پرسشها و پاسخهای بخش 40

پرسشها و پاسخهای بخش 40
      تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و یا ارسالی با ایمیل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و این قبیل را حذف کردم،  و تا آنجا که شده اشتباه های املایی و انشایی آنها را اصلاح نموده ام.  بخشی از پرسشها توسط بانو پرنیان حامد در اینجا پاسخ داده شده.
   ــ  گاهی از پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد،  همچنین درصورتی که نظر و پرسش شخصی از قلم افتاد لطفاً تکرار نماید.
   عکس خطوط سانسکریت و اربی در کنار یکدیگر،  بر دیوار های یک عبادتگاه،  مشروح در بناهای تاریخی دینی ایران،  عکس شماره 4571.
   پرسش جواد:  چرا شما عربی را در بعضی جاها اربی نوشته اید؟
   پاسخ انوش راوید:  مردم بابل،  مدی یا مادی از تیره کیانیان بودند،  و نام سرزمین آنها اربا بود،  ار + با،  و اروند رود از سرزمین آنها می گذشت،  ار + وند،  که بعد ها فرات شد،  فر + آت.  مردم تمدن کهن جی اربته بودند، ارب + ته.  همین مردم بابل بعدها زبان عربی و خطوط عربی اولیه را ساختند،  که در واقع و درست آن اربی است،  اما باید توجه نمایید،  حروف الفبا قرار دادی است،  اصل تلفظ و تغییرات آوا می باشد،  جهت اطلاع بیشتر به مقالات مختلف وبلاگ،  منجمله در اینجا،  و نیز مقاله دشمنی و تحریف شاهنامه در یکی از پست های وبلاگ مراجعه نمایید.
   پرسش داریوش:  سلام در رابطه با استان چین و کشور چین امروزی چند سوال داشتم،  ممنون می شم پاسخ دهید.
  1. می گویند که در کشور چین کونگ فو و یوگا به وجود آمده ولی در برخی از اخبار آن ها کونگ فو را قبول نداشته و وشو را ورزش رسمی خود می دانند، آیا کونگ فو و یوگا برای استان چین بوده؟ در برخی از ورزش های رزمی برای احترام به یکدیگر از واژه (اوس) استفاده می کنند. که در مقاله های شما اوس به معنی استاد، رهبر، پیشوا گفته شده.
  2. از طب کشور چین نیز فقط طب سوزنی آن گفته شده و اطلاع دیگری نداریم ولی در ایران تا بخواهیم در مورد طبابت و پزشکی گفته شده. ایا این هم برای استان چین است؟
  3. در مورد معماری چین هم مطالبی قرار دهید؟
   پاسخ انوش راوید:   پاسخ 1 ــ  در بعضی از مجسمه های بودای افغانستان که در واقع بوداسب پیامبر ایرانی است،  و در کابل و بامیان وجود داشته یا کشف شده،  حالت های یوگا بخوبی دیده می شود،  البته در بعضی هم حالت های کونگ فو دیده می شود.  بسیاری از این مجسمه ها توسط طالبان نابود شد،  ولی هنوز خیلی باقی مانده است،  و البته عکس هایی از نابود شده ها در دست است.  بزودی درباره معنی ایرانی باستانی واژه های کونک فو یوگا با دوستان اساتید مشورت می کنم،  و در وب مقاله ای می نویسم.  بعد از پایان حرکات رزمی،  کلمه اوس را بکار می برند،  یعنی گوش بفرمان رهبر و مربی هستیم.
  2 ــ  البته زمانی که در ایران صحبت از طب و طبابت بود،  در کشور چین قبایل در شرایط خیلی بدوی زندگی می کردند.  بعد از رفتن مهاجران ایرانی به آنجا،  نام چین و دانش ها را با خود بردند،  البته رشد و تکامل خاص آن سرزمین در آنجا ادامه پیدا کرد.
  3 ــ  از زمان حکومت صفویه و بویژه پادشاهی قاجاریه،  سعی زیادی می کردند نام چین استان و هند استان و تمام دانش و معماری های این دو استان بزرگ و مهم ایران را مربوط به تمام ایران بدانند.  حتی بدلیل شورش های جدایی خواهانه عده ای در چین استان،  شاه قاجار دستور داد هر آنچه مربوط به چین استان است پاک شود،  و اثری از آن در تاریخ نگذارند.  عده زیادی از مردم این پاک سازی ها را به اشتباه کتاب سوزان دروغ حمله اعراب می دانند.  بزودی سفری به روستاهای استان های مرکزی ایران می کنم،  و درباره معماری تاریخی چین استان می نویسم.
جوانان باهوش ایران،  دست آورد های تاریخی استان های تاریخی فراموش شده ایران را پس بگیرید.
   پرسش اهورا:  درود بر آقای راوید  چند پرسش داشتم.
  1 : درباره روزبه خائن چه نظری دارید؟
  2 : نظرتان درباره قرمتیان (ایرانیان آزاده) چیست؟
  3 : چرا از نویسندگان – اندیشمندان – دانشمندان – آهنگسازان قبل از اسلام به جز چند اسم و اطلاعاتی محدود چیزی در دست نیست؟  کتابهایشان چه شده است؟
   پاسخ انوش راوید:   پاسخ 1 ــ  ما نمی تونیم بدون حکم هیچ دادگاهی کسی را خائن بدانیم،  اگر در این زمان بکسی بگوییم خائن،  نشر اکاذیب حساب می شود،  و قانون جزایی را شامل می شود.  اگر اعمال روزبه در دید و دانش عده ای خوب نیست،  برای عده ای خوب است،  لازم است در این باره تحقیق های مستقل تخصصی زمان بر انجام شود.   در صورت نیاز باید دادگاه مجازی تشکیل شود،  و حکم نمادین صادر کند،  ابتدا باید توسط کارشناسان مربوطه،  شکایت و کیفر خواست ظاهری تنظیم گردد.  در هر صورت،  روزبه پور دادویه معروف به ابومحمد عبدالله ابن مقفع،  زادهٔ ۱۰۴ در فیروزآباد،  درگذشتهٔ ۱۴۲ هجری قمری در بغداد.  روزبه هیچ ربطی به حمله اعراب یا دروغ آن ندارد،  در طول تاریخ دینها و فرقه زد و خورد و جنگ راه می انداختند،  و مردم زیادی را بکشتن می دادند،  در اینباره گفتن و نوشتن زیاد است،  اگر فرصتی شد بخش هایی را می نویسم.
  2  ــ  قرمیتیان، اسماعیلیان، باطنیان، و…،  همیشه در طول تاریخ وجود داشتند،  سوء استفاده از احساسات دینی مردم،  امروزه با وجود تکنولوژی های نوین جایی ندارد.  قرمتیان حدود دو قرن بعد از پیدا شدن اسلام در ایران بوده و هیچ ربطی به دروغ حمله اعراب ندارد.  همانگونه که در پرسش بالا نوشتم دینها و مذاهب و فرقه در طول تاریخ دائم رجز خوانی می کردند و بجنگ یکدیگر می رفتند،  و مردم را بکشتن می دادند،  روش و عقیده و اعمال هر کدام از آنها نیاز به بررسی ها و تحلیل های تخصصی زمان بر دارد.
  3 ــ  این پرسش خوبی است،  بارها به آن جواب داده ام،  و هزار بار هم بنویسیم و بگوییم کم است،  ما در ایران باستان اندیشمندان و دانشمندان زیادی داشته ایم،  ولی با کمال میل و با قبول داشتن دروغ های تاریخ،  آنها را واگذار کرده ایم.  اگر وبلاگ را خوب مطالع کرده باشید،  نام بسیاری را دیده اید،  که ایرانی بوده ولی آنها را یونانی و چینی و هندی و عربی و غیره گفته اند.  براحتی آنها را از ایرانی دزدیده اند،  و ایرانی نیز راحت تر اغفال شده و آنها را واگذار کرده است.  ارشمیدس و هردوت و… را کشور یونان (در واقع یو آنی یعنی از اهالی شمال خوزستان و استان میسان)،  ابریشم و باروت و… را کشور چین (در واقع چین استان)،  شطرنج و یوگا را کشور هندوستان (در واقع هند استان)،  همه را واگذار کرده،  و براحتی خود را چشم و گوش بسته نگه داشته ایم.  میان مطالب مختلف وبلاگ در این باره توضیح نوشته ام،  پیگیری کنید،  تا بلکه بتوانیم امتیاز های تاریخی ایران را پس بگیریم.
      هزاران کتاب خطی ایرانی تاریخی خوانده نشده در ایران و افغانستان و ترکیه و..  وجود دارد،  تاکنون بخش هایی و عکس هایی از آنها در وبلاگ گذاشته ام،  ولی هیچ کس در فکر گرد آوری و یا باز خوانی آنها نیست.  آموزش و پروش سنتی قرن 20 کاری کرده،  که براحتی هر آنچه که بخواهد و بار کند پذیرفته شود،  و توانایی تحلیل داده ها را گرفته،  و باید هر بار مطالب تکرار شود،  و در نهایت کم و کاست فراوان بوجود آمده و می آید.
   پرسش رسول:  درود بر محقق گرامی آقای راوید به خاطر تحقیقات گسترده و جدید شما که موجی از اعتماد به نفس و افتخار را برای ما به ارمغان داشت مدتی هست که مطالب شما را در وبلاگ مطالعه میکنم و برای افرادی که میشناختم و علاقه به تاریخ کشورشان داشتند معرفی کرده ام علاقه و مطالعه در مورد تاریخ همیشه از دل مشغولیهای من بوده، امید به دیدن شما از نزدیک دارم ،سوالی هم بپرسم: 1 ــ  آیا گذر های تاریخی که از سه هزار سال پیش به این طرف نام برده اید، همه لزوما در دوره بعدی منجر به پیشرفت ایران از نظر فرهنگ و دانش  گشته است؟  و آیا واقعا در مسیر سیر تکاملی بوده؟
  2 ــ  متشکر میشوم راهنمایی بفرمایید با ذکر موارد پیشرفت مرحله به مرحله گذرها——– 3 ــ  تحقیقات آقایان ابراهیم پور داوود و سعید نفیسی و عبدالحسین زرین کوب و عبایس اقبال آشتیانی را در مورد مسائل تاریخی تا چه میزان مورد قبول میدانید؟  متشکر میشوم اگر ایمیل را دریافت نمودید پاسخ را بفرمایید.  از طریق ایمیل یا اطلاع رسانی مبنی بر نحوه دریافت جواب، با تبریک سال نو و آرزوی سلامتی.
   پاسخ انوش راوید:  1 ــ  رشد و تکامل در تمام جوامع وجود داشته و دارد،  این رشد و تکامل لزماً نباید با داده های تاریخ اجتماعی گذشته هم خوانی داشته باشد،  بلکه  گاه تغییرات ناپیوسته دارد.  در دوره هایی،  نفوذ خارجی منجمله استعمار و امپریالیسم،  مسیر طبیعی رشد و تکامل یک جامعه را بهم می ریزد،  ولی رشد و تکامل بشیوه جدیدی ادامه می یابد.  شاخص تعیین رشد و تکامل برای دوره های مختلف تاریخی نداریم،  میزان واقعی بودن و کلیت رشد و تکامل را،  فعلاً هر حرفه ای بنا به تعریف خودش تعیین می کند.  آنچه که در قرن نو بمنظور رشد و تکامل بهتر و سریعتر مورد نیاز است،  هر چه تخصصی و حرفه ای تر بودن است،  در سازمان آینده بینی و قرن سنت گریزی توضیح نوشته ام.
   2 ــ   این پرسش،  پاسخ مشروح تعلیلی و تحلیلی دارد،  در بهار 92 این موضوع را در گذر های تاریخی ایران خواهم نوشت.  3  ــ  قبل از تکنولوژی های نوین،  دانش و داده های تاریخی محدود بود،  از نظر من آنچه که از هر علم،  بویژه تاریخ و تاریخ اجتماعی قبل از قرن 21 وجود داشته و تولید شده،  خام هستند و نیاز به باز پروری دارند،  بدین منظور در سخن وبلاگ توضیح نوشته ام.  در قرن نو علم ایجاد نمی شود،  مگر با بهره گیری از سازمان های نوین و فدرالیسم علمی،  که بطور خلاصه در فرهنگستان تاریخ تعریف کرده ام،  رشد و تکامل در قرن نو نیز نیازمند هر جه علمی تر شدن جامعه است.
      جالب:  در ضمن دیدار من راحت است،  یک روستایی ساده در یک روستای زیبا هستم،  بروی لینک تبلیغاتی خانه اکو توریست کلیک نماید،  و بعد از آمدن به چلاسر و جل،  بدیدن من بیائید،  با دیدن علاقمندان به تاریخ،  خیلی خوشحال می شوم.
   نظر و پرسش:  نظر من با استناد نوشته های خودتان در رابطه با دانشمندان یونانی (بقراط) در مقاله دروغ هلنیسم را می توان به این صورت نوشت (بغرات) که اگر آنها را از هم جدا کنیم به این صورت در می آید «بغ=ارباب، خدا، رهبر» «ر=قید حالت»، «ات=آتش» که «بغرات=ارباب آتشگر یا آتشساز» را میدهد که نشان میدهد بیشتر کیمیاگر بوده تا پزشک، که از نظر من این اسم میتواند لقب او باشد تا نام او.
   در رابطه با «اقلیدس» فقط این را بگویم که شهری داریم با نام «اقلید» که شاید هم هیچ ارتباطی با این نام نداشته باشد با تشکر نظرتان را در این باره بگویید.
   پاسخ انوش راوید:  به اینجا مراجعه شود.
   پرسش:  بزرگترین علت شکست ایران از اعراب در نبرد قادسیه چه میتواند باشد؟…..شما که داستانهای تاریخی را کتمان کرده اید؟
   پاسخ انوش راوید:  کتمان نکردم، به تحقیق و تحلیل های جدید گرفتم،  بارها در وبلاگ توضیح نوشته ام.  همچنین درباره پاسخ پرسش،  به تفسیر در لینک های متعدد پاسخ نوشته ام،  به دروغ قادسیه در  http://www.ravid.blogfa.com/page/8  و پرسش و پاسخ ها در http://ravid2.blogfa.com  و به پاسخ به شبهات در   http://arq.blogsky.com/pages/122مراجعه شود.  بعد از مطالع دقیق وبلاگ توسط علاقمند،  به پرسش های تخصصی پاسخ می دهم،  نه پرسش کلی.  بمنظور پرسش های کلی،  پرسش کننده باید مطالعه و تحقیق و تحلیل تخصصی زمان بر داشته باشد،  که اکثراً بصورت مقاله در وبلاگ نوشته ام و خواهم نوشت.
    نظر:  . . . . این نظر بی ادبانه که بنام مهر ایران بود،  حذف گردید.
   انوش راوید:  مأموریت انسانی ما ایرانیها اخلاق و ادب و است،  بی ادبی و بی نزاکتی و احترام نگذاشتن به حق و حقوق و افکار و دیدگاه های دیگران،  نهایت بد اخلاقی و بی ادبی است.  فرد بی نام نشان،  که خود را الکی مهر ایران معرفی کرده است،  بجای اینکه وبلاگ را مطالعه نماید،  و پرسش و نظر عادی یا تخصصی بدهد،  کاملاً بی ادبانه و با سوء استفاده از نام مهر ایران،  شخصیت خود و تربیت خانوادگیش را در یک جمله نشان داده است.
      عزیزان،  قرار نیست ما در یک دانش درجا بزنیم و فسیل گردیم،  ما نیز نیازمند تغییر هستیم،  تغییر در رفتار، در علم، در سبک کار،  تا بسوی رفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک برویم.  هر یک از جوانان باهوش ایران،  می توانند بمنظور رشد و تکامل،  تاریخی و فرهنگی و علمی و ایجاد تغییرات،  برنامه های فردی و جمعی تدوین نمایند.  با وجود امکانات تکنولوژی های نوین، با دیگران تبادل نظر و پرسش و پاسخ نمایند،  تا به نتیجه خوب و یا عالی برای تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران برسند.  بدین منظور ابتدا باید از تاریخ بدرستی دانست و بدرستی تحلیل کرد،  و این خود بخود نیازمند درک های جدید از داده ها می باشد،  بدین منظور لازم است توانایی های جدید کسب کرد،  مشروح در پست بهار در اینجا.
   نظر و پرسش:  خیلی استفاده کردم  واقعا زیبا بود،   اما یه سوال،  بندر ترکمنیها خیلی شبیه مغولن اینها از کجا اومدن؟؟
   پاسخ انوش راوید:  تعدادی از مردم شرق و شمال شرقی ایران،  از ساخا های جنوبی یا سکستان تاریخی هستند،  درباره ساخاها قبلاً زیاد نوشته ام،  دولت روسیه تزاری،  سکستان بزرگ ایران را در بنام سیبری جعلی نامید.  امروزه وظیفه جوانان باهوش متخصص ایران است،  که درباره سکستان تاریخی بگویند و بنویسند، و حقوق تاریخی خود در این بخش وسیع از جهان پس بگیرند.
     پرسش و نظر:  سلام آقای انوش راوید. شما میگید که مغول به ایران یورش نبرده اند . شما در نقشه نشان دادید که با توجه به فاصله ایران با مغولستان همچین اجازه ای رو به مغولها نمیداده  که بخواهند به ایران هجوم بیاورند. اما در آن سالها ایران و امپراتوری چنگیز خان با هم مرز بوده اند. و مغولها پس از تصرف هر شهر از آن شهر غنایم جمع میکردند. و هر شهری که از جنگیدن با قشون مغول رویگردان بود میباستی تعدادی سرباز در اختیار لشگر چنگیز قرار میداد تا از چپاول و غارت در امان باشد،  شما چطور با استناد به بعد مسافت سعی در کتمان کردن رخدادها دارید؟
    پاسخ انوش راوید:  به این پرسش بارها پاسخ داده شده است،  به شبهات دروغ حمله مغول به ایران مراجعه نمایید.  در هر صورت یکبار دیگر بررسی می کنم،  اما ابتدا بگویم،  آموزش و پروش و کلاً سیستم آموزشی سنتی قرن 20 ایران،  کاری کرده،  که ترخیص شوندگان از آن،  نمی توانند دیدگاه جدید،  به موضوعات مختلف داشته باشند،  و بسیار سطحی نگری می کنند،  و نمی توانند آزادی اندیشه و قلم را،  حتا در محیط مجازی و اینترنت بشناسند.  تغییرات در علم،  نیازمند برخورد عقاید علمی و دانشها می باشد،  و این برخورد با اهانت و ضربات چوب و چماق حاصل نمی شود،  بلکه با پرسش است،  که می تواند گردونه علم را بحرکت درآورد.
      سرزمین قبایلی که بنام مغول، ا یغور، خانگین، شمن، و… است، از ده ها قوم و قبیله و عشیره تشکیل شده است،  اینها در تمام طول تاریخ تا قبل از حکومت کمونیستی در آن سرزمین ها،  با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند.  تعدادی از  آن قبایل از مردمان ساخای جنوبی بودند،  که در تاریخ ایران بنان سکستان معروف شده اند،  به تاریخ سکستان ایران مراجعه شود.  تعدادی قبایل از مردم سین یا چین ایران بودند،  مانند کاشغریها، تورفانیها، فرغانه ایها.  هر کدام از قبایل مربوط به جغرافیای طبیعی خاصی بودند،  و فقط می توانستند در آن جغرافیا زیست و تولید کنند،  و باقی بمانند.  در آن شرایط همواره ضمن اختلاف های قبیله ای،  مجبور بودند در مسائل حیاتی با یکدیگر کنار هم بیایند،  ولی هرگز نمی توانستند با هم سازش عمیق کنند،  زیرا حداقل از دو شاخ انسانی و ده ها قبیله مختلف بودند.
      تا قبل از اینکه کشور های منطقه مغولستان کمونیستی شود،  آن سرزمین ها در ساختار های تاریخی اجتماع در قبایل میانه بسر می بردند،  و از نظر تحلیل های تاریخ تمدن،  اینگونه ساختار اجتماعی،  نمی تواند مرز و حدود مشخص داشته باشد،  توانایی و نفوذ قبایل در حدود قدرت مانور ایل چرا،  مرز را تأمین می کرد نه تعیین.  می دانم این جملاتی که می نویسم برای شما نامفهوم است،  بشما پیشنهاد می کنم ابتدا وبلاگ را بخوانید،  البته اگر علاقه و تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی می باشد.  وقتی از نظر تاریخی قبایلی که در تولید آسیایی وابسته به چراگاه هستند،  نمی توانند مرکزیت داشته باشند،  خود بخود هم نمی توانند زمینه های حرکت های بیش از آنچه که در فلسفه تاریخی آنها نهفته است اجرا کنند.
      اگر بتوان فرض کرد،  قبایلی که قرنها در جنگ و ستیز بودند،  بی سواد و خرافاتی و غیره بودند،  و به یکباره معجزه شده و توانستند با هم اتحاد کنند،  و کشور ایجاد نمایند،  و با معجزه ای به تمدن جلو بپرند،  پس آن کسی پرت و پلا های دروغ حمله مغول به ایران را براحتی می پذیرد،  خود نیز معجزه سیستم آموزشی است.  این افراد معجزه را در همه جا نشان می دهند مانند جمله:  "هر شهری که از جنگیدن با قشون مغول رویگردان بود میباستی تعدادی سرباز در اختیار لشگر چنگیز قرار میداد تا از چپاول و غارت در امان باشد"  گویا مردمانی که یکی دو دوره اجتماعی از قبایل مغول جلوتر بودند،  بادمجان هم بودند.  تاکنون چنین مطلبی در هیچ جا و هیچ تاریخی برای هیچ منظوری گفته نشده،  بجز معجزات سیستم آموزشی سنتی قرن گذشته،  که در قرن سنت گریزی توضیح نوشته ام.
      در ضمن من چه کاره هستم که مطلبی را کتمان یا تأیید کنم،  من نظرات خودم را می گویم،  هر شخصی می تواند اندیشه و درک خودش را بگوید،  علمی و تخصصی بودن آنرا بخش های حرفه تعیین می کنند.  بارها بویژه در اینجا نوشته ام،  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  از همه عزیزان و جوانان باهوش می خواهم،  حرفه شوند تا بدرد خودشان و مردم و کشور بخورند.
عکس روی دو جلد از کتاب هایی که در باره روزبه نوشته شده است،  عکس شماره 6296.
   جالب:  آفریگان = {(آف = آب) + (ری = طولانی) + (گان = خروشان)}،  و،  آفگان = {(آف = آب + گان = خروشان) = افغان (اوگانستان در کتاب میر غلام محمد غبار)}.
   عکس قلعه فورک در شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی کشور ایران،   عکس شماره 4491.  در هر گوشه و کنار ایران و افغانستان و عراق،  یا کلاً در محدوده جغرافیای تاریخی ایران،  پر از قلعه های تاریخی است،  که تاکنون درباره هیچ کدام از آنها تحقیق و تحلیل های واقعی و غیر سطحی،  بدور از دروغ های تاریخ انجام نشده است.  در گذشته ها سرزمین ایران در شرایط مختلف ساختار های تاریخی اجتماع قرار داشت،  و خود بخود نام و مرزها نیز تابع آن شرایط بودند.  البته بیشتر این تحقیقات باید بوسیله جوانان باهوش علاقمند متخصص هر شهر و دیار انجام گردد.
   پرسش:  سلام.  لطفن اگر ممکنه در مورد تغییر نام بین الملی ایران کمی توضیح بدهید. در سال 1924 رضا خان نام تاریخی پرشیا رو به ایران بدل ساخت. این موضوع بسیار مهمی که کمتر به آن بها داده شده.
   پاسخ انوش راوید:  ایر یا ار + ان = ایران،  نام واقعی ایران است،  به نام های جغرافیایی مراجعه نمایید.
ایر و ار در نام های بسیاری وجود دارد مانند:  ایروان، ایراج، ایری، اردستان، اردکان، اربیل، اردبیل، و… که بعلاوه پسوند ان مکانی می شود:  ایران یا اران.  پارس یا پرس،  پارسا است،  گروهی از پارسا یان مدی از سیستان (سی استان) به جنوب و در جوار کوه رحمت آمدند،  آنها تغییراتی در شیوه عبادت دین قدیمی برپا کردند،  و دین برادری هخایی را ایجاد کردند،  که بعداً به سلسله هخامنشیان معروف شد.  این پارسا یان پرس ParSa بودند،  یعنی امامه ای به سر داشتند،  که نام آن پر بود،  عکس و مشروح در اینجا،  یونی آنی ها به آنها پرس یا پارسا یا با تغییر آوا پرشا گفتند.  بعد از مهاجرت یونانیها و رومیها به اروپا،  نام پرشیا را با خود بردند.
      در دوره رضا شاه پهلوی،  کشور ایران دانشمندان بزرگ در زبان و ادبیات و تاریخ و جغرافیایی ایران داشت،  آنها به دولت پیشنهاد کرده بودند،  که نام ایران را در جهان معرفی کند، زیرا پرشیا فقط بخشی از ایران بود،  آنها می گفتند ایران مربوط به یک قوم و ملت نمی باشد،  بلکه اقوام گوناگون می توانند در این سرزمین باشند،  جهت اطلاع بیشتر به الفبای تمدن جیرفت مراجعه شود.
      توجه کنید،  ای + ران در هزاره های اول و دوم آرایی میترایی،  نامی در تمدن جیرفت بود،  سپس بخشی از این مردم به کناره های دجله و فرات رفتند،  مشروح در اینجا،  و نام خود را هم با تغییر آوا بردند،  و شدند اقوام و یا ملت ایر یا ار،  و سپس این نام تغییر آوا داده شده از ای،  در هزاره سوم و چهارم آریایی میترایی گسترش یافت.
   توضیح: سی استان از تمام سی استان ایران،  در یک استان شکل گرفته بود،  و مرکز نجوم و علوم دینی تمام ایران گردید،  زابل مرکز علوم و تاریخ نجوم ایران هم در سی استان بود.  سی استان یا سیستان باستانی تا پایان قرن 55 آریایی میترایی،  مطابق با آذربایجان غربی کنونی کشور ایران بود،  روحانیون اصلی ایران مغ ها در سیستان و معبد بزرگ آنجا بودند،  که به تحقیق من تخت سلیمان کنونی بوده است.  مطابق معمول تاریخ تمدن بشر،  هر دین و فرقه،  ریتمی در حال انشعاب می باشند.  در هزاره چهارم آریایی میترایی بخشی از مغ های سیستان جدا شده،  و به جنوب در جوار کوه رحمت رفتند.
    پرسش:  شما نوشته اید که پرسا Par Sa)) ها مغ هایی بودند که از ماد به پارس کوچ کردند،  و یک قوم و طایفه نبودند،  لطفاً تو ضیح بیشتر دهید؟
   پاسخ انوش راوید:  بله آنها از روحانیون یا پر سر های معبد زیویه بودند،  اثر این نیایشگاه هم اکنون در روستای زیویه استان کردستان ایران وجود دارد.  این پرستشگاه دارای سه تختگاه پائینی و میانی و بالایی است،  با تالار ها و پایه ستون های سنگی و راه پله ها متعدد و…،  همانند تخت جمشید ولی با مقیاس کوچکتر.  در این معبد قربانگاه حیوانات وجود داشته،  و استخوان های حیوانات نیز در آن قربانگاه کشف شده است.  هنگام حفاری اثری از ریزش سقف و خرابی پیدا نشده،  و معلوم است معبد تعطیل شده است،  و آنها دربها و سقف را باز کرده،  گویا آنها امید به دایر کردن دوباره را نیز داشته اند.  بنا به تحقیق های باستان شناسان،  که حدود 200 سال تخمین های آنها با یکدیگر اختلاف دارد،  معبد در زمان ماناها دایر بوده،  و گاهی مورد حمله اورارتورها و سکاها قرارگرفته است.  اثر این درگیری و سرنیزه های و تکه زره از آنها یافت شده،  ولی هیچ یک از این درگیریها منجر به خراب و تعطیل شدن معبد نشده است.  تا اینکه به ناگه در 4332 تا 4337 خ.ا،  برابر با 650 تا 655 ق.م،،  معبد تخلیه شده است.
      تمام آثار کشف شده در معبد،  که کم هم نیستند درست مانند آثار دوره های بعد تخت جمشید است،  آنچه که به تحلیل می توان گفت:  بنا به فرمول های رشد و تمدن بشر،  مذهبی جدید دست به یک مهاجرت زد،  و گروه پر سر های زیویه،  به جنوب مهاجرت کردند،  و بخش دور افتاده ای از جنوب را از باشندگان آنجا برای ساخت معبد جدید گرفتند،  و بزودی توانستند مذهب خود را گسترش دهند،  و هخامنشیان را بوجود آورند،  آثار موجود در زیویه بخوبی نشان می دهد،  که هنر های تخت جمشید تکامل یافته هنر های زیویه می باشد،  و در عین حال نشان می دهد تمام ساخت و ساز تخت جمشید،  کار ایرانی بوده است،  و از اینکه گفته و نوشته اند از این طرف و آنطرف جهان هنرمندان آمده و تخت جمشید را ساخته اند،  دروغ بی پایه و اساس است.  بمنظور آشنایی با زیویه از شبکه مستند بخواهید فیلم زیویه کار پژمان مظاهر پور را نشان دهد.
   عکس آثار تاریخی معبد زیویه،  تمام آثار تاریخی این معبد که کم هم نیستند،  نشان می دهد این معبد پیش در آمد تخت جمشید بوده است،  عکس شماره 4026.  ده ها سال این معبد و مقبره ها و تابوتها و آثار آنها،  توسط جویندگان گنج غارت شده است،  پس کجایید جوان هایی که می گویید عاشق ایران و تاریخ ایران هستید،  دریابید.
   توضیح: سی استان از تمام سی استان ایران،  در یک استان شکل گرفته بود،  و مرکز نجوم و علوم دینی تمام ایران گردید،  زابل مرکز علوم و تاریخ نجوم ایران هم در سی استان بود.  سی استان یا سیستان باستانی تا پایان قرن 55 آریایی میترایی،  مطابق با آذربایجان غربی کنونی کشور ایران بود،  روحانیون اصلی ایران مغ ها در سیستان و معبد بزرگ آنجا بودند،  که به تحقیق من تخت سلیمان کنونی بوده است.  مطابق معمول تاریخ تمدن بشر،  هر دین و فرقه،  ریتمی در حال انشعاب می باشند.  در هزاره چهارم آریایی میترایی بخشی از مغ های سیستان جدا شده،  و به جنوب در جوار کوه رحمت رفتند.
   پرسش:  چرا بعضی از مطالبی که شما می نویسید،  در شاهنامه یا کتابهای ابوریحان و طبری و بیهقی و دیگران نیست؟
   پاسخ انوش راوید:  بسیاری از مطالب تاریخی در کتاب های آنها می باشد،  فقط باید دید خوبی داشت،  تا بتوان از میان مطالب کتاب های تاریخی و قدیمی،  تاریخ را کشف و استخراج کرد.  بسیاری از مطالب کتاب های تاریخی را بانو پرنیان حامد در کتاب نوشته،  و وبلاگ هم می نویسند.  ولی در هر صورت آن دانشمندان و اندیشمندان ایران در دورانی هایی بودند،  که امکاناتشان محدود بود،  کشف های مختلف تاریخی و باستان شناسی انجام نشده بود،  محدودیت های سیاسی و اجتماعی داشتند،  و بسیاری موضوعات دیگر باعث شده بود،  تا  نتوانند عمیقتر از آنچه که نوشته اند بررسی کنند،  آنها از تمدن های جیرفت و سیلک و… که چند هزار سال قبل از آنها در خاک خوابیده بود خبر نداشتند،  آنها خیلی کاری مهم کرده اند،  ما باید با هوشیاری دست نوشته های آنها را دوباره و علمی تر کشف نماییم.
   پرسش:  اگر اعراب به ایران حمله نکردند چرا زبان علمی در زمان ابوعی سینا، زاکریای رازی، ابن حیان و… عربی بوده است؟
   پاسخ انوش راوید:  همانگونه که بارها تاریخ زبان عربی نوشته ام،  زبان عربی،  بمنظور امور دینی و هماهنگی های اجتماعی بود،  و بویژه مخصوص کاهنان معابد بابل بود،  و در آنجا شکل گرفت و تدوین شد،.  بدلایل تاریخ اجتماعی،  این زبان بسرعت گسترش یافت.  با شکل گیری اسلام زبان عربی تا اندلس کشور اسپانیا گسترش یافت،  یعنی از ابتدای ایران غربی تا انتهای اروپای غربی.  با این زبان ملت های زیادی حرف می زدند و می نوشتند و می خواندند،  خود بخود علم با این زبان شکل گرفت،  و دانشمندان و اندیشمندان برای اینکه بتوانند علم فراگیرند و متاع علمی خودشان را بفروشند یا هدیه دهند،  مجبور بودند با زبان عربی بگویند و بنویسند.  تا اینکه از 6500 آریایی میترایی با قدرت گرفتن عثمانیها،  تا حدودی مرز های ایران کنونی ایران شکل گرفت،  و متعاقب آن شیعه و سنی و غیره بوجود آمد،  و عموماً ارتباط علمی بزبان عربی قطع شد.  از این تاریخ تا زمان پیدایش زبان های اروپایی در دو سه سده بعد،  زبان فارسی در ایران و هندوستان و ترکستان و… زبان علمی گردید.
   پرسش:  آیا کوروش و داریوش و سروش و…  نام های ایرانی هستند.
   پاسخ انوش راوید:  کوروش و داریوش از نام های کهن ایران در هزاره های اول و دوم آریایی میترایی ایران است،  که در واقع کوراوس و داراوس بودند،  که طی دوران س به ش تغییر یافته است.  کور به معنی کوه و کوهستان،  دار به معنی درخت و جنگل است،  و اوس هم یعنی استاد، رهبر.  این دو نام هم در ادامه نام های خدایان متعدد کهن است،  که بسیاری از آنها مانند زئوس (ری + اوس) و مدئوس (مد = ماد + اوس) و غیره،  توسط غربیها بنفع اروپا و کشور یونان دزدیده شده است.  هنوز در بسیاری از سرزمین ها از نام های کوروس و داروس و… استفاده می کنند،  مانند کشور های ارمنستان و اتیوپی و…،  در ایران با پسوند و پیشوند اسلامی شده اند.  کور مانند کوران،  بادی که از کوه می آید،  کورک یا کوه کوچک که در بدن می زند،  دار هم دار و درخت است.  سروش = س یا سر + اوس = خداوند بالا و سر و عقل،  سراوس هم مانند کوراوس و داراوس طی دوران تغییر س به ش داده است.   سیروس هم همان سراوس یا سیراوس است.  امروزه این نامها بین المللی می باشند،   جهت اطلاع بیشتر به حروف الفبای تمدن جیرفت مراجعه و پیگیری شود. 
   توجه:  امروز عده معدودی مذبوحانه سعی می کنند،  تا نگذارند جوانان ایران از تاریخ و گذشته خود بخوبی و درستی بدانند.  اگر جوانان باهوش هر ملت،  از سرگذشت تاریخی ملت و کشور خود بدرستی ندانند،  نخواهند توانست برای آینده سرزمین و کشور شان برنامه ریزی های درست و خوب داشته باشند.  آن عده معدود با انواع ترفند ها می خواهند مقاصد شوم استعمار و امپریالیسم را پیش ببرند،  همانگونه که دائم دارید می بینید و می شنوید،  دشمنان ایران بیش از 35 سال است با هر اقدامی چه نرم و چه سخت،  در تلاشند که ایران و ایرانیان را بی هویت و عقب افتاده و بی کشور کنند،  و سپس نفت و منابع و منافع ببرند و غارت کنند. عزیزان،  جوانان باهوش ایران،  در هر صورت و هر گفته و نوشته دقت کنید،  و از این موضوع مهم غافل نشوید،  و اغفال ترفند های دشمنان تاریخ ایران نگردید.
   پرسش:  مغ به چه معنی است؟  و با بغ و بک چه تفاوتی دارد؟
   پاسخ انوش راوید:  درباره مغ گفته اند که روحانیون یا کاهنان باستنانی دین های اهورایی و میترایی و زرتشتی بوده اند.  اما نظر من کمی متفاوت است،  مغ با بغ تفاوتی ندارد،  و تغییر آوایی از مخ است،  سپس از هزاره اول تا سوم آریایی میترایی تغییر آوا یافته،  بک و بای شده است.  قبل از تاریخ آریایی میترایی مردم دین نداشتند،  ولی عبادت برکت های طبیعی را انجام می دادند.  عده ای از افراد در شرایط دانایی بیشتری بودند،  که به آنها مخ یا مغ یا بغ می گفتند،  سپس با پیدا شدن دینها این نام به کاهنان و روحانیون دین های ایرانی گفته شد.
   عکس یک روحانی ایزدی و آتشگاه عبادتگاه،  عکس شماره 4419 ،  ایزدی ها به  یزدی معرفی شده اند،  باید در این باره بدور از دروغ های تاریخ تحقیق انجام شود،  که چرا به آنها یزدی می گویند.
   پرسش:  آیا عمامه لغت فارسی است؟
   پاسخ انوش راوید:  درست عمامه،  ام ما مه است،  ام = دایی یا عمو یا بزرگ، + ما + مه (شبه یا سایه)،  جهت اطلاع بیشتر به حروف الفبای تمدن جیرفت مراجعه نمایید.  این واژه ایرانی،  بعدها در هزاره سوم و چهارم آریایی میترایی،  در حکومت بابل عربی و عمامه شد،  عمامه هیچ ریشه یابی در زبان عربی کنونی ندارد.  در بعضی از روستا های باستانی ایران،  به عمامه پروانه می گویند،  که به معنی "پر سر نهادن" است،  آوا و معنی وانه به معنی نهادن است،  پر بمعنی تکه پارچه ابریشمی است.  در نهایت پروانه به معنی جواز روحانیون شد،  امروزه پروانه به معنی اجازه نامه برای همه موضوعات استفاده می شود.
   نظر:  ….  بدلیل اهانت قومی حذف گردید.
   پاسخ انوش راوید: عزیز هم میهن ، هم قاره، هم … ،  دشمنان تاریخی ما ملتها،  یعنی استعمار و امپریالیسم،  با انواع ترفندها می خواهند،  ما ملتها را بجان یکدیگر اندازند،  و منابع و منافع ببرند.  به سوریه نگاه کنید،  به مصر و این طرف و آنطرف نگاه کنید،  آنها تیره و دین و طبقه و غیره را بهانه هایی می کنند،  تا سادگان را اغفال نمایند و مقاصد خودشان را پیش ببرند.  بیائید بجای شعار دادن،  آگاهی های خودتان را بالا ببرید،  اگر تخصص تان یکی از گرایش های جغرافیا ـ تاریخ است،  بیش از پیش مطالع نمایید،  در بحث های این وبلاگ شرکت کنید،  مباحث علمی بنویسید و بگویید،  تا هم بنفع خود تان و ملت تان باشد،  و هم دیگران بهره برند.
      توجه کنید،  این وبلاگ یک کار سیاسی نیست،  در این وبلاگ ما موضوعات تاریخی و تاریخ اجتماعی را بررسی می کنیم،  و از همه عزیزان می خواهیم در این وبلاگ دید تخصصی داشته باشند.  عزیزان در غیر اینصورت از وبلاگ خارج شوید،  و به جایی بروید،  که خریدار گفته های شما باشند.  مسائل و موضوعات سیاسی و عقیدتی و شعاری را در جای های دیگر بنویسید و بگویید،  تا افراد هم پایه و مربوطه پاسخ شما را بدهند.  یکبار دیگر بگوییم بیایید دانش مورد علاقه خود را بیاموزید،  و تخصص خود را بالا ببرید،  تا ما نیز استفاده کنیم.
   تقاضا:  لطفا اگر میسر است آلبوم عکس سکه های اسکندر و سلوکی ها را برایم بفرستید،  با تشکر فراوان.
   پاسخ انوش راوید:  مشغول تهیه هستم ولی کار تحقیقی سختی است و زمان می برد،  یکی دو ماه دیگر لینک این آلبوم را در وبلاگ می نویسم.
     پرسش و نظر:  سلام.   بنده می خواستم بپرسم این کتاب (اسکندر تاریخ ایران…) نمی خواد به زبان انگلیسی ترجمه بشه؟!  بالاخره نباید برای بررسی رسمی به محافل آکادمیک غرب فرستاده بشه؟
   آیا این کار رو کردید؟  و یا اینکه بعدا می کنید… در آخر اگر دلایل شما مستدل باشه،  قسمت حساسی از تاریخ عوض میشه. و چه بهتر که در این مورد اقدام کنید.   ممنون.
   پاسخ انوش راوید:  ما می گوییم اسکندر تاریخ ایران،  این چه ربطی به غیره ایرانی ها دارد،  آنها هر چه می خواهند درباره تاریخ بگویند.  اگر اشتباه کننده خود بخود در تحلیل های آینده بینی خودشان هم اشتباه خواهند کرد، زیرا آینده بر اساس دانایی از گذشته تفسیر و برنامه ریزی میشود.  نمونه خطا های غربیها که بر اثر اشتباه دانستن از تاریخ می باشد،  حمله به افغانستان و عراق بود،  نمونه زیاد است،  قبلاً در این باره زیاد نوشته ام.  تاریخ ایران یک دانش منحصر به ایرانیان است،  چه بهتر که غیره ایرانیها از واقعیت های تاریخ ایران نداند،  تا نتوانند بدرستی برای آینده ایران ترفند استعمار بزنند،  بهتر است علم تاریخ ایران،  فقط برای ایرانیها باشد.
      بخش هایی از دروغ های تاریخ را که باید خارجیها بدانند،  البته در اندازه ای که متوجه شوند،  در اینجا ترجمه کرده ام،  و این ترجمه در چند سایت خارجی،  دو یا سه انگلیسی،  دو سه اسپانیایی،  و تعداد بیشتری بزبان روسی ترجمه و نشر شده است.  یکبار دیگر تکرار کنم،  از نظر استراتژی های ملی مردمی دراز مدت ایرانی،  بنظر من بهتر است،  علم تاریخ ایران فقط بزبان فارسی باشد.  در ضمن یاد آوری نمایم،  در غرب و بویژه در قرن 21 دانش تخصصی شده است،  و مانند ایران عمومی نیست،  که هر کسی احساسی به هر دری می زند.  در هر صورت با توجه به توصیه بالا،  هر یک از عزیزان بخش هایی را که صلاح می دانند،  به هر زبانی که می دانند ترجمه نمایند،  و سپس در سایت های خارجی دانشگاهی و غیره عضو شوند و پست نمایند.
   پرسش:  عید را به شما تبیرک می گویم،  در رابطه با فرستادن نامه پیامبر به خسرو پرویز، اینکه ایا خسرو پرویز نامه را پاره کرده بود یا نه در اینترنت به مقاله آقای جعفری مذهب برخورد کردم که میتوانید به این لینک مراجعه کنید http://salar724.blogfa.com/post-20.aspx   ایشان با تحقیق در این پیرامون به یکسری روایات اشاره کردن که درآن درمورد پاره کردن نامه بحثی در میان نبوده و در باره مرگ خسروپرویز، پیامبر از طرف خدا وحی که نازل شده بود چگونگی مرگ خسروپرویز را گفته بود. نظرتان در این رابطه چیست؟
   انوش راوید:  همیشه در همه جا و همه زمان،  روایات زیاد بوده و می باشد،  ما باید روایات را با اسناد و آثار تاریخی هماهنگ کنیم،  تا بتوانیم تاریخ واقعی از سرگذشت انسانها را بدست آوریم.  تنها ذکر روایات مانند کتاب تاریخ طبری و یا غیره را نمی توان بعنوان تاریخ بحساب آورد،  بلکه آنها تاریخ خام هستند،  که نیاز به پرورش علمی دارند.
   پرسش:  درود . می توان نام منطقه ی میچینگان در کارنامه ادشیر بابک را ماچین خواند ؟
   پاسخ انوش راوید:  می و مین و مید،  در زبان های محلی ایران،  به معنی من و وسط است،  چین که چین است،  گان به معنی خروش و غرش است،  بنظرم شهر گلپایگان می شود.  اصل زبان و نامها از حروف الفبای تمدن جیرفت است،  که طی قرنها و در هر دوره و مکانی،  کم و بیش تغییر کرده است،  ولی با کمی دقت و هوشیاری متوجه می شویم،  که ریشه آنها چه می باشد. 
   پرسش:  آیا لم به معنی آبگیر است؟
   پاسخ انوش راوید:  لم در زبان های محلی به معنی آرامش است،  و یا لم دادن،  لم با پسوند و پیشوند معانی زیادی پیدا کرده است.  و + لم = دارای لم = آرامیده،  بلم = ب + لم = ب همان با می باشد،  و در آن لم می دهند،  لمس = لم + س،  به معنی آرام و بی حس،  لم می تواند یکی از حروف الفبای تمدن جیرفت باشد،  که لام از آن پدید آمده است.  لام نیز ایلام و سلام، اسلام،  شده است.
   پرسش:  کمی بیشتر درباره "ژا" که گفته اید به معنی انرژی است بگویید؟
   پاسخ انوش راوید:  این پرسش از پست معنی نام شهرها و روستاهای ایران آمده است،  ژا = جا،  جان = دارنده انرژی،  ژاندارم = نگهدارنده جان و مکان،  ژاله = انرژی تخلیه شده یا انرژی له شده،  جادنگوی = نگهدارنده آتش و انرژی.   مثال زیاد است،  با نگاهی به حروف الفبای تمدن جیرفت متوجه می شویم هر سیلاب از زبان فارسی یک حرف را تشکیل می دهد:  اس، او، ژا، یا، و کلاً هرچه هست،  که این با یک علامت هندسی و به همراه یک خط در میان یا اطراف آن نمایان می شود.  ژا = جا = انرژی و مکان هم می شود.
   پرسش:  آیا گلنگدن و چخماق واژه های پارسی هستند؟
   پاسخ انوش راوید:  بله پارسی هستند،  جلن یا گلن =  تکه چوب یا تکه آهن مخصوص کوبیدن،  دسته آونگ +  کدنگ = کوبیدن و ضربه زدن،  که سر جمع شده است گلنگدن.
      چخماق یا چخماخ می شود،  چخ یا چغ = تکه، قطعه + ماخ (یا ماک) = سفت و سخت که در ادبیات فارسی به آدم سفت و خسیس گفته شده است،  شاید کامیون ماک معروف هم از این واژه ایرانی به معنی سفت و سخت باشد.   
 
   عکس کامپیوتری پرنده موآ،  که از روی آثار بجا مانده مانند:  استخوان و سر و کله و نقاشی های غاری آن ساخته اند،  این پرنده در طبیعت کشور زلاندنو وجود داشت،  و فقط در دو سه قرن پیش منقرض شده،  نه در دوران های زمین شناسی.  این پرنده بزرگ 250 کیلو وزن و بیش از 3 متر قد داشته،  ولی توانایی پرواز نداشته است، علت انقراض آن مشخص نیست،  عکس شماره 5796.
   پرسش 1630:  درباره تاریخ پیدایش نام یونان توضیح دهید؟
   پاسخ انوش راوید:  چند ماه پیش از وقتی تحقیق درباره حروف الفبای تمدن جیرفت را آغاز کردم،  در این باره نوشتم.  واحد های وزن من و چارک و سیر در تمدن کهن جیرفت برای مکان های زیاد استفاده شده است،  که امروزه هم همچنان باقی هستند.  چار = چهار،  و چهار چارک = من،  Man  من نیز به مرد می گفتند،  که برابر با چهار چارک بود،  زیرا در دوران کهن برای هر نام چند تعریف داشتند.  بندر چارک یک چهارم راه تا انتهای خلیج فارس است،  انتهای خلیج فارس می شود یه من،  یعنی با چهار چارک تکمیل شده است،  به مرور زمان یه من به یمن یا یمنو و سپس به یومن و یونان تبدیل گردید.  در دوره های تاریخی که در تاریخ مهاجرت ایران توضیح نوشته ام،  مهاجران یه من یا یمن،  کشور یمن کنونی را بوجود آوردند،  همچنین دوره ای بعد یومنی ها یا یوآنی ها انتهای خلیج فارس،  کشور یونان را بوجود آوردند.  علت توانایی یونانی های باستان به دریانوردی،  از همین جا ناشی می شود.
   جالب:  پیرمردان دریانورد در سواحل خلیج فارس،  به کشور یمن، یه من می گویند،  که یاد آور نام کهن این سرزمین است.  
   پرسش 1631:  شوش به چه معنی است؟
   پاسخ انوش راوید:  در باره نام شوش در نوشته های باستانی گفته شده:  سوس، سوسا، شوسا، سوسین و….،  که هر یک بنا به زمان و گویش خودشان گفته اند و نوشته اند.  اما بنظر من شوش= سوسین یا سوسان،  سو= جهت+ سین یا سان= ملت سین یا سان،  و این از جانب تمدن کهن جیرفت بوده است.  توجه نمایید ما برای ریشه یابی نامها بهتر است هزاره اول خ.ا، و تمدن جیرفت را در نظر بگیریم،  بعد از این دوره هیچ ریشه یابی اصولی نمی شود.  منابع کتبی ما از این دوره کم است،  ولی این دوره همچنان در زبان پیران مدرسه نرفته روستا های دور دست وجود دارد،  که باید با زرنگی و تخصص،  از زبان و دل آنها تا دیر نشده بیرون کشید.
      در آن زمان سو به پایتخت هم گفته می شده است،  زیرا پایتخت مفهوم امروزی را نداشته است،  فقط جهتی که مردم بیشتر جمع بودند به آن سو می گفتند.  در اینجا لازم به ذکر است،  یه من یا یمن سرزمین در انتهای خلیج فارس بوده،  و مردم آنجا هم سین بودند،  که نام آنها نیز از نوع عبادات ایشان به آفتاب بوده است.  این سین یا سین یا خورشید یا آفتاب،  در طول تاریخ در نماد های مختلف مردم،  که از این سرزمین بودند دیده شده است،  و بعضاً وجود دارد.  ولی یه من به عنوان نماد وجود نداشته است،  زیرا نام سرزمین است.
   پرسش 1632:  آیا از روی پوشش مردم یونان نام گذاری شدند؟
   پاسخ انوش راوید:  تا آنجا که من در تاریخ می دانم و امروزه هم رایج است،  پوشش را از نام مردم آن سرزمین می گیرند،  مانند لباس قاسم آبادی،  دستمال یزدی، چادر شب چلاسر و جل، شلوار کردی و…  هیچ وقت مردم را از روی لباس آنها نام گذاری نمی کنند.  در طول تاریخ مردم را بنا به فرهنگ دینی آنها می نامیدند،  مانند:  مسلمان، سین (که بعدها گز و غز،  آز و آذر،  هم گفته شد)،  و یا مکانی یمنی، ایلامی و… غیره.
     عکس خانم زیبای شمال ایران با لباس معروف قاسم آبادی،  عکس شماره 5735 از فیس بوک.  در طول تاریخ طراحی لباس در ایران خیلی مهم بوده است،  زیرا باید شرایط آب هوایی هر مکانی را در نظر می گرفتند.  با تعقیب تاریخی طراحی لباس،  براحتی متوجه مهاجرت های ایرانیان،  به نقاط دیگر جهان می شویم.  مثلاً با کمی دقت متوجه پوشش های تاریخی یونانیان،  با لباس های یمنی می شوید،  بزودی در این باره با عکس می نویسم.
   توضیح جالب:  درباره عکس فوق عزیزی از تالشستان ایران نوشت:  …. اصلیت این لباس تالشی است،  و ایشان در نظر بعدی ادامه دادند:  درود ممنون از عنایت حضرتعالی،  زن شمالی با لباس موسوم به قاسم آبادی،  بهتر می دانید زنان تالش (تالش بزرگ از ماسال و فومن و ماسوله و صومعه سرا گرفته تا تالش و رضوانشهر و آستارا)،
نیز لباسی مشابه آن می پوشند؛  البته لباس زنان شهر تالش و آستارا کمی متفاوت بوده،  و رنگهایش سنگین تر است….
      همانگونه که می بینید این عزیز خود در ادامه نوشته اند،  "لباس های مشابه"،  بله عزیزان،  شمال ایران بدلیل رطوبت و یک نواختی آب و هوا،  و نیز فرهنگی و تاریخی،  لباس های مشابه رایج گردیده است،  که در هر شهر و دیار کمی تغییر سلیقه گرفته است.  توجه مهم،  جوانان باهوش هر شهر و روستا،  از زبان و فرهنگ و پوشاک و بود و نبود تاریخی و غیره دیار خودتان بگویید و بنویسید،  به وبها و نشریات ارسال نمایید،  فرهنگ و تاریخ خود را بسرعت و بشدت معرفی نمایید،  و نگذارید در فرهنگ قرن 21 اسمیله گردد،  من نیز آماده ام ارسال های شما را با افتخار در وبلاگم پست نمایم.
      این را هم بگویم،  در این زمان که استعمار و امپریالیسم نمی خواهد سر به تن ایران و ایرانی باشد،  تعدادی زبان و فرهنگ در قرن 20 ایران،  همانند بسیاری از نقاط دیگر جهان،  بطور کلی پاک شده و از بین رفته است.  در ایران بمنظور تحقیق و تحلیل های تاریخی،  بطور مستمر نیازمند دریافت اطلاعات زبانی و فرهنگی از مردم هر شهر و روستا هستیم.  باید کاری کنیم که نگهداری تاریخ و فرهنگ،  یک از اصول مهم اجتماعی و درسی شود،  و در مدارس نمره ای انضباطی داشته باشد،  بارها در اینباره توضیح نوشته ام،  پس،  بمنظور مقابله با دشمنان تاریخی ایران،  در حفظ و نگهداری فرهنگ و تاریخ اجداد خود و معرفی آن،  کوشا باشیم.
   عکس شهر باستانی موهنجدارو و یک گور در آن شهر،  این آثار دقیقاً نشان می دهند،  که این شهر و تمدن در ادامه تمدن کهن جی است،  عکس شماره 4170.
   درهم و دینار ــ  دو واحد پولی با سابقه تاریخی،  که به اشتباه آنها را عربی می دانند،  درصورتیکه کاملاً ایرانی هستند.  درهم = در (دور) یا مروارید،  که پول اصلی در هزاره های اول و دوم خ.ا،  در تمدن کهن جیرفت بوده است،  دینار واحد کوچکتر پول بود.  دینار = دی+ نار،  ( دی= روز+ نار یا نهار یا روزی).  نار در هزاره های 5 و 6 خ.ا،  تبدیل به نهار شد،  چاشت= گزا یا غذا،  که درست آن چاش است= چ+ آش،  آش نام عمومی برای غذای اصلی بود،  با اضافه شدن علامت چ از حروف الفبای جیرفت به آن،  مشخص کننده یک وعده غذا یا آش بود.  این واحد های پولی نشان می دهد،  که در تمدن جیرفت برده داری وجود نداشته،  بلکه کار و درآمد و تجارت جریان داشته است.  مثال برای حرف اضافه چ و چاش و نار و… زیاد است،  درصورت تقاضا و پرسش می نویسم،  در ضمن مروارید محصول تاریخی اصلی خلیج فارس است.
   پرسش:  نوشته بودید عیسی بمعنی آسمان همه است،  ممکن است توضیح دهید؟
   انوش راوید:  عیسا یا ایسا= (ای= همه که در ایران و ایلام تعریف کردم،  سا= آسمان (س= سر+ آ= حرف اول حروف الفبا)،  که در جمع می شود سر اول یا سر بالایی.
   پرسش:  گفته اید اینکاها از ایران رفته اند ممکن است توضیح بیشتر دهید؟
   انوش راوید:  یک کتاب درباره اینکاها بخوانید (به زبان انگلیسی)،  آنها گفته اند اجدادشان از آنطرف دریاها آمده اند.  همچنین از آثار و بناها،  داستانها و فرشتگان،  سنگ نگارها و نشانه ها، و غیره با دید باستان شناسی براحتی می توان متوجه شد که از ایران دوران تمدن کهن جی رفته اند،  همان مردم تمدنی که استون هنچ را بنا کرده اند.
   عکس سنگ های اینکاها در شهر باستانی کاسکو cusco کشور پرو،  عکس شماره 6428.  اینکا های نیمه اول هزاره دوم میلادی می گفتند،  این سنگها و شهر ها را در گذشته های دور کسانی ساختند،  که از آنطرف دریا ها آمده بودند،  و می گفتند که آنها نمی دانند چگونه و چطور سنگ های 100 تنی را حمل کرده،  و تراشیده و چنین منظم و بدون درز و شکاف روی هم قرار داده اند.
   نظر و پرسش:  جناب راوید تا انجای که توانستم وبلاگهای شما را مطالعه و خودم هم دنبال این اسناد رفتم و در برخی از اثار باستانی و کتوب دست نویس نویسندگان حقیقت گفتارتان را فهمیدم.و در انجمنی که در آن عضو هستم این مطالب را با دوستان در میان گذاشتم و سیل کسیری از دوستان با حقیقت تاریخی خود روبرو شدند ولی یک سوال در میان است،  ببخشید از نسخه های خطی که در دست برخی آدمها است که نام های دارند یکی از این نامها [امیر تیمور گورکانی] است خواهشا برای این موضوع جوابی به من بدهید تا برای برخی دوستان روشن شود که چیزی جز استعمار نیست. باتشکر یکی از طرفداران شما و ایران.
   پاسخ انوش راوید:  امیر تیمور گورکانی یکی از خوانین ایران بوده است،  به دروغ حمله به ایران و کشتار ویرانی را به او نسبت داده اند،  درصورتیکه خود تیمور ایرانی بود،  و شخص خود ساخته و طرفدار دانش و هنر بوده است.  استعمار گران با بزرگ نمایی او و اینکه وی از یک کشور دیگر بوده و ایران را فتح کرده،  براحتی مانند آب خوردن،  سر تاریخ دان های ایران را کلاه گذاشتند،  و نیمی از ایران منجمله شهر های فارسی زبان سمرقند و بخارا را غیر ایرانی نامیدند.  تیمور یک خان ایرانی در دوره سازمان قبیله دینی از ساختار های تاریخی اجتماع بوده است،  و برابر با قوانین جمهوری این دوران،  یکی از قوی ترین و بهترین خوانین بعنوان رهبر کلی قبیله ای انتخاب می شدند.
      البته لازم به یاد آوری است،  در دوره حکومت گذشته ایران،  بخش آموزشی مملکت در دست مستشاران استعمار و صهیونیسم بود،  آنها دروغ های تاریخ را در سیستم آموزشی ایران وارد کردند،  تا بتوانند کار استعماری خود را پیش ببرند.  اساس کار آنها برپایه حذف ناسیونالیسم،  سطحی نگری و زود باوری و.. ملت بوده است،  اثرات کار آنها امروزه کاملاً پیداست.  وظیفه جوانان باهوش متخصص امروز ایران است،  که نسبت به برداشت دروغها از تاریخ و پاک سازی ذهنها اقدام کنند.  
   عکس آثار هنری دوره تیموری در سمرقند و بخارا،  که دارند آنها را بعنوان بازسازی خراب می کنند،  عکس شماره 4107.  دارند آثار تاریخ ایران را برمی دارند،  بارها اینگونه عکس ها را در وب گذاشته ام،  و از جوانان ایران دوست خواسته ام،  که از این موضوع مهم را در نشریات بنویسند،  در وب های مقامات مملکتی اعتراض کنند تا رسیدگی شود.  ولی گویا آنقدر دروغ های تاریخ را بشدت چون پن در مغز بعضی ها فرو برده اند،  که مانند نظر زیر که بمن نوشته،  مگر تاریخ سری مغول را نخوانده ای،  چرا می گویی مغول و تیمور به ایران حمله نکرده!  اینقبیل افراد حتی نمی توانند وبلاگ را بخوانند،  تا ببینند پاسخ آنها در وبلاگ است،  در واقع آنها باید بروند با دشمنان تاریخ ایران درگیر شوند،  اما هیچ نمی دانند و نمی خواهند هم بدانند.
 نظر و پرسش:  نظرات وبلاگ و سایت شما بسیار تعجب برانگیز است …  حمله اسکندر دروغ؟ پس اسکندر که بود؟  حمله عربها دروغ؟ پس چه؟  حمله مغولها دروغ!!! پس چه بود؟  در تمامی منابع دنیا نوشته شده این حوادث!!!!!!!  مغولها حتی تا اروپای مرکزی هم رفتند.!!!!!!!!!!!  اینکه تمامی انسانهای روی کره زمین از یک تبار و ریشه اند به احتمال درست است …. انسان را به یاد آیه قرآن می اندازد …. =  همه شما در ابتدا امت واحده بودید و ما شما را پراکندیم  / و ….
   پاسخ انوش راوید:  قرن 21 زمان تخصص و تخصصی تر شدن است،  بارها در اینباره توضیح نوشته ام،  نیازی به اینهمه علامت تعجب مورد علاقه تان نیست،  بلکه اگر تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی است،  وبلاگ را با حوصله و دقت بخوانید،  پاسخ های خود را خواهید یافت،  اگر هم گرایش شما اینها نیست،  بی خیال این وبلاگ باشید و وقت گرانبها را هدر ندهید.
   پرسش:  آیا در تواریخ خود مغولان موجوده که مغول به ایران حمله کرده؟  تاریخ سری مغولان نوشته مگر نخواندی؟
   پاسخ انوش راوید:  بمنظور جواب به:  پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران،  مراجعه شود.
   پرسش:  درباره پنگوئن و خط میخی کمی توضیح دهید؟
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در متن زیر بنام پن و پن سل،  که از تاریخ نویسایی در ایران است.
پن و پن سل
      پن Pen ابزاری بود که با روی گل علامت می گذاشتند،  و پن سل Pencil ابزار چوبی بود،  که با آن روی پوست حیوانات و گیاهان می نوشتند.  پن از زبان های ایرانی و توسط ایرانیان فاتح و مهاجر به اروپا رفت،  و در بسیاری از زبان های اروپایی مورد استفاده قرار گرفت.
      من تا مدتها نمی دانستم پن زبان ایرانی است،  می پنداشتم انگلیسی است،  در این باره با پدر بزرگم خیلی بحث می کردم،  او می گفت بعضی از قدیمها و عشایر  جنوب و غرب ایران،  به میخ هایی که با آن الاغ را نگه می دارند،  و گاه در میان ابزار چوبی بکار می برند،  با آوا های مختلف،  پن یا پین می گویند،  و چوبی این وسیله را پن سل می گفتند،  در زبان ایرانی سل به معنی قطعه چوب است.  این گفته های پدر بزرگم را بخاطر داشتم،  تا اینکه در سفر های تاریخی،  از بعضی پیرمردان روستایی شنیدم،  که کاملاً درست است.  حتی ایرانیان و دریا نوردان دوران تمدن کهن جیرفت،  به پنگوئن بخاطر شباحت منقار آن جانوار با پن،  آن را چنین نامیده اند،  پن + گو + ان یعنی دارند پن بزرگ،  (گو در زبان ایرانی یعنی بزرگ و گاو).
      درصورتیکه مردم انگلستان تا 300 سال پیش پنگوئن ندیده بودند،  تا نام آنرا بگذارند،  بلکه در حافظه فلکوریک و تاریخی زبانی آنها،  که از ایران با خود برده بودند،  پنگوئن وجود داشت.  البته آوای درست پنگوئن Penguin است،  که امروزه در ایران به اشتباه تغییر آوا داده شده و Panguin می گویند.  با آنکه انسان‌ های کهن از زمانی بسیار طولانی‌تر از هنگام کشف پنگوئن‌ها توسط اروپاییان قرون جدید،  با این پرندگان ارتباط داشتند،  ولی وجود پنگوئن‌ های امپراتور،  تنها پس از پا گذاشتن انسان نوین به قطب جنوب دانسته شد.
عکس پنگوئن امپراتور و خط میخی،  عکس شماره 6418 .
   پرسش:  درباره آتلانتیس بگویید آیا در ایران بوده است؟
   پاسخ انوش راوید:  بنظر من آتلانتیس در ایران بوده است،  از اینکه افلاطون نوشته جزیره در وسط دریاها و اقیانوس،  صرفاً منظورش اقیانوس امروزی نبوده،  می تواند وسط رودخانه یا مابین دو رود خانه باشد،  امروزه جزایر زیادی وجود دارند،  که در دریا ها نیستند،  مانند پایتخت کشور الجزایر.  در کاوش های شهر کهن جیرفت،  کتیبه ای در عمق دوازده متری زمین یافته اند،  که با سه کتیبه دیگر از لحاظ حروف متفاوت است،  شاید محل آتلانتیس بوده باشد،  زیرا در تاریخ جغرافیای طبیعی هلیل رود متوجه شده ام،  هر 10 – 15 قرن یک طقیان عظیم دارد،  و زمین و آبادی را یک شبه از بین می برد.
  آتلانتیس = (آت = آتش، آذر، آفتاب +  لان = جایگاه، سرزمین، لند +  تیس = تیز و بلند) =  جایگاه آتش بلند،  که گویا معبد آتش و خورشید با ستون های بلند یا هرم بلند مانند جغامیش داشته است.  درصورتیکه بتوانیم ثابت کنیم این شهر در یکی از محل های تاریخی ایران بوده است،  تمدن شهر نشینی و نویسایی در ایران به بیش از 15000 سال می رسد.
   نقشه مسیر هلیل رود و دو شهرستان جیرفت و کهنوج،  که یکی از بزرگترین مراکز کشاورزی ایران است،  عکس شماره 5921،  در این محل ها باید دنبال آتلاتیس گشت.  غربی های باستان شناس با گمراهی از دانستن دروغ های تاریخ،  سالهاست دارند وسط اقیانوس اطلس دنبال آن شهر می گردند،  و خودشان را مسخره کرده اند.
   عکس شهر باستانی موهنجدارو و یک گور در آن شهر،  این آثار دقیقاً نشان می دهند،  که این شهر و تمدن در ادامه تمدن کهن جی است،  عکس شماره 4170.
   عکس کودک بیمار،  عکس شماره 7507،  زیر این عکس در فیس بوک نوشته شده:
"خدایا، تو رو به بزرگیت قسم، همه مریضای سرطانی رو شفا بده، لایک کن و بگو آمین"
   ــ  و چند هزار نفر نیز لایک کردند و گفتند آمین،  بهمین سادگی همه از زیر بار مسئولیت با یک لایک و آمین شانه خالی کردند،  و خیال هم کردند که کار بزرگی کرده اند.  نه عزیزان وجود و مسئولیت شما انسان هموساپین اشرف مخلوقات،  خیلی بیشتر از این بچه بازی هاست.  سرمایه داری لجام گسیخته،  دارد زمین ما را نابود می کند،  بدلیل شرایط بد زیستی،  از غذا و آب و هوای آلوده و غیر طبیعی گرفته،  تا سختی ها فیزیکی و ذهنی،  همه باعث شده اند،  رشد بیماری هایی مانند سرطان بسیار زیاد شود.  بیایید بجای یک آمین ساده درست اندیشه کنید،  نمی خواهد و نمی گویم بخاطر نجات نسل بشر،  فقط بخاطر آینده خودتان،  فرزندانتان،  دست از کار های ساده گانه بردارید،  و با طرح و برنامه در اندازه توانایی تان،  با تخریب و انقراض زمین مبارزه کنید،  همه شما می دانید با آرزو هیچ چیز درست نمی شود،  طرح و پروژه و سیستم می خواهد،  و….
   دو نظر از:  Bersabeh Bagheri
   1 ــ  در رابطه با تمدن کهن جی:  اشیاء پیدا شده مانند جام ها، ظروف مختلف، گلدانها، ساخته شده از سنگ یا گل مخصوص کوزه گری، مزین با نقش و نگار های برجسته بسیار بدیع از حیوانات، دام، طبیعت، نخل و گیاهان، که با نگین های رنگین گرانبها، مانند فیروزه، مرمر، یشم و یا مروارید مزین بوده اند. بروی بسیاری از ظروف طرح معماری ساختمان های 2 یا 3 طبقه به چشم می خورد. اشکال انسان، پهلوانان و یا حیوانات مانند، عقاب، قوچ، گاو، آهو، مار، شیر، عقرب. کارشناسان از نقوش دام، طبیعت و انسان، بروی ظروف و از باز مانده دانه های غلات پی برده اند، که این مردم زندگی کاملأ شهرنشینی توام با کشاورزی، دامپروری، پیشه وری و صنعت داشته اند. در هیچکدام از نقوش اثری از شکار یا جنگ و یا ابزاری که گویای چنین صحنه ها و اعمالی باشد دیده نشده است. بقایای معماری خشتی و دیوار های ساخته شده از خشت، قابل توجه می‌ باشند، موارد مختلف فرهنگی به دست آمده از کاوش ‌های علمی، مانند وفور سنگ‌ هایی از جنس کلریت (سنگ صابون)، نشان از منطقه‌ ای صنعتی دارد، که ظروف سنگی آن به شهر‌ های سومری و غرب رود فرات صادر می‌ شده است.
   2 ــ  در رابطه با تاریخ بریگاد قزاق ایراندر آستانه جنگ جهانی اول، دولت روسیه با استفاده از ضعف دولت ایران واحدهای قزاق را در تبریز و استرآباد و بعد در رشت و اصفهان و کرمانشاه و همدان و ارومیه و مشهد تشکیل داد. همچنین بدون اجازه دولت، این بریگاد را به دیویزیون ارتقا داد. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه دولت کرنسکی فرماندهی دیویزیون قزاق را به کلرژه محول کرد. فرماندهی او دیری نپائید چون نیرو های بریتانیا، که در ایران مستقر شده بودند، کلنل استاروسلسکی را، که از هواداران حکومت تزاری بود، به جای او منصوب کردند. در همین زمان ژنرال آیرونساید طرح کودتای ۱۲۹۹ را برای به قدرت رسیدن رضاخان، که فرمانده آتریاد تهران بود به اجرا درآورد، و قزاق‌ها تهران را تصرف کردند. رضاخان با نام «سردار سپه» به فرماندهی دیویزیون قزاق رسید، و این دیویزیون پایهٔ تشکیل ارتش جدید ایران شد. 
   نظر:  زبان تالشی ــ  با در نظر گرفتن زبان ایران باستان و قوم (کادوس یا کادوسیان) زبان های تاتی و تالشی را می توان از قدیمترین زبانهای مربوط به آن قوم دانست و چون اقامت قوم کادوس در کرانه خزر (کاسپین) بوده لذا اکثریت مردم محال آستارا و لنکران تالشی نژاد و تالش زبانند. در حال حاضر تمام قرا اطراف دور و نزدیک آستارا به زبان تالشی تکلم می نمایند. عده ای عقیده دارند زبان تالشی لهجه ای بیش نمی باشد یعنی لهجه ای است از فارسی امروزی. باید گفت تالشی و تاتی زبان قدیم ایران باستان می باشد ولی زبان فارسی کنونی پس از کتابت و تکامل و التقاط با لغات بیگانه به حالت امروزی در آمده، اما زبان تالشی و تاتی همانا زبان کادوسیان است، به حالت اولیه با تغییرات بسیار جزئی از گزند روزگار و اقوام مهاجم مصون و قدمت خود را حفظ کرده است و دیگر لهجه ها از این زبان جدا شده. قبل از هجوم مغول به ایران هیچگونه تغییری در زبان تالشی و تاتی که زبان اصیل آذربایجان بوده انجام نگرفته ولی بعد از استیلای مغول و حکومت سلاطین آن در آذربایجان و رشد زبان ترکی آذری، در مدت زمان زبان تالشی و تاتی جای خود را به ترکی آذری سپرد و به تدریج پس از حکومت صفویان در ایران ترکی آذری آرام آرام به مناطق کادوسیان یعنی ساحل دریای خزر (کاسپین) رسوخ یافته است. اکنون تا رضوانشهر بیشتر مردم با زبان آذری آشنائی کامل دارند. از رضوانشهر به طرف اسالم به علت آمدن و مقیم شدن آذربایجانیها در این منطقه آذری رواج یافته، کمی بالاتر به طرف شمال از اسالم تا ماورای لنکران با اینکه همه تالشی نژادند زبان آذری کاملا ریشه افکنده، به طوری که در جاده سراسری این منطقه همگان به زبان آذری تکلم می نمایند، اما واژه های مستقل و قدیمی تالشی و ابا اجدادی اصالت خود را حفظ نموده است. در شهرستان آستارا و حومه (قرا تابعه) به زبان تالشی تکلم می نمایند. گیلکی که زبان مرکز استان گیلان است از التقاط تالشی و تاتی و فارسی و مازندرانی تشکیل و رونق گرفته است.
   پاسخ انوش راوید:  خیلی خوب است،  ولی از نظر دیدگاه من،  کاس یا کاز یا کاظ،  در ادامه تغییر آواها همان واژه،  آز، گز، غز،  است،  و با ریشه یابی که قبلاً نوشته ام،  به تمدن کهن جیرفت باز می گردد،  و از دو مهم جغرافیای طبیعی ایران است،  و به کل مردم ایران می گفتند.  زبان آذری یا آزی،  زبان گویشی موبدی آذری یا دینی ایران بوده است،  و از هزاره دوم خورشیدی ایرانی رایج گردید،  و هیچ ربطی به زبان تورکی ندارد،  زبان تورکی با ریشه یابی یکی از سی زبان ایرانی بوده است،  و هیچ ربطی به دروغ حمله مغول ندارد،  بلکه خود مغول های،  مغول استان،  ایرانی هایی بودند،  که به زبان دینی آذری مسلط بودند،  و این زبان دوم آنها بود،  نه زبان قومی آنها،  زیرا هر کدام از آنها وابسته به قومی بودند،  و ملت جدا نبودند،  در این باره قبلاً توضیح زیاد نوشته ام.  زبان تاتی یا تالشی یکی از سی زبان ایرانی بوده است،  که ریشه همه آنها در حروف الفبای تمدن جیرفت بوده است،  که بزودی ریشه قدیمی تری از آنها را در تمدن کهن آتلانتیس خواهم نوشت.
   ــ  تالش = تا + لش،  لش = پهنه یا جای،  تا = چند ضلعی قبلاً در تاس توضیح دادم،  که در جمع می شود پهنه کوه و دشت و جنگل،  گالش = گا = گو = گاو = بزرگ + لش = سرزمین،  که در جمع می شود،  سرزمین بزرگ یا سرزمین گاوداری،  بالش = بال + لش، که می شود جایگاه پرو بال،  لشگر = لش + گر = قوی جنگ آور،  که می شود،  جایگاه جنگ آوران،  جهت اطلاع بیشتر به لینکها مراجعه نمایید.
   پرسش: درود،  استاد عزیز،  ابتدا باید عرض کنم واژه تالشستان سراسر اشتباه است و خواهش میکنم اصلاح نمایید، تالش یا سرزمین کادوسیه، بخشی از جایی نبوده که امرور با پسوند ایالتی یا استانی خطاب گردد و خودتان به خوبی واقفید!
   پاسخ انوش راویداس یکی از حروف الفبای تمدن جیرفت،  و به معنی پاک بوده است،  در ریشه یابی نام ها نوشته ام،  و هر وقت جایی "استان یا ستان"  نوشته می شود،  یعنی دارای ریشه پاک ایرانی است،  نه صرفاً ایالت یا ولایت،  درصورتیکه مردم تمدن کهن جیرفت به سرزمین هایی غیر ایرانی که در اشغال داشتند،  هرگز استان خطاب نکردند،  (مانند: کامبوح، پرو، مصر، ارلند).  اوستان،  اوس یعنی رئیس و رهبر،  که می شود رهبر سرزمین،  یا رئیس یک سرزمین،  که امروزه به اشتباه استان را با اوستان یکی دانسته اند،  و با یک آوا می گویند.
   ادامه پرسش:  منظور حقیر از مشابه، این بود که این لباس ریشه اش تالشی است، باز اصرار دارم که اسناد تاریخی این لباس را برایم بفرمایید تا اگر اشتباه میکنم، آگه شوم.
   پاسخ انوش راوید:  شما آنرا ریشه یابی کنید،  و با عکس بفرستید،  من هم ریشه یابی خواهم کرد،  اما چند ماه زمان می برد.
   ادامه پرسش:  شما که مطلع و دلسوزید در نظر داشته باشید که کینه و عداوتی که مع الاسف سایرین نسبت به مردم مظلوم و شریف تالش دارند موجب نگرد که وقایع تاریخی و رسوم غنی این مردم نادیده انگاشته گردد!  با سپاس از بزرگواری حضرتعالی.
   پاسخ انوش راوید:  هیچ ایرانی نسبت به هر بخشی از ایران و ایرانی عداوت و کینه ندارد،  آنهایی که در تعدادی وب یا جای دیگر درباره ایران و ایرانی پرت و پلا می گویند،  که ایرانی نیستند آنها مزدوران پولی یا مجانی استعمار و بی اهمیت و ارزش هستند.
عکس عده ای از مردم گیلان،  عکس شماره 4531 .
عکس زن و مرد گالش،  حدود 1350 خورشیدی، عکس شماره 4589 .
   عکس دو دختر نو جوان با یکصد سال اختلاف زمان،  عکس شماره 4038،  سمت چپ از اهالی چلاسر و جل،  استان مازندران،  سمت راست از اهالی دشتستان استان بوشهر،  از یکصد سال پیش.  همانگونه که در تمام عکس ها مشاهده می کنید،  همگی دامن های چین چین بلند،  با جلیقه رنگین و روسری حاشیه دوزی هستند،  فقط سلیقه محیطی و زمانی کمی در آنها تأثیر گذاشته است،  نمونه های دیگر را در تاریخ ایل های ایران ببینید.
 
   عکس یک کارگاه خانگی در یک روستای کویری ایران،  عکس شماره 5646.  تاکنون چند نفر از ما درباره وضع موجود تاریخ زنده ایران گزارش و تحلیل و تفسیر نوشته ایم،  ولی یکباره می خواهیم به چند صد سال پیش و یا چند هزار سال پیش برگردیم و بنویسیم.  آنچه که جلوی چشم و دست ماست،  و دارد از بین می رود را اهمیت نمی دهیم،  ولی می رویم به گذشته های دور،  درصورتیکه اینها و این پیرزنان و پیرمردان روستایی،  تاریخ ایران را در دل و زبان خود دارند.
   پرسش 530:  مطالب شما در خصوص دروغ‌های تاریخ طبری را ملاحظه کردم.  آیا تحقیق جامع درباره‌ صحت و سقم تاریخ طبری سراغ دارید که معرفی نمایید؟
   پاسخ انوش راوید:  خیر،  بصورت کلی نمی دانم،  تا این تاریخ در جستجو های اینترنتی هم،  تحقیق جامع در باره کتاب های دروغی منجمله تاریخ طبری ندیدم.  درک و دانستن این گونه دروغها تازگی دارد،  قبل از اینترنت اگر کسی حرفی داشت نمی توانست خوب بگوید،  مخصوصاً  که استعمار و امپریالیسم سابق هم دور دروغ های تاریخ،  خط قرمز داشتند.  اما امروزه از آغاز قرن 21 و با پیدایش امپریالیسم نو،  دروغ های تاریخ برایشان کم اهمیت شده،  و خط قرمز هم کم رنگ گردیده است،  که اینک ما می توانیم براحتی در باره آنها بنویسیم و بگوییم.  می دانم در آینده گرایش دروغ های تاریخ همه گیر حرفه ای می شود،  و تحقیقها و تحلیل های گسترده ای انجام خواهد شد.  در ضمن بگویم،  با خواندن کتاب به راحتی می توانید دروغ بودن هر جمله را متوجه شوید،  و نیازی به تحقیق و تحلیل جامع نیست.
   نظر و پرسش 531:  در وبلاگ تان مطلبی درباره ی صحرای سینا نوشته اید که منطقی است و به قول شما در منطقه ی سینا سرگردانی چهل ساله معنا ندارد شما این را به سینستان ایران  و کرمان مربوط می دانید البته بیش تر توضیح نداده ایدhttp://ravid1.blogsky.com  ضمن این که در جای دیگر بیت المقدس را همان بابل می دانید:  http://www.ravid.blogfa.com/page/35  بسیار جالب است. ممنون می شوم اگر با توضیح بیش تر ما را از مطالب علمی و جالب خود بهره مند نمایید.
   در برگه تقاضای همکاری فرموده اید منبع در اختیار محققان قرار می دهید؛ چون می خواهم تاریخ سلجوقیان را بازنویسی کنم به این منابع نیاز است اگر خاطرتان باشد خودتان در وبلاگ به بنده فرموده بودید: در ابتدای صفحه 57،  کتاب از غز ها با بدی یاد شده است،  آیا این موضع باز نویسی از یک نوشته تاریخی است؟
   منابع اصلی، غزها را همان اُغزها و گروهی از ترکان و از ترکستان می دانند و کلی هم درباره ی قتل و غارت آنان نوشته اند، البته سوای کارهای خوبی که در دوره ی سلجوقی شده است – و من هرچه انجام داده ام در همان چارچوب  بوده مگر این که منابع دیگری باشد بنده متاسفانه تا به حال هیچ منبعی در باره ی قوم گز که شما می فرمایید ندیده ام. تلاش کرده ام با کمک منابع موجود، تاریخ سلجوقی را بازنگری کنم و با دیدی جدیدی به آن نگاه کنم مطالبی به دست آورده ام اما چندان دندان گیر نیست ولی وقتی بیاییم بگوییم غزهای ترک همان گزهای ایرانی هستند همه چیز وارد یک فاز دیگر می شود درست مثل حمله ی مغول که شما با کمک همین تاریخ فعلی قضیه را زیر سوال بردید و گفتید که مشکل دار است و چنین حمله ای نمی توانسته صورت بگیرد اما وقتی فرمودید چنگیز نامی ایرانی است و او هم یکی از خانات ایرانی بوده،  و… اصلا قضایا صورتی دیگر می یابد که نیازمند منبع است تا خواننده بپذیرد و بتوانیم حرفمان را به کرسی بنشانیم.  به هر صورت در همان پست هم نوشته اید که مطالبی جمع آوری کرده و به زودی پست خواهید کرد. همچنین اگر مطالب و منابعی درباره ی تاریخ استان مکران،  تاریخ استان روم،  تاریخ استان سند،  تاریخ استان تبت در دوره ی اسلامی دارید چون مطلبش را روی سایت نگذاشته بودید. می خواستم بدانم همان مسایلی که از جهت شرقی – غربی بودن مکان ها و شهرها مثلا در دوره ی ساسانی بوده به دوره ی اسلامی هم کشیده شده است. با تشکر
   پاسخ انوش راوید:  دائم و پیوسته دارم درباره موضوعات نوشته شده در وبلاگ می گویم و می نویسم،  درباره چنگیز و مغول خیلی توضیح نوشته ام،  به پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول به ایران و مطالب مختلف وبلاگ مراجعه شود.  منابع از نظر من تحلیل های شخصی برپایه اصول علمی تاریخ نویسی است،  که جمع فاکتورها و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی را دربر داشته باشد.  تحقیق اصولی بدور از دروغ با درک اینکه نوشته های قبل از قرن 21 همگی خام هستند،  و باید جدید شوند را خود شما محقق گرامی،  یا دیگر جوانان باهوش محقق انجام دهید،  من نیز هر آنچه توانستم و یافتم در وبلاگ می نویسم.
   جالب مهم:  ما علاقمندان و متخصصان تاریخ ایران همگی چه در نشر کتاب یا وب،  هر آنچه درباره تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران می نویسیم،  نظر های شخصی ماست،  یا حداکثر نظریه علمی است،  و هیچکدام را نمی توان تمام علم دانست.  بطور طبیعی و عادی این نظرها با یکدیگر اختلاف های دارند،  با تبادل و یا برخورد این نظریه ها و جمع بندی در یک فرهنگستان تخصصی،  می توان به یک پیش درآمد علمی رسید،  در سخن وبلاگ توضیح نوشته ام.  مهم تر این است،  که هر یک از جوانان باهوش متخصص ایران،  نظریه و دیدگاه،  دکترین و تز منحصر بفرد،  برابر با دانش های موجود قرن داشته باشد،  تا بدین ترتیب بتوان گفت جامعه زنده و پویا و رشد یابنده است.
   پرسش 532:  آیا تاریخ لهستان به تاریخ ایران هیچ ربطی دارد؟
   پاسخ انوش راوید:  پاسخ در:  کلیک کنید:  تاریخ کشور لهستان
   پرسش 533:  درباره نظریه ژنتیکی ایرانیان ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺎﺯﯾﺎﺭ ﺍﺷﺮﻓﻴﺎﻥ ﺑﻨﺎﺏ،  از ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﭘﻮﺭﺗﻤﻮﺙ – ﺍﻧﮕﻠﺴﺘﺎﻥ بگویید؟
   پاسخ انوش راوید:  قبلاً درباره این نظریه نوشته ام،  لینکش را پیدا نکردم،  از جستجو های وبلاگ ایران و ایرانیان بیابید.  فقط در اینجا متذکر شوم،  این نظریه و تست های ژنتیکی در کشور انگلستان تهیه شده،  امید است جوانان باهوش متخصص ایران،  در خود ایران این نظریه را باز آفرینی نمایند.
   عکس کشتی کوفو،  که در گیزای کشور مصر کشف شد،  عکس شماره 5748.  این کشتی بسیار بزرگ،  در 2400 آریایی میترایی و از 1200 قطعه چوب و مقدار زیادی طناب و بست های طلایی ساخته شده بود.  این بخوبی نشان می دهد،  مردمی در هزاره اول آریایی میترایی،  در مصر مهاجر نشین ایجاد کرده،  سپس از آنجا برای کشف جهان رفته اند،  مشروح در استون هنچ ایرانی.
   پرسش 534:  سلام بر شما نکته ای در خصوص استان چین!!!! من اصالتا اهل شهرمیمه و روستای زیادآباد آن هستم!!! 70 کیلومتری و 25 کیلومتری جوشقان قالی و قبلا جز کاشان محسوب میشده!!! ما و مردم نایین و جوشقان و خیلی روستاهای اطراف یک گویش یا حتی میتوان گفت زبان خاص داریم که مختص خودمان است!!! فرهنگ لغات و دستور زبان و ضرب المثل های ان در کتاب جوشقان قالی امده است!!!! آیا این همان زبان چینی است؟؟ در این کتاب خواندم مردم جوشقان اصالتا مال سبزوار و بخشی اهل سین اصفهان و بخشی اهل نقاط دیگر هستند!!! طبق گفته های شما میمه و جوشقان باید قلب چینستان باشد!!! این میمه و زیاد اباد و خسرواباد همان جایی است که سریال های تفنگ سربن و روزی روزگاری و بشت کوه های بلند را در ان فیلم برداری کرده اند و خانه های قدیمی زیاد دارد!!! جد خودمان زبیدخاتون 500 سال پیش این روستا را بنا کرد نمیدانیم از کجا امده هر که میدانسته مرده الان به فکرش افتاده ام!!! سنگ نبشته ای هم در قلعه ی ما پیدا شده که در جست و جوی ان هستم!!!!
   پاسخ انوش راوید:  سین، سان san، چین،   همه به معنی خورشید است،  در هزاره های اول تا چهارم خورشیدی ایرانی مردم سرزمین ایران را سین می گفتند،  در هزاره 5 و 6 خ.ا،  به مرکز ایران سین استان یا چین استان می گفتند،  در اینجا.  مردم ایران در دوره های مختلف تاریخی بویژه ایرانیان بوداسپی یا بودایی،  که در تعقیب زرتشتیها بودند،  به شرق مهاجرت کردند،  و نام چین را با خود بردند،  و در نهایت کشور چین امروزی را ایجاد کردند.  زبان های محلی مردمی که شما گفتید،  با زبان مردم نیمه شمالی کشور چین و شهر پکن،  نزدیکی زیادی دارد.
      در ضمن مهمترین مسئله این است،  که خود شما و جوانان باهوش متخصص هر شهر و دیار،  تحقیقات مستقل ملی و مردمی داشته باشند،  و گفته ها و نوشته ها را گرد آوری کنند،  و در اینترنت منتشر نمایند.  تاریخ واقعی ایران فقط با دستان توانای جوانان باهوش علاقمند و متخصص ایران نوشته می شود،  نه توسط حقوق بگیران دولتی و دانشگاهی ایرانی یا خارجی.
   پرسش 535:  مطالب شما را در خصوص قنات و…مطالعه نمودم بسیار جالب بود،  بنظر میرسد از مخالفان جدی احداث سد میباشید که البته دلایل شما منطقی است،  میخواستم نظر شما را در ارتباط با بندهای خاکی تغذیه ای که در بالادست مادر چاه قنوات احداث میشود بدانم و آیا اینکه این پروژه ها را مفید میدانید یا خیر؟  همچنین بندهای گابیونی و خشکه چین و… 
   پاسخ انوش راوید:  بیشتر منابع آب زیر زمینی ایران در جنوب کوه های البرز تا خلیج فارس،  عمیق یا کم عمق،  از آب های 6 تا 10 هزار سال پیش،  و  مربوط به پایان آخرین دوران یخبندان می باشند،  بدین جهت آنها منابع تجدید پذیر نیستند.  ایران همچنین از آن دوران بطور دائم رو به کم آبی می رود،  این کم آبی ها در 2500 خورشیدی ایرانی باعث پایان تمدن کهن جی و شهر سوخته گردید،  بدین جهت استفاده و بهره برداری از منابع آب کاهش شونده ایران،  باید بسیار هوشمندانه و با تحقیقات تاریخی و زمین شناسی صورت پذیرد.  اما می بینم بدون هرگونه بررسی عمیق تاریخی،  بیش از 70 سد در کشور ایجاد شده،  و این کار ضرر های جبران ناپذیری به کشور وارد می کند.  ضرب المثل قدیمی می گوید:  "اگه چاه به آب نرسه مقنی به نان می رسه"
      احداث بند های تغذیه ای در بالا دست مادر چاه قنات،  در نقاط مختلف شرایط مختلف را داراست،  نمونه های تاریخی آنها وجود دارند،  من قبلاً درباره بعضی در طبس و قشم و شهر های باستانی شمال خلیج فارس نوشته ام.  هرگونه اقدام بمنظور آب در ایران،  احتیاج به تحقیق زمان بر منطقه ای دارد،  من این مناطق آب و آبخیزی کشور را 8 ایالت آبی می دانم.  دیدگاه های من در رابطه با آب و صنعت آب،  در تاریخ تمدن است،  نه صرفاً در سیستم و تکنولوژی های امروزی آب و آبداری.
عکس تاریخی آب کشیدن از چاه در شهر اصفهان در 70 سال پیش،  عکس شماره 1263.
   اصطلاح خط قرمز،  از مجلس عوام انگلستان مى آید.  آنجا بین دو جناح سیاسى چپ و راست (که این اصطلاح هم از همانجا میاید)،  دو خط قرمز وجود دارد،  که فاصله آنها از هم به اندازه درازاى دو شمشیر تعین کرده بودند. عبور از این خط ممنوع بود،  تا طرفین نتوانند یکدیگر را کتک بزنند و یا زخمى کنند.  اصطلاح خط قرمز،  که بسیاری در داخل کشور اینقدر روى آن تکیه و طنازى مى کنند،  انگلیسى است.  عکس 5696 مجلس عوام کشور انگلستان.
   نظر یک خواننده وبلاگ 536:  با سلام،  دوست بسیار عزیزم،  من نیز مثل شما از دروغهای بزرگ تاریخی، اجتماعی، دینی و مذهبی، فرهنگی ….. بیزارم و عقیده ام بر این است که حماقت بشر با این دروغها تداوم پیدا می کند و بشر از گذشته های خود عبرت نمی گیرد و باعث تکرار تاریخ می شود یعنی به جای اینکه با برنهی علم خود پیشرفت نماید دروغهای بزرگ باعث می شود دوباره کاری نماید،  مثلا تاریخ نشان می دهد که مطلق نگری در هر مورد باعث دیکتاتوری و تسلط یک عقیده بر عقاید دیگر می شود،  با این همه اگر در این میان کسی پیدا شود و عقیده اظهار را نماید و بر آن تداوم نماید مردم  را به دور خود جمع نماید و با استفاده از نیروهای مردمی و یا به کمک….. برای خود پایگاه درست می نماید و یک دیکتاتوری را جدید بوجود می اورد.  لذا من این دروغها را مانند ویروسهای کامپیوتری می دانم  که از عملی شدن برنامه های پیشرفت بشر جلو گیری می کند.  افشا کردن این دروغها یک کاری عظیم و بزرگ است همان طوریکه شما در افشای دروغهای بزرگ تاریخی پیشقدم شده اید قابل تقدیر و تشکر هستید و حتما موفق خواهید شد و ایجانب  را در صف خود بدانید.
   دوست عزیزم کسانی که دنبال افشای دروغهای بزرگ تاریخی دینی مذهبی فرهنگی هستند باید شرایط لازم را داشته باشند و الا دوباره به دام دروغهای دیگر خواهند افتاد زیرا این دروغها مانند ویروس های کامپیوتری خود را به روز می نمایند.
  1 ــ  افشا کننده باید خود را از قید و بند ملیت گرایی و نژاد پرستی، تعصبات دینی و مذهبی، ….. رها کند یعنی فرا مذهب و فرا ملی باشد و الا گرفتار تنگ نظری خواهد شد.  مثلا اگر تاریخ نویس ترک زبان متعصب باشد خواهد نوشت:  شاهان ترک زبان بودند که ایران را به عظمت رساندند و فارس ها جز طفیلگری و کار دیوانی کار دیگری نداشتند و تاریخ نویس فارس متعصب نیز سرداران ترک ایرانی مانند چنگیز و تیمور را خارجی معرفی می کند و آنها را غارتگر و وحشی می داند در صورتی که می دانیم این جنگها و درگیری ها بین سرداران ایرانی رخ داده است،  و یا زرتشتی های متعصب سردار ایرانی  سعد ابن ابی وقاص را که تمایل به دین اسلام داشته است خارجی معرفی کرده و از تازیان می داند درصورتی که او ایرانی بوده است.  نتیجه این تعصبات و تنگ نظری این خواهد شد که استمارگران و استحمارگران به ما چنین القا نمایند که ایرانیان همیشه مغلوب خارجی ها هستند که در واقع تنگ نظری و تعصبات ما زمینه ساز این مسئله شده است.
  2 ــ  در ایران ملیت های مختلف زندگی می کنند و هر کدام از انها  دین و زبان  خاصی دارند به نظر می رسد شما بر روی زبان فارسی تعصب خاصی دارید،  برای هر لغت  با ترفند خاصی ریشه فارسی بیان می نمایید به نظر می رسد مثل اینکه در این کشور ترک و لر و کرد و….. وجود ندارد،  آقای راوید این کار شما یک نوع تعصب است شما به راحتی لغات ترکی اشکار را به فارسها منتسب می کنید،  البته من تعصبی در این مورد ندارم و می دانم که همه چیز در تغییر و تحول هستنتد و با همدیگر در تعامل می باشند ولی  تعصب باعث اختلاف و تکرار دوباره تاریخ می شود.  به امید افشا شدن تمامی دروغ های بزرگ.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما،  من در دو سال گذشته نگفتم زبان پارسی،  و نوشته ام زبان ایرانی یا زبان تمدن جی،  همه زبانهای ایرانی و حتی جهان از تمدن کهن جیرفت و زبان و حروف الفبای آن تمدن پدید آمده است،  شما نیز درصورت امکان هر زبان ایرانی را که می دانید،  ریشه یابی نماید و در اینترنت منتشر نمایید تا بمرور پایه علم جدیدی گذاشته شود.
   نظر یک هه هه 537:  ههههه واقعا مزحکه اولا مطالبت بدون هرگونه منبع است مثلا در فتح قادسیه فقط نوشتی (فتوح البلدان بلاذری) اقای دانشمند شما حتی منبعت هم اشتباها من عبارت قادسیه را در کتاب فتوح البلدان جستجو کردم چیزی یافت نشد لطفا ادرس را به صفحه و جلد بنویس در ضمن من خودم دارم یه وبلاگ می زنم که دروغ های تاریخی ایران از جمله هخامنشیان را نشون میده از ایمیل با من در ارتباط باش تا ادرسشو برات بفرستم.
   پاسخ انوش راوید:  شما نمی توانید منابع وبلاگ را ببینید و درک کنید،  زیرا تخصص شما تاریخ و تاریخ اجتماعی نیست،  مانند همین که نوشته اید "فتح قادسیه" درصورتیکه قادسیه اصطلاح نام نبرد است،  که در محل قادسیه اتفاق افتاده است.  ماجراهای حمله اعراب اکثراً از روی تاریخ طبری رونویسی شده اند،  و در بسیاری از کتابها وجه مشترک با دیدگاه های متفاوت غیر معقول و منطقی دارند.  از نظر یک تاریخ دان،  این جملات کاملاً آشنا هستند،  و نیاز به نام بردن صفحات آن کتاب نیست.  در هر صورت اگر جوانان به تاریخ و بحث های تاریخی و ایجاد وبلاگ های تاریخی بیشتر علاقمند شوند،  پیروزی نسبی ما ملت در مقابل استعمار و امپریالیسم است،  البته پاسخ امثال نظر شما را در مطالب وبلاگ و پاسخ به شبهات زیاد نوشته ام.
    هخامنشیان مزدایی اولیه بودند،  که از آذربایجان و کردستان کنونی ایران به انشان یا استان فارس کنونی کوچ کردند،  در فلسفه تاریخی پان ترکها دشمنی با هخامنشیان و نادیده گرفتن آنها آمده است،  زیرا آنها تاریخ نمی دانند و فقط دیدگاه قرن 19 را دارند،  و براحتی بخش مهم تاریخ ملت خودشان را واگذار کرده و می کنند.  جهت اطلاع بیشتر به وبلاگ گفتمان تاریخ،  http://cae.blogfa.com   مراجعه نمایید.
   عکس شماره 6211 ،  بالا مجسمه فردوسی طوسی با شاهنامه در دست،  یکی از سمبل های قدرت فرهنگی ایرانی،  پائین عکس انبوه بیشمار جنگنده بمب افکن های آمریکایی در پایگاه اینجرلیک کشور ترکیه،  آماده حمله به خاور میانه،  که نشان از قدرت نظامی غرب است.  دشمنان بمنظور استفاده از قدرت نظامی،  ابتدا از نظر فرهنگی کشورهایی مانند ایران را،  که دارای فرهنگ و تاریخ شکوهمند هستند،  بمباران دروغ و دونگ می کنند،  که در واقع همان آتش تهیه حمله است.  ولی ما،  با اندک امکاناتمان در این وبلاگ،  کار آنها را مشکل کرده ایم،  که گاه دست به هک و فیلتر وبمان می زنند.
   پرسش 538:  نظر شما را در مورد قوم لک میخواستم بدانم؟ شما انها را قومی جداگانه میدانید یا زیر مجموعه کرد ها! آیا کرد ها هم پرسر هستند؟
   پاسخ انوش راوید:  به نوشته شاهنامه فردوسی در ایران 30 گویش و خط وجود داشته است،  که امروزه می دانیم همه آنها از یک منشأ در تمدن کهن جیرفت هستند،  بمنظور پاسخ پرسش شما،  باید اهل علم و فن هر زبان و گویش در ایران،  دید جدید به تاریخ و تاریخ اجتماعی داشته باشند.  در ضمن پرسر بودن که بعدها عمامه شد،  مخصوص طبقه ای از مردم بود نه تمام مردم،  مانند هم اکنون.
   نظر خواننده وبلاگ 539:  با سلام به عرض میرساند که کلمه (فر) کلمه ای کردی و به معنای (زیاد) است مانند فرزانه که از دو کلمه (فر) و (زانا) تشکیل شده و (زانا) یعنی دانا و معنی فرزانه میشود (زیاد دانا).
   پاسخ انوش راوید:  سپاس از توجه شما،  ریشه تمام آنها در زبان تمدن جی است.
   نظر و پرسش 540:  سلام بر شما برخلاف انچه در فیلم هایی مثل محمدرسول الله میدیدیم اعراب دستار بر سر نمیگذاشتند به آن شکل همه گیر مثل زمان حال که میدیدیم لباس سنتی شان این پارچه ای است که بر سر دارند!! اما میگویند رسول الله دستار بر سر گذاشت و عبا بر تن کرد و این شد لباس شیعیان که روحانیون بر تن دارند!! آِیا رسول اکرم به خاطر ریشه ای که به حضرت ابراهیم دارد و کرد بوده اینگونه به شکل پرسر ها لباس میپوشیده؟؟ یا لباس پرسر ها به خاطر مغان که شیعه را بوجود آوردند شد لباس شیعیان!!؟؟
   پاسخ انوش راوید:  در این باره باید تحقیق شود،  برای این تحقیق بهتر است از روحانیون محترم دینی هم پرسش شود.
   نظر و پرسش 541:  درود بسیار زیبا بود شما تمام مطالبی را که به صورت متفرقه در وبلاگ های مختلفتان در این خصوص نوشته اید را اینبار یکجا در یک وب جمع اوری کرده اید و مقاله ای بسیار زیبا شکل گرفته است!! می ارزد آن را هرچه زودتر در صفحه فیس بوکتان بگذارید!!
   یک سوال برایم پیش امده شما لغات بسیاری را میاورید و میگویید این لغت در تمدن جیرفت بوده یا میگویید این لغات ریشه در تمدن جیرفت دارند و جز الفبای جیرفت هستند و مقاله ای هم به این نام داید که خوانده ام ولی من نفهمیدم خط جیرفتی هنوز رمزگشایی نشده است شما از کجا این قدر قاطع میگووید می (مال من) و سی (دیدن) و اس و لام و کلی لغت دیگر از جیرفت است!! از دید یک نظریه به ان نگاه کنیم و اطلاعات را سبک سنگین کنیم نظریه ی قاب قبولی است و میتوان روی ان کار کرد و گفت درست است ولی اول راه است ولی خب مدارکی هم باید داشته باشید!!!
   پاسخ انوش راوید:  چشم!  بزودی در فیس بوک هم پست می کنم،  البته لینک مطالب را در آنجا قرار می دهم.  قبلاً نوشته ام،  زبان تمدن کهن جی در نامها و زبان روستا های جنوب و جنوب شرقی ایران وجود دارد،  همانگونه که در آن مقاله نوشته ام،  هنوز اول راه این تحقیق هستیم.  در ضمن میان مطالب وبلاگ درباره شبهات و پرسش های این موضوع،  توضیح های زیادی نوشته ام،  بزودی آنها را در یکجا گرد می آورم.
   نظر 542:  ice cream   =  ice : یخ، یخی  cream: کِرم  kerem =  کرم یخی،  بستنی هم اشاره به بستن مایع اولیه در اثر سرما دارد.  این موج مضحک مصادره کردن همه چیز توسط ایرانی ها دیگه داره خنده‌ دار می‌شه. شما دیگه این اراجیف رو تکرار نکنید.
   پاسخ انوش راوید:  درباره بستی و کریم یخی،  همانگونه که در آن مطلب نوشته ام،  برداشت و نقل قول از یک کتاب تاریخی ایرانی بوده است.  بسیاری از شیرینی های جهان،  ریشه ایرانی دارند،  آیس کرم هم ریشه در زبان ایرانی و جیرفتی دارد،  شما مطلب تمدن کهن جیرفت و مطالب لینک های آنرا بخوانید،  و وبلاگ ها مرا پیگیری کنید،  متوجه می شوید تمام جهان از تمدن کهن جی بوجود آمده است.  شما نباید با تکیه بر داده های دروغ های غربی،  دست آورد های ملی و مردمی کشور خودتان را اراجیف بدانید و بگویید،  بنظرم کار ناپسندی است.
   پرسش 543:  عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی،  در رابطه با مطالبی که پیرامون دروغ‌ های حمله‌ی اقوام بدوی‌تر (اسکندر، اعراب، مغول، تیمور و…) به ایران بیان داشته‌اید، خواستم بپرسم نظر شما درباره‌ی تحلیل تاریخ ابن ‌خلدون چیست؟ چراکه تحلیل‌های این مفسر تاریخ، نتایج دیگری را بهمراه دارد.
   پاسخ انوش راوید:  در تاریخ نویسی تاریخی ایران،  هرگز ننوشته اند که اسکندر و ارب و مغول و تیمور و افغان و… غیر ایرانی بودند،  همه مهاجمان نوشته شده ایرانی،  و از کل تاریخ تمدن ایران،  و در ساختار های تاریخی اجتماع خاص خودشان قرار داشتند.  تاریخ نویس های استعماری و غربی بودند،  که بمنظور ایجاد تضاد و تفرقه و دشمنی،  و نیز سوء استفاده از دست آورد های تاریخی ایرانی،  بویژه در دو قرن اخیر،  با تفسیر و تحلیل های ساده خودشان،  بدون هر گونه سند و مدرک،  چنین وانمود کردند،  که دشمنان خارجی به ایران حمله کرده اند.  استعمار و امپریالیسم با نفوذ در سیستم آکادمیک و آموزشی ایران،  و هر کشوری بنا به موارد مورد نیاز،  هر آنچه خواستند،  ساختند و پرداختند و گفتند،  و ملتها را بگمراهی کشانیدن.  در میان مطالب وبلاگ از این موارد زیاد نوشته ام،  به پاسخ به شبهات و غیره مراجعه نمایید.
   پرسش 544:  استاد سلام. آیا لغت شمس نمی توانسته از نام خدای خورشید در بین النهرین (Shamash) گرفته شده باشد؟
   پاسخ انوش راوید:  همه آنها از حروف الفبای تمدن جی سرمنشأ گرفته اند.  عزیزان درباره این تمدن اصلی و مهم تاریخ،  تحقیق کنید و بگویید و بنویسید.
   پرسش 545:  در سایتی دیدم که بشما و کلاً تاریخ ایران و کوروش بزرگ و داریوش بزرگ اهانت می کنند چرا؟
   پاسخ انوش راوید:  در این چند سال گذشته جوانان ایران به هویت و ملیت خود خیلی اهمیت می دهند،  و می خواهند از اصل و نصب و تاریخ خود بدرستی بدانند،  برای همین دشمنان تاریخی این ملت دست بکار شده اند،  و در خیلی از جاهای خیلی کم بیننده و خوانند،  به تاریخ ایران و اهل تاریخ ایران اهانت می کنند،  ولی در هر صورت آنها بشدت باخته اند.  در راستای استراتژی ملی مردمی ایران،  با نگاهی به تابلوی فروشگاه های خیابان های تمام ایران،  براحتی متوجه می شوید که همه نامها اصالت تاریخی ایرانی دارند،  و هیچ کدام نام های غیر ایرانی یا از سران کمونیست و…. ندارد.  همه مردم اسامی ایرانی اصیل برای فرزندان خود انتخاب می کنند،  و نام های شاهنامه ای بیشترین نام های رایج شده در ایران هستند،  نه چیز دیگری،  پس دشمنان تاریخ ایران بشدت باخته اند.  نام ایران و ایرانی و تاریخ شکوهمند ایران،  برتر از مرام و فرقه و طایفه است،  و آنها در زیر مجموعه نام ایران و ایرانی هستند،  ایران نام اختصاصی یک قوم و ملت و دین نیست،  ایران یعنی جایگاه همه،  مشروح در اینجا.
   نظر و پرسش 546:  عرض سلام و خسته نباشید ،ببینید تناقضاتی در تاریخ وجود داره که حکومتها از ان بنفع خودشان استفاده میکنند مثل تحریف تورات و انجیل و…… اما مساله ای که اینجا مطرح میباشد ریشه و منشا حمله ی مقدونی به ایران از کجا نشات میگیره مگه اون زمان توی ایران تاریخ نویس نبوده که اروپاییان این همه دروغ و سمبل رو سرهم کنند شما میبینید که شاهان ایران در زمان هخامنشیان فتوحاتشون رو فورا بصورت کتیبه حک میکردند و یا فتوحات جدید رو جایگزین قبلی میکردند. حالا این سوال مطرحه که ایا اسکندر این کتیبه ها رو ندیده و بفکرش نزده که چنین کتیبه ای هم خودش در هر مکانی که فتح میکرده درست کنه یا سواد نداشته؟ بعدشم حملهی مغول کمی شبیه اسکندره این رو چطور توجیه میکنید .ممنون.
   پاسخ انوش راوید:  اسکندر که بتفصیل در اینجا نوشته شده،  ایرانی و آورنده فرهنگ میترایی بوده است،  و در آن فرهنگ آزادی های اجتماعی زیادی حاکم بود،  و محدویت برای حاکمان داشته است.  این مرام کم کم در اروپا به دین مسیح اولیه وارد شد،  و سنگ نگاره فتوحات و بزرگ کردن پادشاهان در آن جایگاهی نداشت.  همچنین از نظر تحقیق و تحلیل من،  مغولان نیز ایرانی و با اصالت بهرام گور،  و آورنده مذهب جدید در دین اسلام بودند،  به مطالب مربوطه در اینجا مراجعه نمایید.
   نظر 547:  با درود   دوست گرامی نمی دانم شما یا خوابید یا خودتان را به خواب زده اید.  اصلا به نظر شما اعراب به ایران برای پکنیک امده اند. اما امروز که کارهای این اعراب بیابان گرد را می بینیم نیاز به اثبات تاریخ نداریم. اعراب حتی تحمل نام فارس را ندارند بعد شما این کار ها را به استعمار نسبت می دهید نکنه زمانی که دویست سال ما فارسی نمی توانستیم حرف بزنیم باز کار استعمارگران در کار بودند.  امیدوارم از خواب بیدار شوید. من که از اعراب بیزارم زیرا فرهنگ آنها….
   پاسخ انوش راوید:  ما مشغول تحقیق و تحلیل نوین تاریخی هستیم نه خواب،  البته بیزاری شما از اعراب دلیل همان کارها و بلایای استعماری است،  اعرابی که در یک شورش داخلی شاهنشاهی ساسانیان را انداختند،  ارب تازیک یا تاجیک ایرانی بودند،  نه اعراب بیابانگرد،  در این باره زیاد نوشته ام و توضیح داده ام،  بخشی در اینجا.  خواهش می کنم انقدر تاریخ و ملت خود را در طول تاریخ خوار و ضعیف و شکست خورده نگویید و نپندارید،  تمام پرت و پلا هایی که درباره دروغ حمله اعراب به ایران گفته اند،  همه در راستای اهداف مشخص بوده است،  وبلاگ را با دید جدید مطالعه و پیگیری نمایید،  اشتباه در برداشت شما جوانان ایرانی از تاریخ ایران،  باعث ادامه مشکلات تاریخ اجتماعی ایران می شود.
   توجه:  عزیزانی هستند که تاریخ را با نقشه های جغرافیایی و زمین شناسی امروزی می بینند و می گویند،  درصورتیکه در هر دوره از تاریخ،  حتی کوتاه،  جغرافیا و زمین شناسی تفاوت های داشته است.  دوران پر باران با سیلاب های بزرگ و دوران خشک با کم آبی،  دوران سرد و گرم،  که در همین هفت هزار سال اتفاق افتاده است.  چه بسیار شهر هایی که وجود داشتند،  و امروز اثری از آنها نیست،  و در زیر تپه ای سیلابی آرام و بی توجه خفته اند،  درست مانند همین جی در جیرفت،  چه بسیار کاخ ها و کتیبه هایی که در سیل های و زلزله های ویرانگر نابود شده اند.  بزودی نقشه های دوران مختلف را در جغرافیایی و زمین شناسی و آب و هوایی تهیه می کنیم،  در هر صورت عزیزان،  هر دوره تاریخی را با دید شرایط آن دوره ببینید.
    توجه:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
 
این نوشته در عمومی ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.