امروزی است ….. روی تاریخ ایران هم (مثلا طبری) که یونانی که نوشته با کشور یونان امروزی هیچ ارتباطی ندارد وسط بین النهرین است.  چرا فقط ما ایرانیان به این کشور یونان می گوییم؟ چون با  ریشه اصلی آنان آشنایی داریم افرادی که با نام  ایونان (خیونان، هیونان) از خاندان تورانی (اشوری) فرهنگ و تمدن بین النهرین را به آن جزایر بردند و به نژاد محلی که گریک بودند آموختند و اگر نه شما بفرمایید ببینید دیودور سیسیلی در باب خدایان یونانی چی نوشته و نوشته دقیقا از کجا آمده اند.
مهم:  تاریخ را که تحریف کنند و مکان های آن را به مکان زندگی امروزی خودشان نسبت بدهند،  ارش تالشی که باید از تالش نزدیک مغ دونی ایران (دشت مغان) باشد،  تبدیل به ارسطالس از نزدیکی اسکودرا (مقدونیه امروزی) می شود، و هرودوت ترک  و هومر عراقی از وسط جزایر دریای اژه سر در می آورند.
   لوح های بابلی حاوی نام برخی دانشمندان و ستاره شناسانی هستند که خیلی پیش از این سخنان کلیه دانشی که حتی این ایونیان به خود نسبت میدهند را شاملند و اولین  جدول ضرب را گیرشمن بر روی سنگی در تخت جمشید یافت که خیلی پیش از فیثاغورث است و گرد بودن زمین را که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه به دانش صابیان نسبت داده است، خود آثارالباقیه سده ها قبل از گالیله مکتوب شده است خدا می داند صابیان چند هزارسال قبل از گالیله می دانستند که زمین گرد است.
"نگویید نداشتیم!  کمک کنید آنچه را که از ما ربوده اند،  با سند سر جای اولش برگردانیم"
   پرسش 1751: (از فینگلیش به فارسی برگردان شد)،  دوست گرامی درود بر شما ،  من از بلغارستان با شما تماس می گیرم و از اینکه فارسی نمی نویسم عذر می خواهم اگر در جریان باشید مردم بلغارستان از تراکیان ها هستند که در دوره هخامنشیی جزو امپراطوری ایران ایران بوده اند نکته جالب سمبل های شبیه به سمبل های ایران ،رقص و پوشش شبیه بیش از 800 وجه مشترک مواردی از این قبیل است تراکیان ها در سالهای اغازین خورشید پرست بوده اند manande (مانانده ؟) هندی ها و ایرانیان که البته بعد از ان ایرانی ها به واسطه زردشت خدا پرست می شوند. بسیاری از نماد های ایرانی، ظروف و معماری ها شبیه ایران است خوشحال می شوم در صورت علاقه بیشتر در این باره صحبت کنیم.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما و با سپاس از شما اطلاعاتی که شما از بلغارستان تشابه های فرهنگی معماری و نمادی با ایران به ما بدهید با کمال میل برگردان و بر وبلاگ گفتمان  برای اطلاع خوانندگان  خواهد آمد چنانچه علاقه دارید برای آگاهی بیشتر ما سخنان خود را با ارسال عکس نشان بدهید و همچنین اگر علاقه دارید سخنانتان را امضا بفرمایید،  تا با نام شریف خودتان مکتوب باشند. اگر برای شما ممکن است از سالهای این آثار در آن مکان پرس و جو کنید ببینید این آثار معماری مربوط به چند سال قبل از میلاد است پاینده باشید.
   پرسش 1752:  باسلام،  در واژه مرام، مر، چه معنی می دهد؟ در واژگان دیگر چطور، مثل شهر مریوان، مریم، مرغوب؟
   پاسخ پرنیان حامد:  لغتمریم در اصل ماریا است.  مار:  در زبان گیلکی و لری به معنی مادر است.
   ماری : میان دو رود را از نظر نژاد مردمان در آن زمان به دو دسته تقسم کرده بودند:
  شمال   1. آشنویه = هوری 2. ماری 3 آشوری،  که مردم آن را هیکوس میگفتند. 
  جنوب  1. السین 2. لارسا 3. بابل،   اتحادیه ای که پایتخت آن بابل بوده است.
لغت مریوان هم اگر ماری+ وان باشد،  نژاد ماری کنار دریاچه (وان) خواهد بود.
   اما در باب مرام و مرغوب،  آیا شما در لغت هایی چون مرد، مرجان، مرثیه، مرکز، مرهم، مرطوب، مرض، مرز، مرحله، مرحوم، و….، وجه مشترکی می بینید، که مر آنها  را بتوان به معنی خاصی گرفت؟‌
   پرسش 1753:  با سلام . اقای انوش راوید از شما ممنونم. من متوجه نشدم که اسکندر همان اشک اندروس تمام اروپا را فتح کرد یا نه. همین اسکندر ما.؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام همین اسکندر ما فاتح اروپا تا اشکان دیناوی (اشکان دین اور) اسکان دیناوی امروزی بوده است.
   ادامه پرسش:  لطفا بگید به نظر شما. و من متوجه نشدم که اسکندر پس از تصرف فارس پادشاه وقت را کشت یا پادشاه در حال مردن بود پادشاه ایران را میگویم. به اسکندر گفت که انتقام من را از چه کسی بگیرد.؟؟.
   پاسخ پرنیان حامد:  تا آنجا که ما خواندیم مورخین نوشتند دارا پادشاه ایران بود، ایران هم ایر+ ان = ایرها خاندان ایر کنار اران بودند زردشت هم در همین خاندان همه متون ساسانی نوشته در آذربایجان بود به پادشاه پارس چه ارتباطی دارد،  فردوسی البته سرنوشت پارسها و خوزیان را در زمان ملوک الطوایفی بعد از اسکندر در همان 14 بیت مشخص کرده،  که تاریخ های دیگر نیز چون طبری – بلعمی همین گفته را تایید می کنند. وصیت کرد آن دو وزیر را بکشد و انتقام بگیرد که گرفت.
   ادامه پرسش:  ضمنا نامه گائوزو امپراطور چین درست است که ایران را به اتحاد با چین فراخواند در زمان اردوان چهارم.؟ ولی اردوان طبق اسناد متحد نشد با چین؟ و امپراطور چین به اردوان گفته بود که اگر دولت انتوکیوس سلوکی از بین برود جای انرا دولت دیگری از غرب میگیرد که شرق را اسوده نمیگذارد؟ منظورش دولت روم بوده است دگه؟ نظر شما چیست؟ امپراطور چین ذکر کرده که دولت سلوکی .منظورش چی بوده است؟ ممنون از شما. منتظر جواب هستم.
   پاسخ پرنیان حامد:  منظور چین استان است،  و آنان که به سرزمین سین اند که چین استان است (بندهش)سین مردم جنوب بین النهرین بودند،  سرزمین سین حدود خوزستان است، به شاه چین فقفور می گفتند فقفور = بغ پور پسر بغ (ایزد) همان بغی که بغداد را ساخت اینها چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  گای اوزو= هوز اوزیان هوزیان خوزیان است.  بزرگ خوزستان چه ربطی به کشور چین امروزی دارد؟  امیر خوزستان به اردوان در  ارمنستان نصیحت می کند اگر این انتوکیوس سوریه ای را که الان آمده بابل از اینجا رد کنیم از رومیه  مدائن و بغداد  خاندان گشواد حمله می کنند چه ربطی به رسیدن سلوکیان (پادشاهان رسمی سوریه) به افغانستان دارد؟‌
   ادامه پرسش:  پس به نظر شما اسکندر تاریخ یونان وجود داشته؟ یا ففقط یک اسکندر بوده در تاریخ!؟ پس با مباحث جدید باید که طول مدت حکومت اشکانی بیشتر از 476 سال باشه دگه.!…
   پاسخ پرنیان حامد:  مورخین یونانی از فردی صحبت می کنند که واقعا به طرف ایران آمد و تا هندیجان ایران پیشرفت نام او در تاریخ ایران مهرم پسر ارجاسپ است و فتوحان و آتش زدن قصر شاه و…. او عینا در تاریخ ایران هم مکتوب است این اسکندر نیست زمان او هم 36 سال قبل از کوروش هخامنشی است چه ارتباطی با اشکانی دارد که 476 بشود؟ ملوک الطوایفی =  جمهوری در ایران 260 سال بوده است اشکانیان فقط یکی از این 90 ملک بودند.
   ادامه پرسش:  با سلامپس جنگهای فرهاد اشکانی با انتخیوس سلوکی واقعیت ندارد. داستانهای خانم یاسمین آتشی را خوانده اید؟ نظر شما چیه؟ داستان زیادی درمورد اشکانیان و سلوکیه گفته است. منابع این داستان ها را از کجا اورده است؟.. ایا به نظر شما داستان هایش واقعیت دارد؟!.. شما خانم اتشی را قبول دارید؟… ممنون.. ازشما منتظر جواب هستم……
   پاسخ پرنیان حامد:  آنچه گفته شد چه ارتباطی با دروغ بودن جنگ ریس جمهور ملوک الطوایفی با شاه سوریه دارد؟‌ داستانهای خانم اتشی را نخواندم لذا نظری نمی توانم در باره ایشان داشته باشم.
   ادامه پرسش:  زرتشت اعم از زندگی ان و دین ان و ایین زرتشتی نظر شما را میخاهم بدانم و اطلاعاتی واقعی تر میخاهم بدانم.. درباره تحریف دین هم بگویید و چطور اوستا در اتش سوخته است!.. باتشکر ازشما
   پاسخ پرنیان حامد:  محبت بفرمایید در باب زردشت  به اسناد کتاب رجوع بفرمایید
   پرسش 1754:  سلام استاد حالتان چطور است،  استاد مگه شما نمیگین مخترع زبان و خط اجداده خودمان هستند !؟  پس چرا گفته میشه کتاب مقدس و قدیمه هندی ها قدمت 12000 ساله داره؟! چرا تو دنیا جا افتاده که ریشه زبانهای اروپایی و پارسی زبان سانسکریت هندیاست !؟ این لینک و ببینید! به زبان پارسی در مرحله آخر اهمیت داده شده، انگار زبان پارسی از زبانهای هندی و اروپایی جدیدتره !
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اگر محل دقیق واژه های   هند و اروپایی و هند و ژرمان را  دریافتید محل پیداش زبان و خط هم مشخص است دقیقا کجاست. هند آن از هندیجان ایران شروع می شود با اریابهارات (هند امروزی) ژرمن آن به استناد هرودوت یکی از خاندانهای پارسیان است، حدود کرمانشاه. اروپای آن اروپه حدود کرکوک است، حالا ببینید این زبان  با تشابه هایی که در دنیا دیده می شود، از کجای جهان آغاز و با مهاجرت گروهها به غرب و شرق به کجاها رفته است.
   پاسخ انوش راوید:  کلیک کنید:  تعریف استان و ستان
   پرسش 1757:  با سلام،  1 . در واژه ابریشم ( ری ) به چه معناست؟  2. درباره زبان سانسکریت و هیرو گلیف مطالبی بگذارید.
   پاسخ انوش راوید:  شم به معنی پارچه است،  در دوران کهن پارچه فقط از جنس چرم بود،  شم + مس = شمس.  شم جسم موشکی شکلی بود،  که در افسانه های سومری با آن به فضا می رفتند،  و این جسم را با شم می پوشاندند.  شم پیش بند آهنگران است،  که مس و آهن را ذوب می کردنئد،  بعدها شم به قطعات دیگر چرمی گفته شد،  مانند کفش چرمی ارزان قیمت.
   ــ  شم = پارچه،  ری + شم = پارچه از ری،  ابریشم = ابر + ری + شم = پارچه نازک و نرم ابر مانند از ری،  جهت اطلاع بیشتر از شم بروید به:
      از شم،  شمایل، شمه، شمل، شماس (شم + آس) و بسیاری دیگر آمده است،  ری به معنی طولانی است و همان رای است،  رای خود خورشید نیست،  بلکه مسیر خورشید است،  خدایی است که آدم را به خورشید و روشنایی می رساند،  جاده ری نیز به جاده ابریشم معروف شده است،  دیوار چین نیز پاکوب رای (ری) است،  و از راس کوه و دشت بسوی خورشید می رود.
   نظر 1758:  سلام . به نظر می رسد شخصیت هایی مانند گشتاسپ و بهمن و… یا افسانه هستند و یا خاطره ای از هخامنشیان نزد ساسانیان . یکیش همان شخصیت اردشیر دراز دست هخامنشی , که با شخصیت بهمن در شاهنامه قابل تطابق است .
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام . گشتاسپ و بهمن نماد هستند و نه یک شخص. هرچه زمان دورتر می شود به علت کمبود اطلاعات زمان نماد ها طولانی تر تا آنکه جمشید و ضحاک نماد سلسله های 700 و 1000 ساله هستند. بهمن = 90 سال را نیز اگر بخواهیم با شاهان هخامنشی یکی بدانیم برابر داریوش + خشایارشا + اردشیر اول خواهد بود که زمان آنها نیز حدود همان 90 سال است.
   پرسش 1759:  سلام . در مورد خیونی ها در این نوشته توضیح می دهید :
گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی، پس از مشاهدۀ نام HIONO بر روی سکه‌های ایرانی شرقی این نام را به خیون‌ها نسبت می‌دهد. افزون بر این، او عبارت دیگر ĒPTLA ĒIONO بر روی این سکه‌ها را سندی بر حاکمیت نخبگان هفتالی بر خیون‌ها می‌داند و آن‌ها را با هون‌های سفید یکی می‌داند، و براین باور است که خیون‌ها نه از نژاد ترک بودند و نه از نژاد مغول.
اگر خیونی ها همان یونانیان هستند , ایا بلغاری ها که خود را از نوادگان خیونیان می داند , یونانی هستند و ایا یونانیان به شرق ایران مهاجرت داشته اند ؟
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%86
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام یک لغت پهلوی داریم می توانیم آن را به سه صورت هیونی، ایونی، خیونی بخوانیم. چرا وقتی خاندان ایونی مشخص است و سند در جهان دارد این لغت را به زور هیونی بخوانم به زور بفرستم شرق ایران  در حالی که اسناد آن را در غرب ایران نشان می دهد، و تاریخ کشورم را تبدیل به افسانه کنم؟
   در باب سکه ای که شما می فرمایید فاصله ای حداقل  حدود 500 سال با آنچه من می گوییم دارد. تصور می کنید قبایل در زمان حداقل 500 سال در یک نقطه بی حرکت می مانند؟ آن هم در زمانی که پایتختشان نابود شده است؟
تکرار می کنم ایون ان (خیونی ،هیونی ) یک قبیله از خاندان آشوری (تورانی) هستند که پس از نابود شدن نینوا به هر سو پراکنده شده اند. شما در باب اسناد بعد از این نابودی سخن می گویید من در باب اسناد قبل از این نابودی اختلاف سخن ما حدود 1000 سال است. به اطرافتان نگاه کنید ببینید در طول 30 سال گذشته چقدر از مردم ایران به چهار گوشه جهان مهاجرت کردند حساب کنید در حدود 1000 سال امکان مهاجرتها به شرق و غرب چگونه می توانسته باشد. (ایون ها گریش جزایر اژه نیستند مهاجرین به این جزایر هستند).
   نظر 1760:  سلام . در گزارش یونانیان ( مانند پلوتارک در کتاب ایرانیان و یونانیان ) نوشته شده است که مصر بدون جنگ فتح شد و مرحوم پیرنیا در تاریخ مفصل ایران قدیم جلد دوم, این را نقل کرده اند. لذا نیازی به زمان زیاد برای فتح مصر نداشته است.  با تشکر
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بدون جنگ هم فتح کرده باشد با لشکرش تا این مکان رفته است یا نه؟ چند روز طول می کشد؟ در این مدت زمان غیبت او از کارزار با ایرانیان شاه ایران چه غلطی می کرده است که ایشان از مصر برنگشته توانسته با این سرعت بابل را فتح کند؟ مشکل اصلی هم همانگونه که ذکر شد فتح مصر نیست فتح افغانستان فاجعه ی مفسرین است.  اگر به یونانی ها استناد می کنید هیچ اعتراضی نیست به شرط آنکه انصاف داشته باشید تا آخر به آنها استناد کنید و زمانی که تناقض پیش می آید نگویید مورخ یونانی مزخرف نوشته است .
پاسخ بدهید می خواهم بدانم رود تاناایس و اکسوس به استناد مورخین یونانی در ارمنستان است یا افغانستان؟ می خواهم بدانم باکتری مورخین یونانی بلخ افغانستان است یا قوم بختیاری ایران؟ داهی به استناد این مورخین در شرق ایران امروز است یا در غرب آن؟
   ــ  هرودوت : رود تانایس مرز میان اروپا و آسیا بود.
   ــ  کنت کورث (کتاب 7 بند 7 ) رود تانا ایس باکتری ها را از سکاها جدا می کند این رود میان اسیا و اروپا روان است.
   ــ اریان ( کتاب 3 , فصل 10 , بند 1 ) : بسوس با 7000 باکتریایی و سوار داهی که در این طرف رود تاناایس سکنی داشتند, صفحاتی که در پایین کوه قفقاز بود, عاری از هر آذوقه کرد.
شما بفرمایید این رود تاناایس که مرز اروپا و آسیاست به استناد آریان و کنت کورث  می تواند افغانستان امروزی باشد؟ اروپا در افغانستان است؟ کوههای قفقاز در افغانستان است؟ اگر نیست که امیددارم منطقی باشید و بگویید نیست پس داهی و باکتریای این مورخین نمی تواند بلخ امروزی باشد.
   ــ  هرودت : رود اکسوس از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد به دریای کاسپیان می ریزد. (یعنی ازمنستان نه افغانستان)
   ــ  اریان ( کتاب 3 , فصل 10 , بند 2 ) : اسکندر به طرف اکسوس حرکت کرد. سرچشمه ی این رود در قفقاز است و بزرگتر از رود هایی است که الکساندر در آسیا از آنها گذشته بود. فقط رود های هند از این رود بزرگتر است. این رود نزدیکی هیرکان به دریای کاسپیان می ریزد.
   ــ  گزنفون : هیرکانی ها از یک سو همسایه آسوری ها و از یک سو همسایه لیدی ها بودند.
   اینجا بفرمایید این رود اکسوس و هیرکان  به استناد این سه مورخ یونانی کجاست؟  مفسرتان می گوید اکسوس آمودریا و هیرکان گرگان امروزی است. گرگان  امروزی همسایه آشور و لیدی نبوده! کوههای قفقاز در افغانستان نیست! آمو دریا و سیر دریا هیچکدام از قفقاز سرچشمه نمی گیرند به کاسپیان بریزند !
   بهانه مصر از من نگیرید مشخص کنید افغانستان از کجا پیدا شد تا من برای شما سند بیاورم مصر این مورخین یونانی همان فلسطین امروزی است نه کشور مصر امروزی. و الکساندرشان کهرم در تاریخ ایران است نه اسکندر .
   پرسش 1762:  سلام ممنون از پاسخ شما،  فقط چند پرسش دیگه:
   1 ــ  حالا واقعیت زبان عبری رو نمیدونم ولی آ رو که میگن پدر دم هم که نفس که امیدوارم کسی پاسخ منو بده و اینکه اگر عدن ایرانه خب پس اینکه خانه خدا (کعبه) از چه زمانی بوده.
   پاسخ انوش راوید:  با مراجعه به سایت های دینی در قم و… که درباره تاریخ خانه کعبه نوشته اند،  براحتی متوجه خواهید شد،  تاریخ ساخت آن خیلی قبل از اسلام بوده،  و مانند کعبه زرتشت در پاسارگاد بوده است.
   پاسخ پرنیان حامد:با سلام کدام عدن را می خواهید؟ شما باید زمان مشخص کنید. در طول 7000 سال مردم یک جا نشستند و محل مقدس مکان های جدید هم عدن نام دارد. ادن را به زبان پهلوی می توانید اتن بخوانید (د و ت جابجایی دارد) از جیرفت ما عدن داریم تا  جزایر دریای اژه که مهاجرت 7000 ساله را نشان می دهد عدن چه سالی را می خواهید؟
عکس خانه خدا ،  مکه،  عکس شماره 2743.
   ادامه پرسش:  2 – درمورد کشور کنونی چین که میگن بخاطر اینکه ایرانیا به اونجا چین میگفتن چین نام گرفته نام اصلی این کشور چیه و تاریخش به چه زمانی بر می گرده.
   پاسخ انوش راوید: خواندن و دانستن تاریخ چین صد سال زمان می خواهد،  درباره تاریخ چین هزاران کتاب نوشته شده،  ابتدا به ویکی پدیا انگلیسی مراجعه نمایید،  و منابع ذکر شده را پیگیری نمایید،  جهت خلاصه و کوتاه تاریخ چین به اینجا بروید.
   پاسخ پرنیان حامد:  سین نام ایزد ماه است که چین خوانده می شود و چین استانی که در متون پهلوی ساسانی آمده است خوزستان است. اسناد مانی در غار تورفان نشان می دهد که گروهی مانوی به آن سو فرار کرده اند. کتیبه ساسانی نشان می دهد که گروهی ساسانی به آن سو رفته اند. فاصله  کشور چین تا ایران فاصله کوتاهی نیست که در زمان قدیم هر روز سری به آنجا زده باشند گروهایی که به آن سو رفتند به احتمال زیاد هرگز بازنگشتند که در مکتوبات ما نام سابق آن کشور یافت شود. اما در مکتوبات آنها نام اشکانیان و باور های ایرانی و … به چشم می خورد. خودتان قضاوت کنید.
   ادامه پرسش:  3 – و یک سوال دیگه زمان تمدن جیرفت یا ارته جنگی در گرفته و اگر گرفته سلاح های پیشرفته ای داشتن یا خیر.
   پاسخ پرنیان حامد:  در جیرفت تا آنجا که می دانم هیچ  سلاح جنگی پیدا نشد که باعث تعجب باستانشناسان هم شد اما باز هم  از کاوشگران جیرفت سوال بفرمایید.
   ادامه پرسش:  4 – درمورد موجودات فضایی که البته خود منم با شما موافقم در آیین هندو فکر کنم چند تصویر بدست آوردن یا در مصر که میگن با سفینه هایی روبرو میشن میخوام ببینم شما چی میگید.
   پاسخ پرنیان حامد:  هر گردی گردو نیست ، هر مخروطی موشک فضایی نیست، هر بشقابی بشقاب پرنده نیست. سفینه های مصری الان در کدام موزه است؟ در کدام کتاب آیین هندو یا ایران یا مصر مکتوب است که از آسمان آدم به زمین آمد؟  تصور نمی کنید در صورت پذیرفتن این فرضیه باید باور کنیم که اون آدم های از فضا آمده تکنولوژی پیشرفته ای داشتند؟ اثر آن تکنولوژی کجاست که انسان تازه در این عصر موفق شد به فضا برود؟ اگر موجودی از فضا آمد چرا به انسان همان 5000 سال پیش این تکنولوژی را نیاموخت؟
   ادامه پرسش:  4 – درمورد جنیان که از معنیش میشه فهمید موجودان پنهان هستن واقعا وجود ندارن؟ ممنون
   پاسخ پرنیان حامد:  با مشخصاتی که شما در نظر دارید خیر وجود ندارند . اما اینکه به مردمی چون من و شما که دین نداشتند دیو می گفتند و یا  ن از خاندان  پرنی ها افتاده تبدیل به پری و شاه پریان شده است  و یا گروهی از مردم با نام جنی یا ژنی مجبور شدند خودشان را به عللی که نمیدانیم پنهان کنند، دلایلی منطقی بر وجود افراد و خاندانهای مورد نظر شماست که مردم عادی چون من و شما بودند.
   پرسش 1763:  سلام . خارس میتیلنی مورخ قرن چهارم پیش از میلاد, نوشته است که ویشتاسپ و برادرش زیریا در (زریر) شاه ماد و کشور پایین بودند. ایا این نمی تواند همان گشتاسپ باشد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام چرا می تواند گشتاسپ و زریر و جنگ یادگار زریران باشد . اما قرن چهارم قبل از میلاد به استناد  کدام تاریخ و کدام حساب است؟ زمان مورخ باید حدود 340-320 ق.م به استناد تاریخ ایران باشد. حدود 60 سال برای این مورخ زیاد نوشتند اگر لغت حدود 400 ق.م ذکر شده است کاملا صحیح است خودشان هستند.
   پرسش 1764:  درود درباره دیو در وبلاگ خاندم آیا دیو با دایناسور یکی است؟ سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما . به افرادی که ایین زردشتی را نپذیرفتند دیو گفتند که به ایین دیویسنا بودند و تضاد با مزدیسنا داشتند تصور نمی کنم ارتباطی با دایناسور داشته باشد مخصوصا که دیو ها خط و زبان داشتند!
   پاسخ انوش راوید:  دایناسور = دایو + نا = زیاد + سور= بزرگ، جشنواره،  در کل می شود دیو بزرگ بزرگ،  در تعریف سنگ های ایکا در مطالب جالب شماره 149 توضیح نوشته ام.  دیو با آوای دی + و = روز نگار،  دیو با آوای دایو = دیو جانور یا دایناسور کوچک.
   پرسش 1765:  شما از کجا می دانید که گای اوزو که گفتید اهل خوزستان است, همان گائوتسو است؟  این گائوزو نیست بلکه اشتباه تایپی دوستمان بوده است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D8%A6%D9%88%D8%AA%D8%B3%D9%88_%28%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%A7%D9%86%29
   پاسخ پرنیان حامد:  اگر تصور کردید که اشتباه تایپی دوستمان در اصل ماجرا تغییری ایجاد می کند متاسفانه اشتباه کردید. گای اوزی (خوزستان) نیست اشتباه تایپی دوستامان  بود به گفته این دوستمان  گای اودسو (نهاوند)  است. شما اصل ماجرا را کنار گذاشتید ایراد تایپی می گیرید؟ گای لقب خاندان اوس است می خواهد نهاوند باشد می خواهد خوزستان باشد. سوالی داشتم  گای اوس  ایلیوس کی سر (گایوس یولیوس سزار) چینی بود یا ایتالیایی؟  دریغ نکنید به باد بدهید از شرق و غرب تاریخ و تمدنتان را دو دستی از شرق به چین و از غرب به ایتالیا تقدیم کنید اصلا نگران نباشید آخرین امیدهاست نجنبید 100سال دیگر تاریخ تمدن ایران را از همان 10 – 12 قرن پیش می نویسند با رنگ قرمز هم زیر آن می نویسند قبل از آن ایران بیابان برهوت بود. ادامه بدهید عالی است !
   پاسخ انوش راوید:  در لینک ویکی پدیا ذکر شده هیچ مطلبی مهمی نبود،  فقط سه خط بود،  به منبع آن لینک که ویکی پدیا انگلیسی است رفتم،  کلی صفحه سیاه کرده بودند،  و باز هم هیچ سند و مدرک تاریخی ذکر نکرده بود.  در این مطلب انگلیسی درباره نام گائوتسو نوشته شده،  که نام اصلی او   Liu Bangلیو بانگ بود،  و هیچ ریشه یابی و سند درباره این نام ارائه نکرده است.  حال من آنرا ریشه یابی می کنم:
   لیو بامگ = لی او (O) بانگ = لی بانگ زن =  لی فریاد زن از خاندان الی،  بدلیل اهمیت موضوع توضیح بیشتر بعداً.
   نظر 1766:  سلام بر شما،  متن شهرستانهار ارانشهر که من در اختیار دارم (ترجمه تورج دریایی) هیچ زدگی ای ندارد. این بند 57 تا 60 :
   شهرستان ون را ون دختر گلخشان ساخت که به زنی کیقباد درآمد، و تور برادریش کرب با ادوگری آنجا را بصورت دژ اروندسب در آورد، برای حفظ جان خویش. در کوست آذربایجان شهرستان گنزک را افراسیاب تورانی ساخت. شهرستان آمُل را زندیق پر مرگ ساخت. زرتشت پسر اسپیتمان از آن شهر بود. شهرستان بغداد را ابوجعفر که او را دوانیقی خوانند ساخت.
   نمی دانم که ترجمه ای که عده ای می دهند با سایر نسخه ها فرق می کند! مثلا اقای ارشام پارسی, در یک مقاله به نقل از شهرستانهای ایرانشهر نوشته: شهرستان آموغ را زندیق پر مرگ ساخت. زرتشت پسر سپنتمان از ان شهر بود. همچنین این شهر "ون" که همان وان در ترکیه است را نوشته که بلخش اشکانی ساخت!. (البته این سند می رساند که تورانیان و تر برادرکرش در غرب بوده اند).
   آمل کنونی 100% نیست. اما شاید همان ammul در اسناد دو رودی باشد که جایش محققا معلوم نیست ولی در خاک اتحادیه ی ماد باید باشد.  با سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کتاب آقای دریایی را سفارش دادم به دستم رسید با شما سخن خواهم گفت به هر تفدیر به کوست آذرآبادگان است نه افغانستان. زندیق پر مرگ یعنی مزدک.  به هر صورت سطر به سطر آن تاکید و تایید می کند همه اتفاقات در غرب ایران امروزی است و با بلخ و افغانستان امروزی ربطی ندارد اجازه بدهید ترجمه ایشان را نیز مطالعه کنم سپس به شما پاسخ بدهم،  پاینده باشید.
   پرسش 1767:  درود . در اسناد اشوری آمده است که پاتیش آرا که همان پاتیشخوار (پتشخوارگر) است, جزئی از خاک ماد است. در این باب چه نظری دارید؟  از آنجا که نام پتشخوارگر را کرمان شهر (بندهش) نوشته اند, و کرمان ها را نمی توان به شرق ایران برد, چه نظری دارید؟ با سپاس از شما
   پاسخ پرنیان حامد:  پتشخوارگر طبق اسناد باید محلی بین نهاوند و کرمانشاه امروزی باشد نه استان کرمان امروزی سند آشوری شما هم حدودا همین مکان را تایید می کند.
   پرسش 1768:  باسلام اقای راوید. من در وبلاگ شما و خانم پرنیان حامد دنبال مقاله زرتشت میگردم و پیدا نمیکنم. مقاله ای کامل میخواهم به این مقاله نیاز دارم. لطفا راهنمایی ام کنید. باتشکر..
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کدام زردشت؟ زردشت به معنی پیامبر است،  اوستا مجموع نوشته های این زردشتان است، کدام زردشت را می خواهید؟ برای اسناد ادعای بالا می توانید به کتاب رجوع کنید فرصت ندارید کتاب بخوانید مشخص کنید چه زمانی و کدام زردشت مد نظر شماست یا خداقل کدام کیش آیین زردشتی (دیویسنا یا مزدیسنا) به شما کمک کنیم.
   نظر 1769:
درود بشما دوست گرامی،  سپاس از گزینش ما
چرا ما را آتش پرست میخوانند ولی خودشان نیستند؟..!
اگر میترا گاو نری را سر برید تا مردم را از رمه داری به کشاورزی رهنمود سازد و ایران را پایگزاری کند، مردمان دیگر انگاشتند که بایستی برای خدایانشان کربانی (قربانی) بدهند..! اگر ایرانیان بر آتش ارج گزاشتند و نگهبانیها کردند مردماتی دیگر انگاشتند که آتش پدید آورنده است و بایستی پایه دینشان را بر آتش بنا نهند و داستانهایی هم سر هم کردند که موسی در کوه تور بوته ای آتشین دید و آتش با او گفتگو کرد و از او خواست تا کفشهایش را بر کند تا پاکیزه در پیش او بماند ولی نمیدانست که پایش در اون کفش بوی گندش بدتر و آلوده تر از کفشش است..! خودشان آتش پرستی را آشکارا می کنند و بر آزادگان که نگهبانان پسر خورشید بر زمین ارج میگزارند ایرادها می گیرند و داستان پدر، پسر و روان پاک (خورشید و آتش و فروهر) را از ما میدزدند و بنام دینشان جا میزنند و بر سر نگاره های دلاوران و بزرگانمان مانند میترا و آزربرزین و سیاوش لچک می کنند و بنام خودشان به بازار دینیشان میاورند… اگر آگاه نمانیم همانگونه که درفش کیانیمان را ناکسان انگلیسی بر تاجشان میگزارند ایرانمان را هم نامی روسی، چینی میگزارند..! تا این اهریمنان هستند این بدبختی ها هم هست… آگاهی ها بسیارند ولی کشوری نداریم تا فرزندان ایران را آگاه کنیم، بکوشیم نخست این اهریمنان را سرنگون کنیم تا آموزشگاهها را با این دانسته ها آزین بخشیم وگرنه این آگاهی ها هم با مردن ما و شما و آنها باز هم در سندوغهای هزاره ها خواهد رفت، پیروزی با همبستگیها بانجام میرسد.
با مهر، پاینده فر و فرهنگ ایران و آزادگان
***آزرگان در نهم آزر بر شما آزادگان شاد و پیروز
   پاسخ پرنیان حامد:  باسپاس از شما با تغییری بسیار کوچک (با اجازه شما) نظر شما بر روی وبلاگ باز خواهد شد تا خوانندگان از دیدگاه شما آگاه شوند پاینده باشید.
   پرسش 1770:  سلام اقای انوش راوید… نظر شما این است که دین میترا زرتشت یکی هستن و دوشاخه متفاوت ..جایی گفته بودین هوخشتره اوستای اصلی را جمع اوری کرده است؟  که دیویسنا گویند وایین مهر است دیویسنا چه بوده است؟  کتابی بوده است؟. برای من توضیح بدهید..باتشکر زیادازشما ..
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام به استناد اوستا آیین زردشت باید چند کیش داشته باشد که قسم می خورند من به آیین مزدیسنا و دشمن دیویسنا هستم. دیویسنا آیین مهر است زردشت یعنی پیامبر یک نفر نیست سند وجود 5 زردشت را من شخصا پیدا کردم اوستا کتابی است که مجموع گفته های این زردشتان است.
   آقای راوید گفتند هوخشتره جمع آوری کرده است، ممکن است.  بروسوس پیشوای معروف کلده زردشت را سر سلسله پادشاهان ماد نژاد می داند. آثار اجدادش را جمع اوری کرده است.
   اولین زردشت به احتمال زیاد  بوداسپ به زمان تهمورس است چون نوشته زنار بستند و خورشید پرستیدند دومین زردشت به استناد اوستا بر نماد سلسله جمشید (سومریان) است و…. آخرین زردشت به زمان گشتاسپ حدود 15 تا 36 سال قبل از کوروش کبیر است که آیین دیویسنا را دیگر گونه ساخت. برای اطلاع و اسناد بیشتر می توانید به کتاب رجوع کنید.
   پاسخ انوش راوید:  من چنین چیزی نگفتم،  زیرا بانوی گرامی پرنیان حامد،  درباره کرنولوژی دوران هخامنشیان و اشکانیان می گویند و پاسخ می دهند.
   پرسش 1771:  باسلام. حمله اعراب راکه اقای راوید بادلایلی رد کرده اند پس چرا میگویید حمله اعراب .؟ در پرسش و پاسخ کنکاش بارها دوباره حمله اعراب را پیش کشیدید! اقای راوید خودشان پیش میکشند واز استناد حمله اعراب استفاده میکنند..
   پاسخ انوش راوید:  با دقت بخوانید و مطلب مورد نظرتان را کپی کنید بفرستید.
   پاسخ پرنیان حامد:سوال شما بار اول یکشنبه 17 آذر 1392 @ 02:08
   سلام خانم پرنیان حامد .. شما در پاسخ هایتان از حمله اعراب استفاده ونام میبرید. چرا؟  به گفته انوش راوید و مقاله داستان دروغ قادسیه واقعیت ندارد.. شما دارید استناد میکنید لطفا برای من توضیح بدهید… باتشکر ازشما..
   پاسخ انوش راوید:  ارب با عرب تفاوت دارد،  تازی با تاجیک یکی است،  هیچ نشانی و نوشته ای از عرب با ع تا قبل از اسلام وجود ندارد،  در مورد عرب و تازی شما اشتباه برداشت کرده اید.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید.
   پاسخ پرنیان حامد:  سوال شما بار دوم 4 دقیقه بعد یکشنبه 17 آذر 1392    02:12
   خانم پرنیان حامد؟؟؟/////؟؟؟؟ 
   باسلام …من فکرمیکنم که پرنیان حامد و انوش راوید درمورد حمله اعراب باهم اختلاف نظردارند.. اگراشتباه میکنم بگویید.. من مقاله دروغ قادسیه را خوانده ام. پرنیان حامد میگوید اعراب برایران چیره شدند ولی انوش چیز دیگری میگوید..! انوش راوید درجایی گفتن که جنگهای مسلمانان با رومیان درواقع ادامه جنگهای ایران با روم بود.. درست است؟ یعنی ایران مسلمان شذه با فرهنگ نه باشمشیر وزور وجزیه درست است؟… باتشکر .. ازشما دوعزیز..
   پاسخ انوش راوید:  ارب با عرب تفاوت دارد،  تازی با تاجیک یکی است،  هیچ نشانی و نوشته ای از عرب با ع تا قبل از اسلام وجود ندارد،  در مورد عرب و تازی شما اشتباه برداشت کرده اید.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران بروید.
   پاسخ پرنیان حامد:  نتیجه گیری و صدور حکم قطعی از سوی شما 10 دقیقه بعد  یکشنبه 17 آذر 1392  02:22
   یعنی شما گرامی در حقیقت در مدت 14 دقیقه سوال کردید بدون هیچ جوابی قضاوت کردید و حکم محکومیت ما را صادر کردید ! بسیار جالب است.
   حال محبت بفرمایید 5 دقیقه از وقت گرامی را صرف بفرمایید ببینید اولین پرسشی که من به آقای انوش راوید پاسخ دادم چه بود:
…………………………………………………………………………
   پرسش انوش راوید ــ  در صفحه 12 کتاب از حمله اعراب و مغولان و تیمور و افغان به ایران گفته شده است،  آیا این حملات واقعی است،  یعنی علم و دانش در این موارد بسته شده است؟  آیا روزی خود نویسنده کتاب و یا شخص دیگری درباره دروغ بودن آنها نخواهد گفت و نوشت؟  آیا این موضوع آشکار شدن اندیشه حقیقت دانستن دروغ حمله اسکندر مقدونی به ایران توسط دیگران نمی باشد؟
  پاسخ پرنیان حامد:  آنچه را که در تاریخ با تحقیقات بتوان مورد سوال قرار داد, بررسی خواهد شد. در غیر این صورت مجبور به پذیرش  موقت آن می باشیم. حمله اعراب به ایران غیر قابل انکار است و بحث و بررسی بر سر طریقه آن می باشد.  بر من نیز اشکار است که فتح ایران توسط اعراب بدون کمک خود ایرانیان غیر ممکن بوده است .
………………………………………………………………………………………………
    پرنیان حامد تا زمانی که سند محکم برای رد نداشته باشد مجبور به پذیرش موقت آن است.  فرضیه رد این حمله و به عبارت دیگر تناقضات مربوط به این حمله که در تاریخ مکتوب است نیز فرضیه ای نیست که ما آن را شبانه به خواب دیده باشیم و صبح برای شما مطرح کرده باشیم تناقضات آن در دهه های گذشته توسط اساتیدی چون احمد حامی مطرح شد که کسی توجهی به آن نکرد. شما نیز نیازی نیست که فکر کنید و در باب اختلاف نظر در مدت 14 دقیقه برای ما حکم صادر کنید در طول دو سال گذشته تناقضات مکتوبات این حمله را بررسی کردم مکتوبات آنقدر ناهمگون است که به راحتی می توان فرضیه مشکوک بودن آن را بیان کرد اما برای اثبات فرضیه نیاز به سند است و اسناد من هنوز در این باب کافی نیست مطمئن باشید به محض تکمیل آنها طریقه، علت و سبب، افرادی که به ایران در این زمان وارد شدند و علت این انقلاب و دگرگونی در آن زمان در ایران را روی همین وبلاگ به شما خاطرنشان خواهم کرد.
   جالب:  عزیزان تاریخ را بخاطر انوش راوید و پرنیان حامد نخوانید و ندانید،  تاریخ را بخاطر علم و تخصص بخوانید و بدانید.
   پرسش 1772:  با سلام. ایا هیاطله و کیداریان و خیونی هایی که تا اروپا رو فتح کردند و در زمان ساسانی مشکل افرین بودند در شرق بودند؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام در زمان ساسانیان در شرق بودند.
   نظر 1773:  ممنون از مطالب خوبتون من هم همیشه از این که توی کتابا از شکست های ایرانی ها توی جنگ های بزرگ می گفتند هیچوقت نمی گفتند که چقدر عظمت داشتند حرصم در میومد اونا همیشه نیمه خالی لیوان رو می بینن و هیچ وقت من توی هیچ جا از مستندات ندیدم که از خوبی ها و عظمت دوره ی هخامنشی و بعضی از شاهان بگن.
   پاسخ پرنیان حامد:  سیاست ایجاب می کند که کشورهایی که دارای تمدن کهن هستند را بکوبند تا  از گل آلود شدن آب، ماهی بگیرند و قدمت تمدنی که ندارند را برای خود دست و پا کنند و کلیه علوم  و تمدن جهان را به خود نسبت بدهند متاسفانه در این گیر و دار اگر ما ایرانیان حرکت نکنیم و از تاریخ و تمدن کشورمان دفاع نکنیم بر اثر تحریفات کل تاریخ و تمدن نیاکانمان را از دست خواهیم داد 100 سال دیگر اثبات خیلی از حقایق غیر ممکن خواهد شد چون اسناد و مدارک و بناها و… آن را نابود کردند آخرین نسلی هستیم که شاهد بعضی اسناد بودیم و انتقال سینه به سینه نیز فایده ای ندارد حرکت کنید.  مکتوب کنید. تاریخ و تمدن کشورتان را نجات بدهید.
   پرسش 1774:  ساگارتی به چه منطقه ای گفته می شده است؟
   پاسخ پرنیان حامد:ــ پارسها : پاسارگادی ها, مرفی ها, ماسپیان ها, پانتالی ها, دروزی ها, ژرمن ها. پارسها همچنین چهار قبیله چادر نشین داشتند که عبارتند از: ساگارتی ها, مرد ها, دروپیک ها, داآن ها. (هرودوت)
ساگارتی  یکی از قبایل پارسها بود که چادر نشین بودند از نژاد پارس.  احتمالا از چهار لنگ ایل بختیاری کنونی در ایرانند و حدود زندگی آنان در ان زمان باید کردستان ایران باشد.
   پاسخ انوش راوید:  آنچه که من در وبلاگم می نویسم،  متفاوت با نوشته های دیگران است،  اگر قرار باشد،  همان حرف ها را تکرار کنم،  که دیگر نیازی به این کار نیست.  طی 200 سال گذشته،  برای تاریخ ایران دروغ و پرت و پلا زیاد نوشته اند،  درباره ساگارت نیز همین گونه است.  کتاب ها و نوشته های زیادی دارم،  که از آنها درباره این نام نوشته شده است.  ولی باز با این وجود بمنظور تحقیق های احتمالی جدیدتر،  به اینترنت رجوع کردم،  دیدم همان پرت و پلاها را تکرار کرده اند،  و همه سردرگم هستند،  که ساگارت کجاست؟
   ــ  ساگارت = سا = آسمان + گار = پسوند بجا آورنده،  در جمع ساگارت می شود،  دعا کننده به آسمان.  ساگار یا ساگارت نام طایفه یا قومی با زبان و فرهنگ خاص نیست،  بلکه نام یک بینش در تاریخ اجتماعی است،  و می تواند بسیاری مردم را شامل شود.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهر ها و روستا های ایران بروید.
ارگ   http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.