سخن ارگ ایران

سخن نخست تارنمای ارگ
پیش گفتار
      هر وبلاگ یا سازمان،  شرکت یا حزب،  در این دوران و قرن نوین،  نیازمند طرح تدوین شده است،  که شامل:  مرامنامه، اساسنامه، استراتژی، تاکتیک، سبک کار، و… باشد،  عدم دقت به این اصول،  آن شرکت یا سازمان یا وب را سردرگم می کند،  و به اهدافش نمی رساند.
تصویر پلاک هخامنشی،  عکس شماره 3311.
    ارگ به معنی قلعه کوچک در میان قلعه بزرگ است،  که دارای برج و بار باشد،  و در آن فرمانروای شهر، ایالت و یا کشور اقامت داشته است،  و غالباً وی از آنجا مبادرت به اداره امور می کرد.  از این وبسایت ارگ،  هدایت و اداره،  تاریخ نویسی نوین ایرانی و جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  و… انجام می شود.
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
"تاریخ نوشتن مقاله سخن وبسایت ارگ 1385،  در اولین فرصت بازنویسی می کنم"
سخن، مرام، اساس، سبک کار
      سخن وبلاگ ارگ به عاشقان دانستن حقیقت است،  که اندیشه خدمت به دانش و ایران دارند،  سخن وبلاگ ارگ به تحصیل کرده ها و روشنفکران است،  که اندیشه و عمل شان تابع منطق و حقایق علمی است.  بدین منظور حرکت وبلاگ بحث در جهت معیار هایی با اتکا به حقایق علمی و تجربی و موازین منطقی محقق است.  در زمانی حساس که راه زندگی و رشد ملتها،  به شیوه  فرا امپریالیستی در خطر و بحران است،  لازم می گردد که اندیشمندان و روشنفکران مورد نظر این وبلاگ،  در محیط دمکرات مجازی گرد هم آیند.  در تشخیص دروغها و یافتن واقعیتها و حقایق علمی در جغرافیا ـ تاریخ و تکامل اجتماعی و فرهنگی به اندازه توانایی خود کار،  و به گسترش واقعیتها در میان مردم بکوشند.  کوتاهی از این مهم سپردن دوران به دروغ پردازان است،  که با دشمنی دیرینه،  خواهان شکست و تجزیه ذهنی و ذاتی ملت های قاره کهن،  جهت تخریب و انقراض می باشند.
        وبلاگ ارگ (جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران)  بر پایه دروغ های تاریخی نمی باشد،  بلکه در ضدیت کامل با کلیت دروغ،  و مخالف سرسخت دروغ های تاریخی و اجتماعی است.  بنابر این منابع و مطالب کتاب هایی،  که اصالت واقعی و صحیح بودن مقالات آنها مشکوک می باشد،  فقط به منظور بررسی چگونگی نوشته هایشان در وبلاگ استفاده می شود.  آنچه که امروزه برای علوم انسانی،  بویژه تاریخ و تاریخ اجتماعی مسئله ساز شده،  انبوه دروغها و ترفندها است،  که هر کس به فراخور حال و موقعیت خود بکار برده است.  برای تصفیه و پاکسازی آنها باید از روش های اصولی استفاده کرد،  تکیه بر مطالب مشکوک و تکرار طوطی گونه آنها،  همان گمراهی تاریخی است.
      بدین جهت باید در نظر داشت،  استدلال ها و استنباط های قیاسی،  که همراه تحلیل های عمیق و داده های واقعی تاریخی و آماری است،  نهایت به تکوین تعلیل های جدید،  برابر اصول علمی می انجامد،  که در تمام مراجع ذیصلاح مسند و منبع به حساب می آید،  که اساس و پایه وبلاگ ارگ،  بر این مبنا می باشد.  در مقالات وبلاگ از ذکر مستقیم و یا نوشتن کلاسیک انبوه زیرنویس منابع خود داری شده،  ولی با استفاده از واژه های کلیدی کتاب های داری اهمیت،  تشخیص ذهنی برای حرفه ای ها مقدور شده است.  مبتدی های مرتبط با این دانش،  ضمن مطالعه و پیگیری وبلاگ،  بعد از مدتی خود می توانند،  رمز و راز یا در واقع علم وبلاگ را بیابند و درک کنند.  همیشه خواهش کرده ام،  افرادی که علاقه و یا دانشی در تاریخ و تاریخ اجتماعی ندارند،  این وبلاگ را مطالعه نکنند،  و اگر اشتباه وارد شده اند،  سریع خارج شوند،  چون سردرگم می شوند.
عکس انوش راوید در 1346 خورشیدی،  مشروح در تولد در تاریخ،  عکس شماره 112 .
مرامنامه وبلاگ ارگ
   1 ــ  احترام کامل به مردم ایران و تمام انسانها،  2 ــ  حفظ بی چون و چرای دمکراسی واقعی،  3 ــ  کار فرهنگی جهت زدودن دروغ و نیرنگ و فریب در تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران بزرگ و قاره کهن،  4 ــ  رعایت کامل قوانین کشور ایران و بین المللی،  5 ــ  دفاع از تاریخ و تاریخ اجتماعی و جغرافیای تاریخی ایران.
اساسنامه وبلاگ ارگ
   1 ــ  تحقیق و تحلیل های ویژه در تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران و جهان،  2 ــ  ایجاد آموزش و درک بیشتر از واقعیت های تاریخی و حس حرکت زمین زیر پا،  3 ــ  کار فرهنگی دفاع از تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران،  در محیط دمکرات وب.  4 ــ  تلاش برای ایجاد فرهنگستان مستقل تاریخ و جغرافیای تاریخی ایران.
سبک کار وبلاگ ارگ
      وب ارگ یا جنبش ارگ،  فعالیتی مجازی در محیط اینترنت و غیر حضوری،  ویژه علاقمندان به دانش جغرافیا ـ تاریخ است،  که نیازی به رهبری از بالا مانند سبک کار قرون گذشته ندارد،  بلکه برنامه ای با آینده نگری و سازمان های نوین قرن 21 است.  با توجه به جامعه امروزی و تحقیقات متوجه می شویم،  سبک کار قرون گذشته بویژه دوران تولید انبوه قرن 20 برای پیشبرد اهداف در این زمان کار ساز نمی باشد.  بسیاری هنوز در گذشته مانده و می پندارند،  که برای کار می بایست رهبر و سازمان هرمی شکل داشت،  تا بتوان هدایت کلی را به دست گرفت.  در صورتیکه در قرن موج نو با انقلاب اطلاعاتی و ارتباطی این گونه هرم ها به راحتی آسیب پذیر هستند،  و به هیچ عنوان و شکل نمی توان آنرا ثابت نگه داشت.  اگر سازمان هرمی در این قرن ثابت بماند،  دلیل بر عدم توانایی تحلیل و تعلیل نیرو های تشکیل دهنده آن است،  که به نوبه خود عدم کارایی را در پی دارد.  گاه در این زمان دیده می شود،  مدیریت یا رهبری با پول هرم تشکیلاتی را نگه می دارد،  ولی هر روزه مخارج بیشتری می طلبد،  و در نهایت حفظ آن امکان ندارد.
   یک تعریف ــ  اگر بعضی پدر یا پدر بزرگی را محک بزنید متوجه می شوید،  که آنها می پندارند،  اگر نباشند بچه ها و نوه ها توانایی ادامه زندگیشان کم است،  و می پندارند همه دانایی در آنها جمع است.  در گذشته داستانی و خطی می ساختند،  و میلیونها انسان گرد آن متعصّبانه جمع می شدند،  اما در این زمان وضع کاملاً فرق می کند،  دانایی قرن 21 حاکم و در حال انکشاف است.  این زمان طبقات زیرین هر هرم را جوانان تحصیل کرده تشکیل خواهند داد،  بسیاری از آنها خود مدیران سازمان بزرگ و کوچکی هستند،  آنها براحتی هر تغییر و تحول را درک کرده و جهت گیری می کنند.  به همین جهت خیلی سریع هر هرم تشکیلاتی از هم می پاشد،  و به بیشمار هرم تبدیل می شود.  فرمانده مهمی در خاطرات خود نوشته بود،  که زمان جنگ اول جهانی سربازان بی چون و چرا دستور فرماندهان را اجرا می کردند،  اما در جنگ دوم جهانی می بایست برای آنها تعریفی از دستور می کردیم،  ولی در آینده،  هر سربازی فرمانده خواهد بود.  آن فرمانده در نیم قرن پیش این مهم را دانسته و درک کرده بود،  بنابر این نمی توان با اصول کاری گذشته وارد آینده شد.  وبلاگ جنبش ارگ نمی خواهد و نمی گذارد زمان تکلیف را روشن کند،  بلکه می داند که این علم و دانش و اندیشه است،  که باید بر زمان اثر گذارد.
      تمام اطراف ما هر چه می بینیم و حس می کنیم،  از یک مدیریت کاملاً علمی برخوردار است،  باید این مدیریت را که از اتم و سلول و ملکول تشکیل شده درک و تشریح نمود.  نباید مانند انسان عصر حجر آنرا فقط ساخته و پرداخته بالا و پائین دانست،  و خارج از توانایی تحلیل و تحقیق خودمان به حساب آوریم.  به این ترتیب با دید آینده نگری،  مدیریت قرن 21 در فضا شکل می گیرد،  همان گونه که آن اتم ها و ملکول ها و سلول ها در فضا بیک دیگر اتصال دارند،  و مجموع آنها عنصری یا عناصری را تشکیل می دهند.  در این زمان با تعریف علمی خاص تشکیلاتی،  عنصر مدیریت و سازمان هم در فضا شکل می گیرد.  البته درک این جملات برای افراد جا مانده در اندیشه پدر بزرگ مآبانه قرون گذشته مشکل است،  ولی مطمئنا جوانان باهوش امروزی به آنها کمک خواهند کرد،  تا متوجه شوند.
      در نتیجه برای ایجاد عنصر مدیریت و رهبری، جنبش و سازمان، سبک کار و غیره،  نیازمند تعریف علمی با اصول دانش و تکنولوژی جدید می باشیم،  که این تشریح علمی از توانایی یک اتم و یا یک فرد خارج است.  بدین جهت ابتدا جنبش نو پدید بوجود می آید،  و سپس در مسیر رشد و تکامل تعریف ها حاصل می شود،  بظاهر ممکن است اندکی افراد فکر کنند،  که سبک کار جدید غیر ممکن یا زمان بر است،  ولی در آن واقعیتی نهفته که افراد با هوش آنرا درک و پی گیری می کنند.  با تعریف های جدید و جامعه شناختی قرن نو،  داشتن تشکیلات و جنبشی هرمی شکل که بتواند،  با گسترده کردن محیط زیرین به اهداف خود برسد،  تصور پوچ و غیر قابل اجرا می باشد.
      امید است،  ایرانیان دانش پژوه موضوع و مطلب این وبلاگ را بگیرند،  و با دانش خودشان در آمیزند و به جامعه بفرستند،  که حتماً ره آوردی نیکو در پی خواهد داشت.  در غیر اینصورت چنان ماند که،  من تیری در چله اینترنت گذاشته،  و بسوی دشمن وبلاگ ارگ،  یا دروغ های تاریخی و اجتماعی رها کرده باشم،  که این باعث می شود دشمن موذی هوشیار تر،  و ما همچنان پراکنده و بی دل و یار بوده،  و در انتظار سرنوشت و دروغ های دیگری باشیم،  که برایمان بنویسند.
      عزیزان بیائید با دین و دانش والای مان خودمان سرنوشتی نو بنگاریم،  و بدین منظور از هم میهنان عزیز خواهشمندم در جهت سخن این وبلاگ نظر بنویسند،  تا به اهداف مورد اشاره یعنی باز نویسی علمی تاریخ و سرنوشت رسید.  ایران عزیز با داشتن امکانات گسترده طبیعی، سیاسی، اقتصادی، و ظرفیت های عالی انسانی، علمی، فناوری، و سابقه درخشان تاریخی،  براحتی میتواند حرکت بسوی تمدن جدید را،  پویا طی کند.  این وظیفه اندیشمندان است،  که با درک تغییرات و با دانایی قرن 21،  استراتژی منطقی و کار آمدی پیش بینی نمایند.  بنابراین احتیاج است در جهت فرآیند تدوین برنامه های آینده نگر،  همه اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرن 21  جهان را در نظر داشته باشند،  و لازم است چالش هایی که کشور با آن روبروست،  از قبیل نقاط قوت و ضعفها و فرصتها را کاملاً شناسایی کنند.  درایت پیش بینی آیند اینست که از گذشته خود واقعی و بدور از دروغ بدانیم،  امروز خود را با محک های دقیق بشناسیم،  دارایی ها و بود و نبود های آشکار و پنهان را در تمام زمینه ها و چیزها خوب ببینیم.
      انوش راوید سعی می نماید با مقالات خود در وبلاگ،  چشم اندازی تهیه کند که به شکل همه جانبه و با درنگ های جدید،  بلکه تحرکی نو به فضا بدهد.  با شرایط بسیار خوبی که در همه زمینه ها داریم،  و همچنین داشتن تمدن تاریخی مهم،  نمی توانیم قبول کنیم که نقشی پایین دست در منطقه و گیتی داشته باشیم.  احتمالاً بد بینانه نبینید،  بحثها نگاه نژادی و ملی نیست،  ایران و همه مردم ایران است،  مردم و کشور ما باید جایگاهی بلند تر و معظم تر داشته باشند.  انسان با هوش در قرن 21 حتی با یک نگاه به سر نوشته های انوش چون:  قرن سنت گریزی،  بسوی تمدن جدید، موج سوم، انسان قرن 21، چالش قرن،  تغییرات مطلوب، خود بخود پیگیری میشود که اینها چه هستند،  و در پی سئوالها و نظرها و آزمون و تامل گردونه یادگیری می رود.
      هم میهنان عزیز احتمالاً این قبیل حرفها را شنیده،  شاید هم چند بار شنیده اید و خوانده اید،  ولی بد نیست یکبار دیگر و از دیدگاهی دیگر ببینید،  درصورتیکه از پس اینها،  سئوالها و نقد های علمی باشد،  می توان به آینده نو راحت امیدوار بود،  که در نتیجه آن نا امیدی دشمن تاریخی را بدنبال دارد،  ولی اگر لودگی و یا ناسزا گویی شود،  متوجه میشویم کار روشن گری سخت و دشوار،  و راه دشمن هموار است.
   مهم:  یکی دیگر از برنامه وبلاگ مبارزه با دشمنان آزادی است،  که دشمنی دیرینه با آزادی و فرهنگ ایرانی دارند،  که اندکی مأمور استعمار و امپریالیسم و بعضی گمراه شدگان تاریخی هستند.
   پرسش از عموم:  آیا شما نظر دیگری دارید؟
عکس یک ارگ تاریخی ایران،  مشروح در تاریخ قلعه های ایران،  عکس شماره 4548.
پا و ذهن را جلو بکشید
      یکی از برنامه هایی که وبلاگ انوش راوید دنبال می کند این است،  که بلاگر های جوان ایرانی که جزو فعال ترین عزیزان هستند،  و نفوذ خاص در جامعه دارند،  پا و ذهن خود را جلو و به دانایی نوین بکشند.  بسیار دیده می شود که بخاطر آموزش در آموزشگاه هایی که به شیوه قرن 20 اداره می گردد،  جوانان نمی توانند بخوبی تلفیق نوین دهند.  اکثراً نیازمند راهنمایی و کمک فکری هستند،  تا تفاوت قرن گذشته با این قرن را متوجه شوند.  با هوش ترها اگر تاکنون متوجه اختلافات بزرگ دو قرن نشده باشند،  با مطالعه این وبلاگ سریع راه اندیشه خود را می یابند،  ولی برای بقیه روش های مختلف لازم است تا بگیرند،  البته با یک وبلاگ کار مشکلی است.  به هیچ وجه نباید در انتظار معجزه و ریسمان و آسمان بود،  باید زحمت کشید و کار کرد،  تا بتوان مملکتی خوب با مردمی دانا داشت.
      تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بود و نبود مردم،  حرکت و نگاه آنها،  مربوط به زمان و مکان خودشان با محدودیت های مخصوص بوده.  مثلاً کسی که چند قرن پیش در روستا و یا قبیله دویست نفری و یا شهر چند هزار نفری،  در دور ای مختلف ساختار تاریخی اجتماع زندگی می کرده،  چه دانا یا ساده بوده،  درک کاملاً متفاوتی از همه موضوعات با هم داشته اند.  به همین منوال قرن گذشته هم که مرحله نهایی انقلاب صنعتی بوده،  با این قرن که انفجار دانش با مجموعه ای از انقلابات اطلاعاتی و ارتباطی و غیره است،  کاملاً متفاوت می باشد.  ما در این قرن امکانات وسیع زندگی و فراگیری داریم که در گذشته نبود،  مثلاً من که زندگی نامه خود را در تولد در تاریخ نوشته ام،  در روستای کوچک جل و چلاسر تمام امکانات زندگی مدرن را دارم.  در صورتیکه همین 25 سال پیش اینجا،  شبکه آب و برق،  جاده و غیره نداشت،  مردم 25 سال پیش کجا،  و امروزی ها کجا.   بنابر این نباید بشر گذشته را به این قرن منتقل کرد،  بلکه باید پیگیر انفجار دانش بود،  تا در موج آن سوار شد و جهان را از تخریب و انقراض نجات داد.
      با نگاهی به وبلاگها متوجه می شویم،  بخاطر همان آموزشها،  که در ابتدای این مطلب و در قرن سنت گریزی گفتم،  بسیاری از افراد مانند قرن قبلی ها هستند.  نباید گذاشت که این موضوع تبدیل به یک مشکل اجتماعی و عقب افتادگی شود،  بویژه که بسیار از مجریان آدم های قرن گذشته هستند،  و یک نوع تلقین نا خواسته گذر به گذشته در جریان است.   از عزیزان و بویژه جوانان با هوش می خواهم،  برای این بخش کمک باشند،  تا اقدام اصولی اینترنتی انجام پذیرد،  که همه بتوانند پا و ذهن را جلو بکشند.
 تصویر تخت جمشید،  عکس شماره 5835.
خواست این وبلاگ
       ایرانیان باستان دستگاه خلقت را میدان جنگ خوبی با بدی،  یا محل نبرد بین روشنایی با تاریکی می دانستند،  و انسان را مبارز این میدان می شماردند،  کاری که جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ پیشه کرده است،  یعنی مبارزه با تاریکی و دروغ و بدی،  بر پایه و اساس انسانی.  در گذشته ها دشمنان علیه ما دروغ نوشته و رجز خوانی نموده و تاریخ را جعل کرده اند،  چند قرن بعد استعمار و دشمنان تاریخ ایران آنها را بزرگ نمایی کرده،  و با ترفند هایی گسترش داده و یا با نفوذ در سیستم آموزشی ایران،  به عنوان تاریخ بخورد بچه های عزیز داده اند.  در جاهایی ساده دلان و ساده ترها دروغ ها را دست مایه کوبیدن ایرانی ها کرده اند.  بیائید با اعتماد به نفس ایرانی و ذکاوت خود هر کجا دروغی دیدید آنرا افشا کنید،  و دروغ ها را متذکر شوید،  و به دنیال واقعیت ها بگردید،  و این را سر آغاز کار بزرگ ملی برای برداشت دروغها از تاریخ ایران نمایید.  توجه داشته باشید،  این وبلاگ جهت این است که با دانایی قرن 21  فکر و تحقیق و تحلیل کرده،  که واقعیت های تاریخی چه بوده است؟  و چشم و گوش بسته هر چه را نپذیرفت و به عنوان علم تاریخ قبول نکرد،  البته توجه داشت که این وبلاگ هم خود تاریخ نیست.  در دویست سال گذشته کارگزاران و چهره های استعمار برای جعل تاریخ و ملیتها و مرزها خیلی فعال بوده،  و هر کاری خواستند با حمایت کشور هایشان کرده اند،  و امروزه دروغ ها تبدیل به خطر شده اند،  چون در هر صورت ددمنشانه دروغ گفته اند.  این وبلاگ را با دقت بخوانید تا بیشتر متوجه پلیدی و ترفند های آنها شوید.
    خواست این وبلاگ چیست؟  برنامه ریز های دولتی و غیر دولتی و در هر زمینه کاری و فکری،  نیازمند آن است،  که بدرستی از تاریخ و تاریخ اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی دانسته شود،  مراحل بی قاعـده و هنجار رشد تاریخ و همچنین آهنگ تاریخی،  به تمام معنی و تمام مسائل ایران را به واقعیت بدانند،  تا بتوانند به درستی برنامه ریزی نمایند،  البته اکثراً بطور مستقیم به این دانش مراجعه نمی کنند،  یعنی آنچه که در طول زندگی خوانده اند،  و در ذهن دارند مورد استفاده قرار می دهند،  که خود این یک نقطه ضعف برنامه ریزی است،  که در این سایت بخش سازمان آینده بینی بررسی می شود.  اشتباهی که آمریکا در عراق کرد،  ولی امروزه برای مراحل جدید تهاجم دیگرش،  دارد به دنبال حقیقت های تاریخی می گردد.  برای همین دشمن با ترفند هایش نمی خواهد سیاسیون،  و برنامه ریز های ایرانی به واقعیت های تاریخی دست پیدا کنند،  تا در گمراهی باشند،  و نتوانند مسیر درست را بروند.
  تصویر نقش جهان،  عکس شماره 5761.
تعریف های نوین علم
      یکی دیگر از برنامه های وبلاگ،  تفهیم و تحریک یا تقاضا برای ایجاد تعریف های جدید است،  آنچه که از علوم بویژه جغرافیا ـ تاریخ در گذشته تعریف شده،  در بسیاری موارد می تواند کاملاً متفاوت با واقعیت های علمی باشد.  در گذشته و گذشته ها،  خیلی موضوعات و مسائل برای مردم حتی دانشمندان دوران تعریف نشده بود،  و در طول زمان و به مرور و کم کم به دانشها افزوده می گردید.  از ابتدای قرن 21 و انقلاب کامپیوتری و اینترنتی که در آینده نگری توضیح داده ام،  انفجار در دانایی بشر پدید آمده،  و باید آن را درک نمود.  این کم دانستن و نداشتن تعریف برای موضوعات و مسائل باعث می شد،  علم و دانش، تحلیل و تحقیق، در همان اندازه دوران خودش باشد،  که شامل تاریخ و تاریخ اجتماعی و در کل علم جغرافیا ـ تاریخ هم می شد.  مثالها در تاریخ ایران زیاد است،  که در وبلاگ خیلی نوشته و ادامه می دهم،  اما در اینجا یک مثال غیر ایرانی هم می زنم.
      در 24 اوت سال 70 ق.م،  از صبح زود زمین لرزه هایی اطراف کوه وزو Vesuvio،  شهر پمپئی  Popeii و خلیج ناپل ایتالیای کنونی را می لرزاند،  ولی کسی به این لرزشها توجه نمی کرد،  مردم می پنداشتند خدایان کمی شوخی دارند.  ساعت یک بعد از ظهر از کوه دودی سفید و خاکستری غلیظ به ارتفاع 10 تا 15 کیلومتر به آسمان بلند شد،  و باد آنرا بروی شهر آورد و شهر در تاریکی فرو رفت،  مردم خیلی تعجب کردند ولی باز هم اهمیت نمی دادند،  و کار خدایان می دانستند.  از ساعت 5 بعد از ظهر باران سنگ ریزه شروع شد،  مردم ترسیدند و به یکباره سعی در فرار از شهر پمپئی کردند،  تا به اطراف بروند.  باران سنگی که بر اثر ترکیب مواد شیمیایی خاکستر های به هوا رفته با هوای سرد در آسمان ایجاد شده بود،  باعث شد که بیشتر مردم نتوانند از شهر 20000 نفری خارج شوند،  و حدود 5000 نفر در شهر گرفتار و گیر افتادند.  از ابتدای شب با ادامه فعالیت کوه حرکت توده های عظیم مواد با سرعت 100 کیلومتر در ساعت بطرف پائین شروع شد،  18 ساعت پس از آتش فشان شدت آن زیاد شده بود.  ابتدا مردم در شهر پمپئی و هراکولانوم و روستاهای اطراف بر اثر استنشاق گاز های سمی کشته،  و سپس در موج نهایی زیر 20 تا 25 متر مواد مذاب و نیمه مذاب مدفون شدند.
      برای مردم که به این راحتی گیر افتاده و کشته شدند،  آتش فشان و فعالیت کوه آتش فشانی تعریف نشده بود،  آنها این را به خدایان نسبت می دادند،  زیرا دانش آنها همین اندازه بود.  اما امروزه با وجود امکانات وسیع علمی و انقلاب و انفجار اطلاعاتی و دانایی که به شتاب ادامه دارد،  باید بیش از گذشته بدانیم،  بهتر و بهتر، بیشتر و بیشتر به تحلیل و تحقیق، بررسی و کاوش پرداخته شود.  در سال 1594 م،  اتفاقی در هنگام حفر کانال آبیاری،  آثار تاریخی شهر پمپئی و اطراف آنرا کشف و اکتشافات را آغاز کردند.  اکتشافات تا کنون ادامه دارد،  اما تا همین ده سال پیش و قبل از تکنولوژی کامپیوتری درباره اتفاقات پمپئی به خوبی نمی دانستند.
      یک مثال دیگر را کوتاه بگویم،  در انقلاب مشروطیت ایران هیچ کدام از مردم دوران نمی دانستند،  که بدلایل تاریخی و تاریخ اجتماعی،  تمدن جدید بورژوازی یا در واقع نو بورژوازی در ایران شکل گرفته است.  در حقیقت انقلابیون داشتند با دوران فئودالی پادشاهی قاجار مبارزه می کردند،  زیرا تمام مردم چه دانا و یا عامی تعریفی از بورژوازی و فئودالی نداشتند.  اگر در این قرن 21 با وجود ذهن های پویای تاریخی،  نتوانیم تعریف های جدید،  برابر با اصول و قوانین علمی در تمام موارد منجمله جغرافیا ـ تاریخ ارائه دهیم،  نمی توانیم وارد تمدن جدید شویم.
چرا مطالب ادامه دارند
      تمامی مطالب وبلاگ انوش راوید،  شامل،  ادامه دارد و بازنویسی می شود است،  زیرا این مقالات گوشه کوچکی از زیر مجموعه علم جغرافیا ـ تاریخ است،  و برای علم پایانی نیست.  عزیزان برای دریافت ادامه مطالب می بایست به صفحه نخست مراجعه نمایند.  روزی نیوتن قانونی برای جاذبه نوشت و دویست سال می پنداشتند همان است،  بعد انیشتین قانونی و فاکتوری آورد و باز پنداشتند دیگر همان است،  و تاکنون اشتباه فهمیده و خیلی اشتباه بوده است.  اکنون در قرن 21 متوجه شده اند،  هر چه گذشتگان که دانشمندان بنامی بوده و گفته اند اشتباه بوده،  و هر چه علم جلو تر می رود،  تازه می فهمند که هیچ از جاذبه نمی دانند.  علم جغرافیا ـ تاریخ هم همین گونه است،  خواهشاً مپندارید آنچه که می دانیم واقعیت و تمام علم است،  و همه چیز تمام شده است،  در تاریخ و فرهنگ یاد گیری توضیح نوشته ام.
      یاد آوری نمایم،  این وبلاگ خود تاریخ نیست،  یا هر وب و کتاب خود تاریخ نیست،  بلکه نظرات نویسنده آنها می باشد،  که می تواند با وجود داشتن منابع و مستندات،  باز هم خود تاریخ نباشند.  تاریخ را باید فرهنگستان تاریخ بنویسد و تأیید موقت نماید،  فرهنگستانی که باید اعضای آن انتخابی باشند،  و از میان دانشوران داوطلب زیر مجموعه علم جغرافیا ـ تاریخ برگزیده گردند.  برای رسیدن به چنین فرهنگستانی،  کار و زمان، آمادگی ذهنی و پویایی لازم است،  البته افراد اهل علم و دانش واقعی،  خود می دانند و می توانند راه ناهموار و مشکل این کار را چگونه بپیمایند.  وجود فرهنگستان های علمی در تمام زمینه ها و گرایشات،  در جهت استراتژی ملی و مردمی ایران است،  که برای آینده نوین ایران بسیار مهم می باشد.
      ایجاد چنین فرهنگستان هایی از توانایی افرادی که مزد بگیر دولتی هستند تقریباً خارج می باشد،  بمنظور رسیدن به آن بهتر است،  اشخاص دانشور تاریخ و تاریخ اجتماعی یکدیگر را در اینترنت بیابند،  و با کمک تکنولوژی های نوین برای رسیدن به فرهنگستان تاریخ ملی ایران گام بردارند.  بدین منظور آماده تبادل نظر و اندیشه هستم،  عزیزان علاقمند می توانند در صفحه ویژه پرسش و پاسخ ها در اینجا پیگیری نمایند.  کوتاهی از این مورد سپردن گذشته و آینده ایران بدست کسانی است،  که چه بسا صلاحیت ملی و مرمی نداشته باشند،  و یا از چهره ها و کارگزاران خاص باشند.
عکس شماره 1532
تصویر لوگو 1532.
علم ادامه دارد
       تقریباً در تمام مقاله هایم نوشته ام ادامه دارد و بازنویسی می شود،  علت آن امکان وسیع و خوب اینترنت است،  در گذشته یک کتاب چاپ می کردند،  خیلی که هنر می شد می نوشتند بخش دوم آن در کتاب بعدی.  ولی امروزه به راحتی یک مطلب می نویسیم،  و می توانیم آنرا بازنویسی کنیم و ادامه دهیم.  در کل همگان متوجه شده اند،  برای علم پایانی نیست،  و هر آن ممکن است علم دچار تغییرات اساسی شود.  مثلاً روزی عده ای می گفتند که اسکندر از یونان آمده،  ولی امروز با وجود تحقیقات پژوهشگرانی مانند بانو پرنیان حامد،  در کتاب،  اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست،  و یا بقیه مطالب این وبلاگ،  متوجه شده اند،  که آن اسکندر قبلی،  داستان بوده و تمام کسانی که در باره اش نوشته اند،  هرگز نخواسته اند فکر کنند،  که برای علم پایانی نیست، و به شوخی بگویم کتاب هایشان کاغذ باطله شده،  و فقط بدرد خرد کردن و کارتن سازی می خورد،  یعنی بهدر رفتن میلیونها که هیچ،  میلیاردها ساعت درس و کتاب،  مشق و اندیشه جوانان و مردم بوده است.  و چه برنامه ریزی های سیاسی و نظامی از بابت آن دروغ انجام شده،  و چه کشته ها و خرابی های بیشماری داشته است.
      هر دو پدر بزرگ من افراد فرهیخته بودند،  هر دو در مکتب خانه درس خوانده بودند،  حاج میرزا حسین را ندیده بودم،  شش ساله بودم که در سن 80 سالگی فوت کرد ،  از او در راه راستی ایرانی نوشته ام.  ولی پدر بزرگ مادریم خیلی بحث و صحبت می کردم،  می گفتم:  مکتب خانه چگونه بود؟  می گفت:  خیلی خوب بود،  می گفتم:  در فیلمها دیده ام فلک می کردند و کتک می زدند،  می گفت:  آنها تبلیغ منفی می کنند تا مدرسه های امروزی را جا اندازند.  او خیلی باسواد بود،  در مشاعره هیچ کس نمی توانست مقابلش مقاومت کند.  او شناسنامه مادرم را از اراک گرفت،  یادم می آید از او می پرسیدم:  چرا از تهران رفتید و از شهر ارک شناسنامه مادر مرا گرفتید.  می گفت:  اصلیت ما عراقی است،  عراق خاک چین است و تهران خاک خوارزم است،  خوارزم سر راه و گذر است و خیل حوادث تاریخی داشته،  انگلیسها برای اینکه تهران به آنها نزدیک تر است*،  با کلک و نفوذ اینجا را پایتخت کردند،  ولی باید یک شهر از چین پایتخت ایران می شد،  خاک خوارزم کم برکت و محصول است.
      در آن زمان حدود 35 – 40 سال پیش،  که خیلی جوان بودم،  فکر می کردم پرت و پلا می گوید،  و کتاب های تاریخی و ادبی ایران بی اعتبار هستند،  و آنچه که ما در کتاب های درسی خوانده ایم واقعیت است،  ولی اینک متوجه شده ام همانگونه که او گفته بود،  در مکتب خانه دروغ نمی گفتند،  یاد خاله قصه گو افتادم که می گفت:  در مدرسه بشما دروغ می گویند.  مثلاً در ادامه صحبتها با پدر بزرگم او می گفت:  1300 سال پیش وقتی شیرازه امور خراسان** از هم پاشید و فشل شد،  عربها به خراسان حمله کردند،  و مردم گبری آنجا بمرور مسلمان شدند،  ولی یک اسلام ترکیبی بود،  و با نا امنی و درهم شدن خراسان،  مردم از راه چین و ترکستان،  به خراسان رفتند و شهر های خودشان را به خراسان بردند،  و زبان فارسی را هم در خراسان پربارتر کردند.  دین اسلامی را که برده بودند،  با دین مغ های مانوی آنجا ترکیب کردند،  و شیعه را در مزار*** و بلخ شکل دادند،  و روزی با مغ های شمال خراسان دست بیکی کردند،  اول آمدند اینجا خوارزم**** را گرفتند،  و بعد رفتند بغداد را گرفتند و شیعه را انکشاف دادند.
      حالا امروزه برای بدست آوردن معنی و اسناد این گفته ها باید کلی زحمت بکشم،  و صدها کتاب را ورق بزنم،  در صورتی که اگر آن روز در مدرسه حداقل چیزی بما نمی گفتند،  چه برسد دروغ،  از او می خواستم بیشتر توضیح دهد و می پرسیدم،  از کجا می داند و در کدام کتاب و ادبیات نوشته شده است.  ولی برعکس بشدت با او مخالفت می کردم،  مانند تعدادی از جوانان امروزه که دروغ های تاریخ را واقعیت می دانند،  و ندانسته با واقعیتها مخالفت می کنند.  می گفتم:  مغولها از کشور مغولستان آمده اند،  آنها مغ و مغ بچه نبودند،  او سر خود را تکان می داد و گویا در ذهن خود می گفت:  وضع خیلی خرابه،  انگلیسها شما را بدجوری شستشوی مغزی داده اند.  او خیلی اطلاعات و دانش ادبی و تاریخی شیوه قدیمی داشت،  بزودی بخشی از آنها را خواهم نوشت.
     پست قبلی در مورد مصر باستان و استان مصر ایران مطلبی نوشتم،  و این هم مانند بقیه ادامه دارد و بازنویسی می شود،  بخاطر این مقاله باید کلی کتاب را زیر و رو کنم،  و کلی موزه ها را بگردم،  ماجرایش مربوط به 4500 سال پیش است،  و تاریخ آن زمان مانند یک راز است،  راز هم یعنی علم کشف نشده.  بار ها همه مردم،  به هزار و دو هزار و چهار هزار سال پیش فکر کرده و تحقیق کرده اند،  اما کسی که می خواهد از تاریخ بدرستی و واقعی بداند،  باید مطابق فرمولها و قوانین فرهنگ یادگیری،  برای هر جمله و کلمه،  کلی پرسش مطرح می کند،  تا به پاسخ برسد،  و تازه متوجه می شود،  هر چه تلاش می کند باز تاریخ بصورت یک راز است.  آیا هرگز فکر کرده اید 1000 ، 2000 ، 4000 سال دیگر،  وقتی مردم آن زمان امروز ما را مطالعه می کنند چه می فهمند؟  آیا با وجود اینهمه حافظه و کاغذ و کتاب،  آنها می توانند این مطالب را بخوانند؟  آنها چگونه هستند و چگونه درک می کنند؟  آیا امروز ما،  در آینده یک راز خواهد بود؟  همانند فرو ریختن ساختمان های دو قلوی مرکز تجارت جهانی در همین ده سال پیش،  که هنوز برای مردم یک راز است،  آیندگان تاریخ خود را چگونه خواهند دید؟
   * ــ  با پیدایش تلگراف و ماشین بخار و خط آهن باکو – اروپا،  تهران به اروپا نزدیک شده بود.
   ** ــ  منظور خورآسان بود،  به نام های جغرافیایی و هویت مکانی در اینجا مراجعه نمایید.
   *** ــ  منظور مزار شریف و زیارتگاه آن شهر بود،  به تاریخ نوبهار و بلخ مراجعه شود.
   **** ــ  خوار یا خوارزم،  یک قرن پیش مردم به بیابان های قم تا تهران و ورامین،  دشت خوار می گفتند.
 تصویر لوگو 1603.
چاپ کتاب نه
      زمین دارد زیر پای ما حرکت می کند،  بارها در این باره گفته ام و در قرن سنت گریزی کاملاً توضیح داده ام،  دیگر زمان چاپ کتاب برای زمینه های تخصصی نیست.  چند صد سال پیش یک دانشمند در تمام علوم می گفت و می نوشت،  تا اینکه به قرن تولید انبوه 20 رسید،  و همه مردم می خواستند در تمام علوم بدانند،  و خود را جای دانشمند قرن های گذشته قرار دهند.  اما در این قرن بخاطر گسترش و عمق دانش امکان ندارد،  کسی از تمام علوم بخواند و فرا گیرد،  فقط لازم است اطلاعات عمومی به اندازه مورد نیاز تخصص خود بداند.  بنابر این اشخاص متخصص و دانش جویان در زمینه دانش وبلاگ انوش راوید به راحتی در تمام گیتی دسترسی به این وبلاگ دارند.  در وبلاگ دانش سریع تبادل نظر و نو نویسی و طراحی می شود،  در صورتیکه در کتاب ضمن مخارج سنگین این امکان نیست،  و با قطع درخت و تولید کاغذ جهان را به تخریب و انقراض نزدیک می کند.
   توجه:  تعدادی از پستها رمز دار است،  و یا در بالای بعضی از صفحات وبلاگ نوشته شده:  صفحه ویژه متخصصین جغرافی ـ تاریخ،  خواهشمندم افرادی که تمام وبلاگ را نخوانده،  و در این علم آگاهی کمی دارند،  این صفحه ها را مطالعه نکنند،  و از آنها خارج شوند.
عکس انوش راوید در ارگ کریم خان زند شیراز،  مشروح در سفر های انوش راوید،  عکس شماره 4504.

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arq.ir.
ارگ   http://arq.ir