نامه به آموزش و پرورش ایران

نامه به آموزش و پرورش
شانس بهتره یا کار و تحقیق
     مدتها بود که می خواستم یکبار دیگر به اداره آموزش و پرورش نامه بنویسم،  که بس است و دست از دروغ های خانمان خراب کن بردارید.  گفتم صبر کنم این سال تحصیلی هم تمام شود،  و سپس نامه ای بنویسم،  و مطابق دست و سرنوشت این روزگار،  شانس خود را یکبار دیگر آزمایش کنم،  نه کار و تحقیق خودمان را.  بنابه تجربه ای که داشتم،  و نیز شنیده بودم شانس با شوخ طبعی بهتر عمل می کنه،  در محیط دمکرات ایران این نامه و پست را نوشتم.  البته می دانم این صفحه،  پشتوانه هزاران جوان باهوش متخصص خواننده وبلاگ را بدنبال دارد،  و تا نتیجه برداشت دروغها،  و بدست آوردن حق تاریخی،  آنها پیگیر خواهند بود،  امیدوارم مسئولین به این مهم توجه نمایند.
 
   جدید ترین نامه:
27 / 11 / 92
حضور گرامی دکتر عباس پرتوی مقدم
      دفتر تالیف کتاب های درسی دوره عمومی و نظری سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی،  گروه تاریخ.
تقاضای اصلاح کتب تاریخی
با درود و احترام
      ضمن عرض خسته نباشد،  خواهشمندم مطالب کتاب های درسی تاریخی را در مورد مهاجرت آریایی ها به ایران،  و حمله آلکساندر یونانی به ایران،  حذف یا اصلاح کنید،  این موارد اقدام به شستشوی مغزی دانش آموزان نسبت به تاریخ و سرگذشت و سرنوشت شان می باشد،  که همچنان از دوران گذشته بجای مانده است،  و کاملاً برخلاف منویات و دستورات رهبر بزرگ جمهوری اسلامی می باشد.
      در این باره مطالب زیادی در وبلاگ نوشته ایم،   و همچنان خواهیم نوشت،  و از آنجا که وبلاگ های ما بازدید کننده های زیادی از میان جوانان دارند،  آنها متوجه این دروغ های تاریخ شده،  و چیزی جز نیت غیر خوب از طرف آن اداره محترم در ذهن آنها نقش نمی بندد،  درصورتیکه من می دانم کادر بخش تاریخ تألیف کتب درسی،  اشخاص فرهیخته و ایرانی هستند.
      خواهشمندم ضمن مطالعه پست پیوست،  و نیز کل وبلاگ،  اقدام به نتیجه و پاسخ نمایید،  گروه تاریخ وبلاگ ما آماده پاسخ گویی به پرسشها و شبهات تاریخی و اجتماعی در موارد این نامه می باشد.
اصل نامه به آموزش و پرورش ایران در
با احترام،  تندرست و پیروز باشید،  27 بهمن 1392
 
 
    ــ  نامه فوق به آدرس رسمی اداره مربوطه که در سایت  http://history-dept.talif.sch.ir/contact.htm می باشد،  ارسال شده است:
 
نشانی:  خیابان ایرانشهر شمالی – ساختمان شماره 4 آموزش و پرورش – شماره 274 – کد پستی: 1587 – صندوق پستی: 363/15855 – دفتر تالیف کتاب های درسی دوره عمومی و نظری سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی – طبقه دوم – گروه تاریخ               
 تلفن:   70 – 88831131  داخلی 250           
دورنگار:  8827 –  88826184        
 نشانی پست الکترونیکی گروه:  دکتر عباس پرتوی مقدم    abbas.partovi@yahoo.com
 
تقاضای اصلاح درس تاریخ
    سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
    دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی
    کپی وزیر محترم آموزش و پرورش
      سلام،  با احترام،  ضمن سپاسگزاری از زحمات فراوان پرسنل آن وزارتخانه و ادارات مربوطه،  که بی دریغ در راه خدمت به مردم و کشور می باشد،  پیرو نامه های 19 و 20 سال پیش،  که به آن اداره محترم نوشتم،  و کپی آنها در وب زیر همین نامه است،  یکبار دیگر از اداره محترم تقاضا دارم،  نسبت به برداشت دروغ های تاریخ از کتاب های درسی،  بنا به فرمایشات رهبر حضرت آیت الله خامنه ای که فرمودند:  "…. باید علوم انسانی را از دروغها و داده های خارجی پاک کنید …."  اقدام نمایید.  یکی از مهمترین این دروغها حمله الکساندر یونانی به ایران و آتش زدن تخت جمشید است.
      در آن سالها شخص نامعلومی از مسئولان آن اداره محترم،  در یک پاسخ نوشت: "… که سند و مدرک برای اینکه ثابت شود این موضوع تاریخی دروغ است،  وجود ندارد ….."  بهمین جهت من اقدام به باز کردن وبلاگ کردم،  و اینک به اندازه کافی و فراوان سند و مدرک،  برای رد این دروغ تاریخی جمع گردیده است،  منجمله کتاب "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" تحقیق پر سند و مدرک پژوهشگر گرامی بانو پرنیان حامد.
      عزیزان آن اداره محترم،  در حال حاضر دو مورد تعریف برای حمله الکساندر یونانی به ایران وجود دارد،  یکی تاریخ نگاران خارجی هستند،  که می گویند:  "هخامنشیان قدرتمند بودند،  ولی الکساندر یونانی خیلی خیلی قویتر و باهوشتر از ایرانیان و شاه هخامنشی بود"،  دیگر آقای ناصر پورپیرار است،  که می گوید:  "چون ایران در آن زمان فاقد سکنه و ارتش و قدرت بود،  الکساندر یونانی راحت به ایران آمد،  و تخت جمشید را به آتش کشید".  ولی در کتب درسی تألیف آن اداره محترم،  مشخص نشده است،  از کدام یک از این منابع الکی بهره برده است،  که در نهایت دشمن آمده و تخت جمشید را به آتش کشیده است!؟.
(البته اینقبیل بی سند و مدرک ولی با تم سیاسی هستند،  یعنی فاقد ارزش علمی می باشند).
   عکس سمت چپ آقای ناصر پورپیرار تاریخ نویس قرن 21 ایران،  عکس وسط مجسمه ای که می گویند الکساندر یونانی است،  و متهم اصلی ماجرا می باشد،  عکس سمت راست گروه تاریخ نویسان غربی قرن 20 مورد پسند سیستم آموزشی،  عکس شماره 5866.
      ضمن تشکر مجدد از خدمات پرسنل زحمت کش ادارات آموزش و پروش،  که واقعاً برای کسی پوشیده نیست،  در انتها یکبار دیگر از آن اداره محترم،  و وزیر محترم آموزش و پرورش،  خواهشمندم نسبت به این موضوع مهم رسیدگی و دستور دهند،  برای سال دیگر این دروغ بزرگ از کتاب های درسی حذف گردد.
با احترام انوش راوید  26 فروردین 1392
   توجه:  عزیزان آموزش و پرورش،  زحمت کشان محبوب،  و ای تألیف کنندگان کتاب های درسی،  انگار شما در این مملکت نیستید،  مگر نمی بینید دشمنان تاریخی ایران،  در چند دهه گذشته،  و در تمام 24 ساعت،  دارند با همه وسایل و امکانات،  انواع تبلیغات را می کنند،  که روحیه ملت ایران را خورد کنند،  و ایران و ایرانی را ضعیف و شکست خورده و شکننده نشان دهند.  آنوقت شما با دروغ نویسی های تکراری،  و ساخته و پرداخته نبرد نوپدید،  دارید به گونه ای خدای ناکرده،  همان کار را می کنید.  بیایید بعد از سی و چند سال یکبار که شده فکر کنید،  ببینید ÷چقدر دشمنان برای انرژی هسته ای و این و آن کشور ایران،  بهانه تراشی می کنند،  چقدر دشمنی دارند،  شما چرا؟  می دانم که اشتباه و اشتباه بوده،  ولی واقعاً امروزه دیگر این دروغها و بازی های تاریخی،  که برای ایران ساخته و پرداخته اند تمام شده است.
نامه به آموزش و پرورش ایران
     در ادامه سبک کار ایرانی برای برداشت دروغها از تاریخ ایران،  19 و 20 سال پیش چند نامه به آموزش و پرورش نوشتم،  و از آنها خواستم که اینقدر زیاد درباره دروغ های تاریخ در کتاب های درسی ننویسید،  منجمله دروغ الکساندر یونانی،  که به ایران حمله کرد و تخت جمشید را آتش زد،  و یا دشمنان آمدند و ایرانیان را کشتند و شکست دادند.  این باعث بیزاری از علم و درس تاریخ،  و ناراحتی بچه های ایران می شود،  و متعاقب به روحیه ملی آنها صدمه وارد می شود.  آموزش و پرورشی ها،  نامه های مرا پاسخ ندادند،  فقط یکبار چنین با شلختگی بدون شماره و نام پاسخ سربالا دادند،  خود قضاوت کنید،  از کجا آب می خورده است.
عکس نامه جوابیه از سازمان پژوهش آموزش و پرورش،  عکس شماره 4048.
   متن نامه با خط کج و کوله:
وزارت آموزش و پرورش        بسمه تعالی     شماره  ندارد    تاریخ   6 / 9 / 73
سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی
دفتر برنامه ریزی و تألیف کتب درسی
جناب آقای راوید
نوشته جنابعالی در خصوص برخی مطالب مندرج در کتاب تعلیمات اجتماعی چهارم ابتدایی واصل شد،  پیش از این به قلم آقای مهندس احمد حامی،  نوشته ای در خصوص حمله اسکندر به ایران به چاپ رسیده که چندان مورد توجه صاحبنظران تاریخ ایران باستان واقع نگردیده است.
شایسته است حضرتعالی مطالب مورد نظر خود را بطور مستند و با اتکا به اسناد و دلایل کافی بنویسید در آن صورت کتاب مذکور را با توجه به مطالب شما اصلاح خواهیم کرد.
گروه تاریخ،  امضای بدون نام
   ــ  آنها انگار با سند و مدرک دروغ ها را در کتاب های درسی نوشته بودند،  که حال برای ننوشتن دروغ سند و مدرک می خواهند،  و انگار خیلی مشخص و با سلیقه بودند،  که اصلاح کنند.  در صورتیکه من نوشته بودم،  هیچ سند و مدرک و دلیل برای حمله الکساندر یونانی به ایران وجود ندارد،  که شما در کتب درسی مفصل نوشته اید،  و باعث صدمه روحی و ملی به نوجوانان می شوید،  ما اینهمه تاریخ داریم،  این یکی را فعلاً بردارید.  ولی در قرن 20 آنها در همین یکی پافشاری داشتند،  که بکوبند آنچه را که ترفندها می خواهد.
   جالب:  در 20 سال پیش برای ارسال یک متن،  در بهترین حالت،  فکس نامه بود،  اما امروزه براحتی وارد سایت های مربوطه می شویم،  و نامه را پست می کنیم. در ضمن می توان برای آگاهی مردم،  هر موضوعی را در اینترنت انتشار داد،  ولی همیشه باید به یک مهم توجه داشت،  در هر صورت نباید متن هر نامه یا نوشته برخلاف مصلحت های کشور و مردم باشد.  و باید به گونه تنظیم شود،  که خواسته را برساند،  و ترغیب به خواندن و اقدامات لازم درباره آن را بدنبال داشته باشد.  ما همه ایرانی،  و از یک سرزمین کهن بنام تمدن ایران هستیم،  تمدنی که در طول تاریخ دشمنان بی چون چرا داشته،  که نمی خواستند سر به تن ما باشد.  آنها همیشه ضعیف تر و کم هوش تر از ایرانیها بودند،  ولی با نفوذ در تاریخ ایران،  بروی کاغذ دشمنی خودشان را با ایران و ایرانی نشان می دادند.
   عکس تاریخی کتابدار پارسی  حدود 1310 خورشیدی،  عکس شماره 545.  از گذشته های دور ایرانیان به کتاب و کتاب خوانی علاقه فراوان داشتند،  مشروح در اینجا.
دشمنان تاریخ ایران
      دشمنان تاریخ ایران،  از ابتدای قرن 20 بشدت فعال شدند،  آنها با انواع ترفندها در کتاب های درسی و دانشگاهی،  در رادیو و تلویزیون،  فیلمها و مستندها و غیره،  می خواهند بگویند ایرانیها غیر ایرانی هستند،  و این آریاییها از سرزمین های دور دست شمالی به ایران آمده اند.  آنها با استفاده از دروغ و دونگ با اشاره به منابع الکی و آبکی،  از ابتدا در گوش دانش آموزان ایرانی می خوانند،  که شما غریبه این سرزمین و غاصب هستید،  شما در طول تاریخ از همه شکست خورده اید،  شما هیچ و پوچید،  نمونه در اینجا.  جوانان باهوش ایران مراقب باشید،  این نبرد نو پدید امروزه بشدت ادامه دارد،  و استعمار و امپریالیسم و با کمک عوامل خودش در این راه بشدت می کوشند.
   عکس منبع آب،  این از منابع آبکی است،  که در نوشته های تاریخی آموزشی ایران بفراوانی یافت می شود،  و به آن اشاره می کنند،  عکس شماره 7198.
      این دروغها درصورتی است،  که اولین تمدن جهان در ایران بوجود آمد،  که دارای خط و فرهنگ و علم بود،  و جهان با این تمدن کهن جی،  به رشد و تکامل رسید،  و هر آنچه که امروز از زبان و خط و… در تمام گیتی وجود دارد،  ریشه در این تمدن کهن ایرانی دارد.  جوانان باهوش ایران،  دشمنان غربی و تاریخی ایران زمین هر آن ترفند جدید بکار می برند،  تا بتوانند مقاصد شوم استعماری خود را پیش ببرند،  هوشیار باشید و اغفال نشوید،  و با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید،  آماده شوید برای افشای دروغ و دونگ،  ترفند و نیرنگ دشمنان تاریخی ایران،  بویژه استعمار انگلیس و روس.
پرسش و پاسخ ها
    ادامه پرسش و نظر 1570:  ….  (در ضمن می خواستم بگم چه طور میشه به یکی بگی یک تمدنی هست به نام ایران!!؟؟؟
   من سرباز هستم، در پادگان به چند تا از هم دوره ایهایم وقتی گفتم اسکندر ایرانی است، یا چین یکی از استان های ایرانه، یا یونی آن در غرب خوزستان،  با عرض تاسف خندیدن و بعضی ها هم باور نکردند گفتم به سایت شما مراجعه کنند ولی باز هم
   همه هم دارای لیسانس و فوق لیسانس هستند، از شانس خوب من کسی به حرفام اصلا توجه نمی کنه؟؟؟!!!!!!  چه کنم؟؟؟؟؟؟).   اگر خواستید می توانید قسمت داخل پرانتز رو حذف کنید.
   پاسخ انوش راوید:  اگر تعداد رشته های تخصصی را حدود 100 بدانیم،  و تعداد جوانان باهوش متخصص را 10 درصد،  در یک حساب سر انگشتی تعداد 20 هزار نفر با هر یک از ما،  دارای علاقه تخصصی مشترک می شوند.  یعنی در کل جمعیت از هر یکهزار نفر جوان،  یک نفر هم علاقه و هم دانش ما پیدا می شود.  حال اگر تعداد افرادی را که در اطراف خود داریم 50 نفر بدانیم،  باید با 20 برابر این تعداد ارتباط پیدا کنیم،  تا یک هم عقیده بیابیم.  البته علاقه نداشتن و یا بی توجه بودن آن 999 نفر دیگر،  به تاریخ و علم مورد علاقه ما،  دلیل بر عدم کشور دوستی یا خوب و بد نیست،  همین رنگارنگی هاست،  که یک کشور را خوب و به رشد و شکوفایی می رساند.
      یک مثال بزنم در روستای ما چلاسر و جل یک کدخدا داریم،  حدود 7 یا 8 سال از من کم سن تر است،  شخص بسیار وطن دوستی است،  اما ذره ای از تاریخ نمی داند و نمی خواهد بداند و نمی فهمد،  ولی او عشق فوتبال است،  تمام بازیکنان و گلها و مسابقات را می داند،  هنگام مسابقات بین المللی او جمع کثیری را گرد می آورد،  و تشویق دور دستی "ایران ایران" شان به آسمان می رود.  علاقه او به فوتبال است،  و متفاوت از من که به تاریخ است.  ما در موارد مورد علاقه امان هیچ چیز برای گفتن بهم نداریم،  فقط درصورت نیاز امور روزمره روستا را رسیدگی می کنیم.
      اما علاقمندان غیر تخصصی در همه موارد،  بسیار بیشتر از این آمار هستند،  بویژه در دو مورد فوتبال و تاریخ،  درباره تاریخ باید بگویم،  از ابتدای قرن 20 با نفوذ عوامل عجیب،  و گفتن و نوشتن دروغ در تاریخ،  و شکست ها و کشته شده های ایرانیان،  باعث شده که بیشتر نوجوانان و جوانان از تاریخ،  و دانستن سرگذشت کشور و مردم خود بیزار شوند.  این موضوع امروزه با وجود اینترنت و آزادی اندیشه و قلم در ایران،  دارد دگرگون می شود،  باید طی یک دوره زمانی،  دید و بینش عموم را به اینکه دشمنان تاریخ ایران چنین و چنان کردند،  تغییر داد و علاقه به تاریخ را باز گرداند.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
این نوشته در مدنی ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.