کتیبه بیستون پایان شاه خدایی

مهمترین دورانهای تاریخ تمدن
پیش نویس
      همانگونه که در سخن وبلاگ نوشته ام،  می خواهم بمنظور رسیدن و درک از تاریخ علمی و واقعی مطالب جدیدی مطرح کنم،  که تاکنون گفته و بررسی نشده است.  بهمین جهت برای عموم علاقمند،  گاهی فهمیدن آنها کمی مشکل می شود،  و پرسش های زیادی در ذهنها ایجاد می شود،  که همان خواسته اصلی من است،  یعنی چرخیدن گردونه یادگیری در علم تاریخ و تاریخ اجتماعی،  با این گردونه است،  که می توان هوش ها و لایه های جدید،  بمنظور اهداف ملی مرمی ایرانی برپا کرد.
کتیبه بیستون پایان شاه خدایی
تصویر کتیبه بیستون،  عکس شماره ۳۴۱۳.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
کتیبه بیستون پایان شاه خدایی
تصویر لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  عکس شماره ۱۶۱۰.
این پست ادامه دارد و بازنویسی می شود.
کتیبه بیستون پایان شاه خدایی
کتیبه بیستون پایان شاه خدایی
    شاید بنظر بعضی ها بزرگی و عظمت ایران در کتیبه بیستون نمایان است،  که در آن شاه تمام پادشاهان منطقه تمدنی ایران را بزنجیر کشیده است،  داریوش شاه یک پرسر بود،  در اینجا،  و پرسرها از ابتدای تاریخ،  تاکنون،  داستان های تاریخی خودشان را دارند.  قبل از سلسله هخامنشیان بیشتر ایران در دوران تمدن قبیله ای پیشرفته بسر می برد،  و قبایل استقلال و آزادی نسبی خودشان را داشتند.  با کمی دقت و هوشیاری تاریخی متوجه می شوید،  نقش این کتیبه و بزنجیر کشیده شدنها،  یکی از مهمترین گذر های تاریخی ایران و جهان است،  و خبر از آغاز پایان دوران شاه خدایی می دهد.  
کتیبه بیستون پایان شاه خدایی
عکس کتیبه بیستون،  عکس شماره ۱۱۳۲ .
      دوران هخامنشیان بخشی از تاریخ تمدن منطقه تمدنی قاره کهن و بویژه ایران است،  کلاً این زمان مرحله گذر تاریخی شاه خدایی به سازمان قبیله ای بود،  برای درک از تاریخ حرفه ای،  دانستن دوران تاریخ تمدن،  که من ساختارهای تاریخی اجتماع می نامم،  بسیار مهم است.  در دوران شاه خدایی کاخ های بزرگ بنا کردند،  که امروزه آثار آن در ایران و مصر و بین النهرین و… باقی است،  قبل و بعد از این دوران چنین کاخ هایی را نمی بینیم.  ساخت و بنا کردن کاخ ها مخارج و نارضایتی ایجاد می کرد،  این وضع را می توان در نمونه امروزی بهار عربی دید.  دوران شاه خدایی هم مانند تمام دوران تاریخ تمدن،  به دوره هایی تقسیم می شود،  که نیازمند بررسی های تخصصی است،  در میان مطالب مختلف وبلاگ توضیح نوشته ام.  بطور کلی آنرا سه دوره می گویم،  ابتدا برده داری،  دوم ظهور دینها و نیمه برداری،  سوم که مرحله آخر است، پایان برده داری و تکامل دینها،  که این زمان برابر است با دوران سلسله هخامنشیان در ایران.
مهمترین دورانهای تاریخ تمدن
عکس کاخ های ویران شده از انقلاب های ناتمام بنام بهار عربی،  عکس شماره ۶۲۹۱.
