پرسش و پاسخ های 18

پرسش و پاسخ 18
      تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بخشی از پرسشها توسط بانو پرنیان حامد در اینجا پاسخ داده شده.
   ــ  گاهی از پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد،  همچنین درصورتی که نظر و پرسش شخصی از قلم افتاد لطفاً تکرار نماید.
   عکس جنگ گاو های نر،  که در استان گیلان به ورزا وار گیلان معروف است،  عکس شماره 7695 .  سی دی این جنگ را تهیه کنید،  بویژه در استان گیلان بنام "ورزا وار گیلان"،  و درباره این جنگ گاوها نظر بدهید،  از نظر من گاو حیوانی است که از ابتدای تمدن بشر در خدمت انسان بوده است،  یا حتی به نوعی در تکامل تمدن نقش داشته است،  و نباید با آن چنین رفتار کرد.
  ــ ورزا = گاو نر + وار = جنگ = War =  که از زبان تمدن جی به اروپا رفته است.
   پرسش 672:  شما سعی میکنید مستدل و مستند بگویید و این خوب ست. اما پرسش مهمی که کلید ناگفته های تاریخ اسلامی میتواند باشد این ست که ایا خلفای راشد ایرانی بوده اند؟ یا نه، همان عرب مسلمان عربستانی هستند؟ البته من گمانم این ست که اینها عرب ایرانی باشند.
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:  ایرانی و عرب صدر اسلام
   نظر 673:  سلام اقای راوید تصور میکنم که این اقای سعید حیدری اصلا نه استاد دانشگاه تهران است نه روانشناس نه چیز دیگر. این اقا قصد دارد مزاحم شما شود و افکار را منحرف کند.  جوانان باهوش مواظب باشید …..
   پاسخ انوش راوید:  درست می فرمایید، در مدت چند سال گذشته اندکی از این قبیل هر چند وقت در وبلاگ چنین پرت و پلا هایی بمنظور اهداف شوم ضد ایرانی می نویسند،  و من هم از فرصت استفاده می کنم و درک از آزادی قلم و اندیشه را به جوانان ایران گوشزده می کنم.  اگر واقعاً و واقعی از آزادی اندیشه و قلم دانسته نشود،  حال اگر خاک ایران طلا باشد،  همه دانشمند باشند،  باز بیچارگی بینوایی خواهد بود.
   مهم :  در ضمن با پست نظر منحوس فرد کذایی بنام سعید حیدری،  که خود را استاد دانشگاه معرفی کرده بود،  خواستم بلکه اساتید واقعی تاریخی ایران از خواب بیدار شوند،  و دروغ های تاریخ را افشا کنند،  در غیر اینصورت موجودات دیگری جای آنها خود را استاد دانشگاه معرفی می کنند،  و در نهایت با دروغ و دونگ ضربه به اساتید واقعی محترم می زنند.
   پرسش 674:  آیا چنگیز مغول ایرانی بود؟
   پاسخ انوش راوید:  چنگیز پسر بهادر خود را از نوادگان بهرام گور می دانست،
   ــ  مغول = مغ + ل = فرایض مغ،  کسی که عمل مغ را بجا می آورد،  ل = ر = دارنده، رفته، انجام دهنده،  جهت اطلاع از ریشه یابی واژه،  به حروف هیروکلیف جی مراجعه شود.
   پرسش 675:  اسم روستای ما (پرسبانج) است، در استان قزوین در شهرستان آوج، از شما برای معنی کردن روستایمان درخاست همکاری را داریم التماس دعا.
   پاسخ انوش راوید:  پرسبانج = پر سر = روحانی + بان یا پان = نگهبان + ج = ژ = ژن = معبد زن
در کل می شود "روحانیون نگهبان معبد زن یا آناهیتا".  در طول تاریخ اسلامی این واژه به پرسپانه تغییر کرده بود.  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید.  قدیمی ترین سند مکتوب که از پرسپانه نام برده شده مربوط می شود به 272 سال پیش در 14 ربیع الاول سال 1155هجری قمری برابر با 29 اردیبهشت 1121 است.
   نظر 676:  به نظر من کیومرث همان حضرت نوح (ع) است و کشور سومر برابر گومر میباشد،  و از گیومرث ( گومرس) گرفته شده است.  سیامک برابر سام (ع) و هوشنگ برابر هود (ع) است، (هوشنگ= هوثنگ= هوتنگ= هودنگ).  نظر شما؟؟؟
   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه شما،  امکان آن می باشد،  عزیزان پیگیری کننده وبلاگ درباره آن تحقیق و تحلیل بیشتر کند.
   نظر 677:  متنی که شما نوشتید دوست عزیز،  *دومین دروغ بزرگ تاریخ*  بله درسته. سومین دروغ بزرگ تاریخ مطلب شما بود طوری نوشتید که من گمان می کنم اعراب با ماچ و بوسه و روبوسی فرهنگ و زبان و همه چیزشان رو بر ما غالب کردند!!! چطور می گین فقیر و غنی اون زمان مفهومی نداشت!!!! وقتی حضرت علی (ع) شبانه می رفت به فقرا غذا می داد؟؟؟ مار و سوسمار خوردن دلیل فقر نبود که ایشان غذا براشون می برد ؟؟؟ پس یا قسمتی از حملات رو جهل بدانید و یا مغز مارو منحرف نکنید،  شما مسول هستید نسبت به ما. خواهش می کنم عنوان مطلبتون رو عوض کنید، و گرنه حس می کنم یک تنه و بر اساس عقاید شخصیتون می خواید در برابر کلی کتاب و مدارک که اقلا بر این یک قلم که شما دروغ خواندید اتفاق نظر دارن مقابله کنید که کاری از پیش نخواهید برد!!!
   پاسخ انوش راوید:  بارها نوشته ام مشکل از درک و دانش شما جوانان عزیز نیست،  مشکل از سیستم آموزشی وامانده بجا مانده از قرن گذشته است،  اول،  بارها تکرار کردم آزادی اندیشه و قلم اصل همه چیز است،  تا نباشد هیچ نیست و نخواهیم بود،  این موضوع مهم را در نظر داشته باشید.  در دورانی که بنام صدر اسلام گفته می شود، مردم در دوران قبیله ای زندگی می کردند،  و سیستم اجتماعی بر اساس قبیله بود،  شرایط زندگی قبیله ای را بخوانید.  بسیاری از داستان های دینی در دوران فئودالی از ساختارهای تاریخی اجتماع نوشته شده است،  و داستانها را با دید زمان خودشان گفته اند،  مانند فقیر و غنی.  در دوران تاریخی خورد و خورک مردم بر پایه داده های طبیعت هر سرزمین استوار بود،  خوردن ملخ و سوسمار نیز بخشی از خوراک مردم کمربند بیابانی جهان بوده است و می باشد،  و این دلیل بر فقر نمی باشد،  از نظر من خوراک امروز مردم ایران،  که بر پایه اصلی برنج ژنتیکی خارجی و مرغ هورمونی صنعتی است،  دلیل بر فقر مادی و فرهنگی می باشد.  بقیه نظرات شما را بمنظور آزادی اندیشه و قلم در این پست کپی کردم،  و بنظرم نظر خیلی شخصی شما است،  و پاسخ ندارد.
   پرسش 678:  معدن الماس آبی در ایران،  سلام،  آیا وجود معدن الماس آبی در ایران صحت دارد؟  سپاس
   پاسخ انوش راوید:  معدن یاقوت آبی در ایران وجود دارد،  نه الماس آبی،  بتازگی یک معدن یاقوت آبی در استان همدان کشف شده است،  یاقوت آبی در آثار باستانی ایران وجود دارد،  به موزه مجازی ارگ مراجعه نمایید.
   نظر 679:  نظر بی ادبانه که سیستم یافتن لغات زشت ایمیل آن نظر را حذف کرد.
   انوش راوید:  انگشت شماری موجود کثیف بی ادب که با اهانت نظر می نویسند،  ایرانی نیستند،  این موجودات بدلیل عدم تربیت خانوادگی و داشتن کودکی بد (مانند کتک و توهین و تجاوز)،  فاقد شعور شده اند،  و خود بخود نمی توانند درکی از آزادی قلم و اندیشه،  درکی از نظریه و تحقیق،  و کلاً شعور اجتماعی داشته باشند.  آنها براحتی مانند کودکی شان مورد سوء استفاده دشمنان تاریخ ایران قرار می گیرند،  و بنا به خواسته دشمنان ایرانی و ایرانی،  می خواهند با اهانت و جو سازی مانع از این شوند که ایرانیان به واقعیت های تاریخی خودشان دست یابند،  زیرا دشمنان ملت ایران می دانند ملتی که از گذشته خود بدرستی بداند،  راه آینده را بهتر می یابد.
   پرسش 680:  شما نوشته اید که مردم دامغان مغول بودند و آنها به ایران حمله کردند درصورتیکه مردم دامغان آدمهای شریف هستند و نه اینکه به ایران و اروپا حمله و کشتار کنند،  درضمن در دامغان بطور طبیعی اسب وجود ندارد که لشکر سواره نظام داشته باشند.
   پاسخ انوش راوید:  در دروغ حمله مغول به ایران نوشته ام منظور از مغول ستان،  استان سمنان و دامغان کنونی ایران بوده است،  این را من نمی گویم،  زبان مردم پیر روستایی دامغان می گوید،  ریشه یابی نام دامغان می گوید،  پیرمرد روستایی دامغانی،  مردم دامغان را از نسل ساسانیان می دانست،  او دامغان را دممغون می گفت.
دممغون = دم = دام = تکیه + مغون = مغان = مغ ها.
دامغان =  تکیه مغها،  شهر مغها.
بمنظور ریشه یابی نام و تاریخ دامغان و بنای تاریخانه دامغان،  ده ها وب را بازدید کردم،  انگار مغز و دانش همه ایرانیها از روی یکدیگر کپی شده است،  و هیچ کدام توانایی آنرا ندارند نگاهی به اطراف و زبان و داستان های خانوادگی خودشان بیاندازند،  و همه یک مطلب اشتباه را کپی پیس کرده بودند.
تاریخانه = تا = مضاعف، بزرگ + ری = رای = راه و خدای خورشید + خانه.
تاریخانه = خانه بزرگ خدای خورشید
همان بی سواد هایی که این واژه اصیل ایرانی را ترکیب فارسی و ترکی مغولی از مغولستان آمده گفته اند،  همانها مغ های ایرانی را نیز مغول و خونخوار کشور مغولستان معرفی کرده اند،  و همانها بی سند و مدرک کلی داستان و پرت و پلا گفته و نوشته اند،  یک سند واقعی بمنظور پرت و پلاهایشان ندارند.
اگر می خواهید از تاریخ کشورتان از اجدادتان بدرستی بدانید،  اول باید شستشوی مغزی و دروغ های سیستم آموزشی وامانده قرن گذشته را از مغزتان خارج کنید.  در ذهن ها جا افتاده که مغول های ایران قیافه ای منگولی دارند،  و از کشور مغولستان آمده و خونخوار و آدمکش بودند،  که این غیر ممکن است و در دروغ حمله مغول آنرا کاملاً رد کرده ام،  دروغها را از مغزتان خارج کنید،  تا بتوانید واقعیت ها را درک کنید.  مغول همان مغ های ایرانی بودند با قیافه زیبا و دوست داشتنی ایرانی،  نه خونخوار بودند نه آدمکش بلکه آنها با مکتب آمدند،  و از همه ایران به آنها پیوستند.
       داشتن یا نداشتن اسب در جایی ملاک نیست،  مردم از همه ایران با آنها همراه شدند،  و یکی از مهمترین گذر های تاریخی ایران بوجود آمد،  سپس بعد از این حرکت ساختار تاریخی اجتماع ایران از سازمان قبیله ای دینی به فئودالی اولیه تغییر کرد.  درضمن دامغان هم مانند بقیه ایران اسب های پرورشی و نظامی داشته است،  حتی در زمان رضا شاه یک هنگ سواره نظام قاجاری را به نیروی مکانیزه تبدیل کردند،  هرچند که هزار جریب دامغان مرکز اسب است،  حتی در روستا هایی مانند فیروز آباد دامغان مراسم تاریخی دینی را با اسب اجرا می کنند،  بهانه از این بزرگتر نداشتید.
      مغ های تاریخانه دامغان،  از همه ایران بودند نه تنها از شهر دممغون،  مغول های حمله کننده به اروپا مربوط به دوره های بعد و خانات ایرانی بودند،  بزودی درباره آنها و پیروزی هایشان که باید باعث افتخار ایرانی باشد می نویسم.  چقدر بدبختی است،  که دست آورد های تاریخی ایران را بنام مردم کم جمعیت و کم اهمیت بیابان های کشور های مغولستان و عربستان گفته و نوشته اند،  و مغز های بدون تحلیل و درک کپی پیسی،  آنها را باور داشته و توانایی و قدرت تاریخی ایرانی را نمی بینند،  که هیچ،  بلکه براحتی واگذار می کنند.  اگر این وضع همچنان ادامه پیدا کند،  بسیار بد است.
   نظر و پرسش 681:  چرا بعضیها به جملات شما توجه نمیکنن؟؟؟  با سوالاتشون انگار دارن نظرات شما رو نقض میکنن اما….  بعضی صفحات چرا بخش نظرات نداره.  آدم گیج میشه وقتی تو سایتتون میگرده،  سلمان
   پاسخ انوش راوید:  توجه نکردن به جملات من مربوط به آموزش های سیستم آموزشی وامانده است،  که باعث شده فارغ تحصیل های آن به هیچ چیز توجه نکنند،  و این مهم از دست آورد های استعمار و امپریالیسم است.  جهت دسترسی به بخش نظرات توضیح در ستون کناری لوگوی "تماس با ما" وجود دارد.
عکس مسجد بزرگ تاریخی تاریخانه شهر دامغان،  عکس شماره 7694.
 
 
عکس قربانی کردن دختران جوان روی یک ظرف باستانی
 
 
   عکس قربانی کردن دختران جوان روی یک ظرف باستانی،  درست مانند مراسم قربانی کردن امروزه دختران جوان در جنوب چین و شمال تایلند و برمه است،  که در اینجا نوشته ام،  عکس شماره 7691.
   نظر 658:   شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل از آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد،  که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از نظر کوتاه و قابل توجه شما عزیز،  این را باید به کسانی گفت،  مانند موجود نامعلومی که بنام جعلیسعید حیدری مدرس دانشگاه تهرانخود را معرفی کرده است.  این موجود در نظرات قبلی نشان داده که درکی و شعوری از این اقیانوس ندارد،  و یا باید به افراد مانند نظر بعدی گفت،  که همه چیز را در اندازه ای محدود می بینند.
   نظر 659 از داریوش:   درود،  متاسفم که نتوانستید بفهمید ایرانیان چرا شیعه شدن،  هنوز نمیدانید صحت و سقم تاریخ را از روی شواهد ان برسی میکند اما شما میخواهید  با لا پوشانی کردن جنایات اعراب مردم را به سنی شدن سوق دهید.
   پاسخ انوش راوید:  عزیز بارها نوشته و گفته ام این وبلاگ برای اهل علم تاریخ است،  که می خواهند تاریخ را بنا به اصول علمی آن تحقیق کنند و بدانند،  نه با احساس و شک.  عزیز شما شواهد و جنایات اعراب را که در آن زمان شمارشان بسیار اندک بود بنویسید،  و دلایل سوق دادن مردم به سمت مذهب دیگر توسط این وبلاگ را هم بنویسید،  نظر شما از نظر قانونی جرم افترا و نشر اکاذیب است.
   پرسش انوش از این قبیل:  چرا تعدادی دوست دارند با نام های ایرانی مانند داریوش و کوروش و…،  بدون سند و مدرک افترا و نشر اکاذیب کنید؟  آیا فکر می کنند اینکار سبک ایرانی است؟  یا برپایی و حفظ آزادی اندیشه و قلم سبک ایرانی است؟
   جالب توجه:  عزیزانی از نظر پوشالی موجود نامعلومی که بنام جعلیسعید حیدری مدرس دانشگاه تهران خود را معرفی کرده بود،  بسیار ناراحت شدند،  و به انواعی از این موجود ابراز تنفر کردند،  و گفتند که این موجود نمی تواند استاد دانشگاه باشد و… یا نوشته اند:  یک استاد دانشگاه از هر گونه تحقیق حمایت می کند،  نه اینکه با بی ادبی کامل مانع تحقیق و آزادی باشد.
      عزیزان از اینکه نظرات شما را در وب پست نکردم،  تعدادی بدلیل داشتن اهانت هر چند به یک موجود غریب بود،  و در ضمن موضوع چندان مهم نبود،  اگر من آن نظر را در پست وبلاگ نوشتم،  جهت آزادی اندیشه حتی برای هر موجود عجیب بود،  و نیز آگاهی از وجود دشمنان آزادی و اندیشه در ایران است.
"ملتی که درک واقعی از آزادی اندیشه و قلم نداشته باشد هیچ نمی شود"
   پرسش 660:  باسلام خدمت جناب اقای راوید سوالی در مورد جنگ ایران و روم داشتم. درباره واقعه 300 گفته شده که300 سرباز رومی با تجهیزات کامل و ارایش جنگی مناسب توانستند 100000 سرباز ایرانی را شکست دهند. دروغ ها که آشکارند چون از دیدگاه استراتژیکی و روانشناختی سربازان رومی با شنیدن صدای پای سربازان ایرانی چنانان ترسی درونشان ایجاد خواهد شد که اگر قدرت بسیار بالایی هم داشته باشند پا به فرار خواند گذاشت حالا دیگر دلایل جای خود دارند. اما ایا فارغ از دروغ ها چنین جنگی وجود داشته؟
   پاسخ انوش راوید:  در طول تاریخ نبرد های کوچک و بزرگ زیاد بوده است،  جنگ هایی به بزرگی جنگ های جهانی قرن گذشته،  و یا نبرد های بین دو خان کم اهمیت.  هر کس بنا به دلایلی این جنگها را گفته و نوشته است،  یافتن واقعیت های آنها اهداف علم مربوطه است،  در غیر اینصورت اینها تبدیل به دروغ های تاریخ و سیاسی کاری می شوند.
   نظر 661:  جناب انوش راوید من دو سه روز پیش فیلم رو دیدم خیلی از دید درونمایه و دانش تاریخ زیبا و پر بود، کاش اونهایی که باید ببینند گذرشون به تارنمای گفتمان بیافته. به امید روزی که دروغ ها زدوده شوند و همه بپذیرند…
   پاسخ انوش راوید:  امیدوارم آگاهی زودتر حاصل شود،  زیرا دشمنان تاریخی ایران،  و استعمار و امپریالیسم با نقشه ها و ترفند های جدید در راهند.
   نظر 662:  من موندم که یک انسان چقدر میتونه اقا باشه چقدر میتونه افتاده و متین باشه مخصوصا کسیکه باسواد و اینهمه دانش در خود داشته باشه" خیلی کم دیدم کسی دانسته های خودش رو در معرض دید دیگران قرار بده و بگه کپی برداری ازاد و حتی خوشحال میشم که از نظراتتون بهره مند بشم"برای من یکی باعث افتخار هستش" فقط میتونم بگم هزار هزار هزار هزار افرین بر اون مادر و پدری که زیر سایه اون بزرگواران تربیت شدی"افتادگی رو از حد فراتر رفتی ماشالله" ارزوی سربلندی و سلامتی و موفقیت برای شما و فرزندانتون دارم.. گرچه ادرس قبلی رو لینک کردم بحتم باید این ادرس رو نیز ثبت کنم که دوستان مطالعه بفرمایند. راستی استاد یک سوال:
راه تنکابن – چالکرود، به درازای 40 کیلومتر. منظور فاصله تنکابن به چالکرود بوده؟
دو کس رنج بیهوده برد" یکی انکه اندوخت و نخورد و دیگر انکه اموخت و نکرد..
اگر درک و شعور حاکم باشه "باید بعد از خدای مهربان بعضی ها رو ستود..
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه و تارنمای وزین شما عزیز،  متن خیلی خوبی در نظرات نوشتید،  واقعاً نمی دانم چگونه تشکر کنم و پاسخ دهم…. فاصله راه های روستایی منطقه خودمان را از راهنمای تور خونه گلی چلاسر پرسیده ام،  در اولین فرصت در نقشه گوگل نگاه می کنم،  و دقیق آنرا خدمتتان می گویم.
   نظر و پرسش 663:   با سلام در مورد شهر سیلک می خواستم بدونم که با اینکه 10000 سال قدمت دارد چرا آغاز تمدن از آنجا نمی دانید؟
بعد اینکه یک افسانه در مورد این شهر که پدر بزر گم برایم تعریف کرده بود این است که شهری بود بزرگ که مردم آن به روی شکم می خوابیدند به غیر از یک آسیابان. روزی مردی قدرتمند آمد و مهمان آن آسیابان شد. تا شب که هنگام خوابیدن بود به آن مرد گفت من به خاطر تو که به پشت خوابیدی این شهر را نابود نمی کنم . فردای آن روز آن اسیابان هم به روی شکم خوابید و آن مرد شهر را به هفت قسمت تقسیم کرد که یکی از آن ها شهر سیلک می باشد. حال اصل داستان چی بوده که این شده به شما می سپارم .
در مورد باغ توتی که اسکندر در کاشان سوزانده بود از پدر بزرگم پرسیدم که به دلیل کهولت سن زیاد چیزی به خاطر نمی آورد ولی می گفت باغ شاه (منظورش باغ رضا خان بود که احتمالا حوالی کاشان بوده) البته در خود کاشان به باغ امیر کبیر میگویند باغ شاه که من از اشخاصی پرسو جو کردم درخت توت ندارد با تشکر.
   پاسخ انوش راوید:  از تمدن کهن جی می گویم،  که شامل منطقه جی می شود، (جم و رب و ند)،  از نظر تحقیقات من اولین تمدن و انسان امروزی در این منطقه باستانی،  که مرکز و جنوب ایران باشد بوجود آمد.
   ادامه پاسخ:  هنوز هندوان بمنظور زیارت معابد هندو (اندی)،  روی شکم می خوابند،  به پشت خوابیدن از ماه پرستی اولیه بوده است،  و امروزه در قبایل اطراف کوه کلیمانجرو و کنیا و اتیوپی وجود دارد.  این داستان آسیابان مربوط به عقاید دینی روزگار کهن و آداب دینی می باشد،  جهت اطلاع بیشتر گورستان های باستانی سیلک و کاشان را مطالعه نمایید.
عکس یک مراسم دینی در اروپای امروزه
عکس یک مراسم دینی در اروپای امروزه،  روی شکم خوابیدن،  عکس شماره 7690.
   ادامه پاسخ:  منهم یک داستان که از پیرمرد بی سواد هرمزگانی شنیدم بگویم:
      آ پادشاه جهان نامش آدم بود،  سه فرزند داشت بنام های:
   1 ــ  ارب (= ا + رب = عرب،  رب = وابسته به آب، ساحل نشین)
   2 ــ  اجم (= ا + جم = عجم،  جم = زمین بزرگ، دارنده زمین)
   3 ــ  اند (= ا + ند = اند (هند)، ند =  دارنده برکت و کشاورزی)
   ــ  ا =  راست و بلند = وسیله تولید مثل مردانه،  جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.
      گویا داستان های متعدد بعدی از این داستان کپی و نمونه برداری شده اند.
   پرسش 664:  با سلام ،   با سپاس از زحمات شایسته شما خواهشمندم بنده را در خصوص موضوع:  شاه عباس اول و دوم راهنمایی فرمایید،  ظاهرا شاه عباس اول را شاه عباس کبیر میگفته اند ولی میخواهم بدانم نسبت شاه عباس دوم با اول چیست؟ و از چه سال تا چه سالی حکومت نموده است؟  با تشکر و احترام.
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:  کلیک کنید:  حکومت صفویه
   پرسش 665:  درود به شما انوش عزیز؛ پرسشی از شما داشته ام که پاسخ نداده اید. البته من باید پوزش بخواهم که وقت گرانبهایتان را که برای ایران عزیز است صرف پرسشم میکنم؛ واژه پهلوی "امیری ریوشنیکا" که در سکه های دوره معاویه ست به چه معنا ست؟
   پاسخ انوش راوید:  بنا به تحقیقات مختلف سکه شناسان دوره مربوطه،  سکه های 150 سال اول اسلامی همچنان با نام شاهان و حاکمان شاهنشاهی ساسانیان ضرب می شد،  در اینجا توضیح نوشته ام.  در این نوع سکه نوشته شده است:  موآوی ا ور شین گان،  که در زیر ترکیبی از دانش خودم و زبان پیر مرد بی سواد گالش ریشه یابی می کنم:
   ــ  مو آ وی ا = مو = من، مال من +  آ = اولین + وی = حق داشتن اندازه +  ا =  بلندی،  که در دوره آخر ساسانی با آوای معاویه گفته شد،  که در کل به معنی حق داشتن است.  اشتباه اکثر محققان این است که می پندارند زبان عربی زبان مستقلی است،  درصورتیکه ریشه زبان عربی زبان پارسی است،  جهت اطلاع بیشتر به تاریخ زبان عربی مراجعه نمایید.
   ــ  وروشینی گان = ور = وری = سمت + شین = سین = سان = خورشید + گان = کان =  دلیل مکان شدن نام،  جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.
   ــ  روشینی = روشنی = رو = چهره ظاهر + شین = سین = سان = خورشید،  روشنی = ظاهر خورشید.
وروشینیگان  MAAVIA AMÎR-i WURROYISHNIGÂN
      در کل روی سکه بزبان و خط آخر دوره ساسانی نوشته شده است:  بزرگ سرزمین خورشید.
عکس سکه ساسانی اسلامی ورشینکان
عکس سکه ساسانی اسلامی ورشینکان،  عکس شماره 5626 .
   پرسش666:  سلام، یه سوال داشتم،  میخواستم بدونم این مطالبی ک نوشتین توی وبلاگتون قابل دفاع هست؟؟ سند تاریخی داره؟؟  امکان کتاب شدن داره یا نه؟؟  یعنی نگارش یه دایره المعارف تاریخی چیزی ک ایرانیا بتونن بهش رجوع کنن،  چیزی م بتونه دروغای هرودوت و گزنفون و دیگر رمان نویس های غربی رو بر ملا کنه،  لطفا در اولین فرصت از طریق ایمیل جواب بدید،  ممنون
   پاسخ انوش راوید:  هر تحقیق علمی،  کار و زمان می برد،  نیروی های محقق جوان می خواهد،  ما مشغول هستیم،  و روز به روز به موفقیت های بیشتر دست می یابیم،  نمونه آنرا در وبلاگ گفتمان تاریخ مطالعه نمایید.
   پرسش 667:  درود، وقتتان خوش، نوشته ای با نام تاریخ کوچ نشینی در ایران در پایگاه خود دارید. آن را مطالعه کردم. فقط فهرستی از منابع و مآخذ در آن ندیدم. راهنمایی بفرمایید. با سپاس
   پاسخ انوش راوید:  بسیاری از آنها گرد آوری شخصی از نزدیک است،  شما بنویسید منابع کدام بخش تاریخ کوچ نشینی در ایران را می خواهید،  خدمتتان ارسال نمایم.
   نظر 668:  درور بر شما. به استناد گزارشهای فرستادگان کشورهای اروپایی که در قرن نوزدهم میلادی از بوشهر عازم شیراز و تهران بوده و از منطقه ممسنی عبور کرده اند, ممسنی ها خود را از تبار رستم سیستانی دانسته و به ریشه سیستانی خود افتخار می کرده اند. جیمز موریه، اوژن فلاندن و لرد کرزن بر این موضوع تاکید کرده اند.  به نظر می رسد ریشه نام ممسنی از دو واژه مام (مادر) و سئنه/سین ( سیمرغ) ترکیب یافته است. چون سیمرغ دایه و مادر زال پدر رستم بوده و در نتیجه ممسنی ها که فرزندان رستم زال بوده اند سیمرغ را مادر خود می دانسته اند. برخی از سرداران قبایل معروف شهرکی و سرابندی ساکن سیستان تبارشان را به شهرک ممسنی مرزبان فارس در دوره ساسانیان می رسانند که در نبرد با مسلمانان کشته شد. شهرک ملقب یه شاه اژدها بوده و آتشکده میل اژدهای معروف به برج نوراباد یادگار دوران فرامانروایی شهرک سورن در ممسنی است.
   پاسخ انوش راوید:  درود،  ممنون،  از نظر من ممسنی = مام + سانی = جایگاه معبد خورشید،  و این قبل از همه داستان های تاریخی،  و مربوط به دوران تمدن کهن جی است،  زمانی که در ارتفاع ممسنی سرمای سخت حاکم بود.
   نظر 669:  از وبلاگ در اینجا،  در پارسی از گویش خراسانی، از مشدد کردن حرف آخر اسمها نامهای جدید میسازند مثلا:  پر+ ر= پرّه،  گاهی هم فقط با دادن ه،  پشت + ه = پشته،  ارتّه بر اساس ساختار رایج اسم سازی در پارسی است.
ارت + ر + ه = ارتّه،  ارت هم معنی مقدس است و هم معنی زمین هم ریشه ارت / ارث (انگلیسی) /عرض/ ارض (عربی و فارسی).  ارته میتواند معنی زمین خاص بدهد،  و اشاره به زمین بهر حال است.
   پاسخ انوش راوید:  ارت یا ارتا،  می گویند مردم بین النهرین به سرزمین های شرقی خودشان می گفتند،  همانگونه که گفتید ارت = زمین تعریفی،  ولی مین = زمین شناخته شد،  مانند کازمین = کاظمین = کاس مین= زمین کاس ها.  خود واژه مین جنگی از مین به معنی زمین است.  ارت = ا + ر + ت =  در اینجا.  پیران بی سواد روستا های ایران حامل ریشه زبان های دنیا هستند،  باید آنها را دریافت و بگونه ای از نابودی این اطلاعات جلوگیری کرد.
   نظر 670:  در بین دوستان و اشخاصی که تا به حال در محیط زندگی خود دیدم وبا انها ارتباط دارم میدانم که نسبت به تاریخ ایران اصلا علاقه ندارند و هرگاه بحث تاریخ میشود انزجار خود را از تاریخ به هر شکل بیان میکنند یا از تاریخ بدشان میاید یا سرسری از ان صحبت میکنند وان را سخت و بیهوده تلقی میکنند. و یاد دوران تحصیلشان می افتند که میبایستی به هر شکل دروس مربوط به تاریخ را باسختی پاس میکردند. یادم میاید که چند نفر حتی از این درس افتادند. موضوع مهم اینجاست که تاریخ هیچ جایگاهی در زندگی شان  ندارد و صحبت و بحث درمورد ان به نظرشان بیهوده است. و این اصلا خوب نیست که برایشان اهمیت ندارد و اگر من در ان محیط یا در سخنرانی یا هر جا دیگر صحبت کنم تعجب میکنند که من دارم درمورد تاریخ حرف میزنند و به من میگویند مگر بیکاری از این کارها میکنی!
   پاسخ انوش راوید:  عدم علاقه به تاریخ توسط جوانان را قبلاً توضیح دادم،  منجمله بعلت وجود دروغ های تاریخ،  و دروغ نوشتن و گفتن از شکست های تاریخی ایرانیان است،  که از ترفند های استعماری است.  باید جوانان باهوش ایرانی یاری کنند،  تا زودتر این دروغها پاک شوند،  و ترفند های مختلف دشمنان ایران و ایرانی شناخته گردند.  باید توجه داشته باشید دشمنان زیرک هستند،  و برنامه و ترفند های دیگر دارند،  و مشغول هستند،  منجمله دشمنی با آزادی قلم و اندیشه در حداقل اینترنتی آن،  اگر افشای دروغها و شناخت ترفندها دیر شود،  خیلی بد است.
   نظر 671:  با تمام عشقی که به تاریخ ایران باستان دارم فکر می کنم مخالفت بنیادی با وقایع پذیرفته شده تاریخی روشی است که پانتورکهایی مثل پورپیرار در پیش گرفته اند و زیاد جالب به نظر نمی رسد لذا خواهش می کنم شما روش آنها را در جهت عکس دنبال نکنید
   پاسخ انوش راوید:  تاریخ یک علم است مانند تمام علوم نیاز به تحقیقات جدید و تغییرات دارد،  در این باره توضیح در سخن ارگ نوشته ام.
   مهم:  خدایا،  کی تعدادی از این ملت می خواهند آزادی اندیشه و قلم را حداقل در اندازه مجازی اینترنت آن درک کنند،  نه بیشتر از آن را، طلبشان.  چرا بعضی از این ملت می خواهند با هر ترفند و شکل این حداقل آزادی را بکشند و خفه کنند،  من که حریف این دشمنان آزادی نمی شوم، خدایا خودت آنها را به راه درست هدایت کن،  کسانی که توقع و ادعای بسیار دارند،  ولی حداقل اقل آنرا که برکت آزادی اینترنت است درک نمی کنند.
عکس بشقاب نقره طلا کاری شده از هنر ساسانی
   عکس بشقاب نقره طلا کاری شده از هنر ساسانی در قرن ۳-۶ میلادی،  محل نگهداری موزه‌ ایران باستان،  مشروح در موزه مجازی وبسایت، عکس شماره 5628.
 
فراخوان از اساتید تاریخ
 
      از ابتدای پیدایش استعمار،  استعمارگران با انواع ترفندها سعی در نگهداری مردم و سرزمین های اشغالی داشتند،  یکی از مهمترین این ترفندها دروغ گفتن و نوشتن در تاریخ و سرنوشت کشورها و ملتها بوده و می باشد.  امروزه با وجود تکنولوژی های جدید منجمله اینترنت،  مردم می توانند با آزادی بگویند و بنویسند،  و درباره تاریخ و سرنوشت ها بدرستی تحقیق کنند و بدانند.
      در این میان وظیفه اساتید دانشگاه است،  که با قدرت دانش جدید،  و بدور از آموخته های استعماری،  وارد کارزار نوین تاریخ نویسی و سرنوشت سازی شوند،  و ثابت کنند که ایرانی می تواند و می تواند،  و باید خود درباره تاریخ کشورش تحقیق و تحلیل های مستقل نماید و دروغها را دور بریزد،  و با شکوه تاریخی ایران ثابت کند،  که دیگر دشمنان تاریخی ایران،  نمی توانند با انواع ترفند هر آنچه می خواهند بگویند و بنویسند،  و تاریخ و سرنوشت سازی کنند.
      عزیزان اساتید تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بیایید وارد کارزار تاریخ و سرنوشت شوید،  و با مطالعه این تارنما،  نظرات سازنده و مفید بگویید و بنویسید،  نظراتی که شامل دانش شما از تاریخ و تاریخ اجتماعی است بگویید،  مطالب مطرح شده در این وب را نقد و بررسی کنید،  و با حفظ محیط دمکرات،  موافقت و مخالفت خود را با موضوعات نوشته شده،  مشروح بگویید و بنویسید.  کوتاهی از این موضوع پیامد های بدی را در پی خواهد داشت،  زیرا دشمنان تاریخ ایران و کشور ایران بیکار ننشسته اند،  آنها دارند برای سرنوشت جدید برنامه ریزی و اجرا می کنند.
   مهم:  کوتاهی از این مهم و عدم توجه به این فراخوان،  عواقب بدی خواهد داشت،  و شما در مقابل آیندگان مسئول خواهید بود.  در هر صورت ما در این تارنما با کمک و یاری بسیاری از جوانان باهوش و فهمیده ایران،  کار خودمان را بخوبی پیش می بریم،  و جاماندگان همیشه جا خواهند ماند.
عکس تمبر قدیمی
عکس تمبر قدیمی،  عکس شماره 5648
 
      تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بخشی از پرسشها توسط بانو پرنیان حامد در اینجا پاسخ داده شده.
   ــ  گاهی از پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد،  همچنین درصورتی که نظر و پرسش شخصی از قلم افتاد لطفاً تکرار نماید.
   پرسش 641:  سلام استاد،  ایا پرچم کشورهای اروپایی نشان از حکومت ایرانیان در اروپا را نمیدهد؟  شمشیر کاتانا (شمشیر سامورایی ها) رو ریشه یابی می کنید. ممنون
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمدن های اروپایی از ایران است،  خود بخود پرچم ها و نشان های آنها هم بر آمده از این ریشه است.
   تمام واژه های جهانی ریشه در حروف هیروکلیف جی دارد:
   کا = کو = کوه، سنگ کوه
   کاکو = دو سنگه،  سنگ تیز کوه،  سنگ شیشه = چاقو.
   کات و کاتا = قاط = قارچ = بریدن قطع کردن = ک + ت و تا = مضاعف، که در واژه های زیادی بکار رفته است مانند:  تاتار، تاخت، تبر، تیغ و
   کاتب = کا + تب = کنده کار یا ضربه زن در سنگ و کوه.
   تب = ضربه زدن،  که با کمی تغییر آوا در تب، تبر، تبخ، تبل و… آمده است
   شهر تب مصر که در که پر از کنده کاری است.
    کاشان = کاسان = کا + سان = معبد کوه سنگی خورشید.
   کاسی = اهل یا پیرو معبد کوه سنگی خورشید،  اهل کاشان.
   کاکا = کاکو= چاقوی سنگی خود بخود دو لبه = برادر که دو لبه است.
   پرسش 653:  شما نوشته اید که در واژه های گ دار مانند گاد و گود و گوشت و گاو دارای تقدس بودند،  و با پوزش گوه چطور؟
   پاسخ انوش راوید:  گوه (گاوای) که نام واقعی تاپاله است،  امروزه همچنان تاپاله در بخش های بزرگی از هندوستان مقدس است،  و در مراسم عبادی زیادی هم استفاده می شود.  تاپاله بعنوان یک سوخت مهم تهیه غذا و گرمایش تا همین نیم قرن پیش استفاده می شد.  فضله انسان گوه (گاوای) نیست،  بلکه ای است،  ا = راست و بلند + ی = آخرین بخش.  درست تاپاله تپله است،  بمعنی توده گل برای ساختن پل که همان تاق یا اتاق است،  درباره پل قبلاً گفته ام.  حالا چرا ای (ایی)،  گوه گفته می شود،  و گوه تاپاله شده است،  خود داستان تاریخی دارد.  جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه شود.
   پرسش 654:  می خواستم بپرسم کتاب های تاریخی که در دانشگاه ها یا مدارس تدریس داده می شوند چقدر مورد قبول شما هستند.؟
   پاسخ انوش راوید:  جهت اطلاع مراجعه شود به نامه به آموزش و پرورش.
   پرسش 655:   درود، وقتتان خوش، نوشته ای با نام تاریخ کوچ نشینی در ایران در پایگاه خود دارید. آن را مطالعه کردم. فقط فهرستی از منابع و مآخذ در آن ندیدم. راهنمایی بفرمایید. با سپاس
   پاسخ انوش راوید: تاریخ کوچ نشینی در ایران و ایل های تاریخی ایران،  گرد آوری شخصی از نزدیک،  همراه با اطلاعات اینترنتی است،  شما بنویسید منابع کدام قوم و بخش را می خواهید.
   پرسش 656:  سلام دوست عزیز. من تقریبا یک سالی هست که به سفارش یکی از دوستان و آشنایان قدیمی که خود یکی از معلمان درس و رشته تاریخ در حدود 40 سال پیش بوده اند و یکی از نزدیکان معلم بزرگ و فقید عشایر ایران آقای محمد بهمن‌بیگی بوده اند کتاب" منم تیمور جهانگشای" به قلم خود او و به تحقیق و گردآوری مارسل بریون فرانسوی را مطالعه کردم و این کتاب رو معتبر میدونم و تمام وقایعی که در این کتاب آمده است روکاملا در ذهن دارمنظر شما دقیقا چه چیز هست؟ آیا در کل وجود و حضور تیمور رو دروغ میدونید؟  آیا قدرت و جنگجویی ودلاوی او را دروغ میدونی؟ آیا حمله به ایران رو دروغ میدونید؟؟ لطفا دلایل خودتون رو هم اعلام کنید. چون من واقعا این کتاب رو و سرگذشت تیمور رو دوست دارم و میخوام نظرات بیشتری ازش بدونم… اگر جوابیه خود رو نوشتید لطفا از طریق پیامک به من اطلاع بدید.ممنونم.تا جایی که من میدونم آثار و وسایل دوران زندگی تیمور تو موزه های مختلف هست. مثل موزه مترو پولیتین و حتی همین موزه سعد آباد خودمون.. بعدشم تیمور تو کتابی که ازش هست چیز بدی از ایران نگفته جز یک مساله که اونم شیعه بودن مردم ایران هست و از حافظ و فردوسی و… به نیکی یاد میکنه…
   پاسخ انوش راوید:  گویا پرسش شما درباره پست دروغ حمله تیمور به ایران است،  تیمور مرد بزرگ و یک خان باسواد ایرانی بود نه خارجی که به ایران حمله کند،  در خود مقاله توضیح نوشته ام،  لطفاً با دقت مطالعه نمایید.  استعمارگران و دشمنان تاریخ ایران و قاره کهن بمنظور جدا سازی قومی و ساختن و پرداختن کشور های جعلی،  داستان های تاریخی سرهم کرده و بعنوان تاریخ جا زده اند،  مانند اینکه تیمور یک خارجی بوده و ازبکستان یک کشور جدا می باشد،  نه ادامه تاریخی خاک ایران،  اغفال این ترفندها نشوید.
   مهم:  امروزه مردم سمرقند و بخارا بشدت نیازمند کمک های فرهنگی مردم ایران هستند،  با داستان دروغ حمله تیمور به ایران،  این ایرانیان و مردم ازبک استان را خارجی و دشمن حساب کرده اند.
عکس آرامگاه تیمور گورکانی
عکس آرامگاه تیمور گورکانی در شهر پارسی زبان سمرقند،  عکس شماره 5703 .
اوج بی چیزی در یک فرد تقلبی
      متن زیر در یکی از نظرات وبلاگم نوشته شده است،  شخصی که خود را استاد دانشگاه تهران و روانشناس معرفی کرده است،  در این نظر پر از غلط و اشتباه املایی و انشایی،  خواسته بگویید که مثلاً استادی است،  که مطمئناً از این متن پیداست که نه استاد است و نه روانشناس،  زیرا بخوبی در متن آشکار است،  که دروغ می گوید و اگر راست گفته باشد،  وای بروز آن مملکت و ملت که این آن باشد.
      در ابتدا گفته که کل وبلاگ مرا مطالعه کرده است،  که این بوضوح دروغ آشکار است،  و از اینکه نوشته ام مجموعه نظرات شخصی،  پنداشته که آدم خیال پردازی هستم،  و این فرد اگر وبلاگ را مطالعه کرده بود چنین پندارکی نداشت،  نظرات شخصی ادب و احترام به آزادی قلم و اندیشه است،  در اینباره در وبلاگ توضیح زیاد نوشته ام منجمله در سخن وبلاگ.  این فرد نوشته که "بزرگترین اهانت و هتک هرمت را به اساتید تاریخ میکنید"،  این گفته از عدم درک و دانش و بینش این فرد است،  درصورتیکه یک شخص استاد باید با ذکر نکات و توضیح نقد و بررسی کند،  نه این چنین مانند غریبه بی چیز سرگردان بگوید و بنویسد.  نظر این موجود  بی شعور دشمن آزادی بیان و آزادی تحقیق را مانند تمام نظرات در وبلاگ پست می کنم،  واقعاً هر جمله آن مسخره و بی سوادی است.
نظر 657:  من از کل وبلاگ شما جناب اقای انوش راوید بازدید کردم و مقالت شما رو خوندم، (مجموعه مقالات و نظرات شخصی انوش راوید) این جمله در اول وبلاگ شما نوشته شده. از لحاظ روان شناسی ادم خیلی خیال پردازی هستید! ببخشید من رک مینویسم. این حرفم ریشه علمی داره. من سعید حیدری مدرس دانشگاه تهران هستم. دکترای تاریخ- و فوق لیسانس روانشناسی دارم. پس با نظرات شخصی و کاملا غیر علمی دارید برای خیال پردازی های خودتون داستان نقل میکنید. هیچ میدونستید با این داستان های غیر معقول شخصیتون به ساحت مقدس علم و تاریخ و استادانی که در زمینه تحقیق حتی جان خودشون رو فدا کردن بزرگترین اهانت و هتک هرمت میکنید جناب اقا؟ شما از اینترنت به نفع توهمات خودتون استفاده میکنید؟ شما با این کارتون تاریخ و هویت بسیاری از اقوام و ملل رو زیر سوال بردید. ایا شما واقعا یک محقق هستید؟ متاسفانه به دلیل فشار تدریس و تحقیق نمیتونم برای هر نفری از امثال شما یک وبلاگ تهیه کنم و شفاف سازی بکنم. این ایده شما تبلیغات منفی به نفع خودتون و یک استفاده ی ابزاری است. اما حاضرم در سالن همایش دانشگاه تهران یک رو در رویی علمی با شما داشته باشم تا به این توهمات بی اساس شما پایان بدم. هر زمان اماده بودید از قبل به ایمیل بنده اطلاع بدید تا هماهنگی لازم رو انجام بدم. اگر هم توان امدن ندارید با ویدئو کنفرانس حاضرم. اگر به راستی مقلات شما دروغین و بی اساس نبود هیچ وقت مسدود نمیشد. البته نشان دادن نظز من در وبلاگ نشانه دموکراسی حاکم بر شماست.
   پاسخ انوش راوید:  با درود،  آقای سعید حیدری هیچ نشر و مقاله از شما در اینترنت ندیدم،  دیدگاه شما در ابتدای نظرتان بنظرم عدم درک شما از آزادی قلم و اندیشه است،  که احتمالاً ریشه در نهاد شخصی دارد.  هفت سال است که وبلاگ می نویسم،  و مورد توجه هزاران نفر منجمله استادان بسیاری قرار گرفته و باعث تغییرات در دیدگاه های علمی آنها شده است،  می دانم که در نهایت علم بر جهل پیروز است،  مشروح در فرهنگستان تاریخ ایران.
      آقای سعید حیدری در مورد دروغ های تاریخی اسکندر مقدونی،  پژوهشگر گرامی بانو پرنیان حامد کتاب جامع نوشته و در وبلاگ گفتمان تاریخ طی دو سال با هزاران پرسش و پاسخ به جوانان باهوش علاقمند پاسخ داده اند،  و با مستند های بسیار بررسی نموده اند،  منجمله فیلم مستند،  امیدوارم حداقل مطالعه کرده باشید،  و اگر پرسشی در این مورد دارید،  این بانوی بزرگوار پاسخ خواهند داد،  و حتی در کنفرانس ها نیز شرکت می کنند.
      در موارد دیگر تاریخی هر پرسشی دارید،  مانند هزاران پرسش و پاسخ قبلی،  که از جانب جوانان باهوش ایران مطرح شده است،  و در وبلاگ می باشند،  بفرمائید تا پاسخ گویم،  یکبار دیگر آزادی اندیشه و قلم را حداقل در محیط دمکرات اینترنت بشما که ادعا می کنید رواشناس هستید،  گوشزد می کنم،  امیدوارم بتوانید آنرا درک نمایید.  تمام نظرات در وبلاگ نشر می یابند،  بعد از چند پرسش و پاسخ و اطلاع از دانش و شخصیت افراد علاقمند به تاریخ و تاریخ اجتماعی،  آماده هستم در دفتر خودم،  یا هر جای دیگر گفتگو و پرسش و پاسخ حضوری داشته باشم.
      آیا شما می دانید چرا چند وبلاگ من فیلتر شده است؟،  اگر نمی دانید چرا ناآگاهانه نظر می دهید؟  اینگونه نظر دادن از شما که ادعا می کنید شخص تحصیل کرده اید بعید است.
   ــ  آرزوی تندرستی و پیروزی برای ایرانیان سرفراز آزادی خواه را دارم.
عکس دلاور ایران باستان
 
   پرسش 630 ــجناب آقای انوش راوید عزیز! شما از "آربته" و دیگر اشکال تلفظش استفاده کرده اید،  در حالی که دکتر مجیدزاده فقط از "آرتا" یا "آراتا" صحبت میکند. متوجه نشدم کدام صحیح است،  آیا آنچه در متون سومری بنام آن تمدن پیشرفته صحبت شده تا این حد اختلاف تلفظ برایش وجود دارد؟  لطفا"  توضیح دهید.  متشکر از لطفتان!
 
اربتا یا آرتا
      زمانی که تمدن جیرفت وجود داشت،  سومر نبود که بخواهد برای این تمدن نام تعیین کند،  بگفته دکتر مجیدزاده محقق با ارزش ایرانی،  تمدن جیرفت 7000 سال قدمت دارد،  و تمدن سومر حداکثر 4500 سال،  می گویند در نوشته ای داستانی کوتاه بجا مانده سومری،  از کشوری یا سرزمینی بنام آرتا نام برده شده است،  عمر این نوشته حداکثر 4000 سال است،  و در جای دیگری نوشته شده است،  که تمدن جیرفت حدود 4500 سال پیش پایان یافت،  و نیز در نوشته های تاریخ های مختلف مانند تاریخ اردبیل گفته شده،  که منظور از آرتا در آن نوشته سومری سرزمین اردبیل کنونی بوده است،  اردبیل کجا جیرفت کجا.
      من در مقاله جیرفت هرگز ننوشته ام که نام این تمدن آرتا، یا اربته یا هر چیز دیگری بوده،  از نظر من هنوز هیچ نشانی از نام این تمدن،  که در حوزه های استان های کرمان، سیستان و بلوچستان،  هرمزگان قرار دارد،  دیده نشده است،  توضیحات بیشتر در خود مقاله.  جوانان باهوش ایران،  بمنظور تحقیقات جدید و واقعی تاریخ ایران،  به گروه ما بپیوندید.
   مهم ــ  اکثر ترجمه کتیبه های بابلی و سومری اشتباه و مغرضانه،  و در ادامه اهداف استعماری بوده است،  گروه تاریخی ما مشغول ترجمه کتیبه ها و تهیه فیلم های مستند از آنها می باشد.  بخشی از آنها در:
   پرسش 631:  ایا این خرابه ها اثر حمله مغول نیست؟
    پاسخ انوش راوید:
   عکس ویرانه یک شهر تاریخی ایران،  عکس شماره 7679،  از این ویرانه ها در سراسر ایران و قاره کهن بفراوانی وجود دارد،  اگر کسی ادعا می کند این ویرانه ها مربوط به دروغ حمله های مغول های کشور مغولستان کنونی یا عرب است،  اسناد آنرا با درک از جغرافیای تاریخی بگوید،  بمنظور رسیدن به تاریخ واقعی،  بحث و گفتگوی علمی خیلی مهم است،  ولی تاریخ خیلی وسیع و علمی است،  نوشتن و گفتن از آن با چند جمله امکان ندارد.
   پرسش 632:  آیا درست مسجد،  مسگت است؟
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا در زبان تمدن جی است،  ج، گ، ژ =  آوا های گوناگون،  که در طول تاریخ،  در نقاط مختلف ایران برای یک حرف بدون نویسایی استفاده می شده است.
   مسجد = مسگد = م = مکان یا جایگاه + س = سر + گ = مقدس و خوب در گاد و گود و گات و… وجود دارد،  جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستاهای ایران مراجعه نمایید
   پرسش 633:  سلام استاد راوید و استاد حامد. من اقوامی در جیرفت دارم و مدتی پیش از انها سوال کردم یک روز بعد از جشن چهارشنبه سوری که شما چهارشنبه سوری را برگزار میکنید. انها گفتند که ما اصلا چنین کاری نمیکنیم و در بین اقوام ما معمول نیست. که چهارشنبه اخر سال را جشن بگیرند. توضیحی بدهید . در هر جایی اصولا استثنا هم وجود دارد که به جشن ها بی اعتنا باشند. با تشکر.
   پاسخ انوش راوید:  در طول تاریخ و هر زمان،  جابجایی و مهاجرت های قومی تغییرات در باشندگان یک سرزمین بوجود آوره است،  بارها در این وبلاگ توسط بانوی گرامی پرنیان حامد توضیح داده شده است.
   پرسش 634:  با درود به شما،  من کارشناس موزه هستم،   می خواستم بدونم شما زمینه درسیتون چیه و چقدر درمورد نفت آگاهی دارید؟  با سپاس از شما
   پاسخ انوش راوید:  ما درباره تاریخ باستان کار و تحقیق می کنیم،  و از نفت به اندازه استفاده در دارو و آتش های جنگی دوران باستان می دانیم.
   نظر و تقاضا 635:  استاد درود بر میهن پرستی شما، اگر وقت داشتید این سایت را بازدید کنید و ما را از نظرات خود محروم نفرمایید.  و قبلا پوزش مى طلبم از اینکه بدون پروانه شما، نام شما در سایت آورده شده است. پاینده ایران بدرود http://padzadro.com
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  تندرست و پیروز باشید،  عزیزان خواننده وبلاگ لطف نمایند،  سایت فوق را بازدید کنند.
   پرسش 636:  سلام (درود)  از آقای راوید نهایت تشکر رو دارم که درمورد "چالشتر" مطلب رو گذاشتن و بزودی پرسش های خودم رو در اون زمینه مطرح می کنم،  ولی یک پرسش من که درک چندانی از اوضاع نداشتم،  میخواستم آقای راوید و خانم حامد کمک بکنن،  واقعا زبان فارسی یک گویش عربی یه و زبان ترکی یکی از ده زبان  دنیا است؟
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان های دنیا در "حروف هیروکلیف جی" است،  و به مرور طی هزاره ها در زمان و مکان و ادامه رشد و تکامل،  هزاران زبان و آوا شده است،  و اینگونه که اندیشمندان آینده نگر می گویند،  با وجود تکنولوژی های جدید،  طی یکی دو سده آینده،  دوباره زبان های دنیا یکی می شود.  درباره اینکه هر قوم و ملتی درباره زبان و تاریخ خودش چیزی بگوید،  و دیگری را کم اهمیت جلو دهد،  صرفاً نمی تواند کار علمی باشد،  و در نهایت علم بر جهل پیروز است،  حال از هر که باشد.  در نظر داشته باشید،  علم پایانی ندارد،  و هر آن ممکن است تغییر کند.
   پرسش 637:  باسلام.  معنی و ریشه کلمه زبگورات را میخاستم بدانم.  در زبان انگلیسی هم زیگورات خوانده میشود.  این کلمه از فارسی وارد انگلیسی شده است.  همان طور که گفتید ریشه انگلیسی در تمدن جیرفت است.  لطفا توضیحاتی بدهید.  سوالی دیگر داشتم. خود کلمه و اولین زیگورات در کجا ساخته شد. و کلمه زیگورات از کجا امده است. نخستین بار کجا بکار رفت..با تشکر.
   پاسخ انوش راوید:  ریشه زبان انگلیسی و تمام زبان های دنیا از زبان تمدن جی است،  ولی زیگورات در قرون جدید توسط دانشمندان و جویندگان گنج به زبان انگلیسی راه یافته است.
ریشه یابی نام زیگورات
     تاریخ نام گذاری زیگورات مشخص نیست،  که نسبت به زمان و مکان آنرا ریشه یابی کنم،  اما مطابق معمول عده ای کم دانش،  که دروغ های تاریخ ایران را نوشته اند،  به هر واژه ای که بر می خورند،  چون نمی توانند آنرا درک و ریشه یابی کنند،  براحتی متوسل می شوند،  و می گویند واژه ای:  اکدی، یونانی، عربی، مغولی، یا … است. 
   زیگورات = شهر بلند مقدس
   زیگورات = زیگ = بلندی + ور = اور = شهر + آت = آتش، مقدس
   زیگ = زاگ  = بلندی+ اور = شهر، آبادی
   زاگ = راق = کوهستان، بلندی مانند زاگروس.
   عراق = ار + راق = ایران کوهستانی
   آت = آتش = مقدس،  آ = اول + ت = تابان.
   زاگ = ر یا ز = بیرون آمده، زاده شده، وابسته + ا = راست و بلند + گ = مقدس.
   جهت اطلاع بیشتر به حروف هیروکلیف جی مراجعه نمایید.
      چون در زیگورات های بین النهرین مجسمه های کوچک الهه زن یا ژن یافته شده،  می توان با بهر گیری از داده های تاریخی،  آن معابد را بصورت زیر در حروف هیروکلیف جیریشه یابی نمود.  تمام دوران تاریخ در اطراف معابد،  اشیای دینی بفروش می رسیدند،  کلاه ها و لباس های دینی،  بت های کوچک و بزرگ در گذشته ها،  و امروزه سجاده و تسبیح و مهر و غیره.
   زیگورات = ژن گات =  جایگاه مقدس جان دهی
   ژن = زن + گات = گاد
   ژ =  زایش زن + ن = برکت،  ژن = زن = جان،  که در ژنراتور است.
   گاد = گ + مقدس، گوشت + آ = اول + د = دنیا،  گاد = مقدس اول دنیا
   گات = گاد = گ + مقدس، گوشت + آ = اول + ت = آتش،  گاد = مقدس اول آتش
عکس مجسمه های الهه های زن و زایش،  در موزه لندن،  عکس شماره 5395.
     تمام فکر و ذکر انسان در گذشته های دور تهیه غذا یا گزابود،  که گشنه نمانند،  اگر نگاهی به فکر و ذکر انسان امروزی اندازید،  کاملاً متفاوت است.  بهمین جهت ژن یا زن را مظهر تولید می دانستند،  تولید: انسان، گوشت و غذا و آتش و…،  تا اینکه این مظهر با ادامه رشد و تکامل تمدن،  جایگاه خودش را به آسمان و خورشید و خدا داد.
     در دوران باستان آتش را نماد دنیا می دانستند،  و خورشید را آتش بزرگی می پنداشتند،  و بدنبال طلوع آن بودند،  بهمین جهت مردم تمدن کهن جی بطرف شرق رفتند،  تا به آن برسند آنقدر رفتند تا مکزیک و انگلستان و… را کشف کردند.
      عکس نقاشی جدید از اهمیت آتش و شیر،  و دانستن نماد شیر و آتش بعنوان نماد دنیا،  در قبیله ماسایی کنیا،  عکس شماره 7676.  لازم به یاد آوری است،  از نظر تحقیقات علمی تاریخی وبلاگ ما،  تمدن های آفریقایی ریشه در تمدن کهن جی دارند.
عکس یکی از کتیبه های جغامیش خوزستان،  عکس شماره 7677 .
"من اونتاش گال پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش (همین که) محل شهر محصور شد، در آنجا شهر اونتاش گال و مکان مقدس را ساخته ام؛ در آنجا یک Kukunnumطلایی ساختم؛ آن را در یک حصار بیرونی و درونی محصور کردم. (که) شاهان قدیم Kukunnum نساخته بودند،  من آن را ساختم."
   اونتاش گال = اون + تاش = تاس = مکعب + گال = گات = گاد.
   انزان = انشان = انسان = ان = پس افتاده،  زاده + سان =  خورشید.
   تاش = تاس = تا = چند ضلعی، تا شده +  س = سر = مکعب سر شده.
    عکس ستون یادبود اونتاش ناپیریشا، از جنس ماسه‌سنگ،  مربوط به سده 36 و 37 خورشیدی ایرانی،  که در آن نقش زنی با دم ماهی دیده می‌شود،  که مار هایی در دست دارد.  نشان های زن و ماهی و مار،  تأثیر آثار تمدن کهن جی است.  این ستون در سدهٔ 38 خورشیدی ایرانی،  از چغازنبیل به شوش آورده‌ شده،  و هم‌ اینک در موزه لوور قرار دارد.  عکس شماره 7678.
    اولین زیگورات ها در کوه ها بودند،  که پیامبران و درویشان در آنها زندگی می کردند،  مانند کوه جم در اینجا.  سپس اولین زیگورات ساخت دست بشر کشف شده در منطقه جیرفت بوده است.
    عکس اولین زیگورات ساخت دست بشر در تمدن کهن جی،  عکس شماره 7680.  جهت اطلاعات بیشتر درباره آن جستجو نمایید:  جناب آقای دکتر مجید زاده کاوشکر محترم و با ارزش سایت جیرفت و کنار صندل.    
 
 
فیلم کوروش بزرگ
 
 
خبرگزاریها:  موافقت با ساخت فیلم سینمایی کوروش کبیر
    پس از دو سال و نیم انتظار، با ساخت پروژه ملی سینمایی «کوروش کبیر» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی و تهیه ‌کنندگی علی معلم موافقت شد.  به گزارش مهر، علی معلّم تهیه ‌کننده پروژه «کوروش کبیر» ضمن اعلام این خبر افزود: با اعطای مجوز موافقت اصولی توسط شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی در آخرین روزهای سال ۹۲، سرانجام این پروژه در سال ۹۳ وارد فاز جذب سرمایه‌ گذاری پیش ‌تولید خواهد شد.
      وی افزود:  فیلمنامه «کوروش کبیر» کامل با استناد به منابع تاریخی و مشاوره با مورخان، توسط مسعود جعفری جوزانی نگاشته و در مراجع ذیصلاح ثبت شده است.  این فیلم به دوران تولد کوروش تا رسیدن به امپراتوری و سرانجام مرگ او می‌پردازد.
      این منتقد سینما بیان کرد: امیدوارم با یاری همه مردم، سرمایه‌گذاران و نهادهای خصوصی و دولتی و همچنین سازمان‌های سینمایی و هنرمندانی که برای حضور در این پروژه اعلام آمادگی کرده‌اند، بتوانیم در زمانه‌ ای که بیشترین هجوم به سرزمین ایران از طریق ساخت فیلم‌ های جعلی پیرامون ملت بزرگ ایران و پیشینه تاریخی و معاصر آن صورت می‌گیرد،  گامی در جهت معرفی ساختار تمدن و قهرمانان تاریخی کشورمان برداریم.
عکس طرحی از یک هموتن، درباره فیلم کوروش بزرگ،  عکس شماره 7208 .
   مهم:  عزیزان علاقمند به تاریخ ایران،  هوشیار باشید،  و درباره دروغ های تاریخ به فیلم سازان گوشزد کنید،  که توجه نمایند و درباره تاریخ اشتباه نکنند و احتمالاً دروغ نگویند و نسازند.
   پرسش 618:  از چالشتر بگویید؟
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:  کلیک کنید:  چالشتر باستانی
   پرسش 619:  لطفاً تاریخ را ریشه یابی کنید؟
   پاسخ انوش راوید:  ریشه یابی واژه تاریخ ــ   تا = مضاعف، مکعب، تا شده یا در نتیجه +  ریخ = ریخت، قیافه، شکل.
 
   پرسش 620:  استاد بزرگوار،  درود و عرض ادب،  نظر شما راجع به گنج بزرگ داریوش سوم چیست؟ آیا حقیقت دارد؟! عده ای میگویند پارسال این گنج پیدا شده و صدایش را در نیاوردند.
   پاسخ انوش راوید:  وظیفه ما تحقیق و تحلیل مسائل تاریخی است،  باید درباره این موضوع هم تحقیق صورت پذیرد،  و نباید چشم و گوش بسته هر چیزی را پذیرفت.
   پرسش 621:  سلام استاد راوید و استاد حامد باخبر شدم که ایران قرار است سال دیگه پروژه ساخت فیلم کورش بزرگ را بزند. چون مجوز ساخت گرفت .به نظر شما به چه نکاتی باید توجه کنند کارگردانان این فیلم؟ باید فیلم را براساس واقعیت ها بسازند. واقعیت هایی که شما وخانم حامد روشن کردید. در روزنامه خواندم که قرار است داستان تولد، به قدرت رسیدن و مرگ کورش به تصویر کشیده شود.. شما توصیه ای به تهیه کنندگان و نویسندگان دارید .. از انها بخواهید با شما مشورت کنند… یا شما به همراه سرکار خانم حامد به انها صحبت کنید.. و همکاری داشته باشید با مسولان این فیلم. چون قرار است فرهنگ و دنیای ایران ان روز را به تصویر بکشند. از شما درخواست میکنم که پیگیر باشید. با تشکر فراوان از شما دو عزیز.
   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه عزیزان،  پاسخ در بالای صفحه بنام فیلم کوروش بزرگ.
   پرسش 622:  سلام .استاد راوید و استاد حامد .. از شما به خاطر روشن گری هایتان در باب تاریخ ایران تشکر فراوان دارم. و از خدای متعال برای شما سلامتی و خوشبختی و موفقیت ارزو دارم. من نه تنها در باب تاریخ توانستم اطلاعات خود را واقعی و درست کنم بلکه در جنبه های دیگر زندگی هم باعث شد که من با نگاه بهتری به ان نگاه کنم. و موفقیت های بیشتری به دست اوردم که تبعات مهم و عمیق روانی بر جنبه های روحی و شخصی و ارتباطی من گذاشت. باعث شد که من به دنبال واقعیت هر چیز باشم. من قرار است به روستاها و کوهستانهای اطراف شهرمان بروم و از مناطق باستانی عکس بگیرم و صحبت های مردمان محلی ان دیار را در وبلاگ بذارم …
   پاسخ انوش راوید:  عالی است،  وظیفه جوانان باهوش متخصص و علاقمند است،  که در شهر و دیار خودشان همه اطلاعات جغرافیایی و تاریخی و زبانی را گرد آوری کنند،  و در اینترنت منتشر نمایید،  و همچنین بقیه مردم منطقه خود را تشویق به همکاری کنند.
   پرسش 623:  درود دوباره خدمت استاد بانو حامد و استاد راوید گرامی،  یه موضوع رو میخواستم بگم در باره واژه " فره" همون پیشوند فروهر منظورمه.  تو زبان ترکی یه مثل هست که به کنایه یا مستقیم میگه:  "فری باش توک ساخلاماز"  یعنی سر یا کله آدمی که دارای خصوصیت یا صفت فره باشه، مو رو نگه نمیداره!  میدونین! مثله' جمله طنزه،  بیشتر دکتر ها پر فسور ها کچل هستند، یا کچل میشن،  معنی میده!  فینگیلیشش ر و هم  می نویسم که تلفظش رو بفهمید،  Far+i bash took sakhlamaz
   فر! فار خونده نمیشه fer  هم خونده نمیشه، فر، خوده صفته + ی، پسونده  نسبت دادنه، مثل پسوند، ی، برای، ایران + ی = ایرانی.
   1، من شنیدم زبانهای اسپانیایی و آلمانی و انگیلیسی و… یک شاخه از زبان فارسیه و یا یک نسبتی با زبان فارسی دارند!
    می خوام بدونم علت اینکه الان فارسی زبانها نمیتونن این زبان ها رو متوجه بشن بخاطر استفاده کردن اونها در نوشتن از حروف لاتینه و همینطور گرامر لاتین یا تعقیر تلفظ صداها و آوای گفتاری که بخاطر استفاده از لاتین در اون زبان ها بوجود اومده !!؟ یا علتش کلن تعقییر کلمات و ریشه هاست؟ یا هرچی که هست و میخوام بدونم.
    و دوم اینکه وقتی گفته میشه این زبان ها یه شاخه از زبان فارسیه یعنی مثلن !؟ لری و کردی ی شاخه از فارسیه! درسته؟  یعنی اون زبان های اروپایی هم مثل لری و کردی یه لهجه از فارسین! که کمی تعقیر کرده .. و یا چی..!؟
    بهر حال اینطور تصور میشه که  اگه قرار باشه اون زبان ها شاخه ای از فارسی باشه !؟ یعنی عده ای فارسی زبان، که ساکن ایران بودند، مهاجرت کردند به اون جاها! و ساکن شدند در اونجا! چون زبان که خودش نمیتونه مثل یک دانه درخت توسط کسی یا باد به سرزمین دیگه برده بشه و در اون سرزمین رشد کنه!؟  یا یک یا چند نفر ایرانی رفته باشن اونجا ها و تدریس کرده باشن زبان فارسی رو! و فارسی ما با زبان محلی اون آدما مخلوط شده باشه، در نهایت منظورم همین زبان های امروزی اروپاست که ریشه فارسی داره!
  ممنون ازتون،  سوال آخرم،  آیا شهرستان جهرم یا گهرم با شهر رم کشور ایتالیا رابطه ای داره ؟؟
   و:-):-):-) *** پیشاپیش نوروز رو به شما گرانقدر ها تبریک میگم سال نو سال پربار و شادی باشه براتون ***:-):-):-).
   پاسخ انوش راوید:  ریشه تمام زبان ها و نام ها از زبان تمدن جی است،  لینک را مطالعه،  و لینک های پیوست آن صفحه را پیگیری کنید،  پاسخ تمام پرسش هایتان در آنها می باشد.
   پرسش 624:  درود و خسته نباشید خدمت استاد بانو حامد و استاد راوید.  در استان های اردبیل و آذربایجان، شهرستان های میانه و هشترود  خانواده هایی با نام فامیلی "مغانلو و مغانی" وجود داره که تو اون ها خودم مشاهده کردم آدمهای هستند که از لحاظ چهره هم نژاد مو بور وجود داره هم چهره هایی که خیلی کم شبیه به نژاد زرد و مغولی هستند، که تعداد شون کمه البته، هم چهره معمولی، با توجه به اطلاعاتی که شما تو وب در اختیار عموم گذاشتین، به تازگی فرضیه من اینطور شده زبان ترکی در شمال ایران از ابتدا بوده که یکی از زبانهای تمدن جی بوده اما زبان کاملی نبوده و زبان فارسی هم در کنار زبان ترکی در شمال غرب ایران وجود داشته، شاید زبان ترکی برای مردم 2000 سال قبل شمال غرب ایران بیشتر به عنوان زبان دینی و مذهبی به شمار میرفته یا اینکه چند قبیله و قوم بودن که جزو مهاجران بودند که از تمدن جی ابتدایی بودن و به این مناطق رفتند. و چنگیز که ایرانی بوده زمانی که فعالیتهای جنگی خودش رو شروع کرده. از قبیله های بیابان نشین مغولستان که خودتون گفتین از اقوام ابتدایی ترین تمدن جی هستند که اونها هم زبانی شبیه به ترکی دارند! به واسطه شباهت های گفتاری که داشتند، از نیروهای جنگی اون اقوام مغول برای جنگ هاش استفاده کرده به واسطه ی همون زبان شبیه به زبان ترکی مردم شمال غرب ایران، البته میدونم که چنگیز از شمال شرق ایران بوده. منظورم در کل این بود که خانواده هایی که نام فامیل مغانلو و مغانی دارند در اصل نژاد چنگیز و ایل و تبارشن و اون عده کم که در بین این خانواده های مغانلو و مغانی که چهره هاشون شبیه نژاد زرد و مغول هستند. از باقیمانده های نسل  تعدادی از سربازهای چنگیز هستند که از سرزمین مغولستان، هم رزم چنگیز شده بودن و احتمالا در بین ایل و تبار چنگیز راه پیدا کردند و ازدواج یا امیزش با ایل و تبار چنگیز داشتند.  نظر شما چیست استاد راوید و حامد گرامی.  البته جسارت کردم و در حد نظریه پرداز نیستم.
   پاسخ انوش راوید:  خیلی خوب است، درست است،  امیدوارم سیستم آموزشی وامانده  جوانان را تشویق به نظریه پردازی کند،  که در ادامه تمدن جدید قرن جدید بسیار مهم است.  آنها مغ با اصلت ایرانی بودند،  که مغول، مغانلو و مغانی و… شدند.  اشخاص با چهره چینی،  بر اثر اقامت چند هزار ساله در سرمای پامیر و گبی حاصل شده،  و بخشی از آنها با مهاجران چین استان ایران،  در کشور چین ترکیب شده اند،  و در امتداد مهاجرت های تاریخی و داد و ستد،  به مرز های قاره کهن و ایران کشیده شده اند،  و دوباره در ایران ترکیب شده اند.  این داستانها سر دراز در تاریخ دارد،  باید هزاران صفحه کتاب و نقشه و فیلم مستند را دید و خواند،  و با درک از دروغ های تاریخ،  و پیدایش تمدن از حوزه خلیج فارس،  که من آنرا تمدن کهن جی می نامم،  آنها را باز نویس کرد،  کار بسیار زمان بری است.
   پرسش 625:  درود و خسته نباشید خدمت استاد بانو حامد و استاد راوید گرامی.  استاد چند جا دیده ام که کلمه ی "داراب "  از چمه، دار و درخت می آید و اگر اشتباه نکنم یکجا در وبلاگ  دارایوش= دارایوس= دار= اوس. اوستای درخت و خاک و زمین معنا کردید، چند روز پیش در تلویزیون مستند ایرانگردی پخش میشد، رفته بودند به استان فارس، شهر داراب، گوینده معنی داراب را "دارای آب" معنی میکرد و اشاره ای به درخت،  نکرد، بعضی جا ها بعضی نامها اینطوری 2 جور تفسیر میشه! علتش چیه؟
   پاسخ انوش راوید:  د = دارنده،  + ا = بلند + ر = رفته و وابسته + آ = اولین، حرف نشان اولین + ب = دومین حرف و نشان آب و باران.  دارآب = دارنده آب بلند یا زیاد.
   داریوش = دار = دار و درخت + یوش = اوس = استاد، رهبر >  داریوش = رهبر و رئیس دار و درخت = نگهدارنده حیاط = پزشک.
    دار = د = دارنده + ا = بلندی+ ر = وابسته = وابسته به بلندی = درخت.
   مهم ــ  عزیزان کل زبان پارسی و زبان های دیگر جهان را در هیروکلیف هندسی زبان تمدن جی تحقیق و تحلیل کنید و بیابید. بدین منظور باید چند کتیبه موجود از تمدن کهن جی را جلوی دست داشته باشید،  خط هیروکلیف مصر و مایا را هم،  که ریشه در زبان تمدن جی دارد،  مطالعه نمایید،  و از زبان روستائیان پیر مدرسه نرفته ایران هم کمک بگیرید.  من چند ماه است مشغول این تحقیق و تحلیل می باشم،  و فقط می خواهم چند جوان علاقمند متخصص پیگیر این موضوع مهم باشند.
   ادامه پرسش:  یک سوال هم راجع به نام حیوانات در ایران باستان وقتی که نام حیوانات را رویشان گذاشته اند، بیشتر آنها در اول یا آخر حرف " گ" دارند! مانند، گرگ، گراز، گوسفند، گاو، تایگر، گوزن …! اما چند تا هست که حرف " گ" ندارند! مانند "خرس" یا " شیر"؟ استاد آیا نام اینها تعقییر یافته است؟ یا چه؟؟!
   پاسخ انوش راوید:  باید درباره آن از دوستان پیر روستائیم در چند نقطه ایران پرسجو نمایم.  ولی تا آنجا که من می دانم و در تاریخ زبان در ایران نوشته ام:
      اروپائیان با هزار ترفند و مهندسی تاریخ می خواهند آغاز تاریخ را از 2700 سال پیش اروپا و چند سنگ انباشته کشور یونان بگویند.  شما تصور کنید از همین 2700 سالی که آنها مدعی هستند تاکنون،  جهان چقدر پیشرفت کرده است.  حال باز گردید و تمدن 7000 ساله کهن ایرانی را در نظر بگیرید،  براحتی متوجه می شوید،  که اگر 2700 سال روی آن بگذاریم،  تا به کجا می توانسته رسیده باشد،  یعنی حدود 4500 سال پیش بزرگترین دست آورد های دانایی حاصل شده بود،   منجمله جراحی های مغز و چشم،  و اینها مایه ایجاد تمدن جهان هستند.
در 7000 سال پیش آنقدر برای هر ذره ای در دنیا حساب شده کار می کردند،  که اگر بتوانیم آنها را بشکافیم،  خیلی چیزها تعجب برانگیز را در خود دارد.  منجمله تعیین نام حروف الفبا برای شهر هایشان،  تعیین نام های مختلف بنا به تعهدات بشر به طبیعت.
   در گ گاد را داریم،  در گ گات و گود و گاز و گان و گارد و گبر و گپ و گاه و گاو و گرگ و… داریم،  که به نوعی همه به مقدسات و برکات طبیعی و انسانی مربوط می شود،  که برای بقای بشر لازم است.
   ــ  نام سایت اصلی من هم ارگ است،  ارگ = ا = بلند و بالا + ر = وابسته + گ. 
   ادامه پرسش:  و یک پرسش دیگه؟  استاد اگر در نوشتن بعضی واژه ها؟ مانند، مثلا، حتما' ابدا' … که حرف  "ا" در آخر"ن"خوانده میشود! بجای الف، ن، بنویسم درست تر نیست؟! مانند: حتمن، مثلن، ابدن !؟  چون احساس میکنم، این الف در آخر بعضی کلمات از دستور زبان عربی است، نه فارسی!
   پاسخ انوش راوید:  از نظر من "ن" را بگذاریم بهتر است،  ولی همانگونه که در نوشته هایم می بینید،  اینکار را نکردم،  زیرا قبل از هر چیزی ما ملت ایران،  نیازمند داشتن فرهنگستان های مستقل هستیم،  که علم را تعیین و تأیید موقت کنند.  عدم وجود اینگونه فرهنگستان ها،  باعث شده من از دستور زبان فارسی نیمه دوم قرن 20،  که با آن درس خوانده ام،  در نوشته های استفاده کنم.  به امید روزی که جوانان با هوش پیرو این وبلاگ،  به تخصص های مربوطه دست یابند،  و پایه های فرهنگستان های مختلف علمی مانند ادبیات، تاریخ، جغرافیا و غیره را بگذارند.  در ضمن ریشه زبان عربی هم در زبان پاسی است،  جهت اطلاع به تاریخ زبان عربی مراجعه نمایید.
   مهم  :  اگر خوانندگان وبلاگ دست در دهان کنند و با تعجب بگویند:  عجب پس واقعیت این بود،  باعث می شود ما فکر کنیم موفق نبودیم.  ولی وقتی جوانان مطالعه کننده وبلاگ،  در فکر گسترش وسیع دیدگاه های وبلاگ باشند،  یعنی افشا و حذف دروغ های تاریخ،  ما متوجه می شویم،  که موفق بوده ایم.  پس بخاطر ایران و ایرانی،  با دروغ های تاریخ واقعاً بجنگید،  اهمیت این جبهه خیلی زیاد است.  این وبلاگ را در همه جا در جمع دوستان،  در فیس بوک و دیگر تالار های اجتماعی و غیره معرفی نمایید،  و به راز و رمز و دستورات وبلاگ عمل کنید.
   پرسش 626:  درود بر شما. در بعضی نوشته ها آمده که چهارشنبه سوری رمز اعلام طهور مختار ثقفی بوده. نظر مبارکتان برایمان ارزسمند است.
   پاسخ انوش راوید:  چهارشنبه سوری،  سابقه 7000 ساله تاریخی در تمدن کهن جی دارد،  و نامی که شما نوشته اید،  کمتر از هزار و سیصد سال سابقه آوایی دارد.
ریشه یابی واژه چهارشنبه سوری
شنبه = شن = سن = سان = خورشید + به = وارد شده،  شنبه = خورشید رسید
یک و دو و سه و چهار و پنج، + شنبه
فرای دی = فرای = آزادی + دی = روز
فرای = فر = گسترده، والا + ای = ا + ی = اعلام
چهارشنبه سوری،  سوری = سو = عنصر آتش که در سوخته و سوزان وجود دارد
سوخته = سو + خته = ختم، ختنه، ختان، ختن = پایان آتش
سوزان = سوزا = سو + زان = زان پس، در شدن، پرکننده
سو = قرمز، آتشی، هیجان، انرژی،
سور = سو + ر = وابسته به = سور جشن و سور ورق بازی
سوری = سو + ری = بجا آورنده،  انجام دادن،  بیرون کردن
ریختن = ری + ختن
سورخ = سو یا رنگ آتش + رخ = نما،  که به مرور زمان آوای آن تغییر کرده،  و سرخ شده است،  سرخ کردن غذا نیز از سو در سوزان و سوخته می آید.
      جهت اطلاع بیشتر به معنی نام شهرها و روستا های ایران مراجعه شود.
   پرسش 627:  چرا بسیاری از جمله دبیر کل سازمان ملل متحد در پیام نوروزی شان جشن نوروز سه هزار ساله میگویند؟
   پاسخ انوش راوید:  چند علت دارد:  بی سوادند و کم دانشند،  نمی خواهند تاریخ ایران زیاد و قدیمیتر از اروپا باشد،  کم کاری تاریخ دان های ایرانیان است.
   پرسش 628:  من به بچه‌های گروه سنی 7 تا 14سال شاهنامه درس می‌دهم. سوالی که یکی از شاگردانم کرد این بود:
   هنگام توضیح داستان مرگ یزدگرد و اسب آبی: که این دریاچه‌ی سو کجاست؟  که این اسب از میان آن بر می‌خیزد. می‌خواستم به آنها بگویم که کدام قسمت کشورمان می‌باشد. سپاس
   پاسخ انوش راوید:  بمنظور پاسخ شما و دیدن تحقیقات جدید،  ده ها سایت و وبلاگ را باز کردم،   دیدم تقریباً همه از روی یکدیگر کپی کرده اند،  و همه آدرس اشتباه داده،  و تفسیر اشتباه گفته اند،  درصورتیکه آدرس دقیق را بانوی گرامی پرنیان حامد در کتابشان نوشته اند.  در اینجا ذکر کنم مفسر شاهنامه باید سن و سالی در علم سپری کرده باشد،  و به تاریخ عمومی و تاریخ اجتماعی و تاریخ سیاسی کاملاً مسلط باشد،  و خوشحالم که شما در این راه حرکت می کنید.
    هرگز نباید فردوسی را ساده دید و او را خیال باف و افسانه پرداز و… دانست،  فردوسی سرحد کمال دانایی انسان،  و برترین جامعه شناس و سیاسی بود،  گفته های او همه بر اساس واقعیت است،  نه واهی و بی بنیان،  که مثلاً اسبی از آب بیرون آید و دوباره به آب رود.
      یزدگرد اول ساسانی شاهی بود با منطق و خوب و جوانمرد،  و چون خواست از نفوذ بزرگان بکاهد،  و به تعصب مغها میدان نمی داد،  بنابر این او را گناهکار می دانستند،  و بر علیه او انواع توطئه ها و ترفند ها را بکار می بردند.  در شرایط ایجاد شده،  او بمنظور دفع فلسفی دشمنان،  و یا رو در رو قرار دادن میترایی و زرتشتی،  بسمت مرز شمالی می رود،  و با یکی از اقوام میترایی با نشان اسب سفید،  که خود را یکی از چهار اسب گردونه میترا می دانستند،  قرار همدلی و همکاری می بندد،  ولی طولی نمی کشد که آنها به او لگد اصطلاحی می زنند،  و او را به نوعی غافل گیر می کنند،  و می کشند،  درباره چگونگی اتفاق دینی و سیاسی این قتل باید تحقیق شود.
      منظور فردوسی از چشمه و دریاچه سو،  مرز شمالی در شهرستان خانقین کشور عراق بود،  که مردمان آنجا میترایی بودند،  در این شهرستان چشمه های آب و دریاچه وجود دارد،  و هم عبادتگاه های باستانی میترایی فراوان دارد،  که سر چشمه میترایی هم بوده اند.  عادت ایرانیان امروزی این است،  که همه تاریخ ایران را در مرز های کنونی کشور ایران می جویند،  مثلاً در همین تفسیرها،  درباره یزدگرد اول نوشته اند،  درصورتیکه خون از بینی او بیرون می آمد،  و بشدت بیمار بود،  تا کوه بینالود و چشمه ای در آنجا رفت.  ولی هرگز این مفسران ننوشته چنین بیماری و چنان همراهان زیادی،  چگونه چند ماه در راه بودند.  این درصورتی است،  که از نیمه شرقی کوه زاگرس کشور خود مختار چین استان ایران قرار داشت،  نه سرزمین شاهنشاهی ساسانیان.
      فردوسی بوضوح در باره این موضوع ننوشته و آدرس نداده است،  زیرا در زمانی که فردوسی شاهنامه را می نوشت،  هنوز مردمان خانقین میترایی بودند،  و او بدلایل سیاسی و اجتماعی نمی خواست آدرس بدهد،  و منظور او از اینکه از بینی یزدگرد خون می آمد،  درست مانند ضرب المثل خون گریه کردن امروزی است.  توجه نمایید علم پایانی ندارد،  سیستم آموزشی وامانده،  یاد داده علم همین است که هست،  شما لطف نمایید،  به دانش آموزان بگویید،  هر آنچه را که شنیده و می بینند اول علم است،  و چه بسا در ادامه رشد و تکامل علم،  آن دانشی که می دانیم چیز دیگری باشد.  این سیستم آموزشی حتی نمی تواند پاسخ یک نامه ساده مرا،  که در اینجا نوشته ام بدهد.
      در قدیم نام جاده بغداد به خانقین،  جاده خراسان بود،  و خانقین به شهر دو چشمه معروف بود،  در کنار این چشمه ها معابد قدیمی وجود دارد،  که در آنها آتش گاه بوده است،  امروزه بخشی از مردم آنجا و شمال کردستان عراق نیز پیرو آئین یزیدی هستند،  که باز مانده همان مردم دوران یزدگرد اول هستند،  همانگونه که در مقاله چهارشنبه سوری نوشتم،  سو به معنی عنصر آتش است.  یکی از چهار اسب سفید گردونه مهر و میترا،  آتش است.
   ــ  خراسان = خورآسان = خورسان = خور = خروج + سان = خورشید،  خراسان = محل خروج خورشید،  خاور.
خاور = خور + ور = سمت خروج،  منظور خروج سان یا خورشید.
      مردمان تمدن کهن جی بدنبال سرمنشا خروج خورشید،  دور دنیا چرخیدند، که در چند جای وبلاگ توضیح نوشته ام،  منجمله در استون هنج ایرانی است.  بسیاری از جاده هایی که به شرق می فت جاده خراسان یا راه ری گفتند،  ری نیز رای است،  توضیح قبلاً نوشته ام.  خواهشاً  اینگونه پرسش ها را برای ما بفرستید،  تا با تحلیل های جدید پاسخ دهیم،  و در نزد نوجوانان عزیز ایران،  فردوسی خیال پرداز معرفی نشود،  بلکه یک اندیشمند بی همتا دانسته گردد.
   ــ  سو به معنی رنگ قرمز هم می باشد:
   ــ  سو = سورخ = سو یا رنگ آتش + رخ = نما،  که به مرور زمان آوای آن تغییر کرده،  و سرخ شده است،  سرخ کردن غذا نیز از سو در سوزان و سوخته می آید.
   عکس تاریخی یک معبد یزیدی،  در کردستان کشور عراق،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 4409.
      گردونه مهر و مار از نماد های مهم آیین میترا هستند،  ایزدیان که به نادرستی یزیدی خوانده می شوند،  به کیش یارسان شاخه ملک طاووسی در کرند و پاوه ایران بسیار نزدیک هستند،  و مسلمانان آنان را شیطان پرست می خوانند!  و همیشه مورد ستم و آزار بوده و هستند،  بویژه در سوریه و عراق.  بیشتر آنها را به اشتباه زرتشتی می دانند،  ولی آنان به آیین میترا پیوند دارند!  عید زمستانی آنها به عید مهر پرستان،  مسیحیان و یلدا نزدیک است!  که هر ۳ عید در واقع یک ریشه دارند.  بسیاری از مراسم امروز در قاره کهن،  بویژه در کردستان و نقاط دور دست کوهستانی،  نزدیک آئین های تاریخی میترایی هستند.  در ضمن این را هم بگویم،  بنظر من اختلاف تاریخی میترایی با زرتشتی در دوران شاهنشاهی ساسانیان،  باعث تضعیف دو دین شد،  ولی تاکنون تعریف و تفسیر در این باره ندیده ام.
   پس :  چشمه و دریاچه سو،  منظور سرچشمه دین میترایی است،  و اسب سفید نیز نماد آنها بوده است.
   ــ  جهت اطلاع از تاریخ خانقین و یزدیان، که از آنها در این پاسخ نوشته ام،  به زبان های انگلیسی و عربی آنها را در اینترنت جستجو نمایید،  و متعاقب لینکها و منابع ذکر شده را پیگیری کنید.
   مهم  :  در چند مورد به عزیزانی پاسخ تند مانند مسخره و… گفتم،  و گویا آنها دلخور شدند،  عزیزان مسائلی که ما در وبلاگ طرح می کنیم،  شخصی نیستند،  و به هیچ عنوان نباید آنرا شخصی نگاه کرد،  اگر حرف و گفته ای از من یا کس دیگری نوشته می شود،  این دلیل بر عدم ادامه پیگیر تاریخ واقعی نیست.  ادامه روند پیگیری دروغ های تاریخ،  و یافتن واقعیت های تاریخی برای من یا این و آن نیست،  ابتدا بمنظور علم است،  سپس برای کشور و مردم می باشد.  این را باید در نظر داشته باشید،  که ما در این وبلاگ مورد هجوم پان های مکتبی هستیم،  که گاه اشتباه در برداشت شناخت ها صورت می گیرد.  پان های ملی مورد احترام ما هستند،  من چند بار گفته ام که خودم را پان چلاسری،  یعنی روستایی که در آن زندگی می کنم می دانم.
   ــ  پان = ایستاده دارای حقیقت و برکت،  پا = پ = پهن + ا = راست و بلند،  پان = پا + ن = نان و برکت.
 
   عکس انوش راوید در یک پرستشگاه میترایی در شهر مراغه،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 6311.
 
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
   عکس یک قبرستان اسلامی در شهر قونیه کشور ترکیه، سنگ قبرها درست مانند سنگ گور های ایستاده گورستان خالد نبی استان گلستان ایران است،  عکس شماره 4218.
   نظر 612:  جناب انوش راوید گرامی،  به دلیل سبک دگراندیشی توام با میهن پرستی شما من خیلی برای شما احترام قائلم،  شاید خیلی از مطالب شما شباهت دار به نظریات پان ترکها و پان عربها و….  ولی یک فرق دارد اینکه شما طوری بیان نکنید،  که به ضرر همبستگی مردم ایران یا سوء استفاده پان های … تجزیه طلب شود.  این نکته مطلب من نیست، صرفا خواستم بگویم من از آن ادمهایی نیستم بی اطلاع باشم و ندانم چه خبرست، یا کورکورانه از کسی خوشم بیاید. یک نکته بسیار منفی در کار شما دیدم شاید دیگران این انتقاد به شما کرده اند، و آن روش ریشه یابی لغات است.  لغت شناسی و ریشه یابی کار علمی است و من خیلی کم و معدود بر اساس مطالعاتم از کتاب های گران سنگی چون سبک شناسی بهار و فرشید ورود و مطالعه آثار عادل اشکبوس کمی اطلاع از روش ریشه یابی لغات دارم. این روش شما اصلا نمی پسندم، که مثلا ظاهر کلمه "سلام" جدا کنید، و ریشه فارسی از آن استخراج کنید. اصلا نیازی نیست تا این حد پیش بروید، برای کار خودتان، اصلا سره گرایی از هر نوعش ناپسندست این هم نوعی پارسی گرایی افراطی است. البته به بدی سره گرایی نیست، که وازگان دخیل و رایج در فارسی دری پالایش میکند. زبان فارسی دری زبانی جهانشمول است، و زبان همه مردمان منطقه ماست، و بدیهی است اثرات هر زبان و گویش محلی در آن باشد، از جمله عربی و ترکی. با احترام.
   پاسخ انوش راوید:  یکی از مهمترین موضوعات،  که چه عرض کنم،  مهمترین مسئله ای که ما ایرانیان باید یاد بگیریم،  آزادی اندیشه و قلم،  و احترام به گفته و نوشته دیگران است،  حال هر چه می خواهد باشد،  در اینباره زیاد توضیح نوشته ام.  من خیلی خوشحالم که عزیزانی چون شما،  به این موضوع مهم واقفید و احترام می گذارید.  نباید با قهر و ستیز بجنگ مخالفان عقیده و دانش خودمان برویم،  بلکه باید با بدست آوردن دانش برتر،  آنها را عقب برانیم.
      در پرسش و پاسخ های قبیلی هم در رابطه با ریشه یابی واژه ها توضیح نوشته ام،  این کار یا علم یا گرایش،  یعنی ریشه یابی واژه ها،  دانش جدیدی است،  که از طرف تعدادی از هم میهمنان عزیز پیگیری می شود،  و گاه در اینترنت منتشر می کنند،  و امیدوارم بزودی تبدیل به یک علم و دانش شود.  ریشه یابی را در این وبلاگ با الفبای تمدن جی و همچنین معنی نام شهرها و روستاهای ایران آغاز کردم،  و همچنان با کمک اندک پیران بی سواد مدرسه نرفته روستایی ادامه خواهم داد.  آنها آخرین یادگاران زبان و تاریخ ایران هستند،  آنها تاریخ زنده ولی فراموش شده ایران هستند.
      قبل از اینترنت و کشفیات کنار صندل استان کرمان،  ریشه یابی واژه ها در اندازه محدود و بیشتر به معنی کردن خلاصه می شد،  اما با پیدایش تمدن کهن جی،  امروزه براحتی متوجه شده اند،  که تمام زبان های دنیا از زبان این تمدن ریشه گرفته است،  چه عربی باشد یا انگلیسی یا دری و ترکی و غیره،  جهت اطلاع بیشتر به پرسش و پاسخ های قبلی مراجعه نمایید.  ضمن سپاس از لطف شما خواهش می کنم لینک ها را پیگیری نمایید،  و موارد مورد نظرتان را پرسش کنید.
   توجه:  یکی از عزیزان نوشته بود، "این پیام خصوصی است لطفا منتشر نکنید"  عزیزان پیام ها و نظرات درباره تاریخ ایران معمولاً خصوصی نیستند،  بهتر است آنها جهت روشن شدن دیدگاه ها و دانشها منتشر شوند.  معمولاً من پیام خصوصی درباره تاریخ و جغرافیای ایران ندارم،  زیرا این دانشها با کمک همه عزیزان گسترش می یابد و رشد و تکامل پیدا می کند.
   پرسش 613:  … درباره خشایارشا و استر ….؟
   پاسخ انوش راوید:  در اینجا.
   نظر و پرسش 614:  شما در این مقاله (کدام؟) برخی کلید واژه مهم در ادبیات و حقوق سیاسی و جهانی را بکار بردید،  جناب انوش رواید گرامی،  لابد میدانید امروزه کلید واژه فدارل و مشتقاتش دستاویز تجزیه طلبان است.  اساسا معتقدم هر روشنفکر و منتقد میهن دوست ایرانی بایست شناخت- به نسبه- از علوم واژه شناسی (Lexicology)  ریشه شنانسی کلمات (Etymology) داشته باشد و گرنه به هیچ عنوان نباید دست به تعریف واژه بزند.  منظور از فدرالیسم اینست که مثلا کشورها یا سرزمین و ایالات تحت استیلای یک کشور اجنبی و دوردست با هم متحد شوند،  و به عبارت مشخص،  فدرالیسم مربوط به اتحاد واحدهای مستقل و جدا از هم است مانند کانادا، ایالات متحده، هند، چین، روسیه، آلمان، بریتانیا… حالا وضعیت تاریخی و کنونی ایران پارس کشور ما چه ربطی به برقراری فدرالیسم دارد؟  ایران بالغ بر پانصد سالست وحدت و تمامیت ارضی اش بدست آورده دوباره (از زمان صفوی) و یک واحد سیاسی است و نه چند واحد سیاسی که بخواهد فدرالیسم در آن اجرا شود.  این نکته مهمی است.  عدم تمرکز انواع مختلفی دارد و یکی از آنها در سیستم اتحاد واحد های متحده یعنی فدرالیسم تحقق میابد.  لازم نیست بر برقراری نظام عدم تمرکز حتما یک واحد متحد سیاسی مانند ایران را تجزیه غیر خشونت آمیز کرد (فدرالیسم قومی و زبانی)!  ایران پارس میتواند بر اساس پیشنهاد من سیستم شورایی محلی باشد با استان های مثلا هفتگانه بر مبنای موقعیت جغرافیایی و نه مرزبندی قومی و زبانی و تقسیما حداکثر در حد شهرستان و پایینتر.  عدم تمرکز از محلات شهرها و روستاها اغاز شود. اینگونه حتا کوچکترین و کم جمعیترین مردم (اقوام و طوائف) هم در اداره امور کشور و مناطق مشارکت میابند و نظام عدالت محور و دموکراتبک کاملا اجرا و نه اقلیت بر اکثریت دیکتاتوری دارد و نه اکثریت بر اقلیتها.
   پاسخ انوش راوید:  ضمن سپاس از توجه شما عزیز،  من چکاره هستم که فدرال بخواهم یا نخواهم،  من فقط یک رأی در ایران دارم،  اگر آنهم اجازه دهند،  پس در حال حاضر حتی یک رأی هم ندارم.  نظر: لابد میدانید امروزه کلید واژه فدرال و مشتقاتش دستاویز تجزیه طلبان است،  این یک دیدگاه است،  که دست آویز آنها شده است،  ما با عمومی کردن فدرال یا فدرالیسم علمی،  این واژه را از دست آویز بودن خارج کنیم،  آن را عادی و معمولی نماییم همچون واژه های،  غارت و خشم و اعدام،  و یا  خوردن و بردن و دزدیدن،  نه آنرا سانسوری و ترسی کنیم.
   نظر:  ایران پارس میتواند بر اساس پیشنهاد من سیستم شورایی محلی باشد،  خوب چرا بازی با کلمات،  این نظر همان فدرال است.  درضمن فدرال چه ربطی به موضوع نگارش من دارد،  همانگونه که نوشتم،  من چکاره هستم که فدرال بخواهم یا نخواهم،  لطفاً متن مورد نظرتان از وبلاگم کپی کنید و بفرستید،  در لینک ارسالی چیز مورد نظرتان را ندیدم،  تندرست و پیروز باشید.
   نظر پرسش 614:  با درود. دوست گرامی یکی از برگه های شما با نام پارسی که در زمینه زبان پارسی بود را میخواندم و نتوانستم گزینه دیدگاه را بیابم تا پیامی داده باشم به همین سبب اینجا دیدگاهم را بیان مینمایم. تلاش شما جای سپاس دارد اما در زمینه زبان پارسی شما خود بسیار واژه های غیر پارسی استفاده نمودید، و تنها ورود واژه های انگلیسی را گوشزد نمودید و به دور از اینکه بیش از 60% واژه های ما عربی است و عربی بیشترین زبانی است که در پارسی رخنه کرده و سبب نابودی این زبان گرانبها شده اگر چه بیش از 3000 واژه پارسی داریم که به زبان عربی رفته و معرب گشته و باز به پارسی برگشته و اکنون عربی محسوب میگردند و شما در برگه تان بسیار از واژه های عربی استفاده نمودید پس خواهشن بازنگری کرده و درست نویسی کنید تا کوشش شما پایدارتر و رساتر گردد و خواننده برای پیدا کردن برابری پارسی آن بکوشد تا همچنان به زنده نگهداری زبان پارسی کمک نموده باشیم. با سپاس و آرزوی تندرستی هر چه بیشتر
   پاسخ انوش راوید:  چشم،  ولی همه ریشه در الفبای تمدن جی دارند،  لطفاً نمونه مورد نظرتان را بفرستید.
   پرسش 615:  اسم صدها شهر و روستا و مکانهای طبیعی در آذربایجان و خوزستان در سال 1319 توسط فرهنگستان زبان فارسی به اسامی جعلی فارسی- ترجمه اسامی یا اسامی ساختگی- تغیر پیدا میکند و کسی حق اعتراض ندارد حالا عربها به خلیج فارس میگن خلیج عربی داد همه درمیاد. وقتی به خفاجیه سوسنگرد و به فلاحیه شادگان میگن تا حتی اهالی عرب اون شهرها نتوانند اسم شهر خودشان را تلفظ کنند ایرادی ندارد که خلیج را عربی بنامیم.
   پاسخ پرنیان حامد:   قبل از اینکه این آقایان عرب تشریف بیاورند و صاحب شهر بشوند،  اسم شهرها چه بود؟ قدمت آثار باستانی در خوزستان و ایلام به حداقل 5000 سال میرسد،  حالا عربی که عربی شده است،  با 1400 سال تمدن، با جمع آوری تاریخ از اینطرف و آنطرف،  نمی تواند برای ما اسم شهر تعیین کند؟  شما خجالت نمی کشید چنین پیغامی را به زبان فارسی برای من ارسال می کنید؟  چرا به زبان عربی نمی نویسید؟ هرکس نمی تواند بگویید سوسنگرد و شادگان تشریفش را ببرد، یمن و عمان آن جا هر اسمی دلش می خواهد روی شهرهای خودش بگذارد، اینجا ایران است و شهر های ما نام باستانی خود را دارد.  این خلیج هم خلیج فارس است آدرسی که یونانیان برای خلیج ارابی دادند دریای احمر امروزی است. عربها بروند خلیج شان را آنجا از یهودیان پس بگیرند. در ضمن نام دریای دوم هم دریای آمان است نه عمان که آن را هم از شما عرب زدگان پس خواهیم گرفت،  تشریف ببرید کشور خودتان جنوب شبه جزیره عربستان اینجا ایران است  سفر به خیر.
   نظر انوش راوید:  عزیزان ایرانی عرب زبان خوزستان و یا در جنوب خلیج فارس می توانند نظراتشان را درباره مطالب بالا بنویسند،  تا در این وبلاگ پست شود.  درضمن خاطر نشان نمایم،  ملت های کشور های عربی در تاریخ بشدت مورد ظلم و ستم استعمار و امریالیسم بودند،  و برای من دارای ارزش زیادی هستند.  این ملتها باید هوشیار باشند تا اغفال ترفند های دشمنان تاریخی خودشان نشوند،  هر چند که امروزه در تمام کشور های عربی مردم بحان یکدیگر افتاده اند،  و می کشند و خراب می کنند،  واقعاً جای تأسف دارد.
   نظر 616:  بازی کلمات نیست عزیز.  برخی واژگان بار حقوقی و عوارض مهمی دارد. خودتان بروید به بحثهای حقوقی در مورد جزایر سه گانه مطالعه کنید. یا همین قرارداد یا توافق ژنو در مورد هسته یی و ببینید بدخواهان کشور ما با یک اصطلاح انگلیسی بکار رفته میخواهند حقوق مردم و کشور را پایمال کنند.  آری بعضی وقتها یک کلمه میتواند سرنوشت کسی یا مردم کشوری تعیین کند.  شما مطالب اینجانب بخوانید تا اهمیت کلمات پی ببرید که این بازی نیست، استفاده نابجا یا بجای یک کلمه میتواند سرنوشت کشورها عوض کند و اصلا هم شوخی بردار نیست. کشورهای بزرگ پیشرفته متمدن و قدرتهای امپرالیستی هیچ وقت کلمات را به بازی و شوخی نمیگرند و اگر هم بازی میگرند در جهت منافع خودشان است، کلمه یا اصطلاح "نظام فدرال" با "نظام عدم تمرکز" دو اصطلاح متفاوت است هر چند در برخی موارد معنای همپوشانی داشته باشند.  در واقع نظام فدرال میتواند در بهترین حالت نوعی از عدم تمرکز است و نه معادل و برابر آن و حتی فدرالیسم میتواند کاملاً صوری باشد، همان طوری که نظامات جمهوری و پارلمانی میتواند بر عکس منظور دموکراسی باشند مانند مثال نظام کمونیستی که از این اصطلاح بطور وسیع علیه خود دموکراسی استفاده کرده اند. الان برخی از رئیس جمهوریهای مادام العمر کمونیستی حتا از نظام سطلنتی مطلقه هم ضد دموکرات تر هستند!
http://mehre2.blogfa.com/post/76  و   http://mehre2.blogfa.com/post/68
http://mehre2.blogfa.com/post/66   و   http://mehre2.blogfa.com/post/59
 پاسخ انوش راوید:  وبلاگ من جهت تنویر افکار جوانان باهوش است،  و می خواهم یک محیط حداقل دمکرات مجازی ایجاد کنم،  تا عزیزان بدانند و بتوانند،  این حداقل آزادی را تجربه نمایند.  ایران 80 میلیون جمعیت با دیدگاه های مختلف دارد،  و آینده ایران نیز با دمکراسی ساخته می شود نه چیز دیگری.  انبوه عقاید و دانشها در ایران وجود دارند،  و بسیاری برای نظرات خودشان در تلاش هستند،  ولی همه وقتی می توانند با هم کنار بیایند،  که دمکراسی ایرانی را بشناسند.  بطور نمونه اشخاصی مانند آقایان ناصر پور پیرار و رضا مرادی غیاث آبادی که قبلاً مشروح درباره آنها در وبلاگ گفتمان تاریخ نوشته ایم،  نیز بخشی از آزمایش این تجربه هستند،  نه دشمن این تجربه.  یکبار دیگر برای همه عزیزان تکرار نمایم،  در سرنوشت ایران،  آزادی و دشمن آزادی را باید در نظر گرفت.  من از وبلاگ های جوانان باهوش،  که این مهم را مورد توجه قرار می دهند،  استقبال می کنم و رضایت دارم.
   پرسش 617:  درررووود بر شما،  ریشه یابی های شما خیلی خوب است، همانجور که گفتید خیلی چیزها را بما می گوید،  لطفاً سارا و دارا را ریشه یابی نمایید؟
   پاسخ انوش راوید:  البته این ریشه یابی ها نظرات و دانش شخصی من است،  که بر اساس بیش از نیم قرن معاشرت و صحبت با پیران مدرسه نرفته روستا های ایران حاصل شده است.
   ــ  سارا = از آسمان آمده یا روش آسمانی = سا = آسمان + را = راه و روش = بانوی فرشته.
   ــ  دارا = از راسته و بلندی آمده = دا = دار و درخت و بلند و راست و.. + را = آمده و راه و روش = مرد راست و بلند و قوی.
   ــ  سا = س = سر + ا = راست و بلند  بالا،  در کل سا می شود آسمان.   
   عکس آگهی فیلم یک شب با پادشاه،  One Night with the King ،  درباره خشایارشا و استر،  داستان دیگری از هالیود است،  DVD  آن در بازار موجود است،  پیشنهاد می کنم ببینید،  و درباره آن نظر بدهید،  عکس شماره 7053.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    http://arq.ir
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.