جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 118

جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 118
پل پیاده روی در تهران
   واقعیت ــ  تصویر پل زیبا،  که به وسیله مهندس زن ۲۶ ساله ایرانی طراحی و ساخته شده است.  عکس خانم مهندس " لیلا عراقیان " را روی پل مشاهده می کنید،  تصویر شماره 7982.
   نظر های عموم مردم:  آفرین، افتخار ما، آفرین به این زن، خیلی خوب و…
   نظر انوش راوید:  بیشتر کشور ایران سرزمین وسیع و بکر افتاده است،  جا زیاد، تفریحگاه زیاد، امکانات طبیعی زیاد،  اما همه سرمایه ها و پولها باید فقط در چند صد کیلومتر مربع تهران خرج شود،  و بقیه کمترین حساب را دارا شوند.  البته خوب است،  پایتخت یک کشور بسیار زیبا و جانانه باشد،  اما در این شرایط،  که بقیه ایران تا حدود زیادی رها شده است،  نباید بیش از اندازه به تهران رسید.  آیا فقط خرج های کلان انواع پل های هوایی و زمینی و دریایی و نامرئی و… در تهران درست است؟  آیا باید با تبلیغات در این موارد،  موجب اغفال همه شده،  و به به از این و آن گفته شود؟  نمی دانم چرا!؟  فقط می دانم که مردم سطحی نگری می کنند،  به همان سطحی نگری که دروغ های تاریخ را با چند داستان الکی بدون سند و مدرک،  فقط بر اساس تبلیغات درباره دروغها،  آنچنان می پذیرند،  که انگار در آن زمان و آن شرایط بوده اند.  خرج زیاد در تهران،  باعث صدمه به همه ایران است.  بنظر من،  دلار به این قیمت،  سوبسید بسیار عالی و فوق العاده به سرمایه و پول در تهران است،  آیا دلار باید به همین قیمت در تمام ایران تقسیم شود؟،  آیا بسیاری از درآمد های سرمایه ای،  حاصل از دلار سوبسیدی است؟.
ﻣﺮﺩ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﭼﻪ ﻛﺸﻜﯽ ﭼﻪ ﭘﺸﻤﯽ
      تصویر 8372 ،  ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﮔﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺮﺩ،  ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﮔﺮﺩﻭﯼ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪ،  ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺪﻥ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺷﺪ،  ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ ﺳﺨﺘﯽ ﺩﺭﮔﺮﻓﺖ،  ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﯾﺪ،  ﺗﺮﺳﯿﺪ!  ﺑﺎﺩ ﺷﺎﺧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻛﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻑ ﻭ ﺁﻥ ﻃﺮﻑ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ!  ﺩﯾﺪ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯾﺶ ﺑﺸﻜﻨﺪ.  وحشتزده شد!  ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﺑﻘﻌﻪ ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:  ﺍﯼ ﺍﻣﺎمزاده!  ﮔﻠﻪ ﺍﻡ ﻧﺬﺭﺗﻮ،  ﺍﺯ ﺩﺭﺧﺖ ﺳﺎﻟﻢ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﯿﺎﯾﻢ.
      ﻗﺪﺭﯼ ﺑﺎﺩ ﺳﺎﻛﺖ ﺷﺪ ﻭ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﻗﻮیتری ﺩﺳﺖ ﺯﺩ،  ﺟﺎﯼ ﭘﺎﯾﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻛﺮد ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﮔﺮﻓﺖ.  ﮔﻔﺖ:  ﺍﯼ ﺍﻣﺎمزاده!  ﺧﺪﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺑﭽﻪ ﻣﻦ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺗﻨﮕﯽ ﻭ ﺧﻮﺍﺭﯼ ﺑﻤﯿﺮﻧﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ ﮔﻠﻪ ﺭﺍ ﺻﺎﺣﺐ ﺷﻮﯼ.  ﻧﺼﻒ ﮔﻠﻪ مال تو،  ﻧﺼﻔﯽ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ!  ﻗﺪﺭﯼ ﭘﺎیینترﺁﻣﺪ،  ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺰﺩﯾﻚ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ:  ﺍﯼ ﺍﻣﺎمزاده!  ﻧﺼﻒ ﮔﻠﻪ ﺭﺍ ﭼﻄﻮﺭ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﻛﻨﯽ؟  ﺁﻧﻬﺎ را ﺧﻮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﺩﺭﻋﻮﺽ ﻛﺸﻚ ﻭ ﭘﺸﻢ ﻧﺼﻒﮔﻠﻪ مال تو!
      ﻭﻗﺘﯽ ﻛﻤﯽ ﭘﺎیین تر ﺁﻣﺪ ﮔﻔﺖ:  ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻫﻢ ﻛﻪ ﺑﯽ ﻣﺰﺩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﺸﻜﺶ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ،  ﭘﺸﻤﺶ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ!  ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻗﯽ ﺗﻨﻪ ﺭﺍ ﺳُﺮﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﭘﺎﯾﺶ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺳﯿﺪ،  ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﮔﻨﺒﺪ ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:  ﻣﺮﺩﺣﺴﺎﺑﯽ ﭼﻪ ﻛﺸﻜﯽ ﭼﻪ ﭘﺸﻤﯽ؟  (ﻛﺘﺎﺏ ﻛﻮﭼﻪ؛ ﺍحمد شاملو)
کشف کوره ‌های آجرپزی
      تصویر اثار تاریخی عکس شماره 7984،  کشف کوره‌ های آجرپزی در محوطه باستانی کهنک سربیشه "خراسان نیمروزی(جنوبی)"  فصل دوم کاوش در محوطه باستانی کهنک سربیشه – خراسان جنوبی به کشف سازه های مهرآزی(معماری)، قطعات سفال، خرابه‌های یک آسیاب و نشانه‌های وجود دو کوره آجرپزی انجامید.
      در کاوش های صورت گرفته در این ترانشه سازه های مهرآزی(معماری) مربوط به سده های سوم و چهارم هجری و دوران میانه اسلامی و قطعات سفال مربوط به این دوران ب دست آمده است.  با توجه به کاوش های انجام شده می توان گفت:  نخستین استقرارهای ایجاد شده در این پیرامون استقرارهای همیشگی و ثابت مربوط ب سده های سوم و چهارم هجری بوده ک پس از مدتی تخریب و در بخش های میانی محوطه، سازه های مربوط ب قرون میانی اسلامی ایجاد شده است.
      در سونداژ لایه نگاری ک در بخش نیمروزی(جنوبی) ترانشه 10×10 متر ایجاد شده بین لایه استقراری نخستین و لایه های مهرآزی مربوط ب سده میانه اسلامی یک وقفه زمانی دیده می شود ک بر روی این لایه سازه های دوره سلجوقی ایجاد شده است.  با پایان استقرار در دوره سلجوقی کم کم محوطه دچار رکود شده و سکونتهای فصلی یا موقت تنها در بخش های باختری(غربی) محوطه مشرف به روستای کهنک ایجاد و از زمین بخش های خاوری(شرقی) و میانی محوطه بفرنام (بعنوان) زمین کشاورزی استفاده شده است.
       در دوره های پایانی استقرار استحکاماتی در بلندترین بخش محوطه بچم(یعنی) تپه ای ک در بخش باختری وجود دارد ایجاد شده ک تا پایان دوره تیموری سرپابوده و پس از این دوران ارگ(قلعه) دچار تخریب شده است.  در بررسی های سطحی در این محوطه آثار سازه های مهرآزی مربوط به سده میانی اسلامی خرابه های یک آسیاب مربوط به دوره قاجار نشانه های وجود دو کوره آجرپزی در پیرامون قابل دید است.
آثاری از چغامیش
      تصویر بخشی از آثار بازمانده های «چغامیش» نخستین بُنچاق (مدارک) فرنشینی (مدیریت اداری) ایران است،  بازمانده های آثار بُوَش (موجود) در پیرامون چغامیش از این روی بسیار ارزشمند است ک نخستین «بنچاق فَرنشینی در ایران» را رو نمایی میکند،  عکس شماره 7985.
      سه تا چهار هزار سال پیش از ترسا (میلاد) زمان (جوامع) فرنشینی دگرگونی (تحول) شدند و ب سوی شهرنشینی رفتند، ب همین شُوند (دلیل) یک بازرگانی بین ساتراپی (استانی-منطقه ای) برقرار شد ک از ارزشمندترین بنچاق آن توپک‌ های گِلی هستند ک میان آن‌ها ژتون قرار داده می‌شد و نمایندگانی ک اراده داشتند یک داده (شیء) را از یک جایی در جایگه دیگر ب فروش برسانند، کالا را ب همراه مُهری ک روی این توپک‌های گلی زده می‌شد ب جای ک اراده فروش داشتند برده و داد و ستد می‌کردند.
      با گذشت 200 سال از آن هنگامه بدین روند دپیره (خط ) ریخت شناسی خود را بدست آورد، چون پیشه فرنشین در این بازمانده ها به روشنی برنامه‌ریزی شده بود.  جهانمیر استخری پژوهشگر تاریخ ایران باستان.
محور ساسانی فارس
     تصویر اثر تاریخی،  عکس شماره 7986.  پرونده میراث جهانی محور ساسانی فارس تا پایان امسال آماده و تکمیل می شود.  در حال حاضر گروه های تخصصی ویژه ای در حوزه های مدیریت، مستند نگاری، آسیب شناسی، حفاظت و مرمت همچنین پژوهش تشکیل شده است،  ک فعالیت این گروه زیر بنای تهیه پرونده میراث جهانی محور ساسانی (شهرستان فیروز آباد) است.
      هم اینک 200 میلیون تومان اعتبار برای فعالیت های پژوهشی این گروه های تخصصی اختصاص یافته است،  در واقع سازمان میراث فرهنگی کشور در مرحله اول به یک ساماندهی محیطی و خواناسازی تری در مجموعه آثار تاریخی فیروز آباد رسیده ک یکی از اهداف این اقدام معرفی شایسته آثار را به بازدید کنندگان است.  با نگاه دقیق کارشناسی دوباره محور ساسانی فارس ب ویژه آثار شاخص شهرستان فیروز آباد مورد بررسی قرار گرفته:  کریدور ساسانی جنوب فارس در واقع شامل آثار موجود در شهرستان فیروزآّباد شامل قلعه دختر، آتشکده شهر گور، پل، چهارطاقی و مناطقی چون فراشبند و بیشاپور می باشد که هدف، مدیریت و حفاظت یک پارچه از این آثار است.
      در این محور تاریخی باید ایستگاه های اطلاع رسانی منضبط تر شوند. همچنین تابلوهای محلی از نظر گرافیکی محیطی ساماندهی شوند و تمامی روستاهای اطراف نیز به سازی گردد چرا که این نوع اقدامات برای ثبت جهانی این محور یک ضرورت است.  همچنین در زمینه جا به جایی روستاهای آشتکده نیز بایستی گفت : ساماندهی روستا در اولویت است و قصد جا به جایی این روستا را نداریم زیرا اگر مردم را از اینکه منطقه خارج شوند به نوعی حفاظت از آثار سخت تر خواهد شد چرا ک سازمان میراث فرهنگی مخالف استقرار مردم محلی در اطراف و روستاهای نزدیک آثار نیست اما باید ضوابط میراث فرهنگی رعایت شود.
      گفتنی است قلعه دختر فیروزآباد در شش کیلومتری جاده فیروزآباد به شیراز در دامنه کوهی مشرف به جاده قرار دارد که پس از طی مسافتی حدود ۳۰۰ متر می‌توان به قلعه رسید. همچنین آتشکده فیروز آباد یکی از بناهای مهم دوره ساسانیان در فارس است که در نزدیکی شهر فیروزآباد واقع شده است.
یادی از فاطمه اصغر زاده
      تصویر فاطمه اصغر زاده هنرمند پیشکسوت صنایع دستی"خراسان شمالی" که در دل خاک آرام گرفت،  عکس شماره 7994،  فاطمه اصغر زاده پیشه ور (صنعتگر) چادر شب باف خراسان شمالی به شوند (علت) کهولت سن در گذشت.  روانشاد فاطمه اصغر زاده هنرمند چادر شب باف ک سالیان زیادی در این عرصه فعالیت کرده و در زمینه ایجاد اشتغال برای جوانان جویای کار و خدمت به مردم خوب و شریف خراسان شمالی با کار های خداپسندانه در کشور منشاء خیر بودند شب گذشته برای همیشه خاموش و در دل خاک آرام گرفت.
      روانشاد بانو فاطمه اصغر زاده متولد 1312از کودکی به این پیشه مشغول بود و تا کنون هزاران چادرشب، دستمال و حوله را به روش سنتی بافته است.  در گذشته همه مراحل تولید پارچه از نخست ک تهیه نخ ابریشم و پس از آن رنگرزی با مواد طبیعی گرفته می شود همه و همه را با دست و ابزار فراهم می کرده است.  وی ده ها نفر از دختران روستایی را به طور رایگان آموزش داده است. —
قومیت ساکنان شهر سوخته
     تلاش برای پی بردن به منشاء و قومیت ساکنان شهر سوخته بهره گیری از دانش های میان رشته ای برای استخراج حداکثر اطلاعات از داده های استخوانی فصل چهاردهم کاوش در شهر سوخته سعی شد DNA میتوکندری (سلولی) افراد استخراج شود تا بتوان به منشا و قومیت نمونه های بدست آمده پی برد.
فصل 14کاوش در شهر سوخته از 9آذر ماه شروع و در 30 دیماه مسال به اتمام رسید. کاوش در قبرستان، بررسی های انسان شناسی، بررسی آسیب ها و بیماری های جامعه باستانی از طریق تجزیه و تحلیل بقایای انسانی و خاک قبور، طبقه بندی و مطالعه مواد ارگانیک، مطالعه و تحلیل داده های آماری و ایجاد بانک اطلاعاتی بزرگ در شهر سوخته مواردی بود که در این فصل از کاوش به آن پرداخته شد.
      با توجه به تعدادی از اشیای یافت شده در این کاوش از قبیل جام مرمری، قطعه چرم نقاشی شده، عود سوز منحصر به فرد و… ک در این کاوش علاوه بر مرمت اشیای کشف شده به حفاظت و نگهداری آنها نیز توجه ویژه شده است.  مسئله ایجاد بانک اطلاعاتی جامع در این فصل بسیار مهم بود از این رو با همکاری دانشگاه تربیت مدرس توانستیم مراحل اولیه تشکیل این بانک اطلاعاتی را طی کنیم و امیدواریم در آینده نزدیک بتوانیم از امکانات این بانک اطلاعاتی بهره مند شویم.
      مطالعات زمین شناختی نخستین گام کاوش،  به منظور انجام کاوش در شهر سوخته در ابتدا بررسی های زمین شناختی را آغاز و حدود 12هکتار از وسعت این محوطه تاریخی مورد بررسی قرارگرفت. امسال 10مکان براساس نقشه های زمین شناختی مشخض شد و در این فصل بر روی برخی از آلومانی های مغناطیسی گمانه در نتیجه به ساختار ویژه رسیده و کار کاوش را در آن مکان ها آغاز گردید.
کشف بنایی منحصر به فرد در کارگاه شماره 26،  این فصل از کاوش های باستان شناسی در بخش مسکونی شهر سوخته در کارگاه 26ادامه یافت و باستان شناسان موفق شدند بنایی متعلق به دوره چهارم استقرار در شهر سوخته را مورد کاوش قرار دهند.  این ساختمان که در بخش مسکونی مرکزی شهر سوخته واقع شده بنایی بسیار ویژه دارد که تا کنون مورد کاوش قرار نگرفته بود.  در این ساختمان 2 دیوار هر کدام به قطر یک متر در یک متر به همراه 9عدد پشتیبان در اندازه یک متر در یک متر در هر سمت یک دالان را تشکیل داده که تا بستر تالاب مرکزی ادامه دارد.  در مجموع می توان گفت: تمامی گمانه های مورد کاوش در کارگاه 26 را در سه لایه می توان طبقه بندی کرد که عبارتند از لایه بالایی، لایه صفر و لایه نخست.
      انواع تدفین نشان از آزادی اعتقاد در شهر سوخته دارد،  حفاری ها در این منطقه به ما کمک می کند که به اعتقادات مردمی که در این شهر زندگی می کرده اند پی ببریم.  بخش گورستان شهر سوخته ویژگی خاص دارد و آن این است که مواد فرهنگی به دست آمده از آن به دلیل پنهان ماندن در زیر لایه های زیرین خاک بکر و سالم هستند.  در این فصل 77 قبر مورد کاوش قرار گرفت و 84 اسکلت و 51 شی تاریخی از آن بیرون آورده شد.  در این گورستان 10 نمونه ساختار قبر وجود دارد و این نشان دهنده وجود آزادی اعتقاد در زمان حیات مردم در این شهر بوده است.  در این کاوش 4 نوع قبر با عنوان های چاله ای ساده، دو قسمتی، کاسه ای و سردابه ای یافت شد که از خصوصیات قبور کاوش شده در این فصل نبود بقایای قربانی در قبور و نبود مهر بود.
      خاک شهر سوخته محلی امن برای پارچه ها،  در این فصل از کاوش حجم زیادی از پارچه در بخش گورستان و مسکونی پیدا شد که عمدتا از الیاف حیوانی و گیاهی تشکیل شده بودند.  با توجه ب حجم زیادی از پارچه که در این محوطه تاریخی تا کنون کشف شده است، نشان می دهد بافت خاک شهر سوخته به دلیل نمکی که دارد باعث شده پارچه های در آن مقاوم باقی بمانند.  اغلب پارچه های یافته شده در این فصل از کاوش از پشم شتر تهیه شده اند.
      زنی چشم مصنوعی با 180سانتی متر قد،  از نمونه های استخوانی و دندانی ساکنان شهر سوخته در این فصل از کاوش برای آزمایشهای ژنتیک نمونه برداری شد.  تمامی جمجمه های مورد مطالعه در این فصل از دسته دلیکو سفالی و مزوسفالی بودن و در آنها یک جمجمه با عارضه پوستی و یک جمجمه مبتلا به بیماری هیدوسفالی (بزرگی جمجمه ) پیدا شد.  با استفاده از دانش های میان رشتهای برای استخراج حداکثر اطلاعات از این داده های استخوانی و دندانی در اینفصل از کاوش سعی شد با برداشت صحیح نمونه استخوانی بتوان DNA میتوکندری (سلولی) این افراد را استخراج کنیم و با تعیین ترکیب ژنتیکی و مقایسه هاپلو گروپ این افراد در بین موقعیت های مختلف بتوانیم به منشا و نوع موقعیت نمونه های شهر سوخته و اختلاف آنها در جمعیت جهان بپردازیم تا گامی بلند در شناخت بیشتر این منطقه برداشته شود.
     میانگین سنی مردمان شهر سوخته بالا نیست و تنها یک زن با سنی بیش از 45 سال مشاهده شده است.
مردم شهر سوخته از قامت متوسطی برخوردار بودند به ‌طوری که میانگین قد خانم‌ها از 160 تا 165 و میانگین قد آقایان از 165 تا 170برآورد می‌شود. البته در این میان زن صاحب چشم مصنوعی استثنا محسوب می‌شود چرا که قامت او از 176 تا 180 سانتی‌متر تخمین زده می‌شود.
       کشف 3 مورد ابزار شمارشی در شهر سوخته،  با نگاهی ژرف تر ک در این فصل از کاوش به بررسی اشیا به جا مانده از ساختار اداری شهر سوخته گردید، داده هایی شامل مهر ها و اشیا شمارشی به دست آمده در سالهای 88 و 93 پرداخته است در این کاوشها 14مهر با نقوش مختلف مورد برسی قرار گرفت.  با توجه ب اینکه در این سالها 56 اثر مهر به دست آمد، ابزار شمارشی یا ژتون هایی شامل ژتون ساده، پیچیده و پاکت های گلی در طول تحقیق در این سالها یافت شد.  در تحقیقات انجام شده در این فصل از کاوش فضولات گوسفند، بز، فک جانوران و…. مورد بررسی قرارگرفت.  در این فصل از کاوش 100 نمونه انسانی بسته بندی و به آزمایشگاه فرستاده شد.
قدمت 7هزار ساله تهران
      تصویر آثار تاریخی،  عکس شماره 7989.  قدمت 7هزار ساله تهران تأیید شد،  مسافر چشمه علی، اصطلاحی برای تداعی برخی ویژگی های «ارتباطی» و «مبادلاتی» بین تپه چشمه علی و مکان تازه کشف شده در جنوب خیابان مولوی است و نه نامی خاص برای فرد تدفین شده یا تعیین هویت او.  سازه حرارت دیده در بالای محل دفن اسکلت نشان از آن دارد که این منطقه به طور یقین سکونتگاهی بوده که در آنجا زندگی جریان داشته و پخت و پز انجام می شده است.
      این اسکلت بنابر شواهد،  متعلق به زمانی است که مردگان را در کف اطاق ها دفن می کردند تا جایی که تکه های استخوان و سازه حرارتی وجود دارد به طور یقین سکونت وجود داشته است.  در حال حاضر گروه کاوش فقط یک گور را پیدا کرده است و در صورتی که حفاری ها ادامه یابد شاید بقایای معماری و گور های دیگری هم آشکار شود.
      با توجه ب فاصله 7 کیلومتری مکان کشف این اسکلت با تپه چشمه علی به خط مستقیم، به طور حتم در اطراف تپه چشمه علی محوطه ها و روستاهایی وجود داشته و هیچ بعید نیست محل مورد بحث از جمله چنین سکونتگاه هایی بوده است. با شواهد موجود می توان به این نتیجه رسید که قدمت سکونت در محدوده ای که امروزه به تهران موسوم است به هفت هزار سال می رسد.  ب هر روی این کاوش ها، چهار دلیل عمده زیر را تاییدی بر درستی اظهار نظر کاوشگران برشمرد.
      نخست از نظر فرهنگی با توجه به یافته های بدست آمده شامل آثار معماری، نوع تدفین و نوع سفال های بدست آمده، این آثار معرف فرهنگ پیش از تاریخ فلات مرکزی ایران است.  دلیل دوم از نظر خرده فرهنگ، آثار بدست آمده معرف حوزه فرهنگی دشت ری می باشد.دلیل سوم اینکه از نظر جامعه شناسی، این اطلاعات معرف جامعه طبقاتی پیش از تاریخی در حوزه فرهنگی دشت ری است. چون در دشت ری ما با سه نوع تقسیم بندی مواجه ایم؛ اول جوامع بی طبقه، دوم جوامع طبقاتی و سوم جوامع سلسله مراتبی.
     به دلیل بدست آمدن اسکلت و نوع تدفین، هدیه گور و نوع معماری، این آثار را احتمالا متعلق به جوامع طبقاتی است که در صورت انجام کاوش های گسترده، اطلاعات ما از آن کامل تر خواهد شد.  چهارمین دلیل قدمت تخمین اسکلت است چرا ک نوع تدفین و سفال بدست آمده در کنار آن بر اساس مطالعات مقایسه ای و شناخت شناسی در ادبیات باستان شناسی در بازه زمانی 6250تا7200سال قبل قرار می گیرد ، به همین جهت بیشتر باستان شناسان عدد رند یا همان 7هزار ساله را در نظر می‌گیرند.
     حال با توجه به ظرف قرمز منقوشی که بالای سر اسکلت پیدا شده می توان بدون تردید اعلام کرد که این ظرف متعلق به سنت سفالگری رایج در تپه چشمه علی بوده است. براین اساس قدمت نسبی تخمین زده شده برای اسکلت همان 7 هزار سال است.  ب هر روی تا پیش از تکمیل پژوهش های علمی هنوز برای نتیجه گیری هایی از این دست خیلی زود است.  و در این راستا، کاوش ها باید ادامه یابد.
درس انشا
     آموزش و پرورش به درس انشاء در مدرسه ها بها نمیدهند.  انشاء چیست؟  انشاء مطلب کوتاه و بلندیست که تحت عنوانی مشخص، توسط دانش آموزان نوشته میشود.  اهداف این مادۀ درسی شامل،
1 ـ  توانا شدن دانش آموزان در نوشتن.
2ـ  آگاه شدن به شناخت واژه ها، اصطلاح ها و ظرایف زبان.
3 –  توانا شدن در توصیف.
4 –  پرورش قوای فکری، تعقل، تحلیل، استدلال، استنتاج، قدرت بیان و انسجام مطلب.
5 ـ  بکارگیری اندوختۀ ذهنی و فعّال کردن دایرۀ واژگانی.
      دلایل غیر فعال بودن کلاس های انشاء:
1 ـ  اهمیت ندادن به درس انشاء.
2 ـ  فقدان کتاب راهنما و جزوه های درسی در آموزش انشاء.
3 ـ  فقدان مادۀ انشاء در نظام دانشگاهی و تربیت آموزگاران متخصص در امر نگارش.
4 ـ  مورد بحث قرار نگرفتن مسائل روز و تکراری بودن عنوان های بی خطر، بی ضرر و بها ندادن به گفتگو و مزایای آن، تا زبان دانش آموزان در گویش، شیوائی و بلاغت پرورش پیدا نکند.
5 –  وجود حروف هم صدا و ترس از داشتن غلط املائی.
6 ـ  ترس نظام سیاسی و نهاد های کشوری از باز شدن زبان انتقاد، پیدائی مغز های نقاد و پدید آمدن قشر روشنفکر.
7 ـ  بار آمدن نسلی مطیع، سربزیر، ترسو و عاجز از درک و بیان درد ها، خفه کردن بغض ها در گلوها، بسته نگاه داشتن جامعه و ذهن دانش آموزان از رسوخ اندیشه های نو و بروز ناآرامی های اجتماعی.
8 ـ  عدم تشویق دانش آموزان و آموزگاران به مطالعه، کر، کور و لال نگاه داشتن آنها در پرداختن به موضوعات جدی، بیگانه ماندن با تضاد و تناقض، علت و معلول، امتناع تفکر و بسته نگاه داشتن مغز ها از درک مسائل و کالبدشکافی مشکلات در پیکر جامعه.
9ـ  پی نبردن به علتهای ایستائی، سکونزائی، نقش بازدارندۀ سنت، در جا زدن جامعه و حرکت در شیار تابو های مقدس دینی غربی، تا درها همواره بر پاشنۀ منافع اقلیت چموش و به زیان اکثریت محروم بچرخد تا بازتاب آن چرخش معطوف به سرگرم شدن تحصیلکردگان و طبقۀ متوسط به مسائل مبتذل باشد …
جشن اردیبهشتگان
گان = غرش، خروش، صدای بزرگ،  جهت اطلاع در اینجا
      جشن اردیبهشتگان روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشیدی به نام اردیبهشت امشاسپند است.  گاه شماری ایران باستان، روز سوم هر ماه و ماه دوم هر سال خورشیدی به نام اردیبهشت امشاسپند است.  زرتشتیان، اردیبهشت روز از اردیبهشت ماه را جشن می گرفتند،  و آن را "اردیبهشتگان" می نامیدند.  سومین یشت از اوستا به نام همین امشاسپند است.  این امشاسپند نماینده قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان است. درباره وی آمده است که:  " اردیبهشت را خویشکاری (=وظیفه) این است که دیوان نهلد تا روان دروندان را در دوزخ به بیش از گناهی که ایشان را است پاد افراه کننده و (دیوان را) از ایشان باز دارد."
      ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان، لباس سپید رنگ می‌پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است. زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان (دوم اردیبهشت) از سویی دیگر همزمان است با زمانی که در بسیاری از مناطق ایران، گلها شکوفا شده‌اند. از این رهگذر، این جشن به نوعی جشن گلها نیز بدل شد؛ جشنی که اکنون در هلند نیز تقریبا همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار می‌شود.
      درباره آداب و رسوم مربوط به اردیبهشتگان اطلاعات زیادی در دست نیست اما مطابق جشنهای دیگر، ابوریحان بیرونی به آن اشاره نموده است که روز سوم اردیبهشت ماه، اردیبهشت روز است و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد، برای آنکه هر دو با هم متفق شده اند. معنای این نام، آن است که راستی بهتر است و برخی گفته اند که منتهای خیر است و اردیبهشت ملک آتش و نور است و این دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به این کار موکل کرد.
      به موجب یزدان‌شناسی اوستایی اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اشه و  هیشته و یا ارته ‌و هیشته می‌باشد.  جزء اول اشه یا ارته به معنی درستی و راستی و نظم و جزء دوم صفت عالی است.  به معنی بهترین پس رویهم به معنی بهترین راستی یا بهترین نظم و قانون می‌شود.
     چنانکه همهٔ امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند این امشاسپند در جهان مینوی نمایندهٔ پاکی و راستی و نظم و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو محول است.  در این مورد منظور از آتش نظم و داد و راستی و پارسایی است چون در آیه‌ای از اوستا ملاحظه می‌شود که اهریمن با ظهور زرتشت می‌گریزد با فریادی این چنین که «زرتشت مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نمایندهٔ بی‌نظمی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان می‌گردد.
روز بزرگداشت سعدی
     تصویر آرامگاه سعدی شیراز و انوش راوید،  عکس شماره 3808،  اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی که فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند، یادروز سعدی نام گرفته است.  سعدی نه تنها در شیراز و نه تنها در کشور خود بلکه در همه جهان نامی آشنا و شناخته شده است به طوری که از میان بزرگان ادب،  تنها شعر او است که بر سردر مقر سازمان ملل در نیویورک نوشته شده است.  در هر حال از سعدی باید به عنوان جان مایه فرهنگ ایرانی و حرمت قلم یاد کرد سعدی سفیر انسانیت، همبستگی و همزیستی است و برای گفت و گوی فرهنگ ها و تمدنها با اشعار زیبای خود زمینه‌سازی کرده است.
      استاد سخن در اشعار خود به عالم معنویت،  عرفان و فلسفه ورود کرده است و به بیان دردها و مشکلات بشریت و ارائه راه حل پرداخته است.  تاثیر پذیری شاعران سرزمین‌ های دیگر از شعر و ادبیات سعدی نیز موضوعی است که در پژوهش‌ های مختلف به آن پرداخته شده است.  در طول قرن‌ های گذشته در ایران و خارج از ایران کسانی که زبان و ادب فارسی آموخته‌اند،  همگی از برکت وجود سعدی و آثار گرانبهای وی چون گلستان بوده است و این ارزشها است که پاسداشت نام و یاد سعدی را پیش از پیش ضروری ساخته است.
برج نقاره‌خانه و قلعه طبرک
   کوه نقارخانه ــ  یا کوه طبرک نام کوهی است در ری که در آن آثار باستانی فراوان وجود دارد.  تصویر شماره 7996.
   برج نقاره‌خانه  ــ  ب در ناحیه شمالی امین آباد شهر ری و بر بالای کوه ری قرار دارد.  به گفته برخی منابع این برج آجری که ارتفاع آن به سه متر می‌رسد، در حدود ۱۰۰۰ سال پیش به دست شخصی به نام «بزرگ امید» جهت استفاده شخصی ساخته شد. به گفته برخی پژوهشگران ممکن است این مکان مقبره یکی از شاهان سلجوقی باشد.  برج نقاره‌خانه دارای ساختاری متشکل از لاشه سنگ و گچ است ونمای آن تزیینات آجرکاری به همراه قوس‌های جناغی تزیینی دارد.  به احتمال زیاد، اسکلت برج با سنگ بنا شده و سپس روی آن را آجرچینی کرده بوده‌اند.
   گنبد فخرالدوله یا امیراینانج ــ  همانند برج،  در مورد سلجوقی یا آل‌بوئی بودن این گنبد هم در منابع اختلاف هست. برخی آن را گورستان سلطنتی آل‌بویه خوانده و گنبد را گنبد فخرالدوله دانسته‌اند. فخرالدوله حاکم آل بویه بود که در قلعه طبرک درگذشت. در مقابل برخی منابع گنبد امیر اینانج خوانده شده است و آن را به حسام‌الدین سنقر اینانج که والی ری در عصر سلجوقیان بود که به دست غلامش کشته شد منسوب می‌کنند.  این گنبد که ساختمان آن تا دوران قاجار پابرجا بوده، امروز ویران شده و تنها بقایای شالوده‌ آن بر جای مانده است.
   قلعه طبرک ــ  قلعه طَبَرَک دژی تاریخی در شهر ری بود.  این بارو و حصار شهر آثار بر جای مانده از دوران خلفای عباسی و مهم‌ترین آثار اسلامی ری است که شامل یک رشته دیوارهای خشتی و سنگی است. داخل حصار بقایی به نام قلعه طبرک وجود داشت که به دستور طغرل سلجوقی با خاک یکسان شد. در بالای کوه نیز نقشی از بهرام گور بود که بعدها در دوران قاجاریه صورت فتح‌علی‌شاه را به جای آن تراشیدند.
   تخریب و عدم نگهداری ــ  آثار تاریخی موجود در دامنه کوه نقارخانه بدون متولی و نگهبان رها شده و به محلی برای تجمع معتادان بدل گردیده‌اند.  همچنین فعالیت‌های انفجاری کارخانه سیمان ری موجب در خطر گرفتن آثار موجود در دامنه کوه‌های ری از جمله گورستان سلطنتی آل‌بویه، برج نقاره‌خانه و نیز آرامگاه بی‌بی شهربانو گردیده بود که منجر به شکایت سازمان میراث فرهنگی از این کارخانه شد.
 
لوح سنگی
      عکس لوح سنگی دوران هند و پارتی،  که صحنه پرستش اتش را نشان میدهد.  این آیین در دین ودایی اگنی هورتی به معنای پرستاری از آتش است.  اگنی هورتا در زمان طلوع و غروب افتاب به نیت پاکسازی روان انجام می گیرد.  در اگنی هورتا نماز گذار خود را با آب پاک می سازد،  آنگاه در برابر آتش مقدس ایستاده و سرودها و نیایش های آتش را می خواند.  گاهی تمام شب در برابر آتش ایستاده و سرود می خواند که به آن عمل اگنی سایانا گفته میشود.  قربانی کردن در برابر آتش هم در وداها هم در اوستا ریشه دارد،  که در سانسکریت اگنی ستومه نامیده میشود.  عکس شماره 7993.
نماهنگ تمدن جیرفت
      تصویر اثار جیرفت، عکس شماره 8375،  سال ۲۰۰۳ پس از غارت و تخریب آثار سایت باستانی جیرفت،  بوسیله شبکه های سازمان یافته قاچاق،  که تبدیل به یک آبروریزی بین‌المللی برای ایران شد،  باستان‌شناس شناخته شده ایرانی دکتر یوسف مجیدزاده و گروه بزرگی از کارشناسان توانا،  کار کاوش و بررسی را در جیرفت آغاز کردند.  در ابتدای کشف جیرفت،  هیأتی باستان شناسی ایرانی بود،  و افتخار کشف و معرفی یافته‌ های جیرفت،  بعد از صد سال حیات باستان‌شناسی در ایران،  به نام ایرانیان و نه خارجی‌ها ثبت شد.  این گروه برای جلوگیری از حفاری‌ های غیر قانونی،  و گردآوری آثار کشف شده،  به مسائل فرهنگی و قومی مردم آن‏جا متوسل شد.  آنها ضمن فرهنگ‌سازی مداوم،  و ارتباط با مردم بومی،  کاری کردند،  که بسیاری از اشیا به صورت داوطلبانه توسط مردم بازگشت داده شد.  این گروه بیش از دو کیلومتر مربع از شهر باستانی را کاوش کردند،  و نیز اعضا گروه مقالات و کتاب ‌های متعددی به زبانها مختلف دنیا منتشر کردند.
      اما با یک چرخش غیر اصولی و ملی در آن زمان،  مدیریت باستان‌شناسی کشور تصمیم گرفت،  در محوطه ‌های مهمی هم‌چون جیرفت، شهر سوخته، شوش، تخت جمشید، حسنلو و … ابتکار عمل را به‌دست خارجی‌ها بسپارد.  با دعوت از باستانشناسان فرصت‌طلب خارجی،  خصوصا باستان‌شناسان انگلیسی همچون راجر ماتیوس،  که به ‌کرات از نامی‌ جعلی برای اشاره به خلیج فارس در نوشته‌ هایشان استفاده کرده بود،  باعث شد در عمل این پروژه‌ها غیر از اتلاف بودجه‌ های میلیاردی،  تخریب بیشتر محوطه‌ها،  نتیجه ‌ای نداشته باشند.  با این سیاست باستانشناسان لایق و با سابقه ایرانی،  مورد بی‌حرمتی قرار گرفته،  و بار دیگر به اجبار گوشه نشین شدند.  در نهایت تمامی بودجه‌ های مربوط به کاوش در جیرفت قطع شد.  به این ترتیب قدیمی‌ترین تمدن شرق باستان و محل احتمالی پیدایش قدیمی‌ترین خط در جهان،  دوباره به دست قاچاقچیان سپرده شد،  تا با کندن گودال‌ های بیشتر آثار بیشتری را تخریب کرده و اشیا بیشتری را از ایران خارج کنند.
      با این روند نهال پژوهش‌ها در این محوطه مهم،  از ریشه خشکانیده شد.  همچنین با اقدامات غیر ملی دیگر،  باعث شد محوطه ‌های باستانی بیشتر تخریب شوند،  و اشیا بیشتری از مرزها خارج شوند.  این تصمیمات نادرست نه‌تنها در کوتاه مدت باستان‌شناسی ایران را نابود می کند،  بلکه در دراز مدت تمامیت ارضی و هویت ملی را نیز تهدید خواهد کرد.  در حقیقت دعوت‌نامه‌ نانوشته ای به دور و نزدیک فرستاده شده،  تا بیایند با فراغت خاطر،  بدون حضور باستان‌شناسان و دیگر کارشناسان ایران،  میراث فرهنگی و معنوی و آثار باستانی را تاراج کنند،  و در موزه‌ های‌شان به نام خود به‌نمایش بگذارند،  و در کتابهایشان با عناوین من ‌درآوردی منتشر کنند.  منبع اینترنت.
   نظر انوش راوید:  علت این است،  که غرب نمی تواند قبول کند تمدن کهن جی اولین تمدن جهان بوده است،  و تمدن از ایران به تمام جهان رفته است.
تخصص دمکراسی ادب
      تصویر انوش راوید در آثار باستانی،  عکس شماره 7991.  درون هر یک از سه موضوع فوق،  کلی تعریف نهفته است،  و مهمتر از همه لازم است و باید این سه موضوع توسط سیستم آموزشی به جوانان ایران یاد داده شود.  تقریبا امروزه همه مردم ایران در تمام موارد اظهار نظر و فضل می کنند،  بدون اینکه درکی از تخصص داشته باشند.  تقریبا تمام مردم فقط حرف و گفته و نظر خودشان را در بساطشان پهن می کنند،  و دیگران را نمی توانند بپذیرند.  همچنین هر گفتار و پندار و کردار،  که باب دلشان نباشد را،  به مسخره و اهانت و تندی پاسخ می دهند.
      در بخش نظرات صفحات مختلف،  این سه مورد بخوبی پیداست،  سریع بدون تحقیق و تأمل نظر می دهند،  و گفته های خودشان را بجا و درست می دانند.  تصور اینکه با این جماعت،  ایران بتواند قرن 21 را بپایان برساند،  سخت است،  زیرا این دوران زمان درک و درایت در سه مورد فوق است،  یعنی داشتن درک از تخصص و دمکراسی و ادب.  تنها دانستن تعریفی از این سه مورد مهم کافی نیست،  درک از آنها مهم است،  و نیز رساندن درک این سه مورد به دیگران،  که متوجه آنها نمی شوند.  من مسئولیت عدم دسترسی به آنها را،  سیستم آموزشی می دانم.
ضمیر ایستاده و زیبا
      تصویر کودکان ایران،  عکس شماره 8376،  سالهاست که به ضمیر ایستاده و زیباى "او" در فرهنگ ادبیات فارسى مى اندیشم، در کلاس هاى درس فارسى و انگلیسى، خارجیها برایشان بسیار جالب و علمى انسانى بود که ما ضمیر she براى زن یا he  براى مرد نداریم و تنها یک "oo" انسانى براى هر دویشان بکار میبریم، با مطالعه روى زبان هاى کردى، آذرى، و بسیارى از گوناگون و زیبا گویشها و لهجه ها، در فرهنگ ایرانیان نیز در میابیم که "انسان" و "انسانیت" همراه خرد و میهن پرستى، چه تاثیرات شگفت انگیزى در جامعه و کشور ایران براى سر افرازیشان داشته است، همزمان با این مدام اندیشى و اینکه چگونه باید این فرهنگ را حفظ و در رابطه با دوستى و عشق به همسایگانمان و جهان بکار ببریم، مهمترین اصل حیاتى و منبع نیرو بخش یک فرهنگ انسانى علمى نسل آینده ساز ایران و جهان یعنى کودکان ما هستند،  که همیشه نگرانشان بوده ام و مدام از آنها آموخته ام!  چرا؟
       کودکان عین طبیعتند!  آنها بطور جدى،  حتى بدون رفتن به مدرسه از ما پیشرفته تر! مهربانتر!  و مدام میخواهند به همنوعشان کمک کنند!  مدام دنبال کشف چیز هاى تازه اى هستند،  با یک سنگ،  یک تکه کاغذ،  یک قطعه گچ،  ساعتها خیره میشوند و کار هاى آفریننده و شگفت انگیزى انجام میدهند،  و آنقدر از نظر اخلاقى پیشرفته اند،  که همیشه هرچه دارند با غریبه ها قسمت میکنند،  و بدون توجه به آنها عشق میورزند.  کودکان دوست ندارند در دایره خانواده، اجتماع بمانند،  از آن بیرون میایند،  بکوچه میروند،  در خانه همسایه اخمو را میزنند و با لبخند سراغ هم بازى میگردند،  اگر به آنها بگویى این سیاه است،  آن سفید، او اروپایى یا افریقایى یا مسلمان و یهود و بهایى تعیین وابستگى نمیکند،  همیشه مى گوید "قشنگ است! خوب است! بهتر میشود!  و کنجکاویش براى شناخت او کیست؟ آنجا کجاست؟  براى داد و ستد نیست، براى تعیین آنکه او چه باید بکند نیست،  براى لحظه هاى پربار زندگیست که رشد کند و بعقب برنگردد،  مگر آنچه در ذهن تاریخیش از گذشته براى رشد و تغییر و تحول خاطره خوشى ایجاد کرده باشد و خاطرات بد را زود حاضر است که ترمیم کند.
      زندگى لوکس یا ساده را این ماییم که به آنها تحمیل مى کنیم،  ماییم که میگوییم این بد یا آن خوبست، آنها بسیار دقیق و کنجکاوانه به همه موجودات زنده مینگرند و دردناک میشوند،  اگر صدمه اى به آنها وارد شود،  اغلب وقتى سر بریدن حیوانات را مى بینند لب به گوشت نمى زنند،  اگر ببینند یک پلیس سفید یک نوجوان سیاه را کتک میزند،  بهمان اندازه متاثر میشوند وقتى مى بینند،  یک پلیس سیاه یک نوجوان سفید را ضرب و شتم مى کند،  و براى هر دو بطور یکسان وحشتزده و میل بکمک دارند،  وقتى سفره پهن میشود یا پشت میز غذا نشسته اند از پنجره گرسنه اى را مى بینند اصرار دارند او را بخانه و غذاى کم یا زیاد خود را با او قسمت کنند،  جالب اینجاست،  کودکان تمام اینکارها را بدون امتیاز انجام میدهند!
      جزو طبیعت آنهاست که اگر کسى زمین خورد و صدمه دید کمکش کنند،  اگر کسى چیزى کش رفت،  از ترس اینکه مبادا انگشتش را ببرند او را پنهان کنند و دیدم که همزمان میگویند  "دیگه اینکارو نکنیا! خیلى بده!  بیا با هم ببریم سر جاش"  مگر اینکه شکلات باشه که همونجا دخلشو میارن و دهانشونو پاک میکنن و در حالیکه قسمتى از پودر شیرینى رو لبا سشونه یا زبونشون رنگیه خودشان را جلوتر لو میدهند.  جزو طبیعت کودکان است که از هیچ چیز،  حتى دژخیمان و قاتلان یا شیر و پلنگ و مار نترسند و بخواهند نوازششان کنند،  و یا لخت و عور راه بروند و اگر چیز هاى عجیب و غریب دیدند بدون ملاحظه و کنجکاوانه پرسش کنند.  کودکان "خوش طینتند " بسیار عاقلتر، آرامتر، و صلح آمیز تر از بزرگترها عمل میکنند،  براى همین است که وقتى پدرها و مادرها و یا بزرگترها به هم پرخاش میکنند،  حرفهاى زشت مى زنند و یا چیزى به هم پرتاب میکنند،  آنها خود را در گوشه اى قایم و ساکت مى مانند.  اگر ساعتها با شما باشند وقتى گوش بدهید خسته نمیشوند،  ولى وقتى شما مدام در مغزشان انبار مى کنید میخواهند از شما فرار کنند بویژه در کلیسیا! مسجد! معبد و عبادتگاهها!  حتى در خانه که شما با عبادت و حرکات عجیب و غریب حوصله شان را سر میبرید و یا سعى دارید با آموزش دین،  خدا را واسط بین او و خود سازید.  کودکان بدون آموزش هاى مذهبى،  در عمل کار هاى نیک و زیبا بطور طبیعى و انتخابى انجام میدهند.  لازم نیست براى آنها وجود مردگان را با توهمات خویش ثابت کنید،  چرا؟
      کودک بطور طبیعى و انتخابى بیشترین عشق را بخودش و به شما مى ورزد تا شما هم به او عشق بورزید، چون عشق واقعى را در وجود خودش حس میکند،  این شمایید که در ذهن آنها موجود ساختگى مى سازید تا بوسیله او، نه خودشان، بخود و دیگران عشق بدهند و زندگى طبیعى و انتخابى سالمى داشته باشند این شرایط هاى ایجاد شده سالم انسانى و فرصت هاى رشد طبیعى است که کیفیت زندگى کودک را بالا برده و خود را مسؤل اعمال خود میکند،  تا از اشتباه کردن نهراسد و با شهامت و شرافتمندانه،  مستقل و آزاد باشد و تشخیص بدهد که اگر هر عمل نا درستى انجام داد باید برخیزد و درستش را با وجدان آسوده و سر افراز انجام بدهد،  و برایش مهم نباشد که اگر جهان سرزنشش کند،  این "او" انسانى اوست که با اراده او در تغییر و تحولش میکوشد.  خرداد ماه ٢۵٧۴  Marzieh
درس پلاسکو
      حادثه آتش سوزی و تخریب پلاسکو،  غیر از اینکه باعث اندوه مردم ایران شد،  باید درس هایی هم داشته باشد،  منجمله تدابیر امنیتی برای ساختمانها و شهر سازی،  و نیز آینده نگری در تخریب های بلند مرتبه ها.  از حدود ده سال دیگر در تهران و شهر های بزرگ ایران،  نیازمند تخریب بلند مرتبه های قدیمی و فرسوده خواهیم بود،  و یا حتی بر اثر یک زلزله 4 یا 5 ریشتری،  این نیاز به چند صد ساختمان صدمه دیده در مدت کوتاهی می رسد.  باید در این موارد اندیشه کرد،  و به مقامات شهر سازی گوشزد اساسی نمود،  که ساختمان های بلند،  که در کنار یکدیگر و معابر تنگ ساخته شده است،  درصورت نیاز به برداشتن،  این کار چگونه باید باشد.
      در مستند ده تخریب ناموفق در زیر،  تخریبها بوسیله عوامل مکانیکی یا انفجاری دیده می شود،  که نشان می دهد،  تخریب بلند مرتبه ها بطور کامل خالی از اشکال نیست،  و چه بسا حوادثی خواهد داشت.  حادثه ناراحت کننده پلاسکو را بعنوان درس پلاسکو بشناسیم،  و درباره تمام موارد آن دقت نظر داشته باشیم،  و همیشه از آن بگوییم و گوشزد کنیم،  تا مقامات شهر سازی مسائل را همیشه در نظر داشته باشند،  و فراموش نکنند. 
 مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری

 

آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
       توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران, عمومی جهان ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.