      ساخت کاخ های پادشاهان و معابد بزرگ،  در هر زمان و دوران دو حالت ایجاد می کند،  ابتدا مخارج که نیازمند مالیات بیشتر است،  در گذشته کارگران جوان هم جزیی از مالیات بودند،  دوم ایجاد نارضایتی در میان توده مردم.  البته تضاد هم در میان حاکمان درست می کند،  که خود آن موجب کودتا و جنگ و کشتار درون کاخها و دستگاه های سلطنتی و حکومتی می شود.  وقتی کاخی برپا می شود،  پایتخت بزرگی شکل می گیرد،  ارتش قوی ایجاد می شود،  و خود بخود باعث نابودی و ضعیف شدن بخش های دیگری از هر سرزمین و کشور می شود.  حال می خواهد حاکمان دستمزد داده باشند،  یا توده ها برده وار کار کرده باشند،  در هر صورت باعث مشکلات مالی و برهم خوردن نظم و چیدمان انسانی سنتی،  و نیز آلایش زیستی تاریخی می شود،  و طبقه های ضعیف بوجود می آید.  هر چند که سکه های زیاد هم ضرب کنند،  و به دولتیان و کشوریان و لشکریان دهند،  در هر صورت تورم و گرفتاری است،  فرقی در زمان و دوران نمی کند،  نمونه در تاریخ زیاد است.
مهمترین دورانهای تاریخ تمدن
عکس تاریخی حفاری تخت جمشید،  در اوایل قرن ۲۰ ،  عکس شماره ۱۱۱۲.
سنگ‌ نگاره آنوبانی‌نی آغاز شاه خدایی
مهمترین دورانهای تاریخ تمدن
تصویر سنگ نگاره آنوبانی‌نی و ستاره ایشتار،  عکس شماره ۴۱۲۹.
      سنگ‌ نگاره آنوبانی‌نی یا نقش ‌برجسته آنوبانی‌نی،  یکی از نقش ‌برجسته‌ های متعلق به یکی از چهار قوم زاگروس نشین در هزاره چهارم خورشیدی ایرانی،  بنام لولوبیان است.  این نقش برجسته در ۱۲۰ کیلومتری شهر کرمانشاه،  و در نزدیکی شهر سرپل ذهاب در سینه کوهی به بلندای ۳۵ متری از سطح زمین محل،  و بر صخره ای به نام میان‌کل قرار دارد،  و در حدود ۴۵۰۰ هزار سال پیش تراشیده شده است،  و با شماره ثبت ۱۴۹ به ‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
      در این اثر پادشاه لولوبی پای چپ را بر روی پیکر اسیری نهاده،  و از ایزدبانوی نانا دو اسیر دیگر را می گیرد.  در زیر این تصویر صورت شش اسیر دیگر هم کنده کاری شده است.  سنگتراشی بخش پایین که دربردارنده تصویر اسیران است،  در حالیکه دست هر کدام از پشت بسته است،  و همگی برهنه نشان داده شده اند،  از چپ به راست پشت سر پادشاهی که تاج بر سر دارد،  در حرکت می باشند.  در زیر این صحنه هم سنگ ‌نگاره ای،  که نشانگر پیروزی آنوبانی‌نی است تراشیده شده است.
      در این سنگ پادشاه لولوبیان و جمع ۹ تن پیشوای اسیر به تصویر کشیده شده است.  این اثر شباهت زیادی به سنگ‌ نبشته بیستون دارد،  که ۲۰۰۰ سال بعد از آن ساخته شده است.  بنا به گفته بسیاری از مورخین داریوش اول هخامنشی،  زمانی که به سوی بلاد بین‌النهرین لشکرکشی می ‌کرد،  از سنگ برجسته آنوبانی‌نی دیدن کرد،  و بر آن شد تا نمونه ای مشابه از خود به جای بگذارد،  و همین زمینه‌ساز آن شد تا دستور دهد کتیبه ‌ای را در بیستون،  که امروزه از آن به عنوان بزرگ‌ترین سند زمان هخامنشیان یاد می‌شود، حجاری کنند. 
      کتیبه ای به زبان اکدی در زیر آن با این مضمون است:  "آنوبانی‌نی پادشاه توانا، پادشاه لولوبی نقش خود و نقش الهه ایشتار را در کوه باتیر رسم کرده است.  آن کس که این نقوش و این لوح را محو کند،  به نفرین و لعنت آنو، آنوتروم، بعل، بلیت، رامان، ایشتار، سین و شمش گرفتار و با دو نسل او برباد رواد".
مهمترین دورانهای تاریخ تمدن
   تصویر یک طراحی از نقش ‌برجسته آنوبانی‌نی،  که توسط پاسکال کوست در سال ۱۸۴۰ م کشیده شده است،  عکس شماره ۴۱۳۰.
   مهم:  سنگ برجسته های ۴۵۰۰ ساله آنوبانی‌نی،  که از قدمت تاریخی، کهن تر از بیستون و تخت جمشید است،  با این ارزش و قدمت،  که سندی محکم از تاریخ است،  کنار محوطه دبیرستان خواجه عبدالله انصاری این شهرستان،  گاه بازیچه دست دانش آموزان شده است.  متأسفانه نه حریم این آثار رعایت شده و نه تدابیری برای حفظ و نگهداری آنها اتخاذ شده است.  دیری نخواهد پایید که از این سنگ نگاره های پر از مجد و عظمت به واسطه اثرات جوی و طبیعی،  باران های اسیدی و عوامل انسانی،  تنها نامی آن باقی خواهد ماند.
   جالب:  به دلیل شباهت زیاد دو نقش بیستون و میان‌کل،  بسیاری اعتقاد دارند،  داریوش کتیبه بیستون را با الهام از آنوبانی‌نی بر دل کوه بیستون حک کرده است.  هر دو نقش در یک شاهراه ارتباطی باستانی قرار دارند،  این شاهراه پس از گذر از بیستون،  طاق‌گرا را پشت سر می‌گذارد،  از سرپل‌ذهاب محل نقش آنوبانی‌نی می‌گذرد،  و به بین‌النهرین می‌پیوندد.  همچنین در هر دو نقش پادشاهان فاتح تجسم شده‌اند،  و هر دو تیر و کمان دارند.  تعداد اسیران در هر دو نقش ۹ نفر هستند.  البته بعد‌ها آخرین پادشاه سکاها تصویر خود را روی کتیبه بیستون نقش می‌کند.
      در هر دو نقش قد اسیران از قد پادشاهان کوتاه تر است،  هر دو پادشاه پا روی سینه یکی از اسیران گذاشته ‌اند.  در هر دو نقش دست اسیران از پشت بسته شده،  و قدرت پادشاهان به توجه و توفیق خدایان بستگی دارد.  در هر دو نقش الهه‌ها نقش نماینده خدا را دارند،  که حلقه قدرت را به پادشاهان می‌دهند.
      البته تفاوت هایی مابین این دو اثر نیز وجود دارد،  برخلاف کتیبه بیستون،  در نقش آنوبانی‌نی از ملازمان خبری نیست.  همچنین در کتیبه بیستون اسرا در یک صف قرار دارند،  اما در نقش برجسته پادشاه لولوبی‌ اسرا در دو صف نقش شده‌اند.  در آنوبانی‌نی همه اسرا برهنه‌اند،  اما در کتیبه بیستون همه لباس به تن دارند.  در نقش آنوبانی نی،  ایشتار اسرا و دشمنان پادشاه را خود به دست پادشاه می‌دهد،  اما در بیستون فروهر هیچ نقشی ندارد،  و تنها در بالای نقش حک شده است.
سنگ‌نبشته چهارم داریوش در تخت‌جمشید
    اهورامزدا این کشور را بپاید از سپاه دشمن، از خشکسالی و از دروغ.  به این کشور نیاید، نه سپاه دشمن، نه خشکسالی و نه دروغ.
   انوش راوید:  در دید بسیاری،  سنگ‌نبشته چهارم داریوش در تخت‌جمشید،  مفهوم عادی دارد،  و دعای مهم از یک پادشاه بزرگ است،  ولی در واقع با کمی مطالعه جامعه شناسی و جامعه شناسی تاریخی،  متوجه خواهیم شد،  این متن خبر از پایان تمدن شاه خدایی می دهد،  زیرا دروغ و خشکسالی و دشمن،  در اثر تمدن شاه خدایی،  یا همان دیکتاتوری قرون جدید حاصل می شود،  کنش و واکنش یا عمل و عکس العمل،  در پدیده و متن جامعه است.  
نظر ها و پرسشها و پاسخها
    نظر کیان:  نقطه انتقاد من بر غارت گران و مزدوران روسی و اروپایی نیست که در پوشش باستان شناس و تاریخ دان،  با ترجمه ها و تفسیرهای غلط و دروغین کتیبه ها، باعث جنگ ها و بدبختی ملت ما و همسایگان ما شده اند و حال این اژدهای هزار سر، نیمی از خاورمیانه را به زمین های سوخته تبدیل کرده و می رود تا بقیه را نیز خاکستر کند، انتقاد من بر آن ابلهان یا در اصل حرام زادگان مواجب بگیر زبان شناس و تاریخ دان به اصطلاح ایرانی است که مغز کوچک خود را کمی به کار نینداخته اند که لحظه ای به این همه ظلم و فریب شک کنند و به جای شیپور گرفتن و فریاد براوردن در همسویی با این ارکستر کثیف تاریخی، نه از روی ترجمه های لغت به لغتی که بیگانگان برای ما درست کرده اند، بلکه با استفاده از میراث لغوی و تاریخی این مرز و بوم، به ترجمه و تفسیر درستی از روایات باستانی برجای مانده برکتیبه ها، پوستها و کتابها بپردازند، همانگونه که فرضا انگلیسی ها برای ترجمه متون کهن خود به زبان عربی یا ترکی روی نمی آورند بلکه در درجه اول زبانهای بومی سرزمینهای اطراف خود را مد نظر قرار داده و آنها را بر فرهنگ ها و سنت های به جای مانده می سنجند، کاری که این مدعیانداخلی جعل و ظلم از آن غافلند یا نمی خواهند به آن بپردازند،  و این چنین در غیاب دلسوزانی آگاه و میهن پرست، فرهنگی دروغین بوجود می آید که دامنه اش تا صدها سال، زندگی این مرزو بوم را تباه و مانع از پیشرفت یک سرزمین می شود تا اینچنین ملتهای منطقه هم چنان وابسته و نشخوار کننده ئ هر کثافتی که از اروپا و روسیه به سرزمین ما وارد می شود باقی بمانند .
داریوش در ابتدای کتیبه اش از رنج خشکسالی و تمنا از خورشید بزرگ و نیرو دهنده یعنی اهوره مزدا صحبت می کند، و در ادامه داستانش در روندی یکساله و نه بیشتر در قالب پیچیده ای از رمز و راز، به شرح ماجرایی می پردازد برای رفع مشکلات کشورش، موضوعی که فقط با رجوع به فرهنگ و زبان های بومی منطقه قابل شناسایی و ترجمه است، اما یک سری اروپایی در راستای ماموریت محوله،  داستان داریوش را بر روایات تورات و حماسه های یونانی تطبیق می دهند! و آشی می پزند که تا به امروز دهان ایرانیان را سوزانده است، و در این میان مدعیان بی خردی هم از داخل به تایید این تفسیرهای اشتباه می پردازند و این چنین نظرات غلط از اتاقهای بسته در اروپا وارد فرهنگ ملتی در خاورمیانه می شود و آغاز جدالهای بی پایان،  و یکی از ای مثلا تحصیل کردگان زبان شناس، نگاهی به زبانهای کردی و لری و جنوبی و مازندرانی و…نمی اندازد که شاید حقیقتی را کشف و بر این داستان مثلا حماسی، چهره ای دیگر زند و این غیاب دلسوزی، آشغال های دروغ پردازی چون ی گ، با بهره گیری از رمز پردازی های روسی، پس از ایجاد حلقه های بی شماری از هوادارن، آرام آرام چهره واقعی خود را نشان داده و از غالب یک به اصطلاح هنرمند به دشمنان این مرز بوم و همسوبا توطئه ئ تجزیه طلبان تبدیل می شوند.
پاسخ انوش راوید:  من زیاد می گویم و می نویسم در وب در نامه و اینطرف و آنطرف،  که باید تاریخ واقعی و واقعی تر شود،  علم درست و حسابی شود،  و این وظیفه اشخاصی است،  در اینجا.    
این پست ادامه دارد و بازنویسی می شود.
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ   http://arqir.com
 
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *