جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 107

جالب خواندنی شنیدنی دیدنی از اینترنت 107
مطلب واژه کاملاً ایرانی است،
متلب = مت + لب = مت = کنده کاری + لب = تکه حاشیه،  مشروح در اینجا.
   عکس جلد کتاب تصاویر های سه بعدی شاهنامه فردوسی،  که توسط آیدین سلسبیلی،  به روش واقع نمایانه و سه بعدی تصویر سازی شده است،  عکس شماره 2601.
 گوت یا سیاه چادر
      گوت یا سیاه چادر،  به زبان های بختیار و سنگسری = گوت،  گوتها همان عشایری هستند،  که در هزاره چهار و پنچ خورشیدی ایرانی،  به اروپا کوچ کردند،  و تا اسپانیا رفتند،  به تاریخ اقوام ایرانی مراجعه شود،  سیاه چادر همانا خانه عشایر است،  که بایستی ضمن استحکام و ماندگاری در برابر تابش آفتاب و سرما،  از ساکنین چادر در مقابل خطرات گوناگون محافظت کند.  گوت یا سیاه چادر عشایر ایران،  از پشم بز بافته می ‌شود،  ولی متأسفانه از ابتدای قرن 21،  این هنر دارد از بین می رود .
   عکس تاریخی از سیاه چادر یا گوت،  در جاده هراز حدود 1310 خورشیدی،   گوت = چادر سیاه،  یا عشایر چادر سیاه ایرانی،  عکس شماره 1225.
      تقسیمات داخلی سیاه چادر همسان معماری ایرانی است،  فضای داخل چادر را به محل میهمانان،  خانواده و آشپزخانه تقکیک می ‌کنند .  دست بافته‌ها و آویزه ‌های بسیاری،  که دارای نقش و رنگ هستند،  در داخل چادرها کاربرد دارند.
هولوکاست عجیب ایرانی
توسط شخصی و عده ای ادعا شده است،  که در ایران هولوکاست اتفاق افتاده است،  و 9 تا 10 میلیون ایرانی،  یعنی نیمی از جمعیت،  طی سال ‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ با وجود اعلام بی ‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول،  به دست انگلستان کشته شده اند.  یکی از این ادعاها کتاب «قحطی بزرگ» نوشته‌ دکتر محمد قلی مجد است،  استناد او به اظهارات شاهدان،  و برخی اسناد تاریخی در دسترس بوده است،  ولی در هر صورت مستندات کافی ندارد.
   نقد و ایراد این ادعا
   ۱ ــ  هولوکاست به نسل ‌کشی و کشتار برنامه ‌ریزی شده انسان‌ها به دلایلی خاص اطلاق می‌ شود،  که در این مورد اصولاً این نام وجاهت ندارد.  همچنین عکس مربوط به این ادعا جعلی و مربوط به نسل‌ کشی ارامنه در دولت عثمانی است.
   ۲ ــ  در تاریخ فوق در ایران سیستم آمارگیری شکل نگرفته بوده،  و تمامی آمار های موجود بر اساس شاخص‌ها و برآورد های بعدی است.  طبق برآورد رسمی مرکز آمار ایران،  کل جمعیت ایران در آن سال‌ها بین نه تا ده میلیون نفر بوده است،  لذا بر اساس این ادعا تعداد مرگ و میر،  بیش از جمعیت ایران ذکر شده است.
   3 ــ  تمامی این ادعا های غیر مستند،  از همان کتاب قحطی بزرگ سرچشمه می ‌گیرد،  این کتاب بنا به ادعای نویسنده اش،  از اسناد منتشر شده‌ امریکا نشأت گرفته،  اما مرجع علمی آن را تأیید نمی‌ کند.  اسناد طبقه ‌بندی شده‌ بریتانیا (همان ‌گونه که از نامش پیداست) اصولاً قابل دسترسی برای ایشان نبوده.  همچنین مورخ دیگر بر اساس مستندات دیگر،  این نظرات را تأیید نکرده،  و البته نوشته است،  مستند داخلی از مجموعه‌ مورخان و نویسندگان ایرانی در آن سال ‌ها موجود نیست.
   4 ــ  استفاده مجد از خاطرات پدرش،  محمدعلی مجد،  مرز های بین خاطره و تاریخ را کمرنگ کرده،  و هدف مستقل بودن تاریخ را زیر سؤال می برد،  ولی او این کار را خیلی خلاقانه انجام می دهد،  برخی نقل قول های خانوادگی او به روایت های کتاب ضربه می زند.
   5 ــ  بعضی وب های داخلی،  مانند دکتر مجد،  دول انگلیس و امریکا را مسئول لاپوشانی این آمار دانسته اند،  و معتقدند رقم واقعی بیش از این بوده است،  اما به جهت ممانعت از تعقیب قضایی در دادگاه‌ های بین‌اللملی،  هیچ ‌گاه منتشر نشده است.  برای این ادعا نیز مستندات کافی ارائه نشده،  و گویا بر توهم توطئه و سیاسی‌ کاری تکیه شده است.
   6 ــ  برخی منتقدان کتاب دکتر مجد،  تحقیقات او را جهت ‌دار و فاقد بی ‌طرفی دانسته ‌اند،  آنها او را متهم کرده‌ اند،  که اسنادی را انتخاب کرده،  که به شکلی جهت ‌دار حرف او را اثبات کند،  و کل اسناد موجود را استفاده نکرده است.
   7 ــ  در تاریخ شفاهی ما نیز به این مسئله اشاره نشده است،  در واقع کشته شدن نیمی از مردم یک کشور در حافظه ملت خواهد ماند،  و سینه به سینه نقل خواهد شد.
   8 ــ  شایان ذکر است،  که قرارداد معروف ۱۹۱۹ با انگلیس،  تقریباً همزمان با این ادعا اتفاق افتاده،  و یک پای این قرارداد ننگین هم دولت بریتانیا بوده است.  این واقعه به صورت کامل در تاریخ آمده،  و بزرگانی همچون:  مصدق، دولت آبادی، مشیرالدوله و عبدالله مستوفی،  در این باره مبارزاتی داشته اند.  چگونه وقتی ریز اتفاقات این قرارداد کاملاً موجود است،  با وجود چنین افراد با سابقه ای در آن دوران،  چنین فاجعه ای با این ابعاد از خاطرات و اسناد محو شده باشد.
    گرچه در خاطرات برخی از آنها به قحطی در آن ایام اشاراتی شده،  اما ارقام ابداً به چند میلیون نزدیک نیست.  همچنین باید گفت کشور پهناوری همچون ایران،  همواره بستر قحطی‌ های منطقه‌ ای و محدود بوده است،  لذا خاطرات غیر مستند را نمی‌توان به کل کشور تعمیم داد.
   9 ــ  تا 1320 شهر های بزرگ ایران محتاج تولیدات شهر های کوچک و روستا بودند،  و شبکه تولید و توزیع در درازای تاریخ بصورت مردمی شکل گرفته بود،  و ایران نیاز به واردات کلی مواد غذایی نداشت،  که هیچ،  بلکه یکی از عمده صادر کنندگان گوشت و لبنیات بود.  در روستاها و شهر های کوچک،  که بیش از 90 درصد جمعیت ایران را تشکیل می دادند،  بدلیل دوری از یکدیگر،  و نداشتن راه های ارتباطی مناسب،  شرایط زندگی خودشان را داشتند،  و کمتر به یکدیگر و مراکز وابسته بودند.
   10 ــ  مسلماً در این سال‌ها مرگ و میر های جدی ناشی از قحطی و بیماری‌ های واگیر وجود داشته است،  که این قحطی جدای از وقوع جنگ جهانی اول ناشی از عوامل طبیعی همچون خشک‌ سالی نیز بوده است.  نمی‌توان نقش عوامل اشغال کننده از جمله روسیه و انگلیس را در کمبود غذا و دارو نادیده گرفت،  به نظر می‌رسد این نُه میلیون چند تایی صفر اضافه دارد.
   11 ــ  اگر ایران قبل از جنگ جهانی دوم 20 میلیون جمعیت داشت،  باید اثرات شهر نشینی و اداری آنها وجود می داشت،  ولی اثرات تاریخی جمعیتی 8 تا 10 میلیون بخوبی دیده می شود….
   عکس یک کاروانسرا در حدود 1310 خورشیدی،  عکس شماره 1236.  این عکس بخوبی نشان می دهد،  که تجارت و تبادل کالا در ایران چگونه بوده است،  مشروح در تاریخ بازرگانی در ایران،  و همچنین در تاریخ حمل و نقل در ایران.
جنگ چریکی پروکسی ها
      فیل + (تر) شکن هایی که مستقیم توسط سازمان سیا،  صدای آمریکا، رادیو فردا، صدای آلمان و…،  و نیز سایت های ایرانی از چپ و راست،  آدرس میدهند،  ساخته سازمان سیا است،  کلیه مراسلات اینترنتی شامل گفتگوی ویدیوئی، عکس و غیره در روی سرور های کامپیوتر سازمان سیا در آمریکا ضبط می شود،  و از میان تریلیون ها اسرار توسط ماشین جستجوی مخصوص،  در مدت چند ثانیه پیدا میشود،  سپس با نظارت مامورین ان آی سی مورد بررسی قرار می گیرند،  و برای کار دوایر سازمان های جاسوسی سیا به کار گرفته می شوند.  در استفاده از آنها،  تأمل کنید، هوشیار باشید، دقت نمایید.
   عکس های:  ادوارد اسنودن، جولیان آسانژ،  برادلی منینگ،  آمریکایی هایی،  که اولین قدم را برای افشا بخش کوچکی از اسرار و پنهان های دولت آمریکا برداشتند،  عکس شماره 5861.
      در همه ممالک سرمایه داری غربی،  مردم آزادند،  که برای رفع گرسنگی به نمایشات اعتراضی بپردازند،  و تقاضای نان کنند،  و تا دم دروازه کارخانه های تولید نان بروند،  و شعار دهند ما نان می خواهیم.  ولی حق ورود به کارخانه،  و تصاحب آن و نان هایش را ندارند،  از پشت ویترین ها تا دلشان می خواهد،  می توانند به صورت دموکراتیک و بدون خشونت شعار دهند،  و به نان های خوشمزه نگاه برادرانه کنند،  تا دلشان آب شود.  به این می گویند تعریف آزادی و دموکراسی غربی،  این نظریه متعلق به آقای جان استوارت میل،  نظریه پرداز بزرگ لیبرالیسم سرمایه داری است.  وی به شما حد و حدود تان را نشان می دهد،  آزادی مال شماست،  نان مال صاحب مغازه.  اگر از این حد تجاوز کنید،  می شوید تروریست و خشونت طلب و مستبد،  او می گوید:  پس مرگ بر نان که تولید کننده استبداد است.
عکس نوزاد معلول شیمیایی در کشور عراق،  عکس شماره 6295.
      امپریالیستها،  و در راس آن امپریالیست آمریکا،  در عراق جنایات بیشماری کردند،  که انسان قادر به بیان آن همه کشتار و ویرانی ضد بشری نیست.  آنها حتا توسل به بمب های شیمیایی جستن،  تا اراده مقاومت مردم عراق را درهم کوبند.  کشتار مردم فلوجه با توسل به فسفر سفید،  ادامه کشتار مردم ویتنام و نوار غزه است،  که تاریخ از آن به زشتی یاد کرده و می کند.  امپریالیسم ننگی بر تاریخ تمدن است،  به امید روزی که استعمار و امپریالیسم و عوامل آنها نابود شوند و تمدن جدید جایی نداشته باشند.
هیزم شکن ترسو
    هیزم شکنی بالای رودخانه مشغول قطع کردن یک شاخه درخت بود،  تبرش  تو رودخانه افتاد.  وقتی در حال گریه کردن بود،  یک فرشته آمد و ازش پرسید:  چرا گریه می کنی؟  هیزم شکن گفت:  تبرم توی رودخونه افتاده.  فرشته رفت و با یک تبر طلایی برگشت،  و از هیزم شکن پرسید:  آیا این تبر توست؟  هیزم شکن جواب داد:  "نه"  فرشته دوباره به زیر آب رفت،  و این بار با یک تبر نقره ای برگشت،  و پرسید:  آیا این تبر توست؟  دوباره هیزم شکن جواب داد:  "نه".  فرشته باز هم به زیر آب رفت،  و این بار با یک تبر آهنی برگشت و پرسید:  آیا این تبر توست؟ جواب داد:  آره.  فرشته از صداقت مرد خوشحال شد،  و هر سه تبر را به او داد،  و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
      روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت،  با زنش کنار رودخانه راه می رفت،  زنش توی همان رودخانه افتاد.  هیزم شکن داشت گریه می کرد،  که فرشته باز هم آمد و پرسید،  که چرا گریه می کنی؟  اوه فرشته،  زنم افتاده توی آب.  فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت،  و پرسید:  زنت اینه؟  هیزم شکن فریاد زد:  آره!  فرشته عصبانی شد.  " تو تقلب کردی، این نامردیه "  هیزم شکن جواب داد :  اوه، فرشته من منو ببخش،  سوء تفاهم شده،  می دونی،  اگه به جنیفر لوپز "نه" می گفتم،  تو می رفتی و با کاترین زتاجونز می اومدی،  و باز هم اگه به کاترین زتاجونز "نه" میگفتم،  تو می رفتی و با زن خودم می اومدی،  و من هم می گفتم آره،  اونوقت تو هر سه تا رو به من می دادی.  اما فرشته،  من یه آدم فقیرم و توانایی نگهداری سه تا زن رو ندارم،  و به همین دلیل بود،  که این بار گفتم آره.
   عکس قدیمی یک هیزم شکن از روستای چلاسر و جل،   با تبر دست ساز محلی،  عکس شماره 1261.
قدیمی ترین تمبر ایران
   در سال 1247 خورشیدی برابر با 1868 میلادی،  و در دوره ناصرالدین شاه قاجار،  اولین سری تمبر رسمی ایران،  معروف به باقری،  در بلوک چهار تایی و بدون دندانه در قیمت های،  یک، دو، چهار و هشت شاهی،  با نشان رسمی دولت ایران،  که شیر و خورشید بود چاپ شد.
انسان فلورسی
      انسان فلورسی با قامت 90 سانتیمتری،  با نام علمی  Homo floresiensis گونه ‌ای منقرض‌ شده از انسان است.  بازمانده‌ هایش در جزیرهٔ فلورس کشور اندونزی به دست آمده ‌است.  کم‌ترین قدمت نمونه‌ های به دست‌ آمده حدود ۱۲۰۰۰ سال است.
   عکس جمجمه فلورسی در موزه تاریخ طبیعی آمریکا،  عکس شماره 7154،  جهت اطلاع بیشتر در جستجوها بنویسید Homo floresiensis.  جهت دیدن عکس های از مردم کوتله کنگو و آفریقا،  در اینترنت بنویسید Pygmy peoples.
کاوش های جدید در ایران
عکس کاوش‌ های باستان‌ شناسی
   عکس کاوش‌ های باستان‌ شناسی،  که از سه هفته پیش در میانه زاگرس میانی،  در محوطه  کله چندار در شمی شهر ایذه استان خوزستان آغاز شده،  و منجر به کشف ساختار های معماری نیایشگاهی احتمالا به ۲۲۰۰ سال پیش،  و به دوران ایلیمایی‌ شده است،  مشروح در اینجا،  عکس شماره 6223.
 فرهنگ کهن خراسان بزرگ 
عکس هایی از قبر های کشف شده 3700 تا 4200 سال قبل،  عکس شماره 6224.
      بیش از ۱۴ گور،  که متعلق به حدود ۴ هزار سال پیش می باشند،  در محوطه ‌ای بنام «چلو» در سه کیلومتری شهر سنخواست،  شهرستان جاجرم استان خراسان شمالی،  کشف شدند،  و سر از خاک تاریخی بیرون آوردند.  همراه آن ‌ها اشیائی دفن شده بود،  که پرده از راز فرهنگی بزرگ و بین‌المللی،  در شمال و شمالی شرقی ایران برداشت.  جهت اطلاع بیشتر در جستجو ها بنویسید:  کشف قبر های 4000 ساله در محوطه چلو.
سنگ های جالب ایکا
      ایکا نام شهری است،  که مرکز استان کواستال می باشد،  و در 300 کیلومتری شهر لیما پایتخت کشور پرو قرار دارد.  این شهر در حاشیه بیابان آتاکاما و نزدیک رودخانه ایکا بنا شده است،  جایی میان کوه و اقیانوس آرام،  و فاصله چندانی با نازکا ندارد.  در این شهر سنگ هایی یافت شده اند،  که به سنگ های ایکا معروف شده اند،  و از آثار باستانی ایکاست.  اکثر طرفداران نظریه فرازمینی ها با آن آشنایی دارند،  اما داستان این سنگ ها از نظر محققان بسیار مخدوش است،  زیرا غربیها نمی خواهند بگویند،  که مردمی از تمدن کهن جی،  آشنایی کامل با پیدایش و تاریخ زمین داشتند،  و آنها این علم و داستانها را در گذشته های دور تر به پرو منتقل کردند.
   عکس سنگ های ایکا،  عکس شماره 7067.  آنها در واقع مجموعه ای از سنگ های اندوزیتی هستند،  که سطح آنها پوشیده از تصاویر دایناسورها و فناوری پیشرفته است،  و آن را متعلق به عهد باستان می دانند.  همان طور که در تصاویر نیز پیداست،  اندازه سنگ ها متفاوت است.  مطابق ادعای هایی  سنگ ها را در حوالی شهر های اکوکاجی و ایکا یافت شده اند.  جهت اطلاع بیشتر در اینترنت بنویسید:  سنگ های ایکا یا به انگلیسی:   ica stones،  ولی تمدن کهن جی و کلنی نشین های این تمدن در ایرلند و انگلستان و دیگر نقاط جهان را بخاطر داشته باشید،  قبلاً در اینباره زیاد نوشته ام.
   ــ  دایناسور = دایو = دیو + نا = زیاد + سور = بزرگ، جشنواره،  در کل می شود دیو بزرگ بزرگ، این واژه نشان می دهد در تمدن کهن جیرفت،  از دایناسور شناخت کامل داشتند.
 
بندهشن یا بندهش
      بُنْدَهِشْن نام کتابی به زبان پهلوی است،  که تدوین نهایی آن در سدهٔ سوم هجری قمری رخ داده ‌است،  نام این کتاب در فارسی به صورت بندهش هم آمده ‌است.  نویسنده (تدوین‌ کنندهٔ نهایی) آن «فَرْنْبَغ» نام داشت،  «بندهشن» به معنی «آفرینش آغازین» یا «آفرینش بنیادین» است.  نام اصلی کتاب احتمالاً «زندآگاهی» به معنی «آگاهی مبتنی بر زند» بوده ‌است،  چنان که در ابتدای متن کتاب آمده‌ است،  این خود می‌ رساند،  که نویسنده اساس کار خود را بر تفسیر اوستا قرار داده ‌است.
      مطالب کتاب در سه محور اصلی است:  آفرینش آغازین،  شرح آفریدگان،  نسب‌نامهٔ کیانیان.  از این کتاب دو تحریر موجود است،  اولی موسوم به بندهشن هندی،  که مختصرتر است،  و دومی موسوم به بندهشن بزرگ یا ایرانی،  که مفصل‌تر است.  صفت هندی یا ایرانی از آن رو بر آن ‌دو نهاده شده ‌است،  که نسخ اولی در هند استنساخ شده ‌است،  و نسخ دومی در ایران.  جهت کتاب بندهش در جستجو ها بنویسید "دانلود کتاب بندهش"،  و این کتاب را دانلود نمایید،  یا در مقابل مراکز دانشگاهی شهر های بزرگ،  کتاب یا  DVD کتابها منجمله بندهش را بخرید.
   عکس شماره 7070 ،  عکس چپ،  جلد کتاب متن کامل بندهشن،  ترجمه مهرداد بهار.  عکس راست،  زنده یاد ملک مهرداد بهار،  تولد ۱۰ مهر ۱۳۰۹ – مرگ ۲۲ آبان ۱۳۷۳ ،  پنجمین فرزند ملک‌الشعرای بهار،  او یکی از انبوه نویسنده و پژوهشگر ایران بود.  در این وبلاگ از مهرداد بهار بسیار نام می بریم،  لازم دیدم یادی از او کنم،  جهت اطلاعات بیشتر در جستجوها بنویسید "ملک مهرداد بهار".
    داستان آسیاب های خفته در خاک
      در گذشته مردم برای آرد کردن گندم،  از آسیاب های بادی یا آبی استفاده می ‌کردند.  در مناطقی که رودخانه و جریان آب مناسب و فراوان وجود داشت،  از آسیاب های آبی برای آرد کردن گندم و جو استفاده می ‌شد.  در یکی از ییلاق های معروف چلاسر و جل بنام جنت رودبار،  با توجه به اینکه دارای سرچشمه‌ های فراوان و رودخانه‌ دائمی چالکرود است،  در گذشته سه آسیای آبی در راستای رودخانه وجود داشت،  که با جریان آب کار می کردند،  و گندم اهالی روستا های اطراف را آرد می‌ کردند.  اولین آسیاب بالا دست رودخانه بود،  که اکنون بقایای دیوار های فروریخته آن باقی مانده است.  سنگ این آسیاب،  سنگ بزرگی بود،  که نیمه شکسته یکی از آنها هنوز هم در کنار ساختمان و دیوار های فرو ریخته آسیاب به چشم می‌ خورد.  این آسیا در کنار رودخانه قرار دارد،  و در گذشته از فاصله ‌ای حدود دویست تا سیصد متر بالاتر،  آب را به یک جوی مخصوص هدایت می ‌کردند،  تا به سمت آسیاب رفته و پره‌ های چوبی را به حرکت درآورد.  آسیاب دوم به آسیاب وسط یا آسیاب داخلی معروف بود،  در بالا دست روستا قرار داشت،  و آب از ارتفاع حدود دو تا سه متر به پایین می ‌ریخت،  و سنگ آسیاب را به حرکت در می‌ آورد.  آسیاب سوم هم کمی پایین تر از آسیاب وسط قرار داشت،  که ساختمان آن تا سال‌ های اخیر موجود بود،  و اکنون آن نیز خراب شده است.
      سیستم آرد کردن گندم،  به این صورت بود،  که در بالای سنگ آسیاب سکویی بود،  و به ظرفی چوبی ختم می‌ شد،  که شیب کمی داشت،  و مقدار زیادی گندم را در آن می ‌ریختند،  در انتهای این ظرف شیب‌دار،  ناودانی چوبی بود،  که گندم را کم‌کم به بین سنگ ‌های آسیاب هدایت می‌ کرد،  و سنگ ‌بالایی آسیا توسط نیروی آب،  که با فشار به پره‌ های چوبی تعبیه شده در زیر آن برخورد می ‌کرد،  به حرکت درمی ‌آمد،  و گندم را آرد می ‌کرد.  سنگ زیرین نیز ثابت بود و سنگ بالایی متحرک،  و تمام فشار و سنگینی هم روی سنگ پایینی بود،  ولی سنگ بالایی همواره در حال چرخش صدا تولید می کرد،  گویی همواره در حال شکوه و شکایت بود،  و گویا ضرب المثل معروف "مرد آن است که در کشاکش دهر،  سنگ زیرین آسیا باشد"  از اینجا گرفته شده.
عکس بخشی از آسیاب های خراب شده ایرانی،  عکس شماره 6339.
      مزد آسیابان هم سهمی از همان آردی بود،  که صاحب گندم آرد می ‌کرد،  و مقدار آن در دوران مختلف متفاوت بوده است.  از طرفی هنگام آرد کردن گندم،  غباری که از آرد بر می ‌خواست،  و آرد بسیار نرم و مرغوبی بود،  و در کناره‌ ها و پشت سنگ آسیا جمع می ‌شد،  هم متعلق به آسیابان بود،  به هر حال آسیابانی شغل سخت و کم درآمدی بود.  وقتی که آسیاب تازه ساخته شده،  یا سنگ آن بر اثر چرخش مداوم فرسوده می شد،  لازم بود که سنگی جدید برای آن فراهم شود.  ابتدا سنگی مناسب از نظر جنس و استحکام برای آن در کوه در نظر می‌ گرفتند،  و سنگتراشی در همان محل آن را تراش می‌داد،  و به شکل و اندازه مورد نظر در می‌ آورد.  وقتی سنگ آماده می‌ شد،  روزی تعیین می ‌گردید و تعدادی حدود چهل نفر از مردان قوی هیکل روستا،  چوب بزرگ و محکمی را برداشته،  و به محل سنگ می‌ رفتند،  و چوب را از سوراخ وسط سنگ رد کرده،  و آن را طی مراسمی با صلوات و ذکر نام خدا و… تا محل آسیاب حمل کرده،  و آن را در جای خود نصب می ‌کردند.
      از معایب آسیاب های آبی قدیمی،  این بود که کار به کندی صورت می ‌گرفت،  مثلا برای آرد کردن یک خروار گندم،  معادل سیصد کیلو،  بیشتر از یک شبانه روز زمان لازم بود.  آسیاب های برقی و موتوری جدید،  این کار را بسیار سریعتر انجام می‌ دهند.  اما یکی از عیب بزرگ آسیاب های برقی این است،  آردی که تولید می ‌کنند،  چون با سرعت تولید شده،  بر اثر اصطکاک داغ می ‌شود،  و روغن گندم و بسیاری از مواد مغذی و ویتامین ‌های موجود در آن،  بر اثر این حرارت از بین می ‌رود،  اما این مشکل در آسیاب های آبی وجود نداشت،  و نان تهیه شده از آردی،  که از آسیای آبی گرفته شده بود،  طعم و مزه و کیفیت بهتری داشت.
      تا نیم قرن پیش پختن نان یکی از کار های روزمره زنان زحمت کش روستا بود،  با ایجاد نانوایی ‌های امروزی،  پختن نان کم کم حذف شد،  و بصورت تفننی درآمده است.
داستان موش و مشکل
      موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید،  به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند:  تله موش مشکل توست،  به ما ربطی ندارد.  ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید،  از مرغ برایش سوپ درست کردند،  گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند،  گاو را برای مراسم ترحیم کشتند،  و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد،  و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر می کرد ….!!
عکس موش،  عکس شماره 7183 .
   عکس وضعیت نگهداری آثار،  عکس شماره 7138:  1 ــ  باقی مانده های ستون های کاخ اختصاصی بار عام کوروش بزرگ در پاسارگاد.  2 ــ  سرستون 2500 ساله شیر در پارسه.  3 ــ  بازمانده ستون های کاخ هخامنشی در شوش.  4 ــ  آخرین آدامس جویده شده توسط الکس فرگوسن در زمین باز.  چرا در خارج اینقدر ساده اندیشند.
فیلم پزشک ابن سینا
      فیلم «پزشک» با بازی «بن کینگزلی» بازیگر آمریکایی برنده‌ اسکار در نقش «ابو علی سینا»، پزشک و فیلسوف معروف ایرانی،  در اروپا به پرده سینما رفت  این فیلم اقتباس سینمایی از رمان پرفروش «پزشک» نوشته‌ نوآ گوردون» است.  فیلم «پزشک» داستان پسر یتیمی را روایت می‌کند،  که پس از مرگ مادرش بر اثر یک بیماری ناشناخته،  قسم می‌خورد پزشک شود،  و مرگ را مغلوب کند.  او به شهر اصفهان می‌رود،  تا نزد پزشک مشهور «ابن سینا» درس بخواند.  این فیلم سینمایی که در آلمان و مراکش مقابل دوربین رفته است،  تاکنون به کشور های اسپانیا،‌ آلمان، هلند و چند کشور آمریکای لاتین فروخته شده،  و مذاکرات برای نمایش آن در دیگر کشورها ادامه دارد.
     فیلیپ استولزل»، کارگردان آلمانی که «صورت شمالی» و «گوته جوان عاشق» را در کارنامه کاری خود دارد،  فیلم «پزشک» را کارگردانی کرده است.  فیلمنامه این اثر اقتباسی را «جان برگر» به نگارش درآورده است.  بن کینگزلی که نقش «ابوعلی سینا» را در این فیلم بازی بازی کرده است،  یکی از هشت بازیگر آسیایی‌الاصلی است،  که نامزد دریافت جایزه اسکار شده،  و بعد از «میوشی یومیکی» دومین بازیگر آسیایی‌الاصلی است،  که این جایزه را برده است.  وی در سال 2008 از دانشگاه « هال» دکترای افتخاری ادبیات دریافت کرد.  وی بازیگر فیلم‌ های سرشناسی چون «فهرست شیندلر» و «جزیره شاتر» است،  که در سال 1998 رییس هیات داوران جشنواره فیلم برلین بود.
عکس آگهی فیلم پزشک،  عکس شماره 7664.
      این فیلم جزء معدود فیلم هایی است،  که در مقابل اروپای طاعون زده و فقیر،  ایران را کشوری به غایت ثروتمند،  متمدن و با فرهنگ نشان می‌دهد.  فیلم بر ایران و ایرانی بودن ابن سینا و زبان فارسی تاکید خاصی دارد،  که شنیدن زبان فارسی حین فیلم برای بیننده فارسی زبان خالی از لطف نیست.  بن کینگزلی که پیش از این نیز در فیلم خانه ای از شن و مه،  در نقش سرهنگی ایرانی بازی کرده بود،  این بار نیز در نقش بزرگترین طبیب جهان قدیم،  "ابن سینا"  خوش درخشیده است.  اولویه ماریتنز،  در نقش شاه ایران نیز با کمک گرفتن از جذابیت ظاهریش،  و نقش پر زرق و برقش، پر ابهت ظاهر می‌شود.  علاوه بر داستان فیلم،  که به برهه ای از تاریخ ایران زمین می‌پردازد،  برای تماشاگر ایرانی جذابیت های فراوانی دارد.  دانستن اینکه اولین بیمارستان جهان،  اولین مدرسه پزشکی جهان،  اولین عمل آب مروارید چشم،  و اولین عمل آپاندیس جهان،  در ایران انجام گرفته است،  و دیدن همه آنها بر پرده عظیم نقره ای،  یسیار غرور آفرین است،  درست برعکس فیلم 300 جدید،  که در پائین تر از آن نوشته ام.
فرزندان ایران زمین
   درود،  در طول این چند روز،  بارها و بارها این عکس ناراحت کننده را در فیسبوک و خبرگزاری های مختلف دیده ایم،  و مطالب متنوعی در اینباره خوانده ایم،  و هر شخصی از زاویه ای به آن نگریسته و نوشته است.  همانگونه که اگر مشکلی برای فامیل و آشنا پیش آید،  ناراحت می شویم،  خود بخود هر ایرانی که بویی از انسانیت داشته باشد،  برای دیگر ایرانیان هم ناراحت و دل آزرده می گردد،  و موضوع را جهت رفع مشکل مطرح می کند.  در این مورد افرادی به خطا و جفا خواهان برخورد تند و خشن و انتقام جویی از اهل سنت بودند،  یا افرادی مانند آقای نوری زاد،  ساده اندیشانه تروریست های وابسته به کشور عربستان سعودی را،  با هموطنان سنّی یکی دانسته،  و دست دوستی به طرف آنها دراز کرده،  و آغوش برایشان گشوده است.
      به نظر من نگاه احساسی لطیف یا خشن به این موضوع،  هرگز مشکلی را حل نخواهد کرد،  در صورتی که اقدامات لازم توسط ملت ایران یا حکومت ایران انجام نشود،  مجددا مطابق چند سال گذشته شاهد چنین حوادثی خواهیم بود.  با توجه به اینکه گروه های تروریستی مانند گروه جنایتکار "جیش العدل" از امکانات و پول و حمایت لجستیک کشور های همسایه استفاده میکند،  فرستادن چند سرباز وظیفه بی دفاع و بی پناه،  در آن کویر و بیایان های وسیع،  به مسلخ فرستادن فرزندان مظلوم ایران است.  در طول سال های گذشته بر همگان ثابت شده است،  که این جنگی تمام عیار و غیر متعارف و غیر کلاسیک است،  که پیروزی در آن از توان و قدرت نیروی انتظامی و تعدادی سرباز وظیفه با آموزش و امکانات محدود خارج است.
عکس سربازان ایران در گروگان گیری بدست تروریست های جیش العدل،  عکس شماره 7663.
      ما ملت ایران تنها شده ایم،  و مطابق تمام تاریخ شکوهمند خود،  باید به رفع مشکل بپردازیم،  هر چند که ممکن است فکر کنیم،  از توان ما یا هر یک از ما خارج است.  ولی اینگونه نیست،  با کمی هوشیاری و دقت و برنامه های پایه ای،  می توانیم کار های بزرگی را انجام دهیم،  در غیر اینصورت برایمان کار هایی خواهند کرد کارستان.  دولت پاکستان که در واقع در دست نظامیان است،  بوی گاز و نفت ایران آنها گیج کرده،  و کشور عربستان نیز بر پایه دروغ های تاریخی،  داعیه تاریخی بر ایران را دارد.  آنها با پول فراوان انواع سلاحها تهیه کرده اند،  منجمله آواکس،  و با آن تمام مخابرات مرزی را کنترل می کنند،  منجمله تلفن های همراه سربازان را.  بسیاری به اشتباه می گویند عربستان اینهمه سلاحی که تهیه کرده نیروی متخصص و نظامی برای استفاده از آنها را ندارد،  ولی دارد و خوب هم دارد.  توجه فرمایید غفلت از این موضوعها صدمات غیر قابل جبرانی به ایران و ایرانی وارد می کند.
عکس رقص رئیس جمهور های آمریکا و فرانسه در کشور عربستان،  عکس شماره 7196.
      در گذشته نه چندان دور در تاریخ،  یعنی تا همین 70 – 80 سال پیش یک درجه دار انگلیسی رئیس روسای را در این کشورها عوض می کرد،  و هر کاری می خواست می کرد.  ولی امروز رئیس جمهور ها باید بروند در آنجا برقصند،  و کلی قر و فر بریزند و…،  تا بلکه بتواند حداقل کار و برنامه ای پیش ببرند.  با حساب این چند دهه،  و نفت و پول،  اگر این رشد و روند ادامه پیدا کند،  تاریخ و جغرافیا در قاره کهن تعریف دیگری پیدا می کند،  بهمین جهت نباید موضوعات پیش آمده را دستکم و یا کم اهمیت دانست.
   عکس مزار محمدتقی پسیان،  عکس شماره 5744.  مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد،  و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.  "محمدتقی پسیان"،  منبع عکس اینترنت.
دشمنان تاریخ ایران
      دشمنان تاریخ ایران،  از ابتدای قرن 20 بشدت فعال شدند،  آنها با انواع ترفندها در کتاب های درسی و دانشگاهی،  در رادیو و تلویزیون،  فیلمها و مستندها و غیره،  می خواهند بگویند ایرانیها غیر ایرانی هستند،  و این آریاییها از سرزمین های دور دست شمالی به ایران آمده اند.  آنها با استفاده از دروغ و دونگ با اشاره به منابع الکی و آبکی،  از ابتدا در گوش دانش آموزان ایرانی می خوانند،  که شما غریبه این سرزمین و غاصب هستید،  شما در طول تاریخ از همه شکست خورده اید،  شما هیچ و پوچید،  نمونه در اینجا.  جوانان باهوش ایران مراقب باشید،  این نبرد نو پدید امروزه بشدت ادامه دارد،  و استعمار و امپریالیسم و با کمک عوامل خودش در این راه بشدت می کوشند.
   عکس منبع آب،  این از منابع آبکی است،  که در نوشته های تاریخی ایران بفراوانی یافت می شود،  و به آن اشاره می کنند،  عکس شماره 7198.
      این دروغها درصورتی است،  که اولین تمدن جهان در ایران بوجود آمد،  که دارای خط و فرهنگ و علم بود،  و جهان با این تمدن کهن جی،  به رشد و تکامل رسید،  و هر آنچه که امروز از زبان و خط و… در تمام گیتی وجود دارد،  ریشه در این تمدن کهن ایرانی دارد.  جوانان باهوش ایران،  دشمنان غربی و تاریخی ایران زمین هر آن ترفند جدید بکار می برند،  تا بتوانند مقاصد شوم استعماری خود را پیش ببرند،  هوشیار باشید و اغفال نشوید،  و با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید،  آماده شوید برای افشای دروغ و دونگ،  ترفند و نیرنگ دشمنان تاریخی ایران،  بویژه استعمار انگلیس و روس.
بیاد سربازان اسیر میهنم
      ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﮔﺮ:  ﺗﺮﮐﺶ ﺧﻤﭙﺎﺭﻩ ﭘﻴﺸﻮﻧﻴﺶ ﺭﻭ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ،  ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﻣﻴﮑﺮﺩ،  ﺩﻭﺭﺑﻴﻦ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﺎﻻﻱ ﺳﺮﺵ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺴﺎﺷ ﻮ ﻣﻴﺰﺩ ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﺧﺮ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﻱ؟
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﮔﻔﺖ:  ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻡ ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﻗﺘﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻂ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﻦ، ﻋﮑﺲ ﺭﻭﻱ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻧﮑﻨﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺿﺒﻂ ﻣﻴﺸه،  ﻳﻪ ﺣﺮﻑ ﺑﻬﺘﺮﻱ ﺑﮕﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻃﻨﺎﺯﻱ ﮔﻔﺖ ..ﺍﺧﻪ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻲ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﻢ ﺭﺏ ﮔﻮﺟﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ،  اﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻳﮏ سرباز.  فدای غیرت تک تکشون.
عکس یک رزمنده ایران،  امروز اینها کجایند؟  عکس شماره 7080.
میرزا کوچک خان
      در هر کشور و سرزمینی جنگ های داخلی،  بخاطر برخورد تمدن ها در ساختارهای تاریخی اجتماع صورت می گیرد،  و تمدنی که در دوران قبلی قرار دارد،  با عده ای که نمایندگان آن تمدن هستند،  از بین می روند یا شهید می شوند،  ولی این جنگ های داخلی  نباید باعث جبه گیری های قهری شود،  بلکه باید آنها را به تحقیق و تحلیل گرفت تا بتوان آینده ای بهتر را ترسیم نمود.  یاد آوری نمایم گروه های مختلف طبقاتی و اجتماعی و تاریخی ایرانی،  که در این نبردها،  کشتن و کشته شدنها بوده اند،  همه ایرانی بوده،  و چه بسا از هر دو طرف که بودند،  قهرمانان ملی و مردمی بنامی بوده،  و در تحلیل و تفسیری های مختلف،  از افتخار ایران بودند.
   عکس تابلوی در محل شهادت میرزا کوچک خان روستای خانقاه گیلوان از دهستان شال،  و توابع بخش شاهرود شهرستان خلخال،  در مرز استان گیلان با استان اردبیل.  عکس شماره 6323.
اولین اتوبوس در ایران
      اولین اتوبوس در ایران توسط یک تاجر بلژیکی در شهر رشت به کار گرفته شد،  اما به مرور زمان و با توجه به میزان کرایه،  سودآوری و زیر ساخت های حمل و نقل توجیه اقتصادی آن رد شد،  و به همین دلیل اتوبوس به کار گرفته شده به یکی از تجار ایرانی به نام (معین التجار) فروخته شد. او نیز پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد،  و با کرایه هر نفر 3 شاهی مشغول به فعالیت شد،  که به مرور زمان تقاضا برای استفاده از این خودرو بیشتر از قبل شد،  و پس از چند سال با ورود چند اتوبوس توسط تجار مختلف به شهر رونق زیادی در جا به جایی مسافر شکل گرفت.  اما اغلب اتوبوس های شاغل با توجه به مسافت طی شده از اروپا تا مقصد به کارگیری در ایران،  بعد مسافت و زمان حمل،  مستهلک بودند،  و هزینه حمل و نقل بالایی را طلب می کردند،  که در نهایت باعث پایه گذاری صنعت اتومبیل سازی در ایران شد. براین اساس اولین اتوبوس های مونتاژ شده در سال 1290 شمسی وارد تهران شدند،  که حدود 5 درصد جا به جایی مسافران آن زمان توسط 500 دستگاه اتوبوس انجام می‌گرفت.
عکس اولین اتوبوس در ایران،  عکس شماره 1266.
      در زمان صدارت وثوق الدوله در سال 1298 با توجه به افزایش نارضایتی مردم از نحوه جا به جایی مسافر،  دولتمردان بر آن شدند تا با ایجاد یک اداره به سازماندهی و نظم بخشیدن به حمل و نقل شهری بپردازند،  که پس از مدتی بحث و تفحص این اداره در بلدیه (شهرداری) پایه گذاری شد. شهرداری موظف شد قوانینی وضع کند تا تسهیلات لازم را برای مسافران ایجاد کند،  که این قوانین شامل میزان کرایه، زمان کار ناوگان، تثبیت خطوط و آیین نامه انضباطی بود.  در اولین گام شهرداری تمام اتوبوس ها را موظف به دریافت پلاک شناسایی خودرو نمود،  و در زمان کریم آقا بوذرجمهری،  جهت کنترل خطوط هر خط دارای ناظری شد،  تا بر رعایت ناوگان خطوط نظارت کند.  در شهریور سال 1320 نیز تعداد 100 دستگاه اتوبوس در تهران کار می کردند،  که حدود 90 دستگاه آن بنز بود.  در همین سال اتوبوس های «زایس» روسی وارد ایران شدند،  و در سال 1331 دولت آقای سهیلی اجازه فعالیت شرکت های خصوصی حمل و نقل را صادر کرد. منبع اینترنت.
 
شهر باستانی هترا
      هترا شهری باستانی است،  که در استان نینوا،  کشور عراق قرار دارد،  (عراق = ار = ایران + راق = کوهستان = ایران کوهستانی،  مشروح در اینجا).  هترا در ۲۹۰ کیلومتری شمال شهر بغداد و ۱۵۰ کیلومتری جنوب غرب شهر موصل قرار دارد.  اما در دوران باستان این شهر در فاصله ۵۰ کیلومتری شمال غرب پایتخت آشور باستان واقع بود.  شهر هترا دارای معماری خاصی است،  که می ‌توان سه نوع تمدن ایرانی، یونی آنی و رومیه ای را در آن دید.
عکس بخشی از شهر هترا،  عکس شماره 7038.
      هترا که شهری قلعه مانند،  یکی از معدود آثار به جا مانده از دوران اشکانی است،  و در یونسکو به ثبت رسیده است.  سرستون‌ها و سنتوری یونی آنی به جا مانده در این بنا،  نشانهٔ نزدیکی فرهنگی و جغرافیایی اشکانی و یونی آنی است.  درباره این شهر باید تحقیقات بدور از دروغ های تاریخ،  توسط جوانان متخصص ایرانی صورت پذیرد.
کاخ فراموش شده ساسان
      کاخ ساسان در 13 کیلومتری جنوب شهرسان سروستان واقع شده است.  این کاخ از دید زمانی احتمالا به بهرام پنجم ساسانی،  منسوب است.  این کاخ همانند آتشکده‌ فیروزآباد است،  ولی از آن بسیار پیچیده‌ تر و پر تاق و گنبدتر است.  اندازه‌ آن 37*43 متر است.
عکس کاخ ساسانی در شهرستان سروستان،  عکس شماره 7039.
      در این سازه‌ ساسانی به ستون‌ها و گنبدها و تاق‌ های بی همتایی در میان سازه‌ های ساسانی بر می‌ خوریم.  با توجه به زمین‌ های پیرامون این کاخ،  می‌توان گمان برد این همان نخچیرگاه بزرگی است،  که بهرام گور (فرزند یزدگرد یکم) در آن به شکار می ‌پرداخته است.
   عکس ساحل صخره ‌ای دریای مکران،  استان سیستان و بلوچستان،  در این ساحل پدیده موج فشان را می‌توان دید.  در فصل مرداد و مصادف با وزش باد های موسمی،  ارتفاع این امواج به ۱۵ متر می‌رسد.  عکس شماره 7040.
فهرست ایرانی است
      در ستون کناری،  لینک فهرست وبلاگ را قرار داده ام،  بسیاری می پندارند فهرست واژه ای عربی است،  در صورتیکه در زبان عربی ریشه یابی ندارد،  زیرا فهرست واژه ای ایرانی است.  فه اول فهمیدن به معنی آگاهی و رست به معنی رستن و روییدن است،  که در جمع می شود محل آگاه شدن رستن نوشته ها.  خود تاریخ زبان عربی ریشه در زبان کهن ایرانی دارد،  حتی آثار تاریخی مرکز کشور عربستان این موضوع را بوضوح می گوید.
   عکس بخشی از کتیبه ای که به مکعب الحمرا شهرت یافته است،  این اثر مهم تاریخی سه سال پیش در استان حائل کشور عربستان کشف شده است.  این اثر با جمع دیگری از آثار باستانی تازه کشف شده آن کشور،  در نیمه دوم 2012 و نیمه اول 2013 در اروپا و آمریکا،  با نام جاده های عربستان بنمایش گذاشته شده،  می توانید از اینترنت اطلاعات بیشتر بدست آورید.  بنا به گفته کارشناسان و مسئولان عربستانی و غربی،  در این کتیبه آثار باستانی ایران و مد (ماد) بخوبی دیده می شود.  عکس شماره 4638.
بزرگترین پیروزی تاریخ شرق بر غرب
      کسانی که فیلم اسپارتاکوس را دیده اند،  احتمالا نام کراسوس را به یاد می آورند.  کنسول مغرور رومی،  که هزاران برده نگون بخت را در دو طرف جاده های منتهی به روم،  به صلیب کشید.  بد نیست سرنوشت سیاه این ژنرال رومی را بدانید،  قابل توجه مزدوران بیگانگان در ایران، این سرنوشتی است که انتظار آنها را نیز میکشد.
      هنگامی که کراسوس قدرت خویش را در روم تثبیت نمود،  تصمیم گرفت همچون پیشینیان متجاوز خویش (همچون اسکندر خیالی)،  به سوی شرق پیشروی نماید.  بزرگترین مانع وی در شرق ایران بود،  که در آن دوران تحت حاکمیت پادشاهان اشکانی قرار داشت.  هنگامی که اُرُد شاه آن دوران ایران و سیزدهمین پادشاه اشکانی،  به این تصمیم نابخردانه کراسوس پی برد،  سفیری را به نزد وی در شهر رم فرستاد،  و او را از جنگ برحذر داشت.  سردار مغرور و گستاخ رومی در پاسخ درخواست صلح سفیر چنان پاسخ داد:  زمانی که به تیسفون آمدم،  پاسخ پادشاه شما را خواهم داد. سفیر دلاور و میهن دوست پارتی،  کف دستش را به کراسوس نشان داد و گفت:  اگر در کف دست من مویی میبینی،  تیسفون ما را هم خواهی دید.  کراسوس با تدارک سه لشکر عظیم،  به ایران حمله ور شد. این ایام مصادف بود با جشن عروسی شاهزاده ایران با دختر حاکم ارمنستان.
عکس نقاشی نبرد تاریخی،  عکس شماره 4433.
      یکی از سه لشکر روم، راه ارمنستان در پیش گرفت.  لشکر دیگر راه میان رودان و تیسفون (بغداد امروزین) را در پیش گرفت،  و خود کراسوس با لشکر سوم به سوی آذربایجان روانه شد.  ارد فرماندهی اصلی لشکر و نیز دفاع از سرزمین آذربایجان را به سورنا،  بزرگ خاندان سورن سپرد،  که تا پایان دوران ساسانی از خانواده های بزرگ ایران بودند.  این سردار دلاور با تاکتیک جنگ و گریز،  کراسوس را به میانه های سرزمین کوهستانی و پر پیچ و تاب آذربایجان کشاند،  و در یک فرصت استثنایی گروهی از بهترین سوارکاران پارتی به قلب لشگر رومی زدند،  و سر کراسوس و پسرش را از تن جدا کردند،  و بر سر نیزه ها کردند.  لشگریان رومی که از این رویداد شگفت انگیز شوکه شده بودند،  راه فرار را در پیش گرفتند،  و بسیاری از رومیها کشته و اسیر شدند.  دو لشگر دیگر نیز کاری از پیش نبردند.  سر این دو متجاوز را به کیسه ای انداختند،  و به ارمنستان بردند،  و به عنوان هدیه،  زیر پای عروس ایران انداختند.
   جالب:  از دیدگاه تاریخ نگاران،  این بزرگترین پیروزی نظامی شرق بر غرب گفته شده است.
تظاهرات یا شورش اوکراین
      بنظر من آماده سازی ها،  از مدتها پیش آماده شده بود،  برنامه ریزان این طرح،  می خواستند ابتدا در ژنو توافق با ایران انجام پذیرد،  و روسیه و چین در ژنو مقاومتی نکنند.  پس از توافق ژنو عملیات اوکراین شروع شد،  و در مدت بازی های زمستانی سوچی کشور روسیه،  عملیات اوکراین را به اوج خودش رساندند،  تا از همه جهت دست پوتین بسته باشد.  اگر ما موضوعات و مسائل تاریخی را درست تجزیه و تحلیل کنیم،  با حساب ریتم ها،  تا حدودی می توانیم آینده را پیش بینی نماییم.
عکس اعتراضات و تظاهرات آرام و خشن اوکراین،  عکس شماره 7665 .
دومین 300 مسخره
      فیلم ضد ایرانی  300  به کارگردانی «زاک اسنایدر» محصول کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر»  در سال 2006 میلادی به نمایش درآمد ، و جنجال زیادی به پا کرد.  این فیلم مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت،  و حتی برخی از رسانه ‌های غربی به این مسئله،  که این فیلم یک تحریف تاریخی کامل است،  اعتراف کردند.  قسمت جدید این فیلم هم،  که از استودیو برادران وارنر است،  در ابتدا 300 نبرد آرتمیشیا،  نام داشت،  سپس به 300 قیام یک امپراطور تغییر نام داده شد.  قسمت جدید را «نوآم مارون» متولد اسرائیل،  کارگردان فیلم های،  یک روز خوب برای مرگی سخت،  و آدم ‌های باهوش،  انجام داده است.  داستان دروغ این فیلم،  کاملا در ادامه قسمت اول ساخته شده،  و درباره مبارزه دریایی آتنی‌ها با خشایار‌شاه است.
عکس لوگوی سری جدید فیلم ۳۰۰ بنام قیام یک امپراطور،  عکس شماره 6357 .
      قیام یک امپراطور،  همچون قسمت قبلی فیلم،  بر اساس کمیک بوکی از «فرانک میلر» ساخته می‌شود.  اگر چه کمیک بوک «300»  دارای دو جلد است،  ولی مشخص نیست که «میلر» آن را به همین دو قسمت محدود کرده و یا آنکه قرار است آن را ادامه دهد.  در فیلم جدید 300،  همچون قسمت قبل،  «رودریگو ساناتورو» نقش خشایارشا را به عهده دارد.  دیگر بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش می‌کنند،  عبارتند از: «اوا گرین»، «جک اُکونل»، «اندرو تیرنان» ، «کالان مالوی»، «اندرو پلیوین».  جوانان باهوش متخصص ایران،  ضمن حفظ محیط دمکرات،  نقد و انتقاد خود را درباره این دروغها و حقه بازیها همه جا بنویسید و بگویید.
عکس قاشق چنگال ساسانی
عکس بدون شرح،  عکس شماره 5625.
 آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه 1:  اگر وبسایت ارگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه 2:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری وبلاگ بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید،  و در جهت علم مربوطه وبلاگ،  با استراتژی مشخص یاری نمایید.
   توجه 3:  مطالب وبسایت ارگ و وبلاگ گفتمان تاریخ،  توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شوند،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به اصل وبلاگ من مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
این نوشته در عمومی ایران, عمومی جهان ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.