نبرد نو پدید و انقلاب دید

نبرد نو پدید و انقلاب دید
پیش گفتار
      از ابتدای قرن 21 تلویزیون های ماهواره ای و گسترش اینترنت،  دست اول ابزار های تهاجم فرهنگی و جنگ نرم در جهان را در دست گرفتند،  و تعدادی کشور بیشترین استفاده از این را امکانات می کنند.  بالا ترین صدمه و آسیب های مختلف اجتماعی و سیاسی را کشور هایی می بینند،  که اینترنت و تلویزیون ماهواره ای را محدود کرده اند.  از ابتدای این قرن جهان وارد جنگ بزرگی شده،  نبردی که حرف اول آن را تکنولوژی می زند،  نه مانند تاریخ های گذشته نفرات و یا محدود کردن ذهنها.  خود بخود به کشور هایی که از این دو تکنولوژی بهترین و بیشترین استفاده را می کنند،  پیشرفته،  و کشور هایی که کمترین استفاده را می کنند،  عقب مانده می گویند.  کاری ندارند که شاخص اصلی عقب ماندگی و پیشرفت،  می تواند در فرهنگ و تمدن و ادب ملتها باشد،  فعلاً آنها بیشترین ارتباطات و اطلاعات را در دست دارند،  و حرف آنها گسترش یافته و جهانی شده است.
 
تصویر از میانه بشقاب زرین هخامنشی،  عکس شماره 3472.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  عکس شماره 1610.
این صفحه بشماره 127 اردیبهشت 1387،  پیوست تاریخ اجتماعی ایران و جهان است.
. . . ادامه دارد و باز نویسی می شود . . .
تهاجم فرهنگی و جنگ نرم
      از گذشته های دور تهاجم فرهنگی و جنگ نرم به موازات هم وجود داشتند،  اما امروزه عده ای با سادگی آنها را جدا از هم می دانند.  این دو پدیده نه ابزار مخصوصی هستند،  نه تاکتیک مخصوص دارند،  بلکه بر اثر تفاوت تمدنی و فرهنگی ایجاد می شود.  همیشه ملتها دوست دارند،  برتری خود را به دیگران ثابت کنند،  در گذشته ها این برتری ها را در دین و عقیده می دانستند،  اما از زمان استعمار و امپریالیسم برتری تکنیکی و مادی حرف اول را می زند.  این ساده اندیشی بیشتر است،  که تهاجم فرهنگی را در نوع لباس پوشیدن و رفتار غریب یا گوش دادن به نوعی خاص موزیک و امثال دانست،  یا جنگ نرم را با نوشته ها و گفته های چند سایت و تلویزیون خارجی یا دو سه هک و این قبیل دانست.
      همان گونه که گفتم،  تهاجم فرهنگی و جنگ نرم از زمان پیدایش بشر وجود داشته است،  اقوام و ملتها با دروغ گفتن و رجز خوانی در تاریخ و دین ها جنگ نرم راه می انداختند،  و سلیقه خود را با تهاجم فرهنگی اجبار می کردند.  تا قبل از ورود استعمار ما ایرانیها بیش از هر ملتی در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم در طول تاریخ پیروز بودیم،  دلایل این مهم در تمدن ایرانی نهفته است،  که در ایران و ایرانیها گفته ام.  موفقیت ایران تا زمانی بود،  که ملت های قاره کهن و سرزمین های پیرامونی قاره،  در تمدنی که در ساختار های تاریخی اجتماع نوشته ام،  هم ردیف یا پائین تر از ایران بودند.  اما با ورود استعمار که رده تمدنی بالا تر نسبت به ایران داشت،  توانایی رقابت در جنگ نرم و تهاجم فرهنگی از دست رفت،  یاد آوری نمایم تمدن برتر در تاریخ اجتماعی دلیل بر فرهنگ برتر نمی باشد،  در این باره قبلاً در وبلاگ توضیح نوشته ام.  این نداشتن توانایی در رقابت و مبارزه و نبرد تا امروز همچنان باقی است،  اما در قرن 21 جهان دارد متحول می شود،  و از تمدن قرن 20 عبور می کند،  و وارد تمدن کنترل انرژی می گردد،  که کاملاً با گذشته متفاوت است،  می بایست در این باره بخوبی دانست،  تا توانست دست بالا را داشت.
      برای شناسایی و مقابله با هر کدام از این دو خط موازی،  اشخاص متخصص در علوم مربوطه نیاز است،  وارد شدن تمام مردم یا مردمانی که خود را همه فن حریف می دانند کار اشتباهی می باشد،  و در نهایت سرانجام ندارد.  در دانایی نوین قرن 21 ابتدا باید دانست،  تهاجم فرهنگی و جنگ نرم چیست،  و زیر مجموعه کدام علوم است،  تحلیل علمی آنها چگونه می شود.  آیا افرادی که،  امور فنی و حرفه ای،  پزشکی و داروئی،  نظامی و داوری،  غیره و غیره دارند،  صلاحیت برای بررسی و تحلیل داده های و مبارزه با این دو فرم را دارند.  اگر در این دانش کوتاهی شود،  مانند غلام خطا کار قاجار بتوپ نبرد نو بسته شده،  و به هبیون و نیستی فرستاده شده.  بعد از شناخت نیرو ها و دست اندر کاران این علم،  آنها باید با تشخیص زوایا و نقاطی از تاریخ تا به امروز و آینده با کمک تحلیل گران روان جامعه،  پی سازی بینش نو در پدافند ملی میهنی نموده،  همچنین مقدار و اندازه لازم برای دانستن اطلاعات مربوطه را در اختیار عموم بگذارند.  بعد از شناخت صحنه ها و سنگر های متوجه شده چگونه تاکتیک هایی لازم است،  و چه استراتژی باید پیشه کرد،  آیا این یک نبرد نو پدید است.
      از نظر انوش راوید این یک نبرد نو پدید است،  زیرا تا کنون علمی شناخته شده نبود و پنهانی کار خودش را می کرد.  چند سال است پیگیر بزرگترین جنگ نرم،  یعنی دروغ های تاریخ هستم،  متوجه شده ام کسی به این جنگ مهم نرم تاریخی اهمیت نداده بود.  جنگ نرمی که از دو هزار سال پیش آغاز شده و در وبلاگ کاملاً توضیح داده ام،  حتی دشمنان در گذشته ها با دادن کلیک سفید را سیاه کردند.  در این کارزار تاریخی ایران با داشتن فرهنگ برتر تا قبل از استعمار پرت و پلاها و رجز خوانی های دشمنان را دفع و بی توجهی می کرد،  و با نوروز و شاهنامه فردوسی و مولوی و حافظ و خیام و انبوهی از شاعران و نویسندگان ایران جنگ نرم را برده بود.  تا اینکه سر و کله استعمار از قرن 16 پیدا شد،  و با ورود تمدن جدید اما ایران هنوز مرحله ای عقب تر از اروپا بود،  بنابر این نتوانست در مقابل نوع جنگ نرم که دروغها و رجز خوانی های تاریخی بود پیروز شود.  ایران خیلی سریع به توپ سرنوشت بسته شد،  و کلی دروغ های تاریخی وارد کتاب های درسی شد،  دشمنان خوشحال که فهمیدند می توانند براحتی ایران را در جنگ نرم شکست دهند.  تا اینکه وبلاگ و اینترنت وارد کارزار جهانی شد،  و انوش راوید جان دوباره گرفت،  دست به افشا گری های گسترده درباره دروغ های تاریخی زد،  که مورد توجه کارشناسان واقعی تاریخ و تاریخ اجتماعی قرار گرفته است،  و در نظرات و پیوند ها بخوبی مشخص است.  با یک جمع بندی براحتی متوجه می شویم این یک نبرد نو پدید است.
      جنگ نرم،  جنگی که در آن نه تیری شلیک میشود و نه خونی میریزد،  نه خمپاره ای پرتاب میشود و نه بنایی ویران میگردد.  بنا بر تعریف جنگی است که قابل رویت نیست،  در آن سرها بجای آنکه با شمشیر بر زمین افکنده شوند،  با پنبه از تن جدا میشوند،  نه دردی، نه خونی.  بعبارت دیگر،  جنگ نرم یک جنگ بسیار جدی و واقعی ست،  نه وهم است نه توهم،  دارای سازمانی است و سامانی،  سرداری دارد و افسر و لشگری.  اما این لشگر وسیع و عظیم نه در بیرون که در درون است،  که به میدان نبرد میرود.  جنگ نرم یعنی جنگ با تنوع و تکثر،  اختلافات و تضاد های طبقاتی، غنی و فقیر،  کار فرما و کارگر،  فرامانروا و فرامانبر.  جنگ نرم یعنی انکار آنچه واقعیت دارد و حقیقت است،  جنگ نرم پوششی است بر جنگ سختی که دشمنان تاریخ و ملت ایران و قاره کهن بویژه استعمار و مپریالیسم،  علیه مردم از زمانی دور آغاز نموده اند.
   جنگ نرم اشکال و ترفند های گوناگونی دارد،  در انواع علوم با دیدی روشن و قابل رد یابی است،  در این جنگ با انتشار علوم و دانش های دروغی و کذب حریف را گمراه می کنند.  حتی دانشگاه هایی که از یک دلار نمی گذرند،  با دادن بورس های تحصیلی بویژه در تاریخ،  سعی می کنندعده ای جوان را وادار کنند تا دروغ های تاریخی را بیاموزند و گسترش دهند.
      جنگ نرم واژه ای است،  که طی ده سال گذشته شنیده ایم،  و درباره آن طی این مدت بدلیل اینترنت و ماهواره زیاد گفته شده،  حتی در باره آن آموزش هایی به جوانان نظامی و دولتی می دهند.  از نظر انوش راوید محتوای تمام این آموزش ها و گفته ها درباره، جنگ نرم، جنگ روانی، تهاجم فرهنگی، انقلاب مخملی، انقلاب رنگی، نافرمانی مدنی، براندازی نرم، تهدید نرم،  سطحی هستند.  البته ممکن است،  گاهی هم گمراه کننده و یا در جهت تاکتیک های دشمنان در نبرد نو پدید باشند،  باید توجه داشت، جنگ سایبری، هم چاشنی جنگ نرم شده است،  در صورت تقاضا هر کدام از این موضوع ها را بررسی می کنم.    
   برخى از اهداف جنگ روانى:  
 * 1 ــ  تأثیر گذارى بر افکار ملت های مورد هدف بر پایه دروغ های تاریخی.
 * 2 ــ  ترساندن از فقر یا قدرت خارجى سرکوبگر و دعوت به تسلیم و سازش.  
 * 3 ــ  اختلاف افکنى در صفوف مردم و مقام هاى نظامى و سیاسى.  
 * 4 ــ  اشاعه بذر یأس و نومیدى در میان مردم و بویژه نسل جوان.
 * 5 ــ  کاهش روحیه و کارآیى رزمى جهت زمان جنگ نظامى.
 * 6 ــ  ایجاد اختلال در سامانه هاى کنترلى و ارتباطى کشور هدف.
 * 7 ــ  تبلیغات سیاه بوسیله شایعه پراکنى، جوسازى، نمونه سازی.
 * 8 ــ  ایجاد حرکت هایی به دلیل مسائل مذهبى، قومى، سیاسى و اجتماعى.
 * 9 ــ  تلاش براى بحرانى و حاد نشان دادن اوضاع از راه ارائه اخبار و تحلیل های نادرست.  
 * 10 ــ  پخش شایعات و دامن زدن به آن براى ایجاد جو بى اعتمادى و ناامنى روانى.
      همچنین یکی از مهمترین تاکتیک های نبرد نو پدید،  در داستان دروغ اسکندر مقدونی و حمله دروغی مغول نهفته است،  یعنی با انواع ترفند ها خود و کشور های امپریالیسم قرن 20 را بیش از اندازه قدرتمند،  و دارای توانایی نشان می دهند.  شناختن تاکتیک های تاریخی جنگ نرم،  با مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران امکان پذیر است.
   اهداف کلی از نبرد نو پدید علیه ایران و قاره کهن:
  * 1 ــ   تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراستژیک در قاره کهن.
  * 2 ــ  کنترل شریان انتقال نفت و گاز،  و جلوگیری از قدرت گرفتن نظامی قاره.
  * 3 ــ  حذف و یا کنترل نظام های چالش گرا در برابر هژمونی قدرت های جهانی.
  * 4 ــ  ممانعت از ایجاد اتحادیه های نظامی و امنیتی در قاره کهن.
  * 5 ــ  همسو نمودن کشور های هدف با سیاست های قدرت های جهانی.
  * 6 ــ  فرصت سازی اقتصادی برای کشور های امپریالیستی قرن 20 .
  آیا بمنظور پاتک می بایست خط قرمز یا دایره بسته کشید؟
جنگ فرهنگی
      از ابتدای تاریخ بشر و پیدا شدن تمدنها جنگ فرهنگی هم پیدا شد،  جنگ فرهنگی با تبادل فرهنگی تفاوت دارد،  جنگ از نبرد می گوید،  فرهنگی آن بدون اسلحه و خون ریزی مستقیم است.  همانگونه که در تعریف فرهنگ قبلاً در وبلاگ نوشته ام،  در تبادل فرهنگی ملتها برای تأمین نیاز های فرهنگی خود با هم ارتباط دارند،  و مانند نقل و انتقال اجناس،  نیاز های فرهنگی خود را با یکدیگر تبادل می کنند،  و یا به خرید و فروش موارد فرهنگی دست می زنند.  ولی در جنگ فرهنگی ملت های پائین دست در ساختار های تاریخی اجتماع،  مورد تهاجم بالاتر ها قرار می ‌گیرند.  ملت های پائین دست در تاریخ اجتماعی ممکن است فرهنگ بسیار بالایی داشته باشند،  اما تمدن جلوتر آنها را علنی یا غیر علنی تهدید می کند.  در بسیاری مواقع فرهنگ ملت پائین دست در ساختار تاریخ اجتماع در مقابل این تهدید ها که تهاجم فرهنگی می باشد مقاومت می کند،  برخورد این پدآفند، با تک فرهنگی،  جنگ فرهنگی حاصل می شود.  اما تمدن بالاتر با در دست داشتن ابزار های جدید،  اجتماعی، نظامی، دولتی، فرهنگی،  براحتی می تواند ملت پائین دست را شکست دهد.  مانند قبل از قرن 20 تمام ایرانی ها از البسه سنتی استفاده می کردند،  اما با ابزار تولید پارچه و دوزندگی،  براحتی لباس های سنتی گران قیمت و سخت دوز از تن ایرانی ها بیرون آمد.
      تبادل فرهنگی بین دو ملت در یک تاریخ تمدن حاصل می شود،  و طرفین با خرید و فروش سعی می‌ کنند،  بهترین و با کیفیت‌ ترین جنس یا دارایی خود را عرضه کنند،  که قدرت رقابت را داشته باشد.  در تهاجم‌ فرهنگی‌ سرزمین جلوتر در تاریخ اجتماعی فرهنگ خود را به جامعه مورد تهاجم وارد می کنند.  باید توجه داشت تهاجم فرهنگی بی دلیل حاصل نمی شود،  فرمول ها و فاکتور هایی دارد،  که در تاریخ اجتماعی نهفته است.  اولین تهاجم فرهنگی مهم در تاریخ توسط رومی ها که مردم غرب قاره کهن و با تمدن شاه خدایی بودند،  و از مقابل سربازان خشایارشا هخامنشی فرار کرده،  و به روم نزد اتروسک های اقوام خود رفته بودند،  به قبایل بدوی اروپایی تحمیل شد.  در دوران استعمار کشور های استعماری تمدن و فرهنگ بورژوازی خود را،  به ملت های دیگر دادند یا اجبار کردند.  در قرن 20 کشور هایی که در دوران امپریالیسم بودند همان راه را ادامه دادند.  اما در قرن 21 وضع فرق کرده است،  تقریباً تمام جهان در یک تمدن می باشند،  فقط در گوشه هایی از فرهنگ با یکدیگر اختلاف دارند.  و جهان می رود که در ادامه قرن وارد تمدن کنترل انرژی گردد،  بنابر این فرهنگ جدید هم شکل می گیرد.
دروغگویی بی بی سی در تاریخ
      در 18 آبان 1389 تلویزیون فارسی BBC در ادامه گاه گاه دروغ پردازی های تاریخی خود،  یک فیلم 45 دقیقه ای درباره حرکت و حمله و جنگ الکساندر مقدونی در ایران بزرگ نشان داد،  که سراسر دروغ پردازی های ساده لوحانه بدون مدرک و سند بود.  بریتانیائی ها فکر می کنند مردم جهان مانند خودشان ساده هستند،  که هر پرت و پلا را قبول کنند.  قرن های استعماری گذشته است،  و اینک جهان در سطح دیگری از تمدن قرار دارد،  در ساختار های تاریخی اجتماع و مقالات دیگر نوشته و توضیح داده ام.  در این فیلم با حقه بازی مسیر الکساندر مقدونی را طی کردند،  و همانند تاریخ استعماری با گفتن پرت و پلا های بی نشان و مدرک،  قصد اغفال داشتند.  حتی در این دروغ ها از حمله چنگیز مغول گفتند،  ولی یکبار از موفقیت های تاریخی و اجتماعی ایران و ایرانی نگفتند.  انگلیسی ها می خواهند با این دروغها برای خودشان و اروپا اسم و رسمی در تاریخ دست و پا جور کنند،  نمی فهمند که دروغ آخر عاقبت ندارد.
      ابتدا در این فیلم کذایی با نشان دادن مقداری پاپیروس مصر باستان،  و لوح بابلی می خواستند وانمود کنند،  که دارند سند تاریخی در باره حمله اسکندر مقدونی رو می کنند.  با همان پندار ساده لوحانه انگشت روی یک پاپیروس گذاشتند و گفتند،  اینجا نوشته الکساندر،  و سعی کردند وانمود نمایند،  که این پاپیروس ها درباره اسکندر مقدونی می باشند.  مجری و گروه فیلم برداری در قرن 21،  به همراه یک گردان زره پوش و تعدادی هلی کوپتر نیرو های ائتلاف،  با ترس و لرز آشکار،  در شمال عراق بدنبال رد دروغ نامه های اسکندر مقدونی می گشتند.  مجری گوینده فیلم سعی می کرد،  با تعریف های هیجان دار و شور انگیز به دروغ های تاریخی جنبه واقعیت بدهد،  و کلی چاخان سرهم می کرد،  مثلا جوی کوچک آبی پیدا کردند،  و گفتند اینجا رود گمل است و هنوز کمی آب دارد،  کنار آن دشت گوگمل است،  و اینجا اسکندر داریوش هخامنشی را شکست داد.
      این فیلم نشان داد که تاریخ دان های بریتانیا در دروغ الکساندر مقدونی گیج و منگ شده اند،  با تمام ترفند هایی که بکار بردند،  با سادگی و ندانسته چند بار به دروغ بودن داستان اسکندر اعتراف کردند.  آنها با نشان دادن تکه فیلم های سینمایی از مثلاً جنگ داریوش با اسکندر،  می خواستند فیلم کذایی مستند خود را شاید کمی واقعی جلو دهند.  در جای دیگر می گوید،  هر چه بشرق مدیترانه تا افغانستان و تاجیکستان می رویم،  اسکندر در فرهنگ شفاهی مردم جایگاه ویژه ای دارد،  آن ساده نمی داند که اسکندر اشکانی است نه الکساندر مقدونی.  از رشوه گرفتن و ترسیدن و غیره و غیره در سپاه ایرانی گفتند،  حتی با نشان دادن موزائیک تصویری بدون هیچ مدرک و سند آنرا به اسکندر مقدونی نسبت دادند.
   عکس تکه موزائیک تصویری باستانی،  که بدون هیچ مدرک و سند آنرا به اسکندر مقدونی نسبت می دهند،  عکس شماره 1401.
 پرسش از عموم:  چرا بریتانیای استعماری این همه در تاریخ دروغ گفته و تاریخ بافی کرده بود؟

   عکس افراد موزه بریتانیا ،  که با زرنگی انگشت روی یک پاپیروس مصر باستان و یک لوح بابلی گذاشتند،  و خواندند الکساندر و با دروغ و دونگ گفتند،  منظور حمله و جنگ بزرگ اسکندر مقدونی است،  آنها با سادگی فکر می کنند دیگران چون خودشان هستند،  عکس های 1403
      در این فیلم که می خواهند وانمود کنند تحقیقاتی است،  دروغ های زیادی گفته می شود،  در واقع این جفنگ های جنگ روانی و جنگ نرم،  علیه ملت های قاره کهن،  بویژه ایران است.  در تمام فیلم بی سوادی عمیق،  خراب و بی اهمیت نگه داشتن پاپیروس ها و لوح های بابلی،  ندانستن جغرافیا و بسیاری چیز های دیگر کاملاً پیدا بود.  در تمام دوران استعماری،  انگلستان و کلیه عوامل آنها در منطقه،  و همچنین چهره ها و کارگزاران استعماری،  جملگی با دستور از لندن،  کوته بینانه ترسان با هر زبانی گفته اند،  ایران و ایرانی وجود نداشته و تمدن ایرانی نبوده است.  البته اینها بی اهمیت تر از آن است،  که بیش از چند سطر پاسخ داده شود،  ما بزرگتر و قوی تر از تصور آنها هستیم،  باید به آینده بیاندیشیم.  عزیزان،  جوانان عزیز متخصص ایرانی،  کمی بیشتر بجنبید و در تمام زمینه ها تلاش نمایید،  دشمنان استعماری و امپریالیسم سابق را در تاریخ و تاریخ اجتماعی گرفتیم،  ایران می تواند سریعتر وارد تمدن جدید کنترل انرژی شود.
    توجه:  هم میهنان عزیز،  جوانان باهوش ایران،  این آخرین بار نخواهد بود،  که آنها در تاریخ و تاریخ اجتماعی دروغ می بافند و می گویند.  آنها باز هم با ترفند های جدید و شیوه های نو دروغ خواهند گفت،  هوشیار باشید و مچ این دروغگو ها را بگیرید،  و به همه مردم ایران و قاره کهن آگاهی لازم را برسانید.  از شرافت تاریخی خود و ایران دفاع نمایید،  نگذارید با دروغها ترفند های جدید سیاسی و اجتماعی بسازند.  البته در اینجا یاد آوری نمایم اینگونه دروغ گویی ممکن است چند دلیل داشته باشد،  ابتدا در گمراهی بودن از جمع آوری و داده های تاریخی قرون استعماری،  و یا به تعریف دیگر ندانستن تاریخ،  و سپس اجرای ترفند های سیاسی متعاقب آن برنامه.  اینها دلیل بر این نیست،  که بخش های مختلف برنامه های آنها،  یا امثالشان در کشور های دیگر را بطور کامل دروغ یا واقعیت دانست،  بلکه باید تحقیق و تحلیل های تخصصی خود را داشت.  مثلا حتی در بسیاری برنامه ها،  از تاریخ ایران و شاهان و بزرگان تاریخی ایران تعریف و تمجید می کنند،  که جای سپاس دارد،  ولی باید در همه موارد کار آنها را به نقد و تحلیل کشید،  تا بدانند جوانان باهوش ایران هوشیار تر از دیدگاه آنها می باشند.  آنها را جا بگذارید و عقب اندازید،  بسیاری از چهره ها و کارگزاران امروزی آنها ایرانی هستند،  و ته دل آنها ناسیونالیسم برتر ایران است،  و به انگلیسی بودنشان می چربد،  رویشان کار کنید.
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.