ایران ویج خاستگاه گرین ویج

کتاب ایران ویج خاستگاه گرین ویج پژوهش آقای حمید معماری،  در راستای بررسی های نوین تاریخ ایران،  بدست توانای پژوهشگران ایرانی است،  که می خواهند هر چه زودتر از تاریخ نویسی استعماری خلاص شویم.
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
پیش نویس
کتاب ایران ویج خاستگاه گرین ویج پژوهش آقای حمید معماری،  در راستای بررسی های نوین تاریخ ایران،  بدست توانای پژوهشگران ایرانی است،  که می خواهند هر چه زودتر از تاریخ نویسی استعماری خلاص شویم.
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
تصویر جلد کتاب ایران ویج خاستگاه گرین ویج،  عکس شماره ۳۶۷۰.
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
لوگو در دانش و بینش انقلابی باشید،  عکس شماره ۱۶۱۰
این برگه پیوست لینک زیر است:
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
حمید معماری
      اگر بدنبال مفاهیم واژه هایی همچون ایران، ایرانی، پارس و پارسی، فارس و فارسی و … جایگاه و خاستگاه آن هستیم،  باید آنرا در «ایران ویج» (سرزمین نیاکان – جهان نیکان) جستجو کرد.
      معنی هر واژه ای در خود واژه نهفته است و آن هم حکایت رویدادی در زمان واقعه بوده است. جهان از جان معنی می گیرد، همانطور که ظرف از مظروف. اگر امروزه کره خاکی ما را جهان می نامند از برکت وجود جان (حیات) در آن است. واقعه، رویداد و تاریخ را جان بوجود می آورد.
      تاریخ وقایعی است که در گذشته رویداده، و بعد از سالها کسانی آنرا جمع آوری کرده و به صورت متنی بر دفتری، کتابی، لوح گلی، سفالی، سنگی و فلزی از گذشته های دور در اختیار ما قرار می گیرد. هر تاریخی قبل از اینکه نوشته شود بر بستر دیگری بنام زمین نوشته می شود. در واقع بستر زمین خود صفحات کتاب تاریخ جهان می باشد. این همان متن است که همزمان با واقعه در زمانهای متفاوت بر روی زمین ثبت شده، و بر حافظه انسانها نقش بسته و سینه به سینه به ما و شما رسیده است.
      متون باستانی ایرانی، اوستایی و پهلوی که بعلت دور بودن زمان آن استوره می نامند حکایت رویدادهایی است، که هزاران سال قبل اتفاق افتاده و در دوره هایی مکتوب شده و امروزه در اختیار ماست.
      در این متون خاستگاه اولیه ایرانیان سرزمینی به نام «ایران ویج» آمده است. نیاکان ما برای این سرزمین، در متون برجای مانده، آدرسهایی را آورده اند. انگار آنها می دانسته اند روزگاری کسانی به سراغشان خواهند آمد. از جمله این آدرس و نشانه ها، نام دریاها، رودها، کوه ها، سرزمینها و جای های دیگر، همچنین نام انسانهایی که در این زمان زندگی می کرده اند، از انسان نخستین در باور ایرانی که گیومرث و مشی و مشیانه (مانند آدم و حوا در ادیان ابراهیمی) بوده، تا دیگر انسانها از جمله هوشنگ، جمشید، فریدون و فرزندانش، …. منوچهر …. رستم و گشتاسب و اسفندیار و بهمن و زردشت، و بسیار آدرسهای دیگر.
       تاریخی که واقعیت داشته، بایست واقع شده باشد، و اگر واقع شده نامی از خود بجای می گذارد. امروزه جهان به چند بخش از جمله آسیا (آ سی آ) و آفریقا (آفریکا) و اروپا (اوروبا) و آمریکا تقسیم شده است. بدون شک هرکدام از این نامها بیان رویدادی است تاریخی.
      همچنین نام کشورها، شهرها، روستاها، رودها، کوه ها، دریاها و دشتها از اینگونه رویدادها سرچشمه می گیرند.
      در جهان امروز نامهای مشابه زیادی به چشم می خورد که مختصر تغیری که کرده، از گویش محل و تطور زبان سرچشمه می گیرد.
      نامها و جای های ایرانی با اندک تغییری در سراسر جهان پراکنده شده است و کتاب «تاریخ حضور ایرانیان در قاره آمریکا» نوشته دکتر حمید شفیع زاد خود تایید این واقعه در این گوشه ای از جهان است.
       براین اساس تاریخ ایران همچون پازلی بوده در قسمتی از سرزمین ایران کنونی، که در سراسر جهان پخش شده است. تاکنون این پازل بهم ریخته مرتب نشده، چراکه اگر گوشه ای را درست می کنیم، گوشه دیگر بهم می ریزد.
      این کتاب غالباً براساس متون باستانی ایرانی و متون نوشته شده بر بستر زمین (نام جای ها) تنظیم شده و جایگاه این تاریخ را در گوشه ای از خراسان امروزی مشخص می کند. هرچند که این متن مقدمه ای بیش نیست و در این زمینه نیازمند برسی و تحقیق مستمر است. 
      درباره جایگاه ایران ویج و زمان زندگی زردشت که با این تاریخ پیوندی بسیار نزدیک دارد چندان نظریه های گوناگون و ناسازگار ابراز شده که جوینده و پژوهنده را براستی دچار سرگردانی می کند. درباره چگونگی و کجایی زبان اوستا برداشتهای گوناگون و غالباً متناقض وجود دارد.
      در جغرافیای اساتیر و دین ایرانیان بیشتر سرزمینها و رودها و دریاچه ها و دریاها و کوه ها به ظهور نسبی با سرزمینها و رودها و دریاچه ها و دریاها و کوه های واقع در خاور ایران (خراسان) قابل تطبیق است. براین اساس غالباً معتقدند جایگاه این تاریخ در شرق ایران باید باشد.
      جهان امروز با جهان دیروز متفاوت است همچنانکه ادبیات امروز اینچنین است.
      در ادبیات امروز واژه «بد» معنی بد می دهد در صورتیکه در متون باستانی بد به معنی «خدا» آمده است!
      «یان» واژه دیگری است که در ادبیات امروز معنی هزیان و گنگ و نامفهوم و موهومات می دهد در صورتیکه در متون باستانی یان به معنی نیکی آمده است!
      در ادبیات امروز «خوار – خار» معنی پست، حقیر و ناچیز می دهد در صورتیکه خوار در متون باستانی به معنی رامش، شادی و حتی بهشت آمده است!
      براین اساس خوارزم را زمین پست معنی کرده اند، در صورتیکه خوارزم زمین خردمندان بوده است.
      همچنین باج در ادبیات امروز به معنی زورگیری است در صورتیکه در ادبیات باستان که با واج و واک همریشه است به معنی دعا و نیایش است.
      اینها نمونه تناقضاتی است که در ادبیات و تاریخ باستان وجود دارد که با فهم و عدم فهم متون اوستایی در پیوند است.
      تاریخ ایران با آخرین دوران یخبندان زمین در ۱۴۰۰۰ سال پیش در پیوند است. این دوران در زمان جمشید واقع شده است.
      تاکنون مبنای تاریخ ایران کوچ ایرانیان از سرزمینهای شمالی (بخشی از اروپا) بوده است.
      حدود پانزده سال قبل زنده یاد دکتر جهانشاه درخشانی، معمار و پژوهشگر تاریخ، کتاب «آریاییان مردم کاشی، امرد، پارس و دیگر ایرانیان» را نگاشت. او در این کتاب آنچه که تاکنون در مورد مبنای تاریخ ایران خوانده شده، رد می کند و آنرا دروغ بزرگ می داند.
      او معتقد بود که ایرانیان یا آریاییان «به ایـران» کوچ نکردند، بلکه این آریاییان از جمله همان مردمان بومیِ ساکن در ایران هستند، که «در ایـران» و «از ایـران» کوچ کردند و پراکنش یافتند.
      بیشتر منابع تاریخی، مردمان امروزه ایران را بازماندگان آریاییانی می‌دانند،  که از سرزمین‌های دور دستِ شمالی به سوی جنوب و سرزمین فعلی ایران کوچ کرده‌اند.
      تاریخ این مهاجرت‌ها از حدود ۳۰۰۰ سال تا ۵۰۰۰ سال پیش؛ و خاستگاه اولیه این مهاجرت‌ها نیز با اختلاف‌هایی در گستره وسیعی از غرب و شمال و مرکز اروپا تا شرق آسیا، حوزه دریای بالتیک، شبه‌جزیره اسکاندیناوی، دشت‌های شمال آسیای میانه و قفقاز، سیبری و حتی قطب شمال ذکر شده است. دامنه وسیع این اختلاف‌ها، خود نشان‌دهنده سستی نظریه‌ها و کمبود دلایل و برهان‌های اقامه شده برای آن است.
      شواهد باستان ‌زمین‌شناسی می‌دانیم که آخرین دوره یخبندان در کره زمین، در حدود ۱۴۰۰۰ سال پیش آغاز شده و در حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش پایان یافته است.
      بدین ترتیب در حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آب‌ و هوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز می‌شود. شواهد باستان‌زمین‌شناسی نشان می‌دهد که با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقب‌نشینی یخچال‌ها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگی‌ها افزوده می‌شود. بطوریکه در حدود ۶۰۰۰ سال تا ۵۵۰۰ سال پیش به حداکثر خود که ۴ تا ۵ برابر میزان متوسط امروزی بوده است، می‌رسد. متعاقب آن آب دریاچه‌های داخلی بالا می‌آید و به بالاترین سطح خود می‌رسد و تمامی چاله‌ها، کویرها، دره‌ها و آبراهه‌ها پر از آب می‌شوند. این دوره‌ای است که در اساطیر ملل مختلف با نام‌های گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است.
      از این زمان سرزمین ایران دارای مراتع بسیار غنی و زیستگاه‌های انبوه حیات وحش بوده است. در این منطقه برکه‌ها، آبگیرها و تالاب‌های طبیعی با آب شیرین که محل زیست انواع آبزیان و پرندگان بوده و همچنین جنگل‌های وسیع و نیزارهای متراکم وجود داشته است.
      همزمان با دوره‌ای که در فلات ایران شرایط محیط زیست بسیار مطلوب برای جوامع انسانی وجود دارد و از آن بهره‌برداری نیز می‌شود، در سراسر سرزمین سیبری و شمال آسیای میانه و شمال قفقاز که آن ناحیه‌ها را محل کوچ و مهاجرت آریاییان به حساب می‌آورند، تنها چند نمونه معدود از گورپشته یا شواهدی از زندگی غیر یکجا‌نشینی پیدا شده است، که از جمله آنها می‌توان از پناهگاه‌هایی در بخش‌های شمالی حوضه آبریز دریاچه آرال نام برد. در آن زمان، در آن سرزمین‌ها تنها سرما و یخ‌‌های باقیمانده از دوره یخبندان حکمفرما بوده و آنچه پیدا شده عموماً متعلق به عصرهای جدیدتر و کوچ ایرانیان و اقوام دیگر به آن نقاط می‌باشد.
      شواهد اسطوره ‌شناسی و متون کهن از نگاه اسطوره‌شناسی و متون کهن، افسانه توفان یادگاری از دوران پر باران و مرطوب گذشته است.
      افسانه‌ها و روایت‌های شفاهیِ نقل شده از زبان مردمان مناطق کویریِ مرکزی ایران، وجود دریایی بزرگ در جای کویر خشک امروزی را تأیید می‌کند. در اغلب آنها به دریای بزرگ، جزیره‌های متعدد، بندرگاه‌ و لنگرگاه و حتی به فانوس دریایی اشاره شده است.
      بنابراین اگر صحبت از ایران ویج می شود، در بازه زمانی بیش از ۱۰۰۰۰ سال قبل است که با وضعیت جهان و ایران امروز متفاوت است.
      متون ایرانی، اوستایی و پهلوی از آفرینش هستی، حیات (گیاه و حیوان و انسان)، جهان (زمین) سخن می گوید.
       کتاب ایران «ایران ویج خاستگاه گرین ویج» به برسی جایگاه این سرزمین در ۱۴ فصل  می پردازد.
حمید معماری – نویسنده کتاب ایران ویج خاستگاه گرین ویج
   برچسبها:  ایران ویج خاستگاه، خاستگاه گرین ویج، کتاب ایران ویج، گرین ویج، حمید معماری، دریافت کتاب.
………………
   نظر انوش راوید:  وظیفه پژوهشگران تاریخ این است،  که در باره تاریخ تحقیق کنند،  و این تحقیقها لزوماً نمی تواند یک نتیجه بدهد،  ولی باید بیشتر و بیشتر کار کرد.  علم یعنی بررسی های مختلف همراه با نظرات و پرسشها و پاسخها،  به این ترتیب علم رشد و تکامل می یابد.  اگر علم را ثابت و بدون بررسی بدانیم،  که علم نمیشود.  در نهایت باید دانشهای مختلف گرایشهای تاریخ،  در فرهنگستان ملی مردمی تاریخ ایران جمع بندی گردد.
……………..
ایران ویج خاستگاه گرین ویج
مستند های مربوط
مستند های بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید،  لینک آن در ستون کناری
در فیلم زیر استاد حمید معماری در کلبه باغ روستایی فرهنگی راویدسرا، از کتاب ایرانویج خاستگاه گرینویج می گوید:

 خشکی های زمین در آخرین دوران یخبندان، مشروح در http://arqir.com/185
……………………….
آبی= روشنفکری و فروتنی،  زرد= خرد و هوشیاری، قرمز=  عشق و پایداری،  مشروح اینجا
    توجه ۱:  اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.
   توجه ۲:  جهت یافتن مطالب،  یا پاسخ پرسش های خود،  کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید،  و مطالب را مطالعه نمایید.  در جهت دانش مربوطه وبلاگم،  با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
   توجه ۳:  مطالب وبسایت ارگ ایران،  توسط ده ها وبلاگ و تارنمای دیگر،  بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود،  از این نظر هیچ مسئله ای نیست،  و باعث خوشحالی من است.  ولی عزیزان توجه داشته باشند،  که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب،  به ارگ ایران مراجعه نمایند:  در اینجا  http://arqir.com.
ارگ ایران   http://arqir.com
 
. . جهت آینده ای بهتر،  دیدگاه خود را بیان کنید،  و در گفتگو های تاریخی شرکت کنید . .
این نوشته در تاریخ ایران ارسال و , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

۲ پاسخ به ایران ویج خاستگاه گرین ویج

  1. اشکانیان می‌گوید:

    ازجاییکه پیامبراکرم ص قیام سوشیانت را ازخراسان می داند والبته درجایی خود زرتشت گفته :پسر سوم من(کنایه از نواده وی است)در خورشیدچهر زایش می کند وهنگامیکه معنی خورشیدچهر رابررسی کنیم به کاخ خورشید که درکلات نادر است(مبنای صفرطول وعرض جغرافیایی)احتمالا زایش او درنزدیکترین شهربه کاخ خورشید یعنی کلات می باشد لذا اینکه زرتشت درخراسان بوده است کاملا منطقی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *