جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 116

جالب و خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 116
شماره  115
پیش نویس در اینجا
تصویر زمین زیبای ما،  عکس شماره 3300.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
لوگو در جهت علم باشید نه عقیده،  عکس شماره 1615.
 سرقت علمی به شیوه غربی
تصویر شاخص دزدی علمی،  از اینجا،  عکس شماره 3297.
      امروزه می‌دانیم که هزاران جلد کتاب ترجمه شده در بایگانی کلیسای واتیکان وجود دارد،  که نام پدید آورنده اثر بر روی آن درج نشده است.  اروپاییان آثار ترجمه شده ایرانیان را به نام خود به جهان عرضه کردند.  همچنین می‌دانیم برای مثال،  آثار عزیزالدین نسفی به لاتین برگردانده شده‌اند؛  و در این میان، اثر او نصیب چارلز داروین شد.  عزیزالدین نسفی،  نظریۀ تکامل را 800 سال پیش به گونه بسیار روشن،  بازگو کرده است:
      . . . . آنگاه از عناصر و طبایع عروج می‌کنند،  و به نبات می‌آیند،  و اول صورتی که از صورت نبات پیدا می‌کنند،  صورت «طحلب (خزه)» است،  و این طحلب گیاهی سبز است،  که در آب‌ها پیدا می‌آید.  و به مراتب بر می‌آید و صورت نباتات و اشجار پیدا می‌کنند،  تا به حدی که شجر به حیوان نزدیک شود،  و همچون درخت خرما،  و چندین هزار سال دیگر در این مرحله می‌باشند … و اول صورتی که صورت جانوران پیدا می‌کنند،  صورت خراطین است،  و این خراطین کرمی سرخ و دراز و باریک است،  که در گل و زمین آبناک بود،  و به مراتب بر می‌آیند و صورت جانوران به تدریج پیدا می‌کنند،  تا به حدی که حیوان غیر ‌ناطق به حیوان ناطق نزدیک می‌شود،  همچون …  بوزینه و نسناس.  و چندین هزار سال دیگر در این مرتبه می‌باشند … آنگاه از حیوان به انسان می‌آیند،  و اول صورتی که از صورت انسان پیدا می‌کنند،  صورت زنگیان‏‏‏ (سیاهپوستان) است
تصویر آرامگاه و کتاب عزیزالدین نسفی،  عکس شماره 4774.
      انسان کامل،  عزیزالدین نسفی، انتشارات طهوری، انجمن ایران‌شناسی فرانسه در تهران، چاپ هفتم، تهران 1384، رویه 389 (در بیان عروج)، دکتر هوشنگ گنجه‌ای.
   ــ  اطلاع‌رسانی و کتابداری «کتاب ماه ادبیات و فلسفه »، بهمن 1378، شماره 28 (ص 34 تا 37)، کیوانی – مجدالدین.
   ــ  جهت اطلاع بیشتر در جستجو ها بنویسید:  عزیزالدین نسفی.
   نظر انوش راوید:  نیوتن و گالیله و خیلی های دیگر،  حتی آنقدر سواد نداشتند،  که در مجامع علمی زمان خود ظاهر شوند،  و به پرسشها پاسخ دهند،  فقط ترفند دزدی علمی،  و روش استفاده از کتب ایرانی و عرب را بلد بودند.
هرمز  hormoz
این متن در اعتراض به نمایشی از برنامه دورهمی مهران مدیری است
فیلم در پائین صفحه
      قطار بی ترمز بکوه می خورد،  ماشین بی ترمز هم ته دره می رود،  اینها برای خنده و مسخره بازی و لودگی در ادامه ترفند های استعماری،  خدا را هم به بازی می گیرند،  و از خدا تقاضای دوغ گوساله می کنند،  چه برسد به هرمز که نام دیگر خداست.  جالب اینجاست،  ایمان داران به دین و کشور،  هیچ کدام برای آگاه سازی آنها اقدام نمی کنند.
  ــ  هرمز = هرمزد = اورمزد = اهورامزدا:  1 –  نام خدا.  2 –  نام سیاره مشتری.  3 –  نام روز اول از هر ماه خورشیدی.
  ــ هرمز =  نام پسرانه با ریشه فارسی.
  ــ  هرمز نام تنگه هرمز و نام جزیره هرمز.
  ــ  اوستایی = ارمز، ارمزد، اورمزد، هورمز و هورمزد.
* سر سال نو هرمز فرودین <><> بیامد بر شاه ایران زمین * فردوسی.
* برید لشکرش ناهید و هرمز <><> به پیش لشکرش بهرام و کیوان * دقیقی.
* چه کیوان ،چه هرمز چه بهرام و شیر <><> چه مهر و چه ماه و چه ناهید و تیر * فردوسی.
  ــ  هرمز نام بسیاری از بزرگان و سرداران در تاریخ ایران است.
      شاید بنظر بیاید،  مطالبی را برای شوخی و خنده و لودگی می گویند،  ولی با دقت در کار آنها،  متوجه می شویم،  در ادامه ترفند های تاریخی استعمار،  برای کودن و لوده کردن ملتها کار می کنند.  مسخره بازی های مختلف و گفتن نام های اصیل ایرانی به سگ و حیوانات دیگر،  از مهمترین روش های استعماری برای بی هویت سازی و خوار شمردن ملتهاست.  برای این برنامه استعماری،  تعدادی بعنوان هنرمند و فیلم ساز و برنامه ساز تلویزیونی هستند،  که سابقه این موارد را دارند،  و کار خوبی نمی کنند.
فیلم در پائین صفحه
ربات های ترجمه
تصویر عکس مترجم گوگل،  عکس شماره 8675.
      مطالب فارسی در اینترنت،  مورد علاقه غیر فارس زبانها هستند،  و آنها در اینترنت این مطالب را ترجمه می کنند،  و می خوانند.  بهمین جهت لازم است،  مسائلی را مورد دقت قرار داد،  تا ترجمه خوبی شود.
  ــ  جملات کوتاه باشند،  با ویرگول یا نقطه از هم جدا شوند.
  ــ  در جملات بیش از یک فاعل و فعل و مفعول و صفت بکار برده نشود.
  ــ  بعد از هر نقطه یا ویرگول،  دو فاصله گذاشته شود.
  ــ  بعد از نقطه از و و یا که استفاده نشود.
  ــ  بمنظور اً مانند حتماً،  از شیفت + ض استفاده شود.
  ــ  تا می توانید،  از پرانتز خود داری شود.
  ــ  بین حروف و کلمات فاصله قرار ندهید.
  ــ  از نوشتن ی و ء در انتهای کلمه خود داری کنید.
  ــ  پاراگراف ها کوتاه و حداکثر در 10 خط باشد.
      لطف نمایید با نوشتن جملات و پاراگراف های فارسی در ترجمه گوگل و غیره،  و دیدن ترجمه آنها به زبان های مختلف،  مسائل و موارد دیگر را هم بیابید،  و جهت اطلاع عموم در اینترنت منتشر نمایید.  رعایت این اصول،  ترجمه بدون نقص،  و قابل فهم می شود.
مطالب جالب از فیسبوک و گوگل پلاس
    مطالب زیر از فیسبوک پژوهشگر گرامی آقای فرشاد فرشید راد است،  که بدلیل جالب توجه بودن در اینجا کپی پیس کرده ام.  جهت اطلاعات بیشتر به صفحه ایشان در فیس بوک،  یا لینک زیر مراجعه نمایید.
فواصل نجومی در معماری ایرانی به زبان ساده
    در قوسهای تیز دو ناحیه بسیار مهم وجود دارد یکی که از پای کاردر اینجا نقطه B تا زاویه 22.5 درجه امتداد میابد را به اصطلاح بنایی قدیم ناحیه شکر گاه گویند که در اینجا با نقطه M نشان داده شده ناحیه دیگری را که تا 67.5 درجه از پای کار قرار میگیرد را ناحیه ایوارگاه یا آوارگاه نامند در اینجا با نقطه N نشان داده شده است.
شکرگاه ناحیه ای است که قوس زیرین طاق از این ناحیه در فشار شدید قرار دارد و نقطه آسیب پذیر طاق یا گنبد است که آنرا با قوسهای کوچک میسازند تا گنبد شکسته نشود برخی شکرگاه را سر خود به شکن گاه تغییر دادند و شکر را درست ندانسته اند (حتی استاد گرامی من گفت مگر مغازه قنادی است که شکر داشته باشیم! ) حال آنکه شکر درست است این واژه خود به معنی شکستن هم هست و آن در لغتنامه برهان قاطع آمده است. شکریدن و شکار نیز از این واژه برمیآیند. پس بهتر است حتی در یک حرف قدما هم دست نبریم.!
از ناحیه شکر گاه تا ایوارگاه ناحیه ای بحرانی برای خود پوسته گنبد است. اما از ایوارگاه تا افراز گنبد یا نوک گنبد به نسبت دو نقطه قبلی بحرانی بودن کمتری دارد. اگر شکرگاه ضعیف باشد گنبد میریزد اگر ایوارگاه در جای نباشد پوسته گنبد میریزد (شاید واژه آوار از همین آمده باشد. البته در پست بعدی خواهم گفت که ایوارگاه یعنی غروبگاه و در اینجا چه معنایی دارد) ناحیه بین شکرگاه و ایوارگاه را شانه مینامند
اما پرسش من از علاقمندان این است این دو زاویه که میل گنبد نام دارد با کدام زوایای نجومی تقریبا" برابر است.
دانش شگفت انگیز شاهنامه فردوسی در توصیف دژ سیاوش!
زمانی که با متن بندهشن و اعلاق النفیسه ابن رسته اصفهانی پی به سرزمین کهن و نابود شده ایی در قطب شمال بردم توانستم آنرا با برخی نشانه هایی که از سرزمین گمشده آتلانتیس از قول افلاطون و سرزمینهای میانی دیگری که در فرهنگهای کهن جهان آمده برابری و سنجش نمایم سرزمینی که مشخصات همه نزدیک به هم هستند کشور یا قاره ایی در شمال و در میان دریا به شکل دایره و با کوههای بسیار بلند پیرامونی که دریایی فراخ دور آن را گرفته است همراه دو یا چهار رود باستانی که در میانه سرزمین جاری است و آب آن گرم است و به دریا ی پیرامونی میریزد سرزمینی که به گرد آن ماه، ستاره و خورشید در گردش است…
اما از این مکان اکنون هیچ نشانی نیست. ! اینجانب در کتاب جغرافیای کهن برای نخستین بار از این سرزمین اساطیری سخن گفته ام و در جلد دوم نیز که به همین قاره اسرار آمیز اختصاص دادم در این تاریخ گمشده بشری شواهد ونشانه هایی را ارائه داده ام اما شاید برای دوستان گرامی جالب و هم عجیب باشد که در شاهنامه فردوسی هم شبیه به این گفتارها اما با نام "گنگ دژ " سخن رفته است در داستان سیاوش از دژی سخن به میان آمده است بنام گنگ دژ که آنرا سیاوش در شمال چین بنا نهاده است اما با کمال تعجب مشخصات این سرزمین در شاهنامه مشخصات جغرافیایی است نه توصیف یک ساختمان یا قلعه یا دژ ، که همین میرساند سیاوش آن قلعه و دژ را در مکانی ساخته است که مشخصات آن با همان سرزمین اسطوره ایی ملتهای جهان یکی است.!
فردوسی در شرح این مکان میفرماید:
از من داستان گنگ دژ را بشنوید و آنرا باور کنید آنجا مکانی است که میان رشته کوههای دایره ای قرار دارد که اندازه محیط آن 100 فرسنگ ( 600 کیلومتر است) کوههای آن انقدر بلند است که کسی نمیتواند به بالای آن راه یابد و دور ادور آن فقط یک راه ورودی وجود دارد! اما وقتی توانستی از این رشته کوهها عبور کنی به شهر آباد و بزرگی میرسی که در آن نه بیماری میبینی و نه رنجی همه درآن شادمانند این شهر بهشت برین است و در آن رودهای آب گرم جریان دارند اما کوههای رفیع آن تا یک و نیم قرسنگ بلندی دارد. ( نزدیک 10 کیلومتر)
اما شاید عجیبتر این باشد که درست مانند همین فرموده های حکیم فردوسی در شاهنامه را خانم هنسن از قول رییس قبیله آپاچی بیان کرده است که در ج 1 و 2 کتاب به آن پرداخته ایم.
ز من بشنو از گنگ دژ داستان بدین داستان باش همداستان
چو فرسنگ صد گرد بر گرد کوه ز بالای او چشم گردد ستوه
ز هر سو که پویی بدو راه نیست همه گرد بر گرد او در یکیست
چو زین بگذری شهر بینی فراخ همه گلشن و باغ و ایوان و کاخ
همه شهر گرمابه و رود و جوی به هر برزنی آتش و رنگ و بوی
نبینی بدان شهر بیمار کس یکی بوستان بهشتست و بس
یک و نیم فرسنگ بالای کوه که از رفتنش مرد گردد ستوه
اخیرا" پروفسور ریچار فروند1 در جنوب اسپانیا صدها نشان دایره ایی بر سنگهای باستانی یافته است که در آن درست سه دایره پیرامونی هم مرکز را ترسیم کرده اند ( کوه، دریا ، منطقه میانی) نکته مهم در اینجا به قول پروفسور فروند این است که تنها راه ورودی به این لابیرنت بسته دایره ایی فقط و فقط یک راه است (درست مانند گفته های فردوسی و افلاطون و…) پروفسور ریچارد فروند این دایره های بسته را نشانه قاره دایره ایی شکل آتلانتیس دانسته است وراه ورودی باز شده در پیرامون دایره را همان راه پنهان این قاره اسرار آمیز دانسته است…
"بیوَر" شمارش کهن ایرانی به کمک دو دست ! (بخش نخست)
برگی از دانشهای کهن و گمشده ایران باستان
تصویر شماره 7896.
      آیا تا کنون سعی کرده اید با دست خود عدد بزرگی مانند 8452 را بشمارید !؟ خوب در اینصورت دستان شما عددهای محدودی را میتواند نشان دهد مثلا" شاید بتوانید تا ده بشمارید و یا با چند بار تکرار هر دو دست مثلا" 20 یا 30 را هم نشان دهید. اما بزودی در خواهید یافت که برای نشان دادن اعداد بزرگتر هر گز نمیتوانید با انگشت شمارش کنید. اما آیا میدانید ایرانیان نخستین کسانی بودند که با هر دو دست و آنهم فقط با بیست حرکت تا ده هزار عدد را به روشنی نمایش میدادند ! (حرکت شمار 19 تا است یک حرکت هم هیچ را نشان میداده است که انگشتان باز بوده اند) اگرچه این شمارش ده هزار تایی با دست را به چینیها و رومیها مربوط ساخته اند! اما واقعیت این است که این روش شمارش دستی از هزاران سال پیش به نام "بیوَر" یا "بیوار" یا "بی بار" به معنی "دو دست" در ایران مرسوم بوده است. "بال " و "پل" احتمالا" صورتهای دگرگون شده واژه "بار" و "بر" هستند در غیاث اللغات در واژه "بال" معنی دست را آورده و در فرهنگ واژگان گویشهای ایران هم واژه های"بال" و "پل" در زبان فریمی، کرمانشاهی و زازا به معنی دست آمده است .(تبدیل ر به ل در زبان ایرانی معمول و در پهلوی هم این واگها یک نشان دارند) و "بی" نیز از واژه های کهن پهلوی و اوستایی به معنی عدد دو میباشد.
ور و بیوار در زبان پهلوی ده هزار بود. (فرهنگ اسدی، برهان قاطع ، جهانگیری، انجمن آرا، غیاث الغات، آنندراج و صحاح الفرس) ده هزار بزرگترین عددیست که در اوستا نام برده شده . در پهلوی بیور و دراوستا باوار هم آمده ست (حاشیه برهان دکتر محمد معین ) بیوراسب یعنی ده هزار اسب.  فردوسی گوید:
بدو ماندم این نامه را یادگار <><> به شش بیور ابیاتش آمد شمار
کجا بیور از پهلوانی شمار <><> بود بر زبان دری ده هزار
سپه بود بیور سوی کارزار <><> که بیور بود در عدد ده هزار.
شمارش بیور یا عقد انامل ( خم کردن انگشتان) در زمانهای بسیار قدیم معمول بوده است در برخی کتابهای قدیمی مانند کتاب هندسه عملی ابوالوفا بوزجانی شرح آن رفته است و در غیاث اللغات نیز عقد انامل توضیح داده شده است . یاد آوری لازم است که اگرچه شمارش بیور یا دودست تا ده هزار بوده است اما گاه بیور به نشان ده انگشت دو دست و به جای عدد ده هم بکاربرده شده است. در بیور دست چپ تا 9900 و دست راست تا 100 را میشمرده است.
به هر روی این روش شمردن روزگاری پر کاربرد بوده است مثلا" در بازرگانی و تجارت خصوصا" در جاهایی که خریداران یا فروشندگان خارجی رفت و آمد داشتند و زبان نمیدانستند این روش را برای داد و ستد یه کار میگرفتند. در جنگها و لشگرکشیها همچنین امیران لشگر (شمارندگان لشگر) در پیشاپیش با عقد انامل تعداد سواران را اعلام میکردند و یا در مدارس به کودکان به همین روش ریاضیات را آموزش میدادند…. و کاربریها دیگری که جداگانه اینجانب در جلد دوم کتاب خود آورده ام اما باید دانست حتی امروزه هم در هوانوردی، کشتیرانی وحتی مسابقات ورزشی و یا آموزش کر و لالها به همین گونه و برگرفته از همین دانش کهن ایرانی اعداد و حروف را با اشاره نشان میدهند. ناگفته نماند مبنای باز و بسته شدن انگشتان برای شمارش ، امروز در طراحی مبانی کامپیوتری به نام "بایناری" یا دو تایی (binary) نیز به نوعی بکار برده میشود. دو حالت 0 و 1 را میتوان با دو حالت باز بودن و بسته بودن انگشتان مقایسه کرد.
نکته دیگر که شاید جالب باشد اینکه شکلهای اعداد انگلیسی و فارسی به طور ساده از روی همین نشانهای دست و شکل خمیدگی انگشتان ساخته شده اند.
آموزش شمارش دستی:
برای فراگیری این شمارش کهن، هر دو دست خود را بالا بیاورید و کف دستها را به شخص مقابل نشان دهید در این حالت 5 انگشت هر دو دست باز میباشد. اکنون از دست راست به ترتیب:
1- سه انگشت: کوچک، کناری و میانی دست راست یا ( خنضر، بنصر و و سطی) نشان دهنده اعداد یکان هستند و از عدد 1تا عدد 9 را نشان میدهند.
2- دو انگشت نشانه و شست دست راست ( سبابه و ابهام) نشان دهنده اعداد دهگان هستند و اعداد از 10 تا 90 را نشان میدهند.
اما انگشتهای دست چپ هم به ترتیب :
1- انگشتان نشانه و شست دست چپ (سبابه و ابهام) نشان دهنده صدگان و اعداد 100 تا 900 را نشان میدهند.
2- و سه انگشت: کوچک، کناری و میانی دست چپ یا ( خنضر، بنصر و و سطی) نشان دهنده اعداد هزارگان هستند و از یکهزار تا نه هزار را نشان میدهند.
خوب اکنون برای شماردن تا 10000 ما به نوزده حرکت در دست نیاز داریم که در زیر با آن اشاره میکنم:
الف- نشان دادن یکان از 1 تا 9:
برای نشان دادن عدد 1 نوک انگشت کوچک دست راست خم شده و نزدیک بند آخر روی لبه کف دست مینشیند اما به وسط کف دست نمیرسد. (به قول قدما رئوس انامل بر اصول اصابع استوار باشد ) برای نشان دادن عدد 2 انگشت کناری همانطور خم میشود. برای نشان دادن عدد3 انگشت میانی هم همانگونه خم میشود اکنون هر 3 انگشت کوچک، کناری و وسطی در کف دست خم شده اند اما انگشتان دیگر بالا هستند ( در این روش معیار شمارش، انگشتهای خم شده هستند نه انگشتان باز شده) برای نشان دادن عدد 4 انگشت کوچک برداشته میشود. اما دو انگشت دیگر بسته هستند برای عدد 5 انگشت کناری را برداشته تنها انگشت میانی به صورت خم میماند برای نشان دادن عدد6 همه انگشتها را باز کرده ایندفعه انگشت بنصر را به کف دست و نزدیک انتهای کف خم میکنیم ( تا با عدد 2 اشتباه نشود) برای نشان دادن عدد7 انگشت کناری یا بنصر را بر میداریم و فقط انگشت کوچک را تا نزدیک انتهای کف خم میکنیم، برای نشان دادن عدد 8 انگشت بنصر را هم خم میکنیم و برای نشان دادن عدد 9 انگشت میانی را هم تا همان انتهای کف دست خم میکنیم پس اکنون در نمایش عدد 9 هر سه انگشت خم شده اند مانند نشان عدد 3 اما با خم بیشتر.
ب- نشان دادن اعداد هزارگان:
برای نشان دادن اعداد هزارگان از 1000 تا 9000 کار ما بسیار ساده است اگر درس پیشین یعنی حرکان دست راست را برای یکان آموخته باشیم مانند همان روش در دست چپ نشان هزارگان نمودار میشود مثلا" نشان عدد 1 در دست چپ عدد هزار و نشان 2 عدد دو هزار است همینطور تا عدد 9 که در دست چپ نشان نه هزار است. مثلا" اکنون برای نشان داد عدد 2003 کافی است دو انگشت دست چپ (خنضر، بنصر) و سه انگشت دست راست (خنضر، بنصر و میانی) را خم کرده و آنرا به شخص مقابل نشان دهیم.
پرسش و پاسخ های مربوطه
   پرسش سیروس:  حامی یک نکته: فرمودید "بیور" یا "بیوار" چم "دودست" دارد. درست! از سویی "بی" در پارسی باستان چم "دو" را می رساند که همین "بی" امروزه در زبانهای اروپایی روان است و در زبان دانشیک نیز همچون "بی اکسید" یا "بیت" (در سامانه شمارش دودویی و در دانش رایانه) . از سویی همین بن واژه در چامه سرایی و در واژه بیت(Bit که به نادرست "بِِیت Beit" گفته می شود) که دربرگیرنده دو لت(مصرع) است به کار رفته. ازاین چندینه (جمع) واژه "بیت" هم "بیتها" است و واژه "ابیات" از بن نادرست است.
پاسخ فرشاد فرشید راد:  سخن شما درست است واژگان کهن فارسی ریشه های بسیاری از واژه های علمی جهان است، واژگان ایرانی بنا بر موقعیت جغرافیایی ایران و شرایطی دیگر امروزه در زبانهای اروپایی و عربی پراکنده است. این واژه ها تا جایی که به زبان استانده یا گیرنده وارد شده باشند از دستور زبان گیرنده پیروی میکنند مثلا" اگر مسجد همان مزتگد ایرانی است اما در جمع عربی مکسر میشود. و یا به BIT در جمع S افزوده میشود. ما فارسی زبانها هم همینطور اگر واژه را از زبان خودمان بدانیم باید دستور زبان فارسی را در آن بربندیم .اما اگر آنرا عربی میدانیم میتوان آنرا در همان بنیاد دستور داد. و از گذشته ادبیات و آموزه های ادیبان بزرگ ایرانی پیروی کنیم. بیتهای شاهنامه از شواهد لغتنامه دهخدا آورده شده است. با سپاس
نقشه جهان نمای ایرانی در600 سال پیش
عکس شماره 7901.
      نقشه ای که مربوط به قزوینی جغرافیدان شهیر ایرانی می باشد قاره آمریکا و استرالیا دیده می شود. این نقشه از تمام جهان می باشد که متعلق به سال 1399 میلادی است و در آن قاره آمریکا 100 سال قبل از اروپائیان و قاره استرالیا 370 سال قبل از اروپائیان به خوبی مشهود است (پژوهش دوست گرامیم دکتر حمید شفیع زاده)
ضمنا" منم اضافه کنم در همین نقشه قاره گمشده ایرانویج به صورت 5 تکه خشکی در قطب شمال نمودار است،  در بالای نقشه هم نوشته: تصویرتمامی ربع مسکون از بر وبحر، معموره وغیر معمور در این صقحه مندرج است.  گفتار احمد ابن رسته اصفهانی دانشمند بزرگ اسلامی قرن سوم در اعلاق النفیسه – موقعیت آمریکا و قاره کهن در قطب شمال:
  ایرانشهر1 چند بخش تقسیم میشود آن بخش را که در فاصله بین دو محل بر آمدن آفتاب در بلندترین روز و کوتاهنرین روز سال قرار دارد خراسان گویند (مشرق جهان) آن بخش را که در فاصله بین دو محل فرو رفتن خورشید در بلند ترین روز و کوتاهترین روز سال قرار دارد خوربران گویند (مغرب جهان آفریقا و ارو پا) و آن بخش را که در فاصله بین محل برآمدن خورشید در کوتاهترین روز و محل فرو رفتن خورشید در کوتاهترین روز سال قرار دارد را نیمروز گویند (آسیای میانه) آن بخش را که در فاصله بین محل بر آمدن خورشید در بلند ترین روز و محل فروشدن خورشید در بلندترین روز سال قرار دارد باختر گویند (قاره های آمریکا) و آن بخش که در وسط این چهار بخش قرار دارد بنام سورستان خوانند که نسبت به بخشهای دیگر ایرانشهر مانند قلب است در سینه که آنرا دل ایرانشهر گویند (همان ایرانویج و سرزمین میانی)2
لازم به یار آوری است: اگر چه متن به دقت زمین را پیمایش میکند اما معلوم است که در گذشت هزاران سال تغییراتی هم یافته اما فرم آن همان است که در بندهشن نیز آمده است
1- در اینجا ایرانشهر را برابر با همه جهان دانسته شاید این متن برگرفته از متون کهن دیگری است که شاهان پیشدادی را پادشاهان هفت کشور میدانستند.
2- ترجمه اعلاق النفیسه چاپ دارصادر بیروت صفحه 103
برگی از دانشهای گمشده ایرانی
عکس شماره 7905.
   آیا میدانید اصطلاحات sin, cos , tan, cotan که امروزه در مثلثات بکار میروند کاملاً ایرانی هستند و ابتدا برای اندازه گیری نور خورشید در سطح گوی زمین بکار برده میشدند و بعدها وارد مثلثات شدند؟!  آیا میدانید که پیش از ابوالوفا و ابوریحان مثلثات در ایران داشته ایم، و اصطلاحات ظل و جیب عربی بسیار جدیدتر از اصطلاحات کهن:  گوی سین و سین و تنگ و گوی تنگ هستند! آیا میدانید قوس عربی معرب گوی فارسی است؟
     متن کهن کتاب سوریا سیدهانتا  Surya Sidhanta مربوط به نزدیک 1600 سال پیش که قدیمی ترین کتاب ریاضی آریایی هندی است میرساند که دایره مثلثاتی نخستین بار بعنوان گوی زمین با مشخص کردن خطوط نصف النهار و استوی ترسیم میشده و برای محاسبه تابش آفتاب و زوایای آن بکار برده میشده است اما اروپاییان بعدها بصورت گنگ این دانش کهن را با دایره ایی موهوم بنام دایره مثلثاتی نامگذاری و دانش آموزان را گیج کرده اند.
سین و گوی (آموزش مثلثات ایرانی به روش ایرانی بخش 1)
عکس  شماره 7906  
"   سین " واژه بسیار بسیار کهنی است که در بیشتر فرهنگهای بشری از آمریکای باستان تا چین به چشم میخورد این واژه عموما" به معنای ماه یا خورشید و یا روز و روشنی به کار رفته است مایاهای باستان آنرا "کین" نامیده اند و در تقویم "تزولکین" که 260 روز را میشمرد کین به معنی روز خورشیدی آمده است بابلیها سین را خدای ماه و خورشید میدانستند.  هچنین گویند واژه چین یا شین یعنی کشور خورشید و نیز SUN در بیشتر زبانهای لاتینی به معنی خورشید است.  در عربی "سنه" به معنی سال و "سال" به معنی خورشید است (بنگرید به واژه های SOL, SOLAR , SOLESTIC همچنین است واژه های زول و زاول و زور و ظهر و…) در زبان تاتی قزوین "سان دا" به معنی بامداد است و یا شهر هرسین در زبان محلی به معنی خورشید یا کوه خورشید است.  هم چنین است واژه سینا یا کوه سینا و مثالهای فراوان دیگر…  اما من نمیخواهم در اینجا بحث زبانشناسی داشته باشم که در این کار بیسوادی بیش نیستم، غرض آن است تا اشاره ایی کنیم و بدانیم واژه هایی که بکار میبریم به چه معنی هستند.  شاید دانستن این معانی ترس ریاضی را در ما کم کند آنگاه ریاضی را بهتر می آموزیم چرا که آنرا به روش نیاکان خود و به زبان خودمان فرامیگیریم
عکس شماره 7907.
   دوستان گرامی همین سین است که بعدها تبدیل به سینوس شده است!  این سین را اینجا منبع نور فرض کنید یا ماه باشد یا خورشید فرقی ندارد،  اما بهتر است چون اندازه سایه ها را هم حساب میکنیم سین یا SIN مقداری برای اندازه و ارتفاع خورشید باشد.  در گفتار یعد به واژه گوی یا کره زمین! خواهیم پرداخت همان که تبدیل به CO شد سرانجام هم به همراهی سینوس به نام وحشتناک کسینوس تبدیل میشود.!
مثلثات چیست؟
عکس شماره 7908.
   اگر پستهای پیشین را مطالعه کرده باشید دانستید که در واقع این بخش از ریاضی ابتدا برای اندازه گیری نور خورشید بوجود آمده است و کم کم گسترده شده است بقول استاد علی اکبر دانا سرشت در مقدمه آثار الباقیه میفرماید: "خورشید نخستین آموزگار دانش مثلثات و ریاضی است"
   گویند زمانی که تالس میخواست ارتفاع هرم بزرگ را اندازه بگیرد ابتدا چوب شاخصی یا عصای خود را به زمین فرو برد و با اندازه گیری سایه چوب به همان نسبت سایه هرم را اندازه و ارتفاع هرم را معلوم کرد یا کویند صبر کرد تا اندازه چوب با سایه اش یکی شود و بعد سایه هرم را که اندازه هرم شده بود بدست آورد در اینجا باید خورشید در زاویه 45 درجه میتابیده است یا به اصطلاح تانژانت ( خط مماس یا تنگ) آن برابر 1 بوده باشد.   در ادامه عرض کنم این گفتارها یصورت کامل نخواهد آمد…
پرسش و پاسخ های کشور هفتم
تصویر نقشه شماره 8674.
      بسیاری از مطالب کشور هفتم در جهت نوشته های ارگ ایران است،  که مهم ترین آن که بطور ناگفته در کتاب مطرح شده است،  تاریخ نویسی استعماری است،  که همیشه سعی کردند،  زمین شناسی و دیرینه شناسی و فرگشت انسان و جغرافیا و تاریخ را بنا به خواسته های خودشان در آکادمی های غربی تعریف و علمی مانند،  نمایند،  و بخورد جهان دهند.  در ارگ ایران بخش های زیادی از تاریخ نویسی استعماری را افشا کردم،  و امروزه شاهد هستیم،  که جوانان باهوش این راه را ادامه می دهند.
نقشه حاجی محیی الدین پیر رئیس در یانورد عثمانی
 عکس نقشه نقشه حاجی محیی الدین پیر رئیس،  عکس شماره 8670.
      این نقشه حدود بیست سال بعد از کشف آمریکا،  در اوایل قرن شانزده توسط پیر رئیس دریانورد و جغرافیدان عثمانی در کتاب البحریه ترسیم شده است.  اصل نقشه باید به هزاران سال پیش و زمانی که خشکیهای قطب جنوب زیر یخ نبوده و پیشروی داشته،  و همچنین قاره کهن قطبی هنوز نابود نشده بوده،  تعلق داشته باشد،  خشکیهای قطب جنوب در این نقشه به نام سرزمینهای ناشناخته یا اراضی مجهوله نامیده شده،  که نشان میدهد نقشه کپی شده است،  و نقشه کش چندان شناختی به ترسیمات خود ندارد.  در این نقشه دریای مازندران به وسعت زیاد به دریاچه آرال پیوند خورده،  و یک دریا را تشکیل داده است!  که قدمت نقشه را بسیار پیشتر میبرد.  جزایر و خشکیهایی در این نقشه وجود دارد،  که امروز به زیر آب رفته اند!  همچنین دو قاره آمریکا در این نقشه بخوبی نشان داده شده،  و بنام اقلیم امریقا!  مشخص شده است.
      مسلم است،  که در بیست سال بعد از کشف کریستف کلمب،  نمیتوان از این دو قاره پهناور نقشه برداری کرد،  و از دیگر سوی بسیاری از نواحی شمالی و جنوبی آمریکا،  حدود سی تا چهل سال بعد از پیر رئیس کشف شده است.  چگونه  کانادا، شیلی و نواحی دیگر در این نقشه مشخص شده است؟  ناگفته نماند خود پیر رئیس مدعی آگاهی ناخدایان عثمانی از قاره آمریکا پیش از کلمب بوده،  و اظهار داشته حضور کلمب در آمریکا به راهنمایی دریانوردان مسلمان،  که وی آنها را میشناخته انجام پذیرفته است…!
      اما به هر حال این پرسش پیش روی ماست،  که اگر اصل این نقشه به حدود ده تا دوازده هزار سال پیش مربوط میشود،  چه کسانی و با چه دانشی این نقشه ها را  در آنروزگار ترسیم کرده بودند.؟!  شبیه به این نقشه،  اما قدیمی تر و بزبان فارسی دیده شده،  که کهن ترین نقشه جهان نمای خطی است.  احتمالاً پیر رئیس هم نقشه فوق را از روی نقشه ایرانی ترسیم کرده است. در پستهای پیشین نقشه جهان نمای ایرانی منسوب به حمدالله مستوفی را آوردیم،  اما شوربختانه از سرنوست نقشه،  که در یک مجموعه عربی بود اطلاع نداریم.  از تلگرام کشور هفتم.
      نقشه ترسیمی مبلغ مسیحی بنام جیولیو آلنی در قرن هفده در چین،  که با مرکزیت کشور چین در میانه عالم ترسیم شده است.  جهت دیدن نقشه در جستجوها بنویسید Giulio Aleni.  این نقشه از روی مشابه نقشه کهن ایرانی است،  که پیشتر نشان دادیم،  در اینجا دوباره عین نقشه ایرانی را دوباره پست میکنیم تا متوجه شباهت بسیار زیاد این نقشه ها با هم بشوید،  در این نقشه ها قاره کهن شمالی و جنوبی بخوبی نمایان است،  که مینماید اصل نقشه به هزاران سال پیش مربوط بوده،  و این نقشه ها از روی آن نقشه های کهن کپی شده است.
      مادر همه نقشه های جهان نمای اروپایی، عثمانی و چینی،  یک نقشه ایرانی است،  که از همه انواع شبیه به خودش هنوز قدیمی تر است،  و حدود 100 سال پیش از کشف آمریکا ترسیم شده است.  این نقشه را با نقشه بالا نقشه ترسیم شده در کشور  چین،  و با نقشه عثمانی ترسیم پیر رئیس مقایسه نمایید.!
تاریخچه آشپزی ایرانی
تصویر از موزه حمام قجر قزوین،  عکس شماره 8676.
      در تاریخ افسانه‌ای ایران آمده است،  که پختن خوردنی از دوران پادشاهی ضحاک آغاز شد.  پیش از آن دیوها به این هنر آشنایی داشتند،  و انواع آش‌ها و اباهای خوش و خوردنی‌های لذیذ را می‌پختند.  از میان نوشته‌هایی که از زبان پهلوی در دست است،  در رساله دلکش خسرو کواتان و ریتک (خسرو و ریدگ)،  نکاتی درباره خورش‌ها و خوردنی‌ها و شیوه بکار بردن،  و چگونگی آنها در دوره ساسانی به دست می‌آید،  که در تنظیم تاریخ آشپزی در ایران مآخذ معتبر است.  نام بسیاری از طعام‌های ایرانی و اصطلاحات طباخی که معرب کرده شده است،  در کتاب‌های زبان عربی دیده می‌شود.
      در زبان عربی کتاب‌های چندی در زمینه آشپزی وجود دارد،  که با پخت‌ و پز ایرانیان بی ارتباط نیست،  چه از حیث اصطلاح و واژه میان این دو دسته شباهت‌هایی دیده می‌شود.  این امر احتمالاً به این سبب بوده است،  که در دستگاه‌های دیوانی و اداری خلفای عباسی،  تعداد زیادی از ایرانیان دخیل بودند،  و طبعاً آداب و عادات آنان در زندگی اعراب نفوذ کرده،  و روش آشپزی ایران در زمان عباسیان مورد توجه قرار گرفته است.  در زبان فارسی ۴ کتاب مستقل در آشپزی شناخته شده است،  که عبارتند از:
    کارنامه در باب طباخی و صنعت آن،  تألیف حاجی محمدعلی باورچی بغدادی،  از عصر شاه اسماعیل.
   مادهالحیوه از نورالله آشپز شاه عباس.
   «نسخه شاه جهانی» این کتاب،  در دوران پادشاهی شاه جهان (۱۰۲۷-۱۰۶۸) از پادشاهان مغولی هند تألیف شده است.
   «کارنامه» تألیف نادر میرزا،  نویسنده کتاب تاریخ تبریز.
   توجه:  در تاریخ و ادبیات دو سده گذشته ایران تازی را مترادف با اعراب گفته و دانسته اند،  درصورتیکه تازی یعنی اهل تاز،  مشروح در  لینک زیر:
اردک اسرائیلی یا اردک موسکووی
با نام علمی  Cairina moschata
تصویر اردک اسرائیلی یا اردک موسکووی، عکس شماره 8669.
      در شمال ایران طرفدارهای زیادی پیدا کرده است،  گونه‌ای بزرگ جثه از اردک است.  این نوع اردک برخلاف نامش ارتباطی به مسکو و اسرائیل ندارد،  و بومی آمریکای جنوبی،  مرکزی و مکزیک است.  این اردک اهلی شده،  هرچند بومی مناطق گرمسیری است،  اما هوای سرد را هم به خوبی تحمل می‌کند،  و برخلاف اغلب هم ‌خانواده‌ هایش،  علاقه چندانی به شنا و آب‌تنی ندارد.
      رنگ این پرنده سیاه و سفید است،  و بزرگتر از بقیه اردک‌های اهلی است،  که همگی نژادهایی از اردک سرسبز هستند.  نوع نر این اردک حدود ۷۵ سانتی‌متر درازا دارد،  و وزنش به ۵ تا ۶ کیلوگرم نیز می‌رسد،  اما نوع ماده کوچکتر است،  و وزنش حدود ۳ کیلوگرم است.
      این اردک توسط بومیان آمریکا اهلی شده بود،  و کریستف کلمب تعدادی از آنها را از باهاما با خود به اروپا آورد.  نمونه‌های وحشی این حیوان در باتلاق‌ها،  دریاچه‌ها و نهرها و علفزارها و مزارع اطراف آنها زندگی کرده،  و شبها را در درختان می‌گذراند.  غذای آنها از گیاهان، غلات، ماهی‌های کوچک، دوزیستان، خزندگان، سخت‌پوستان، حشرات و هزارپاها تشکیل می‌شود.
      گوشت آنها در مقایسه با اردک‌های دیگر بیشتر طرفدار دارد،  و به دلیل کم‌چرب و ترد بودن با گوشت گوساله مقایسه می‌شود.  آنها همچنین بسیار ساکت هستند،  و به اردک «بی‌کواَک» و «اردک لال» در اسپانیایی (Pato mudo) شهرت دارند،  و تا استرس شدیدی به آنها وارد نشود،  «کوکک» نمی‌کنند.  وزن آنها هم بسیار بیشتر از اردک‌های معمولی است،  اما رشد آنها آهسته‌تر است.  به طور میانگین هفته‌ای ۲ تا ۴ بار تخم‌گذاری می‌کند.
. . . .
. . . ادامه دارد . . .
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
 
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران, عمومی جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.