فردوسی نیست سرخوش است

فردوسی نیست سرخوش است
      چند سال است،  شعری در اینترنت و خیلی جاها پخش شده،  و به اشتباه می گویند از فردوسی است،  درصورتیکه این شعر از مصطفی سرخوش است.  عدم توجه و دقت به مسائل و تخصص،  نتیجه تلاش سیستم آموزشی ایران است.  امید است باهوش های متخصص همیشه هشیار باشند و آگاهی برسانند.  شعر میهن مصطفی سرخوش فقط دارای بار ادبی است،  و دانشی از تاریخ و جامعه شناسی تاریخی ندارد.
فردوسی نیست سرخوش است
فردوسی نیست سرخوش است
مصطفی سرخوش
      مصطفی سرخوش، شاعر و دبیر ادبیات دبیرستان البرز بود.  شهرت وی به سبب سرودن شعر مهر میهن است.
      مصطفی سرخوش در آلمان کشاورزی خوانده بود و آنقدر به فارسی عشق می‌ورزید و آن را خوب می‌دانست که برای تدریس فارسی در دبیرستان البرز استخدام شد. از وی به عنوان یک ناسیونالیست و پان‌ایرانیست نام برده می‌شود،  که درباره ایران کهن دیدگاهی کاملاً ایده آلیستی داشت.
      همه شعرهای او از نوع مثنوی شاهنامه فردوسی بود،  و بیشتر آنها آکنده از تحسین احساساتی نسبت به ایران پیش از اسلام و مابقی اشعار به نقد شدید از ایران معاصر می‌پرداخت.
      سرخوش نیز همانند عارف و عشقی، شاعران ملی‌گرای پرشورِ اوایل سده بیستم، دوران کهن را می‌ستود و ایران معاصر را به دیده تحقیر می‌نگریست و همانند آن دو و دیگر همفکرانشان از عرب‌ها بیزار بود و فکر می‌کرد اگر به خاطر سلطه اعراب در قرن هفتم میلادی نبود ایران کشوری بسیار پیشرفته می‌شد.
      از کتابهای وی می‌توان به پیک مهر (چاپ ۱۳۳۱) و آتش دل (چاپ ۱۳۳۵) و زبان اشک (۱۳۴۳) اشاره کرد.  از سرخوش در مجلات کاوه و گوهر نیز اشعاری چاپ شده است.
 فردوسی نیست سرخوش است
شعر میهن
در این خاک زرخیز ایران زمین <> نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود <> وز آن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان <> گنه بود آزار کس پیششان
همه بنده ناب یزدان پاک <> همه دل پر از مهر این آب و خاک
پدر در پدر آریایی نژاد <> ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود <> گدایی در این بوم و بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما <> که شد مهر میهن فراموش ما
که انداخت آتش در این بوستان <> کز آن سوخت جان و دل دوستان
چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟ <> خرد را فکندیم این سان زکار
نبود این چنین کشور و دین ما <> کجا رفت آیین دیرین ما؟
به یزدان که این کشور آباد بود <> همه جای مردان آزاد بود
در این کشور آزادگی ارز داشت <> کشاورز خود خانه و مرز داشت
گرانمایه بود آنکه بودی دبیر <> گرامی بدان کس که بودی دلیر
نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت <> نه بیگانه جایی در این خانه داشت
از آن روز دشمن به ما چیره گشت <> که مارا روان و خرد تیره گشت
از آنروز این خانه ویرانه شد  <> که نان آورش مرد بیگانه شد
چو ناکس به ده کدخدایی کند  <> کشاورز باید گدایی کند
به یزدان که گر ما خرد داشتیم  <> کجا این سر انجام بد داشتیم
بسوزد در آتش گرت جان و تن  <> به از زندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگی است  <> دو صد بار مردن به از زندگی است
بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم <> برون سر از این بار ننگ آوریم
فردوسی نیست سرخوش است
. . . .
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *