فرهنگ واژگان پارسی سره

فرهنگ واژگان پارسی سره
بخش اول
پیش نویس
ارسال شده بوسیله کدبان حمید فرهاد
   حمید فرهاد:  دوست گرامی برای بکاربردن واژه های فارسی بجای بیگانه پارسی سره هرس شده رابراتون میفرستم. 
   نظر انوش راوید:  با سپاس،  دستمریزاد،  قبلاً PDF آنرا از دسترنج گروه علمی تک و آقای حسین اقوامی دانلود کرده بودم،  ولی این فرستاده در وردآفیس برای پست در وبلاگ مناسب است،  و کار مرا آسان کرد.  از نظر من ریشه تمام زبان های دنیا یکی است،  و تازی همان تاجی است.  من بچند دلیل سرزمینی،  در نوشته هایم بگونه کلی از فارسی درباری داریوشی استفاده می کنم،  ولی در میان نیز از پارسی سره هم سود می برم.
فرهنگ واژگان پارسی سره
   توجه:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
این برگه پیوست ادبیات جدید و تاریخی ایران است.
فهرست
آ
آب بقا: نمیراب- آب نامیری، آب زندگی، آب جاویدی-
آب تبلور: گِنآب، آب بلوری
آب حسرت: آب  رَسانه
آب حوضی: آبکش، آب کِش
آب حیات: آب زندگی
آب حیات:زیست آب،جانفزا،آب زندگی
آب خسق: زرتک
آب صفا: آب یکرنگی
آب صفتی: آبسرشتی، آبسِرِشتی، آبخویی
آب طرب: مِی انگوری
آب قصیل: خوید چون چید، آب خوید
آب قنات: پَرشک، پَرَشک، آب کَناد
آب قند: آبلوچ، آب غَند، آب پانیذ
آب معدنی: آبکان، آب کانی
آب مقطر:چکیده آب، چکیدآب، چکه آب
آب نبات: شکرینه، شکربسته، شِکَرینه
آبا: نیاکان، پدران
آبا علوی: هفتآسمان، پدران برین
آباء: نیاکانی، نیاکان، پدران، پِدَران
آباء علوی:هفت آسمان،زبانزدستاره شناسی،پدران برین
آباج:همیشه ها،همیشگی ها
آبار: چاه ها
آباژور:نورساز،نورتاب، شیدتاب،نورشکن،سایبان، پرتوافکن
آبجی: همشیره، خواهر
آبراسیون:نخنمایی،فرسایش،سایش،زدگی،رنجش،خراشیدگی،آزردگی
آبستره: جدابُن، آهیخته
آبسه: پیله، باد چرکی، باد، آماس چرکی، آماس
آبسولوتیسم: خودکامگی
آبعلی: دماونداب
آبق: سیماب، آبک، آبَک
آبگینه طارم: سِپهر
آبنوس: چوبسنگ
آبونمان:همبستانه،هَموَندانه،هَمبَستانه،گاهبها
آبونه:همبست،هموند،هَموَند،هَمبَست
آبیسال: ناپیمودنی،مغاکی،گردابی،ژرف
آپ تودیت:روزآمد،بهنگام، بهروزآمده، بهروز،به روزآمده،به روز
آپ تو دیت کرد: بهروزآورد
آپ تو دیت کردن:روزآمدکردن،هنگاماندن،بهنگام کردن،بروزکردن
آپ تودیت: روزآمد ( ه ف ) ،
آپارات: دستگاه، دَستگاه، پخش رخشاره،ابزار،اَبزار
آپارتاید: جدازیستی، جُدازیستی
آپارتمان:کاشانه(ه ف)سراچه،سَراچه،اپرک،اَپَرَک
آپارتی: بیچشم ورو،پررو
آپاندیس:فزونروده،فُزونرودِه،آویزه
آپاندیسیت: فزونرودگی،فُزون رودِگی،آویزآماس،آماسِ آویزه
آپتال: بیگلبرگان، بیگُلبَرگان
آپتئور: گوهرپرستی، پسیندید
آپتئوز: گوهرپرستی، گوهَر پَرستی، پسیندید، پَسیندید
آپزمان: فرونشست
آپستیل: پینوشت، پی نِوِشت
آپلود: بارکردن، بارریزی
آپلیکیشن: کاربست، کاربَست
آپولوژیست:ستایشگر،سِتایشگَر،ترساستای،تَرساسِتای
آپولون: آتور، ایزدخورشید، ایزد خورشید
آپویتمنت: دیدارگاه، دیدار
آت: آشغال
آتابای: بزرگمرد، بُزرگمرد
آتاپسی: کالبدگشایی
آتاشه: وابسته
آتراکسیون: کشش، کِشندگی، کِشِش
آتروپین: زهر گیاه
آتریاد: دسته
آتش تهیه: آتش همراه
آتش مزاج: تُندخوی، آتشی
آتشگاه حمام: گلخن
آتشمزاج: تُندخوی، آتشی
آتشی مزاج: زود خشم، تند خوی
آتلانتیک: اتلس، اَتلَس
آتلیه: هنرکده، هُنرکده، کارگاه هنری، کارگاه، کارکَد
آتمایزر: بویافشان، بُوی اَفشان، اَفشانِه
آتمسفر: وای، هَوابار، پَناد
آتو: شاهبرگ، شاهبَرگ، زبانزد مَنگیا
آتی: آینده
آتیک: زیر شیروانی، زبر، زِبَر، دروانه، دَروانِه
آتیه: روزی، آینده
آثار:یادگارها، یادبودها، هنایا، نِشانها، ماندهها،مانداکها،خدشه
آثام: گناهها، گناهان، گُناه ها ها، گُناهان، بزه
آثم: گناهکار، تبهکار، بَزَهکار
آجال: پرواها، پَرواها
آجام: نیستان ها ها، نیزارها، بیشه
آجر: آگور (آجر تازی شده آگور است)، آژیانه
آجرک الله: خدا پاداشت دهاد
آجل:دیررس، دیرآینده، دیر،درآینده،پسآینده،پَسآی،انجامِش
آجی چای: تلخِه رود
آچار: دستافزار، دَستاَفزار، پیچگردان
آچمز: کیشبست، کیش بَست، زبانزدِ شَترَنگ
آچوق: زاب%

 

این نوشته در ادبیات ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

۲ پاسخ به فرهنگ واژگان پارسی سره

  1. بازتاب: فرهنگ واژگان پارسی سره ۳ - ارگ ایران - انوش راوید

  2. بازتاب: فرهنگ واژگان پارسی سره ۲ - ارگ ایران - انوش راوید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *