پرسشها و پاسخهای بخش 27

پرسشها و پاسخهای بخش 27
تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه
      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.
   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.
   پرسش 2003 آرش:  سلام به مطلب جالبی برخوردم که کاملا با سخنان شما در مورد استان چین ایران مطابقت دارد،  در صفحات اولیه کتاب سمک عیار نوشته شده خورشید وقتی که می خواست به خواستگاری دختر پادشاه چین برود از مسیر(خود در حلب و شامات بوده)تور(یا توران) به چین می رود و اسم دختر مهپری بوده و دایه او شروان که کاملا اسامی ایرانی هستند.درست است که این فقط یک داستان است ولی به نظر من مطابقت نقشه ای که در مو رد مناطق چین و ایران و روم و توران قرار داده اید با مسیر حرکت خورشید شاه و فاصله معقول تر این نواحی جالب است
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما باور بفرمایید نه تنها داستانها ها که تاریخ مکتوب کل جهان معقول تر خواهد شد . این داستان ها را هم خیلی دست کم نگیرید اینها بازمانده های بسیاری از اتفاقات واقعی هستند که سینه به سینه به ما رسیده است . اسم دختر ماه پرنی ها است . دختر شاه پریان هم همان دختر شاه پرمی هاست . سین هم ناحیه ای در بین النهرین وابسته به آشور آن روزگار است که بعد ها مستقل شد و سین ها هم ماه پرست بودند لاجرم اسم دختر لقب ماه دارد و….  پاینده باشید  
   پرسش 2004Yashar Parsa  :  آقای انوش راوید من میگم ، داریوش در کتیبه بیستون ادعا کرده 9 جدش شاه بودند ، و کورش هم در استوانه اش ادعا کرده 7 جدش در انشان شاه بودند . میدانیم که جد چهارم یا پنجم داریوش و کورش مشترک بوده ( هخامنش ) ، چطور میشود جد هر دو تاشون همزمان در یک منطقه شاه باشند ؟ آیا کورش و داریوش دروغ نگفته اند ؟ بعد اگر اجداد اینها شاه بودند کجا شاه بودند ؟ چرا هیچ نامی ، اثری ، دروه شاهی ، کتیبه ای ، سازه ای ، مقبره ای ، کاخی ، در ایران از این شاهان پدران کورش و داریوش در ایران نیست ؟ اصلا اینها کی بودند ؟ چطور میشود هیچ اثری نوشته ای از این شاهان نیست ؟ اصلا بسیار بسیار گنگ و موهومی هستند فکر میکنم پدران آنها شخصیت های موهومی تاریخ هستند … چطور شاهان پارس ( پدران کورش و داریوش ) اصلا آشنا نیستند ؟؟ این موضوع شدیدا مرا اذیت میکند .
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام کجا داریوش نوشته آریارمن و هیستاسپ و آرشام شاه بودند؟ نوشته 8 نفر از خاندان من شاه بودند . کوروش اول برادر اریارمن دو پسر(چش پش) تایسپه هستند،  این هم که نوشته خاندانم شاه بود ننوشته بابا و بابا بزرگم شاه بودند،  خاندانش شامل پدران کوروش است این عمو زاده است لاجرم کوروش و کمبوجیه و بردیا و پدر و پدر بزرگ کوروش جزو این 8 نفری هستند،  که داریوش می گوید اشکالش کجاست؟  دو تا شاه روی این شجره ها از 8 تا کم است،  که روی کتیبه خشایارشا نوشته کی بودند،  کتیبه داریوش بیستون:
Column one
Introduction: Darius' titles and the extent of his empire
(1) I am Darius, the great king, king of kings, the king of Persia, the king of countries, the son of Hystaspes, the grandson of Arsames, the Achaemenid.

(2) King Darius says: My father is Hystaspes; the father of Hystaspes was Arsames; the father of Arsames was Ariaramnes; the father of Ariaramnes was Teispes; the father of Teispes was Achaemenes.
(3) King Darius says: That is why we are called Achaemenids; from antiquity we have been noble; from antiquity has our dynasty been royal.
(4) King Darius says: Eight of my dynasty were kings before me; I am the ninth. Nine in succession we have been kings.
(5) King Darius says: By the grace of Ahuramazda am I king; Ahuramazda has granted me the kingdom.
پسران و نوادگان داریوش هم همچین ادعایی نکردند این کتیبه اردشیر سوم , خشایارشا و اردشیر ها هم همه عین همین را نوشتند برای شاهان از لغت king استفاده کردند ان سه شاه را  a man named  نردی به نام نوشتند !
I am the son of king Artaxerxes [II Mnemon]. Artaxerxes was the son of king Darius [II Nothus]. Darius was the son of king Artaxerxes [I]. Artaxerxes was the son king Xerxes. Xerxes was the son of king Darius [the Great]. Darius was the son of a man named Hystaspes. Hystaspes was a son of a man named Arsames, the Achaemenid
این هم کتیبه خشایار شا که دوتای قبل از هخامنش را نوشته  :
piy \ Dârayavahauš \ xšâyathiyahyâ \ puça
\ Haxâmanišiya \ Pârsa \ Pârsahyâ \ puça
\ Ariya \ Ariyaciça \ thâtiy \ Xšayâršâ
1.اریا 2  پارسا 3 هخامنش 4 تایسپه 5 کوروش اول 6 کمبوجیه اول 7 کوروش کبیر 8 کمبوجیه دوم 9 داریوش اول
سند ندارند چون شاه محلی بودند نه شاه شاهان  و زمان انها دور است مگر شما از پادشاهان ماد سند دارید ؟ کوروش هم در منشورش نوشته جد و ابادم فقط شاهان انشان (ایلام) بودند ادعای بیشتری نکرده است . سخنی از 7 جد هم نیست !این منشور:
I am Cyrus, king of the world, great king, mighty king, king of Babylon, king of Sumer and Akkad, king of the four quarters,
the son of Cambyses, great king, king of Anšan, grandson of Cyrus, great king, king of Anšan, descendant of Teispes, great king, king of Anšan, of an eternal line of kingship,
 
 
     فقط اسم دو پادشاه قبل از تایسپه را آورده است . دو پسر تایسپه کوروش اول وبرادرش اری ارمن بود(جد داریوش که شاه نبود) در زمان کمبوجیه اول نام عموزاده او ارسام (پدر بزرگ داریوش بود که شاه نبود ) در زمان کوروش و کمبوجیه هیستاسپ و داریوش بودند که داریوش بعد از ان دو شاه شد . تایسپه هم پسر بزرگش را شاه قلمرو بزرگتر و برادرش را حاکم محلی کرد اینکه تفسیر کردند قلمروش را بین دو پسرش تقسیم کرد تفسیر بی سند است داریوش از  پدر ,پدربزرگ و جدش با عنوان شاه یاد نکرده است.  واقعه روی کتیبه هم زمانی مکتوب می شود که یا شاه شاهان باشد (از کوروش کبیر به بعد در این خاندان) یا مسئله فتحی در کار باشد (کتیبه فتح نینوا  و شاه ماد هوخشتره و سپس نام او و پسرش روی کتیبه نبونید).
    آشور بانی پال هم که شوش و ایلام را با خاک یکسان کرده خودش در کتیبه اش نوشته اجساد و استخوان مرده های انان را از خاک بیرون کشیدم قصر ها و شهر ها و حتی ارامگاه هایشان را خراب کردم . حتی استخوان ها را هم آشور بانی پال برداشته برده نینوا شما دنبال ارامگاه هستید؟
      خدایی ناکرده اگر هم سندی برای شان پیدا شود فورا به نفع الکساندرو سلوکی ها و…. سند را تفسیر غلط می کنند و اگر نه سند که هست تفسیرات غلط و اشتباه به ضرر ایران به نفع اروپا است؟ پست قبل نمونه آن ارائه شد سکه شاهان پارس سکه چه کسانی است؟ گزارش لوحهای بابلی هم همین را می گوید از 10 لوح بابلی یکی از آنها ممکن است مربوط به الکساندر باشد بقیه سند با تاریخ و نوشته سر لوح رسما مربوط به  شاهان هخامنشی است که به نفع آقا الکساندر تفسیر شده است! شاه کشور ما بی هویت می شود که برای قاطی کردن دو شخصیت در تاریخ سند بسازند! 
    ممکن است در بسیاری از موارد در باب هخامنشی به علت تفسیرات غلط امروزی با تناقضات وحشتناکی روبه رو بشویم اما در این مورد که شما اشاره کردید تناقضی دیده نمی شود،  پاینده باشید
   پرسش 2005 مجتبی:  درود، بابت تلاش ها و کوشش های جنابتان در راستای افشای حقایق تاریخ از شما سپاس گزارم با توجه به دشمنی استعمارگران و همچنین دشمنی دیرینه ایران و غرب فکر ، قطعا تاریخ ما تحریف شده می باشد ولی… در پاسخ به آدم های ابله باید گفت که دشمن به نفع ما تاریخ نمی سازد…
از نظر بنده قلمرو غربی ها(بیزانس و…)بسیار کوچک تر از ان بوده که می گویند و همچنین قلمرو ایران بسیار بزرگ تر از ان بوده که نقل می شود… طبق تحقیقاتی که این جانب انجام دادم در کتاب های تاریخ یکی از ایالات ایران کوش بوده که در نقشه ها کوش را در پایین مصر قرار می دهدند ولی در حالی که کوش نام دودمانی پادشاهی در ان منطقه بوده است ولی منطقه ای که نام ان کوش باشد و از قدمت بیشتر هم بر خوردار باشد آفریقای جنوبی می باشد!
در ضمن مرز شمال ایران بعد از داریوش اروپای مرکزی می باشد…ولی در نقشه ها این قلمرو وسیع نادیده گرفته شده و جوری وصف داده شده است که گویا داریوش از قفقاز به بالای دریای سیاه رفته و پس از چند کیلومتر بر گشته!!!حال چند سوال
1-آیا قوم قدرتمند و جنگجوی سکا که مناطق وسیعی را زیر سلطه ی خود گرفته بودند با تصرف جد کیلومتر از خاکشان پا به فرار گذاشتند قومی که توانسته بودند یکی از قوی ترین شاهنشاهان جهان را شکست بدهند؟
2- خسارات و جنگ های سخت و سرزمین سرد همین چند کیلومتر بود
3- سربازان ایران با پیمودن چند کیلومتر پیاده روی تلف می شدند؟
در دگر نقشه ها منطقه ای که توسط داریوش فتح شده را بر خلاف تمامی اسناد(که مر شمالی ایران اروپای مرکزی از سمت سکا ها م ی باشد)از اروپا به چین تغییر دادند!!! این در حالی است که ان منطقه در زمان کوروش(قبل تر؟) به ایران تعلق داشت…  و از همه بدتر!!!  به قول شما دشمن تو تاریخی که می نگارد می ماند…  مگه برای تنبیه سکا ها داریوش حمله ور نشد؟؟؟ جنگ در محدوده ی ترکمنستان و از بکست بود… داریوش درسته که قفقاز و ابخاز و همچنین تا قسمت بزرگی از چین و پیرامون ان را تسخیر کرد ولی… چرا به قاتلین اصلی حمله نکرد ؟؟ من حتم دارم قسمت اعظمی از سرزمین سکا ها در ان زمان به ایران ملحق شده بود.  و اما در آخر مر جنوب شرقی…  زرتشتیان فراری بعد از سقوط ساسانی به دست اعراب(به اصطلاح) چرا به این منطقه پناه اوردند… قطعا بی دلیل نیست من حتم دارم ایران قسمت قابل توجهی از هند را در سیطره خویش داشت.  به مکانی که پارسیان هند در ان جای دارند دقت کنید:
هم چنین نگاه کنید به:
به نظر می رسد زرتشتیان بدانجای اماکنی داشته و یا … هر چه بوده نمی توان این منطق را منکر شد که در میان ساتراپ تعدادی بیش از سه ساتراپ اصلی مربوط به هند می شد و چون بیشترین جمعیت را در خود جای داده بود می توان به طور قطع گفت که محدوده ی هند ایران به سند و اطراف ان محدود نمی شده است.
ب این نکته توجه کنید:(نقشه های قدیمی بر حسب جمعیت جدید)
جمعیت خاورمیانه:چهارصد میلیون
مناطقی از افریقا که به ایران تعلق داشت: صد و پنجاه میلیون
جمعیت ایلاتی از هند که متعلق به ایران بود (گجرات،هیماچال پرادش،جامو و کشمیر،راجستان،هاریانا،مهاراشترا و پنجاب): دویست و پنجاه میلیون
دگر مناطق متعلق به هخامنشیان:سیصد و پنجاه میلیون
اگر همین نسبت را در ان زمان در نظر بگیریم می توان گفت تقریبا نسبط جمعیت ساتراپ های هند به بقیه محدوده ایران 3 به ده می باشد.  با توجه به اینکه در زمان خشایارشا بزرگ جمعیت ایران نیمی از کره زمین بوده باید گفت که تقریبا چیزی حدود 80 میلیون وده باشه اگر نسبت را در نظر بگیریم جمعیت هند حدود 25 میلیون نفر بوده که به نظر نمیاد این جمعیت فقط در حوزه رود سند بوده باشه و اگر این معادلات را رد شود طبیعتا جمعیت هندی ها کم تر از 8 میلیون خواهد شد که در ان صورت اگر به صورت تساوی بین سه ساتراپ تقسیم شود تقریبا هر ساتراپ دو میلیون ششصد هزار می شود که باز هم معادلات اشتباه است زیرا در ان صورت نباید از این ماطق به عنوان مناطق پر جمعیت نام برد چون اختلاف چندانی با دگر ساتراپ ها ندارد…
سرتان را درد نمی اورم تقاضای این جانب از شما این بود که من باب این مسئله تحقیق کرده و مقاله ای بنویسید به به علت محدودیت ها امکان همچین کاری را ندارم ولی بر عکس شما که هم در این کار وارد هستید و هم دسترسی بیشتری دارید.  سایت این جانب:  توجه بلاگفا این سایت را نپذیرفت،  جهت دیدن سایت به اینجا مراجعه نمایید:  w000w.vcp.ir
این نقشه تنها نقشه و منصفانه ترین نقشه ای بود که یافته ام:
منتظر جوابتان هستم بدرود.
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما .  آنچه در تاریخ مکتوب است تناقضات وحشتناک دارد و علت آن این است که تاریخ دچار تفسیراتی است که هر قوم به نفع خودش و با غرور ملی خودش آن را تفسیر می کند
اینکه شما می فرمایید نقشه های هخامنشی باید خیلی بزرگتر باشد حق با شماست مطابق آنچه از تاریخ تفسیر شده به خورد جهانیان داده می شود نقشه هخامنشی باید وسعت بیشتری داشته باشد. اما این در صورتی است که تفسیرات را بپذیریم می دانید که هیچکدام این تفسیرات تاریخ را نمی پذیرم. علت تفسیرات را خارج کردن تمدن بزرگ از ناحیه بین النهرین و تاریخ سازی و قدمت سازی برای ایتالیا و یونان امروزی  می دانم روم را رم در ایتالیا نمی دانم بل رومیه مدائن می دانم و چین را خوزستان امروزی می دانم و …. (اسناد این مدعا در کتاب و بر وبلاگ مکتوب است) تاریخ منطقی تر خوانده خواهد شد مسافتهای طی شده توسط لشکران مطابق با نیروی انسانی خواهد بود و….
نقشه ها مطابق با منطق و اسناد اصلی مکتوب مورخان خواهد بود شما نیز این گونه سردر گم نخواهید شد که چگونه ناگهان سکاهایی که مطابق اسناد مورخین یونانی در غرب ایران امروزی بودند ناگهان از شرق ایران سر در می آورند و داریوش به جای فتح اروپا ناگهان چین را فتح می کند و یا چگونه ممکن است اکسوس جیحون باشد که مطابق اسناد یونانی باید به دریای خزر بریزد حال آنکه سطح دریای خزر از آمودریا و جیحون بالاتر است چگونه این رود سر بالایی می رفته از عجایبی است که مفسرین آن را خلق کردند و صدها تناقض دیگر که از خواندن این تفسیران بوجود می اید ایندوش داریوش هخامنشی کجا بوده با چه وسعتی؟ هند زمان حمله (به اصطلاح) اعراب کجا بوده و وسعت آن چقدر بوده است؟ آیا هر جا لغت هند در تاریخ آمده است منظور هند امروزی است؟ پس چرا نام باستانی هند امروزی آریابهارات بوده است و نه ایندوش؟ و هزاران سوال دیگر که  مطرح می شود و…
به هر تقدیر با وجود آنکه با هم در این باب هم عقیده نیستیم از آنجا که تاریخ جهان امروز بر مبنای همین تفسیرات اشتباه است چنانچه شما مکتوباتی در باب کوچک بودن نقشه هخامنشی در برابر تاریخ تفسیر شده امروزی دارید و مانیز در این قسمت نقد شما با شما موافق هستیم ارسال بفرمایید با کمال میل بروبلاگ گفتمان برای اطلاع خوانندگان باز خواهد شد سایت شما نیز در اختیار خوانندگان  ما می باشد،  موفق باشید.
    پرسش 2006 حسین:  جناب دوباره درود من تو دو چیز موندم یکی این که هخامنشیان چه طور نابود شدن یکی اینم که ساسانیان با اون قدرت چه طور نابود شدن؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما دولت ساسانی را خود ایرانیان ریشه کن کردند در شاهنامه فردوسی  مو به مو مکتوب است.  پس از دیدن مستند محبت بفرمایید پرسش خودتان را در باب نابودی هخامنشی دوباره مطرح بفرمایید اما مراقب باشید چون باید مدارکی که دال بر نابودی کلی این سلسله حتی به عنوان شاه محلی را ارائه بدهید ( لقب شاه شاهان از خاندان هخامنشی به خاندان اشکانی ان هم با فاصله زمانی منتقل شده و در این فاصله زمانی به علت اعلام جمهوری در این کشور هیچ خاندانی این لقب را نداشته است شاه را مجلس مهستان تایین می کرد که تنی از آنان نیز رومیان رومیه مدائن بودند)
پرسش 2007 مسعود:  استاد راوید و بانو حامد گرامی اگر امکان دارد اصلا شجره نامه خود اریوبرزن خیالی که عرض کردید را برای بنده درصورت امکان بیاورید ..پسر اسفندیار فرشید ور نام داشته است؟؟ و اریوبرزن شاید لقبش بوده که مورخان داده اند .پیروز باشید
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما فرشید ور پسر گشتاسپ برادر اسفندیار است اینها مو به مو روی کتاب از صفحه 15 تا 23  با هم مقایسه شد شروع آن  کتاب صفحه 15:
مقایسه  سرگذشت ارجاسپ و کهرم در تاریخ ایران با فیلیپ و الکساندر نوشته یونانیان :
یادگار زریران:
پس دیر زمان نبود که از خیونیان هیچ زنده باز بنماید مگر یک (تن) ارجاسپ خیونان خدای او را هم یل اسفندیار گیرد , ازش دستی و پایی و گوشی برد و ازش چشمی به اتش سوزد و او را به خر دم بریده ای باز (به) شهر خویش فرستد.
  تاریخ و تمدن (ویل دورانت):
فیلیپ پدر الکساندر فرمانروای خشن و دل سختی که در یورش های پی در پی به همسایگان خود
یک چشم را از دست داده , شانه اش شکسته و یک دست و پایش فلج شده بود.
شاهنامه فردوس:
گشتاسپ , اسفندیار را به بند کرده و به سیستان(زرنک) نزد رستم می رود. اقامت او در انجا دو سال به طول می انجامد.                                                                                                                          
  بر آمد بر این مهمانی دو سال ……………. همی خورد گشتاسپ با پور زال
ایران قدیم (حسن پیرنیا):     الکساندر پس از پدر به تخت نشسته, در صدد اجرای خیال او بر آمد و بعد از دو سال عازم ایران گردید
و در ادامه همین روند مقایسه صفحه 20
بیچاره اسفندیار ( سعیدی سیرجانی ):
گشتاسپ با شنیدن جزئیات واقعه و خبر اسیری دخترانش از عمق فاجعه با خبر می شود و فرمان بسیج صادر می کند و از هر شهر و کشوری نیرو می طلبد
همه یکسره پیش شاه آمدند                                   بر آن نامور بارگاه آمدند
چو گشتاسپ دید آن سپه بر درش               سواران جنگ آور از کشورش
درم داد وز سیستان بر گرفت                                  سوی بلخ بامی ره اندر گرفت
سپاه ایران و لشکر ترکان به هم می رسند و جنگ آغاز می شود. سه روز جنگ ادامه دارد. فرشیدورد سپه سالار ایران در نبردی تن به تن با کهرم سردار سپاه توران زخمی می شود و بسیاری از پسران گشتاسپ و سپاه ایران کشته می شوند. آثار شکست در سپاه ایران ظاهر می شود و گشتاسپ شاهنشاه ایران در دل کوهساری مشکل گذر حصار می گیرد. تورانیان آنان را تعقیب کرده محاصره میکنند. فشار سرما و کمبود آذوقه فراریان را وادار به کشتن و خوردن اسبانشان میکند.
تاریخ بلعمی :
چون این خبر به گشتاسپ آمد و او به نزدیک پارس رسیده بود دل شکسته شد و از پیش او بگریخت و به زمین پارس کوهی بود نام ان اصطخر (طمیدر,متن فریاد,متن دز) و بدان جا حصاری محکم , انجا گریخت و به حصار اندر شد.
الکساندر در پاس سوم شب حرکت کرده از تنگ در طلیعه صبح گذشت و شهر را محاصره کرد تا آنکه تورون با سپاهیان خود بر ارگ پدید آمد و پارسی ها از پس و پیش در محاصره واقع شدند … و عده زیادی فرار کرده به ارگ پناهنده شدند. الکساندر در بند پارس قشونش را به دو نیم تقسیم کرد و خود از راه کوهستان رفت جایی که اریوبرزن (فرشیدورد؟) رشید با سپاه خود انتظار او را می کشید الکساندر پس از آنکه آریوبرزن با سپاهش را شکست داد دیگر مانعی بر سر راه نداشت.
و البته در ادامه این داستان در تاریخ ایران اسفندیار از بند رها می شود و پس از هفت خوان مشهور اسفندیار از ارجاسپ وکهرم اثری باقی نمی گذارد. قابل توجه آنکه زمان این جنگ طبق تاریخ سنتی ایران بین 300ق.م تا 320ق.م بوده است. البته در مورد نتیجه این جنگ مورخین یونانی چیزی ننوشته اند و در ادامه ماجرا قهرمان خود الکساندر را به قالب شخصیت فردی برده اند که حدود 266سال بعد آمده است که عاقبتی بس زیبا تر از کهرم داشته است. مورخین یونانی با سوء استفاده از تنفر دولت ساسانیان از حکومت اشکانیان و اسکندر همچنین تنفر کلیسا های اروپا ازاسکندر و فتوحاتش در این ناحیه به راحتی توانستند از ادغام این دو شخصیت موجودی افسانه ای برای خود بسازند که البته بین نیمه اول و دوم زندگی اوحدود 266 سال فاصله بوده است. و این فاصله را نیز با سلسله ای ساخته گی با نام سلوکیان پر کرده اند (حال که روی کاغذ فتح کرده ایم و کسی اعتراضی ندارد چرا 266 سال را حکومت نکنیم!) سکوت دولت ساسانی به علت گرایش به مذهب مزدایی و از بین بردن قهرمانی های این شخصیت با مذهب میترایی و سکوت اروپا برای از بین بردن آثار فتوحات اسکندر در اروپا و گریز از قید مذهب میترایی و استقلال آنها بوده است. و سکوت دولت انگلستان به خصوص برای از بین بردن محل واقعی دیوار اسکندری است از برای  توصیف زیبایی که از قوم یاجوج ماجوج (گوگ و ماگوگ) در تاریخ ایران آمده است. دخالت سر پرسی ساکس انگلیسی در تاریخ ایران و نوشتن کتاب تاریخ ایران با جا به جایی مکان ها بی غرض نبوده است و……..
   پرسش 2008:  سلام بانو حامد و استاد راوید گرامی .پس اریوبرزن و فرشیدور دو شخصیت متفاوت در دو زمان متفاوت است درست است؟حالا جریان اریوبرزن با جولیوسزار بر سر چی بوده و کجا اتفاق افتاده است طبق جوابی که برای من مطرح کردید.پس فرشیدور در برابر کهرم یا الکساندر یونانی در تنگه پارس جنگیده 266 سال قبل اسکندر تاریخ ایران و کشته شده و بعد کهرم سوریه ای تا هندیجان رفته و سپس مرده است.یا اون هم توسط پسر شاه ایران کشته شده است .جریان اریوبرزن که گفتید سند وشجره دارد در چه دوره ای بوده است؟ اریوبرزن با کی سر ایل اوس که شده جولیوسزار جنگ کرده بر سر چی نمیدونم.پس نه اریوبرزن با اسکندر تاریخ ایران جنگیده نه با کهرم سوریه ای درست است؟جنگ او فقط با کی سر بوده است برسر جریانی دیگر درست است؟.که اینقدر اریوبرزن بزرگ شده و مثل اینکه تنها سردارهخامنش بوده .طبق تاریخ های داده شده مورخان .راستی اریوبرزن حالا در زمان هخامنشیان بوده که با کی سر ایل اوس جنگیده؟ با تشکر از بانوحامد که اینقدر باحوصله و نکته ای جواب سوال را میدهند .زنده باشند
   ادامه پرسش:  سلام استاد راوید و بانو حامد ..  در مورد شخص اریوبرزن و نبردهایش با کی سر ایل اوس و نبرد فرشیدور با کهرم دید تازه و درک بهتری از جریان های تاریخی در افکار من به وجود اورد .. که الان دارم به این درک میرسم که تاریخ چقدر نامحدود است و برای فهمیدن درست وقایع باید صبور باشیم و باید که در این کار تخصصی شویم .اریوبرزن هم میتونه یک نقطه تاریک باشه در تاریخ ایران ایا اینطور نیست ؟که معلوم نمیشه که در چه زمانی بوده است و با چه کسی جنگیده است که این ها باید روشن شود .ایا با اسکندر جنگیده یا با الکساندر یا با جولیوسزار.و فرشید ور پسر اسفندیار مال چه دوره ای بودند ..اها قبل هخامنشی قطعا 15 یا 30 سال قبل کورش دیگه ..و جریان کهرم سوریه ای که حمله میکند ..اسفندیار باید شاه مادها باشد دیگرنه؟؟؟/و فرشیدور شاهزاده..این اگر برای من روشن شود واقعا کمک بزرگی است …پاینده باشید
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  به این ترتیب تصور می کنم اگر چند روز دیگر به شما پاسخ نمی دادم  به درستی کل بیانات کتاب را بدون خواندن ان در اینجا مکتوب می کردید.   صبور باشیم  پاسخ همه پرسش های شما روی کتاب مکتوب است من سه سال است صبر کردم تا بالاخره به این آرزو برسید و به دنبال آن باشید که تاریخ کشورتان را دقیقا روشن کنید و من چقدر خوشبختم که حرکت شمایان را به چشم می بینم چه پیشکسوتانم این آرزو را به گور بردند روحشان شاد اساتید کشورمان احمد حامی , ذبیح بهروز , اصلان قفاری و… کاش بودند و اثر کار بزرگشان را در این کشور می دیدند روحشان شاد باد.
مکتوب است گرامی بر کتاب مکتوب است چند اشتباه داشت که در تصحیح نامه روی وبلاگ گفتمان است در طی سه سال گذشته نیز هر آنچه دانستم بر وبلاگ گفتمان با شما در میان گذاشتم کتاب را بخوانید چون  اسناد پاسخی که در زیر به احترام این جمله شما ."این اگر برای من روشن شود واقعا کمک بزرگی است "می نویسم روی کتاب است
کسری ایل اوس  از رومیه مدائن که در رم کشور ایتالیا هیچ سندی ندارد و خود فاتح اروپاست را فعلا کنار بگذارید.  اینها همان به اصطلاح دزدان دریایی هستند که آیین مهر را به اروپا بردند 130 معبد مهری در اروپا سند آن است و چگونه باور کنیم 10 دزد دریایی حداقل 130 معبد در اروپا ساختند و سپس به علت نام نژاد آنها اسکانی قسمت بالای اروپا که در تاریکی زمستان قطب شمال به دنبال آب حیات می گشتند نام اسکاندیناوی گرفت که  در زبان آنها مفهومی ندارد و به زبان پهلوی اسکان دینا وی به معنی اشکان دین آور می باشد و نژاد اسکانی که همان نژاد اشکانی است در اسکاندیناوی چه می کردند؟  اینها فاتحان اروپای امروزی هستند (در کتاب مو به مو اشعار اسکندر نامه فردوسی با محل های اروپا مقایسه شد و دقیقا مطابق است.)
 ………………………………………..مهم ………………………………………..
   به علت تکرار مکرر این سوالات و تکرار مکرر فرض و حکم  بر این وبلاگ این اخرین باری است که فرضیه و قسمتهایی که با سند در سه سال گذشته تبدیل به نظریه شد را به این صورت سر حوصله توضیح میدهم لذا از  خوانندگان این وبلاگ تقاضا دارم قبل از طرح هر سوالی این  قسمت را به دقت مطالعه بفرمایید،   باسپاس پرنیان حامد
 ………………………………………………………………………………..
الان شما همه  تفسیرهای جهان را کنار بگذارید دو تاریخ مکتوب جلوی شماست 1. نوشته های ایران 2 نوشته های مورخین یونانی. هر دو سند نیز به یک اندازه ارزش قدمت دارد همانگونه که در گزارش گفتم اولین نوشته در باب الکساندر مربوط به دیودور سیسیلی و300 سال پس از اوست که خود آن هم بازنویسی به دست ما رسیده است. لذا بهانه ای همچون حمله ترک و عرب و افغان و… در کار نیست همه بازنویسی و سند دست سوم محسوب می شوند مغزمان را از هر آنچه در جهان تفسیر شده است پاک می کنیم و این مکتوبات را بررسی می کنیم.
مورخین ایرانی  در باب شخصی صحبت می کنند نام او X است   ایرانی است، زمان داده شده برای او رسما   65 ق.م است "طبری می گویید در ایام ملوک الطوایف ولادت عیسی بود این ولادت در سال 65 از غلبه الاسکندر بر سرزمین بابل در سال 51 اشکانی بود"
این شخص اعمالی انجام داده است از جمله ساختن دیوار و به  ظلمات (قطب شمال ) رفتن و ….
مورخین یونانی در باب شخصی صحبت می کنند که نام او Y است  تاریخی که برای او(حدس می زنند)  که داده اند 330 ق.م است آدرسی که برای او می دهند شمال سوریه است فتوحاتی که آدرس می دهند ارمنستان تا هندیجان ایران است.
X  و  Y   نه زمان مشابهی دارند و نه اعمال مشابه. حال در تاریخ ایران که X  را  65 ق.م ذکر کرده است با شمارش حکومت پادشاهان تا حدود 330 ق.م بالا می آییم با شخصیتی با نام کهرم روبه رو می شویم که اعمال او با گفته مورخین یونانی  مطابقت دارد نمونه هایی از این مطابقت در کتاب مقایسه شد قسمتی را بالا و دوباره پایین کپی کردم جز از چند صفحه کتاب باز هم  شباهت های زیادی موجودند. محل او را سوریه امروزی آدرس می دهند فتوحات او را در ایران از ایر (آذربایجان ) تا هندیجان ایران گزارش می دهند پدرش همان یک چشم دست و پا فلج مورخین یونانی (سند دست سوم) در یادگار زریران (سند دست دوم) گزارش شده است. 
سه سال دیگر بعد از نوشتن کتاب تحقیق می کنیم : کهرم = کی + هروم است هروم سوریه است در سوریه جستجو می کنیم با سند دکتر احمد بهمنش رو به رو می شویم.
بتازگی آثار قوم هند و اروپایی دیگری در آسیای صغیر بدست آمده  این قوم به پالایی (  palaits  ) موسوم است و از زبان آنها در متون میخی بغازکوی یاد شده این زبان با هیتی میخی به خصوص زبان لویی از یک ریشه بوده و پایتخت این دسته از هندو اروپایی ها به نام پلا ( pala) در نواحی شمال سوریه قرار دارد
 (تاریخ ملل قدیم آسیای غربی – تالیف احمد بهمنش انتشارات دانشگاه تهران  239 به سال 1333 )
تایید اول سخن بدست آمد پلا به استناد متون میخی بغازکوی (سند دست اول) در شمال سوریه است. سکه ها را بررسی می کنیم
سکه ها سخن می گویند مرداد 1392(مکتوب بر همین وبلاگ)
این هم تایید دوم فقط در آن زمان به لفظ سوریه الکساندر خوانده می شود بیشتر سکه های الکساندر نیز از سوریه بدست آمده است
لوحهای بابلی سند مسلم ورود الکساندر به ایران را بررسی می کنیم . تقریبا هیچکدام مربوط به الکساندر مورخین یونانی نمی شود یکی لوح داریوش اول است , یکی لوح ارسس پسر اخوس اردشیر است و… نام الکساندر را بررسی می کنیم به زبان بابلی لغت به چهار جور می تواند خوانده شود و هر اسمی می تواند باشد حتما الکساندر نیست. (اینجا که سند مسلمی نیست تفسیر و تناقض است الکساندر نه به زمان داریوش اول بود نه به زمان اخوس پسر اردشیر سوم در بابل مرده است !)
اسناد ای خانم  و بگرام را بررسی کردیم  "بهمن 1390 مکتوب بر همین وبلاگ" و دوباره با دید امروز نیز آن را بر این وبلاگ بررسی خواهم کرد هیچ سندی در کار نیست. کل کاسه و کوزه ها و سکه ها بعدها جابه جا شده است معماری معماری است که در زمان هخامنشی هم در ایران بوده است و  ریشه اصلی این معماری مربوط به شوشی است که آشور بانی پال با خاک یکسان کرد این هم سند آن :
این عکس معبد شوش است که روی یکی از لوحها کنده بودند،  این معماری متعلق به ایران باستان بوده است و یونانی ها آن را از ایران گرفتند.
 به نوشته مورخین  یونانی رجوع کردیم  "اکسوس از کوههای قفقاز سرچشمه می گیرد به دریای کاسپین می ریزد –هرودوت" گفتند هرودوت اشتباه کرده وسط توضیحات اریان در باب فتوحات الکساندر تکرار همین جمله پیدا شد. آدرس ارمنستان است نه افغانستان. اینجا هم سندی نبود لذا :
 نام Y را مطابق اسناد ایران و باستان شناسی و یونان "کهرم الکساندر" می گذاریم که به هیچ روی نمی تواند  X  تاریخ ایران باشد.
لذا تکرار می کنیم "اسکندر (تاریخ نویسان ) ایران الکساندر( مورخین) یونانی نیست "
 …………………………………..پایان قسمت مهم ……………………………….
حال نگاه می کنیم بر اثر تفسیرات غلط در جهان چه اتفاقی افتاده است؟ دو شخصیت یکی شده است اگر بخواهیم از داده های امروزی استفاده کنیم باید الک برداریم تک تک سخنان را از هم جدا کنیم (بنده شخصا البته هیچ اعتقادی به این کار ندارم این تفسیر های امروز آنقدر پیچ خورده و پر تناقض است که ما را به جایی نمی رساند بهتر آن می دانم همان اسناد دست اول تا سوم جهان را مستقیم بررسی کنیم کنار هم بگذاریم بنویسیم مشکل تک تک تفسیرات خود به خود حل می شود)
 اما اگر به این کار علاقه دارید پس الک را بردارید و به من کمک کنید من یک تنه تا به اینجا رساندم یا صبر داشته باشید یا کمک کنید
آریو برزن سند داری که کشته شده باشد مطابق تفسیرات  به سال 51 ق .م  در جنگهای مهرداد پنتوس کشته شد اسم پدرش هم آریوبرزن است در سال 95/94 ق.م  با تیگران درگیر بودو سپس با مهرداد پنت اسم پسرش هم آریوبرزن است با جولیو سزار درگیر است سکه هم دارند شجره هم دارند  پادشاهان کاپادوکیه هستند.
اسم برادر اسفندیار فرشیدور است که در تنگه پارس در مقابل کهرم  مقاومت می کند و کشته می شود در شجره ابوریحان بیرونی دو شاه قبل از کوروش کبیر ,  داریوش مدی است که باید این داریوش مورخین یونانی باشد
حالا الک را برداید بگویید با این داده ها چه کنیم ؟ پنتوس کجاست ؟ کاپادوکیه کجاست ؟ مطمئن هستید مکانهایی است که امروز مشخص کردند هستند ؟ مهرداد پنتوس چرا پدرش از نژاد  شاهان هخامنشی است؟ تیگران ارمنستان همان مهرداد پنتوس نیست؟
این شکل را بردارید،  یک تاج سرش بگذارید این شکل نمی شود؟
من هنوز هم تصور می کنم اگر همان راه بالا را ادامه بدهیم و تاریخ تفسیری امروز را کنار بگذاریم زودتر به نتیجه می رسیم تاریخ و روایات درست مکتوب شده است بد تفسیر شده است. این هم قسمت دیگری از کتاب اسطوره رومی (آنچه داخل کمانک است تفسیر من در کتاب است)،  کتاب صفحه 176:
همچون اکثر اسطوره های رومی  در کتاب انه اید اثر ویرژیل آمده است:
اما فرزندش اسکانیوس (اشکانی + وس یونانی ! یا بهتر بگوییم پسوند وس زبان آشوری) که اکنون لقب ایولو (ایلوس = پسر خدا) بر او نهاده شده است – او هنگامی که قدرت سلطنتی ایلیوم هنوز پا بر جا بود ایلو (در زبان بابلی به معنی خدا و باب ایلو = بابل است) نامیده می شد. به مدت سی سال کامل , بر اساس گردش ماه, حکومت خواهد کرد … سپس فرزندان هکتور به مدت سیصد سال حکومت خواهند کرد تا آنکه راهبه ای از تبار سلطنتی به نام ایلیا (ایلیا به معنی بیت المقدس است) از مارس (مارس را خودشان = آرس نوشته اند و آرس = آرش است آیا منظور کی آرش است یا شاید کی بغ آرش (بی ارش = گیو ارش) حاکم مکران + کرمان باشد!) و یک دوقلو به دنیا خواهد آورد. سپس رومولوس , شادمان از پوشش حنایی رنگ و گرگ سان خود  – چون یک گرگ او را پرورده است – مردم را به انقیاد در می آورد … (رومولوس و برادرش مشهور به پسران گرگ . مسعودی می نویسد : بانیان شهر رومیه پادشاهانی بودند که به پسران گرگ شهرت داشتند و نام رومیه (مدائن) از نام آنها امده و نام رومی را به نام ایشان و شاهان دیگر افزودند.)
طلسمی از دوران اشکانی (گرگ مشهور)،  سکه ای از روم (گرگ مشهور)
بلعمی می نویسد رومیان از آنجا که بغداد است تا شام داشتندی. و در جای دیگر از همین تاریخ آمده است: و فرزندان عیص (اشک) به روم و خزر اند و فرزندان او روم است.  در شاهنامه فردوسی گیو پسر گودرز از خاندان گشواد را زیر بیرق گرگ پیکر می بینیم. و نامهای دیگر گیو عبارتند از: دیو  – بی – وی  – ویو – ویب – بیب – وای
سکه های august + us   که پشت آن لغت diu(div) +us     دیو = گیو دیده می شود . divi filius پسر خدا = دیو فیلقوس { ایلوس } پسر خدا)
روزی خواهد رسید که خاندان آسارکوس ) آشارک + us جد آنه  پدر اسکانیوس = اشکان + us ) حتی فتیا  و مسینی شکوهمند را به انقیاد در آورند  و آرگوس را مسخر کنند …. سپس یک قیصر تراوایی از نژاد اشرافی متولد خواهد شد مرزهای قلمروش فقط به اقیانوس ها محدود خواهد بود , معروفیتش به ستارگان خواهد رسید , و نام او ژولیوس است, نامی که از ایولوی بزرگ به او رسد. شما او را روزی در آسمان خواهید دید که در میان غنایم جنگی شرق غنوده است, مردم به درگاه او نیایش و از او طلب یاری خواهند کرد . … …. این است مردی که آمدنش را بارها به تو نوید داده اند قیصر آگوست (کی سر آرش) فرزند خدا (ایلوس در مذهب میترایی ایرانی پسر خدا) که بار دیگر عصر طلایی را به لاتیوم باز می گرداند, جایی که روزگاری ساتورن بر آن حکومت کرد. او سرزمین گارمانت ها و هندوان ( اگوستوس در هندوستان امروزی؟) در فراسوی مسیر سالانه خورشید و ستارگان , جایی که اطلس اسمان بر دوش , سپهر ستاره بار را بر شانه های خود می چرخاند گسترش خواهد داد.
نقش میترا در معبد میترایی  اروپا،  عکس شماره 6636.
مردی که خبر آمدنش از هم اکنون نیز سرزمینهای کاسپیان (اگوستوس در کاشان , قزوین , کناره دریای خزر , همدان امروزی؟)  و مئوتی را پریشان , و دهانه هفتگانه نیل را آشفته و هراسان کرده است (پس این شخص در حال حاضر مشغول پریشان کردن هندوستان و سرزمینهای کاسپ ها و دهانه هفتگانه نیل است و پس از آن به سوی رم در ایتالیا خواهد آمد!).
…………………………………………………………..
اگستوس در کاشان و قزوین و هند! دقیقا تاریخی که ابوریحان بیرونی و طبری برای فتوحات جولیو سزار نوشتند نشان می دهد که این شخص از شرق شروع کرده و سپس سوریه را فتح کرده است (در گزارش بعدی همه اینها می آید نترسد)
 
این مکتوبات ایران را جدا از بالا تا پایین بررسی کنیم هم با آثار باستانی منطبق می شود هم با گفته مورخین یونانی رومی باور کنید این راه بهتری است،  موفق باشید.
ارگ   http://arq.ir
      عکس شماره 7787 ،  انوش راوید همراه یک خانواده خیلی مهربان و خوب کشاورز از روستای ورجوی شهر مراغه،  مشروح در سفرهای انوش راوید.
   پرسش 2009 مسعود:  سلام دکتر حمید شفیع زاده پژوهشگر نامی ایران در خلاصه کتاب سفر ایرانیان به قاره های دیگر در صحبت هاشون حمله اسکندر و اعراب را پیش کشیده اند و براساس انها یکسری اظهارات کرده اند که به این شرح است . (پس از حمله اسکندر ملعون به ایران و حمله اعراب به ایران بسیاری از ثروتمندان و بزرگ ایران با کشتی های خود از خلیج فارس و از طریق شرق به وسیله جزایر پلونزی و میکرونوزی و از طریق جزیره ایستر به آمریکا مهاجرت نموده اند.) دقیقا عین جمله را من اوردم.ایا شما استاد راوید گرامی اگر جوابی دارید لطفا بگید. با احترام فراوان. پیروزباشید.
    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام با آقای دکتر شفیع زاده دو ماه پیش غیر مستقیم در باب این دو مسئله صحبت شده است با توجه به مقدمه کتاب ایشان درباب افرادی که تغییر رای نمی دهند از شما تقاضا دارم صبر داشته باشید تا ایشان پس از تحقیقات لازمه خودشان نظر بعدی خودشان را موافق یا مخالف مکتوب کنند.
پاسخ انوش راوید:  در انتهای همان صفحه معرفی کتاب، با عنوان نظر انوش راوید، به هر دو آقایان پاسخ داده ام، شما نیز مطالعه فرمائید.
   توجه:  نوشته های وبلاگ ما، "انوش راوید و پرنیان حامد"، مقدس نیستند،  بلکه بررسی های تاریخی است،  که هر آن هم ممکن است با تحقیقات جدید آبدیت شوند،  بهمین جهت اگر کسانی مخالف و یا موافق آنها باشند،  بمنظور پیشبرد علم جای خوشحالی دارد.  هرچند که علم تاریخ،  بازیچه امور استعماری و سیاسی شده است،  اما ما کار خودمان را می کنیم.
   نظر 2010 سینا:  با درود فراوان و با سپاس از شما جناب آقای راوید که مسوولیت پاک کردن دورغ ها را از پرده سینمای تاریخ بر عهده گرفتید. باور کنید تمام تلاشم را کردم که مختصر بنویسم ولی از این مختصر تر نشد. از آنجایی که قبول دارم قدرتمند ترین پدیده در جهان پدیده حقیقت است بنابرین در خود قدرت ایستایی در برابر آن را نمیبینم. مدتهاست که طرفدار این نظریه که فرهنگ مردم ایران مادر فرهنگ های هندو اروپایی و تاثیرگزار ترین فرهنگ باستانی دنیاست. این را همگونی زبان ما با دیگر زبان های هندو اروپایی و مشترک بودن و شباهت موسیقی و فلولکر ما با سایر مردمان هند و اروپایی میگوید و شواهد تاریخی حاکی از این است که همه آن ها ریشه گرفته از زبان ، فولکلر و موسیقی ایرانیان دارد. (به دلیل این که نگارنده دانشجوی ارشد موسیقی است تحقیقات گسترده ای را در زمینه همگون بودن موسیقی های ایرانی و اروپایی داشته است که به دلیل تخصصی بودن در حوصله بحث نمیگنجد) اما! یک امای نسبتا بزرگ
چند مورد اساسی از سخنان شما با افکار نگارنده هم سویی ندارد که باعث پدید آمدن پرسش هایی شده است که نیاز مند پاسخند
1-مردمی که تمدن جیرفت را ساختند آریایی(هند و اروپایی )نبودند. این را پژوهش های انجام شده روی دی ان ای استخوان های یافت شده در جیرفت نشان میده.
این افراد از نژاد سومری و میانرودان بودند(مردمان تمدن ایلام هم از همین نژاد بودند ) نمونه این نژاد را میتوان در یمن و عمان و مصر علیا و همینطور در میان کوچ نشنیان بلوچ دید (این نژاد تقریبا از بین رفته و در این کشور ها نیز افراد کمی از این نژاد هستند و بیشتر سامی اند ) . افرادی با صورت های کشیده و معمولا لاغر ، پوست قهوه ای تیره ، پیشانی کوتاه ، بینی بزرگ ، چشمان نسبتا ریز و موهای کاملا سیاه.
2- قدمت دی ان ای مردمان هند و اروپایی در فلات ایران بیشتر از 3000 سال نیست و تراکم دی ان ای این نژاد در شمال و شمال غربی ایران بسیار زیاد و به تدریج با آمدن به طرف جنوب و جنوب شرقی و غربی از تراکم این نژاد کاسته میشود
3- امید وارم منظور شما از ساکنان همیشگی ، تمام اقوام ساکن در فلات ایران نباشد چراکه تمام این اقوام آریایی یا هند و اروپای نیستند
4- از آنجایی که مردم ایران – دانمارک- انگلستان – لهستان و یونان بیشترین شباهت و نزدیکی را با هم دارند ( بر پایه پژوهش های آقای کاوالی اسفورتسا ) اصلا منطقی نیست که بگوییم ایرانی ها از نژاد مردم پیش از آریایی ها هستند چراکه هیچ شباهت ژنتیکی با نژاد مذکور جیرفتی و …. ندارند
خواهش میکنم به این عکسی که فرستادم توجه کنید
این عکس نزدیکی ژنتیکی نژاد های جهان را نشان میدهد که توسط دکتر کاوالی اسفورتسا تهیه شده.و بدیهی است که این ایرانیان بودند که به کشور های غربی مهاجرت کردند و فرهنشان را تزریق کردند،  عکس شماره 7818.
  پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  در باب تاریخ : با یک دنیا سپاس از اطلاعاتی که در اختیار  من گذاشتید یکی بودن دی ان ای سومر با جیرفت نظریه رفته شدن جی و نظریه من در ورود این افراد از فلات ایران به بین النهرین را ثابت می کند،  لذا حقانیت اوستا و تاریخ ایران در این باب ثابت می شود اما در باب دی ان ای گروهی که شما هند! و اروپا می نامید آیا این دی ان ای در خود کشور هند موجود است چنانچه پاسخ مثبت است دوست دارم بدانم این افراد در آن زمان بدون عبور از ایران با کدام وسیله خود را به کشور هند رساندند و اگر پاسخ منفی است دوست دارم بدانم چرا لغت هند را استفاده می کنید همچنین دوست دارم ارتباط دی ان ای مردم کرمان با سفید پوستان کشور مصر را بدانم.  و در پاسخ به سوالات خودم دوست داشتم توجه شما را به نژاد دوم و دی ان ای کاسها جلب کنم و از شما تقاضا کنم توجه داشته باشید زمانی که ما از آن سخن می گوییم  مدار 40 به بالای کره زمین زیر یخ های قطور است،  حال چگونه تمدن پیشرفته آریایی روی این یخ ها شکل گرفته است که از اروپا یا از سیبری به ایران آمده باشند را  نمی دانم!همچنین از شما تقاضا دارم روی یک نقشه جغرافیا با یک مداد از شهر هند آباد (اردکان) بکشید و ببرید هندو در (استان مرکزی) ببرید هندومینی (ایلام)  زیر آن را هم  نگاه کنید هندوکش (شهر فریدون) سرمرز چم هندی (موسیان) و…. این مرزی است که به آن هند می گفتند فاصله دی ان ای اول شما هند = جیرفت و سومر و ایلام و …. و دی ان ای دوم شما کاسها تا کنار ایر (ارس) و  تا اروپه (کرکوک) اصطلاح هند و اروپایی است که مصرف می کنید. مهاجرت اری ها از ارته و نماد آن در تاریخ کشور ما که دقیقا مکتوب شده است و نمی خواهید باور کنید جمشید = سومریان مهاجر باوری که از برای آب گرفتگی ساخت (اوستا وندیداد) و پیش بینی آن  در جی که توسط آب رفته شد و نام کویر لوتی که به معنی خاک غیر حاصل خیز بر اثر سیلاب است از شما تقاضا دارم به جای رجوع به آقایان پرفسور های  Xو  Yبه تاریخ کشور خودتان و به اساتید ایرانی که دلشان برای کشورشان سوخته  رجوع کنید.
در باب موسیقی : همچنین با عنوان نتیجه "حسین خان هنگ آفرین" و شاگرد "ملیک اصلانیان" در این کشور با مدرک تحصیلات عالیه موسیقی از کشور آلمان برای اینجانب بسیار جالب است ببینم شباهتی که تقریبا همه ما می شنویم را چگونه به رشته تحریر در آوردید . بررسی کورال  گرگورین و نوشته موسیقی فارابی و سند اولین کورال زنان در زمان کوروش کبیر و همچنین ربع پرده ای که اروپا هیچ گاه موفق به کسب آن نشد و … ریشه اصلی و اولیه  موسیقی اروپا را به خوبی نمایان می سازد. از آنجا که خود نیز در این باب قلم بدست داشتم که متاسفانه ادامه رشته تاریخ فرصتی برای اینکار باقی نگذاشت, از شما تقاضا دارم تحقیقاتی که در موسیقی داشتید را با ما در میان بگذارید (تحقیقات شما با نام  شما بر این وبلاگ باز خواهد شد لذا محبت بفرمایید نوشته را به نام شریفتان مزین بفرمایید) مطمئن باشید برای دوستان علاقمند به رشته تاریخ نیز اثبات ریشه اصلی هنر و موسیقی در اروپا, چنانچه ایران و بین النهرین است, بسیار جالب خواهد بود  با سپاس از شما.
نقش هایی بر غارها،  عکس شماره 4136 .
   بر سقف غاری نقشی از خسروپرویز ساسانی به همراه همسر و اطرافیانش دیده می‌شود،  که بسیار زیبا است،  و البته یکی از معدود نقاشی‌ آن دوران است،  که در اون می‌شود جزییات لباس و ساز های موسیقی ایرانی آن زمان را دید.
بخشی از صفحه صلح درفش سلطنتی اور (سومریان)،  عکس شماره 6637.
   پرسش 2011 آرش: خیلی از شما ممنونم، سوال دیگری داشتم، در نزدیکی تنگ تکاب از قدیم تا الان می گویند ریمه کوه.بعضی کلمه ریم را همان روم می دانند همچنین منطقه ای در بویراحمد هست که نامش دشت روم می باشد نظر شما در مورد این نامگذاری ها چیست؟ با تشکر
   پاسخ انوش راوید: خوب روم است، روم به معنی دشت است، من هنوز یادمه مادر بزرگم به دشت می گفت روم، به اتاق بزرگ و سالن هم می گفت روم، بارها بانوی گرامی پرنیان حامد گفتند که روم در ایران بوده است،  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه نمایید.
   پرسش 2012 سیروس:  با درود به استادان انوش راوید و پرنیان حامد من هنوز یک موضوع برایم مبهم است. الکساندر پسر فلیپ که بود؟ آیا چنین کسی وجود داشت؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  قسمتی از مقایسه های کتاب را بالا کپی کردم دوباره همان قسمت را کپی می کنم ما نمی گوییم نبوده می گوییم اسکندر تاریخ ما نیست می گوییم این دو شخصیت را با هم یکی کردند تاریخ را به هم ریختند کلی تناقض ایجاد کردند کلی تفسیر کردند اون الکساندری که می گویند تا هندیجان رفت و مرد این اسکندر یک شخص دیگری است و ایرانی و…..
مقایسه  سرگذشت ارجاسپ و کهرم در تاریخ ایران با فیلیپ و الکساندر نوشته یونانیان،  یادگار زریران:
پس دیر زمان نبود که از خیونیان هیچ زنده باز بنماید مگر یک (تن) ارجاسپ خیونان خدای او را هم یل اسفندیار گیرد, ازش دستی و پایی و گوشی برد و ازش چشمی به اتش سوزد و او را به خر دم بریده ای باز (به) شهر خویش فرستد.
  تاریخ و تمدن (ویل دورانت):
فیلیپ پدر الکساندر فرمانروای خشن و دل سختی که در یورش های پی در پی به همسایگان خود یک چشم را از دست داده, شانه اش شکسته و یک دست و پایش فلج شده بود.
   پرسش 2013:  ىا درود، من از هنگامی که با این سایت آشنا شدم دائم درگیر بحث و جدل با علاقه مندان تاریخ که همگی اروپایی و چندتا هم یونانی اند هستم برخی ها استدلالات من را میپزیرند اما وقتی میگویند کو سند و مدارک ات؟ کجاست لینک اینترنتی ات ؟دیگر حرفی برای گفتن ندارم.بنابرین باید سکوت کنم.درخواست من از شما اساتید این است که دست کم این لینک مربوط به لوح های بابلی را به انگلیسی ترجمه کنید و یا نام کتابتان به زبان آلمانی اگر منتشر شده را بگویید تا ما را دروغ گو خطاب نکنند، باسپاس
   پاسخ پرنیان حامد : درود بر شما مستند به زبان انگلیسی ترجمه شده است و با زیر نویس آماده آپلود می باشد آقای صلح دوست قول دادند که تا روز دوشنبه این ترجمه آپلود خواهد شد که شما می توانید آن را در کنار همان آدرس های قبلی از هفته آینده جستجو کنید. کتاب تنها به زبان فارسی است. شما اگر سندی نیاز دارید بگویید من سند را به شما ارائه می دهم تحویل شان بدهید اگر نیاز به نام کسی دارند استناد کنید به نام من عکس جلد کتاب را بردارید گزارش را هم بگزارید جلوشان بگویید به استناد کتاب گزارش و سخنان این خانم در ایران و بر وبلاگ گفتمان آدرس وبلاگ را هم  بدهید  فارسی است ایرادی ندارد. من موجود مجازی اینترنت نیستم گرامی حقیقت خارجی دارم می توانید به این شخص حقیقی استناد کنید هر جا هم گرفتار شدید فورا بنویسید اسناد لازم را فورا برای شما ارسال می کنم نترسید شما را حمایت خواهم کرد. فقط مراقب باشید اشتباه نکنید , سخن بی سند نگویید , بیش از آنچه اینجا در کتاب و بر گزارش است نگویید و …. موفق باشید.
   پرسش 2014 امید:  با سلام و درود فراوان خدمت شما خانم حامد و آقای راوید. خانم حامد شما توی کتابتون فرمودین ادعایی که داریوش در کتیبه بیستون راجع به گئومات مغ میکنه دروغه و این شخص در اصل خود بردیا بوده که داریوش با توطئه و کودتا علیه اون تونست حکومت رو بدست بگیره.البته در کتاب کارنامه به دروغ زنده یاد پوران فرخ زاد هم به این موضوع اشاره شده.حالا سوال من اینه که یعنی اصولا گئومات مغ در تاریخ وجود نداشته و معرفی اون توی کتیبه بیستون صرفا دروغی برای آیندگان بوده؟ اگر این طور هست یعنی اون موقع هیچ کس از بزرگان پارسی مانع کار داریوش نشده بود؟آیا خود بردیا هیچ پسری نداشته که بعدا بخواد حقیقت رو برملا کنه ؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام قبل از پاسخ شما به چند مورد اشاره می کنم 1.بانو پوران فرخزاد در قید حیات هستند 2 . برای نوشتن بعضی قسمتهای کتاب با عنوان یک ایرانی شخصا زجر کشیدم و نوشتم. از آنجا که جویای حقیقت بودم به اجبار عقاید شخصی و نژاد پرستی را کنار گذاشتم آنچه به حقیقت نزدیکتر بود مکتوب کردم با امید آنکه خوانندگان کتاب نیز با دیدگاهی بی طرفانه برخی مسائل را بیشتر بررسی کنند تا تناقضات از تاریخ ما برداشته شود. قسمتی که شما به آن اشاره دارید یکی از این دو قسمت است.
 آنچه باعث افتخار این کشور بود کوروش کبیر بود که هرچه تحقیق کردم جز از انسانیت در آن زمان و در آن موقعیت از او سر نزده است اما در باب داریوش اول او  شاهی چون دیگر شاهان زمان خود بوده و روش متداول روزگار را پیشه کرده است در آخر با وجود همه کار های ناجوری  که برای کسب مقام شاهی  انجام داده است در قضاوت آخر شاه خوبی برای زمان خودش بود و باید سپاسگزار زحمات او در امور  عمران, حقوق اجتماعی و پیشرفت و …. در این کشور باشیم.
پاسخ شما : اشاره اصلی به این موضوع در کتاب ت.ا اومستد مکتوب است که همه را به فکر فرو برد او از طریق اسناد و مکتوبات یونانی به این مسئله اشاره کرده است حال آنکه همانگونه که می بینید در میان گفتار داریوش در بیستون نیز این موضوع نهفته است. مطابق نوشته یونانیان کئومات آنقدر شبیه بردیا بود که هیچکس تشخیص نمی داد که چنین مسئله ای بچه گانه به نظر می آید که بعد بروند  از زن او بخواهند که گوش او را ببیند بریده است یا خیر! اینها  احتمالا داستانهایی است که پس از مرگ بردیا در دربار شایع کرده بودند که یونانی ها هم مکتوب کردند. داریوش با سران خاندان های ایران دست به این کار زدند دنبال چه کسی هستید که دفاع کند؟  علت ان واضح است بردیا مشغول  بنیاد نهادن سیستم جمهوری در ایران بود که به نفع خاندان اشراف نبود. پس از مرگ او تقریبا همه خاندان های ایران حتی پارسها قیام کردند که بر بیستون مکتوب است (مردم برای شخصی که به دروغ خودش را پسر شاه بنامد قیام نمی کنند و دروغ  "بردیا نبود شخص دیگری بود شبیه او" فقط برای خاموش کردن صدای  مردم بود) سه سال شورش بی وقفه شوخی نیست تازه در آخر به علت دختر کوروش اتوسا و پسرش خشایارشا سکوت کردند و با وجود آنکه خشایارشا پسر بزرگ نبود از ترس همین مردم ولیعهد و سپس شاه شد. بر مکتوبات یونانی ها مسائل عجیب دیگری نیز مکتوب است که او مستند در کتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی  صفحه 148 مکتوب کرده است می توانید مطالعه کنید.
   پرسش 2015 مهدی:  درود قدردانی زحمات شمارو چه جوری ادا کنم؟کلی وقت می گذارید و برای کلی آدم اینقدر تایپ می کنید.ولی من خیلی مشتاقم ک بدونم خیلی از وبلاگهای ارزشمندتونم خوندم.شما خیلی بزرگوارید که با اینهمه دانسته های مستقل و دستیافته های شخصیتون از دیگر تاریخ دان ها هم رفرنس می گیرید. ذهنم پر از مجهولاتیه که با دونستنشون قانع نمیشم.توی دوره ما بعید می دونم کسی تفکری مثل شما پیرامون تاریخ داشته باشد که هر چیزیو با توجیه منطقی اش بپذیره حتی در مورد تاریخی ک بیشتره از جنس روایته.واقعا سخته که با استناد به منابع شفاهی و ثابت شده با تعداد خیلی کم به دست یافته های ارزشمند فراوانتون که به راحتی در اختیارمون قرار می دید،رسیدید و از اینجا فهمیدم زنده شدن حقیقت های تاریخ که از جنس واقعیته با وجود شما غیر ممکن نیست. پیروزتر باشید
  پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  . با سپاس از شما پاینده باشید.
   پرسش 2016 آریو:  با سلام به استاد عزیز و سرکار خانم حامد. در مورد اینکه اسکندر نسب ایرانی داشته در داستانها و تذکره های ایرانی چیزهایی خوانده بودم و اینکه پدرش دارا و مادرش یونانی بوده که شما هم به طور قطع خواندید. فقط چند نکته برای من جالب است؟ 1- هم نام من آریو برزن مدافع ایران در برابر اسکندر یونانی بود یا اسکندر هموطن؟ 2- چرا اکثر سرداران نامی اسکندر یونانی بودند و او ایرانیان را مانند یونانی ها بربر می نامید ؟ 3- چرا پس از مرگ آریو برزن بر سر قبرش نوشت به یاد لئونیداس 4- چرا مورخین یونانی و حتی دانشمندانی مانند ارسطو تا بیشتر مورخین مرتکب چنین خبطی شدند و به اسکندر صفت یونانی دادند؟ البته این را هم عرض کنم به عقیده بنده کاری بزرگ انجام شده و زحمت زیادی کشیدید و کار ارزنده ای انجام دادید.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام مکتوب است مادرش ناهید دختر کیسر روم بود . 1. هم نام شما یک ایرانی در مقابل انقلاب ایرانی دیگر بود اگر شما بتوانید بگویید کوروش کبیر ایرانی بود استیاک ماد خارجی یا برعکس آنوقت می توانید برای این واقعه هم خارجی و ایرانی تعیین کنید نگران نباشید نام زیبایی دارید بنده هم قرار بود به  حریر و نرمی تشبیه بشوم که گویا نام قوم پرنی ها بر من است پرنی + ان و ناگهان از لطافت و نرمی تبدیل به پارتی+ زان ها  شدم که باعث افتخار من  است 2 . ( متوجه سوال نشدم آنچه از منظور شما حدس می زنم پاسخ می دهم چنانچه پاسخ شما نیست سوال را طور دیگر مطرح کنید همچنین تقاضا دارم  این نام آن یونانی را الکساندر بنویسید که با این اسکندر ما به هم نپیچند من متوجه بشوم منظور شما کدامیکی است با سپاس) اکثر سرداران الکساندر کهرم,  ایونی بودند (خ ,ه , ا) در زبان پهلوی یک علامت دارد خیونان را می خوانیم ایونان مشکل افسانه بودن تاریخ ایران حل می شود. بربر یعنی خورشید.
 بربر به زبان سومری نام افتاب است بابلی ها به "ه تی ت" ها بربر میگفتند (احمد حامی)
برای اینکه ایونی (خیونی , هیونی) که در تاریخ ایران مشخص شده به خلاف تصور شما در غرب و از خاندان آشوری و دقیقا همان هیتی ها هستند که تا ایر (کنار رود ارس) را فتح کرده بودند لاجرم ایرها = ایر+ان و هیونان = ایونان آسوری از همان نژاد هیتی = بربر می توانند خوانده شوند 3  این قبر کجاست؟ 4. ببینید گرامی من روی این گزارش و همان اول کار مخصوصا در باب مورخین یونانی توضیح دادم این اسناد سند دست اول نیست قدیمی ترین مورخی که در باب الکساندر مکتوب کرده و الان در دست ماست (آنچه نیست نیست نداریم نمی دانیم چی نوشته بودند) دیودور سیسیلی به سال 30 ق.م اختلافی 300 ساله با الکساندر مقدونی و اختلافی حدود 50 سال با کسی که ما می گوییم دارد این از راه دور یک چیز های قاطی شنیده و نوشته که اصلا هیچکاری نمی شود کرد این آریوبرزن قدیمی ترین نوشته مورخی یونانی رومی دیودور سیسیلی  که در دست داریم:
7 Coming into sight of the enemy outposts, he cut down their first line and captured those who were stationed in the second position, then routed the third line and won the pass, and killed most of the troops of Ariobarzanes.30
69 1 Now he set out on the road to Persepolis, and while he was on the road received a letter from the governor of the city, whose name was Tiridates.31 It is stated that if he arrived ahead of those who planned to defend the city for Dareius, he would become master of it, for Tiridates would betray it to him. 2 Accordingly Alexander led his army on by forced marches; he bridged the Araxes River and so brought his men to the other bank.32
اصلا معلوم نیست کجا را دروازه پارس می گفتند اصلا معلوم نیست پرس و پلیس که می گوید کجاست! تیرداد اشکانی اینجا چه می کند؟ من می دانم چه می کند. این شخصیت بعد از کشتن اریوبرزن تازه از رود ارس می گذرد؟ الان رسیده به تخت جمشید در شیراز یا تازه دارد از رود ارس می گذرد برود سراغ تیرداد اشکانی؟ من دقیقا می دانم موضوع چیست من دقیقا می دانم تیرداد اشکانی کیست و وسط این متن چه می کند.
 آریان مورخ یونانی‌نژاد رومی آورده ‌است که اشک یکم و برادرش تیرداد یکم، هر دو از تبار اردشیر دوم هخامنشی، شاهنشاه ایران هستند.
تیرداد پسر فریاپت است و فریاپت پسر اردشیر دوم هخامنشی (سکه های فراتکار,سکه های فراتکار چند بار بنویسم این سکه ها سند حل معماست)،  با سپاس از محبت شما پاینده باشید.
دروغ و دونگ پشت سر هم
   عکس مقیره ای که بدون اسناد و با دروغ می گویند متعلق به رکسانا همسر ایرانی الکساندر در یونان است،   جهت دیدن عکس های بیشتر در جستجوها بنویسید "کشف آرامگاه همسر ایرانی اسکندر در یونان" عکس شماره 7819.
   در خبر ها:  باستان شناسان یونانی مقبره با شکوهی را در آمفیپولیس واقع در شمال این کشور کشف کرده اند.  در تصاویر منتشر شده از این مقبره،  مجسه دو زن متعلق به دوره یونان باستان دیده می شود،  که نشان از اهمیت این کشف و اهمیت شخصیت مدفون شده در آن دارد.  کنستانتینوس تاسولاس، وزیر فرهنگ یونان با بیان این که ابعاد مقبره کشف شده در کل منطقه بالکان بی سابقه است، می گوید:  "این مقبره همچنین از نظر فن هنری آن بسیار چشمگیر است.  با پیشرفت حفاریها، تزیینات بکار رفته در آن و زیبایی خیره کننده آن بیش از پیش آشکار می شود.  مقبره های زیادی در آمفیپولیس وجود دارد که متعلق به این دوره تاریخی است. اما ابعاد این مقبره در مقایسه با مقبره های دیگر قابل مقایسه نیست.  این مقبره منحصر به فرد است."  بنابر برخی گمانه زنیها این مقبره ممکن است متعلق به رکسانا، همسر ایرانی اسکندر، مادر و یا یکی دیگر از نزدیکان او باشد.
    دروغ و دونگ پشت سر هم،  برای اینکه برای اروپا تاریخ بسازند،  DNA های تقلبی و غیر علمی، داستان های دروغی بجای تاریخ.  جوانان باهوش متخصص ایران،  از تاریخ و سرنوشت کشورتان بدستی بدانید،  و از آن دفاع نمایید،  در غیر اینصورت آینده را از دست خواهید داد،   جهت اطلاع بیشتر به فیسبوک انوش راوید مراجعه نمایید.
ارگ   http://arq.ir
 
 
پرسش و پاسخ ویژه 99
تعداد دیگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه
      بمنظور گسترش محیط دمکرات و آزادی اندیشه و قلم اینترنتی،  این پرسش و پاسخ ها توسط بانو پرنیان حامد پاسخ داده می شود،  جهت پرسش و پاسخ های انوش راوید در اینجا بروید.
   توجه:  عزیزان،  بمنظور تحقیقات بیشتر،  گاه ممکن است پاسخها مدت زیاد تری زمان ببرد،  لطفاً حوصله نمایید،  مطمئنا بمنظور پیش برد اهداف ایرانی،  هیچ نظر و پرسش بی پاسخ نمی ماند.  در ضمن اگر پرسش تأیید شد،  و پاسخ آن نبود،  در اولین پست بعدی پاسخ داده می شود،  اگر پرسشی از قلم افتاد،  لطفاً یاد آوری نمایید.
   توجه 2:  نظرات و پرسشها از جانب خوانندگان وبلاگ است،  و نظر وبلاگ نمی باشد،  پاسخ ها دانش وبلاگ است.
عکس شماره 7838 ،  مشروح قصه تکراری استعمار.
   نظر 2024:  فارسی بلد نیستند غلط میکنند برای ایران تاریخ مینویسند …  زنده باد استاد بانو پرنیان حامد.  سایه شما بر سر مردم ایران با  افتخار و تندرستی سالیان سال پابرجا بماند  و لطفتان از برای تاریخ  مردم ایران کم نشود.
پاسخ:  سپاس از لطف شما و همه عزیزان،  تندرست و پیروز باشید.
   نظر و پرسش 2025:  با درود ب 2 استاد گرامی،  درباره موضوعات مختلف ک در سری وبلاگ ها و … درباره تاریخ باستانیه سرزمین ایران نوشته اید و یا از منابع مختلف جمع آوری کرده اید و در وبلاگهای خودتان منتشر کرده اید عرضی داشتم،  و آن این است ک با مطالعه مطالب موجود در وبلاگها در بعضی جاها ،یعنی خیلی جاها! دوگانگی مطالب وجود دارد ک گیجی و سردرگمی بوجود میآورد. بطور مثال، در پسته  تاریخ زبان فارسی در میان نوشته ها … اشاره فرموده اید که .. در دشتهای میانی سرزمین ایران از 6 هزار سال پیش به این طرف اسکلت انسان و آثار ب جا مانده از اقامت انسان در آن جا ها بدست آمده و قبل از 6 هزار سال پیش چنین اسکلت ها و آثاری وجود نداشته و دیده نشده و علت این موضوع را، فرموده اید چون آریایی ها توانستند ب فن حفره کاریز و قنات دست پیدا کنند ..!  و  در پی آن ب آب دسترسی پیدا کردند توانستند در آن مناطق " دشت های مرکزی ایران " ساکن شوند ..!!!!
    اما استاد ان گرامی.  در جای دیگر در همین وب  موضوع درست و بسیار مهمه دریاچه بزرگ از میان رفته ایران را ک ب اثبات رسیده وجود داشته و ارتفاع آب آن دریاچه را تا 1300 متری از سطح دریا را هم ک اندازه گیری شده است را هم ب اطلاع رسانده اید و حتی ب خوده من گفتید این موضوع را با مرکزی ک کارهای جغرافیا شناسی ایران را ب عهده دارند ایمیل کرده اید ..!! استاد پس این 2 بحث ک جور در نمی آید!؟
    با مطالبی ک خودتان فرمودید نظریه مهاجرت اقوام ایرانی پس از،  نابودی دریاچه بزرگ ب احتمال یقین درست است،  خودم فکر میکنم  در قبل از نابودیه سریع دریاچه ک علتش را شکست و شکاف ناگهانی کوه های جنوبیه دریاچه ک در حوالی شمال جیرفت باید بوده باشد ، اجداد ما ایرانی ها در سواحل آن دریاچه دور تا دور دریاچه در مناطق مناسب تر ساکن شده بودند و تمدن های خوبی را شکل داده بودند و بجز دامپروری و کشاورزی ماهیگیری هم میکرده اند و بی شک چون دریاچه بزرگ از قم و ساوه امروزی، از سمت شمال وجود داشته است و تا جنوب ایران، تا مناطق دیواره های زاگرس جنوبی وسعت داشته .. ک این دریاچه  خیلی بزرگ بوده شاید در حدوده دریای خزر ..! پس بعد از خشک شدن تدریجی مردمان آن زمان ب سمت جاهایی ک زمانی دریا بوده پیشروی کرده اند ک آن جاها، هم مشخص است کجاست نواحی کویری و  شنزاری مرکزی ایران است .. ک احتمالا تا چند قرن حاصلخیز بوده قسمتهایی از آن جا ها .. چون دریاچه بزرگ دریای آب شیرین بوده  .. و کم کم و ب تدریج خشک میشده و عقب نشینی میکرده .. اما  عده ای از مردم در آن مناطق جا خشک کردند ک همین هموطنان مرکز ایران باشند و عده ی بیشتر ب جا های حاصلخیز شمال و آذربایجان و حاصلخیزتره شمال تر .. مثلن اروپا مهاجرت کردند … استاد اما پس اگر چنین بوده باشد! این موضوع ماه پرستی و .. جور در میاد اجداد ما باید دریانورد هم بوده باشند .. و ما میدانیم ک یکی از آیین های قدیم .. ب اصطلاح ستاره پرستی و ماه پرستی بوده !! و این یعنی دریانوردی ک با کمک ماه و ستاره جهت یابی میکند و .. از ماه و ستاره ها مچکر است چون راهنمایش است ..
   پ لطفن وبلاگ را از 2گانگی ها پاک کنید،  شاید بنده خواننده چند ساله وب شما باشم متوجه علت 2 گانگی ها بشوم .. ک آن این است ک مطالب جدیدتر درست است و قدیمی ها ممکن است مقداری با اشتباه همراه باشد. اما کسانی ک تازه با وب آشنا میشن  گمان  بر نا آگاهی و بی حواسیه نویسنده میکنند، جسارتن اینارو گفتم .. بخشید . اگر میشود در پایان یا آغازه هر موضوع تاریخ نشره آن را هم بنویسید، با  سپاس.
    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام. در اینکه در وبلاگ تناقض فراوان است هیچ شکی نیست. اینجا مکانی است که افراد مختلف با عقاید مختلف نظر می دهند و در باب آن دوستانه با هم مشورت می کنیم تا همه باهم به یک نتیجه منطقی برسیم. حتی بسیاری از فرضیه های آقای انوش راوید و آقای نوید صلح دوست با  داده های اینجانب مطابقت ندارد و برعکس برخی فرضیه های من با داده های ایشان مطابق نیست. آنچه ما را در این مکان به گرد هم آورده است تنها و تنها اشتراک نظر در باب مسئله دوگانگی و دو شخصیت بودن اسکندر ایرانی و الکساندر مقدونی است.  لذا از شما خواننده گرامی تقاضا دارم توجه داشته باشید هر فردی  بر این وبلاگ شخصیت جداگانه ای است، که نظرات خود را آزادانه بیان می کند، شما با عنوان خواننده گرامی ما نظر خود را در باب درست و غلط بودن فرضیه ها (جز از نظریه الکساندر و اسکندر که من شخصا مسئولیت پاسخگویی آن را دارم) و فرضیه های شخصی خودتان آزادانه بیان کنید،  تا ما را در این راه یاری بدهید.
   مسئله ای که به آن اشاره فرمودید از دید شخص من و اسنادی که در اختیار دارم:
مسئله مهاجرت آریایی به ایران امروزی مردود است چرا که این مهاجرت از قلب کشور ایران به کل جهان غاز شده است و نه برعکس.
    تمدنی بسیار کهن در قسمت جیرفت، شهداد و شهر سوخته در کشور امروزی ایران موجود بوده که حدود 5000 سال پیش بر اثر آب شدن ناگهانی آخرین یخهای مدار 40 بر اثر باز شدن بندی یا سد طبیعی در  میانه کوه های بالایی تمدن جیرفت ناگهان دچار آبگرفتگی شده و تمدن به کلی نابود و ساکنان آن به شرق و غرب پناه برده اند، که همان شروع مهاجرت آریایی ها است.
تا به اینجا شما با این فرضیه موافق هستید یا مخالف؟
   پاسخ انوش راوید:  در اینجا.
    نظر 2026:  سلام ایول، آدم یه همچین وبایی رو میبینه از وب خودش ناامید میشه.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام اصلا  ناامید نمی شود همین الان سعی می کند و بلاگ خودش را از اینکه اینجاست پر بارتر و زیباتر کند هر کمکی هم که لازم دارد می گوید ما با کمال میل به شما کمک می کنیم موفق باشید.
  نظر 2027 مسعود:  سلام بانو حامد بنده یک نفر را سراغ دارم که میتواند کتاب را فقط به زبان انگلیسی ترجمه کند .. یعنی حاضر است ترجمه کند..چقدر زمان میدهید تا یک ترجمه خوبی بشود؟؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام بفرمایید چنانچه علاقه ای دارند با من تماس بگیرند. هیچ شرطی جز نشان دادن ترجمه به من قبل از چاپ ندارد زمان را خودشان می دانند.
   پرسش 2028 شهرام:  با سلام و درود خسته نباشید من اهل تبریز هستم لطفا چند کتاب در مورد تاریخ ترکها و ایرانی ها و چند کتاب هم که اطلاعات عمومیم را بهتر بکند بگید با تشکر اگر کار طراحی هم داشتید کمکی از دستم بیاد در خدمتم.  www.didevar.com
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما. کتاب برای چه زمان تاریخی؟ تاریخ کهن؟ تاریخ قرن ما؟ …… کتاب آقای امیر سمیعیان "آذربایجان در دوران سلجوقیان" را بخوانید.
   پرسش 2029 سعید:  میخواستم بدانم آیا اسکندر مقدونی توسط یکی از فرمانده هانش از طریق دریای کاسپین وارد شهرستان نکاء امروزی گردید؟ و اگر اینگونه بود نام فرمانده یا وزیرش در این واقعه نکاتون یا نکاتور یا اسامی مشابه آن بوده است؟
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام نکاتور لقب سلوکس است   Seleucus I Nicator
   پرسش 2030 امیر:  درود بر شما، خانم پرنیان در چند چای وبلاگ فرمودید کهرم همان الکساندر یونانی است، و در جاهای دیگر گفتید کهرم اهل پالا یا اندروس سوریه است و طبق نوشته های هرودوت او نخست به یونان یورش برد و سپس به باختریش. اگر او یونانی است چرا به یونان یورش برد و اگر سوریه ای است چرا او را یونانی میدانید؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما. متاسفانه هرودوت نمی تواند چیزی در باب الکساندر مقدونی گفته باشد چون قرنها قبل از او مرده است و تصور نمی کنم جایی بر وبلاگ چنین چیزی مکتوب باشد اگر هست بفرمایید کجای وبلاگ است فورا تصحیح کنیم چون چنین چیزی غیر ممکن است.
     کهرم،  الکساندر مورخین یونانی است. این مورخین را اگر از آن وسط بردارید معنی جمله کمی تغییر می کند. او سوریه ای است و از سوریه به ایران آمده است . در تاریخ مل لغت هیونی، ‌خیونی آمده است میدانید برای ( ه خ ا ) در زبان پهلوی در تند نویسی  یک علامت دیده می شود. هیونی و گاهی خیونی را ترجمه کردند اما فراموش کردند ایونی ان را هم بنویسند!  سوریه جزو قسمت ایونی نشین جهان باستان بوده است و ایونی یا یونانی با گریش از هر لحاظ تفاوت دارد.  اگر هم حمله کرده است الکساندر ایونی یونانی از سوریه به کشور گریش  greek  حمله کرده است. فقط ما به این کشور گریک یونان می گوییم اسم آن کشور یونان نیست گریک است پس جایی که در تاریخ یونان ثبت شده منطقه ایونی است نه یونان امروزی
   پرسش 2031 پهلوی نژاد:  سلام ، میدانید قبر اسکندر کجاست؟ قبر الکساندر چی؟
   پاسخ پرنیان حامد:  مشابه پرسش شما در تاریخ  یکشنبه 23 بهمن1390 ساعت: 12:28  بر این وبلاگ به صورت زیر پاسخ داده شده است:
عکس‌ از روزنامه فرانکفورتر آلگماینه، 27 اوت 2007،  عکس های 1 و 6130 .
    این تابوت متعلق به  سال 320 پیش از میلاد سیدون (صیدا) در فینیقیه باستان و لبنان امروزی است. این تابوت را متعلق به الکساندر یونانی می دانستند که به علت ایرانی بودن بعضی لباسها در این صحنه جنگ این فرضیه را مردود کردند.  صحنه جنگ روی تابوت بازگو کننده آن است که قهرمان داخل آن در جنگ کشته شده است و این تابوت به احتمال زیاد  متعلق به کهرم پسر ارجاسب یونی الکساندر مورخین یونانی است.
    و اما اسکندر به گفته فردوسی او نه در پارس خاک شده و نه در زادگاهش روم (ماد)  بلکه در اسکندریه ای که خود بنا کرده بود. از آنجا که در متون پهلوی او را اسکندر ارومی مصر نشین نوشتند. این اسکندریه که نه در پارس باشد و نه در ماد باید در مصر بوده باشد. اشعار فردوسی در این باب بسیار جالب است. شرح نزاع پارسها و رومیان (مادها) برای محل دفن اوست. سپس گویا پیشنهاد دفن او در تخت جمشید می شود:
یکی پارسی نیز گفت این سخن <><> اگر چند گویی نیاید به بن
نمایم شما را یکی مرغزار <><> ز شاهان پیشینگان یادگار
ورا خرم خواند جهاندیده پیر <><> بدو اندرون بیشه و ابگیر
یکی کوه بینی در آن مرغزار <><> که کرکس نیابد بر او بر گذار
به هر تقدیر به توافق نمی رسند و
که خاک سکندر باسکندریست <><> که او کرده بود روزگاری که زیست
ابیاتی که فردوسی از وصف عزا داری او می نویسد :
زلشکر سراسر بر آمد خروش <><> هوا را بدرید از آواز گوش
همه خاک بر سر همی ریختند <><> ز مژگان همی خون دل بیختند
زدند آتش اندر سرای نشست <><> هزار اسب را دم بریدند پست
نهاده بر اسبان نگونسار زین <><> تو گفتی همی بر خروشد زمین
چو بردند او را به اسکندری <><> جهان را دگرگونه شد داوری
به ایکندری کودک و مرد و زن <><> به تابوت او بر شدند انجمن
و گر بر گرفتی ز مردم شمار <><> مهندس فزون آمدی صدهزار
      عکس انوش راوید در آرامگاه کوروش بزرگ تابستان 1378،  عکس شماره 7845.
پرسش 2032 استر:  درود. در ویکی چنین آمده: سپتیموس سوروس در سال ۱۹۸ به همراه پسرانش به شاهنشاهی پارت و پایتخت ایران یعنی تیسفون حمله کرد. آن‌ها تمامی مردان شهر را کشتند و چند صد هزار زن و کودک را به بردگی کشیدند.  1. مگر تیسفون پایتخت ساسانی نبود؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما،  پایتخت ساسانیان بود،  اما پایتخت اشکانیان نیز گفته شده است. ساخت آن در شهرستانهای ایران شهر بند 21 به گرازه گیپگان نسبت داده شده است.
   ادامه پرسش:  2. آمار روشن است که اغراق آمیز است اما حقیقت امر چه بوده؟
    پاسخ پرنیان حامد:  تاریخ مکتوب سخنان بالا را تایید می کند (مبانی تاریخ پارتیان کلاوس شیپمان و شاهنشاهی اشکانی یوزف ولسکی و ….) شروع جنگ را سال 197 تسخیر تیسفون را در اواخر سال 198 عقب نشینی و پیمان صلح  انها را سال 199 شکست انها و خراج سنگین انها را در زمان اردوان مکتوب کرده اند. اردوان را برادر بلاش نوشته اند.
    تاریخ طبری و تاریخ بلعمی هر دو از این جنگ سخن گفته اند با این تفاوت که اردوان را پسر بلاش می دانند و بلاش را پادشاه بابل و نه تیسقون نوشته اند.
   ادامه پرسش:  3. در ویدئو فرمودید که هخامنشی بزرگترین امپراتوری جهان بود. برداشت من از کتاب شما این است که بزرگترین امپراتوری جهان اشکانی بود.
    پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از دقت شما اشکانی امپراتوری نبوده، جمهوری بوده است (ملوک الطوایفی= جمهوری فدرال است)  اولین و بزرگترین جمهوری جهان در آغاز ملوک الطوایفی است که به آن اشکانی می گوییم و متاسفانه با شروع جنگ دو خاندان رومی و اشکانی دگرگون شد. در باب امپراتوری اما تصور نمی کنم از هخامنشی امپراتوری بزرگتری در جهان موجود بوده باشد.
   ادامه پرسش:  4. مجسمه های منسوب به الکساندر یونانی متعلق به مردیست در سنین 30 تا 45 سال. آیا مجسمه ها نمیتواند آلزاندروس سوریه ای باشد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  متاسفانه صورت مجسمه با صورت سکه ها مطابق نیست و هیچکدام شبیه به صورت مزاییک کاری نیست. صورت مزاییک هم مرد جوانی است سبزه روی با موهای مشکی حدود 30 تا 45 سال که مشابه صورت او در معبد دورای سوریه ( قبل از حمله دائش)  موجود بود.  صورت مجسمه ترکیه نردی جوان با پوستی روشن و موی روشن است که هیچ شباهتی به صورت  قبلی ندارد و مشت سکه الکساندر نیزنه تنها  به هیچکدام دو مجسمه شباهتی ندارند بلکه بر سکه ها نیز با هم متفاوت هستند در باب دو تصویر مجسمه ترکیه و مزاییک یکی از این دو می تواند  الکساندر مورخین یونانی باشد.
   ادامه پرسش:  5. آیا راز این که الکساندر پسر فلیپ سوم آرامگاه ندارد نمیتواند این باشد که او بدلیل ظهور اسکندر و فتح اروپا دیگر وارث تاج و تخت پدر نبود؟
   پاسخ پرنیان حامد:  ببخشید منظور شما الکساندر سوم پسر فیلیپ است؟ اگر منظور  همان الکساندری است که به او کبیر می گویند فاصله زمانی او با اسکندر حدود 260 سال است این فاصله زمانی نمی تواند در عدم وجود آرامگاه او تاثیری داشته باشد.
   پرسش 2033 مصطفی:  با سلام، عنصر ایرانی در معبد ژاپنی. این تیتر مقاله ای در اینترنت بود که توسط پروفسور ژاپنی ئه ایچی ایموتو نوشته شده و هاشم رجب زاده آن را ترجمه کرده است در این مقاله اشاره به ایرانیانی دارد که معبد بودایی آسوکا را ساختند و همچنین ایرانیانی که به غرب چین به کونان آمدند در این مقاله یک سری اسامی ژاپنی را به فارسی معنی کرده است به عنوان مثال تارا ماتسوتا را دار میترداد و کوبین را چوبین معنی کرده که احتمالا به دردتان بخورد خواهشا آنرا در وبلاگتان کپی کنید خالی از لطف نیست:
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام و سپاس از شما آقای راوید تقاضا دارم  سخنان بالا را با ادرس سایت بر وبلاگ گفتمان ارسال بفرمایید.
   نظر 2034 تاریخ اصفهان:  خوشبختی ما در سه جمله است: تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا …
ولی ما با سه جمله ی دیگر زندگیمان را تباه می کنیم: حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا …
سلام دوست عزیز؛ امروز برای تبادل لینک پست وبلاگ گردی داشتم و بخت من با وبلاگ زیبا و غنی شما یار بود. بسیار خرسند می شوم در صورت تمایل شما به تبادل لینک، این امر مهم را به فردا نیندازیم. دوستان من منتظر پیوستن شما به وبلاگ تاریخ اصفهان هستند. در صورت امکان مرا با نام تاریخ اصفهان لینک بفرمایید و سپس آگاهم سازید تا شما را نیز لینک کنم. متشکر.
   پاسخ انوش راوید:  درود و سپاس از توجه شما لینک شدید.
   پرسش 2035 مسعود:  سلام .. استاد راوید و بانو حامد بنده در پرسش و پاسخ های وبلاگ به سوالی برخوردم که این است؟(چرا مقبره کوروش بزرگ خالی از جسد است به قول راهنمایان پاسارگاد؟ آیا دزدیده شدن جسد به حمله اسکندر و اعراب مربوط نیست؟) و شما عزیز پاسخ دادید که بله و گفتید که جسد کورش کبیر بصورت مومیایی است که بر روی گردن ان اثر شمشیر دیده میشود و توضیح دادید. بعد من حالا میخواهم بدانم سند شما از اینکه روی گردن جسد اثر شمشیر است چیست؟. با احترام ..
    پاسخ پرنیان حامد:  با سلام "آفرینش اثرگورویدال" مطابق با جملات آخر کتاب این اثر از روی نوشته های دموکریتوس ابدرایی پسر آتنوکریتوس نوشته شده است که یکی از فلاسفه یونان در این زمان است
A philosopher of Abdera, and pupU of Democritus
چرا سندیت نوشته تایید نمی شود سوالی است که سالهاست مرا به خود مشغول کرده است. نوشته با در نظر گرفتن مقدمه نویسنده که خود اشاره به تغییر نام مکان ها از سوی  خود دارد (این همان کاری است که کلیه اسناد را مترجم و کاتب با  این دخالت های شخصی نابود کرده اند) از کلیه دیگر مکتوبات یونانیان به حقیقت نزدیکتر است.
   پرسش 2036:  در مورد بودا و بوداسپ توضیح دهید لطفا/ ایا دو انسان جدا هستند همانند اسکندر و الکساندر؟ و کارها و اسناد هر دو چیست. بودا و بوداسپ اگر دو شخصیت جدای از هم هستند.. من کارها و اعمال بودا را در کتاب هایی که تابه حال نوشته شده خواندم …. با تشکر.
   پاسخ پرنیان حامد: با سلام بودا شاهزاده سیزارتای هند است حدود2600 سال پیش  که پس از مسافرت به غرب (ایران) دین آورد.  بوداسپ به زمان تهمورث است حدود 5500 سال پیش که در آثارالباقیه بیرونی توضیخاتی در باب او و اختلاف او با بودا آمده است:
"مردم پیش از ظهور شرایع و خروج بوداسپ بت پرست بودند و در جنوب شرقی کره زمین زندگی می کردند …… که آنان را شمنان می گویند (آثارالباقیه )"
 شمن = شه مان از خاندان شه که در شه دات = شهداد بودند.
"…… بوداسپ است که چون یکسال از پادشاهی تهمورث گذشت در هند  ظهور کرد و کتابی بپاری بیاورد و به ملت صابین دعوت کرد ……. (آثارالباقیه)
"مردم شمنی و هندیان را در اخبار بودای اول و بودایی که پس از او آمد که از پنج سوی وجودش نور می درخشید و در هوا راه می رفت . که همواره یک وجب تا زمین فاصله داشت و دیگر اخبار عجیب و غریب  اینکه آدمی چگونه بوداسپی و بودایی می شود ….. (آثارالباقیه)"
لذا بوداسپ در زمان تهمورث با بودا شاهزاده سیزارتای هندی یکی نیست.
شخصی با نام بزسپ (بوذاسپ) که در ایام تهمورث بیرون آمد و دین صابیان آورد. خوارزمی صاحب مفاتیح العلوم گوید:  کلدانیان آنان اند که صابیان و حرانیان نامیده می شوند و بقایای ایشان در حران و عراق هستند و پیغمبر خود بوذاسپ را می دانند که در هند ظهور کرد و برخی از ایشان می گویند که هرمس بوده است.
   پرسش 2037:  سلام ایا کتاب دکتر جهانگیر مظهری که گفته اند که پارس ها (هخامنشیان) اولین انسانهایی بودند که به امریکا رسیدند را بررسی و ارزیابی کردید ایا واقعیت دارد؟ با تشکر.
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام خیر متاسفانه کتاب ایشان به دستم نرسید. کتاب آقای دکتر حمید شفیع زاده را خواندم اسناد ایشان برای اثبات اینکه ایرانیان پس از ابوریحان بیرونی و قبل از  کریستفرکلمب به امریکا رفته و بازگشته اند بسیار رسا و کافی است. توجه کنید باز گشته اند اگر آثاری از هخامنشی و یا اشکانی و … در امریکا پیدا شود ممکن است گروهها و کشتی های گمشده به این مکان رسیده باشند. برای اثبات رفت و برگشت یک گروه در ایران نیاز به اسناد امریکای جنوبی و یا مکتوباتی داریم که ثابت کند آنها این مکان را می شناختند. در مکتوبات بیرونی کروی بودن زمین به وضوح آمده است اما او تنها حدس زده است که باید آنطرف نیز خشکی باشد و اطمینانی در این باب ندارد. تکرار می کنم مدارک کتاب آقای دکتر شفیع زاده نیز تنها رفت و برگشت ایرانیان قبل از کلمب را به اثبات می رساند که به ایشان تبریک می گویم ایشان به زیبایی تیتر کتابشان را به اثبات رسانده اند. اگر می خواهید و برای شما خیلی مهم است انتشارات و نام دقیق کتاب آقای دکتر مظهری را بنویسید من مطالع کنم نظر حقیرم را بگویم  با سپاس.
عکس های دکتر هاشم رجب زاده و دکتر جهانگیر مظهری،  عکس های شماره 7840.
    توضیح انوش راوید:  جهت دانلود کتاب PDF در جستجوها نام کتاب را بنویسید.
   پرسش 2038:  سلام .. درمورد نام اروپه توضیح بدهید… شاه سرسلسله ماد در تاریخ های داده شده شخصی بود به نام دیاکو خوندم که حالا شاید کمی تناقض داشته باشه و وقایع جابجا شده اند…. با تشکر
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام،  نام آری بی ari bi در نوشتار سارگن پادشاه آشور درباره مادها به کار رفته است و در زبان انشانی و ایلامی آری په خوانده می شود.
     کریستین سن می نویسد: پادشاهان اسطوره ای سکا ها آورپ و خشیه هستند که یونانیان آنها را آرپو کسائیس می گویند اولین شاه قومی آنها ارپه یا رپه با تخمه اروپه (تهمورث) و ارپ کشاد (ارپه شاه) تورات یکی است.
    کتزیاس می نویسد:  اولین پادشاه ماد اربسس (به فارسی = اربکه , ارپه) نامیده می شد.
    دیاکو اولین شاه ماد به استناد هرودوت است این شجره مادهای کتزیاس.
    ارباکس 28 سال  مائوداکس 50 سال سوسارمس 28سال ارتی کاس 50 سال اربی یانس 22سال ارتایُس 40 سال ارتی نیس 22 سال  استی براس 40 سال اسپنداس 25 سال  استی گاس 35 سال
که به نوشته بیرونی در آثارالباقیه خیلی نزدیکتر است.
    مردم باختر گویند:  مردی از عجم که نام او به عبرانی ارباق است و بفارسی ده اک و به تازی ضحاک بر این پادشاه (ثرنوقلنقریراس آشوری) خروج کرد و با او جنگ نمود تا آنکه او را شکست داد و او را بکشت و خود به سلطنت رسید تا آنکه کیانیها که پادشاه بابل بودند و اهل بابل ایشان را کلدانیان می گویند, به پادشاهی قیام کردند.
    ارباکس= ارباک = ارباق عجم ماد نژاد.
   پرسش 2039:  در اطراف منطقه زندگی من حدود جنوب غربی تهران، یک روستا یا محله وجود دارد بنام، پلاعین pelaen. به پلاعین سوریه مبدا حرکت السکندر ، ربطی ندارد که؟!!  البته شاید خیلی بی ربط بنظر بیاد، اما چون ک میدونم منطقه تهران شهر ری و .. قدمت بسیار بالای 5 هزار ساله داره، به این دلیل به ذهنم خطور کرد این سوال. سپاس
   پاسخ پرنیان حامد:  با سپاس از اطلاع ارزنده شما،  تحقیق می کنم این یکی خود مرا هم شگفت زده کرد. امید دارم ربطی نداشته باشند چون تصور کنید الان بگویم "اسکندر که هیچ، پلایی هم که الکساندر در آن به دنیا آمد نه مقدونیه بود نه سوریه بلکه جنوب غربی تهران "این ملت چه بلایی به سرم خواهند آورد.  به هر تقدیر من پاسخ پرسش شما را نمی دانم باید تحقیق کنم اگر ممکن است آدرس دقیق تری بدهید چقدر با تخت رستم فاصله دارد یا چند کیلومتری غرب مثلا ورامین است؟  با سپاس
   پرسش 2040 صادقی:  درود، ایا شکل "ماه" مانندی که در سکه های دوره ساسانی دیده میشود میتواند نشانه ای از "ذوالقرنین" باشد که غربی ها به الکساندر نسبت میدهند؟ و ایا میتواند گواه بر ایرانی بودن این لقب باشد؟
   پاسخ پرنیان حامد:  درود بر شما  متوجه نشدم چگونه ماه یا سین را به ذوالقرنین  فاتح دو قرن (جهت شرق و غرب)‌ باید ارتباط بدهیم ممکن است توضیح بدهید  با سپاس.
   نظر 2041 مصطفی:  با سلام به آقای راوید و خانم حامد، در مجله دانستنیها خواندم که در اسپانیا جشنی است به نام لا میناریس که همان چهارشنبه سوری است، در 29 ژانویه، یک روز قبل از جشن سن آنتونیوس برگزار می شود در این جشن با اسب از روی آتش می پرند اهالی آنجا قدمت این جشن را 500 سال میدانند و در سالیان گذشته بجز اسب از حیواناتی دیگر مانند الاغ و گاو هم استفاده می شده است.  هم چنین در همان مجله درباره اهرام ثلاثه از بومیان آنجا تحقیق کرده بودن می گفتند که قدمت محوطه باستانی 4500 سال وقدمت اهرام ثلاثه را 2900 سال است!
    درباره ذوالقرنین هم یگم که یعنی دو شاخ که به لطف شاهنامه شاخ به معنی نسل است،  چنین کوتاه بود شاخ وهم بیخشان نگوید جهاندیده تاریخشان که به دو نسل اشاره می کند یا کسی که دارای دو نسل است مانند کوروش که پدر او پارس و مادر او مادی بود یا اسکندر که پدر او پارسی و مادر او رومی (در شاهنامه) بود و یا کی خسرو.  هم چنین در باب واژه قرن هم (صد سال) شنیده ام که هر صد سال و یک نسل می دانند.
    پرنیان حامد:  باسلام، آقای راوید خواهش می کنم نظر ایشان را بر وبلاگ گفتمان با عنوان نظر باز بفرمایید (پرسشی نیست که پاسخ گویم) با سپاس
   پرسش 2042 شهین:  سلام.میخواستم ببینم آیا منبعی وجود داره که به طور کلی به تحلیل کتیبه های باستانی پرداخته باشه؟ به خصوص کتیبه ها و اثار مکتوب قبل از هخامنشیان. ممنون
   پاسخ پرنیان حامد:  با سلام  www.livius.org   قبل از هخامنشی را تصور نمی کنم داشته باشد خود هخامنشی و کتیبه های بابلی و … هستند.
   عکس انوش راوید تابستان 92 ،  در یک قلعه تاریخی دوران کهن ایران،  عکس شماره 7841.
 ارگ  http://arq.ir
این نوشته در پرسش و پاسخ ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.