داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران

داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران بگوش ایرانیان خیلی کم آشناست،  بسیاری با شنیدن آن تعجب می کنند،  و عکس العمل های غیر عادی از خود نشان می دهند،  مانند در اینجا.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
پیش نویس
      داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران بگوش ایرانیان خیلی کم آشناست،  بسیاری با شنیدن آن تعجب می کنند،  و عکس العمل های غیر عادی از خود نشان می دهند،  مانند در اینجا.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
تصویر یک تپه هفت هزار ساله ایران،  عکس شماره ۴۸۶۴.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
لوگو تخصصی و تخصصیتر باشیم،  عکس شماره ۱۵۲۹.
این برگه پیوست لینک زیر است:
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
      برای بسیاری پرسش پیش می اید،  چرا تاریخ و سالنامه هفت هزار ساله نوشتی؟!  این عده می گویند،  تاریخ ایران را نباید محدود به رقم تاریخی کرد،  چه بسا با کشفهای جدید تاریخ های بسیار طولانی تری برای ایران پیدا شود.  عده ای نیز می گویند با گفتن و نوشتن از تاریخ و سالنامه جدید در این شرایط برای کشور درست نیست،  مشروح در اینجا.
      در توضیح سالنامه هفت هزار ساله نوشتم،  این سالنامه بر اساس قدیمی ترین تپه ها و روستاهای باستانی ایران،  و ظروف دارای نقش و نگار کشف شده می باشد،  که تاریخ هفت هزار سال را برای آنها تعیین کرده اند.  یعنی مبدا این تاریخ هفت هزار ساله طبقه زیرین تپه مارو و تپه ماسور و تپه های دیگر است.
      چه بسا در آینده آثار بسیار کهن تر یکجا نشینی و یا شهر نشینی پیدا شود،  می توان تاریخ را بر مبنای آن کشف جدید گفت و نوشت.  همه می دانیم علم محدود به دانش ما نیست،  علم پایانی ندارد.  به تعریف دیگر نباید کاری نکرد و چیزی نگفت که آینده ممکن است تغییر کند،  بلکه باید در لحظه به پیش رفت.
       تاریخ و سالنامه یهود پنجهزار و هفتصد و خورده ای است،  آنها که در قرون گذشته این سالنامه را برای یهود می نوشتند،  چیزی از تاریخ کهنتر ایران نمی دانستند،  و می خواستند سانامه یهودی قدیمیتر باشد.  حتی با نفوذ در دستگاه شاهنشاهی قرن گذشته ایران تاریخ کشور را دو هزار و پانصد گذاشتند،  که بطور کامل زیر تاریخ خودشان باشد.
      در هرصورت،  این سالنامه هفت هزار ساله بعنوان دست گرمی است،  دست گرمی قبل از بمیدان آمدن،  که ممکنه چند دهه و چند سده زمان ببرد.  در شهرستانی که ما زندگی می کنیم،  حداقل چهار سالنامه شفاهی استفاده می شود،  سالنامه های طبری و گیلکی و گالشی و اشکوری،  که برای کشاورزی و رسمهای خاص محلی هستند.
      با یک حساب ساده متوجه می شویم،  در ایران حدود یکصد سالنامه شفاهی وجود دارد،  این سالنامه هفت هزار ساله خورشیدی ایرانی بر مبنای مبدا تمدن تپه مارو یا تپه ماسور،  نیز می تواند مانند یکی از آنها باشد،  که در تاریخ گذاریهای تارنمای ارگ ایران استفاده می شود.
      تارنمای ارگ ایران روزانه هزاران بازدید دارد،  طبق آمار آلکسا زمان بودن خوانند در این تارنما نیز بسیار بالاست.  وقتی خواننده ای به این وبلاگ می آید،  با تاریخ گذاری و سالنامه جدید هفت هزار ساله در مطالب مواجه می شود،  این باعث ایجاد اندیشه مضاعف در خواننده وبلاگ می شود،  تا دست گرمی تاریخگذاری و سالنامه نویسی موفقتر شود.
      خیلی شنیده ایم که به غاری رفته و می گویند اینجا هموساپین و نئادرتال و این و آن دربیست یا چهل هزار سال پیش سکونت داشتند.  این غار نشینی را نمی توان مبنای تاریخ و سالنامه نویسی قرار داد،  زیرا اگر درست هم گفته باشند،  اینها رمه های انسانی بودند،  مردم دارای تمدن و سلسه مراتب اجتماعی و انبار داری غیره نبودند.
      بسیاری افسانه ها و داستانهای تاریخی را علمی می دانند،  و می گویند مثلاً بر اساس این داستانها شازده ای در بیست هزار سال پیش سنگی زده و آتش پدید آمد،  پس یعنی تاریخ ایران در این بیست یا سی هزار سال است،  نه کمتر.
      ملت اهل علم و دانش نباید خود را مسخره خاص و عام کنند،  باید تا می توانند هر آنچه می گویند،  دارای جنبه های کامل علمی نوین در تاریخ و باستان شناسی باشد.  معمولاً می بینیم خیلیها آنچه که تفریح خودشان در پرسه های تاریخ خوانی است،  می خواهند علمی باور کنند.
      عده ای می گویند اگر عربهای وحشی به ایران متمدن حمله نمی کردند،  و کتابهای ما را آتش نمی زدند الان ایران کلی جلو بود.  متاسفانه اینها نه معنی وحشی را متوجه می شوند،  نه معنی متمدن را درک می کنند،  و نه چیزی از تاریخ کتاب و نویسایی می دانند.  فقط کوهی از احساسات حاکم بر آنهاست.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
یک درصد متخصص باهوش
      علم را یک درصد متخصص باهوش تغییر می دهند،  یعنی به رشد و تکامل می رسانند،  و همینها بودند،  که باعث شدند طی چند هزار سال به اینجا رسیدیم.  امروزه این یک درصد متخصص باهوش در یک جمع بندی می شوند حدود یکصد نفر در هر تخصص،  که می توانند با کار هماهنگ و پیوسته تاثیر در علم داشته باشند،  و تغییر ایجاد کنند.
      در بخش تاریخ ایران متخصص زیاد داریم،  بسیاری آنها باهوش و خیلی باهوش هستند،  اما آن یک درصدی که بتوانند تغییر در علم ایجاد کنند نیستند.  آن یک درصد متخصص باهوش که می توانند علم را تغییر دهند،  هماهنگی دارند و سعی آنها در پیشبرد علم است نه هدف شخصی در علم.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
تصویر شماره ۸۴۳۱ .
      برای مثال نام چند نفر از دوستان پژوهشگر را به ترتیب ورود نامشان در تارنمای ارگ ایران می نویسم.  این افراد همه تخصص و هوش بسیار بالایی دارند،  اما آیا شرایط برای ایجاد تغییر در علم را هم دارند.
  ــ  انوش راوید:  پروژه جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران.
  ــ  پرنیان حامد:  پروژه اسکندر تاریخ ایران اسکندر یونانی نیست.
  ــ  فاروق صفی زاده:  باز نویسی تاریخ و زرتشتهای تاریخ.
  ــ  حمید شفیعزاده:  پروژه ایرانیان و مسلمانان در قاره های جدید.
  ــ  فرشاد فرشیدراد:  پروژه ایرانویچ در قطب شمال.
  ــ  ابوالحسن واعظی تنکابنی:  پروژه تاریخ نویسی محلی ایران.
  ــ  جهانگیر دانا علمی:  پروژه فرهنگ و فولکوریک محلی.
  ــ  کاوه کیانزاد:  پروژه سالنامه نویسی هفت هزار ساله.
      تارنمای ارگ ایران،  خود علم تاریخ ایران نیست،  تمام مطالب نوشته شده در آن بعنوان پروژه حساب می شود،  با شرایط یک پروژه،  که باید روی آن کار جمعی کرد و کار کرد و کار کرد.  تقریباً همه کتابها و وبهای ایران بویژه در بخش تاریخ،  ادعا دارند هر آنچه می نویسند و می گویند خود اصل علم است.  یعنی در واقع آنها ادامه راه سیستم آموزشی ایران هستند،  و شناختی از علم ندارند.
      اشخاصی که پروژه علمی برای پیشبرد علم،  و ایجاد تغییر در علم را پیگیری می کنند،  باید در زمینه پروژه علمی برای پیشبرد علم اطلاعات و دانش داشته باشند.  اول اینکه به علم کاسبکارانه اندیشه نکنند،  دوم علم را در جدیدترین جمع بندی پژوهشی ببینند،  سوم هماهنگی با دیگر این اشخاص داشته باشند.
   پرسش از عموم:  آیا شما تاکنون سعی در تغییر بخشی از یک دانش و یا بینش داشته اید؟
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
گنده لاتهایی تغییر دهنده تاریخ
      همیشه تاریخ دینها وحاکمان برای ادامه راهشان سعی می کردند تاریخ نویسی کنند،  تا بتوانند با این تاریخ نویسی تغییر در تاریخها و سرنوشتها ایجاد کنند.  یکی از مهمترین ارگانهای تاریخ نویسی مجمع یهود بود،  رد پای آنها را در تاریخ نویسی در دوران سلسله هخامنشیان در اینجا می بینیم.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
تصویر جلسه ای از مجمع یهود،  مشروح در پائین برگه،  عکس شماره ۸۸۹۹.
      اینها با انواع ترفند و دروغ با کار جمعی و بدست گرفتن تاریخ نویسی،  توانستند بعضی کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه را هزار سال و دو هزار سال به عقب برگردانند.  ولی در همه کارهایشان موفق هم نبودند،  مانند در سوریه که گنده لات دیگری با بمباران های کور داعش و القاعده آنها را سرکوب کرد.
      یکی دیگر از کارهایشان در تاریخ نویسی کش دادن و طولانی کردن قرنهای تاریخی است،  تا بتوانند به تاریخ مورد نظر خودشان دست یابند.  در جای دیگر سعی در کوتاه کردن تاریخ دارند تا بتوانند به تاریخ خودشان دست یابند مانند آناتولی فومنکو در اینجا.
      با چند خط بالا و دو لینک فوق،  می بینیم دو گروه تاریخ نویسی با یکدیگر چند هزار سال در تاریخ جهان اختلاف دارند.  این اختلاف شاید در یک دید ساده دو گونه بررسی تاریخ است،  ولی در واقع نبرد برای تاریخ نویسی دو گنده لات در جهان است.
       ما ایرانیها نیز باید با دانایی و دید نو،  تمام تلاش خود را بکنیم،  تا از زیر یوغ تاریخ نویسی استعمار رهایی یابیم.  در زمینه تاریخ نویسی استعماری،  براحتی برایمان سرنوشت سازی می کنند،  سرنوشتهایی که از کوتاهی ما ایرانیان است.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
مسخرگی با تاریخ و تقویم
      در اروپا شخصی با نام مستعار سیاوش اوستا و نام واقعی حسن عباسی،  چند سال است سالنامه ای هفت هزار ساله بنام آریایی میترایی منتشر می کند.  ایشان تاکنون چند بار مبدا این سالنامه را تغییر داده،  و اکنون به ۷۷۵۷ رسیده است.  روزی از ایشان پرسیدم،  مبدا این ۷۷۰۰ را که آریایی و میترایی می نامید از کجا آوردید؟
      به او گفتم هیچ سند باستان شناسی برای این تاریخ نداریم،  که نام آریایی و یا میترایی را برده باشند،  سندهای آریایی و میترایی حداکثر مربوط به سه هزار سال پیش هستند.  ایشان پاسخ مناسب تاریخی ندادند،  این پرسش و پاسخ در همان لینک تاریخ تقویم در ایران بالای همین صفحه وجود دارد.
      ما اگر می خواهیم مورد تمسخر قرار نگیریم،  باید برای هر موضوع تاریخی سند تاریخی داشته باشیم.  صرفاً داستان و افسانه و اسطور نمی تواند سند تاریخی باشد،  چه بسا فقط تکیه بر اینها باعث گمراهی در تاریخ نویسی هم می شود.
      در مدت پانزده سال وبلاگ نویسی با دهها هزار نظر و پرسش در وبلاگم سرکار داشتم.  عده ای برای سرگرمی می خواندند و نظر و پرسش داشتد،  عده ای برای درک بهتر،  و عده ای نیز در جهت پان خودشان مانند پان فارس و پان ترک و پان ترک و غیره بودند.  این گروه در کمین نشسته تا به پرت و پلا نویسیهای بی سند تاریخی بخندند و پان رقیب را بکوبند.
      این فقط در بخش داخل ایران است،  در خارج و حرفه ایهای خارجی مسخره نمی کنند و نمی خندند،  بلکه برای آن نوشته ارزش قائل نمی شوند.  اگر در یک جمع بندی،  الکی نویسی ایرانی درباره تاریخ زیاد باشد،  کل ایرانیها را فاقد درک و ارزش و بینش علمی حساب می کنند،  و این نیز صدمه به تاریخ نویسی ایرانی می شود.
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
داستانهای تاریخ و تقویم
   سنهدرین ــ  یا سِنِدریون به معنی با هم نشستن یا انجمن دادگاه و شورای عالی یهودیان در زمان گذشته بود.  از بیست و سه داور یا قاضی یا ربی در هر شهر،  و یا هفتاد و یک قاضی از تمام شهرهای سرزمین باستانی اسرائیل به عنوان سنهدرین بزرگ تشکیل می‌شد.  اعضای سنهدرین بزرگ،  ۷۱ تن بودند.  سنهدرین بزرگ،  در اورشلیم واقع بود.
      دادگاه در همه روزها، جز در روزهای عید و روز سبت، برقرار بود.  رئیس سنهدرین ناسی و رئیس عدالت آن او بیت دین نامیده می‌شد.  سنهدرین در زمان تئودوسیوس دوم منحل شد،  و عنوان ناسی نیز ممنوع گشت.  در زمان صدر اسلام،  تلاشهایی برای احیای سنهدرین در اورشلیم صورت گرفت،  اما موفقیت‌آمیز نبود.
      این انجمن به امور زیادی می رسید،  منجمله به تاریخ نویسی می پرداخت.  انجمن چند بار در تاریخ بصورت رسمی تعطیل شد،  ولی همیشه تاریخ در اشکال مختلف دایر بود.  این انجمن قوی ترین انجمن دینی و تاریخی جهان بود.  امروزه انجمن تاریخ اورشلیم،  به کار تاریخ نویسی و پخش آن در جهان ادامه می دهد.
   پرسش از عموم:  شناخت شما از انجمنهای مختلف جهانی برای تاریخ نویسی چه مقدار است؟
…………..
   برچسبها:  داستان سالنامه، هفت هزار ساله، متخصص باهوش، گنده لاتها، تغییر دهنده، سنهدرین، انجمن تاریخ، انجمن یهود.
………….
داستان سالنامه هفت هزار ساله ایران
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
……………………….
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  تارنمای انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه این تارنما،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
پرسشهای خود را ابتدا در جستجوهای تارنما بنویسید،  به احتمال زیاد پاسخ خود را می یابید
جهت آینده ای بهتر دیدگاه خود را بنویسید،  و در گفتگوهای تاریخی و جغرافیایی و اجتماعی شرکت کنید
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *