جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 115

جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 115

کلیک کنید:  فهرست جالب خواندنی شنیدنی دیدنی

نفوذ  استعمار در تاریخ
      خرداد ماه روشنایی و خورشید،  ماه برکت و فراوانی در ایران بزرگ است،  برکاتی که برای ما ایرانیها بسیار لذیذ و دوست داشتنی است،  و از آن در این سرزمین وسیع و زیبا میلیونها انسان فرهیخته در طول تاریخ به جهان عرضه شده است،  که در تاریخ اندیشه و گفتار و کردار نیک،  در  اینجا  گفته ام و بیشتر و بیشتر خواهم گفت.  از ابتدای تاریخ در فرهنگ با شکوه ما ایرانیان عشق و دوست داشتن به ملتهای دیگر بوده است که در کتیبه ها و کتابهای باستانی ذکر گردیده.  از نظر ما ایرانیها همه مردم یکی هستند و همه با هم برابرند،  ولی استعمار از بدو پیدایش خود دشمن مردم بوده و هر کجا که رفته کشته و نابود و غارت کرده و دشمنی ها افروخته.  امروز هم استعمار نو با شیوهای قرن 21  یک پدیده شوم شده و به جان ملتها افتاده در عراق و افغانستان و افریقا و فلسطین و هر جا که بخواهد نابود می کند و می کشد و غارت و غارت می کند،  بمباران می کند و بمب در بازار و میان مردم می اندازد و حکومت های دست نشانده می سازد و با ترفند های مختلف دشمنی ایجاد می کند.
      یکی از این کلک های ساختن و پرداختن سازمانها و تلویزیونها و وب هایی است که وانمود می کنند از آن قومی و ملتی هستند ولی بشدت به قوم ها و ملتهای دیگر اهانت و پرخاش می کنند،  و قوم پرستی ارتجاعی را دامن می زنند،  و از تاریخ های دروغی ساخته شده استعماری برای آشفته کردن ذهن مردم استفاده میکنند.  مثلاً،  و بخصوص در این چند ماه گذشته به وبلاگهایی برخورد کرده ام که خود را ایران باستانی معرفی می کنند ولی بشدت ضد عرب و ترک و یا کرد و غیره،  سم پاشی می کنند و آن دروغهای تاریخی را تکرار می کنند.
      عزیزان من بارها گفته ام در طول تاریخ مردم خاورمیانه یکی بودند،  همه در دایره جغرافیایی خاص منطقه و با روابط قبیله ای خودشان موج اولی زندگی می کردند،  قبایل از استعدادهای یکدیگر استفاده می کردند،  و روابط تجاری و دوستانه داشتند،  آثار بجا مانده فرهنگی و همچنین کتابها و در موزه ها کاملاً پیداست.  ولی با پیدایش استعمار از قرن 16  همه چیز تغییر کرد،  مرز های جغرافیای،  تبدیل به مرزهای سیاسی،  شد،  قبایل به کشورهای متخاصم تبدیل گردیدند.  کتابهای تاریخی دروغی نوشته شد و ددمنشی و کشتار ملتها بدست یکدیگر و یا استعمار آغاز شد،  و غیره و غیره که در این وبلاگ گفته ام و باز هم خواهم گفت.  البته عده ای هم ساده اندیشانه و ندانسته خون به آسیاب دشمن می ریزند.  در زیر دو نظر از دو وبلاگ و جواب به آنها را نوشته ام.  آیا این دو وبلاگ از نمونه هایی است که گفتم؟
نفوذ استعمار در تاریخ
      تاریخ یک علم است مانند همه علوم،  و باید مانند همه علوم به آن نگاه کرد.  اول هر چیز منطق است،  سرگذشتها و تاریخها را ابتدا باید با منطق لازم بررسی کنیم و آنرا حاکم کنیم،  وقتی یک ماجرا و یا داستان تاریخی را می خوانیم،  مانند حمله های اسکند و عرب و چنگیز و تیمور و غیره به ایران،  که آمدند و کشتند و غارت کردند و گرفتند.  پس اول باید منطق و عقل را حاکم کنیم.  ببینیم در زمان مورد نظر اوضاع چگونه بوده،  جغرافیای منطقه، اقتصاد و سیاست،  چگونه بوده، جامعه شناسی مردم را در آن زمان تفسیر کنیم و منطقی بدانیم،  سپس به آثار تاریخی بازمانده بپردازیم،  شهرها، قلعه ها، روستاها، جاده ها،  کجا بودند،  کاسه و کوزه ها و سلاح ها چگونه بودند.  البته این دانش تاریخ مفصل است و از حوصله این وبلاگ خارج می باشد.  اما کتابهای تاریخی و بویژه کتابهای درسی تاریخ در ایران،  تماما از روی داستانها و افسانه ها نوشته اند و هیچ کدام را نمی توان کتاب تاریخ و یا علم تاریخ دانست.  بلکه همه آنها افسانه می باشند.
     ممکن است بعضی از عزیزان بگویند که اینطور نیست،  در هر صورت بعد از مطالعه تمام مطالب وبلاگ،  اندیشه و تحلیل با خود شما.  مثلاً در جایی احمقی آمده می گوید که در ماجرای کشکی پوریم با نفوذ یهود،  نیزه داران هخامنشی به جان ملت ایران افتاده و همه را سربریده و کشته اند،  گویا مردم بادمجان بودند که سر زده اند.  با تمام تفسیر های عجیب و غریب در آن تاریخ نویسی ها هیچ منطق و علم وجود ندارد.  اینکه یک افسانه تاریخی و یا دینی بدون هیچ گونه مردم شناسی و علمی،  تاریخ و یا پایه ای از آن شود،  از نظر دانایی قرن 21  قابل قبول نمی باشد.  در جا هایی دیده ام عده ای یهود را خیلی مهم و صاحب نفوذ در سیاستها و تاریخ جهان می شمارند،  ولی آنچه که من می دانم یهود برای اثبات خودش و همچنین تجارت عتیقه توانسته بود کار هایی در اندازه معین در تاریخ انجام دهد.
      مگر یهودی که در گذشته ها زندگی می کرده جدا و یا بیش از اندازه زیستی مردم زمان خودش بوده،  ولی بعضی از یهود بدلایل خاص به خدمت استعمار در آمد.   امروزه این ماجرها و داستانهایی که از تاریخ و یا تاریخها  ما می دانیم،  که مهم و یا کم شده اند،  همه از زمان پیدایش استعمار،  یعنی قرن 16  می باشد،  که اسکندر نامه ها و چنگیز نامه ها و تاریخها و ملتهای پراکنده و غیره و غیره بوجود آمده و تا امروز و البته بشیوه استعمار قرن 21  ادامه دارد و خواهد داشت.  شاید بگویید که مثلاً اسکندر نامه را هردوت نوشته این چه ربطی به قرن شانزده دارد،  آنها ورق پاره هایی را با تقلب و دست کاری بصورت مفصل بنام محتوای کتاب اولیه و خطی نوشته و چاپ کرده اند.  آیا شما تاکنون اصل کتابهای خطی،  که از آنها کتاب درسی تاریخ نوشته شده،  دیده اید؟ 
برای چه و چه می گویم
 
      همانطور که سالها و بارها نوشته و گفته ام،  به نظرم،  نظرات من ناسیونالیستی یا ملی گرایی ایرانی،  با دیدی نو برای قرنی نوست با عشق به مردم و قدرت آنها.   هیچ اجباری هم نیست که کسی قبول داشته باشد یا نداشته باشد،  این را هم بارها توضیح داده ام.  این نگرش ابتدا شناختن دروغهایی است که در طول تاریخ بخورد ملت ایران داده اند،  که در این وبلاگ گفته ام  و سپس جهت دادن برای ایجاد اندیشیدن به تغییرات ناپیوسته در قرن 21  است،  که انسان فقط با دانایی این قرن و با بحرکت درآوردن چرخه یادگیری میتواند آنچه را که لازم دارد بدست آورد.  تمام این مسائل را در مقاله قرن سنت گریزی در  اینجا  کاملاً توضیح داده ام،  البته این مقاله به روز می باشد و تمام شدنی نیست.
      یکی از مهمترین ها برای ایرانیان عزیز بدست آوردن تجربه ای واژگون از گذشته هاست،  یعنی دمکراسی،  که اولین آزمایش آن برای ما در وبلاگها میسر شده و این می تواند سر آغازی خوب ولی دیر شده برای ورود به قرن 21  باشد.  مثلاً اگر عزیزانی برخلاف نظر و اندیشه من می گویند و حتی و شاید بدلایل ذاتی و تربیتی و یا تاکتیکی توحین می کنند،  این را هم باید با برداشت خوب و در جهت دمکراسی هدایت کرد.  ولی اگراشخاص نامعلوم برای مغشوش کردن این دمکراسی اینترنتی اقدام به ناسزا گویی و تهدید و تفرقه افکنی یا امثال آن می کنند باید با آنها با تدبیری خاص برخورد شود.  حتی من در نظرات وبلاگ آقای ناصر نوشتم در محیط دمکرات میتوان وبلاگ شما را بررسی کرد و ایشان تنگ نظرانه جواب تهدید آمیز دادند که در نظرات وبلاگش موجود است.
      اینترنت،  این تکنولوژی قرن 21  را ارج نماییم و در جهت مثبت از آن بهره بگیریم،  دیگران را تشویق نماییم که وبلاگ داشته باشند و اندیشه های نو بسازند.  همه دلمان تغییرات مطلوب برای ایران عزیز می خواهد و این به معنی کنار گذاشتن ارزشهای تاریخی نیست و نباید چنین برداشتی ایجاد شود.
     عزیزان یکبار دیگر تکرار می کنم نوشته های این وبلاگ مقالات و نظرات شخصی من می باشد که قبل از پیدایش وبلاگ در نشریات معتبر چاپ گردیده اند،  و اینها خود تاریخ نمی باشد همانطور که در همه جا علامت سئوال گذاشته ام،  شما میتوانید درصدی از این مطالب را قبول داشته باشید یا نداشته باشید، و می توانید در باره آنها تحقیق کنید یا نکنید،  میتوانید مطالعه نمایید یا بی خیالش باشید،  و به دسته اندکی از عزیزان بگویم، نیازی به نوشتن نظرات غیر اصولی و اخلاقی نیست، که اینقبیل نظرات قابل قبول از شخصیت وبلاگی ایرانی خوب نمی باشد.  بطور مثال این اشخاص میتوانند بنویسند، چه مقدار و چه بخشهایی را احساسی قبول دارند،  یا علمی می دانند و امثال آن.  تاریخ،  دانش مهمی چون بقیه علوم است،  و  تاریخ واقعی ایران باید بوسیله فرهنگستان تاریخ ایران، و توسط هیئت علمی ایرانی که توسط علاقه مندان دانشور تاریخی ایرانی انتخاب گردیده اند،  و با شرایط قانونی خاص خود،  و در پی تحقیقات کاملا علمی زمان بر نوشته و تایید موقت شود.  بنظر من کلیه آنچه که تاکنون بعنوان تاریخ و سرنوشت خوانده ایم،  نظرات شخصی نویسندگان آنها می باشد،  چه کتاب خطی تاریخی باشد چه نگارش چاپی دوران استعمار و یا موج دوم و چه جدیدترین نوشته تاریخی در وبلاگهای من.  آیا با شرایط فعلی می توان فرهنگستان تاریخ تاسیس کرد؟
همه چیز از تاریخ است
 
      تاریخ تکامل بشری پر از سرگذشت ها، شکست ها، و پیروزی های انسانهایی است که باداشتن امیدها و یاس ها به جنگ مشکلات و موانع شتافتند و برای برپایی دنیایی بهتر و زندگی نوین هزاران خطر را به جان خریده اند و خستگی ناپذیر و شجاعانه به میان حوادث رفته اند و از بین آنهمه هول و خطر و گرداب و تباهی سرفرازانه گذشته اند و سر انجام به هدف والای انسانی رسیده اند.  تاریخ در واقع بیانی است از یک جنگ بی پایان میان دو دشمن آشتی ناپذیر،  از یک سو،  مردم و گرسنگان بی باک که با روحیه آخته شان برای بدست گرفتن سرنوشت خود و زندگی بهتر و ساختن آینده انسانی،  رو در روی طرف دیگر حکومتها و شاهان که بعضاً شکم بارگان و چشم دریدگانی بودند که زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و از جان و مال مردم تغذیه میکردند و خون مردم را به شیشه کرده و به برتری خواهی و خودخواهی دست یازیده اند.
      این جنگ بی پایان بین دو طرف متخاصم تاریخ،  سازنده جوهر اصلی تاریخ است.  و تاریخ سرگذشت نامه ایست که به ما می گوید،  از دوره های دور تا امروز بر انسانها چه رفته است.  ما می خواهیم با دانستن گذشته های انسان و شناختن شکست ها و پیروزی های آن در تاریخ به شناخت خود انسان تاریخی برسیم و بدانیم که آنچه امروز به نام جامعه انسانی داریم چیست؟  و در کدام دوره تاریخی بسر می بریم؟  و در این جنگ بی پایان تاریخی چه نقشی باید داشته باشیم؟  برای دست یابی به چنین نتایجی باید از تاریخ بدرستی بدانیم و درک کنیم واقعیت چه بوده تا بتوانیم برنامه ریزی های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نماییم.  بنابراین لازم است تاریخ بشری را به دوره هایی تقسیم کرد از قبیل،  اول، اقلیم ها و بخشهای جغرافیایی،  دوم، ملل و اقوام و گویشها،  و سوم، دین ها و مذاهب و سنتها. و پس از آن هر کدام را بنا به تخصص به تحقیق گرفته و با علت یابی پدیدها و تفسیر و تحلیل ریشه های آنها به جمع بندی هایی رسید تا بتوان علتهای و معلولها را بدست آورد چون،  شکست ها، انحرافات، و انحطاط یک قوم و یا اقوام بشری و یا رمز پیروزی و آفرینش تمدنها و ملل در طول زمان چه بوده.
   پرسش از عموم:  آیا بدون داشتن مطالعه و تخصص لازم می توان در یکی از مسائل تاریخ بحث کرد؟
      ایران عزیز، که قدرتمند ترین کشور غرب آسیا و خاورمیانه است،  امروزه بشدت توسط استعمار نو تهدید به جنگ می شود،  همچنین دشمن تاریخی ایران محدود ترین تجزیه طلبان را علم کرده،  و نیز از سویی بحران هایی از قبیل،  خشکسالی و مسائل اقتصادی و اجتماعی و مشکلات دیگری مقابل خود داریم،  که زمینه های بسیاری از آنرا،  استکبار و استعمار برای ایران و ایرانی و مردم منطقه بوجود آورده.  بنابر این ما مردم ایران باید یک دل و یک صدا باشیم و در همه جا دست در دست هم دهیم و برای ایرانی سربلند روز به روز بیشتر کار و تلاش کنیم و به دانش خود با دانایی قرن 21 بیافزاییم.
      از اتفاقات کوچک و موضوعات کم اهمیت از یکدیگر ناراحت نشویم و مشکلی ایجاد نکنیم.  دشمن باید بداند ما ملت ایران ضمن دمکراسی خواهی یکی هستیم و به هیچ عنوان نمی تواند ما را از هم پراکنده کند.  استعمار و دشمنان همیشه سعی کرده اند در تاریخ ما دروغ بگویند و با هر ترفندی مردم ایران را از هم جدا و متفرق نمایند.  من عاشق ایران و همه مردم ایران بزرگ هستم و سعی میکنم جامعه ایران را در تمام مراحل تاریخی به نمایش بگذارم نه آنچنان مهم که غیر قابل باور باشد،  و نه بشکلی دشمن پسند.  بنابر این نسبت به جملاتی که ضد کشور ایران باشد حساس می باشم و باآنها برخورد می کنم.  وظیفه اصلی خود می دانم تا در این حداقل مکان واقعیت های تاریخی و اجتماعی ایران عزیز را در اندازه ای که قابل گفتن باشد با حفظ دمکراسی بگویم.
   پرسش از عموم:  آیا می دانید دمکراسی تاریخی ایرانی چیست؟
   توجه  توجه
      هم میهنان عزیز،  سرزمین تاریخی ما از دیر باز دشمنانی داشته موذی،  که چون نمی توانستند در جبهه و جنگ ایرانیان را شکست دهند بروی کاغذ و در داستانها،  ایرانیان را شکست خورده نوشته اند.  امروز با تکنولوژی های قرن 21  منجمله اینترنت،  این دشمنان مشغول لجن پراکنی هستند.  این تعداد اندک دشمنان تاریخ و ملت ایران با نامهای الکی و بی نشان در وب ها و نوشته ها و یا در نظر های وب های عزیزان ایرانی،  به ناسزا گویی مشغولند،  و یا با ترفند های مختلف سعی دارند مذبوحانه و ددمنشانه جو سازی کنند.  اینها ستون پنجم نرم دشمنان ما ایرانی ها می باشند،  باید این ستون پنج نرم را با زرنگی شناسایی کنید،  و به عزیزان دیگر خطر آنها را گوشزد نمایید.
      اینترنت فرصت گران بها به ما داده تا دمکراسی را در وسعتی به عظمت گیتی تجربه کنیم و براحتی افکار یکدیگر را تحمل نماییم.  عزیزان هوشیار باشید و در دام دشمن نروید و این ترفندهای کثیف را تشخیص دهید و با خونسردی،  نسبت به مقابله با آنها و به شیوه هایی که خود می دانید اقدام کنید.  امروزه ایران ما در شرایط حساسی است،  در تمام وسایل ارتباط جمعی و تمام رادیو و تلویزیون ها و نشریات و تمام مجامع بین المللی فقط و فقط از ایران می گویند،  همه شما عزیزان میدانید که یاهو و گوگل و غیره علیه ایران و ایرانی هستند.  وظیفه تک تک شما هم وطنان عزیز بویژه فارسی زبانان است،  که با دانایی قرن 21 و سنت گریزی راهبردی کار آمد را برای آینده شکوهمند و شکوفای ایران بریزید،  بخود ایمان داشته باشید و بدانید جهان از آن ماست.
   پرسش از عموم:  بنظر شما دشمنان ما کدامند و دشمن اصلی کجاست؟
منابع واقعی کجا هستند
      عزیزانی می گویند منابع ذکر کن تا وبلاگ معبر تر شود،  بارها نوشته ام این وبلاگ جهت اینست که اندیشه شود،  واقعیت چه بوده و چرا بوده و ما به کجا خواهیم رفت.  انسان قرن 21  چشم و گوش بسته نیست و نخواهد بود.  در مورد مطالب تاریخی اندازه ای که برای عموم لازم است منابع در میان مطالب گفته ام،  با دقت بخوانید متوجه میشوید،  و عزیزانی که تخصصی می خواهند به آنها خواهم گفت،  در اینجا توضیح نوشته ام.  بسیاری عادت کرده اند که در پایان هر مقاله لیستی از منابع ذکر شود،  و به آن راضی باشند،  بدون اینکه از واقعیت های آن منابع جویا باشند،  بسیاری از آنها منابع بی محتوا و آبکی هستند.
   عکس منبع آب،  این از منابع آبکی است،  که در نوشته های تاریخی ایران بفراوانی یافت می شود،  و به آن اشاره می کنند،  عکس شماره 7198.
      در کل،  طی 450 سال نفوذ استعمار منابع تاریخی بسیار در هم آمیخته و یا آلوده به دروغ شده است،  این شما عزیزان هستید که باید در اندازه ای فنی و یا تخصصی پیگیر باشید.  آگاهانه بدانید واقعیت چه بوده و ساده نباشید که دشمن استعماری بتواند هر دروغی را به ذهنتان فرو کند.  وبلاگ انوش راوید جهت اینست که واقعیتها را شناخته و دروغها را تشخیص داده،  تاریخ و فرهنگ یادگیری را فراگرفته،  تا هر گونه برنامه ریزی های اجتماعی واقعی تر میسر گردد.
   پرسش از عموم:  آیا منابع تاریخی با واقعیت ها و دمکراسی آمیخته است؟
شادتر و پاینده باد ایران و ایرانی
      در قرن 21  نسل جدید دگرگونی در ایران عزیز شکل گرفته،  با امکانات تکنولوژی موج سومی جوانان ایران به مراتب با هوش تر و داناتر از گذشته هستند،  این نسل می داند که زمین دارد حرکت می کند و باید خوب این حرکت را بشناسد تا غافلگیر نشود.  جهان نو دگرگون شده است و ما نیز باید واژگون شده باشیم،  با عقلی جدید که در قرن سنت گریزی در  اینجا  گفته ام،  البته بی سواد ها اینها را درک نمی کنند و نخواهند کرد،  ولی امیدی به کم سوادها باقیست.  اما توده عظیم ارتش 20 میلیونی جوان ایرانی امیدوار و  آینده نگر است و می جنبد و می خروشد تا قافله نو را در یابد.  این نیروی قوی می داند که باید هوشیارانه و با تدبیری خلاق به واشنگتن و لندن و پاریس اثر مثبت گذارده،  تا ما بتوانیم بازی آینده را ببریم و در نهایت سرفرازتر از گذشته شکوهمند خواهیم ماند.
      گردش روزگار سریع است و زمان کم شده،  یکبار دیگر تکرار می کنم قبل از اینکه زمین زیر پای ما بلرزد،  می بایست اخبار و اطلاعات سیاسی و اقتصادی را خوب گوش کرده وب های روشنگر را مطالعه نموده و تاریخ و سرگذشت ایران و جهان را بدور از دروغ و تبلیغات دشمن که در این وبلاگ نوشته ام،  تا اندازه لازم بدانیم و به توانایی خود ایمان داشته باشیم تا سپس بتوانیم به اوضاع مسلط گردیم.  باید واقعاً ایرانی بود،  فقط فارسی گپ زدن و تهرانی و اصفهانی و شیرازی و تبریزی و غیره بودن کافی نیست،  باید با هوش خاص ایرانی فکر و صحبت کرد،  البته دشمنان فسیل شده و سحر زده و استعمار زده،  ایران واقعی را درک نمی کنند.  دشمن تاریخی یکبار دیگر افکار پلیدی درباره ایران دارد و عده ای اجنبی ندانسته در جهت آنچه استعمار نو می خواهد حرکت می کنند،  در هر صورت واقعیت نشان دهنده عدم توانایی دشمن در رویارویی با ایران بزرگ و ایرانی عزیز است.  چون ایرانی شاد و پویاست،  ایرانی سابقه درخشان تاریخی دارد،  ایران ثروت مند است.  پاینده و پیروز باد ایران و ایرانی.  آیا می دانید،  چه کسی گفته باید از دشمن ابله دوری کرد؟
دمکراسی تاریخی آریایی
      در ابتدای قرن 16  و بعد از طی دوره های تاریخی اومانیستی و رنسانس که در آینده خواهم نوشت،  بورژوازی اولیه در اروپا پیدا شد،   مهمترین ابزاری که دولت شهرهای اروپا را در قرن 15 میلادی از بین برد و در آنجا کشور هایی ایجاد گردید توپ و تفنگ بود.   اروپائیان بویژه ایتالیا و پرتقال و هلند و اسپانیا بمنظور تجارت بین المللی نیازمند پایگاه ها و بنادری و قلعه هایی در گوشه وکنار جهان بودند،  که هرمز را همگی میدانیم.  ولی طولی نکشید که این حرکت برون قاره ای اروپا با قدرت آتش توپ و تفنگ تبدیل به استعمار شد.  استعمار گران برای پیش برد اهداف کثیفشان دست به هر کلکی و جنایتی می زدند.  یکی دیگر از اقدامات استعمار جدا کردن حاکمان از زندگی عادی و مردم بود،  که اولین نمونه آنرا در دوره صفویه و بویژه شاه عباس می بینیم.  در این دوره بود که کاخها پدیدار گشتند و طبقات اجتماعی شکل کرفت که متعاقب آن کوخها هم سر آوردند.
      در گذشته شاه و حاکم چون مردم عادی زندگی می کردند و در تاریخ ما قبل از صفویه اثری از کاخهای عظیم شاهانه نیست.  و مردم در طایفه و یا قبیله خودشان همه یکدست و یک طبقه بودند،  و به هر کجای ایران بزرگ که می خواستند بی دردسر می رفتند،  نه گذرنامه می خواستند و نه شناسنامه.   با فرهنگ والای که نوروز برای آنان ارمقان آورده بود و ریشه در آریایی بودن داشت در کنار یکدیگر زندگی شادی داشتند. آنها بر سر موضوعاتی گاهی با یکدیگر نزاع داشتند،  که این را می توان یک امر عادی انسانی دانست و بسیار در تاریخ ما می باشد که با دادن عروسی و دامادی بزرگترین ماجرا ها را به خوشی تمام می کردند.  زیستی خوب از هزار قبیله و ملت و با زبانهای مختلف این بهترین نمونه دمکراسی است.
      استعمار گران نمی توانستند چنین چیزی را ببینند و با تمام اشکال و ترفندها سعی در بر هم زدن این نظم تاریخی و اجتماعی داشتند.  یکی از مهمترین نقشه های آنها برای بر هم زدن این روش انسانی ایرانی دروغ گفتن در تاریخ و ساختن و پرداختن اختلافات تاریخی برای ملل ساکن ایران بزرگ بود.  ولی امروزه ما باید آگاهی داشته باشیم گرفتار این حقه بازی دشمنان نشویم و تمام ملتهای آریائی ارزش خود را بدانند.  اینترنت فرصتی برای آزمایش دوباره دمکراسی در اختیار ما قرار داده و باید از آن استفاده کنیم.  یکدیگر را درک کنیم و تحمل نماییم و از نقد و انتقاد استقبال کنیم.  حتی اگر کمی فضای کار سخت بود وبا یکدیگر مشکل داشتیم و یا با مسائل و چیزهای دیگر برخورد کردیم و غیره،  باید شجاع باشیم و از اتفاقات نا خوش نهراسیم که خود این نوعی تمرین دمکراسی است.  اگر مجلس کشور هایی با دمکراسی بالا را دیده باشید بسیار در آنجا پیش آمده که با مشت و لگد و فحش به یکدیگر می کوبند،  ولی ایجاد مشکل نمی کند.
   پرسش از عموم:  بنظر شما دشمن دمکراسی چیست؟
   پیدایش خط از ایران
      صاحب‌ نظران خط و زبان های باستانی بر این عقیده‌اند که منشاء پیدایش خط از غرب ایران یعنی جنوب بین‌النهرین و سرزمین سومر در نیمه دوم هزاره دوم خورشیدی ایرانی بوده.  امّا فرضیه دیگری نیز در سالیان اخیر مطرح شد،  که سیر پیدایش و تأثیر گذاری خط پروتو عیلامی (ما قبل عیلامی) را از شرق به غرب می ‌داند و معتقد است،  که خط و نگارش تصویری ابتدا در حوزه دره سند و نواحی جنوب شرقی ایران به ظهور رسید و سپس به فارس و دشت خوزستان راه یافت.  این فرضیه بر اساس کشف علائم پیکتوگرافیک و الواح پروتو عیلامی در کاوش های موهنجودارو،  شهداد،  شهر سوخته،  تپه یحیی،  تپه ملیان و تپه قزیر،  شکل گرفته است  .فرضیه جدید به  نظریه تک ریشه ‌ای بودن خط  با تردید می ‌نگرد.  تپه چغامیش دزفول را باید نخستین مرکز در ایران دانست که خط و کتاب،  اول بار در آنجا ظاهر شده است.  چغامیش تپه ‌ای است بزرگ که در حاشیه دشت شوش و 25 کیلومتری جنوب شرقی دزفول واقع شده است.  چغامیش یکی از مراکز مهم آغاز کتابت و شهر نشینی در ایران بشمار می‌رود،  و تعداد زیادی الواح گِلی (شمارشی) و قطعات و ظروف و کاسه‌های سفالی مشهور به (لبه واریخته) که از سفالینه‌ های شاخص دوره آغاز کتابت است،  از این تپه به دست آمد.  وقتی  انوش  میگوید همه چیز از ایران شروع شده یک واقعیت است،  پیدایش خط که در این چند جمله نوشتم جدید ترین برداشت باستان شناسان بین المللی می باشد.
   امروز در تاریخ
      در گذشته ها،  سرعت تحولات و تعداد حوادث مهم سازنده تاریخ کم بود،  و کلّاً تاریخ در اصطلاح خود به زمان های خیلی دور اطلاق می شد،  در قرن 20 تارخ معاصر به جمع تاریخ پیوست،  اما در قرن 21 گذشته و تاریخ به نزدیکی زمان حاضر و عمر ما رسیده است.  به دلیل تکنولوژیکی و ارتباطی حوادث و سرعت تحولات بسیار زیاد شده،  همانگونه که در تمام زمینه ها درصد حرکت های بشری بیشتر گردیده خود بخود تاریخ هم چنین شده است.  برای درک بهتر این موضوع مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود،  و غفلت از این مهم قرن 21 باعث می شود فردی که برای آینده تلاش می کند،  در تاریخ خواهد ماند،  و کار او خیلی سریع قبل از اینکه به نتیجه برسد فسیل می شود.
      این روز ها جنگ و خشونت منطقه ایران بزرگ یا نام خاورمیانه ای استعمار ساخته را در بر گرفته است،  در لبنان آرامش سیاسی و امنیت اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد،  عراق و افغانستان با بمب های خیابانی مردم بی گناه کشتار می شوند،  مردمی که برای ما ارزش دارند.  اختلافات سیاسی پاکستان و جنگ داخلی آن روز به روز وخیم تر می شود،  تاجیکستان و ازبکستان در بی کاری و مشکلات غرق هستند،  و اتفاقات ناگوار دیگر که آنها را تکرار نمی کنم، هر ساعت در اخبار و گزارشات روزانه می شنویم،  در این مقاله به تحلیل جغرافی ـ تاریخ می پردازم.  استعمار و امپریالیست از بدو پیدایش در طول تاریخ بارها به این نیم قاره لشکر کشید،  در بخش هایی بشدت شکست خورد و یا در تمامی سرزمین معدوم گردیدند،  آنها به ترفند هایی روی آوردند و با اعمال نفوذ در حکومتها و ایجاد تفرقه در ساختار های تاریخی اجتماع و یا سیاسی منطقه اقداماتی می کردند تا منافع بیشتری به دست آورند که در نهایت مخارج سنگین و شکست داشتند.  اینک امپریالیسم نو که از دانش جغرافی ـ تاریخ تهی می باشد و نمی تواند شرایط را علمی تحلیل و تعلیل کند،  در واقع مغز اصلی آن نرم افزاری است نه بشری.
      آنچه که منطقه را حساس تر کرده،  رشد اقتصادی و اجتماعی کشورهای روسیه و چین و هند و اقمار وابسته به اقتصاد آنهاست،  و مهمتر از همه اهمیت روز افزون نفت می باشد.  سی سال پیش یکی از چهره های امپریالیستی سابق نقشه ای از خاور میانه کشید و در آن احمقانه کشور هایی بر اساس قومها ترسیم کرده بود،  و او خیلی بی خرد تر از آن بود که بداند نیم قاره ایران بزرگ جغرافیای متفاوتی دارد که ریشه در تاریخ جهان و امپریالیست هرگز قادر به تشخیص آن بازی خطر ناک نمی باشد.  توده مردم کشور های اروپایی و آمریکای شمالی بخاطر فراوانی دروغ های تاریخی و اجتماعی و اقتصادی در سردرگمی به سر می برند و در توهّمات مختلف مانند تغییرات اوبامایی دلخوشند،  اما روز به روز دارند متوجه می شوند که چه کلاه های بزرگی در تمام تاریخ سر آنها رفته است. 
    اینک ما ملت سرافراز ایران بزرگ باید با درک موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی،  خود را به شکوه  گذشته که در واقعیت های تاریخ نهفته است،  راهی نو در جهان بگشاییم و با نشان دادن توانایی در همه عرصه ها،  قدرت تاریخی خود را یکبار دیگر به حرکت در آوریم.  توانایی و قدرت الکی و بی جهت و بدون سابقه تاریخی در اندیشه توده های مردم و علم و دانش حاصل نمی شود،  ایرانی ها پر بار از این موضوعات هستند، فقط باید دروغ های تاریخ را دور بریزند و آنچه واقعیت ها بوده به تحلیل و تعلیل بگیرند.  دشمنان با دروغ ها همیشه می خواستند ایرانی را شکست خورده و ضعیف و متفرق نشان دهند،  که از این بابت سود ببرند،  منجمله ایران بزرگ را خاورمیانه و آسیای میانه نامیدند،  و بروی کاغذ ملت های تاریخی نیم قاره ایران بزرگ را دسته بندی دینی و نژادی کردند.  توده ملت ایران بزرگ بیش از هزار قرن در این نیم قاره که از فلات ها و دشت ها و دریا ها تشکیل شده در کنار هم یک دل و یک صدا بودند،  نوروز و جشنهای شکوهمند دلیل آن است.
      عده ای ساده دل و بی اندیشه به راحتی اغفال نفوذی های دشمنان تاریخی ایران شده،  و دسته های فاشیستی، آنارشیستی، کمونیستی، ناسیونالیستی کنجی و یا دینی باب دل دشمنان تاریخی این سرزمین ایجاد کرده و در گوشه و کنار نیم قاره کار هایی می کنند،  که مخالف واقعیت های تاریخی است.  گاه افرادی بی دانش و تهی از درک واقعیت های تاریخی در جایی از جهان آب به آسیاب دشمنان تاریخی ایران می ریزند،  و با گفته ای، تالیفی،  و یا ترفند و لابی عمد و یا سهو به زیان ملت های قوی ایران بزرگ اقداماتی انجام می دهند،  که البته در کل تأثیری در روند حرکت اجتماعی تاریخی مردم ندارد.  جوانان عزیز و آینده نگر با کمی حوصله،  و مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران براحتی می توانند،  مسیر ملی  را تشخیص دهند و دانش های اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی خود را بالا ببرند.
   پرسش از عموم:  آیا تفاوت ناسیونالیسم واقعی را با مکتب های مختلف اجتماعی می دانید؟
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
دشمنان تاریخی تاریخ ایران
      هم وطن یا هم میهن عزیزی نظر گذاشته،  که هموطن کلمه زشت عربیست و فارسی آن هم میهن است ، که البته من در نوشته هایم،  از هر دو استفاده کرده ام.  آیا میدانید که 500 ملیون نفر انسان،  به زبان عربی صحبت می کنند،  در نیمه شمالی آفریقا و خاور میانه و از سفید ترین تا سیاه ترین، از ثروتمند ترین تا فقیرترین، و ده ها نژاد و ملت و قوم را تشکیل میدهند.  اصل زبان های عربی و فارسی و ترکی و کردی و کلیه زبان های خاور میانه،  و از ابتدای تاریخ و در یک همزیستی و با کمک هم،  شکل گرفته است،  و همه ریشه در زبان تمدن جی دارند.  دانش شناخت آنها بسیار وسیع است،  و غیر از خواست و توانایی من و این وبلاگ می باشد.
      همانطور که ما خوشحال میشویم،  یک سوم زبان کشمیری فارسی است،  آن 500 ملیون هم خوشحال میشوند،  که می پندارند یک چهارم زبان فارسی عربیست.  اصل کلمه اسلام فارسی است،  مانند خیلی از لغات دیگر که با اس شروع میشوند،  و در فارسی زیاد است،  و در این وبلاگ اسکندر است،.  این هموطن عزیز فرموده اند سلام عربیست و درود فارسی است،  آنچه از ریشه تاریخی آنها میدانم،  نه آن عربیه و نه این فارسی،  ولی در گپ هزار ساله دو میلیارد آدم خوشگل،  سلام بکار میره و همین خوبه.  جهت اطلاع بیشتر معنی نام شهرها و روستا های ایران را بخوانید.  
      همانطور که قبلا در باره ترفند های حاکمان جهان نوشتم،  یکی دیگر از این ترفند ها تاریخ سازی،  و مرزبندی بین کشور ها،  جهت ایجاد نفاق و تفرقه بین آنهاست،  چه به بزرگی ایران باشد،  یا دو سه طایفه کوچک.  از این ترفند برای ایجاد دشمنی تاریخی،  بین ایرانیها و اعراب و ترکها و غیره زیاد استفاده شده.  در صورتیکه مردم با یکدیگر هیچ دشمنی ندارند،  و به یکدیگر زشت و بد و بیرا نمی گویند.  تفاوتی بین عربی و ترکی و تاجیکی و غیره نیست،  ایجاد این تفاوت از همان ترفند های حاکمان،  برای ایجاد تفرقه بنداز و حکومت کن می باشد،  که از روم باستان شروع شد،  و به اروپای استعماری به ارث رسید.  ساختن داستان تاریخی،  که عرب های سوسمار خور آمدند،  و ایرانی های فوق العاده متمدن!  را شکست داده  و قسمت های زیادی از زبان و فرهنگ ایران را،  یا به غارت برده یا تحت تاثیر قرار دادند.  این قبیل مسائل که در تاریخ زیاد گفته و نوشته شده،  باید دقیقا فکر کرد،  و تحقیق واقعی دور از نفوذ استعماری صورت گیرد.
      عرب های جنوب عراق و عربستان و یمن از زمان های قدیم ایرانی  و با ایرانی،  در یک کشور ولی با پادشاهی ها و خاندان های مختلف بودند،  و در تیسفون و حومه آن بغداد،  به تعدادی مساوی از همه مردمان زندگی می کردند،  و در کشور و لشکر با هم بودند،  و به فرا خور طبیعت محلشان از علم و اقتصاد و زندگی بهره می بردند.  در واقع عربها اشغالگر نبودند،  از همین ملت و با همین ملت بودند.  رشد فکری مردم در زمان ساسانیان حرکت های جدیدی می طلبید،  که باید بدون تعصب و بصورت کاملا علمی دوباره نگارش شود.  ما ایرانیها 300 ملیونیم و مجبوریم رو در روی استعمار نو قرار گیریم،  نباید به دام مسائل کوچک بیفتیم و تفرقه شود،  من به فارسی مردم کوچه و خیابان که در همه جا،  عادی و ساده صحبت می کنند،  میگویم و مینویسم.
      مثلا اگر نوشتم وطن پرست و آن عزیز نظر گذاشتند،  پرستش غیر از خدا  نیست و پرستش نابودی بینش و دانش می آورد،  البته به درستی گفتند، ولی برای انسان های نا آگاه از تاریخ  که قرنها چشم و گوش بسته، و بدون اینکه اجازه فکر کردن در تاریخ را داشته باشند،  و یا از آنها سئوال شود چه فکر می کنید،  چه بوده،  اما این وبلاگ جهت این است،  که تاریخ واقعی هم وجود دارد،  و باید اندیشید و تحقیق کرد،  و پرسید تا به آن برسیم،  وطن پرست کلامی از مردم کوچه است.  مثلا مردم هرگز حاضر نشدند ریال یعنی سلطنتی را استفاده کنند،  و گفتتند تومن،  که واحد دهزار تایی هخامنشی بود،  و آن طرف گفت منظور تومان!  مغولیست.  فقط باید بیاندیشیم این 300 ملیون ایرانی را چگونه متحد کنیم،  وقت کم و دشمنان پست امپریالیسم آمریکایی و انگلیسی و…، موذی و قدار.
      امروزه عده ای از هم میهنان در ایران عزیز،  در پستی و مقامی و ریاستی از دولتی گرفته تا شرکت و کارخانه ای،  فکر می کنند آنچه از دارایی این سرزمین کهن در اختیارشان به امانت گذاشته شده است،  ملک و تصرف شخصی اشان است،  و به هر شکل و هر جوری که می خواهند از آن استفاده و یا بر داشت مالی غیر اصولی و اخلاقی می کنند.  آنها نمی دانند حتی اگر سند این دارایی هم به نام آنها باشد،  ولی در واقع متعلق به ایران است،  و هر گونه اشتباه و خلاف در نهایت صدمه اش به ایران و همه ایرانیان عزیز می رسد.
   پرسش از عموم:  آیا می دانید تفاوت وطن پرست و میهن دوست چیست؟
عکس تاریخی جمعی مقابل باشگاه تاج تهران دهه 1330،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 1241.
دشمنان زبان فارسی
      از چند هزار سال  پیش زبان فارسی،  زبان رسمی  و گفتاری مردم ساکن بیش از،  سه میلیون کیلومتر مربع از این کره خاکیست.  البته امروز و مطابق معمول تاریخ،  دشمنانی پیدا کرده است،  زبان فارسی که اصل آن زبان تمدن جی است،  و سپس دری و تاجیکی هم گویند، و هر کدام تعریف تاریخی جدا گانه ای دارند.  امروز هم عده ای در همان جا هائی که دروغ های گذشته تاریخی،  مانند حمله اسکندر مقدونی و چنگیز مغول را کشف کرده،  و به  تاریخ ما  جا زدند،  گرد می آیند،  و از ایران و زبان فارسی بدی می گویند،  و آنهم به زبان فارسی،  یعنی فقط به فارسی می گویند:  که ما غیر  فارسیم.  حتی نمی فهمند  فارس و فارسی یعنی  چه،  اشخاصی که حداقل از تاریخ و جغرافیا نمی دانند،  و هیچ  کدامشان یک کتاب یا رساله در یکی از علوم اجتماعی  ندارند،  و اصلا نمی دانند یعنی چه.  فقط همان دشمنان مطابق معمول سوء استفاده های تاریخی خودشان را از این  تعداد بیسواد می کنند.  جالب است،  سر دمدار شان استعمار چی های جدید،  بعلت عدم شناخت از فرهنگ و مردم،  و فقط با استفاده از کمی پول، همه را منجمله بیشتر خودشان را دچار مشکل می کنند،  مانند اطرافمان که می بینیم.  برای جلوگیر از مزاحمت این عده بی سواد باید برخورد دانشی شود.
فسیلها و روشنفکرها
     آیا می دانید تفاوت این دو چیست؟  در این یکی دو دهه گذشته بیشتر میشنویم،  که میگویند،  یارو فسیله یا مغزش فسیل شده،  و تقریبا همه می دانند یعنی چه،  حتی فسیلها هم می دانند،  فقط نمی دانند که فسیلند.  یا به معنی واقعی تر آنها پای بند یک سری فکر و عقیده و دانش،  چه درست یا غلط هستند،  و حاضر نیستند قبول کنند،  که چیز های دیگر و یا متفاوت یا بیشتر هم هست.  از دانش و زندگی هر آنچه که می دانند،  می گویند آخرشه،  و دیگه نیست.  اما روشنفکر سعی می کند،  در جامعه ایجاد تفکر و حرکت بسوی علوم بیشتر در همه زمینه ها نماید،  و بگوید،  اونی که میدانستید یا غلطه یا اول راهه و آنچه که همه می دانند،  و بعضی قاطع در تمام علوم از آن می گویند،  تازه  اولشه.
      فسیلها غیر از دانش  خودشان را تحمل نمی کنند،  و بدلیل عدم توانایی علمی و منطقی و با مسخره و اهانت و ایراد و حتی زور و یا زر،  بشدت هر بینشی در علم را رد می کنند،  گاهی با چند لغت من در آری و یا اصطلاح،  می خواهند وانمود کنند که واردند.  روشنفکرها چون دانش را اول راه می دانند،  هر فکر و حرکت در جهت شفافیت و رشد و شکو فایی علم و زندگی،  و یا بر عکس آنرا به مباحثه و تبادل اندیشه می گذارند،  و استقبال می کنند،  و فسیلها را به دیگری نشان میدهند،  و ترد میکنند.  اینترنت این امکان را به ما داده،  که تفاوت این دو را در وبلاگها و نظر ها بیابیم،  و در اجتماع و ساخت آینده ای خوب برای ایران،  آن دو طیف را بشناسیم.  مشروح در فرهنگ و تاریخ یادگیری.
پرسش از عموم:  1 ــ  در وبلگها و نظر ها فسیلها بیشترند یا روشنفکرها؟
   2 ــ  کتاب های آموزشی تاریخی فسیلی یا روشنفکریست؟
پیدایش کشور ها
      پیدایش اقوام در دایره اشان،  در هر کجای جهان از پی فلسفه تکامل طبیعت بوده،  ولی پیدایش ممالک در طول تاریخ،  منطق خاص خود را  دارد،  و این دو با هم  متفاوت است.  یک یا چند قوم مملکتی را تشکیل میدهند، تا زندگی و مشکلاتشان را سازمان دهند،  و همچنین دفاع در مقابل بیگانگان را با هم باشند.  اکثر کشور ها در مسیر تاریخ،  شکل جغرافیائی خاص خود را یافته اند،  در  طول تاریخ هر قوم در دایره سرزمین خودشان می دانستند،  که جغرافیایشان در شرایطی است،  که باید با یک یا چند دایره دیگر متحد باشند،  تا نابود نشوند یا  صدمه  نبینند.  با نگاهی به نقشه جهان می بینیم که کشور های قدیمی،  با منطق خاص شامل دو جزء اصلی،  زندگی یا اقتصاد، و دفاع یا مدنیت،  ایجاد گردیده،  و راس  حکومت آن کشور،  به علم  یا منطق خاص خودش بین اقوام آن کشور چرخیده،  و در تاریخ حتی بسیار می بینیم، که مثلا خاندانی از قوم کوچک منچوی،  قرنها حکومت چین بزرگ را در دست می گیرند،  و یا از قوم کوچک قاجار حکومت ایران را می گیرند،  مثالها  زیاد است.
      در یک مملکت یک زبان را بنا به شرایط،  اصلی و واسطه ای می کنند،  و بعضی چند زبان را،  و عاقل هایش یک زبان علمی  جهان را انتخاب می کنند،  مانند چندین کشور آسیائی و آفریقایی که انگلیسی را بر گزیده اند،  که همین بزرگترین حرکت علمی و اتحاد ملیشان است.  در طول تاریخ بسیاری تلاش کردند،  اقوامی را از بین ببرند،  مانند زمان پطرها و جانشینانشان و هیتلر،  و خیلی های دیگر،  ولی همان  راز یا علم فلسفه طبیعت و خدا نگهدارنده  بندگانش است.  اقوامی که در  یک محیط جغرافیائیند،  و با اندکی اختلاف لهجه ای و سلیقه ای،  یک ملت میشوند،  مانند ملت ترک یا  کرد و یا پارس،  که این پارس توضیحات دارد.  همچنین اقوام یا ملت هایی که در یک جغرافیای سیاسی یا مملکت هستند،  یک ملت میشوند،  مانند ملت ایران یا افغانستان،  که در واقع این افغان نام یک طایفه از قومی  پشتون زبان است،  که قرن 19 انگلستان،  بر تمامی قسمت ایران و شرق و خراسان گذارد،  و  در ادامه مطلب اصلی ملت عراق،  که این نام به ولایات غربی کشور ایران می گفتند،  که در یک دسیسه کاری در ایران به اراک  تبدیل شد،  و یا ملت  تاجیکستان.  عراق به معنی ایران کوهستانی است،  مشروح در اینجا.
      این  چند ملت یا کشور با تعداد دیگری،  ملت ایران بزرگ و تاریخی را  تشکیل می دادند،  که وسعتی در حد قاره  بودند،  و نوروز  داشتند،  و این نوروز،  و شرایط  اقتصادی و دفاعی آنان را یک ملت بحساب می آورد.  اما با پیدایش اسلام عزیز،  و آن برابری و برادری اولیه،  کما بیش و تقریبا شکل امروزی کشور های غرب آسیا با منطق خاص تشکیل گردید،  مثلا در طول تاریخ بعد از اسلام،  ایران کم و بیش در همین اندازه بود،  علتش تشخیص اقوام ساکن در این سرزمین با بینش همان فلسفه،  زندگی یا اقتصاد،  و دفاع  یا مدنیت بود.  حال  تصور کنید که وقتی دروغ های غیر علمی و منطقی،  اسکندر و چنگیز و غیره را  می گویند،  چقدر به این فلسفه صدمه می خورد،  و آسیب پذیری را در حد جبران ناپذیری بالا می برد.
رابطه دروغ های تاریخ و بمب و اینترنت
      بدلیل وجود دروغ های بیشمار در تاریخ،  امروزه باعث شده بعضی ها مانند نازی ها،  تاریخ و جغرافیا را با دید کوچک قوم خودشان ببینند،  و هر آنچه که می خواهند میگویند،  و اینها چون نازیها تاریخ می سازند و جغرافی می کشند،  و متعاقب آن تهدید می کنند.  امروزه این پدیده را به هر شکل و طایفه می بینیم، عده ای از آنها بمب می گذارند،  بمب کنار جاده ای،  و همچنین با شکل دیگری در اینترنت و ماهواره،  خواسته های خود را القاء می کنند،  و تمام اینها اصل کشور خود را فراموش کرده اند،  و در دامن استعمار نو گرفتار شده اند.  ایرانی های عزیز بیائید تاریخ کشور مان را از دروغ های بیشمار پاک نماییم،  و دوباره و همراه سئوال های بیشمار برای پاسخگویی جهت یافتن واقعیت نگارش نماییم.  شاید بدلیل آموزش و پروش ضعیف،  و یا نفوذ دشمن در زمان شاهان گذشته بوده،  که هر گز اجازه ندادند بپرسیم،  که آیا اینها که می گویید واقعیت است؟  ولی فقط گفته اند،  همین که هست صدات در نیاد.
      تاریخ نگارهای صهیونیستی و نازیسم چه به زبان های، آلمانی یا انگلیسی باشد،  چه عرب و فارس و ترک و کرد و غیره،  هر گز از دروغ نویسان تاریخی نمی پرسند،  که این همه دروغ را از کجا آورده اید،  و یا از یک کتاب قدیمی نمی پرسند،  منابع تو کدام است؟  چون از واقعیت می ترسند،  و می خواهند هر آنچه که نژاد پرستانه است،  بپردازند و بگویند.  حتی اگر این نژاد پرستی در حد یک استان کوچک یک کشور کوچک باشد.  نقشه کشی جغرافیائی و تاریخ نگاری نژادپرستانه،  خطر ناک و خواست استعمار نو می باشد،  نباید در دام آن افتاد و باید نسبت به افشا آنها بهترین اقدام را کرد،  مهمترین ضربه به این دشمنان شکایت از دروغ نویسان،  به جرم دروغگویی و بازی با تاریخ و حیثیت یک ملت بزرگ به دادگاه می باشد.  برای این شکایت یار می خواهم.
   پرسش از عموم:  آیا بین اینترنت وماهواره و بمب کنار جاده و دروغ های تاریخ رابطه ای هست؟
      بعضی حکومتها و دولتها سعی می کنند مردمشان را در عقب ماندگی فکری و ذهنی نگه دارند،  حتی تلاش دارند آنها را به عقب باز گردانند،  و از هر ترفندی چون،  مسلک های سیاسی و دین های عجیب،  تلویزیون و سینما و غیره استفاده می کنند.  مانند بلوک شرق سابق،  و حتی انگلستان فعلی.  ولی در ایران موجی از جوانان شا د و پویا، گذشته های دروغی اسکندر و چنگیز و غیره را در هم می ریزند،  و عرصه ای نو بر این دروغ های تاریک و ساده لوحانه می گذارند.
      نو طلبی ایرانیان در صد سال،  و بویژه در سی سال گذشته،  کاملا پیداست،  و هر چند گذر از ذهن باطل و کهنه دروغ های تاریخی،  با موانع بسیاری از جمله استعمار روبروست،  اما نو اندیشان جوان به حرکت خود ادامه میدهند.  تشویق بزرگترها برای استفاده بهتر از دانش و زندگی،  راهی را باز کرده،  که باز گشت از آن میسر نیست،  و به جلو میرود.  باید با حوصله ای جدید، و دیدی نو،  به ایرانیان آینده،  و تاریخ گذشتگانشان نگریست.  شاه هان و خانها همه رفتند،  مصدقها و امیر کبیرها رفتند،  و باز نمی گرد ند،  ولی جوانان ایرانی با فرهنگ و امیدی نو هستند.  این نیز تاریخی واقعی از ایران است،  این مسیر تکامل اجتماعی را،  باید با دیدی واقعی نگریست.  حوصله داشت و اغفال  نیرنگ های رنگارنگ دشمن  نشد.
ایران ما در شرایط حساس تاریخی است
      البته همیشه در طول تاریخ همین بوده،  ودائم تحولات اساسی تاریخی و جغرافی داشتیم،  ولی امروزه وجود نفت،  در کشور های اطراف خلیج فارس،  و شرایط این زمان اوضاع پیچیده تر شده،  و فعالیت بیشتری میطلبد،  بدین منظور این وبلاگ را برای نشر نظراتم در مورد تاریخ و جغرافی و اقتصاد،  ایجاد کرده،  و از نظرات شما عزیزان استقبال می کنم.  افکار قرن ،۲۱ می بایست متفاوت از گذشته باشد،  و جهان را در نیمه دوم قرن ۲۰ یا قرون اولیه نبینیم.
      تحولات مهمی در شروف اتفاق است.  بنظر می رسد چین و بقیه تولید می کنند،  و ایالات متحده آمریکا مصرف می کند.  آمریکا مثل گذشته نیازی به کار و تولید ندارد،  و در نتیجه جوانان بیکار بسیار دارد،  می رود تا شاهرگ های حیاتی جهان را با علم یا پول یا قدرت یا سیاست بگیرد،  و کشورها را مطابق خواسته سرمایه داری نوین جهانی بچیند.  نباید گمان کرد عمو سام گرفتار شده،  ولی باید ایرانیان با اندیشه ای نو،  که ظاهرا خبری از آن نیست، ایران شان را نجات دهند.  سرمایه داری نوین جهانی شامل،  بازار های بورس و شرکت های چند ملیتی،  و جهانی است،  که سرمایه آنها از همه جا حتی از حداقل جیب ما،  تا کلان پولدار های همه کشورها تشکیل شده،  و در نتیجه همه جا وجود دارد،  با  نگاهی  نیم دقیق  به اطراف و خبرها متوجه  می شویم،  و این موضوع مهمی است.
عکس استوانه کوروش بزرگ،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 1001 .
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
سرمایه داری های اولیه و بی هویت
   آیا می دانید تفاوت این دو چیست؟ از ابتدای تمدن بشری، آدمها در هر زمانی و مکانی چیزایی برای تجارت داشتند، در فئودالی که یک روند ساده داشت،  و سرمایه ها چه از آن حاکمان و یا مردم بود،  منحصر به فرد مشخصی بود.  سپس در ابتدای قرون وسطی دولت شهر هایی در اروپا بوجود آمدند،  منجمله ونیز و آمستردام،  و شهر های تنها مجبور به تجارت شدند،  که اولین بورژوازیها بوجود آمد،  و از این شکل جدید اقتصادی،  با دو سه قرن رقابت،  چند کشور اروپایی هم به میدان آمدند،  و رفتند گوشه و کنار جهان،  بنادری گرفتند و به تجارت مشغول شدند.  تقریبا مردم در جهان از این تجارت راضی بودند،  و کار دنیا رونقی تازه گرفت.  طمع بیشتر،  کشتیها و ملوانان بیشتر،  و سپس بین اروپائیان رقابت فزونتر شد.  از پی آن فکر نفوذ معنوی و سیاسی در گیتی پدید آمد،  یه مثال،  آنتونی و رابرت شرلی،  که شاهکار حکومت صفویه را شکل دادند،  و دو سه قرنی بر جهان چنین گذشت،  و بعد از انقلاب صنعتی کشور های جا مانده از استعمار در اروپا و آمریکا،  امپریالیسم را ساختند،  و چند جنگ قاره ای و اول و دوم را بوجود آوردند،  و پس از جنگ دوم سرمایه فرا ملی خواسته،  یا نا خواسته،  اختراع شد،  و این پدیده که امروز همه شاهدش هستیم،  و در جای دیگر این وبلاگ اندکی در باره آن نوشته ام،  که می رود همه جا را بگیرد،  و ما بی خبر در چنگال آنیم.  در همین ضمن پدیده جدیدی از سرمایه داری در حال شکل گیری است،  و آن سرمایه بی هویت است،  که نمی دانیم چیست و کیست و کجاست،  ولی با کمی دقت آمدنش را می بینیم،  جالبه هنوز آن یکی را نشناخته،  این یکی می آید.   چند قرن را در چند سطر خلاصه نوشتم،  ولی در میان وبلاگ انوش راوید،  بخش هایی نوشته شده است.
جنگ سرمایه داری
      قبلا،  درباره  حرکت سرمایه داری نوین  جهانی کمی  نوشته ام،  در این وبلاگ با ایجاد سئولات،  پی گیری مطالب را به خوانندگان می سپارم.  تاریخ ما پر از ماجرا،  و پر از دروغ است،  اما در واقع این تاریخ شکوهمند ایران زمین هیچ مشکل و مسئله اقتصادی،  از این جغرافی باقیمانده ایران را حل  نمی کند.  بنظرم تاریخ اقتصادی ایران را فقط باید به دو دوره تقسیم کرد،  اول از عمق تاریخ تا مشروطیت،  یعنی فئودالی،  و بعد از مشروطیت تااکنون،  بورژوازی ملی یا سنتی،  و اکنون،  شرایط جدید و تاریخ جدید گشوده شده،  یعنی مقابله این آخری با سرمایه داری نوین جهانی.  البته این سرمایه داری را به نام های دیگر می توانیم بگوئیم،  نظم نوین جهانی،  یا لشکر کشی آمریکا،  به قرار بیش از 700 پایگاه در 130 کشور.
      این دو دوره تاریخی اقتصادی ایران،  فاقد حرکت های فرهنگی بود،  ولی دو حرکت مهم اجتماعی داشت،  انقلاب مشروطیت و انقلاب شکوهمند 57،  که اولی پایان فئودالی محض،  و دوم خط بورژوازی جدید بودند.  بدون حرکت و انقلابات فرهنگی نمیتوان بینشی نو،  و فراتر از قبل انقلاب مشروطیت پیدا کرد،  که امروزه در اجتماع، و بین مردم  براحتی پیداست.  حرکت سرمایه داری نوین با بحث هایی دراروپا و غیره،  آخرین سنگر های سنتی را فرو میریزد،  و با در نظر گرقتن اینکه ما حرکت فرهنگی نداشتیم،  وهمچنین عده ای از مردم،  که  بدون در نظر گرفتن آتیه با استفاده از امکانات گسترده،  و به اشکال مختلف جهانی به استقبال آن نو می روند،  تا بلکه از مشکلاتشان کاسته شود.  بنابر این همه  تقصیر ها را متوجه مجرمی خواهند کرد،  و بگویند،  این  مجرم نگذاشته ما حرکت های فرهنگی داشته باشیم.
      پس سرمایه داری نوین جهانی،  که تمام اجناس مصرفی بازار ما از آن تامین می شود،  در مقابله با سرمایه داری سنتی،  که مواد اولیه آنرا در خود ایران تولید میکند،  بصورت سیستماتیک که اندکی قبلا نوشته ام،  در نبردی اقتصادی و قهری می رود،  که به آخرین و مهمترین سنگرها دست پیدا کند،  و با استفاده از آن امکانات گسترده و آن مردم،  اهدافش در حال انجام است.  مثلا در ایران آن مجرم زبان فارسی است،  اگر کوتاهی شود،  آن بازوی نظامی به کمک دیگری آمده،  و درگیری در درگیری،  و سپس زمین آماده برای واگذاری.  باید عاقلانه اندیشید ولی چگونه؟.      
    امید است با حرکتی ملی و میهنی در  نشر و گسترش وبلاگ انوش راوید،  با  خوشی موفق باشید.  کپی برداری در هر صورت آزاده،  و استفاده از مطالب این  وبلاگ،  نقل، یا  نقل قول، یا  ضدیت،  کاملاً مرا خوشحال می کند و موجب سپاسگزاری است.
انوش راوید در جنگ با دروغ
      انوش راوید قهرمان جنگ با:  اسکندر مقدونی دروغی،  چنگیز دروغی،  مارکوپلو دروغگو است.  انـوش را ویـد، در این وبلاگ شما را در ماشین زمان سوار می کند،  به سه دوره تاریخی گذشته می برد، به عصر پایان سلسله هخامنشیان،  که شاه خدا بود،  و شروع حکومت اشکانیان،  و پیدایش دین،  که تحول جدید فکری بود، و هزار و پانصد سال بعد،  پایان حکومت هایی که از بغداد منحوس تغذیه می کردند،  و آغاز دولت شهر های ایرانی،  و آزادی اندیشه های نو،  و مذهبی نو در ایران،  و بعد از آن عصر اولین  گام های بورژوازی اولیه و نیز و اومانیستی اروپا.
  انوش راوید،  متولد مهر 1334 تهران است،  بنظرم 22 ساله و تهرانیم،  و مثل اکثر مردم تهران ترکیبی از چند قوم یا ملیت ایرانم،  که قبلا گفتم،  و فقط زبان فارسی میدانم،  "چه بد"  دانشمندی چو من،  حتما باید یک زبان دیگر ایرانی را بداند،  پس لابد دانشمند نیستم.  اسم قوم یا ملیت آوردم،  بازی با کلمات خوب نیست،  بازی با کلمات دانش تولید نمی کند،  کار تولید نمی کند.  ایران قدیم وسیع بود،  و امروز چند کشور با صدها زبان و لهجه اند،  اما همگی نوروز دارند،  و اعیاد قدیمی و فرهنگ مشترک و آداب مختلف زیبا دارند.  کاش اتحادیه سرزمین های نوروز تشکیل شود،  و یک قاره نورزوی ایجاد شود.
     یه دروغ مهم دیگر در تاریخ ماست:  مهاجرت آریائیها به ایران.  گاهی در مقالات  فعلی و بعدها بیشتر این دروغ را افشا می کنم.  به همین جهت زبان فارسی، وسط این مهاجرت دروغی کم رنگ شده.  از آثار پیداست،  که از بیست هزار سال پیش آدمها تو این سرزمین زندگی میکردند،  و آبادیها و آثار ده هزار ساله تمدن وجود دارد.
     حاج میرزا حسین،  پدر پدرم،   که 90 سا ل پیش نماینده دوره های دوم و سوم مجلس شورای ملی بود،  در آن زمان پنج معـمم،  در راس این مجلس شورای ملی قرار داشتند،  مانند شورای نگهبان عمل می کردند،  تا اگر قوانین خلاف اسلام بود،  آنرا رد کنند.  خدا بیامرز پدر بزرگم تحصیل کرده نجف و استاد الازهر بوده،  ماجرا های سیاسی زیادی داشته است،  که در اینجا نوشته ام.  چند کتاب خطی جالب داشت،  که دزدیده شدند،  در آنها افشا گری های مهم تاریخی بود.  تا آنجا که میدانم،  در آنها بوده که از زمان  پیدایش استعمار،  دستور کار آنها مخدوش کردن تاریخ کشورها،  و به دروغ بستن این تاریخها بوده،  که با دروغ زندگی کنند،  و تا استعمار و استثمار دروغ های دیگر و بزرگتری بگوید،  و اهدافشان را پیش ببرند،  مانند دمکراسی برای عراق،  و ما نیز کور کورانه این دروغ های تاریخی را پیروی می کنیم.  آگاه کردن  مردم و جوانان علاقه مند به تاریخ،  و به این دروغ ها خیلی مهم است،  و آنها به تمام مسایل تاریخی درست می اند یشند.  دیگر پدر بزرگم،  خدا بیامرز تاجر و استاد ادبیات فارسی و آگاه از تاریخ بود،  میگفت:  "در تاریخ واقعی گنج است،  در تاریخ دروغی ادبیات".
   ــ  هر هفته مطالب جدید در وبلاگ انوش راوید،  حداقل هفته ای یکبار اگه  نتوانستید، ماهی یکبار سری به این  وبلگ بزنید،  اینجا تاریخ واقعی و نقشه گنج واقعی را بشما نشان میدهد.  محل قلعه های نگفته، صحنه نبردها، پرستشگاها، کاروانسر های ندیده،  و…… و…..  زنده باد ایرانی و پاینده ایران.
      اولین کلامها و نوشته ها در جهان از بینش دمکراسی در تاریخ ایران باستان بود،  و بعد از ایران باستان در ایران دیگر کسی از دمکراسی و آزادی های اجتماعی و سیاسی و دینی حرفی نزد،  و چیزی ننوشت و بسیاری از شخصیتها و سیاسیون مشهور و معرف در طول تاریخ و قرن حاضر ایران،  که امکاناتی و تریبونی داشتند و می توانستند مبلغ دمکراسی باشند،  کاملاً کوتاهی کرده،  و جبهه و جهتی از یک جناح و تفکر گرفتند،  و این مسئله باخت و مهم بود.  ایجاد بینش دمکراسی و برداشت های دمکراتیک ضامن ایران سربلند است.
      تاریخ چیست؟ سرگذشت سرزمین و گذشتگان در مسیر زمان،  بدون بازی با کلمات،  تاریخ است.  تاریخ یک علم است، مانند همه علوم و باید علمی و با تمام دلایل و شواهد و قوانین علمی به آن نگریست. امروزه تاریخ برای ما مثل داستان شده،  نه دانش.  در تاریخ گنج است.  دیگر زمانی نیست که چشم و گوش بسته،  هر داستانی و ماجرایی را بعنوان تاریخ و علم تاریخ قبول کنیم،  باید فکر کرد،  آیا واقعیست،  یا نه و چگونه؟  کی گفته و چرا گفته،  چرا میخواستند دروغ بگویند و بنویسند.  برای این دروغ های تاریخی چقدر زحمت کشیده اند،  و چرا؟  و هزاران پرسش دیگر.  چشم و گوش بسته و کور کورانه تاریخ را نپذیریم.  با دانش و اندیشه وارد تاریخ شویم،  آینده ما به تاریخ بستگی دارد.  از دانش جدید و تاریخی واقعی نباید ترسید،  تاریخ علمی به نفع ماست.
      نظر بدهید تا دیگران  بهره مند شوند.  شخصی با چند حرف زشت نظر گذاشته بود،  که تو نمی توانی تاریخ را تحریف یا عوض کنی،  تاریخ همینه که هست،  این شخص ترسو خودش را هم معرفی نکرده.  دوستان عزیز مقالات و نظرات من جهت اینست که،  فکر کنیم و بیاندیشیم،  آیا آنچه تاکنون می دانستیم واقعیست؟  واقعیت چه میتواند باشد.  بعضی ها دوست دارند در تصورات خودشان بمانند،  چه فکر و دانششان علمی باشد یا نباشد، می پندارند علم در همان اندازه است،  بنظرم به آنهایی که علم را در حد دانش  خودشان می دانند فسیل و آل فسیل می گویند. علم پایان ندارد و دست به دست و نسل به نسل بیشتر میشود،  و تغییر می کند.  منظورم از ترسو کسیست که نمی تواند برداشت های جدیدی از عـلـوم و زندگی داشته باشد،  و از این موضوع می ترسد.
زبان رسمی انگلیسی
      زبان فارسی امروز ما،  که کتاب های ادبی بسیاری به این زبان است،  تقریبا از 1200 سال پیش،  در سرزمین های وسیعی بعنوان زبان کاتبی و ادبی و یا رسمی بوده،  و بهمین جهت ما به آن بسیار میبالیم،  و در خانه ای نیست، که حداقل چندین جلد کتاب ادبی فارسی از قبیل شاهنامه فردوسی،  سعدی و حافظ  اشعار دیگر نباشد.  اصل پیدایش زبان فارسی از زمان داریوش بزرگ است،  که به نام دری یا داریوشی است،  ولی گسترش زبان فارسی از زمان اشکانیان است.  که سربازان اشکی یا اسکی،  (نام اسکندر که در زبان فارسی،  بروی فرزندان میگذارند،  از این نام است)، در زمان سلسله هخامنشیان،  فرا ته داران و مرزبان غرب ایران بودند،  که در دوره عباسی همان سربازان خراسان بودند.  حکومت اشکانیان بیشترین دوره حکومت را در ایران بزرگ داشتند،  حدود 550 سال که به اشتباه،  یا دشمنی،  قسمت اولیه این دوره را به سلوکی نسبت میدهند.
      زبان فارسی در دوره های بعد از اسلام،  و اختراع کاغذ به اوج شکوفایی ادبی رسید،  و در نیمه اول قاجار، لهجه تهرانی  پدیدار گشت،  که تاثیر آن لهجه تهرانی،  در زبان و ادبیات فارسی تمام ایران،  کاملا  پیداست.  با پیدایش اینترنت و ماهواره،  یا در واقع دانش جدید با تمامیت آن در جهان،  باید بگوییم زبان فارسی دیگر جواب خواسته های مردم را نمی دهد.  چند صد سال از تاریخ ایران،  زبان عربی،  زبان علمی بود،  که کتاب های بسیاری موجود است،  همانگونه که زبان فارسی زبان علمی در شبه قاره هند بود.  امروز نیاز هماهنگ شدن با جهان زیاد است.  مخصوصا در رابطه با استفاده عمومی و گسترده از وسایل،  تجهیزات و کتاب های علمی و فنی،  و غیره که به زبان انگلیسی می باشند.
      باید چکار کرد؟  انگلیسی  بیاموزیم،  یا بنشینیم و نظاره گر باشیم،  که دنیا بسرعت جلو میرود،  و ما به حداقل از دانش استفاده می کنیم.  حال  تصور کنید، از ابتدای ورود به مدرسه بچه ها با زبان انگلیسی درس بخوانند، کتاب های درسی و داستانی به زبان انگلیسی باشد،  و همه آموزش انگلیسی باشد.  در این صورت کسی هم پیدا نمیشود بگوید:  چرا به زبان محلی ما درس نخوانند؟،  و به راحتی 15 سال بعد از اولین سال تحصیلی میتوان، زبان انگلیسی را رسما زبان علمی اعلام کرد.  عقب افتادن از جهان دانش، عواقب وخیمی دارد.  هماهنگی تاریخ هم در این میان است. (میلادی جهانی و هجری ما). فعلا بقیه داستان را خود فرض  کنید، البته خواهشا بدون احساسات.
      فیلم های ایرانی که در آنها چند نفر فقط حرف میزنند،  و هیچ دانشی و فنی در آنها نیست،  و خود ما به زحمت حاضر بدیدن آنهاییم،  ولی فیلم های خارجی،  با تکنیکشان هر چه بخواهند، به راحتی بخورد جهان میدهند،  مثل فیلم 300 و همچنین بانکها و ادارات و غیره و غیره همه در ایران فاقد دانش روز هستند،  کاملا واضح و معلوم است.  دروغ های تاریخی ایرانیان را شکست خورده،  و ناتوان و شکست پذیر معرفی می کند،  و دشمنان تاریخ نویس سعی دارند،  به ملت ایران زمین بزرگ احساس حقارت دست دهد.  بیائید به این دروغها فکر کنید،  و با دید علمی،  و دانشی نوین سرزمین و سرگذشت و گذشتگانمان را ببینیم.  تاریخ یک علم مانند همه علوم است،  داستان نیست.  گذر از بینش قبلی و پاک کردن دروغ ها از ذهن،  سخت است ولی خیلی مهمه.          
مردم یکی هستند
      از بدو پیدایش حکومتها در آسیا،  تا قبل از جنگ اول جهانی،  مردمان این  بزرگترین قاره،  بدون هیچ گونه ممانعت و یا گذرنامه و یا باج و غیره،  به هر طرف میرفتند،  و به اشکال مختلف مردمی،  تبادل زبانی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و غیره داشتند.  اما  با پیدایش استعمار،  و متعاقب آن جنگ اول جهانی،  مرز و خط و نشان برای مردم  کشیدند.  در طول تاریخ از  بین النهرین تا ماورالنهر بدلیل جغرافیائی،  بین مردم هماهنگی  بسیار و بسیار بود.  اما دشمنان ملتها در راس آنها انگلیسیها،  با دروغ های بیشماری که در تاریخ ها نوشتند،  چنین وانمود کردند،  که اعراب و ایرانیان دشمن یکدیگر بوده.  با در دست داشتن کلید استعمار تا توانسته اند،  دروغ در تاریخ انداختن.   اعراب و ایرانیها، و ترکها و کردها و بقیه مردمان ایران بزرگ، آنقدر زیاد بهم نزدیک بودند،  که تمام فرهنگ و انقلاباتشان با هم  بود،  نه در نبرد دروغی قادسیه ها.
   پرسش از عموم:  اــ  آیا پیچش های کلید استعمار را می شناسید؟
   2 ــ  چرا استعمار چی ها می خواهند  وانمود کنند،  ملتها از بدو تاریخ،  با هم بد و دشمن  بودند؟
      نام ملت و ملتها به معنی امروزی و قرار دادن مردم در شاخصی به این نام،  ساخته و پرداخته دو قرن گذشته است،  در قاجاریه و قبل از آن به مردم می گفتند رعیت فارس یا رعیت ترک یا کرد و غیره.  امروزه  برای تفکیک مردم از یکدیگر و یا تفرقه از واژه های قوم و ملت زیاد استفاده می شود.  تعریف علمی و در جهت منافع ایران بزرگ برای این شکل جدید از مردم در این شرایط بسیار مهم می باشد،  و باید توسط خود ایرانی ها صورت گیرد،  تا مورد سوء استفاده دشمنان قرار نگیرد.  البته قبول نداشتن این گذارده و برجستن از آن نمی تواند سلب مسئولیت بیاورد.    
جنگهای ایران و روم تکرار میشود
      یکبار دیگر و بیش از 1500 سال تاریخ تکرار می شود،  بعلت عدم آگاهی سردمداران تاریخ و جغرافیای ابران،  روم دارد به ایران لشکر می کشد،  این جبر تاریخ و جغرافیاست.  سالگرد روزی است که سردار رومی در انگلستان دومین پایگاه سیاسی و نظامی روم را بنا نهاد،  که در صورت از بین رفتن روم در آنجا به جمع و جور کردن اوضاع مشغول باشند.  امروزه هم باز ماندگان دشمنان تاریخی دارند همان رفتار های دد منشانه تاریخی را تکرار می کنند.  اطراف ایران را می کوبند،  اقوام را تحریک می کنند،  دیدها و بینش های منحط را به جان ساده دلان ایرانی انداخته،  جدایی ها و همان کارها و حرف های تکراری،  از جمله ارتش و سپاه و اسلحه برای ایران بد است ولی برای دشمنان خوبست،  تبلیغات و ترفند های امروزی هم دارند،  و بوی نفت کاملاً خراب و از خود بی خودشان کرده است.  ما مردم یکی هستیم،  و با ابزار دانش تاریخ و جغرافیا جهان و ایران از آن ماست.
پرسش از عموم:  اتفاق های سیاسی امروزه،   یک ماجرا در ادامه تاریخ است،  آیا می توانید، دقیق و با دیدی تاریخی و جغرافیایی بگویید آینده چه میشود؟ 
شـناخـت موقـعـیـت
      اصول دیالکتیکی و دترمینیستی اجتماعی مبتنی براسباب وعللی است،  که مهمترین آن ایفای نقش روشنفکر آگاه به تحلیل صحیح جغرافیایی و تاریخی است،  که در جایگاه کاتالیزور های ضروری این فرایند می باشد،  و در صورت خالی بودن این میدان دید توسط رهبری صادق تنها باعث پر کردن این خلاء توسط غریبه های حکومت های بیگانه و بقولی رهبران قلابی شده.  با پایان جنگ دوم جهانی و فروش گروپ به همه،  اولین قدم واقعی سرمایه داری فرا ملی شروع شد،  و سرمایه داری سنتی بی خبر از این حریف قوی،  که بسرعت و بدون انتظار مبتکرین آن بالا آمده،  این نو سرمایه داری سریع در پی جایگاه های جدید کشور چین گشنه و خسته را یافت،  و آنها برای زنده و باقی بودن و اظهار وجود دوباره استقبال خوبی کردند،  چینی ها در هر صورت سابقه تاریخی خوبی داشتند،  و احتمال یک قدرت شدن آنها وجود داشت.
      پایان دهه  1970 هنوز این دو سرمایه داری یکدیگر را نشناختند،  امروز هم خیلی ها نمی دانند و در تحلیل ها اشتباه می کنند.  دو نیروی جهانی که یکدیگر را خوب نمی دانند،  حتماً در برنامه ریزی های مشترک اشتباه دارند،  یکی کمربند می خواست،  که دیگر نیاز به آن نبود و دیگری از ترس تهدید های بچه گانه برای حفظ جاده ابریشم چین و خلیج فارس،  و آمریکا یکی از ساده ترین ترفند های تاریخ سیاسی جهان را در سر داشت.  روسها هم که رجال سیاسی واقعی نداشتند،  در به در و خسته از پرسه زدن های بیهوده در آفریقا و لاتین با دیدن این چین پریده خوششان آمد،  و  پروستوریکا را پرداختند،  ولی بر عکس چین،  روسها سابقه تاریخی بدی داشتند.  بقیه هم بخاطر اینکه جا نماند دیوار برلینو حتی خوردند،  کمونیست سنتی یا به نوعی کلاسیک آن با فرو ریختن دیوار تا یافتن اندیشه دگری سرگردان شدند،  اروپا سرخوش و مست شبانه از این پیروزی بود،  ولی بی خبر که روس های گشنه ندانسته اسب تروا را پر از اسلحه دارند،  به آفریقا و لاتین می فرستند.
      سرمایه داری فرا ملی و عمو سام هم شادتر از این سرمایه داری فراملی،  با آسه آنی ها مشغول بودند،  و زیر چشمی به آسیای جنوبی هم نگریسته تا حالی هم اونجا کنند.  تا امروز سرمایه داری فراملی با سرعت جلو می رود،  و سنگر های سرمایه داری سنتی،  که ارباب فکری و پایگاه اصلی آن اروپای غربیست،  یکی بعد از دیگری می گیرد و همزمان لیبرال سنتی اروپا تغییر شکل میدهد.  در دهه آخر قرن 20 برخورد های آنها را خوب می دیدیم،  که نمونه آن فروختن چند پژو و کاسه بشقاب به ایران و تحریم های دیگری و یواشکی با یک رقابت کاسه و بشقابش فروختن بود.  در این ده سال آخر بیستم اسب تروای گفته شده،  آفریقا را بی قانون و قاعده،  از سرمایه داری سنتی تا حدودی گرفته،  و چند قرن الماس بردن و تیله  فروختن تقریباً تمام شد،  خیرشو به شرش بخشیدن بهتره.
      از قرن  21  همه چیز به نفع این سرمایه داری جدید تمام شده،  و در این سال سرمایه داری سنتی،  بطور کلی دارد تسلیم می شود،  مثل اجماع جهانی علیه ایران،  نه بخاطر ایران بلکه برای جاده ابریشم نفتی.  ولی از این بابت صف بندی های نو برای آنها خیلی مشکل است،  بوی پوله و یه عده مست.  این وسط چند تا مسئله مهم می باشد،  مثلاً:  سهم روسیه تنبل با ترکیب فکری آن و منابع موجود،  منجمله دریا مازندران و منابع نفتی آن و احتمال بدست گرفتن اختیارش دست روسیه و باز نمودن کانال اقیانوس پیما و دگر شدن جغرافیای منطقه،  بالا گرفتن حرکت های ناسیونالیستی یا سوسیالیستی یا اسلامی در نیمه غربی آسیا و احتمال تغییر جغرافیایی به تمام معنی و عدم توانایی کنترل آن و به خطر افتادن جاده ابریشم جدید،   بوجود آمدن شکل دیگری از سرمایه داری بنام بی هویت بعد از  11 سپتامبر،  بدلیل شرایط پیش آمده.
      اکثراً تحلیل گران سیاسی و اجتماعی، دولتی و غیر دولتی مسائل مطرح شده را در نظر نمی گیرند،  همچنین نوع قدرت و نفوذ نیرو های مدیریت کننده سرمایه داری های ذکر شده،  در همه جا،  مثال:  واشنگتن از 75 میلیون دلار برای برهم زدن و مغشوش کردن نیرو های سیاسی و اندیشه ها و نگرش های آنها،  در برنامه های چون تلویزیون و غیره و حتی در پوشش های سیاسی بخوبی استفاده می کند.  در آسیای غربی بعضی نیرو های موجود تاثیر گرفته از همین برنامه ها جایگاه خود را اشتباه می گیرند،  در واقع باید وجود و افکار تمام نیروها سیاسی و اجتماعی را قبل و بعد از کمربند یا دیوار خراب شده حساب کرد.  در این زمان ملتها در بخش سرمایه داری یا غیر، با این سرمایه داری جدید که اصل ماموریت حفاظت از جاده ابریشم را به بدلیل امکاناتش به آمریکا سپرده در گیرند.  بنابراین در یک وجه مشترک و دمکراسی خواهی،  همه در آسیای غربی باید یکدیگر را بیابند.  قرن  21  است،  و کارها شیو های نو می طلبد،  و شناختن ترفند های موجود که در اشکال مختلف ارایه میشود بسیار مهم است.
عکس تاریخی کاروانسرا خان زینیان فارس،  حدود 1310 ،  عکس شماره 1236.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
قرن جدید و قبل از آن
   آیا تفاوت قرن جدید 21 و قرن های قبل را می دانید؟  حل معمای ایران،  و جهان در پاسخ این پرسش است.  قبل از قرن 21 دانش بشری همه گیر نبود،  و توده مردم آنچه که لازم بود می دانستند.  حتی برای بسیاری سئوال میشود،  چرا یک قرن پیش می گفتند:  مشروطیت، همه حرکت می کردند،  گفتند سوسیالیست، علیه تزار شدند،  گفتند این و آن و مردم رفتند،  چون خواسته ها و عقاید محدود بود،  ولی از شروع قرن 21 با وجود اینترنت، و ماهواره و چند سال قبلش تلویزیون،  و حرکت سریع کشور های در حال توسعه،  دانش همه گیر شده و همراه این دانش،  خواسته ها و عقاید متفاوت  شده.  مثلا وقتی میشنویم،  زبان فارسی برتره و دیگری می گوید،  ترکی و کردی و عربی و غیره بهتره،  یا می گویند این ملت و آن ملت،  و هر کسی هم بره خودش دلیلی داره،  خیلی ها از کتابها و گفته های قدیمی،  برای تاییدشان می گویند،  بدون اینکه از دانش یا شرایط  قدیمی آن  بدانند.
      یک عده  نوکر اجنبی هم،  شیری و پرچمی و زبانی را مثل افکار قرن نوزدهمی،  علم میکنن تا تفرقه بین ایرانیان عزیز بندازن،  و آنها حتی یکبار از ایرانیان گرفتار در،  اوستیا و چچن و ازبکستان و اینطرف و آنطرف نمی گویند.  بعضی از هموطنان بجای تجلیل یا دفاع از این شاخصها،  باید ترفند دشمن را بشناسند.  بنظر من دانش را باید به دو بخش تقسیم کرد، دانش این قرن جدید،  و قبل از آن،  اشتباه در این بینش خطر ناک است،  دشمن با علم قرن 21 به جنگ ما آمده.
   پرسش از عموم:  با تفکر کدام  قرن به:  ایلامیها، مادها، هخامنشیان، پارتها، ساسانیان، و یا زبان های ایرانی بنگریم؟،  و چگونه ایران 300 ملیونی را ببینیم؟
برق گرفتگی دشمنان دروغگو
   همان،  سادگان دشمن ایران عزیز و تاریخ ما،  مرتب در نظر های وبلاگ ناسزا می نویسند و تهدید می کنند.  این ترسوها خود را معرفی نمی کنند،  که هیچ،  حتی ایمیل هم نمی دهند.  اینها از افشا شدن دروغ های تاریخ،  بشدت از بیداری ملتها و تاریخ و تمدنشان می ترسند.  امروز ایران ما در راه رشد و شکوفایی ناسیونالیسم است،  یک قرن پیش جمعـیت ایران 7 میلیون بود،  که 90 درصد  مردم روستایی و عشایر بودند،  و تقریبا بی سواد،  که این دلیل بر ضعـف فرهنگی و تمدن نبود،  در همان شکل و چند قرن پیش از آن ایران از قویترین کشور های جهان بود،  و خدمات بیشماری به علم و دانش می کرد.  امروز با داشتن جمعیت کثیر جوان تحصیل کرده و فهمیده،  می رویم که آینده ای درخشان برای ایران بسازیم.  امید 100 میلیون فارسی زبان،  و 100 میلیون دیگر زبان آسیای میانه هم به ما در ایران است.  بدلیل جغرافیایی،  ما همیشه در  طول تاریخ دشمن داشتیم،  فقط باید دشمن را بشناسیم و دروغ های دشمن را افشا کنیم،  و از آن نترسیم،  و به ملی گرایی ایرانیها ایمان داشته  باشیم.
      از گذشته های دور،  دشمنان ایران چون نمی توانستند، ایران و ایرانیان را در جبهه و جنگ، شکست دهند،  دست به ترفندهای مختلفی می زدند،  شبیه جنگ سرد آمریکا و شوروی،  که البته بسیار ساده و ضد انسانی بود،  و غربیها از دل این جنگ،  دشمن بزرگی برای خودشان ساختند.  در گذشته ها  برای ایران، اسکند مقدونی و چنگیز مغول و غیره دروغی تراشیدند.  امروز هم جنگ سردشان علیه ایران باز هم خیلی ساده و بچگانه است، با کمی هوشیاری و اندکی دانش و دانایی،  براحتی شکست می خورند،  وطن دوستی ما ایرانیان را نشناخته اند.
ناسیونالیسم ایرانی و ناسیونالیسم فارسی
   آیا می دانید، تفاوت این دو چیست؟  ناسیونالیست یا ملی گرایی ایرانی ها یعنی،  فدا کاری کلیه ایرانی ها،  و از تمام دیون موجود در سرزمین ایران،  و برای ایران است.  ولی ناسیونالیسم فارسی تلاش علمی برای حفظ و ارتقاع زبان فارسی است.  ما از گذشته های دور برای دمکراسی و آزادی ارزش زیادی قائل بودیم،  در زمان های مختلف تاریخمان بخوبی پیداست.  در هر صورت ملی گرایی ایرانی یعنی دمکراسی به تمام معنی آن و قبول هر قوم و ملت و همه زبان های ایرانی و یا هر بینش و ضد بینش چه سیاسی و یا دینی و با طرد برنامه ای جنایت کاران در حق ملت ایران .  بدین منظور چه بهتر است در این قرن با وجود خوصیاتش تعریف جدید از ایران و همه چیز در ایران بشود،  حتی برای راهنمایی عموم مردم و در جهت دانشی و بینشی و سیاست گذاری های کوتاه مدت و بلند مدت وغیره،  و برای اینکار باید هیئت علمی توسط علاقمندان به دمکراسی و از کلیه قشر های چپ و راست و بالا و پایین و با قانونی خاص و در جهت حفظ تمام ارزش های ایران انتخاب شوند.
      سهیم کردن ایرانیان کشور های دیگر از بحرین تا تاجیکستان،  و از اوستیا تا پیشاور در این دمکراسی،  در امثال اتحادیه نوروز و یا ایران باستان.  این میتواند اولین تمرین دمکراسی باشد،  و بهترین راه آغاز آن وبها می باشند،  که بسیار گسترده اند،  و در دست قدرت های جوان است،  که در ابتد میتوانند با اندیشه هایشان ابتکارات نویی بسازند،  برای آینده ای نو.  پراکندگی فکری و مالی اگر بصورت هرمی بروی نقشه ایران گرد نشود،  در غیر اینصورت آینده دمکراسی،  و ناسیونالیست ایرانی و فارسی در خطر است.  توسط دشمنان از جمله آمریکا و اسرائیل،  علت آنست که آمریکا برای هژمونی،  یعنی سر کردگی  جهانیش،  تنها مشکلش را ایران عزیز ما میداند.  چون روسها خود را با چانه زدن می فروشند،  عربها هم  سادگی میکنند، حتما تیغ به جغرافیای شان می کشند،  ترکیه هم عشق اروپائیه،  انگار چه خبره،  و بقیه هم یه جورای دیگه و بی آینده ول معطلند،  یا  نوچه اند.
    توجه کنید،  در واقع و بی تعارف،  ما ملت ایران تنها مانده ایم،  که باید با درایت و شجاعت از این  مقطع زمانی بگذریم،  و مطمئن باشید،  که در صورت بینش و دقت پیروزیم،  و همیشه در طول تاریخ هم در این قبیل ماجرا ها موفق بودیم،  چون بهترین موقعیت جغرافیائی را داریم.  باید  یکدیگر را بیابیم و در یابیم،  و اغفال رنگ های آمریکایی و انگلیسی نشد.  چرا ما ایرانی ها تاریخ و آینده را ننویسیم؟  باید دروغ های گذشته را حذف کرد،  میتوانیم.  
امپراطوری ایران در مصر
      در دست  مجسمه بی سر،  عکس 1442 ،  که متعلق به پسر یکی از کائنان مصر است،  کتیبه ای بچشم  میخورد که از تاجگذاری کمبوجیه هخامنشی در سرزمین مصر حکایت دارد.  فرعونی از سرزمین پارس،  این کتیبه در مورد  کمبوجیه  پسر کوروش کبیر،  پادشاه ایران زمین بود.  در گذشته های دور ایرانیان بر سرزمین های پهناوری حکومت میکردند،  پادشاهان ایرانی در مصر باستان تاج پادشاهی را بر سر گذاشتند،  و به عنوان فرعـون در آن سرزمین افسانه ای تاجگذاری کردند.  بدانید نیاکان مان چگونه توانستند قدرت و عظمت ایرانیان را در سرزمین فراعـنه به تصویر بکشند.  معتبرترین سند تاریخی فتح مصر و تاجگذاری در سرزمین فراعنه،  توسط پادشاه ایران، کتیبه ای است که به خط هیروگلیف بر روی مجسمه بدون سر که متعلق به  پسر کاهن بزرگ معبد سایس میباشد، چنین حک شده است:
    
{هنگامیکه کمبوجیه شاه بزرگ و شاه تمام کشورها به مصر آمد،  با او مردان بسیاری از کشور های مختلف بودند. او در تمامی کشور مصر به پادشاهی رسید،  مصر علیا و مصر سفلی…. سپس پادشاه به معبد سایس رفت و در برابر الهه نیت به خاک افتاد …. او مرا پزشک بزرگ نامید و من به دستور پادشاه، زمین های خوب به کاهنان دادم، کودکان را غذا دادم،  کارهای سودمند برای تنگدستان و یتیمان انجام دادم،  و به فرمان شاه همه را از گرفتاری های بزرگ رهانیدم.} این کتیبه اکنون در موزه واتیکان  نگهداری میشود.
عکس شماره 1442 .
   ــ  ما ایرانیها با این تاریخ درخشانمان،  نباید اغفال دشمنان شویم،  و در سعی در کوچک شمردن خود کنیم،  این پادشاهان تاریخ ما همه ایرانی بوده،  و در دوره های مختلف از هر قوم و ملت ایران بزرگ و عزیز در حکومت بودند.   
     از آغاز تاریخ مصر باستان تا ورود ایرانیان ۲۷ سلسله بر مصر حکومت کردند،  با حساب سه سلسله که بعد از فتح مصر توسط کمبوجیه و بازگشت ایرانیان،  حاکم مصر بودند،  جمعاً سى سلسله پادشاهى می شوند.  ایرانیان  کشورى را گشودند،  که از تاریخى پربار و درخشان برخوردار بود،  مردمان فرهیخته و با فرهنگى در آن مى زیستند.  هنر و تمدن باستانى مصر نقش بسزایى در شکل گیرى و تداوم و تکامل فرهنگ بشرى داشته است.  آنان خط تصویرى هیروگلیف Hieroglyph را تقریباً همزمان با میخى ایدئوگرام ـ Ideogram سومرى در سده هاى پایانى هزاره چهارم ق. م به عنوان ارمغانى گرانبها به میراث نهاده بودند،  موفق به خلق یادمان هاى عظیم چون اهرام ثلاثه (جیزه) و مقابر صخره اى دره شاهان در  تبس Thebes  و معابد حجیم و بزرگى چون  کارناک Karnak  شده بودند،  که از عجایب ساخت و ساز هاى انسانى به شمار مى روند.  هزاران هزار اثر هنرى گرانبها از مجسمه و نقاشى دیوارى و حجارى بر دل صخره ها گرفته تا اشیاى سیمین و زرین و جواهرات ارزشمند و…  که امروز آذین بخش موزه ها و مجموعه ها است،  همه محصول ذهن پویا و خلاق مصریان است،  حتماً راز مصر باستان را بخوانید.
      پزشکان و دانشمندان مصرى به مرحله اى از ابداع و تکامل رسیده بودند،  که می توانستند انواع بیماری هاى سخت را معالجه کنند.  روش مومیایى کردن اجساد گرچه منحصر به مصریان نبوده،  اما کار آنان در این زمینه بسیار متمایزتر و شاخص تر بوده است.  هنر و فرهنگ مصر باستان در میان فرهنگ هاى همزمان خود از تداوم و جامعیت خاصى برخوردار بوده،  و در طول سه هزار سال تا حدودی همچنان ثابت و تغییر نکرده جریان داشت.  با این وجود،  ایرانیان که از فرهنگ و تمدنى والا برخوردار بودند،  در مواجهه با مصر آنها را یک ملت مغلوب و شکست خورده حساب نکردند،  بلکه با دیدى جدید و وسیع،  به نوعى بده بستان فرهنگى مبادرت نمودند.
      در ساختمان کاخ های تخت جمشید و شوش هنرمندان حجار مصرى هم به ایران آورده شدند،  می توان نشانه هنر آنها را در این دو مرکز هخامنشی دید.   داریوش بزرگ به کار هنرمندان و صنعتگران اغلب سرزمینها منجمله مصری در کتیبه اى اشاره دارد.  اخیراً یک قلاب مفرغى همراه با کتیبه اى به نام  خشایارشا در مصر کشف شد،  که بنابر نوشته روى این اثر آن را جهت نگهدارى جایگاه مجسمه یا بخشى از مبلمان مقدسى،  که شاه هخامنشى به یک معبد مصرى هدیه کرده بود،  به کار مى بردند.  در معبد کارناک  نیز چند قطعه سنگ مربوط به هخامنشیان شناخته شده،  که نشانه احترام و تقدیس شاه هخامنشى به معابد مصرى است.  مجموعه کتیبه هاى هیروگلیف یافت شده در وادى حمامات منسوب به اتى ى وهى  Ethiavahi  که در زمان سلطنت داریوش اول، خشایارشا و اردشیر اول،  در سالهاى 4514 تا 4517 خ.ا، برابر با ۴۷۶ ـ ۴۷۳ ق. م نوشته شده،  اسناد معتبرى از تعامل و تفاهم ایران و مصر است.  در این اسناد خشایارشا همچون ارباب دو کشور مورد خطاب واقع شده است،  {شاه دو کشور،  پسر رع (خداى مصرى) صاحب دیهیم ها که جاودان زنده بماناد}.  این همان عبارتى است که بر روى چند گلدان سنگى یافت شده در پرسپولیس و شوش نیز آمده است.
      مهمترین اثرى که از دوره تسلط هخامنشیان در مصر گزارش شده،  حفر ترعه اى توسط داریوش اول است،  که رودخانه نیل را به دریاى سرخ (احمر) متصل مى ساخته،  و در نوع خود یکى از شاهکار هاى صنعت و نشانه قدرت هخامنشیان به شمار مى رفته است.  در سال ۱۹۷۲ میلادى (۱۳۵۱ شمسى) در کاوش هاى هیأت فرانسوى در شوش یک مجسمه سنگى بدون سر از داریوش اول به دست آمد،  که هم اینک در موزه ملى ایران (ایران باستان) نگهدارى مى شود،  عکس شماره 601.  سر این مجسمه که شکسته شده،  با تمام مساعى و جست و جوى کاوشگران یافت نشد.  داریوش که رداى معمول شاهان هخامنشى را به تن کرده،  گرزى کوچک در دست راست و یک گل (نیلوفر) در دست چپ دارد.  در چین رداى داریوش و بر کمر او به خط میخى عیلامى و هیروگلیف مصرى کتیبه هایى حک شده است.  روى سنگى که مجسمه بر آن استوار است،  به شیوه قاب بندى مصرى نقوش ملل تابعه هخامنشى حک شده است.  این تندیس در مصر توسط حجاران هنرمند مصرى ساخته شده و به شوش حمل شده و در دروازه شهر شاهى نصب گردیده است.
      داریوش اول توجه خاصى به توسعه راهها و جاده ها و راه هاى دریایى داشت.  از این رو در اواخر سده ششم ق.م دستور حفر ترعه میان نیل و دریاى سرخ را مى دهد و به یادبود این کار عظیم و مهم یک لوحه سنگى به چهار خط و زبان (میخى فارسى باستان ـ عیلامى ـ بابلى و مصرى) در نزدیکى ترعه به یادگار مى گذارد.  این لوحه در سال ۱۸۶۶ میلادى ضمن حفر کانال سوئز کنونى در محلى به نام  شلوف الترابه  در ۳۳ کیلومترى کانال و با فاصله کمى از ترعه سوئز کشف شد.  روى این لوحه سنگى نقش دو نفر حجارى شده و در وسط نام داریوش حک شده است.  در طرف راست لوحه دو کتیبه همچون اکثر کتیبه هاى هخامنشى به سه زبان و خط فارسى باستان ۶ سطر ـ عیلامى ۴ سطر ـ بابلى سه سطر نقش گردیده است. کتیبه دوم حاوى اطلاعاتى در مورد حفر کانال با متن فارسى باستان در ۱۲ سطر و زیر آن عیلامى که متأسفانه ۷ سطر آن بیشتر باقى نمانده و بقیه با متن بابلى که شاید زیر خط عیلامى بوده،  از بین رفته است.  طرف دیگر لوح کتیبه مفصل ترى به خط و زبان مصرى (هیروگلیف) .  ترجمه مطالب مندرج در لوحه به شرح زیر است: 
     بند اول: خداى بزرگ است اهورا مزدا که این سرزمین را آفرید،  که آسمان را آفرید، که انسان را آفرید، که شادمانى را به بشر داد.  داریوش را به شاهى برگزید.  داریوش را شاه سرزمینى کرد که پهناور است و اسبان و مردان خوب دارد.   بند دوم:  منم داریوش شاه، شاه شاهان،  شاه کشورهایى که از تمام نژادها مسکون است.  شاه این سرزمین پهناور تا آن دوردست ها،  پسر ویشتاسپ هخامنشى.  بند سوم:  من پارسى هستم.  به همراهى پارسیان مصر را فتح کردم.  فرمان دادم این آبراهه را حفر کنند.  از  پى رود  نیل که از مصر جارى است تا دریایى که از پارس بدان روند.  این ترعه کنده شد،  چنانکه فرمان داده بودم و کشتى ها از مصر به وسیله این راه آبى به سوى پارس روانه شدند،  چنانکه اراده من بود. 
     کتیبه دوم فقط حاوى بند اول و دوم متن فوق الذکر است،  فقط تفاوت هاى اندکى دارد.  در کتیبه مصرى نقش داریوش مانند فراعنه مصر حک شده است.  چهره او زیر قرص آفتاب بالدار و خدایان دو بخش (علیا و وسفلى) نیل ترسیم شده و نام داریوش آن دو را به هم اتصال داده است،  عکس شماره 2112.  اسامى کشورهایى که تابع داریوش (در مصرى:  آن تریوش) بوده،  آمده و بدینوسیله نشان داده اند که داریوش از مقتدرترین فراعنه مصرى (یعنى فراعنه سلسله هجدهم) فراتر و برتر بوده است.   متأسفانه نام برخى کشورها که محتملاً مى توانسته مکمل کتیبه داریوش در نقش رستم فارس باشد و یا تردید در مورد آن را برطرف سازد،  پاک شده و قابل قرائت نیست.  نمایندگان کشورهاى تابعه در این نقوش زانو به زمین زده و در حال کرنش و احترام هستند.  همانگونه که در دیگر نقوش هخامنشى منجمله در آرامگاه هاى شاهان هخامنشى در تخت جمشید مى بینیم،  پارسى ها مقدم ترند و سپس مادى ها و در آخرسکاها قرار گرفته اند.  متن کتیبه مصر به سیاق کتیبه هاى فراعنه نوشته شده و عباراتى از آن که تاکنون کشف رمز و قرائت شده،  به شرح زیر است.
     سنگ نبشه هاى داریوش اول هخامنشى در مسیر و حوزه کانال قدیمى احداثى خود وى از چنان اعتبار و اهمیتى بر خوردار است،  که مى توان آنها را از مهمترین اسناد سیاسى مکتوب هخامنشى به شمار آورد.  ضمناً این سنگ نبشته و نگاره ها تأییدى است بر مفاد الواح زرین و سیمین یافت شده در آپاداناى تخت جمشید که داریوش حدود و ثغور امپراتورى خود را تا مصر گسترانیده است.  مهمترین مأخذى که درباره این کانال و سنگ نبشه هاى یادمانى آن در دست است در کتاب مستشرق و کتیبه شناس آلمانى به نام پروفسور والتر هینتس W.Hints،  به نام داریوش و پارسها Dauius und Die Peruser  که ضمن ارائه نقشه کانال داریوشى که نیل را به دریاى سرخ متصل مى کرده،  چند طرح از ستون نبشته داریوشى در کابریت  Kabrit  که توسط  ژرژ منان  J.Menant  از سنگ نبشته برداشت شده و ستون نبشته تل المشتوتا  Tell el Masschista  برداشت شده توسط جى پوزنر Posener  ارائه داده است.
      آن ترى یوش که زاده الهه نیت (مادر خدایان مصرى) همسر سائیس است،  انجام داد تمام آن چیزهایى را که خدا شروع کرد…  سرور همه چیز که قرص آفتاب را احاطه کرده،  وقتى که در رحم مادر قرار داشت و هنوز به زمین پاى ننهاده بود،  نیت وى را پسر خود دانست … امر کرد به او…  دست خود را با کهال به طرف او برد تا دشمنان او را برافکند؛  چنانکه از براى پسر خود (رع ـ زاده نیت خداى آفتاب درخشان) کرد… او بلندمرتبه است.  او دشمنان خود را در تمام ممالک نابود مى کند.  شاه مصر علیا و سفلى آن تریوش که همواره تا ابد پاینده است.  شاهنشاه بزرگ،  پسر ویشتاسب هخامنشى.  او پسر اوست (یعنى پسر نیت است).  با قدرت و جهان گشاست.  تمام بیگانگان با هدایاى خود رو به او مى آورند و براى او کار مى کنند.
       متأسفانه متن کتیبه از اینجا به بعد پاک شده و فقط واژه ها و کلماتى از آن خواناست و روشن مى سازد که داریوش دانشمندان و حکماى مصرى را به حضور پذیرفته و آنان را طرف پرسش قرار داده است.  نام کوروش نیز در این کتیبه ذکر شده اما نه داخل شکل بیضى.  مى دانیم که نام شاهان و فراعنه مصر را در داخل بیضى قرار مى دادند.  در این کتیبه درمیان کشور هاى تابعه شاهنشاهى هخامنشى از کشورى سخن به میان آمده به نام شبا،  که محققان آن را همان کشور  سبا،  زادگاه بلقیس ملکه و مورد توجه سلیمان نبى دانسته اند.  ضمناً از کشتى هایى که براى جست وجو عازم دریاها مى شدند نیز ذکرى شده است.
عکس شماره 2112.
       طول این ترعه به مسافت چهار روز راه بود و در عهد  نخائو ــNechao  ـ 4393 تا 4378 خ.ا، برابر با ۶۰۹- 594 ق.م  پسر  پسامتیک اول  Psammetique  فرعون سلسله بیست و ششم تقریباً ۱۲۰ هزار نفر کارگر براى حفر آن کار مى کرده اند.  نخائو ترعه را کند ولى موفق به اتمام آن نشد،  داریوش شاهنشاه ایران آن را تمام کرد.  عرض ترعه تا قبل از عملیات داریوش به حدى بود که دو ناو که هر کدام سه دسته پاروزن داشتند،  پهلو به پهلو از آن مى گذشتند و طولش از  بوباستیس  تا دریاى سرخ چهار روز راه بوده است.  على سامى  در کتاب معروف خود  تمدن هخامنشى  مى نویسد که جمعاً ۱۱۷ اثر ایرانى و هخامنشى به خط مصرى  هیروگلیف  و  دموتیک ـ Demotique،  خط دیوانى و ادارى مصریان قدیم بر روى سنگ و لوح و مهر و مهره و ظروف سنگى و فلزى تاکنون کشف شده که بیشترین آنها مربوط به زمان داریوش اول و خشایار شاست.  نکته جالب در این کتیبه ها آن است که هر کجا از شاهان هخامنشى و کشورهاى آریایى تابعه شاهنشاهى نامى به میان آمد به جاى علامت (رع) معمولى در دیگر کتیبه هاى مصرى،  نقش شیر نشسته اى را نقش کرده اند،  و این تغییر علامت فقط در مورد شاهان و ملل تابعه ایرانى به کار رفته است.  این امر دال بر آن است که شیر نماد قدرت شاهان ایران و ملل ایرانى بوده است. 
تکرار مهملات خشم دشمن است
    اینروز ها که مردم ایران عزیز از دروغهای تاریخ آگاه شده اند و دارند دشمن واقعی دروغگوی حیله گر چند رنگ را می شناسند،  سه نفر بی سواد کودن که خودشان را مثلاً تاریخ دان جا می زنند، به زبانهای فارسی و ترکی ایرانی، در سه تلویزیون لوس آنجلسی و شیکاگویی مرتب می گویند اسکندر با چند هزار سرباز ایرانیان را شکست فاحش داد،  اعراب ایرانیان را کشتند،  مغول تا توانست ایران را ویران کرد،  و چه چه از بی لیاقتی ایرانیها می گویند.  همچنین از این دروغ های تاریخی جهت تفرقه افکنی قومی و یا ملی استفاده می کنند.  تکرار بیش از حد این مهملات خشم دشمن از آگاهی ملت های ایران بزرگ را در چهار میلیون کیلومتر مربع از سرزمین جاوید تاریخی نشان میدهد،  که از دهان این غربی شده ها بیرون می آید.  هم میهنان عزیز بیائید دست در دست هم به تاریخ دروغی نوشته شده توسط دشمنان واقعی بگوییم نه نه نه،  و همه در جهت افشاگری این دروغها و باز نویسی واقعیتها در جهت ایران بزرگ و آگاه اقدام کنیم.
   توجه:  حدود بیست سال پیش رادیو  بی بی سی در یکی از برنامه هایش گفت تعداد هشت نفر از افسران و درجه داران انگلیسی در جنگ گنجه مستشار نظامی ارتش بریتانیا و حقوق بگیر در ارتش ایران بودند،  و تعدادی از آنها در دوران بازنشستگی در انگلیس کتاب خاطرات نوشته،  و در آنها از خیانت ها و مسایل مهم  گفته اند  منجمله کارهای جاسوسی و خیانت های خودشان در جنگ های قفقاز برای به شکست کشاندن ایران به دلایل مختلف از قبیل…… با اینکه انبوهی کتاب تاریخی دارم،  ولی این خا طرات را ندارم،  و در اینترنت جستجو کردم و آنجا هم نتوانستم بیابم.  هم میهنان عزیز درصورت یافتن این کتابها لطف کرده بمن اطلاع دهید.  با این خاطرات بیش از ییش دشمن واقعی ایران را می شناسیم،  و حتی می توان مسبب شکست را به محاکمه کشاند.
عکس نقاشی از عهد نامه گلستان،  قدرت نشسته و ذلت ایستاده،  عکس شماره 5760.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
نقش جغرافیا در تاریخ و سرنوشت
      وسیع یا پر جمعیت بودن یک کشور دلیل بر رفاه و امنیت نیست،  گاهی این وسعت یا جمعیت،  باعث عقب ماندگی مادی و معنوی هم میشود،  و یا تلاش یا در آمد  بخش های مختلف یک مملکت،  همدیگر را خنثی می کنند.  مثل روسیه و برزیل و هند و اندونزی و آرژانتین،  که وسعت و جمعیت تاثیری بر رفاه مردمشان ندارد.  چین، با تمام تلاش مردم و حکومتش همچنان بسیار عقب تر از،  تایوان و هنک کنگ است،  و شاید هیچ زمان،  به هنک کنگ کوچک نرسد.  وسعت روسیه حتی باعث بهدر رفتن سرمایه ها،  و نیرو های جامعه شده که این مورد در ژاپن بر عکس است.
      بعضی از کشورها مثل مکزیک و آرژانتین و مصر، اکثر منابع و منافع در پایتخت است،  و به مقدار زیادی به هدر میرود،  و حتی در مناطق دور دست،  از حداقلها محرومند.  اما در دوبی و سنگاپور و  کوچک های دیگر،  وضع برعکس است.  بعضیها برای اینکه توانائیشان را جدا گانه بیازمایند،  تقسیم شدند،  مثل شوروی سابق و چک اسلواکی با خوشی،  و یوگسلاوی به ناخوشی.  بعضی مردم میگویند،  تاریخ و فرهنگ مشترک داریم مانند،  ایران و عراق و افغانستان،  داشتن اینها دلیلی  برای ایجاد اوضاع خوبتر نیست. آمریکا و اروپای غربی،  با اختلاف طبقاتی سرسام آور وضع دیگری دارند.
عکس تاریخی بازار تهران ،  حدود 1310 خورشید،  عکس شماره 458 .
جامعه شناسی تاریخی
      وقتی صحبت از تاریخ و زمان خا صی می کنیم،  باید زندگی،  دین و بینش و سرمایه مردم با  تمام  بود و نبود، در آن زمان و آن دوره و تاریخ را درک کنیم و ببینیم.  مثلا اگر می شنویم کنگو یا زئیر سابق،  که بنظرمان کشوری سیاهپوست،  و جنگلی و فقیر و حتی وحشی و آدمخور،  می آید،  ولی همین کشور امروز با اینکه نصف جمعیت ایران را دارد،  در استفاده از اینترنت از ایران خیلی جلوتر،  و فروش نوت بوک در آنجا دو برابر ایرانه!،  مثال های دیگر،  ایران بعد از اسلام اکثرا در دست دولت شهرها و مردم اداره میشد،  که خوانین و روسای طوایف و ایلها قدرت اصلی را داشتند،  و سلسله های پادشاهی،  پشت سر هم با اولین قدرتمندش که پادشاه بود، می آمد و با ولیعهدش که مثل  بعضی از بچه های امروزی لوس بود، میرفت.  حا ل ما فکر میکنیم،  تمرکزی بود،  و پادشاهی بود و دولت و دستک و مرزی بود،  فقط ایران زمین  با  شرایط خاص خودش بود.  دولت  صفویه با کمک مشاوران خارجی و توپ و دین،  وحدتی و حکومتی و مرزی،  و دولت نسبتا خوبی تشکیل داد،  و سپس، در مقابل معاملات استعمار گران فرو ریخت.  این دوره را نیز باید با  زندگی و دین و بینش،  و سرمایه مردم،  در زمان خودش بررسی کرد.  جامعه شناسی تاریخی مهمتر از تاریخ نگاری داستانیست.  آیا میشود،  اسکندر و چنگیز دروغی،  ایران،  یا در واقع دشمنانشان را شکست دهند،  و هم دین و مسلک آنان  شوند؟  آیا  بنظر واقعیست؟  کمی تحقیق واقی کنید و بیاندیشید.
      گذر تاریخی ایران از  فئودالی به بورژوازی،  بسیار کوتاه بوده،  و انقلاب مشروطیت اولین حرکت بورژوازی، و حکومت رضا شاه اولین دولت بورژوازی است. این مسیر تاریخی در اروپا با دوره های اومانیستی،  و رنسانس،  و بیش از ۵۰۰ سال طول کشید،  و آن  نیز بدور از دخالت خارجی و استعمار بود.  ولی شیوه رضا شاهی بسوی فئودالی، و حکومت مرکزی رفت،  و خواست بورژوازی در نیامد.  با ورود متفقین جنگ دوم و از دل آن،  بورژوازی و فئودالی متمایل به دکتر مصدق بیرون آمد.  در دو سا ل دولت مصدق،  از ترس کمونیست و اسلام،  و مردم،  فکر شاهی را نابود نکرده،  و کج دار و مریض نگه داشته،  امکان مجدد ورود استعمار را که،  در توافق های بین المللی خارج شده بودند،  و با همان قبیل توافقها دوباره آمدند.  سرطان به جان ایران افتاد ولی در این زمان فئودالی پس افتاد،  و اما فکر آن باقی بود،  و هرگز  فکر عملی بورژوازی بوجود نیامد.  و مردم به خود،  و مسایل کوچک با زیر بنای فئودالی فکرشان بود. همه بندگان آزاد شده از روستاها به شهرها آمده،  و هر کسی می خواست خانی باشد،  و با درآمد نفت به خانه ای بهتر و ماشینی و تعدادی تیر و تخته،  و دیدشان مانند چشم هم چشمی بود.  همان ترس های همیشگی باعث شده،  دولتیان به روشنگری دست نزنند،  و مردم به گذشته امثال قاجار فکر می کردند.
   دوره های تاریخی > ۱ : رمه های ا نسا ن اولیه (چند ده هزارسال).  ۲ :  شاه خداست (چند هزار سال).  ۳   : ارتجاع دینی  و فئودا لی (هزار سال ). ( دوره چهار صد ساله حرکت فکری ایرانیان از ۸۰۰ تا۱۳۰۰ میلادی و خدمت عظیم  و اصلی به علم و تمدن  جهان در میانه این دوره ) .  ۴ : بورژوازی محلی (سیصد سال ). ( آغاز حرکتهای فکری بشر ).  ۵ :  بورژوازی ملی ( یکصدسال )  ( شکل گیری  عملی وعلمی  فکری بشر ) . ۶ : پیدایش  سوسیالیسم و کمونیست و استعمار . ۷ : پیدایش سرمایه داری فرا ملی چند روز، بعد از پایان جنگ دوم جهانی، و شروع جنگ اقتصادی سرمایه داری فراملی با  ماقبل آن،  مشروح در اینجا.
   یک پرسش:  آیا  ؟  هما نطور که عده ای  دانشمند و عالم شیعی ایرانی که با برنامه ها،  و نقشه های بسیار جالب، عده ای به نام مغول را به ایران آوردند،  و سپس ایران آن دوره را از ثنی بودن خارج کرده،  و ایران را شیعه کرده و بدین ترتیب، هویتی خاص به ایران بخشیده،  و بغداد را به یغما بردند.  آیا همان قبیل نقشه در حال تکرار است؟  در آن زمان همراه مغول قبایل مختلف و اشرارهم،  به ایران آمدند،  از بدو پیدایش بشر این مهاجرتها کم و بیش بوده.  
   هم میهن عزیزی نظر نوشته از اومانیسم و رنسانس بنویس، عزیزان بنظرم ما نداشتیم و کلاً علت سرگردانی تاریخی و زیستی ما همینه و این وبلاگ به نوعی، میتواند پایه گذاری باشد،  تا به شیوه این قرن، و زمانی کمتر از یک نسل دست به دست هم با فرهنگمان گامی فراتر از گیتی رویم،  و بدین منظور پس از معرفی کامل این وبلاگ،  در آینده ای نزدیک به آن می پردازم.
   ایران  جاویدان ــ  مدتهاست میشنویم ایران در خطر است.  ایران از بدو تاریخش در خطر بوده،  شرایط جغرافیائیش اینطور است،  مردمش این را میخواهند،  و روزگاری وسیعتر و ثروتمند و گاهی فقیر و کوچکتر،  و حتی چند کشور بوده،  ولی همیشه بوده،  و در طول زمان ۵۰  سلسله و حکومت و اشغالگر، را بهم ریخته و سربریده.  امروز هم میگویند ایران در خطر است،  آنها از راز ماندگاری ایران خبر ندارند،  یا بهتر بگوییم علم ایران شناسی نمیدانند.  ایران ما نام یک ملت است،  جمع اقوامیست که در فلات ایران و اطراف آنند.  اقوامی که،  نوروز را جشن می گیرند،  اقوامی که فرهنگ مشترک  دارند.  این مهم نیست که در کدام کشور و کجایند،  و چه زبانی دارند،  این مهم است،  که فقط اینها نوروز دارند.   
   جنگ سرمایه ها ــ  امروزه سرمایه داری نوین جهانی،  که نماد آن بورسها،  و از میان آنها شرکتها و بانک های فراملیتی است،  که سرمایه آنها حتی از حداقل جیب فقرای کشور های فقیر،  که در بانکی و شرکتی و دولتی پولی دارند،  و از آن طریق ناخواسته به بازار های بورس راه یافته،  و بزرگ سرمایه داران ممالک ثروتمند تشکیل شده است.  این سرمایه داری فراملیتی،  بمنظور حفظش مجبور است، شاهرگ های حیاطی این کره خاکی را در دست داشته باشد.  یکی از این مراکز،  کشور های خلیج فارس و نفت است.  این سرمایه داری،  که قسمت اعظم آن مجازیست،  نیاز به یک سخت افزار  مهم  برای  حفظش دارد،  و چه نیرویی بهتر از آمریکا،  که در این بین بیشترین امتیازها را دارد،  و بنابر این مقابله با آن رودر رویی با سرمایه داری فراملیتی است،  که در پایان جنگ جهانی دوم،  با فروش سهام گروپ آلمان در دنیا،  که ایران هم خرید شروع شد.
      دیگر سرمایه داری سنتی است،  که معرف همه است.  جنگ ویتنام و پایان آن،  و ورود سرمایه  فراملی به کشور چین سرمایه داری سنتی، رو به افول رفت و آخرین آنها،  در چند جای دنیا نیز طی چند سال آینده فرو میریزد.  برخورد این دو نیرو، تتمه سرمایه داری سنتی و نوین،  کشتار و خرابی بیشتر در جهان دارد.  باید از روشنفکران و دانایان،  با آزادی عمل کمک خواست،  تا این موارد را تحقیق و تحلیل کننئد.  اشتباه در این مورد قدرت نمایی آمریکا و سرمایه داری نوین فرا ملی،  و سرکوب مردم  جهان در پی دارد.   
عشق و مهر و دوستی و معرفت ایرانی
      بعضی مردم  مخصوصا جوانان می گویند،  تاریخ به چه درد ما می خورد،  به ما چه که در گذشته  چه اتفاقی افتاده.  باید  به آنها گفت از همان دروغ های گذشته است،  که دشمن هر چه بخواهد،  برای ما می سازد و می آورد،  مانند فیلم 300 ،  اگر ما دروغها را چشم و گوش بسته بپذیریم،  و باور داشته باشیم و تحقیق علمی نکنیم،  براحتی با دروغ های بزرگتر،  مصیبت هایی برایمان می آورند،  که تصورش را هم نمی کنیم.  این دروغها در تاریخ ماست،  که باعث دلخوری و ناراحتی میشود،  و خیلیها را از تاریخ بیزار می کند.  دشمنان با این دروغها،  که تمام تاریخ ما را پر کرده؛  می خواهند مردم سرزمین های ایران و قاره کهن،  احساس حقارت کنند.  تاریخ ما شیرین و پر از دلاوریها، و مردانگی ها و از خود گذشتگی هاست،  تاریخ واقعی ما غیر از این داستان های دروغیست،  که تاکنون خوانده و شنیده ا یم،  تاریخ  واقعی ما پر از عشق و مهر و صفاست.
ما ایرانی ها 300 ملیون نفـریم
     52 سال پیش در خانواده ای بدنیا آمدم،  که از جد و آباد سیاسی و تاریخی بودند،  مشروح در اینجا،  و داستان های بسیار از قدیم های فامیل شنیده ام،  که به مرور در وبلاگم مینویسم،  بنابر این ذهنم از همان کودکی در تاریخ و سیاست بوده،  و در این زندگی بیش از نیم قرنیم،  خیلی از مکان های تاریخی را دیدم،  مشروح در اینجا،  و بسیاری کتابها و مقالات را خوانده ام،  گردش های جالبی هم داشتم،  مثلا سی دو سال پیش در تابستان 1354،  شبی را تنها در برج ارک بم خوابیدم،  و در راه قلعه ها و برجها و غارها،  داستانها دارم،  در اینجا.  وقتی از تاریخ می گویم،  مثل آدم هایی،  که آنچه خوانده اند و فکر می کنند تمام علم تاریخ همان است،  نیستم،  این آثار و کتابها فقط می گویند تاریخ بوده و وجود داشته است،  اما چگونه؟.  حتی بعضی آنقدر به اشتباه از ایران باستان می دانند،  که می پندارند،  ایران چون کشور آمریکای امروزی بوده و چنین شده.
      در 5 سالگی کوچ عظیم عشایر فارس و لرستان را دیده ام،  که امروزه نمی بینیم،  مشروح در اینجا،  یک قرن  پیش هر آنچه بودیم تا عمق تاریخ تقریبا همان بودیم.  اگر نادر شاه به هند لشکر کشید،  در ذهن خودش می خواست کار تاریخ را تمام کند،  ولی  واقعیت های این لشکر کشی چیز دیگری شد.  اکثرا ما هم می خواهیم کاری کنیم،  ولی  برنامه و حرکت و انجام و سر انجام،  بکلی با هم متفاوتند.  این  نوشته ها در وبلاگم احساسی،  اتفاقی یا از ناآگاهی نیست. در گذشته برداشت حرکت زمان کند،  و دور تر ها کند تر بود،  ولی امروزه با  جدید های علم،  زمان سریع می گذرد.  جهان سرمایه داری نوین فرا ملیتی به سر پرستی آمریکا،  نقشه ای واقعی برای تیغ و جغرافیا دارد،  و  ناسیو نالیسم ایرانی،  در هر کشوری و هر کجای دنیا و با هر سرنوشتی، هر چه واقعی تر به تاریخ  بنگرد،  جغرافیا را حفظ می کنند،  که هیچ بلکه تمام، 300  میلیون نفر نوروزیها را یکی می کنیم.
      با وجود دشمنی قوی به سر کردگی سرمایه داری آمریکا و انگلیس،  و ده ها تلویزیون و غیره،  و تبلیغات گسترده آنها،  ما برای نگرشی نو به واقعیت های ملتها و کشور های ایرانی در جهان،  لازم  است تعریف واقعی و جدید و بر گرفته از خواست همه،  از ایران و ایرانی داشته باشیم،  سپردن این مهم به تاریخ،  و کوچک شمردن آن حتی در اندازه مجلس یک کشور،  خواست همان دشمنی است،  که این وبلاگ برای مقابله با آنها است.  هر چند این کمه،  اما امید ایرانیم زیاده.  پیدایش همه علوم از ایران  بوده،  مشروح در اینجا،  و در این باره هیچ کس "نه" نمیتواند بگوید،  علتش هم واضح است،  بطور کلی:  جغرافیا و اولین حرکت های کوچ بشری و وجود چهار فصل سال.  اما نداشتن تعریف واقعی از هر علم،  و پندار اینکه دیگه آخرشه،  در طول تاریخ بقیه و بسیاری کارها را به دیگران سپردیم.  با پیدایش توپ و نیرنگ، از استعمارچیها جا ماندیم،  و نباید بگزاریم این آخرین نیرنگ رو دشمن تموم کنه.   یکبار دیگر، تاریخ  دفاع از حقانیت بشر را به ایرانی  سپرده،  این بار در مقابل سرمایه داری غربی و امپریالیسم نو،  و ایران محور جهان  شده است.
   پرسش از عموم:  آیا زبان  فارسی میتواند همبستگی و علوم امروزی را برای دفاع از این حقانیت، و حفظ 300  ملیون ایرانی را  بیاورد؟
   ــ  در صورت نشناختن واقعیت های جهان،  باید تیغ بر جغرافیا  را بپذیریم.
آیا ایرانی ها برده بودند
      در خیلی از دروغ نامه ها می خوانیم،  که در زمان مغولان و اعراب و گاهی دیگران ایرانیان را اسیر می کردند،  و در بازار برده می فروختند،  و کلی چاخان های مختلف دیگر خوانده ایم.  من یک پرسش دارم،  که در واقع آزمایش کمی علمی هم می باشد،  خودتان،  بله خود شما که دارید این را می خوانید،  خود را در آن گذشته ها فرض کنید،  با همان فضا دقت کنید،  با همه چیز تاریخیش،  و اسیر شده اید در دست عربی یا مغولی یا بیابانی دیگری،  که می گویید عقب افتاده است،  و شما متمدن و با سواد،  چه می کنید،  و چگونه رفتار می کنید؟  آیا سریع ورق را به نفع خودتان بر نمی گردانید؟  آیا اصولاً امکان هست،  شما را در بازار برده بفروشند؟  و ده ها سئوال دیگر از خود بپرسید.  و از خود بپرسید چرا اجازه میدهید اینهمه دروغ بخوردتان بدهند،  بپرسید مگر با دشمن ایران همدستیم که این دروغها را می پذیریم.  بپرسید کگر ایران جالیز بوده و ایرانی بادمجان،  که هر کسی بیاید و ببرد و بکشد و سرببرد؟
      برده ها که بودند؟  از زمان هخامنشیان ایرانیان پایگاهی در زنگبار داشتند،  و در زمان ساسانیان و پس از آن در زمان خلفا این مکان به یک شهر ایرانی نشین تجارت پیشه تبدیل شد،  که خود داستانی دارد،  و بزودی درباره آنها می نویسم.  اعراب بازرگان برده،  در این مکان بچه های چهار و پنچ ساله  قاره را می خریدند،  و به خلیج فارس می فرستادند،  و به فروش می رساندند،  صاحبانشان آنها را در ده سالگی اخته می کردند،  و چون این جزیره در اختیار ایرانی ها بود،  نام های فارسی برای این برده های کوچک می گذاشتند.  بقیه این ماجرا های تاریخی را احتمالاً می دانید،  و در صورت لزوم بیشتر مینویسم.
جنگ، تحریم، جدایی
      ما ایرانی ها هر چه بخواهیم از سیاست دوری کنیم،  و یا بی خیال این حرفها باشیم،  نمیشه چون بلاخره ایرانی هستیم،  و داریم حرف باران این موضوعات میشویم.  حتی اگر شخصی خیلی بی خیال هم باشد،  در تاکسی و بازار و هنگام خرید و پول دادن،  با این بمب های کلامی سرو کار داره،  و….  ایران عزیز ما مانند سابقه تاریخیش یکبار دیگه دارد دچار حادثه میشود.  چگونه باید این مسیر تاریخ رو با کمترین خسارت و احتمالاً با برداشت خوب بگذرانیم.  کشور ما با جغرافیای منحصر بفرد از دیرباز ماجرا زیاد داشته،  و گاه خیلی خوب و گاه بد گذشته است.   امروزه با اینهمه امکانات انسانی و علمی باید نمره خوبی بگیریم.
      بسیاری از عزیزان ایرانی در کارها  و برنامه های تحلیلی هستند،  اما با اختلاف مالی بسیار،  یکی میلیارد دلاری پول نفت داره و یکی هم مثل من،  پول اینترنت هم به زحمت دارد،  ولی عشق ایران زیاد دارم،  و باید مسائلی را در نظر بگیریم،  در بخش های مختلف این وبلاگ گفتم،  و خواهم گفت،  مثل  نفوذ دشمن و لابی دشمن در بعضی جاها و فکر های ایرانی و با امکانات وسیعی که دردست دارد،  و روش شناخت ترفند ها و برنامه های دشمن با دیدی جدید به سرنوشت.  دشمن ما جانوری است که می خواهد به هر صورت ایران بزرگ را مطابق برنامه خودش خرد کند.  یکی از برنامه های او غرش پوشالیش است،  که تلاش های بسیاری از بابت اجرای آن انجام می دهند،  لابی های او در چین و اینطرف و آنطرف کاری میکنند،  که ما می پنداریم به حال ماست ولی با احتمال زیاد ضد ماست.
      در جا هایی می گویند دریا رفت،  پست دیگری نوشته ام و یا در تلویزیونها و رادیوهای خودشان که از واشنگتن و لوس آنجلس پخش میشود،  دائم می گویند جنگ میشه،  مردم علیه جنگ بپاخیزید،  اینجاست که ما باید بیاندیشیم جریان چیست؟  آیا قدرت لابی آنهاست؟  آیا می خواهند ما را ترسو از جنگ معرفی کنند،  تا روحیه ازدست رفته نیروهایشان را باز گردانند؟  یا می خواهند زمان بدست آورند تا نیروهای منطقه ای خودشان را آماده کنند؟  باید در این مسائل مشورت ملی صورت گیرد و خوب اندیشید و سپس اقدامی کرد.  توانایی نفوذ سیاسی و لابیگری عربستان سعودی و ترکیه و پاکستان در آمریکا و اروپا و غرب آسیا چقدر است؟  ما در تاریخ واقعی ایران هیچ زمانی از جنگ نهراسیده ایم،  در پست دیگری نوشته ام،  و گفته ام دشمن اگر جرات داری بیا جلو.
   توجه  و  مهم ــ  اینک که دشمنان ما در مسیر سرمایه داری فراملی به ابتکار نظم نوین جهانی پوشالی دست آویزند،  و به برکت شعور کوته فکرانه خود،  ملیتها و قومیت های الکی ابداع کرده اند،  و سعی در نفی ما دارند،  همچنین عده ای هم میهن عزیز خسته از زندگی در سرزمین ایران بزرگ و داخل ایران به گمان رویایی بهتر بسویشان بی دلیل امید بسته اند،  وظیفه ایرانی های وطن پرست است،  که با دانشی بیشتر و فرا مرتبه از دشمنان،  بسوی اتحاد بزرگ و ملی در اندازه وسعت و قدرت هخامنشیان دست زنند.  بسوی واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی در این وبلاگ بروید.
سبز= جنگل های شمال ایران، سفید= آسمان شفاف مرکز ایران، قرمز= سرخی فجر خلیج فارس
    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
ارگ   http://arq.ir
 
این نوشته در عمومی ایران, عمومی جهان ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.